عکاسان نمی بینند! با خیال راحت منتشر کنید

در گوشه گوشه ی این شهر که قدم می زنی میخ دیوارهای مهربانی را می بینی که چندی پیش مهربان تر بودند. میخ بودند ولی چند قطعه لباس وزین و سالم را به شان آویزان می دیدی.
نمی دانم چرا اینگونه راحت و ساده از هر اقدام زیبایی ناگاه در سراشیبی عادت می افتیم و دیگر انگار نه انگار که دیواری بود و میخی بود و مهربانی بود و نیازمندی که وعده شده بود حامی حس و آبرویش باشیم.

در گوشه گوشه ی تهران، این شهر دور افتاده از اخلاق که مادر فرهنگ و پایتخت کشور است هر روز گلی نو به بار می نشیند و دسته گلی تازه به آب فرهنگ می روید.
بحث را به حاشیه نبرم که قصه همان قصه ی همیشگی نمایش عکس است بی نام عکاس!
نه، شاید موضوع این باشد و درد تکرار این عارضه است در پیش چشم مدیران انجمن های عکاسی که دی روز که گذشت شعارشان حمایت از عکاسان بود و امروز در گوشه گوشه ی این شهر که قدم می زنند نمی بینند که چه ساده نمایش عکس ها بی نام عکاس در حال روی دادن و اتفاق و تکرار است.
پس آقایان مدیران شهری و فرهنگی!
« عکاسان نمی بینند! با خیال راحت منتشر کنید »
عکاسانی که خالق اثرند نمی بینند! آنانی که صاحب و امانتدار اثرند نمی بینند! و انجمن های عکاسی ما هم که در هر مناسبتی دم از حق و حقوق و حمایت و پشتیبانی می زنند، هم نمی بینند!

چندی پیش « نگارخانه ای به وسعت یک شهر » را شاهد بودیم که بانیان آن این حرکت را در راستای تربیت دید شهروندان و معرفی مردمی آثار برتر هنرمندان هنرهای تجسمی ایران و جهان خواندند. حرکتی زیبا، موثر و فراگیر که می توانست به ساده ترین شکل ممکن و با محاسبات ابتدایی، به مناسبت های مقدس تداخل پیدا نکند و ذائقه ی هنری مردمان پایتخت نشین را عوض کند و ارتقاء بدهد ولی در بخش عکس آن شاهد بودیم که برخی آثار بی نام عکاس! با عنوان درشت یکی از انجمن های عکاسی نامدار فعال در حوزه انقلاب و دفاع مقدس آذین شده بود. البته که هیچ توضیحی هم از سوی مسئولین آن انجمن به اذهان عمومی جامعه عکاسی داده نشد و صدالبته که سازمان زیباسازی شهرداری هم از این روش های ارایه استقبال می کند. عکس هایی که بی نام عکاس و با نام درشت و قابل مشاهده با عنوان « انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس » به نمایش درآمد.
انجمنی که باور داریم پناه و پشتیبان عکاسان انقلاب و دفاع مقدس است شایسته بود در مسیر رویت این خطا و در کنار عنوان درشت انجمن… که نامی از عکاس مسلمان اثر دیده نمی شد، توضیحی می داد، ولی دیدیم که هیچ نامه عذر و توضیح اعتذار و شرحی هم بر این خطای آشکار ارایه نکرد.
شاید این متن – اندکی – ریشه های بغض مدیران و عکاسان ما را فعال تر کند ولی تقوا پیشه کنید و در ماه میهمانی پروردگار بیایید و این بی اخلاقی فراگیر و حق الناس مشهود و کارشکنی آشکار را به استناد ماده و تبصره اساسنامه تان پیگیری کنید و مانع شوید.
چندی پیش در سازمان قطار شهری تهران و حومه هم نمایش آثار عکاسان را با کشیدگی ها و اعوجاج ها و نامهای جابجا و اشتباه های بسیاری در ارایه شاهد بودیم و آنچه از « انجمن دوستدار میراث فرهنگی » دیدیم، ندیدن این خطای وسیع بود و سکوتی معنادار در پس آن …
اگر رویداد اینگونه خطاها روزی از سوی مدیران فرهنگی در حوزه شهری بود، باور داشتیم که وابسته به آمار و نمودار و گزارش و بیلان و عدم آگاهی و نداشتن دغدغه است ولی وقتی عکاسان نامدار پشت این رویدادها هستند، دردناک است و چه بسا – اصلا – پذیرفته نیست.
نگذارید که ما هم مثل مدیران باور کنیم: عکاسان نمی بینند!
شاید هم بیان یک اعتراض محترمانه می تواند روابط را مخدوش، تماس ها را مسدود، سالن ها را سلب و امتیاز واگذاری نگارخانه های خانه هنرمندان و دیگر امکانات را محدود و چه بسا به صفر برساند.
« انجمن عکاسان ایران » چندی پیش بود که همگرایی هفت عنوان انجمن تخصصی را با هم فریاد کرد و مبارک دانست و این همگرایی چند روزه را افتخار دانست ، ولی دریغ از یک صدای ناله در قبال این درد مشترک از هیچ یک از این انجمن های تخصصی عکاسی و مدعی حمایت از حقوق عکاسان!
یعنی کم کم بایستی بپذیریم که معبر آمد و شد هر روزه عکاسان در خیابان های تهران و وجود این همه بیلبوردهای شهری مزین به عکس عکاسان بی هیچ درج نامی از عکاس، برای عکاسان و حتی مدیران انجمن های عکاسی ما عادی شده است ؟
شاید هم بایستی قبول کنیم که: عکاسان نمی بینند!
البته این سکوت و این ندیدن ها شایسته مدیرانی است که حداکثر به واسطه ی کاغذی سپید با دستخطی سیاه به بزرگای 20 در 30 سانتیمتر می آیند و می روند و اگر در مراسمی در ردیف ابتدای صندلی های سالن ننشینند زانوانشان دردهای خاصی می گیرد، نه مدیران انجمن های عکاسی و اعضای هیات مدیره های این انجمن های تخصصی.
ما نمی خواهیم باور کنیم که مدیران انجمن های عکاسی ما در طول « ده روز با عکاسان » با عکاسان هستند و در طول سال با سیاست های دور از تدبیر مدیران شهری و شعار می دهند: « با دوربین وارد شوید » و روح این عبارت را در سطح شهر وسیعی چون پایتخت که الگویی برای استانها و دیگر شهرستانها است – به هیچ عنوان – باور ندارند.
نمایش عکس بی نام عکاس در تهران یعنی الگویی موجه برای مدیران فرهنگی شهرستان های ما که هر اتفاقی را پس از چندی از پایتخت الگو می گیرند و عکاسان ایرانی در استان ها و شهرستان های ما کم بر سر این قبیل بدیهیات با مدیران فرهنگی شهرشان مجادله ندارند.
به احترام عکاسان غیر تهرانی، کمی به ارایه این آموزه های سرتاپا خطا و الگوهای زشت به مدیران فرهنگی در سرتاسر کشور پایان دهید.
شاید این متن به مذاق آقایان عکاسان خوش نیاید ولی این تذکر لازم است « لطفا به رای اعتمادی که عکاسان به شما دادند تکیه کنید و نه لبخندهای زودگذر و فریبنده و مجالسی که دعوت می شوید برای کاشت نهال و این قبیل بازی های نمادین که هیچ بهره ای به احوال نامساعد عکاسی کشور نداشته و ندارد ».

آقایان مدیران و اعضای هیات مدیره انجمن های تخصصی عکاسی و عکاسان عضو در هر یک از این نهادها و تشکل ها و گروه ها!
مدیران ما به واسطه ی سکوت و سیاست های شما باور کرده اند: « عکاسان نمی بینند! با خیال راحت منتشر کنید ». مسئول این باور غلط کسی جز صاحبان سکوت و چشم بستن ها نیست.
برای بسیاری از این عکس ها سرمایه های انسانی و ارزش های معنوی این سرزمین صرف شده است پس شما هم با تماسی، نامه ای، لبخندی و لحنی ملیح و ملایم از تکرار اینگونه جنایت های فرهنگی مانع شوید و باور بیمار برخی مدیران و مسئولین ما را که سالهاست باور کرده اند عکاسان نمی بینند! درمان کنید.
نگذارید در هر مناسبتی، عکسی که حامل بار وزینی از باور و ایمان و ارزش های این خاک پر گهر است و می تواند با مفاهیم عمیق انسانی، تربیت کننده نسلی خردمند و حماسه آفرین برای کشور باشد، بی نام و نشان به حراج و تاراج گذاشته شود و اعتماد عکاسان نسبت به شما بیش از این مخدوش شود.
نگذارید عکاسان انقلاب که در همه ی سال عکاس انقلاب اند – فقط – در دهه فجر دیده و مطرح شوند و ابزار کسب کاسبان آنتن شناس و قدرنشناس شوند.
نگذارید عکس های بی نام عکاسان از موضوع معنوی و گرایش های فاخر اعتقادی همچون: نماز و نیایش و قرآن در ماه مبارک رمضان، بدون رعایت حقوق بدیهی عکاس بیش از این در فضای بی روح شهر جولان دهد.
سری به نمایشگاه وزین قرآن بزنید و نمایشگاه عکسی را که خود سالهای پیش بانی آن بودید را دوباره ببینید. عکسی می تواند نافع اخلاق و اعتقاد اهالی جامعه باشد که از مسیر صحیح و حلال به منظر مخاطب رسیده باشد و ارایه و کلمه نام و نام خانوادگی حداقل شرط انصاف در ارایه اثر هنری است که امروزه در فضای شهر به تکرار می بینیم رعایت نمی شود و شما همچنان سکوت پیشه کرده اید.
مالکین این تابلوهای شهری هر سازمانی باشد، این سکوت شماست که جسارت وسعت بخشیدن و عمق دادن بیشتر را به خاطی می دهد.
اگر برای یک بار « انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران » با مشاهدۀ این خطا ، با لحنی ملایم و ادبیاتی دوستانه این آگاهی را به خاطیان همکار و غیر همکار گوشزد می کرد امروز تعدد این عکس های بی نام و نشان در چهار سوی شهر بیداد نمی کرد.
بی نیاز از توضیح است که در این قصور حتی مدیران  و اعضای هیات مدیره « انجمن عکاسان سینمای ایران » ، « انجمن عکاسان صنعتی و تبلیغاتی » و « انجمن عکاسان خانه تئاتر » هم شریک تقصیراند.

آقایان مدیران انجمن های تخصصی عکاسی !
شما که پیش از مدیر شدن عنوان عکاس را به پیشانی دارید!
شما هر کدام سرمایه های فرهنگی، هنری این سرزمین هستید، خطای سکوت و ندیدن ها و مصلحت انگاری های شما به هیچ دلیلی قابل درک و اغماض نیست.
سرنوشت یک اتفاق ساده همچون نمایش نام عکاس را در کنار عکس به روزگار میخ های دیوار مهربانی دچار نکنید و بین میخ های بی جان و آثار عکاسان عزیز این جامعه که جان در پس هر ثبت گذاشتند، اندکی تفاوت قائل باشید.
لطفا در کنار ندیدن های تان ، کمی ببینید و به جای عکاس و بیننده و شهروند و نسلی که در آینده از شما و سکوت تان یاد خواهد کرد، آه بکشید.

عکس و متن: مهدی سروری
منبع: پایگاه عکس چیلیک

* امکان درج نظر و دیدگاه شما مخاطب محترمی که موافق یا مخالف هستید، با هدف ارزیابی و نقد این یادداشت، در ذیل این متن مهیا است.
—————————————————————————————————————————————————————————————————————————————–
« پایگاه عکس چیلیک » با دعوت به خویشتنداری، حفظ متانت و رعایت اصول اخلاقی ، از فرد فرد منتقدان در سراسر استان های کشور ، تقاضا دارد برای رسیدن به جامعه ای سلامت در هنر عکاسی ایران ، متن های خود را با ذکر نام و بی هیچگونه اهانتی به شخص یا اشخاص به نشانی: ChiilickNews@gmail.com ارسال نمایند.





نظرات (23)

  • Amir Asadi

    |

    سلام و خسته نباشید
    شما خطاکارید که هنوز فکر می کنید عکاسان و هنرشان دارای ارزش و احترامند.
    عکاسی سرگرمی پر خطری است و عکاسان ابزارهای کسانی که در جستجوی قدرت و ریاست هستند می باشند.
    تا زمانی که توسعه همه جانبه در اقتصاد و فرهنگ جامعه صورت نگیرد اشتباه است فکر کنید راه اندازی انجمن ها برای حمایت از عکاسان است.

    پاسخ

  • م. رجب زاده

    |

    درود
    چقدر به نقدهای اینگونه نیاز داریم
    هر چند آنانکه سرشان را لای برف کرده اند تکانی به خود نمی دهند
    با تشکر

    پاسخ

  • رضایی

    |

    شاید هم عکاسان ایرانی از رسیدن به این حق بدیهی که در همه ی دنیا به اون احترام گذاشته میشه جز ایران نا امید شدن.

    پاسخ

  • سامان

    |

    این موضوع به ظاهر تکراری اولین و بدیهی ترین حقوق یک هنرمند عکاس است و وای بر جامعه عکاسی ایران که هنوز نه تنها موفق به اعاده این حق اولیه خود نشده بلکه برای رسیدن به آن تلاشی هم نمی کند.

    پاسخ

  • عقیل -سیدزاده کنگانی

    |

    اینان که به حقوق هنری احترام نمی گذارند نه ایرانی هستند و نه مسلمان.
    سکوت شان بخاطر نقش مافیایی است که در عرصه عکاسی کشور دارند.
    مراقب دشنه زدن های از پشت شان باشید.

    پاسخ

  • حشمتی

    |

    بی اخلاقی هایی اینچنین دردی دیرینه است، بی اخلاقی که در تمام ابعاد اقتصادی، فرهنگی و… ریشه دوانده، امید که صدای اعتراض شنیده شود و و وجدانی به درد آید.

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    اصولا در کشور ما قانون کپی رایت اجرا نمیشود مخصوصا در حوزه های هنری که عکاسی نیز متاسفانه از آن مستثنی نیست.
    امیدوارم با اینگونه مقالات و همکاری هنرمندان بشود تغییری در اوضاع داد.

    پاسخ

  • مهری راست قدم

    |

    درتمامی عرصه های هنری و مخصوصا عکاسی در کشور عزیزمان آسانترین کار حذف نام هنر مند است علت آنهم کاملا واضح میباشد همانطور که جنابعالی فرمودید ظاهرا هیچ عکاسی نمی بیند یا اگر هم دیده نیازی به اعتراض ندارد به امید روزهایی که تنها نگاه نباشد و دیدنی در پی داشته باشد .

    پاسخ

  • داوود محمدی

    |

    درود
    رشد فرهنگی,هنری,ورزشی و…لازمه داشتن اینچنین نگاه های ظریف وموشکافانه می باشد.
    امیدوارم همانگونه که هر یک از هنرمندان خود را مسول در مقابل مردم وجامعه میدانند,مسولان محترم نیز همین حس وعمل کردو در مقابل هنرمندان این مرزوبوم داشته باشند.

    پاسخ

  • سید محمد مهدی حسینی

    |

    به نام خدا
    نگارش به مسئله جزئی اما مهم در مبحث حرفه ای و اخلاقی از نمایش در اوردن اثار افرادی که نامی از انها ذکر نشده و زیبایی شهرتوسط مدیران و متولیان شهرداری تهران با رعایت نکردن حقوق صنفی عکاسان به عادت تبدیل گردیده است، رو به رو شدن شهروندان با تصویر هنرمندان منجمله عکاسان امری بسیار پسندیده است اما نام نبردن از خالق اثر به نوعی ابزاری نگاه کردن به این هنر می باشد.
    بخشی از این نگارش به تشکل های عکاسی در قالب انجمن در راس انها انجمن عکاسان اشاره شده که ماهیت یاداوری تمامی مباحث اصول و مجموعه قوانین نوشته و نانوشته صنف عکاسی را فراموش نموده اند و بعضا افراد تشکیل دهنده همین تشکل ها برای من هنر جو ، دانشجو و.. در قالب درسهای تخصصی اکادمیک تا همایش ها گرفته چنین مباحثی را مطرح می کنند ، دقیقا اگر به اخر مطلب توجه کنید ما چند سالی است فقط با بیان ، صحبت و کلام چه نوشتاری و کلامی در قالب همایش ها ، نشست ها تخصصی ( غیر تخصصی آن مشخص نشد ولی همیشه بیشتر به چشم می آمد ) رو به رو بوده ایم ، یعنی فعل انجام عکاسی که بخش عملی و علی الخصوص مستنداجتماعی با تمامی زیر شاخه هایش فراموش شده و در بخش خروجی انجمن عکاسان در سالیان گذشته به شکل کامل مشهود و قابل لمش بوده است ، حال چطور توقع می رود همین تشکل برای امری به مهمی احقاق حقوق عکاس و از دست دادن اعتبارات دولتی ، شهرداری وارگان های دیگر وارد چالش گردد.
    نکته و سخن بسیار است اما هشدار و زنگ خطر حدود دوسالی است در این تشکل بوجود آمده و آن هم همانند یک سلول بیمار درمان نشده و به نظر می رسد ما به تجزیه درونی تفکر سیستمی و ماهیت رویکرد به مدیریت عکاسی بعنوان ابزار رو به رو هستیم و این مسیر با سرعت بیشتر به پراکندگی افراد با سابقه و حرفه ای تا علاقه مندان این حرفه تاثیر سوء خواهد داشت .
    به نظر می رسد نوشتن و بیان در این باب دیگر اثری نخواهد داشت .
    زان یار دلنوازم شکریست با شکایت – گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت – بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم – یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت – رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس – گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت .

    پاسخ

  • ابراهیم باقرلو

    |

    تکرارعادت انتشار آثارعکاسان بدون ذکر نام عکاس ناشی از نا آگاهی یا داشتن نگاهی صرفا ابزاری به عکس و خالق آن است و گواهی بر این که متولیان فرهنگ! اهم از مدیران شهری وهمایشهای فرهنگی و دستگاه های ذیربط خود دچار “فقر فرهنگی” هستند.
    دردناکتر از این مسئله سکوت عکاسان و حامیان ایشان انجمنهای عکاسی کوچک و بزرگ است! که بنا بر ناتوانی- نبود دغدغه یا مصلحت اندیشی ها در احیای نخستین و بدیهی ترین حق عکاس نا کارآمد هستند.

    پاسخ

  • مسعود - م

    |

    برای انجمن های عکاسی ما اگر عکاس زنده باشد عضویت او مهم است به خاطر دریافت حق عضویت
    و اگر از دنیا رفته باشد که عااالی است . چون عکاس از دنیا رفته برای انجمن های ما اسباب مشغولیت و سرگرمی زنده ها به مرده ها است و دلیل بزرگداشت و نکوداشت و پاسداشت و گرامی داشت و داشت و برداشت و نداشت و گاهی لوحی به خانواده و اهدای کارت عضویت افتخاری به روح آن مرحوم (-:
    التماس تفکر

    پاسخ

  • بی خیال

    |

    دمتون گرم
    مراقب دم شیر باشید که این شیر نیش دارد(از ما گفتن)
    تلفنمی هم گفتم مواظب مافیای عکاسی باشید که در ماه مبارک رمضان افطاری می دهند و شهیدپروری می کنند. هاا هاا هااااا

    پاسخ

  • س. هاشمیان

    |

    همه ي ما ميراث دار ارزشهاي هنري و هركدام به نوعي موظف به حفظ جايگاه هنر و هنرمند در كشورمان هستيم.
    خلق يك اثر ارزشمند حاصل سالها تلاش،تجربه و مطالعه يك هنرمند عكاس بوده و ثبت نشدن نام وي در پاي عكس بسيار ناخوشايند بوده و به نوعي بي هويت جلوه دادن آن اثر هنري به شمار مي رود.
    سکوت دست اندرکاران در قبال این خطا و بی پاسخ گذاشتن این گزارش در قبال اذهان عمومی جامعه عکاسی تکرار خطایی است که به هیچ عنوان از معتمدین عکاسان پذیرفته نیست.
    به امید روزی که جایگاه سیاست و سکوت را به شان صداقت و پاسخ ترجیح ندهیم.

    پاسخ

  • جواد میرزاپور

    |

    چندی پیش یکی از آشنایانمان در کانال تلگرام خود که اعضای آن کم هم نیست و حدود هزار نفر مخاطب دارد ، اقدام به باز نشر یکی از عکس هایمان بی نام و نشانی از عکاس ، که خودمان باشیم ، کرده بود ، پیامی گذاشتم و ماجرا توضیح دادم که این عکس ها عکاسی دارد و زحمت کشی و غمخواری ، تا حاصل چنینی بدست آید و این عکاسان به حدی قانع هستند که که از حق التالیفشان (که زیر شاخه ای از حق الناس است!!) به همین قانع اند که نامشان زیر عکسشان باشد ، پس از کش و قوس بسیار و تقدیم انواع استدلال ها و به کاربردن انواع منطق ها ، ایشان پذیرفتند که ذکر نام عکاس زیر عکس ها ، از حقوق عکاس می باشد و زان پس سعی در رعایت دارند.
    این یکی از هزاران بازخورد رفتارهای مدیران فرهنگی برای ماست ، ولی نکته قابل تامل اینجاست که آنهایی که نه در محیط های فرهنگی بوده اند و نه عکاسی کرده اند ، پس از کمی صحبت قانع می شوند و رعایت می کنند ، ولی مدیران فرهنگی ….

    ممنونم از شما بخاطر دغدغه ای که دارید و سپاگزارم .

    پاسخ

  • علی مرادی

    |

    متاسفانه خیلی ها جوری عادت کردن که تا یه زور و چارچوب عملی شونده! بالا سرشون نباشه رفتارشونو کنترل نمیکنند و نخواهند کرد چه میشه کرد عادت است و ترک عادت موجب مرض! بعضی ها آگاه نیستن و این کار رو انجام میدن بعضی ها آگاه هستن اما انضباطشون ظاهریه و از انضباط معنوی و درونی خبری نیست یعنی باید قانونی چیزی باشه تا ازش بترسن و شابد لطف کنن اینچنین نکنند. بعضی ها هم آگاهن هم انجام میدن و بدبختانه اعمال قانون روی این افراد سخت است به دلایلی! (آقای فریبرز حیدری که عکسشونو یکی از روزنامه ها زده بود البته نتیجه رو نمیدونم چی شد) اما با آگاهی عکاسان به حقوقشان و وجودراه قانونی عملی شونده ای و کمک مسوولین منضبط و آگاه امید هست ک این مشکل حل شود.

    پاسخ

  • علی هاشمی

    |

    متاسفانه عدم حمایت از هنر، هنرمند و اثر هنری سالهاست در فرهنگ ما به امری بدیهی مبدل شده و این امر از دنیای عکس و عکاسی نیز مستثنی نیست.
    افسوس و صد افسوس که زحمات سالیان سال یک هنرمند به همین سادگی نادیده گرفته شده و لطف بی بدیل بزرگان همواره شامل حال این قشر گشته است…

    پاسخ

  • Zandi20

    |

    سلام
    اول تشکر می کنم به دلیل گزارش مستند و تصاویری که با دقت تمام تهیه شده اند و در ادامه آرزو می کنم که در برابر این خطای صورت گرفته پاسخی در خور از سوی مسئولین و مدیران دریافت کنید (که تجربه نشان داده در اینگونه موارد با بی توجهی کامل و در کمال آرامش سکوت می کنند و می گذرند).
    بگذریم
    این متن یک گتذکر بجا و دقیق است ولی یک گزارش منصفانه نیست.
    برای نقد کردن انجمن ها بایستی توان مثبت و فواید را در یک کفه سنجید و خطاها و سهل انگاری ها را در کفه دیگر گذاشت. مثلا در باره حکم اجرای شلاق برای عکاسان قزوینی یادتان باشد که انجمن عکاسان مطبوعات پیش قدم شد و مشکل را رفع کرد که اگر این اتفاق منجر به اجرای حکم می شد لکه ای ننگین بر دامان تمامی انجمن های هنری نقش می بست.
    البته من به دلیل همین رفتارها چندین سال است عضویت در هر انجمنی را سودمند نمی بینم و عکاسیم را می کنم ولی اینقدر می دانم اگر این انجمن ها برای ما آبی نداشته باشد برای اهل فن! نان آور است و مفید.
    باز هم تشکر می کنم از تذکر بجایی که دادید.

    پاسخ

  • saman azmoode

    |

    قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را!
    این باران است که باعث رشد گل ها می شود، نه رعد و برق.
    وین دایر

    پاسخ

  • m-asghari

    |

    راستی راستی از مقابل هر کدوم از این بیلبوردها روزانه چندین هزار نفر رد می شن و این عکس های بی نام و نشون و می بینن؟
    چرا هیچکسی هیچی نمی گه؟
    باور نکردنیه این همه بی خیالی و ولنگاری فرهنگی
    کاش کمی برای فرمایشات مقام معظم رهبری در باب اهمیت فرهنگ و حساسیت در این مقوله وقت صرف می کردیم و اهل عمل بودیم.
    به واقع بایستی این درد و پذیرفت که عکاس ها نمی بینند با خیال راحت منتشر کنید.

    پاسخ

  • سروش

    |

    نمایش عکس بی نام عکاس، گرفتن حداقل حق مولف است که نسبت به اثرش دارد. و این مهم در حوزه عکاسی انقلاب و دفاع مقدس چندین برابر است، چرا که ممکن است عکاس برای ثبت یک عکس، خظر کرده و از جان خود گذشته باشد و هزینه عکس، جان یک عکاس باشد.
    پس انتشار عکس بی نام خالقش در این حوزه علاوه بر تضعیع حق معمول مولف، حق شرعی مظاعف تری هم نادیده گرفته می شود که این رد کردن خط قرمز، خلاف انصاف و اخلاق، قانون و شرع و عرف است.
    بهتر است بیشتر دقت کنیم.

    پاسخ

  • امیرحسین معتمدی

    |

    شکر خدا این وصله ها به انجمن های عکاسی ما نمی چسبه و ایشان به کوری چشم دشمنان در مواردی از این دست ساکت و خاموش و هماهنگند.
    انجمن های ما سالهاست در پی تایید و لایک هستن و برخلاف ادعایی که دارند حتی کوچکترین مخالفت را هم برنمی تابند.
    خوشحال باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید