هلن لویت عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.com
لویت هلن

لویت هلن

هلن لویت عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.comنام : هلن
نام خانوادگی: لویت
تاریخ تولد: 31 / 8/ 1913
تاریخ فوت : 29 / 3/ 2008

بیوگرافی :
هلن لویت در 31 آگوست 1913 در محله بروکلین شهر نیویورک به دنیا آمد و دوران کودکی اش را در همان جا گذراند.
او شیفته نواها، رقصها، کتابها و فیلم های خارجی بود.
هلن پیش از اتمام دوران دانش آموختگی مدرسه را ترک کرد چون هیچ علاقه ای به مدرسه رفتن و درس خواندن نداشت به همین دلیل برای کار نزد یک عکاس تجاری رفت و اطلاعات تکنیکی زیادی را در مدت زمان چهار سال متمادی که دستیار وی بود، بدست آورد.
به محض اینکه آثار هانری کارتیه- برسون را در گالری جولین لوی دید،عکاسی را به عنوان هنر پذیرفت. حقیقت این است که روحیه بلند پروازانه و آرمان گرای او موجب شد که خودش شروع به عکس گرفتن و عکاسی کند.
زمانیکه عکاسی را آغاز کرد خود را وقف عکاسی از مردم فقیر کرد، بسیاری از عکس های اولیه اش، زندگی مردمی را از طبقه کارگر که داستان های اسرارآمیز زندگی و معیشت آنها را در فقیرترین محله های منهاتان ثبت می کند، نشان می دهد.
هلن لویت نخستین آثارش را در زمینه عکاسی در زمان کوتاهی در آمریکا به وجود آورد.
بحران اجتماعی سال 1930 عکاسان را تحریک کرد تا برای دولتی کار کنند که در زمینه پروژه هایی برای افشاء و اصلاح مشکلات جامعه سرمایه گذاری کرده است.
“واکر ایونز” از روستاهای جنوب مستندی ساخت و ” لویس هاین ” درباره شرایط کارگران، مستندی تهیه کرد، درحالیکه ” دوروتی لانگ ” مشکلات شهرنشینان را آشکار کرد.
در این میان ” هلن لویت ” راه متفاوتی را انتخاب کرد. در سن 23 سالگی موضوعی که او به صورت مستقل ومجزا در حرفه اش به آن پرداخت، کودکانی بودند که در بلوک های دورافتاده ای در مجاور ایالت نیویورک زندگی می کردند.
موضوع کار او در نیویورک سرآغازی بود تا از عکاسی در فضای شخصی به عکاسی در فضای عمومی بپردازد، اما تصاویری که لویت از شهرنشینان ثبت کرده به وضوح گواهی می دهند که محله ها، پیاده روها و خیابانها از یک محیط شهری و رسمی به یک محیط کاملا صمیمانه و ساده تبدیل شده و این نکته در شخصیت لویت نیز به خوبی مشهود بوده است.
همه عکس های سیاه و سفید او تقریبا” از فضاهای بیرونی هستند، در یک فاصله بینآبین از موضوعات، شخصیتش را در نهایت برون گرایی، سورئالیسم، حالت طبیعی کودکان در حال بازی را به نمایش می گذارد. لویت کودکان را حساس، شادمان، در حال بالا رفتن و ادا درآوردن، رقص، خیال پردازی و کار به تصویر می آورد.
غرق شدن در نمایشگاه های هنری، عکاسی، اجراهای تئاتر و فیلم زمینه ساز فراگیری تجربیات شخصی عکاسی را برای هلن فراهم کرد، وی در سال 1939 همان دوربین لایکایی را خرید که هانری کارتیه- برسون استفاده می کرد. او نمایاب عمودی را به آن وصل می کرد تا کار عکاسی و برخوردهای موضوعی با آن آسانتر شود. تجهیزات نقش بسیار مهمی در استعداد او برای نشان دادن خیابان های محله و عکاسی طبیعی از کودکان در حال بازی داشت.
او می توانست در حاشیه باقی بماند بدون اینکه حقایق رایج و معمول را برهم زند. شیوه عکاسی خیابانی احترام او برای موضوعات شخصی را به کمال رساند. توجه ویژه به یک موضوع خاص، شغلی در زمینه فتوژرنالیسم جذابیتی برای او نداشت.
لویت در عکاسی رنگی پیشکسوت بود، از سال 1959 به طور جدی عکاسی رنگی را آغاز کرد، وقتی جایزه Guggenheim برای شناخت محله فقیرنشین(طبقه متوسط) را گرفت، به عکاسی رنگی روی آورد.
جایزه او برای بار دوم در سال 1960 تکرار می شود و او صدها قطعه عکس رنگی را در دو سال پیاپی و فشرده ثبت می کند. متأسفانه! شاید هرگز نتوان این عکسها را دید زیرا در آپارتمان او در سال 1970 دزدی مرموزی صورت گرفت و تقریبا” همه آثار و چاپ های رنگی او را مورد دستبرد واقع شد.
نخستین نمایشگاه او در سن 30 سالگی در MoMA به نمایش گذاشته شد. آثار او بخشی از نمایشگاه مشهور Family of Man بود.
خود آموزی او در زمینه عکاسی او را در ردیف عکاسانی چون: هنری کارتیه- برسون و واکر اوآنز قرار می داد.
از آثار کارتیه- برسون سه نکته دقیق و ظریف را به عنوان درس آموخت: ثبت مستقیم عکاسی از حقایق زندگی روزمره اسرار و اوهام زندگی روزمره را آشکار می کند؛ نظم در چنین تصویرهایی در نظام های ارزشی مرسوم و مفهوم های زیبایی منعکس می شود؛ این هنر، که با پول معامله می شود، به طوراتفاقی به وجود نیامده است.
بعضی از آثار مشهور او مثل پرتره هایی که در مترو با دوربین واکر اوآنز گرفته شده است، جماعت سالخورده در حال صحبت و کودکان در حال بازی عکس هایی هستند که بیشترین شهرت را برای او به ارمغان آورد.
از دیگر عکس های مشهور او می توان به: دختر بچه ای که خیلی بدقواره در کنار چرخ ماشین به سطح براق قالپاق خیره شده تا خودش را ببیند و سه کودک خوش پوشی که در حال قاشق زنی روز هالوین بودند، اشاره کرد.
در سال 2005،books power house آثار هلن لویت که شامل بیش از صدها قطعه عکس رنگی می شد در کتاب Slide Show ، همراه با مقدمه جان سارکوفسکی منتشر شد.
علایق شخصی لویت که بیشتر از هفت دهه عکاسی را شامل می شود به خوبی در کتاب دیگری به نام Here and There، همراه با مقدمه شگفت انگیز آدام گاپنیک منتشر شد.
ماریا موریس هامبورگ متصدی بخش عکس موزه هنر متروپلیتن در ایالت نیویورک سیتی درباره او چنین می گوید:
” لویت هرگز نگران محبوبیت در حرفه اش نبود، او می دانست چه چیزی او را از دیگر عکاسان متمایز کرده و چه چیزی از او یک هنرمند خواهد ساخت و بیشترین صمیمیت را با آنها با شوخ طبعی اش ایجاد کرد. او به ایده ها و برداشت های خودش بسیار ایمان داشت و آرزو داشت بدون مزاحمت رسانه ها زندگی خود را کند “.

علی رغم اینکه عکس هایش داستان موضوعات را زیرکانه توصیف می کند، اما او از لحاظ شخصیتی به طور قابل توجهی گوشه گیر بود، به شدت تنها بود و به جز دوستان نزدیکش که همراه او را در گروه های پوکر حاضر می شدند با کسی ارتباط صمیمانه نداشت.
هلن کاملا” مستقل بود، هرگز ازدواج نکرد و با گربه اش، در آپارتمانی در روستای گرینویچ زندگی می کرد.
توماس روما، در حدود 25 سال با او دوست بود و مدیر عکاسی و مدیر دانشگاه کلمبیا، درباره هلن می گوید: به وضوح می دانم که نام ” هلن لویت ” تا ابد در فهرست بزرگترین عکاسان جهان باقی خواهد ماند.
” هلن لویت ” در 29 ماه مارچ در سن 95 سالگی در روستای گرینویچ از دنیا رفت.
نمایشگاه لارنس میلر برای قدرانی و یادبود این عکاس فقید، تعدادی از عکس های سیاه سفید وی را که از جمله بهترین های 70 سال دستاورد عکاسی ایشان بود، از 9 تا 26 ماه می سال 2009 در راهروهای طولانی به نمایش گذاشت.

این عکاس همیشه و در تمامی گفتگوهایش در طول زندگی پرفراز و نشیب حرفه ای اش همواره بر این جمله اصرار داشت که: “به عکسها ایمان داشته باشید نه به کلمات.”
گردآوری: ملیحه فرهادی
مترجم: مریم باقرلو