طنز نوشته کامران شریفی در باب نقد عکس

مقوله ی نقد عکس از جمله عناوینی است که هر اهل دوربین و آشنا با فن عکاسی خود را در آن صاحب تجربه و نظر می داند.
این عنوان تا به جایی پیش می رود که از حوزه تخصصی خود آن چنان خارج می شود که گاه دیده شده است دانشجویی که هنوز سالی از حضور در محیط آموزشی! دانشگاه و دوربین عکاسی به دست گرفتنش نگذشته، مربی کارگاه و مدرس دوره آموزشی نقد عکس شده و ارواح تشنه علاقمندان است که در این بین با اشتیاق فراوان از این لعبت گوهرگون، استقبال کرده و با سرخوردگی وافر به عکاسی چندی بعد کناری می نشینند و…

کامران شریفیکامران شریفی از جمله اساتید دانشگاه و مربیان هنرهای تجسمی و دانش عکاسی است که با ادبیاتی طنز گونه با حجمی محدود و متنی کوتاه، در باب این نوع پرداختن های رایج به مقولۀ « نقد عکس » مطلبی را قلم زده است.

متن در پی آمده با کسب اجازه از حضور ایشان بازنشر می شود تا بلکه کمی از بافته های محیطی و تافته های ذهنی فاصله بگیریم و با دانشی تخصصی همچون « نقد عکس » چنان جدی برخورد کنیم که این حرفه را از ترفندهای کاسبان لفاظ و بافندگان واژه های خیالی تمیز دهیم.

به یاد داشته باشیم که « نقد عکس » تجربه و اطلاعات و دانشی می خواهد تا بتواند تمام عناصر و محتویات و داخلی عکس را با وجود زمان و مکان و موقعیت حضور و استنباط مورد نقد و تحلیل و ارزیابی قرار دهد تا بتواند در مرتبه نخست اثر عکاس را بازنمایی کند و در مراحل بعد آنچه مطلوب عکاس بوده است را – صادقانه و عالمانه – و البته بی روی دربایستی در اختیار مخاطب و بیننده قرار دهد.
———————————————————————————————————————————————————————————————————–
با توجه به درخواست دوستان برای آموزش نقد عکس و نیز توضیح درباره ی چگونگی دقت در دیدن عناصر تصویر، در این مطلب به بیان ویژگی های مورد نظر در یکی از آثار خود خواهم پرداخت.

عکسی را که می بینید، پنجشنبه ی گذشته در لحظه ی ورود به قم گرفته ام. با توجه به آن که ” قم ” در لغت به معنای ” ایستاده ” است، از کادر عمودی نیز بهره گرفته شده. خانم و آقای موجود در تصویر در حال باد زدن کباب بودند و در نگاه شان می شد معاشقه ای دیرپا را یافت. همان گونه که می بینید، جوانکی کم سن و سال نیز در حال عبور است که با هیجان به این دو می نگرد. این حس می تواند نمادی از یادگیری جوانان از میانسالان باشد. عکس در لحظه ای ثبت شده که باد به سمت خانم و آقا وزید و دود آتش به چشم شان رفت. می خواستم بگویم که هر کس هر کاری که بکند، دودش به چشم خودش خواهد رفت!

سبزی چمن در کنار تکه های برف را نشانی گذاشتم از نخستین روزهای بهمن تا یادی باشد از شعر معروف ” در زمستان بهاران آمد ” . به این وسیله به یاد مخاطب انداختم که در اوج سرما که همه به اکراه دست از بغل بیرون می آورند، باید امیدوار به پایان زمستان و آغاز روزهای خوش بهار بود.

خط دود هواپیما را که در بالای کادر قرار دارد، به یاد قربانیان حادثه ی سقوط هواپیمای بویینگ در ارومیه گذاشته ام.

امیدوارم توانسته باشم با بیانی ساده ، نکاتی را که باید یک عکاس به آن ها اهمیت بدهد، مطرح کرده باشم.

ترجیح دادم که عکس مورد نظر را نگذارم. لطفا خودتان حدس بزنید که چگونه عکسی می تواند باشد ! ! ! ! ! ! !

کامران شریفی در پایان متن، یادآور می شود که: «این مطلب طنز را در انتقاد از کسانی نوشته ام که هزار و یک چیز را به هم می بافند، تا ثابت کنند کارشان با فکر است»

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (1)

  • مریم خداوردی

    |

    از مطلب متفاوتی که منتشر کردید متشکرم. بسیار آموزنده بود.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید