بخش جنبی جشنواره مطبوعات

34-faتوضیح نمایشگاه

عکاس:
گروه عکاسان
قاب اول
روایت هر اتفاق را گاه می شود که ابزار فریاد می کند و گاه می شود که ابزار چنان آشنای واقعه می شود که که بیننده را بی واسطه به بطن واقعه می برد و قصه از اینجا است که آغاز می شود و چهره ی راوی رنگ می گیرد و بیان او به دل می نشیند.
هنوز قصه انقلاب اسلامی با تمام فراز و نشیب هایش را چشم بیننده از یاد نبرده است که روزی فریاد بود و خیابان و گلوله و آنی بعد، دستی خونین نشسته بر تابلوی میدان ژاله!
هنوز هجمه هجوم دیو چند سر را مرز نشینان سال 1359 به خوبی به یاد دارند که چگونه با دست خالی به جنگش رفتند و این دیو، پدر را از همسر و پسر را از مادر چنان می گرفت و می بلعید که انگار نه انگار سقف خانواده ای به خاک نشسته است!
هنوز بعد از سی سال راویان هر روز انقلاب به خوبی به یاد دارند که چگونه! نوزده ام بهمن ماه سال 1357 رسید و همافران به حضرت آیت الله ادای احترام کردند و لحظه ای را که پرتوی نامی آمد و دوربین را چنان به طرف حضرتش نشانه رفت و … چیلیک! این عکس آبروی روزهای انقلاب و مقیاس وفاداری مردم و نظامیان به امام شد و امروز هنوز عکس بیعت همافران با امام است و قصه انقلابی خمینی گون که حسین پرتوی اش در بستر است و این راوی مهربان چشمی به دیروز دارد و امیدی به فردا که چگونه عکسی چنین خلق شد و … امروز چنین شکفته است!
هنوز بیت المقدس را زنان زینبی دفاع مقدس ما از یاد نبرده اند! مریم کاظم زاده و فاطمه نواب صفوی و …که مردانه همت را زمزمه کردند و جنسیت را در وسعت خاک کربلای ایران چنان معنا کردند که دریای شرم فرهنگ غرب هنوز خروشان از این همه مردانگی و روایتگری است.
هنوز هم هستند!
هنوز هم راویانی چون کوروش ابوطالب امام هستند که روایت های دیروزشان از گلدسته های مسجد جامع خرمشهر، امید نفس کشیدن امروزشان شده است در بستر بیماری و تنهایی!
روایت هایی که مردمان این سرزمین به صورت عکس نوشتند نه گفتنی است و نه واژه ای خلق شده است برای بیان تاثیرشان!
آری!
روایت را فریاد معنا می کنند آنانکه روی دیدن روایتگران مسلمان را ندارند.
روایتگران مسلمانی که دوربین به دست از کرخه تا بغداد، از بوسنی تا هرات، از غزه تا همیشه فریاد می زنند و با تعهد برآمده از نگاه ایمانشان، فریاد مظلومیت مظلوم و ظلم ظالم را بر چهره بی هنران سیلی می کنند.
سیلی عکاسان گاه از سر احساس است و گاه از سر وفاداری!
احساس نگاهی نزدیک اما غریب و شرمی ماندگار به آنانکه هنوز در وسعت تخت و بستر از روایت مردانگی شان می گوییم و تاریخ می سازیم و دریغ از لحظه ای …
عکاسان روایتیبه زبان چشم دارند که شنیدنش جز با دل بصیر و روحی محسوس نشاید!
باشد که قدر راویان مهربان این انقلاب را بدانیم و هر روز، نه! تنها یک روز را به لحظه ای به احترامشان باشیم که رویداد، راوی می خواهد و تاریخ، راویان صادق و مومن و مسلمان.
قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که افتاد و شکست!




دیدگاهتان را بنویسید