9841-1
طرح یک پرسش از سعید دستوری درباره یک عکس

طرح یک پرسش از سعید دستوری درباره یک عکس

چندی پیش خبر چاپ و رونمایی از کتابی در برخی سایت ها پخش شد که ” عشق و جنگ ” نام دارد.
کتاب دربرگیرنده شعرهای افشین شاهرودی است که همگان او را به عنوان عکاس، منتتقد و مدیرمسئول فصلنامه عکاسی خلاق می شناسند وعکس روی جلد کتاب که همراه خبر آمده بود پرتره ی معنادار از چهره شاعر را در برابر مخاطب قرار می داد.
در پی طرح پرسش مخاطبین ” پایگاه عکس چیلیک ” مبنی بر چرایی عدم درج خبر و گزارش مراسم رونمایی، دلایل آن برای ایشان مطرح شد ولی تکرار یک پرسش از سوی اذهان عکاس و علاقه مند از چندین استان، همکاران رسانه ” پایگاه عکس چیلیک ” را واداشت که تسلط و تجربه در خلق عکس روی جلد کتاب را به وضوح ببینند و نخواهند که ساده از این رویداد ساخته و پرداخته شده عبور کنند.
عکس روی جلد در مقایسه ای ساده با سایر عکس های بکار گرفته شده در مسیر چاپ و نشر، قدرت معنایی بالایی دارد. اثبات این ادعا بهانه ای شد تا با عکاس این اثر گفت وگویی کوتاه داشته باشیم تا نظر عکاس ضمن احترام به ایشان، جوابگوی پرسش متقاضیان باشد.

9841-1

با مراجعه به کتاب و ملاحظه شناسنامه آن دریافتیم کهعکس روی جلد از عکاسی شناخته شده به نام سعید دستوری است.
استاد ” سعید دستوری ” در عرصۀ نورشناسی و نورپردازی و عکاسی فضای داخلی و عکاسی از چهره و نمود شخصیت در عکس، صاحب نام است و همین نام بخشی از پرسش را به پاسخ رساند ولی در گفت وگویی با ایشان در مورد چگونگی ساختار و چیدمان این عکس جویا شدیم.
از ایشان درباره ایده نخستین و چگونگی چیدمان و حس عکاس و رضایتمندی از آنچه تصویر شده بود پرسیدیم و پاسخ دادند:
قبل از عکاسی برای جلد کتاب آخرین کتاب شعرهای دیداری افشین شاهرودی بنام عشق و جنگ تعدادی از شعرها را خوانده و شعرخوانی برخی از شعرهای شاعر را شنیده بودم.
عشق را کاملا زمینی و تنانه و جنگ را نه درونی و شخصی مانند جنگیدن با هوای نفس که کاملا واقعی و فراگیر و دقیقا چیزی که از واژه جنگ به ذهن متبادر می شود یافتم. عشق از این نوع، خواستن و ارادی و جنگ به این شکل معمولا ناخواسته، از روی جبر، تحمیلی و ناگزیر است.
من نه اشعار شاعر بلکه دلم می خواست عنوان کتاب را عکاسی کنم. هرچند نشان دادن تضاد میان عشق و جنگ در تصویریکه بیشتر حرفم را با نور می زنم برایم راحت است اما پیشنهاد دو رنگ بودن زمینه پشت (سیاه و سفید) را که می تواند القاء کننده تضاد میان عشق و جنگ باشد را از شاعر کتاب پذیرفتم، اجرای سختی در استودیو و با نورپردازی دارد که علیرغم آن به سیاه و سفید مطلق رسیدم. اینسان که شاهرودی دستش را جلوی دهانش گرفته در بیان شخصیتی پرتره تداعی گر تردید است، این را من لازم داشتم، بارها تکرار شد که حالت تردید و سؤال در چهره شاهرودی کاملا نمایان باشد (این پرسش و تردید که با توجه به تضاد غیرقابل انکار میان عشق و جنگ، در حال، زمان انتخاب کدام است؟)
نگاه از بالای عینک نیز در پرتره بیان شخصیتی سهیم کردن مخاطب در این پرسش است چرا که با این حرکت نگاه از دوربین وعکاس فراتر می رود.با درک من، انتخاب مورد تمایل شاهرودی یقینا عشق است برای همین تصویر محو همسرش (مرضیه خورسند) را در پس زمینه دارد اما واقعیت جنگ هم به شکلی قوی وجود دارد چیزی که شاعر را در انتخاب مردد می کند.
نور پردازی چهره نیز القا کننده حالت سؤال و تردید است چرا که ما با نورهای نرم (soft) و تند و تیز (Harsh) در چهره شاعر مواجه هستیم.
دوست داشتم در مراسم رونمایی کتاب به این مطلب می پرداختم. نام عکاس در شناسنامه کتاب درج شده مسلما با دلیلی منطقی بخشی برای اشاره به نام عکاس جلد کتاب و صحبت هایش پیش بینی نشده بود.

گفت وگویمان که به پایان رسید، از ایشان اجازه خواستیم که اگر در این باره پرسش های دیگری مطرح شد مجالی فراهم کنند تا در شرحی تفصیلی به پاسخ در برابر دیگر پرسش ها بپردازیم.
از سعید دستوری به واسطه شکیبایی و احترام به صاحبان پرسش ها قدردانی کردیم و باز هم برای این مرد با اخلاق، آرزوی سلامتی و سعی بیشتری در عرصه آموزش عکاسی پرتره نمودیم.

 





دیدگاهتان را بنویسید