پرتوی عبدالحسین

3576نام: عبدالحسین

نام خانوادگی: پرتوی

تاریخ تولد: 01 / 10 / 1321

تاریخ فوت: 28 / 02 / 1393

 

 

 

بیوگرافی:

در سال 1321 در آذربایجان متولد شدم.
بچه جنوب تهران و محله جوادیه بودم.
پدرم با کفاشی خانواده را اداره می کرد و من از همان دوران با دوربین قدیمی برادرم – که به شکل جعبه بود- بازی میکردم.
از فرط علاقه ام به عکاسی بعد از گذراندن دوره سیکل در دبیرستان ابو مسلم همراه با یکی از دوستانم برای کار به روزنامه کیهان رفتیم.
من در روزنامه در قسمت انبار مشغول بکار شدم و پس از یک هفته به بایگانی منتقل شدم و شش ماهی در آنجا مشغول بودم که به واسطه آقایی به نام عدل – که شر و شوری من را دید- قرار شد هر روز بعداز ساعت سه که کارم تمام میشد به بخش عکاسی بروم اما بدون مزد!
بعد از دوماه به دلیل اشتیاقم من کامل به بخش عکاسی منتقل شدم و زیر نظر دبیر سرویس عکس”سعید مرات” مشغول شدم.
من شانزده سال داشتم و در دورانی که نان سنگک دو ریال بود با حقوق صدوپنجاه تومان استخدام شدم.
از سال 1338 به شکل حرفه ای با عکاسی ورزشی کارو را شروع کردم و معتقدم عکاس خبری باید کار را از میادین ورزشی شروع کند تا بتواند برای عکاسی در حوادث خود را آماده کند.
من در سال 1356 بود که از جریان دولت جدا شدم و در کنار مردم، اخبار انقلاب را دنبال می کردم.
باور داشتم که روزنامه برای مردم است نه برای حزب و جناح خاص! پس خود را متعلق به مردم می دانستم و دیگر به خطر فکر نمی کردم چون برای مردم بودم.
عکسهایی دارم از دوران انقلاب که بسته شدن فرودگاه توسط نظامیان به فرمان بختیار در 4 بهمن ماه 1357،اعدام سران رژیم در دبیرستان های علوی و رفاه، ورود امام خمینی”ره” به ایران در فرودگاه مهرآباد 12 بهمن1357 و بیعت همافران با امام “ره” در تاریخ 19 بهمن 1357 و اگر بخواهید شرح عکس همافران را بدانید ماجرایش از این قرار است که…
یک روز قرار بود به نفع دولت مهندس بازرگان راهپیمایی شود و هر کدام از همکاران به طرفی رفتند.
من مامور شدم به مدرسه علوی و تا رسیدم دیدم آنجا خلوت است و یک نفر از دفتر امور مطبوعات دستور خروج همه عکاسا رو اعلام کرد و گفت که:”همه عکاس ها را از اینجا بیرون کنید”.
متوجه شدم که باید خبری باشد و دیدم درب کناری مدرسه باز شد و تعدادی افسر نیروی هوایی با لباس فرم برای بیعت با امام “ره” وارد حیاط شدند.
به من تاکیید کردند که اجازه نداری عکس بگیری!
گفتم: بگذارید بدون اینکه چهره ای از کسی معلوم باشد عکس بگیرم و گرنه اگر این سند نباشد چگونه می خواهید ثابت کنید که اینجا چه گذشته است؟
بالاخره قبول کردند و من را تحویل دو نظامی دادند تا اگر کسی رو به دوربین کرد این دو نگذارند که من عکس بگیرم و…چون هنوز دولت بختیار سر کار بود، نگران بودند که شناسایی شوند و دولت مجازاتشان کند.
عکس را گرفتم و تا خود روزنامه دویدم و عکس در صفحه اول روزنامه چاپ شد و همان روز بختیار این اتفاق را تکذیب کرد و امام “ره” چهار بعدازظهر همان روز اعلامیه ای دادند و اتفاق را تایید کردند و فردای آن روز هم روزنامه کیهان عکس نگاتیو های این بیعت را برای قضاوت مردم چاپ کرد و غروب خبرم کردند که: هر جا هستی بیرون نیا که خبر دسنگیری ات را صادر کرده اند…
بعد از چاپ عکس بیعت همافران با آنها حمله شد و مردم برای کمک به آنها به پادگان ها ریختند و بختیار فهمید کاری ازش بر نمی آید چون همه با امام “ره” بیعت کرده بودند.

در طی سالهای دفاع مقدس هم دبیر سرویس عکس روزنامه کیهان بر عهده ام بود.
پس از سالها کار و زحمت خیلی ها ادعا کرده بودند که عکس بیعت همافران برای آنها است و با خاطراتی غلط در رابطه با این عکس، تاریخ را به اشتباه می انداختند و دلم را به درد می آوردند ولی ارشاد کتابی چاپ کرد و اسمم را زیر عکس نوشت و همه دانستند که عکاس این عکس ماندگار در تاریخ انقلاب چه کسی است.
ما فکر میکردیم که روزنامه “کیهان” مال خود ما است و هر زمان که لازم باشد به عکس هایمان دسترسی داریم. در هیچ عرف و آیینی نمی گنجد که انسان را به خانه خود راه ندهند!
امروز صاحب عکسهایمان نیستیم و حتی امکان چاپ یک کتاب ازشان را نداریم تا تاریخ این مملکت را برای این مردم نشان دهیم .
چرا با کسانی که جانشان را برای انقلاب و مردم و عقیدشان به خطر انداخته اند و بارها به خاطر عکس هایی که گرفته بودیم از سوی سران رژیم تهدید به مرگ شدیم و فراری بودیم، چنین می کنند ، نمی دانم!
پس از 31 سال خدمت در روزنامه کیهان به موجب نامه ی 20597 و گواهی شماره ی: *18963-د* در 27 شهریور 1368 بازنشسته شدم و به دلیل دوستی و علاقه ای که به مرحوم پروفسور حسابی داشتم با قسمت فرهنگی بنیاد ایشان همکاری میکردم.

 

 

سوابق اجرایی و هنری:

• برگزاري چندين نمايشگاه عكس با موضوعات انقلاب و دفاع مقدس
• دبيري سرويس عكس روزنامه كيهان در طول سالهاي دفاع مقدس- 1362 تا 1367
• دریافت لوح تقدیر از نخستین جشنواره تخصصی مطبوعات ورزشی در ایران
• دریافت لوح و تندیس از دومین همایش تجلیل از فجرآفرینان عاشورایی- بهمن 1385
• دریافت لوح و مدال در همایش راویان نور و بزرگداشت عکاسان انقلاب – بهمن 1386
• دریافت تقدیرنامه از فرماندهی نیروی هوایی ارتش در آستانه بیست و نهمین سالروز بیعت همافران با امام”ره”- بهمن 1386
• دریافت جایزه “مطهر” از مقام ریاست جمهور دکتر محمود احمدی نژاد
• دریافت لوح تقدیر از انجمن عکاسان مطبوعات ایران به عنوان عکاس انقلاب در سی امین سالگرد انقلاب اسلامی، تهران، 19 بهمن ماه 1387