ده راه برای اینکه در عکاسی کنجکاوتر باشیم

ده راه برای اینکه در عکاسی کنجکاوتر باشیم

موضوع : عمومی
مترجم : سید مهدی حسینی

1. بیش از حد خود را اسیر قوانین نکنیم
هنگامی که مشغول عکاسی می شویم، قوانین زیادی ما را درگیر می کنند. حتما با خواندن کتاب ها و مقالات بسیاری از آنها را شناخته اید. برخی از این قوانین اسامی رسمی ای دارند مانند: قوانین یک سوم و یا نقطه طلایی، اما برخی اینطور نیستند.
قوانین، مهمترین مواردی هستند که باید آنها را دانست (و البته استفاده کرد)؛ با این وجود یک عکاس کنجکاو، اغلب عکس های عالی دارد نه بخاطر اینکه قوانین را می داند، بلکه به این خاطر که آن قوانین را شکسته است.
قانون یک سوم را ببینید! اغلب اوقات قدرتمندترین عکس ها آنهایی هستند که سوژه در مرکز به لنز خیره می شود.

2. سئوال بپرسید
عکاسان کنجکاو همیشه در حال پرسش هستند. سئوال از عکاسان دیگر، سئوال در مورد کار آنها، در مورد دوربین و سوژه ها و غیره. در نتیجه در مورد هنر و شخصیت آنان چیزهایی یاد می گیرند که بقیه ما نمی دانیم و به همین علت آنها رشد می کنند.
کسی را که دوربینی مانند شما دارد پیدا کنید و از نحوه استفاده او از دوربین سئوال بپرسید. عکاسی که در ژانر متفاوتی نسبت به شما فعالیت می کند پیدا کنید و از تکنیک های او سئوال بپرسید. سپس به عکس های ماه هایی که پشت سر گذاشتید نگاه کنید و بپرسید که چه کاری را خوب انجام داده اید (و یا انجام نداده اید)

3. بپرسید: “چی می شه اگر …”
یکی از کلیدی ترین سئوالاتی که باید عادت کنید و آن را مرتب بپرسید این است که: “چی می شه اگر … ؟” مردم کنجکاو تنها به سئوال پرسیدن اکتفا نمی کنند. آنها همواره بدنبال یک راه حل هستند.
بسیاری از راه حل ها به سادگی با نادیده گرفته شدن به پایان خودشون می رسند، اما اگر بپرسید “چی می شه اگر …؟” زمان کافی دارید تا خودتون رو موظف کنید تا سرانجام رشد کنید.
چی میشه اگر من دوربین رو از این زاویه نگه دارم؟
چی میشه اگر من سوژه عکسم رو اینطوری وایستاده نگه دارم؟
چی میشه اگه من برای ثبت این عکسم روی زمین دراز بکشم؟
چی میشه اگر من سرعت شاترم رو بیشتر کنم؟ و …

4. سئوال هاتون را به خواسته تبدیل کنید
یک معلم قدیمی یکبار این عبارت را برای من بکار برد و تا کنون در ذهن من ماند: “سئوال هایت را به خواسته تبدیل کن!”
پرسیدن سئوال “چی میشه اگر …؟” (و یا سئوالات دیگر) کافی نیست. سابقه سئوال هایی که می پرسید رو نگه دارید و مرتب و هر از گاهی به آنها سر بزنید و تلاش کنید تا راه حلی برای مشکلی که در پشت سئوالات وجود دارد بیابید. همراه داشتن سئوال ها در سطوح بعدی ممکن است همیشه ثمربخش نباشد، ولی در زمان لازم شما را به سفرهایی برای یافتن موقعیت هایی که اصلا فکر آن را نمی کردید هدایت می کند.
برای خودتون خواست ها و چالش هایی تعیین کنید.
من گهگاه برای خودم فهرستی از عکس هایی که دوست دارم در یک بعدازظهر ثبت کنم را تهیه می کنم و یا هفته ای را در جایی خواهم بود که در آن موضوعات نابی را تجربه کنم.

5. از دیگران بیاموزید
در حالیکه برخی اوقات بهترین راه یادگیری توسط تلاش، اشتباه کردن و تلاش مجدد است. اما گاهی موثرترین راه، یافتن فردی است که تلاش کرده، اشتباه کرده و مجددا تلاش کرده و می تواند به شما کمک کند تا از مخاطرات عکاسی اجتناب کنید.
یک دوست عکاس دیگر را پیدا کنید و اوقاتی از عکاسی را با هم سپری کنید. ایده های خود را تبادل کنید، به یکدیگر پیشنهاد بدهید و درس هایی که فراگرفته اید را به اشتراک بگذارید.
“من می خواهم از عکاسی بیشتر بیاموزم و می دانم که با یکدیگر به مراتب بیشتر خواهیم آموخت.”

6. ایده های پراکنده را یکی کنیم
ادوارد دی بونو تمرین های مختلف فراوانی دارد که در توسعه مهارت های تفکر جانبی مردم کمک شایانی می کند. در برخی از کتاب هایش او در این مورد صحبت می کند که نحوه تفکر به یک نوع دیگر، زمانی است که ایده های مختلف را با هم یکی کنیم تا یک راه حل برای مساله پیدا کنیم. وارد قاب های ذهن شوید. جایی که معولا آنجا این را انجام می دهید و از اینکه چگونه ذهن شما با چیزهای خلاقانه؛ بطور حیرت آوری رشد می کند، متعجب شوید.
تصویر روبه رو، پسری در زیر چتر را نشان می دهد که کپسول ها بر سر وی می ریزند، یک نمونه ساده است. چه کسی تا کنون فکر کرده است که دارو ها بر روی چتر شخصی اینچین زیبا ببارند؟

7. بازی کنید
شاید خلاق ترین افراد کودکانی باشند که بسیاری از چیزهایی که ما اینجا می نویسیم را انجام می دهند. (علی الخصوص پرسش را)
کار دیگری که کودکان انجام می دهند “بازی کردن” است. بدون هیچ دستورکاری برای سرگرم بودن و اینکه بعدش چه اتفاقی می افته، کودکان با هر آنچه در اطرافشون هست بازی می کنند و آزمایش می کنند و محدودیت های محیط پیرامونشون رو عقب می زنند.با این کار آنها از زندگی، خودشون و دنیاشون می آموزند.
من متوجه شدم که اغلب زمان هایی که روش سرزنده و شوخ بودن رو در مقابل زندگی پی می گیرم، بسیار خلاق هستم و اکتشافات متنوعی را بدست میارم.
بعضی از بهترین عکس های من از بازی های من حاصل شده اند، زمانی که بدون هیچ برنامه ریزی، گرم کار با دوربینم هستم. بازی با زاویه های جدید، با فاصله های عکاسی مختلف، با پرسپکتیوهای متنوع و غیره.

8. با جریان همراه شوید
یکی از بزرگترین موانع خلاقیت و کنجکاوی عباراتی نظیر عبارات زیر هستند:
+ ما هرگز این کار رو قبلا انجام نداده ایم
+ این احمقانه است
+ این هرگز جواب نمی دهد
اغلب اوقات بعد از این قبیل عبارات هست که پیگیری ایده ها متوقف میشه، پروژه ها به پایان می رسد و مردم به زندگی یکنواخت خودشون بر می گردند. یاد بگیرید که این قبیل عبارات را نادیده بگیرید و هوشیاری و احساسات خودتون را دنبال کنید. ممکن است خودتون را در حال دستیابی به چیزی پیدا کنید که تا بحال کسی قبلا انجام نداده است و دیگران آرزوی انجامش رو داشتند.
من مطمئن هستم که بسیاری از تصاویر صفحه جذاب ترین های سایت فیلیکر، نتیجه این تکامل، توسط ایده های افرادی است که نمی دانستند چه زمانی باید توقف کنند.

9. بی درنگ مشغول شوید
یکی از مهمترین چیزهایی که در مورد افراد کنجکاو  متوجه شدم این است که آنها به ندرت ساکن می نشینند و همواره به سمت جلو حرکت می کنند و در حال ابتکارهای جدید هستند. عکاس های کنجکاو انتظار ندارند تا فرصت های عکاسی به سمت آنها بیاید، آنها بجای این کار به دنبال فرصت ها در جستجو هستند.
آنها طرزفکر و ساختار ذهنی ای دارند که همیشه بطور طبیعی پرسش، تحقیق و یافتن خواسته هاشون رو به همراه دارد. چیزی که بقیه ما آرزو داریم یک روزی در مسیر ما هم قرار خواهد گرفت.
دوربینتون رو بردارید، از خونه بزنید بیرون، چند تا سوژه جالب پیدا کنید و شروع کنید به عکاسی. بهترین عکس هیچوقت درب خونه شما رو نخواهد زد!
10. آهسته حرکت کنید
ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن تند تند گام ها برداشته میشه. جایی که برای رسیدن از چیزی به چیز دیگر رقابت می کنیم و بندرت آرام می نشینیم.
متاسفانه وارد کردن این روحیه زندگی در کار عکاسیمون هم براحتی انجام میشه. ما بی صبرانه برای “یک عکس” منتظر می شویم و هنگامی که به سرعت اتفاق نیفتاد، جمع می کنیم و راه می افتیم. با وجوداین، در اغلب مواقع عکاسی یک رسانه با گام های سریع نیست.
من این رو هنگامی که با یک عکاس طبیعت صحبت می کردم یاد گرفتم که تعریف می کرد روزهایی بر روی یک نقطه می نشسته تا تنها بتونه چند فریم عکس بگیره. او یاد گرفته بود تا آهسته حرکت کند، تا لطافت های کوچک زندگی را ببیند، صبور باشد و نتیجه این بود که کارهای او حقیقتا برجسته بودند.
چندساعتی رو این هفته کنار بگذارید تا به جایی از شهر یا روستا برید و آرام بنشینید و دنیایی که وجود دارد را نظاره کنید. هیچ دستور کاری برای خودتون تنظیم نکنید، تنها نظاره کنید و وقتی دیدید چیزی ارزش عکاسی داره عکس بگیرید.





دیدگاهتان را بنویسید