گاسپار فلیکس تورناشون (نادار) عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.com
فلیکس تورناشون (نادار) گاسپار

فلیکس تورناشون (نادار) گاسپار

گاسپار فلیکس تورناشون (نادار) عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.comنام : گاسپار
نام خانوادگی: فلیکس تورناشون (نادار)
تاریخ تولد: 6 / 4/ 1820
تاریخ فوت : 21 / 3/ 1910

بیوگرافی :

نام حقيقي او گاسپار فليکس تورناشون بود، مردي که اگر چه نقاشي از جمله استعدادهاي متعددش بود ، اما بيشترين موفقيت خود را به عنوان عکاس به دست آورد و بعدها او را به نام مستعار نادار که بسيار مشهور گرديد شناختند .
نادار از هجده سالگي به روزنامه نگاري و نويسندگي روي آورد و در تمام طول عمر خود ، اين کارها را ادامه داد. نخستين داستان کوتاهي که نوشت ، تأثير اپراي “لابوهم” را به ذهن متبادر مي سازد . نادار طرحهاي طنزآميزي به مقالاتي که براي جرايد مي نوشت ، مي افزود؛ از همين جا اين فکر به ذهنش خطور کرد که مجموعه اي از کاريکاتورهاي هزاران شخصيت مشهور فرانسوي را منتشر سازد. نادار اين مجموعه را معبد خدايان نادار نام نهاد . او نيز ده سالي پس از ديويد اکتاويوس هيل، به اين نتيجه رسيد که عکاسي وسيله مناسبي براي آفرينش طرح هاي طنزآميز است و از اين رو جوان ترين برادر خود آدرين را متقاعد ساخت که حرفه عکاسي را بياموزد و عکاسخانه اي در بولوار دکاپوسين پاريس که محلي بسيار باب روز بود ، تأسيس کند.
نخستين شماره معبد خدايان نادار در اواخر 1854 انتشار يافت و با استقبال شاياني مواجه شد ، اما سود چنداني را عايد نادار نساخت . نادار شخصاَ دست به کار عکاسي شد و نخست عکاسخانه محقري در خيابان سن لازار وسپس عکاسخانه بسيار مجهزتري در نزديکي عکاسخانه برادر خود تأسيس کرد . گفته مي شود نادار درون و بيرون عکاسخانه خود را به رنگ قرمز تند رنگ آميزي کرده بود تا انديشه هاي تندروانه سياسي او را منعکس کند، اما احتمالاََ اين کار او بيشتر از آن رو بوده که ذوق درخشان خود را اقناع کند و تراوش ذکاوت او براي بزرگ جلوه دادن خويشتن بوده است . اين نيت نادار از لامپ بزرگي که به شکل امضاي او بود و بر روي نماي عمارت عکاسخانه وي روشن مي شد نيز پيدا است . اين نماي بسيار تماشايي ، شمار زيادي از مشتريان نادار را به عکاسخانه وي جلب کرد که از ميان آنها مي توان نويسندگاني همچون بودلر، که دوست صميمي او بود و نادار زندگينامه او را نوشت ، فلوبر ، ويکتور هوگو و ژرژ ساند نام برد . همچنين در ميان مشتريان او به آهنگسازاني چون برليوز ، ليست ،روسيني و واگنر و نقاشاني همانند کورو ، کوربه و مانه بر مي خوريم . اشخاص اخير و بسياري کسان ديگر ، صرفاَ مشتريان نادار نبودند، بلکه در وهله نخست دوستان وي بودند. وانگهي نادار خود نوشته است: «بهترين تک چهره ها را از کساني گرفته ام که کاملاَ آنها را مي شناسم.»
عموماَ از مدلهاي خود به صورت نيم تنه عکس مي گرفت و چهره آنها را از زمينه اي بسيار ساده بيرون مي نشاند. دستهاي مدل هاي او خارج از قاب عکس قرار دارند و در پاره اي از عکس ها نيز درون جيب ها يشان است . تقريباَ تمامي تکچهره هاي او از شخصيتهاي مرد گرفته شده است ، چرا که نادار مي انگاشت عکس «چنان وفادار و شبيه واقعيت است که مورد پسند مدل هاي زن قرار نمي گيرد ، هر چند هم که زيبا باشد .» البته عکسي که نادار از سارا برنار گرفت ، موردي استثنايي است.
نورپردازي بديع ترين عنصر تکچهره هاي اوست . نادار در ابتدا از نور روز استفاده مي کرد و مدل هاي خود را طوري در برابر نور مي نشاند که نور از يک سمت بر چهره آنها مي تابيد و بدنشان در تاريکي فرو مي رفت . بدين سان چهره اي که شديداَ برجستگي يافته بود ، بر فراز حجمي از تيرگي قرار مي گرفت . سپس بعدها پيشگام استفاده از نور چراغ هاي برقي شد و اين کار به او امکان داد که خطوط چهره را با استادي و ظرافت بيشتري نمايان سازد. بدين سان در 1861 براي عکسهايي که با نور مصنوعي گرفته بود ، برنده چندين جايزه اول شد .
نادار پس تسلط کاملي که در استفاده از نور چراغ هاي برقي در عکاسخانه به دست آورد ، وسايل دست و پاگير خود را به فاضلاب ها و گورهاي دخمه اي پاريس برد. سپس در چالشي ديگر ، در1858 نخستين عکس هوايي را از داخل بالن گرفت. از اين زمان به بعد ، پرواز با بالن به صورت يکي از دغدغه هاي ذهني نادار درامد و او براي ساخت بالن بزرگ « لوژئان» سرمايه گذاري کرد . حدود دويست و پنجاه هزار تماشاگر شاهد نخستين پرواز اين بالن در1862 بودند. بالن دو هفته پس از نخستين پرواز خود ، از کنترل خارج شد و در آلمان سقوط کرد. استخوان ساق پاي نادار شکست ، اما اين حادثه سبب تبليغات وسيعي براي او شد و وي را تبديل به شخصيتي مشهور کرد.
در1870 ، دو ماه پس از آغاز جنگ ميان فرانسه و پروس ، نيروهاي دشمن پاريس را محاصره کردند. نادار قواي پروس را از هوا مشاهده مي کرد و هر چند که عقايد سياسي او سبب مي شد که حمله بر ضد قواي دشمن را نفي کند ، اما منظماَ سفرهايي با بالن بر فراز خطوط آنها انجام مي داد و محمولات پستي و تلگرام ها را توزيع مي کرد. نادار نامه هاي خود را نيز در اين محمولات پستي براي نشريات ارسال مي کرد . اين ها پيام هايي براي تشويق طرفين درگير به پذيرش صلح بود . او از درون بالن خود ميليون ها اعلاميه ي صلح طلبانه را بر روي مناطق درگير جنگ فروريخت.
نادار در خلال اين دوران مبدل به چهره ي اجتماعي مورد احترامي شد و پس از پايان جنگ ، به ندرت به کار عکاسي پرداخت . او عکاسخانه ي بزرگ خود واقع در بولوار دکاپوسين را که نخستين نمايشگاه نقاشان امپرسيونيست در 1874 در آن برگزار شد ، ترک گفت و مديريت عکاسخانه ي جديد خود را که کوچکتر بود ، به پسر خود پل سپرد . با اين همه ، پدر و پسر به کارهاي پژوهشي دست زدند و به ترويج عکاسي پرداختند . در1886، براي گراميداشت صدمين سال درگذشت شيميدان برجسته ميشل اوژن شورول ، نشريه ي فرانسوي ژورنال ايلوستره نخستين مصاحبه ي مزين به عکس را که کاملاَ بي سابقه بود ، انتشار داد . در اين مصاحبه نادار پرسش ها را مطرح ساخته و پسرش پل عکس ها را گرفته بود.
در 1900، عکس هاي نادار در نمايشگاه جهاني پاريس به معرض تماشا گذاشته شد و مقالاتي درباره ي ديگر فعاليت هاي متعدد او ارائه گرديد . نادار نخستين دهه ي قرن بيستم را درک کرد ، اما زمانه ي او ديگر به سر آمده بود . نادار و تمامي شخصيت هاي مهمي که از آنها عکس گرفت ، تمامي به قرن نوزدهم تعلق داشتند.





دیدگاهتان را بنویسید