اخراج عکاس با عنایت به تصمیمات متخذه!

یک عکاس را به سادگی می شود اخراج کرد .
یک عکاس را می توان با عنایت به « تصمیات متخذه » می توان از حوزۀ تخصص کاری اش دور کرد .
یک عکاس را در موقعیتی که شخصیت عکاس در برهوت شعارهای حمایتی و اصالت تنهایی و نبود امنیت شغلی است می توان به امور اداری سپرد تا تسویه حساب کند .
یک عکاس را در شرایطی که سازمان ها و تشکیلات مدعی حمایت از حقوق عکاسان مشغول به خود و فعالیت خویش اند، می توان با عنایت به « تصمیات متخذه » خانه نشین کرد .
« تصمیات متخذه » عبارتی است که در ابتدای نامه ی تسلیم شده به محمد قدمعلی دبیر سابق و عکاس با سابقه شانا (روابط عمومی وزارت نفت) به کار گرفته اند تا کسوت خدمت در عکاسی را از ایشان پس بگیرند .
« تصمیات متخذه » نسخۀ دیگر همان نگاهی است که روزی آقای مهندسی فرهنگ در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای احمد ناطقی و خانه عکاسان ایران پیچید و عکاسان حماسه ساز و شجاع و دلیرمردان عرصه طرح و ایده تنها به سکوت در سایه سکوت اکتفا کردند.
« تصمیات متخذه » نام دیگر اهانتی است که به شخصیت عکاس می کنند و سکوت عکاسان در هیات مدیره انجمن های عکاسی توانسته است مشتی محکم بر دهان متخذین تصمیم بکوبد .
« تصمیات متخذه » دسترنج تلاش تمامی حسین پرتوی هایی است که عاشقانه و صادقانه در راه آرمان های نظام و انقلاب و اسلام و ایران ، تمام عمر خود را صرف می کنند و در نهایت اینچنین بدرقه می شوند .
« تصمیات متخذه » معنای دیگر بی دلیلی محض و بهانه تراشی های ناشی از یک قدرت لجام گسیخته است که هیچ مرجعی توان چرا!؟ گفتن را به ایشان ندارد .
« تصمیات متخذه » یک فال زیبا برای آینده عکاسان ایرانی است که در کمال ادعای انسانیت و باور به یک تشکل صنفی سعی می کنند سکوت را جایگزین یک « چرا؟ » ی ساده کنند .
« تصمیات متخذه » تابلوی زیبای پیکر نیمه جان و نا امیدی به نام کار گروهی، حقوق صنفی و حرکت جمعی است که انجمن های عکاسی بی هیچ ارتباطی به باقی عنوان شان و ربطی به تخصص و گرایش عکاسان ، مدعی مکرر آن هستند و با تکرار این واژه ها نانوایی هایی زده اند که گاه به قیمت شرافت خودشان و باور مخاطب ، معامله اش می کنند .
آری « تصمیمات متخذه » یک قدرت و امکان مدیریتی است برای به رخ کشیدن بی هویت شخصیت یتیم حرفه ای به نام : « عکاس ».
تعدیل و جابجایی و اخراج یک نیرو در نظام اداری یک امر کاملا عادی و ساده و البته به حق است ولی مدعیان « تصمیمات متخذه » از بهای تمام شده ای که خزانه دولت و اموال مملکت و اعتبار یک کشور و بیت المال برای تربیت یک نیروی متخصص و کار بلد و مجرب که سابقه ای درخشان و گذشته ای موفق دارد آگاه اند که اینچنین عنایت می کنند ؟
در شرایطی که مدیران تمامی سازمان ها و ادارات دولتی و خصوصی کما بیش از تاثیرات رسانه ها و تربیت نیروهای مجرب ادعای اطلاع می کنند و گاه مدیران در مراسم هایی چون روز خبرنگار و سالروز گرامی داشت شهدای رسانه و مناسبت هایی مثل دهه فجر و مرتبط با هشت سال دفاع مقدس و … از نقش عکاسان و تاثیر و نفوذ نگاه این چشمان بینا ساعت ها سخن می گویند چگونه است که می توان چنین ساده و بی دغدغه استعداد زبده و پرورش یافته ای به نام جوان را با « تصمیمات متخذه » راهی امور اداری کرد تا تسویه حساب کند؟
آیا در بلاد کفر و سرزمین های بیگانه با فرهنگ دینی و احکام انسانی و اخلاقی هم این چنین حساب خود و کار را با یک نیروی فعال و هنرمند تسویه می کنند ؟
البته زمان و تجربه و تاریخ نشان داده است که آنانی که اهل اتخاذ « تصمیمات متخذه » هستند ، در دام تصمیم گیرندگانی گرفتار می شوند که برخوردار از چنین قوه ای در تصمیم گیری اند .
در هر صورت خبر اخراج « محمد قدمعلی » از خبرگزاری شانا شاید یک رویداد سازمانی باشد و در عین حال یک حق مسلم برای مدیران تصمیم گیرنده، ولی عبارت « تصمیمان متخذه » در نامۀ تسلیمی به این عکاس بیشتر به یک شوک و هشدار شبیه است به پیکرۀ ناتوان و بی جان عکاسانی که با عنوان ریاست و عضو هیات مدیره و بازرس در تشکیلات و انجمن های عکاسی فعالیت می کنند و در برابر رفتارهایی از این جنس ناتوان از کمترین واکنش اند. واکنشی به اندازه درج یک خبر ساده و یک اطلاع رسانی معمولی .
—————————————————————————————————————————————————————————————-
ماجرا اینگونه است که محمد قدمعلی در آخرین پست ارسالی در شبکه اینستاگرام خود نوشته است : اخراج از رسانه ی نفت به خاطر اینستاگرام
چند روز پیش به خاطر یکی از پست های اینستاگرامم از کار در خبرگزاری شانا، رسانه ی اداره کل روابط عمومی وزارت نفت برکنار شدم. طی نامه ای که نه کسی مسوولیت اخراج ام را پذیرفته نه علت آن آمده است. پستی که عکسی از معاون بین الملل وزیر نفت، امیرحسین زمانی نیا بود و اتفاقا به نوعی تمجید از او. پس چند روز که از اخراجم و علت آن مطمئن شدم خواستم هم موضوع را اینجا برای دوستانم بگویم و هم خاطره ای را نقل کنم.
تیرماه 92 در میانه ی دولت آقای احمدی نژاد وقتی مسعود میرکاظمی وزیر وقت نفت را برکنار کرده بود، درحالی که برای شانا کار می کردم در جلسه ی سخنرانی محمد علی آبادی سرپرست وزارت نفت، سه عکس از خمیازه پیاپی مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت، فرمانده وقت قرارگاه خاتم و یکی دیگر از مدیران ارشد نفت روی وبلاگم منتشر کردم که باز نشر این عکس ها توسط خبرآنلاین و باز نشر خبر این سایت توسط ده ها سایت دیگر، باعث شد بلافاصله این عکس ها در مجموع روی این سایت ها ده ها هزار بار کلیک شود.
برخلاف انتظار تنها بازخوردی که از مدیرکل وقت روابط عمومی وزارت نفت داشتم چند پرسش از دفتر ایشان بود و به هیچ وجه بازخورد منفی ای نداشتم. در دولتی که تمام و کمال متهم به برخورد خشن با رسانه ها بود و هست.
از سال ها پیش از اینکه شبکه های اجتماعی امروزی فعال شود، حتی پیش از اینکه خودم دوربین دیجیتال داشته باشم روی سایتی به نام طوسی وبلاگ داشتم و پس از آن روی سایت خودم و اکنون بیشتر روی شبکه های اجتماعی هر از چندی آنچه در سر دارم می نویسم یا عکسی را نشان می دهم. حتی در سال 88 و پس از آن.
این اولین بار است که موضوعی چنین پیش پا افتاده و حتی در کمال تعجب موضوعی مثبت و در تمجید از مجموعه ای باعث چنین بازخورد احمقانه ای از سوی آن مجموعه برایم شده است.
این دو موضوع در دو دولت متفاوت و برخورد خلاف انتظار آنها بیش از هر چیز شاید ناآگاهی مدیران حکومتی فارغ از جناح و دسته بندی شان، نسبت به رسانه ها را بازگو می کند.
امید که این ماوقع خیر باشد برای شانا و البته برای من.
—————————————————————————————————————————————————————————————————————————

این عریضه اگر چه برای یکایک عکاسان جوان و پیشکسوت و دانشگاهی و علاقه مندان ، حامل پیام است ولی بهتر است بی هیچ گونه سوءبرداشتی از ذات متن و رویداد ، باوری کنیم که از عمر بسیاری از انجمن های عکاسی ما بیش از ده سال گذشته است و در محیط داخلی چنان خود را برای خود تعریف کرده اند که عظمتی ساخته پرداخته برای خویش رقم زده اند غافل از اینکه هنوز قد و قواره شخصیت یک عکاس در بخش های اداری و دولتی و کاری ما به اندازه ای است که می توان با « تصمیمات متخذه » او را به امور اداری سپرد .
بیاییم خسارت از دست دادن یک عکاس با تجربه ، یک مدیر شایسته، یه موضع تعیین کننده در عکاسی همچون خانه عکاسان ایران در سالهای دهه 70 و یک انجمن عکاسی و یک … را برآورد کنیم و اگر توانستیم قدر خسارت هر یک را محاسبه کنیم باز هم سکوت کنیم.
دقت کنیم که ثبت یک امضای نابجا و به دور از تقوا، گاهی در پای یک نامه یک قهقراست و حرکت قهقرایی را از هر کجا که لحظه ای اندیشه کنیم می توان مانع خسارت بیشتر آن شد و در غیر این صورت لذت هیجان آنی یک امضا را با « تصمیمات متخذه » می توان در یک فردای بسیار نزدیک تجربه کرد .

… والعاقبه للمتقین.





نظرات (12)

  • غلامحسین - ز

    |

    متاسفانه همانطور که بارها دیده ایم و بسیاری از بزرگان عکاسی هم به ان اذعان داشته اند انجمن های عکاسی در ایران فقط برای برخی دکان و دستک راه انداخته است.
    چه انتظار عجیبی دارید که انجمن های عکاسی از عکاس دفاع کنند!
    عکاسان یتیم نیستند. گمنامند و بی حامی.

    پاسخ

  • س.ح

    |

    سلام
    این همه نوشتید که بگید فلانی اخراج شد.
    خوب شد دیگه. این که خبر نیست یک اتفاق عادیه که هر روز داره برای همه ما داره می افته.
    من خودم 20 ساله عکاسم و تا حالا 23 جا رو برای کار کردن و حقوق گرفتن تجربه کردم.
    سخت نگیرید وگرنه پیر میشیدااا
    روزی رسون خداست.
    نگران چی هستید؟

    پاسخ

  • س- الیاسی

    |

    همین که انگ مورد اخلاقی داشتن بهش نچسبوندن برید خدا رو شاکر باشید.
    این روزا از آدمایی که میشینن و تصمیمات متخذه می گیرن و از این نامه ها می زنن هرچیزی برمی آد.

    پاسخ

  • مهدی یوسفیان

    |

    اشاره های جالبی داشتید یتیم بودن عکاسان و خوب تعریف کردید.
    ولی حالا انجمن های عکاسی هم بیان و این خبر و بگذارن که فلانی اخراج شد فکر می کنید چه اتفاقی می افته.
    خودتونم نوشتید دیگه
    بگذارید مدعیان حمایت از حقوق عکاسان به خودشون و بازی هاشون مشغول باشن.
    ضمنا متنی هم در مورد قحط الرجال داوری و گروه های داوری متحدالشکل ارایه کنید تا در قبال باندبازیها سکوت نکرده باشید (-:

    پاسخ

  • zeinab.farhadi

    |

    سلام
    من کارمند یکی از بخش های شهرداری هستم و مدتی پیش دو نفر از عکاسان ما رو هم اخراج کردند. یکی شون رفت کارمند بخش دبیرخانه شد و پشت دستگاه کپی نشسته (که در اجاره پیمانکار هستش) و نفر دیگه تو آژانس کار می کنه.
    سوژه خوبیه برای تهیه گزارش.
    ایمیل م گذاشتم اگر خواستید بفرمایید اطلاعات دقیق تری بدم خدمتتون.

    پاسخ

  • ر-عبدالملکی

    |

    این اقا که اخراج شده چقدر پرداخت کرده که اینجوری دارید سنگش و به سینه می زنید؟

    پاسخ

    • کیوان محمدی

      |

      تهمت نزنید . تقوا چه شد ؟

      پاسخ

  • H.khademi

    |

    سلام و عرض تشکر از بابت این یادداشتی که منتشر کردید.
    باید بگم کار تو سیستم دولتی همینه متاسفانه و هیچ کسی هم قدرت چرا؟ گفتن نداره.
    توصیه می کنم از لینک هایی که این خبر و منتشر کردن هم نام ببرید و قدردانی کنید .
    http://www.peykenaft.ir/Default.aspx?tabid=84&articleType=ArticleView&articleId=735

    http://naftema.com/news/35994/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F

    پاسخ

  • یه مثقال زعفرون!

    |

    واقعا اخراج به خاطر پست اینستاگرامی؟!!!!
    یعنی مدیران شرکت نفت تا این اندازه متحجر و تعطیل اند؟
    داعش کجاست که بیاد ما رو ببره پرت کنه. بکشه. بسووزونه ( -:

    پاسخ

  • کیوان محمدی

    |

    نخست باید جسارت این عکاس رو تحسین کنم در رهایی از یک بیماری اپیدمیک اجتماعی معاصر یعنی ” محافظه کاری”.
    ایشان از بند ترس و اضطراب از دست دادن شغل رها شده چه در عکس علی آبادی و همکاران و چه در این عکس آخر نشان داده که رسالت انتقادی عکاسی رو حفظ کرده و این پیش از هر چیز جای تقدیر و تشکر از جانب اهالی عکس داره و امیدوارم در آینده ی کاریش همچون امروز پیروز و موفق باشه.
    نکته ی دیگری که به درستی توسط خود عکاس اشاره شده آستانه ی تحمل دولت تدبیر و امید است.
    حتما آقایان این لکه ننگ را بر پیشانی دولت حس کرده اند که علی رغم دیدگاه عمومی بر خشن بودن رفتارهای دولت پیشین این اقدام بسیار اسفناک تر است چراکه دولتی که ادعای اعتدال و میانه روی دارد چطور می تواند درجایی که گمان می کند بجای یک وکیل یا نماینده ی مجلس با یک عکاس طرف است به حربه ی “حذف” متوسل شود.
    همین 16 آذر بود که آقای رئیس جمهور در نطق خود در دانشگاه شریف گفت: نقدِ قدرت کنید! نقد بعضی نهادها سخت است از دولت شروع کنید!
    آیا آقای رئیس جمهور روحانیِ تدبیر و اعتدال و امید و همه ی کلمات قشنگِ تمام لغتنامه ها از چنین اقدامی در وزارتخانه ی زیردست خود و یکی از مهم ترین ارکان دولت خبر دارد؟
    خب وقتی صحبت از نقد شد این بار میشود به ایشان گفت: اینهم نتیجه ی نقدِ یکی از معاونینِ یکی از وزرایِ دولت شما که با رای مردم به این جایگاه دست یافته اید. آیا برای حذف یک نگاه، برای حذف یک عکاس هم نظر مردم را جویا می شوید؟ یا صرفا ” تصمیمات متخذه ” کفایت می کند؟
    چطور است در وزارتخانه ای که در همین چند وقته اختلاس میلیاردی صورت گرفته و کار غیر قانونی رخ داده تا جایی که می دانم کسی اخراج نشده و هیچ “تصمیمی اتخاذ” نگشته اما یک عکاس مورد تهاجم ضربتی و قاطعانه و “تصمیمات متخذه” قرار گرفته است؟
    در بخشی از متن اشاره شده که این “حق” مسئولین بوده که نیرویی را حذف کنند!!! یعنی حقیقتا اینجا بحث حقوقی مطرح است؟ پس حق عکاسان، حق کارمندان، حق کارگران و ازین دست حقوق را چه کسی تعیین می کند؟
    این نامه با این ادبیات نانجیبانه به مثابه لکه ی ننگی بر پیشانی وزارت معظم نفت خواهد ماند.
    در مورد انجمن ها و مجامع صنفی هم همینقدر باید گفت که اینان به همان بیماری “مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است وقاحت اش از یاد رفته” دچار اند و همین تقوا را هم ندارند که به آنکه از شر این بیماری رسته است انگ بیماری نزنند.

    پاسخ

  • محمد رضا

    |

    وقتی سرچشمه های اندیشیدن و فکر کردن آزادانه در این دیار گل آلود است.نصیب ما هم روزی جرعه ای از این آب خواهد شد.

    پاسخ

  • مهدی بهرامی

    |

    دورد بر شما
    و من هم قربانی همین نگاه شدم و ………………………….

    روزی روان بودم ، تا اینکه در گنداب ناآگاهی اجتماع به مرداب تبدیل شدم

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید