روتشتاین آرتور

روتشتاین آرتور

آرتور روتشتایننام: آرتور

نام خانوادگی: روتشتاین

تاریخ تولد: 1915/7/17

تاریخ وفات:1985/11/11

 

بیوگرافی و سوابق اجرایی و هنری:

یک عکاس مستند اجتماعی باعث میشود تا رکوردی در عکاسی از یک موقعیت بوجود بیاید و این کاری است که آرتور روتشتاین انجام داد. او دوربینش را برای جلب توجه به بررسی مسائل اجتماعی همچون تعصب، فقر، آوارگان و شرایط کاری سخت معطوف داشت.

آرتور روتشتاین یکی از پرکارترین و با نفوذترین عکاسان قرن بیستم است که دامنه گسترده ای از کار را تولید کرد که شامل زندگی آمریکایی از رکود بزرگ در زمان ریگان و همچنین رویدادهای بین المللی از قحطی پس از جنگ در چین گرفته تا جشن روز کارگر در میدان سرخ مسکو در اوج جنگ سرد؛ از کارگران معدن زغال سنگ ویلز گرفته تا ویرانه های مجلس آلمان تا مستندات منحصر به فرد جمعیت پناهنده یهودی به شانگهای در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن می شود. درمورد آرتور روتشتاین گفته شده که او به همه جا می رفت و همه چیز را می دید و در هر حال دوربینش به همراهش بود.

آرتور، اولین فرزند پسر خانواده مهاجر یهودی، در نیویورک بزرگ شد. دانش آموزی با استعداد که در سن 16 سالگی به دانشگاه کلمبیا راه یافت. وی از بنیانگزاران باشگاه دوربین در دانشگاه بود و همچنین روی روزنامه دانشگاه و کتاب سال نیز کار می کرد.

او داوطلبانه به تهیه فتوکپی برای پروژه های مختلف علمی پرداخت از جمله یک پروژه کتاب که توسط دو تن از دانشگاهیان به نام های رکسفورد تاگول و روی استرایکر دنبال می شد اما متاسفانه این کتاب هیچوقت تمام نشد، چراکه تاگول به عنوان یکی از سه مشاور FDR انتخاب شد تا طرح “معامله جدید “(New Deal) را که هدف رئیس جمهور وقت، فرانکلین روزولت برای بهبود اوضاع پس از سقوط اقتصادی امریکا بود را پیاده کند؛ وی بخشی از اتاق فکر آن بود. روی استرایکر هم در سال 1935 به عنوان سرپرست بخش تاریخی اداره اسکان مجدد (RA) در آمد که کمی بعد در سال 1937 به اداره امنیت مزارع (FSA) تغییر نام یافت.

استرایکر احساس کرد که بهترین راه برای نشان دادن نیاز به قانون “معامله جدید” روزولت ، عکاسی میباشد.

بدین منظور از روتشتاین دعوت به همکاری نمود. او تاریکخانه ای برپا کرد و به زودی اولین عکاس FSA شد که برای سفر به سراسر کشور و عکاسی از کارگران امریکایی و خانواده هایشان و مستندسازی زندگی آنها استخدام شد.

به مدت پنج سال پرکار، آرتور به صورت گسترده ای با ماشین سفر کرد و تقریبا از همه شهرستان های کشور بازدید به عمل آورد. عکسهای نمادین روتشتاین با نامهای “طوفان غبار در شهرستان سیمارون” (Dust Storm Cimarron County) و “دختری کنار پنجره” (Girl at Gee’s Bend) هردو تصاویری معروف، از چشم انداز و تجربه امریکایی می باشد که کاملا به رسمیت شناخته شده است.

در سال 1940 آرتور بسیار خسته بود، و وقتی که به وی پیشنهاد شد به عنوان عکاس، کارمند مجله لوک “Look” در شهر محل زندگیش در نیویورک شود، بسیار خوشحال شد.

در سال 1942 ایالات متحده در حال آماده شدن برای جنگ بود و بخش تاریخی FSA به قسمتی از اداره اطلاعات جنگ (OWI) تبدیل شد. در حالیکه ایالات متحده برای جنگ جهانی دوم تجهیز می شد، روتشتاین به خاطر روی استرایکر به سفر در جاده ها بازگشت، منتها این بار با تمرکز بر روی داستانهای تصویری که تاکید آن بر آمادگی آمریکا برای رویارویی با هر چالشی بود.

آرتور روتشتاین به عنوان مربی عکاسی و افسر عکاس در ارتش ایالات متحده مشغول خدمت شد. هنگامی که جنگ به پایان رسید ، به شانگهای رفت و توسط اداره امداد رسانی و توانبخشی سازمان ملل (UNRRA) به عنوان عکاس ارشد در چین، استخدام شد. مانند زمانی که عکاس (FSA) بود، ماموریت او در (UNRRA) نشان دادن نیاز و موفقیت طرحهای ابتکاری آژانس بود که از جمله ان می توان به موقعیت آوارگان اشاره کرد که شامل تقریبا 20000 یهودی اروپای شرقی که در اواخر 1930 با سختی های فراوان موفق به رهایی از چنگ نازی ها شده و خود را به شانگهای رسانده بودند می شد. اگر چه جنگ به اتمام رسیده بود، ولی روتشتاین دریافت که بسیاری از این نجات یافتگان، هیچ پولی و مدارکی ندارند و نه جایی برای زندگی.

آرتور روتشتاین به مجله لوک (Look) بازگشت. ابتدا به عنوان کارمند عکاس و سپس به عنوان عکاس ارشد و بعد از آن تحت عنوان مدیر فنی عکاسی مشغول به کار شد تا زمانی که چاپ مجله در سال 1971 متوقف شد . پس از آن تا پایان عمر خود، 1985، در مجله پاراید (Parade) به کار ویرایش عکس اشتغال داشت.

در طول اشتغال 50 ساله اش، نه کتاب و صدها مقا له در مورد عکاسی منتشر کرد. او دوربینی اختراع کرد که عکس هایی میگرفت که در مقابل چشمان بی سلاح به نظر سه بعدی می آمد. او استاد دانشگاه کلمبیا ،دانشگاه سیراکیوز و مدرسه طراحی پارسونز بود و همچنین مدرس بسیاری موسسات دیگر.

روتشتاین عاشق آموزش عکاسان جوان بود، مانند استنلی کوبریک که کارگردان سینما شدو یا داگ کرکلند که به عکاس مشهوری در عکاسی از شخصیت ها تبدیل شد. چستر هیگینز که برای 35 سال عکاس نیویورک تایمز بود و یا جان شرر 16 ساله که بعدها برای مجلات لوک و لایف کار کرد و آرتور را پدر دوم خود میخواند.

آرتور روتشتاین در طول زندگی خود سعی بر این داشت که با ترکیب مهارت های شگرف تکنیکی خود و ترکیب بندی، ارتباط تصویری جذابی بوجود آورد.

او گه گاهی به نقل قولی تاثیر گذار از لوییز هاینز، عکاس مستند اجتماعی اشاره میکرد که میگفت: ” هدف از عکاسی این است که چیزهایی را که باید گرامی داشته شوند و همچنین چیزهایی که باید تغییر یابند نشان دهیم “.

وی 50 سال را صرف پیشبرد این آرمان نمود.


25 بهمن, 1395 تعداد بازدید صفحه : 62 [manual_related_posts]



دیدگاهتان را بنویسید