عباس عربزاده: عالی جنابان! چرا؟

برگزاری نمایشگاه عکس انفرادی که برخی از آن به عنوان یک کانسپت هنری یاد کردند از روز سه شنبه 9 شهریور ماه جاری در محل موزه هنرهای معاصر برخی نظرات را به خود جلب کرده است
در این مسیر از روز نشست خبری تا پس از آیین گشایش این نمایشگاه و پرده برداری از روی عکس هایی که از سوی این معمار پژوهشگر دستاورد سه دهه کار عنوان شد حاشیه هایی به دنبال داشت.
عباس عربزاده از جمله عکاسانی است که در این باره پس از یک دیدار از نمایشگاه متنی را قلم زده است.
متن دریافتی از سوی این عکاس به دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک این شرح است:

به نام خداوند زیبایی ها
اين نوشته در حمایت از جامعه ی عکاسی کشور نگاشته می شود و در پی آنیم که بر رشد و تعالی هنر کشورمان بیفزاییم نه غیر آن.
چیزی نمی گذرد از تبلیغ برپایی نمایشگاهی ظاهراً انفرادی كه در موزه هنرهای معاصر تهران با عنوان «آهنگ آفتاب» که نهم شهریور یا همین دو روز پیش افتتاح شد و من امروز پنجشنبه یازدهم شهریور به همراه تعدادی از شاگردانم در خلوت و سکوت خاص موزه هنرهای معاصر و با تامل بسیار به دیدن این نمایشگاه رفتیم.
در اینجا چند نکته هست که پرداختن به آن را ضروری میدانم و اول اینکه چطور شده است که موزه دست به کاری زده که از اساس با قوانین آن مغایرت دارد و حال برای اینکه کار خود را همگرا با قوانین خودش نشان دهد؛ هر چند عکس درمیان، چند تابلوی نقاشی با موضوع مرتبط از بزرگان نقاشی کشور همچون استادان: پرویز کلانتری، غلامحسین نامی، جلال شباهنگی، سهراب سپهری و…گذاشته اند و همچنان برای ورودی بلیط می فروشند یعنی که اینجا گالری نیست و آثاری را که بنا هست ببینید در حد سایر آثار درخشان و جهانی موزه است. با تمام این تفاسیر وارد موزه می شوی و آنچه در نگاه اول همه را متعجب می کند چاپ آثار در اندازه های چندمتری و یک مورد حدود 20 متریست که گویی برای بیلبرد بوده و اشتباهی سر از تالار موزه درآورده. در همین ابتدا دانش شناخت هنر عکاسی زیر سوال می رود، برای بزرگ شدن یک عکس لزومی ندارد بزرگ چاپش کرد، هر اثر عکس باید به لحاظ ارزش بصری موجود در خود، اندازه شناسی و چاپ شود نه بر اساس بزرگی تالار گالری یا موزه. گاه یک اثر در قطع کوچک بسیار زیبا و چشم نواز است و همان اثر در قطع بزرگ و غیر متعارف بسیار زننده و همچنین برعکس، قطع بزرگ چاپ برای آثار عکس با توجه به محدودیت ارزش بزرگنمایی در فایلهای دوربین ها اندازه های مشخص دارد و بیش از آن تخریب پیکسلی و جزئیات را شامل می شود. که در اینجا به وضوح پیداست عکاس و برگزار کننده به این مهم اشراف نداشته اند. چنانکه می بینیم چاپ هایی بسیار بی کیفیت از فایل هایی که از ریشه توان درشت نمایی ندارند منجر به نمایش تابلوهایی شده با شارپنس های بسیار پایین و از دست رفتن دیتیل های عکس و… در چند اثر هم که رد هد چاپگر بر تابلو می درخشد و این همه گواه این دارد که هیچگونه کارشناسی چه در زمینه انتخاب عکس ها و چه در زمینه کراپ، ویرایش، چاپ و قابهای چوبی که با نهایت بی سلیقگی انتخاب شده اند نشده و گویی بسیار شتابزده و فقط برپایه ی یک تصمیم غلط همراه با بوجه ای سنگین و در محلی که برای تمامی افراد جامعه هنر کشور ویژگی خاصی دارد برگزار می شود.
54 اثر عکس، بدون تنوع در نگاه و با ترکیب بندی های تکراری که بسیار درخشان تر از آنها را قبلن شاهد بودیم. واقعن به سختی میتوان 4 اثر از میانشان جدا کرد.
عالی جنابان! چرا؟
شما باید جواب هزاران عکاس بنام و گمنام کشور را بدهید که چرا موزه برای برگزاری یک نمایشگاه قدرتمند از آثار عکس کویرهای ایران و به مناسبت جهانی شدن کویر لوت اقدام به فراخوان برای این مهم نکرده و مجموعه ای حیرت انگیز را که می شد براحتی از بین آثار عکاسان بزرگ کشور جمع کرد و به نمایش گذاشت را از نظر نگذرانیده، بدون کوچکترین دانشی که پیداست در آن تامل نکرده اید؛ قوانین موزه را نادیده گرفته، نمایشگاهی بسیار ضعیف و بزک شده به اندازه های بزرگ با صرف هزینه های بسیار از یک عکاس متوسط برگزار کردید؟ اگر موزه بازدید کننده ی خارجی داشته باشد که حتمن دارد چطور میخواهید به آنها بگویید که این آثار نشان سطح هنر عکاسی کشور ما نیست؟ چطور می خواهید به بازدید کننده های ایرانی و هموطنان خودمان بگویید بسیار آثار ناب هنر عکاسی از کویرهای ایران توسط هنرمندان بزرگ ثبت شده که جایشان در این نمایشگاه خالی است؟ اسم بردن از این بزرگان در حوصله ی این چند خط نیست و نمایش آثارشان کتابی هزار صفحه است.
در پایان یادآور می شوم که اگر این نمایشگاه در هر گالری دولتی یا خصوصی دیگر برگزار شده بود امروز نقدمان در خصوص آثار عکس و تکنیکهای عکاسی و نوع نگاه و شیوه ی ارائه بود و ضمن آرزوی موفقیت برای همکار عزیزمان نکات مذکور به شخص ایشان ارایه می شد، اما در این میان انتقادمان از موزه هنرهای معاصر است که تعهدش را فراموش کرده است.
بیاید اندکی تامل و تفکر کنید.
آخر کلامم این است: هنرمندان عکاس کشور که سالیان سال عمرشان را صرف سفرهای پرمخاطره برای ثبت و نمایش شکوه طبیعت و فرهنگ و هنر و تمدن و مردم ایران زمین کرده اند، چه گناهی مرتکب شده اند که سکان کشتی فرهنگ و هنر کشور به دست کسانی دیگر افتاده است؟
ما را غرق در دریای زد و بند نکنید که خود غریق اقیانوس هنریم.
عباس عربزاده
یازدهم شهریورماه

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (1)

  • جوادمیرزاپور

    |

    نکته مهمی که نظرم را جلب کرد ، صاحب حق دانستن تمامی عکاسان بنام و گمنام کشور بود … آفرین بر ایشان

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید