شرح یک اتفاق و تکرار تنهایی عکاسان!

همکاران بخش خبر در رسانه “پایگاه عکس چیلیک” یکی از وظایف شان در حوزه اطلاع رسانی نشر اخبار است.
چندی پیش خبر نمایشگاه یکی از عکاسان این کشور به نشانی مربوط به این بخش ارسال شد و مطابق با روال معمول اخبار نمایشگاهی و با توجه به زمان و تاریخ در نوبت نشر قرار گرفت و در بخش اخبار این رسانه منتشر و در بخش نمایشگاه های جاری درج شد.
پس از چند روز، تماسی از سوی عکاس نمایشگاه ” قدیر وقاری شورچه ” با مدیریت پایگاه عکس چیلیک برقرار و شرح حالی عجیب! روایت شد و این پرسش را باز هم برای چندمین بار در ذهن متبادر کرد که: آیا برگزارکنندگان نمایشگاه و مدیران فرهنگ و هنر در ارتباط با عکاسان و متقاضیان، خود را متعهد به کدامین اصول و متخلق به کدام اخلاق می دانند که به خود اجازه بیان هر جمله ای را ی دهند؟ نقش نظارت بر این رفتارهای غیرمسئولانه کجا است؟ و البته که عکاسان ما هم در قبال این رفتارها تا کجا می خواهند به عنوان محوریت یک رویداد و عاملان اصلی یک نمایشگاه، از این قبیل رفتارها درس نگیرند و عبرت نپذیرند و …؟
و در نهایت اینکه “نقش انجمن های عکاسی در مواضع بین این اختلاف نظرها تا چه حد صفر و خنثی است؟
روایت منتشر شده، پس از جابجایی تصویر پوستر و اطلاعات نمایشگاه لهستان، ققنوس زمان، حاوی یادداشت ارسالی “قدیر وقاری شورچه” عکاس است که برای اطلاع و قضاوت مخاطب منتشر شده است.

هوالمصور
احتراما ضمن عرض پوزش از تمامی حامیان هنرمندان دوستان و سایت ها
نظر به اینکه اینجانب قدیر وقاری از عکاسان مشهد سال 2013 در کشور لهستان حائز رتبه اول جهان در جشنواره ساتیرکن شده و با دعوت به لهستان ضمن دریافت جایزه ام مبادرت به عکاسی مستند اجتماعی نموده پس از بازگشت وباحمایت مالی ومعنوی سفارت جمهوری لهستان وجناب اقای سادوفسکی و رسول اولیاءی زاده، اسفندماه 1392 در تهران نمایشگاه عکس لهستان، ققنوس زمان را با موفقیت برگذار نموده از طرفی چون خود احساس می کردم.
در مشهد نیز جای همچنین نمایشگاهایی خالی است با مشورت اساتیدی همچون بهرامی فتحی گیلانی فر وبندار پیگیر گالری و برپایی نمایشگاه در مشهد شدم.
اولین بار وبا معرفی استاد گیلانی فر وبا مراجعه به جهاد دانشگاهی و مدیریت اقای قراب با برخوردی سرد و زننده از سوی مدیریت نگار خانه مواجه شدم که عطای جهاد دانشگاهی را به لقایش بخشیدم
…در ارشاد مشهد وبا معرفی جناب سیدی با مهندس جشنی از تاتری های مشهد مسئول 4سوق هنری اشنا وپس از پیشنهاد نمایشگاه مورد استقبال ایشان قرار گرفته و سی دی عکسه با تقاضایم را دریافت تا تاییده اش را برای گالری سلطانعلی مشهد در دی ماه را بگیرد
یکی دو ماه گذشت و با تماس های مکررم قرار شد نمایشگاه در دی ماه برگذار شود که مواجهه شد با فراخوان استقبال از بهار و تصرف گالری برای این مورد و نمایشگاه تاریخش به تعویق افتاد و با پیشنهاد آفای جشنی در صورت خالی بودن سالن در اسفندماه برگذار شود و خود نیز پیگیر
در 28 بهمن ماه به موبایل آقای سیدی زنگ زدم گوشی را آقای جشنی پاسخ داد که: “ایشان جواب دادند سالن برای اول اسفندماه خالی است، اگر میخواهی شروع کن”
پاسخم به ایشان این بود: ” آیا با چهار روز وقت ایا امکان تبلیغات و مهیا کردن نمایشگاه هست یا خیر؟
تاریخ 10 اسغند از سوی ایشان تایید و اینکه از طرف انجمن عکاسان خراسان رضوی تاییدیه ای برای معاونت اجتماعی وهنری شهرداری مشهد گرفته شود که آقای سیدی قبول کردند نامه را از آقای لطفی گرفته و به جشنی بدهند (با توجه به اینکه هر روز جلسه با ایشان داشتند بدهند…) طراحی پوستر و ارسال طرح اولیه به انجمن و اقای سیدی انجام شد ودر شنبه 1 بهمن مورد تایید سیدی قرار گرفت ولی متاسفانه! جناب سیدی با این همه حمایتش از بنده در روز شنبه فکسی را که از انجمن بدستش رسیده بود واز طرفی جشنی به ارشاد نرفته بود، نداده و حتی فراموش کرده بود که به شهرداری فکس کند ویا به من بگوید پیگیرش باشم همان شب همدیگر را دیدیم دغدغه داشتم که چه شد
اقای سیدی پس از تایید پوستر و دعوت نامه گفت اوکی است شروع کن به تبلیغات
حامیان من جهت نمایشگاه بعد از سفارت لهستان در تهران جناب اقای صالحی مدیر با کفایت ابرنگ جهت چاپ الباقی اثار و پوستر و دعوتنامه، لابراتوار دیجیتال گنجعلی به مدیریت علی گنجعلی چاپ 400 فریم عکس های 13 در 18 سانتیمتر برای تبریک سال نو از اثار نمایشگاهم را انجام داد. انجمن عکاسان ارشاد نیر حمایت معنوی همچون دیگر نمایشگاه ها و معاونت اجتماعی شهرداری جهت گالری
تا اینجای کار خوب پیش رفت پوستر و دعوتنامه ها تکثیر وتبلیغات از همان شب شروع شد.
دوم اسفندماه صبح ساعت 10 به دفتر جشنی رفتم نبود 3 پوستر به همکارشان دادم بدستش برسانند و رفتم خانه هنرمندان دیدن مهندس عرفان ایشان طبق معمول نبودند، پوستر تحویل دفترشان شد و رفتم برای ادامه تبلیغات
همان شب به چندین سایت از جمله سایت خبری پایگاه عکس چیلیک فرستادم که با ویرایش عالی کار شد.
سوم اسفندماه خدمت آقای جشنی رفتم پوستر و دعوت نامه را که دادم جا خورد و ابراز تعجب گفت: با کدام مجوز و من شرح حال چند روز گذشته را دادم … با سیدی تماس و چه بگوییم…. فکس نامه انجمن در حضور من بدست ایشان رسید ولی بازهم به در بسته مدیریتی عرفان خوردیم … بایدایشان ببینند….
چهارم اسفندماه باز هم مراجعه به دفتر ایشان با جشنی نبودند و آقای جشنی با همه پیگیری هایشان متاسفانه مورد لطف اقای مهندس عرفان گشته و توبیخ کتبی شدند و نمایشگاه اینجانب نیز کنسل … دنبال بهانه های بنی اسرائیلی که من عصر همان روز با موبایل عرفان تماس گرفتم و خواهش کردم با توجه به تبلیغات مجازی و این همه پیگیری حداقل 3 روز نمایشگاهم دایر باشد ولی حرف ایشان فقط وفقط یک نه گنده بود و توجیه ایشان از نمایشگاه بنده این بود: “آثار شما در ژانر حمایتی شهرداری نیست!”

نخست اینکه: اصلا ایشان فردی غیر فرهنگی است که در راس مدیریت هنری قرار گرفته که با امثالی همچون: مهندس هادی مظفری که هر کجا هست خدا پشت وپناهش باش قابل مقایسه نیست.
دوم اینکه: اصلا نمیدانم معنی کلمه ژانر را می دانست یا خیر؟
سوم اینکه: متوجه شدم تمامی این همه سر وصدا توبیخ وعدم حمایتی هنری –(میخواهم محل گالری ها باز سازی شود) و …همش جنگ زرگری و صندلی مدیریتی ایشان با اقای معدولیت (روزنامه خراسان 2شنبه یا 3شنبه، گزارش خورده)و (اینکه دیروز 5 شنبه ایشان ومهندس جلیلی را شهردار مشهد باز خواست کرده که تمامش کنند) جهت آینده معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری مشهد بوده این وسط چند نفری باید قربانی می شدند.
پنجم اسفندماه دیگر هیچ موبایلی پاسخگوی تماسهای اینجانب نبود حتی انجمن برای حمایتم وپیکیری نمایشگاه که جایی بسی تاسف دارد …
به یکباره تمامی استرس و فشار بر روی دوش خودم افتاد…باز هم دوستان خوبی همچون استاد بهرامی و مجید بندار مقدم مدیریت گالری گلستانه، پسرم مهدی وقاری که در طراحی پوستر و دعوتنامه سنگ تمام گذاشت و اقای هراتی از شاگردان استاد نصیری که 7 بهمن در توزیع پوسترها ودعوتنامه ها و جمع آوری پوسترهای قبلی کمک وحمایتم کردند تشکر ویژای داشته باشم.
منتظر نگاهای زیبایتان در 9 اسفند 1393 ساعت 17 در گالری گلستانه مشهد 4 راه بی سیم جهاد سوم،شماره 19 هستیم.

قدیر وقاری
هشتم اسفند 1393
ساعت دو بامداد


admin

Nam non diam eros, vitae dictum erat. Praesent lacinia diam vel mi sodales molestie? Pellentesque habitant morbi tristique senectus et netus et malesuada.



دیدگاهتان را بنویسید