قواعد خاکستری (10 دستور در مورد عکاسی سیاه سفید)

قواعد خاکستری (10 دستور در مورد عکاسی سیاه سفید)

قواعد خاکستری (10 دستور در مورد عکاسی سیاه سفید)

 راهنمای آموزشی عکاسی سیاه و سفید

این راهنما بخش نخست کتابی است که برای عموم منتشر کرده ایم : دو فصل از مهم ترین فصول کتاب با نام های: از مبانی تا هنرهای زیبا ، قاعده خاکستری اثر Joel Tjintjelaar و راهنمای تجربی برای کشف دید هنری اثر Anna Gospodarou می باشند.
این کتاب محصول تلاش حداقل یک سال فعالیت گسترده و چند سال مطالعه در زمینه های هنر ، معماری و عکاسی بوده و در مه 2014 منتشر شد.

قواعد خاکستری یا 10 دستور مونوکروم (تک رنگ) برای عکاسی سیاه سفید

چگونه یک عکس سیاه و سفید خوب را با شناخت کامل در مورد نور و تنها نور می گیریم ؟ به عبارت دیگر، چه چیزی سبب عالی شدن یک عکس سیاه و سفید می شود؟ من مجموعه ای از اصول را تهیه و فهرست کرده ام که به قاعده خاکستری یا 10 دستور مونوکروم (تک رنگ) مربوط می شود و به شما کمک می کند تا بدانید یک قطعه عکس سیاه و سفید موفق چگونه تهیه و ارایه شده است.

1) قواعد خاکستری.
فقط یک رنگ در عکاسی سیاه و سفید است که واقعا جالب است: خاکستری. رنگ سیاه و سفید بدون رنگ خاکستری وجود ندارد. سیاه، عدم وجود کامل نور و سفید، به وضوح وجود کامل نور را نشان می دهد. زمانی که در مورد عکس های سیاه وسفید صحبت می کنیم واقعا در مورد عکسی که تنها یک تون سفید یا سیاه را داشته باشد سخن نمی گوییم. این تون ها حداقل جذابیت را دارند. نه، ما در مورد تون های خاکستری صحبت می کنیم. سیاه، تیره ترین تون خاکستری است ، بدون هیچ گونه نوری و سفید، روشن ترین تون خاکستری است. در هر دو مورد چیزی را نمی بینیم، چون نه نوری وجود دارد و نه روشنایی. با اضافه کردن کمی نور به رنگ سیاه، یک تون خاکستری تیره را خواهید داشت، با برداشتن کمی نور از رنگ سفید خالص، یک تون خاکستری روشن دارید. تنها یک تون خاکستری خالص وجود دارد و تنها یک تون سفید خالص وجود دارد، اما 253 سایه خاکستری وجود دارد. قواعد خاکستری باید بر عکس سیاه و سفید حکمفرما باشد، یعنی قاعده خاکستری.

 

2) انتخاب مقدار کنتراست تونال
هر عکس سیاه و سفید دارای کنتراست است. چشم همواره به منطقه ای از یک عکس معطوف می شود که بیشترین کنتراست را دارد. اگر یک منطقه در تصویر دارای رنگ سیاه مطلق در برابر سفید مطلق باشد، پس این منطقه تمام توجه را به سمت خود جلب خواهد کرد. اگر تصویری را با کنتراست خیلی زیاد بگیرید که بدقت انتخاب نشده باشد، چشم شما کل تصویر را یکجا می بینید و نمی دانید دقیقا به کجای عکس نگاه می کنید. چگونه کنتراست به شیوه صحیح ایجاد می شود؟ نخستین مسئله ای که می بایست بررسی شود این است به کجا می خواهید خیره شوید. اگر این کار را درست انجام دهید پس کار را با تولید کنتراست از طریق عکسبرداری درست با دوربین DSLR خود یا هر نوع دوربین دیگر شروع می کنید. اما حتی اگر این کار را به شکل درست در دوربین انجام نداده باشید چون نور کامل و بی عیب نیست، پس همواره شما به عنوان یک هنرمند، کنتراست بیشتری را پس از گرفتن عکس در نواحی از تصویر که انتخاب کرده اید، ایجاد می کنید.
این مورد یکی از مزایای تبدیل رنگ به زمینه سیاه و سفید بجای داشتن دوربین سیاه و سفید است. شما می توانید بطور ساده کنتراستی را ایجاد کنید که در آن هیچ سایه روشنی وجود ندارد و هر جا وجود داشت آنرا حذف کنید. اگر شما یک عکس رنگی داشته باشید که یک فرد با پیراهن آبی در برابر یک پس زمینه آبی قرار گرفته باشد، این فرد در برابر پس زمینه محو خواهد شد. اما می توانید پس از گرفتن عکس تصمیم بگیرید، پس زمینه آبی را به مقادیر تونالی متفاوت از فرد پیراهن آبی تبدیل کنید.
آزادی تبدیل سیاه و سفید. ایجاد کنتراست یا افزایش کنتراست باید بدقت انجام شود و کاملا گزینشی باشد و تنها با روشن کردن رنگ های سفید و تاریک کردن رنگ های سیاه انجام نشود. استفاده انتخابی از مقدارکنتراست تونال یکی از مهم ترین عناصر در هر عکس سیاه و سفید بزرگ است.

 

3) تفکیک تونال
در مقابل عکس های رنگی، عناصر مختلف در عکس های سیاه و سفید که با همدیگر هم پوشانی یا تقاطع دارند توسط رنگ ها تفکیک نشده اند، بلکه توسط سایه های خاکستری از هم جدا شده اند. اگر عناصر، هم پوشانی یا تقاطع سایه یکسانی از خاکستری را داشته باشند، می بایست این حالت با دستکاری این تون ها اصلاح شود تا زمانی که مقادیر (تیرگی و روشنی) آنها از همدیگر فاصله بگیرد. با افزایش تفاوت در مقادیر، عناصر بهتر تفکیک می شوند و عمق و وجود آنها بیشتر نشان داده خواهد شد. یک مثال از این مورد عکسی با نام
Visual Acoustics IV – Silence و Light – Tour Total است که در این عکس پیکره را در پیش زمینه با دستکاری مقادیر تونال از ساختمان های پس زمینه جدا کرده و دقیقاَ در اطراف پیکره کنتراست هایی جزیی ایجاد کرده و پیکره را برجسته تر از پس زمینه نموده ام.


4) ماهیت و عمق
آنچه چشم انسان می بیند دامنه دینامیکی گسترده تری است از آنچه گران قیمت ترین دوربین ها می توانند ثبت کنند. با این اوصاف، مطابق توانایی ذهن، چشم می تواند مشاهده کند و این حالت به برداشت یک وضعیت، یک شی یا یک مکان به شیوه متفاوت از آنچه یک دوربین می تواند برداشت کند منجر می شود. عمل برداشت یک عمل انسانی است و نقطه اوج تجربه فردی و فرایندهای روحی و جسمی فردی در ترکیب با هم و واکنشی به آنچه چشم می بیند می باشد.
دوربین تنها می تواند ضبط کند و مشاهده کند اما نمی تواند درک کند یعنی چیزی که تنها در ذهن انسان ذخیره شده است و آن بالاترین حدی است که هنر از آن سرچشمه می گیرد. یک مقاله خیلی جالب با نام “چاپ استادانه سیاه و سفید” از “جرج ولف” وجود دارد که مبنای آنچه در عملیات پس از عکاسی سیاه و سفید انجام می دهیم را شکل می دهد. این اثر در مورد اهمیت ایجاد تجسم و تفاوت بین روشنایی و درخشندگی است. در این جا یک نقل قول مهم از این مقاله را ذکر می کنیم: تفاوت فیزیکی اساسی بین دو حالت روشنایی و درخشندگی عمدتا به تعیین لبه ها و تغییر کنتراست مربوط است.
آنچه هر عکاس سیاه و سفید خوب باید انجام دهد خلق تجسم با استفاده از نشان دادن آنچه ما به عنوان انسان ها و هنرمندان از عکس برداشت می کنیم، بجای بیان آنچه صرفا مشاهده می کنیم می باشد که با تغییر کنتراست ها و نسبت های تونال و تعیین لبه ها برای تنظیم درخشندگی یک شی انجام می شود. به عبارت دیگر این کار به شی حجم و عمق می بخشد و بنابراین روی کل تصویر تأثیر می گذارد. در صفحه بعد یک عکس نشان داده شده که کنتراست ها و نسبت های تونال آن را تغییر داده و لبه های آنرا مشخص کرده ام. این عکس موسسه Salk در کالیفرنیا است. عکس رنگی نسخه اصلی است و اگر به دقت به آن نگاه کنیم متوجه می شویم که در نسخه سیاه و سفید تبدیل رنگ ها به تون های سیاه و سفید هیچ رابطه ی 1:1 را ندارد. تأکید صرفاَ بر نحوه تفسیر نور و تاریکی می باشد، نه نحوه تفسیر رنگ ها. توزیع دقیق نور در تمامی شدت های مختلف آن هدف اصلی در عکس های سیاه و سفید است. من از آزادی هنری برای تفسیرهای مختلف رنگ ها با نگاه به لبه ها، نور و حجم ها برای ایجاد عمق و حجم استفاده کردم.
نظر من در مورد عکاسی سیاه و سفید این بود که ما هرگز نباید به آنچه واقعیت عینی دوربین نشان می دهد اکتفا کنیم و نرم افزار ویرایش عکس برای تنظیم عکسی است که در ذهن دارید و در زمان ثبت عکس آن را با تمام وجود احساس می کنید.

   

5) به حداقل رساندن استفاده از تیره ترین سیاه و روشن ترین سفید.
تون های خاکستری را می توان بین تون های خاکستری بی رنگ و تون های خاکستری رنگی جدا کرد. تون های خاکستری بی رنگ تون هایی هستند که مقادیر آبی، سبز و قرمز آنها دقیقا برابر هستند. برای مثال نقره ای دارای مقادیر رنگ (192,192,192) است و خاکستری، از نوع خاکستری تیره ، متوسط ، یا روشن نیست و دارای مقادیر (128,128,128) است که دقیقا در وسط قرار گرفته است. تون های خاکستری رنگی یا طیف خاکستری همانند پلاتین، تون های خاکستری هستند که مقادیر رنگ قرمز، سبز و آبی برابر ندارند. این تون ها 256 سایه خاکستری بی رنگ از (0,0,0) که کامل سیاه است تا  (255,255,255) که کاملاَ سفید است را دارند.
بنابراین زمانی که در مورد عکس های کم نور صحبت می کنیم ، در مورد استفاده در تون های روشن تر از (0,0,0) صحبت می کنیم که از این تیره ترین مقادیر تنها در چند درصد تصویر استفاده می شود و نه در مناطقی که باید دارای جزئیات قابل مشاهده باشند. همین حالت برای عکس های پرنور( بالادست) نیز صدق می کند : سعی کنید از مقادیر تونالی استفاده کنید که تیره تر از (255,255,255) هستند و تنها زمانی از مقادیر تونال (255,255,255) استفاده کنید که جزئیات در آن نواحی نبایستی قابل مشاهده باشند.

6) استفاده از مناطق تونال همجوار تا منطقه0 برای عکس هایی با نور کم 
پس از این که یک عکس سیاه و سفید را خلق می کنید تقریبا هر عکاس سیاه و سفید می داند چه اندازه پوشش دادن یک طیف تونال کامل از 0 یا (0,0,0) تا منطقه 10 (255, 255, 255) مهم است، یعنی دقیقا آن چیزی که آنسل آدامز به ما آموزش داده است. اما به این معنا نیست که زمانی که یک تصویر تیره رنگ را خلق می کنید، می توانید بطور تقریبی یک تصویر را با تأکید بر مناطق تونال 0 تا 4 تشریح کنید و این که باید از رنگ سیاه مطلق با تونال منطقه0 برای تولید تون سیاه استفاده کنید. در اغلب مواقع سعی کنید تا حد امکان از بکارگیری رنگ سیاه مطلق پرهیز کنید، چون هیچ جلوه ای ندارد. در عوض از منطقه تونال نزدیک به صفر یعنی مناطق 1 و 2 استفاده کنید. و تنها از منطقه0 فقط تا چند درصد استفاده استفاده کنید تا پوشش دامنه تونال کامل شود. نتیجه این است که شما همچنین یک تصویر خیلی کم نور دارید اما یک تأثیر بسیار ظریف و نرم را روی آن اعمال کرده ایم که مشاهده آن چندان سخت نیست و خیلی زیباتر است. بطور ساده هنوز می توانید تمامی جزئیات آنرا مشاهده کنید. به یاد داشته باشید ، سیاه خالص عدم وجود نور است و نمی توانید بدون نور ببینید.

 

7) استفاده از مناطق تونال همجوار تا منطقه 10 برای عکس های پرنور
همین حالت برای ایجاد یک تصویر پر نور نیز وجود دارد که می توان آنرا تصویری با مناطق تونال 7 تا 10 توصیف کرد. اگر بخواهید سایه روشن های روشن، شفاف و چشم نواز داشته باشید، از مناطق مجاور منطقه تونال10 استفاده کنید یعنی مناطق 9 و8  و درست در تصاویر کم نور از منطقه تونال 10 برای کامل کردن پوشش رنگ استفاده کنید. منطقه 10 نور کامل است و هر سایه ای محو می شود درست همانند عدم وجود نور .

8) تغییرات ظریف و پیوسته تونال
در یک سطح نگاه کنید چگونه نور روی یک شی رفتار می کند و اگر آنرا بدقت و از نزدیک نگاه کنید، می بینید که تغییرات نور از تاریک به روشن و از روشن به تاریک به شیوه های خیلی ظریف و پیوسته انجام می شود و گاهی اوقات حتی به حدی نرم و ظریف است که چشم غیرمسلح قادر به مشاهده آن نیست.
نور هرگز شدت مشابه ای را در تمامی مناطق یک سطح ندارد ؛ در تمامی زمان ها نور از تاریک به روشن و بالعکس محو می شود. این ویژگی نور است که ماهیت یک شی را مشخص می کند و به آن عمق و بعد می بخشد طوری که شکل ها و خطوط در یک شکل مشخص می شوند.
شناخت این که چگونه نور این تغییر ظریف از تاریک به روشن و از روشن به تاریک را ایجاد می کند و نحوه ایجاد آن به شیوه خیلی نرم و ظریف در عکس سیاه و سفید، نکته کلیدی عکاسی سیاه و سفید عالی است. اما این گذارها همواره لازم است که خیلی نرم و ظریف باشد چون طبیعت یک تغییر خشن از روشن به تاریک و بالعکس را روی یک سطح را قبول نمی کند ، مگر این که در کناره ها یا لبه ها دنبال سایه ها باشیم. تغییرات ظریف و پیوسته تونال را می توان با استفاده از روش iSGM2.0 تبدیل عکاسی سیاه و سفید من انجام داد.

 

9)جادوی خاکستری میانه
بعد مهم دیگری که به داشتن یک گستره تونال کامل و مقدار درست کنتراست در جاهای درست مربوط می شود، داشتن تون های خاکستری میانه کافی در عکس خود است تا ظاهری خوشایند داشته باشد و با تضاد کنتراست مواجه نشود. چندین نظریه در مورد این که چرا تون های خاکستری میانه نقش مهمی را در عکس سیاه و سفید ایفا می کنند وجود دارد، اما شخصاَ فکر می کنم که شما لازم است برخی زمینه های خنثی را در جایی که چشم می تواند در داخل قاب تثبیت شود داشته باشید، بجای این که به بیرون قاب نگاه کنیم.
و فکر می کنم تون های خاکستری میانه نقره ای، غنای زیادی را به عکس سیاه وسفید خوب می بخشند.
اگر به عکس های سیاه و سفید عالی نگاه کنید متوجه می شوید چه تعداد از آنها تون های خاکستری میانه نقره ای را دارند تا کنتراست ها و درام در یک عکس سیاه و سفید جبران شود. من به هر چیزی بین مناطق تونال 4 و 8 منطقه خاکستری میانه توجه می کنم و اضافه کردن آنها به پوشش عکس های سیاه و سفید را پیشنهاد می کنم، طوری که خارج از اثری که می خواهید به آن دست یابید، باشد.

 

10) سبک و تونالیته منحصر به فرد شخصی
هر عكاسى در عكس هایش شخصيت، نگاه و شیوه منحصر به فرد خود را باقى مى گذارد. یک سبک منحصر به فرد می تواند شامل یک موضوع خاص، سبک ترکیب و سبک فرایند و روش عکاسی سیاه و سفید باشد، یک داستانی که الگو یا یک حالت خاص که خلق شده است و به آسانی قابل تشخیص است. این سبک غالبا ترکیبی از عناصر فردی است، اما همواره تلاش می شود تا جای ممکن یک تمایز بین این عناصر انجام شود تا سبک منحصر به فردی شکل گیرد. یکی از عناصری که می توانید آنرا تفکیک کنید تلاش برای ایجاد یک تونالیته منحصر به فرد شخصی است. شخصا، زمانی که یک عکس سیاه و سفید کم نور یا چیزی بین عکس پرنور و عکس کم نور را ایجاد می کنم، برخی تون ها وجود دارند که آنها را بیشتر دوست دارم: آنها غنی و تاریک هستند، اما با یک نگاه اجمالی آنها را از مناطق تون 2و 3 با هم در نظر می گیرم.
این مناطق میزان تون های غنی تری را در تونال دارند که می تواند یک تصویر را برجسته سازد. مطمئن نیستم چرا این طور است و البته این مسئله بسیار ذهنی است ، اما حدس من این است که یکی از قواعد حالت خاکستری این است که سیاه خالص از منطقه تونال 0 نباید بکار رود چون هیچ نوری ندارد. با این وجود منطقه تونال 1 عمدتا باید برای ایجاد سیاهی در یک تصویر با تنها چند لمس در منطقه تونال 0 بکار رود.
منطقه تونال نخست پس از 1 که برای ایجاد سیاهی در یک تصویر استفاده نشده است منطقه تونال 2 است: این ناحیه تونال سیاهی 1 را با تضمین نور دارد. همین حالت تا اندازه ای مشابه برای منطقه تونال 3 صدق می کند. این منطقه شروع خاکستری است، شروع آنچه در نهایت در تصویر سیاه و سفید شما آشکار خواهد شد. به همین دلیل است که من احتمالا دوست دارم این مقادیر تونال را در تصویر خود مشاهده کنم و آنها بخش مهمی از سبک امضای من را شکل می دهند.

 

منبع: نشریه BWVision
نویسنده: Joel Tjintjelaar- Anna Gospodarou
مترجم: اعظم حشمتی
ناظر فنی: ابراهیم باقرلو

 





دیدگاهتان را بنویسید