نكاتي در رابطه با تركيب بندي در عكاسي

نكاتي در رابطه با تركيب بندي در عكاسي

موضوع : ترکیب بندی
منبع مقاله: نشریه فتو پلاس
نویسنده : کامرون نایت

تركیب بندی در عكاسی به معنی نحوه ی قرار دادن عناصر بصری در محیط عكس است. شما می توانید از موضوع فاصله بگیرید یا به آن نزدیك شوید. این شما هستید که به عنوان یک عکاس تصمیم می گیرید كه با توجه به ویژگی های بصری لنزها با فواصل کانونی گوناگون، از چه لنزی استفاده كنید. مهارت های اولیه تركیب بندی قابل یادگیری هستند و هدف از طرح این مقاله، شناساندن ابزاری است كه به آموخته های شما می افزاید زیرا همین ابزار، عناصر تركیب بندی در عکس هستند. هر فصل این مقاله نكته ظریفی در خود جای داده است كه در شرایط مختلف می توان از هر یک از آنها استفاده كرد.


توصیه به استفاده از قانون یك سوم

در عكاسی زیاد از عبارت ” قانون یك سوم ” استفاده می شود و توضیح های مختلفی را درباره این قانون شاید تا به امروز شنیده باشیم.
ما در این بخش تنها به بیان دو تعریف از این قانون بسنده می کنیم.
ابتدا در كادر عكس خود یك tic-tac-toe board (جدول بازیXO) درست كنید. سوژه ی اصلی شما یا یكی از خصوصیات مهم این موضوع را در محل تقاطع این خط ها قرار دهید.
در مرحله دوم، عكس خود را به سه بخش افقی و عمودی تقسیم كنید (درست مانند بالا). موضوع باید در یك سوم كادر‌ افقی یا یك سوم كادر عمودی قرار گیرد، دقت کنید که در یکی از دو مورد ذکر شده کفایت می کند نه در هر دوی این موارد.
پس اساسا،‌ بهتر است كه موضوع را در وسط كادر قرار ندهید. زیرا بر خلاف آنچه در مرحله ابتدایی ذهن تور می شود جایگیری موضوع در این نقطه از حداقل باورپذیری و مانایی و همچنین مقبولیت زیبایی بصری برخوردار است. همانطور كه در عكس زیر می بینید،‌ سوژه در تقاطع خطوط قرار گرفته است. این باعث می شود كه نگاهتان در كادر حركت كرده و محیطی كه كودك در آن بازی می كند با چرخش ذهنی نگاه، با تحرک و نشاط بیشتری دیده شود.


تكرار عناصر بصری (ریتم بصری)

عكاسی مانند شكار است.
اگر نگاه شما تربیت شده باشد تمام محیط خود را فرم گونه می بینید. در نتیجه، این نگاه به دنبال فرم و عناصر تركیب بندی است. قانون یك سوم روشی از تركیب بندی است كه این نوع كادربندی، عكس شما را کنترل می كند، اما ریتم بصری چیزی ست كه به دنبالش می گردید و پیدایش می كنید.
قانون یك سوم در ترکیب عناصر در کادر – تقریبا – در تمام شرایط قابل استفاده است اما ریتم بصری همیشه و در همه شرایط در دسترس نگاه عکاس نیست!
به عبارتی می توان ریتم بصری را حاصل تکرار عناصر بصری همگون و همسان دانست.
به چیزهایی كه هر روز می بینید، فكر كنید. ردیف پرچم ها یا جعبه های چیده شده، صف كودكان ایستاده،‌ تعدادی بادكنك و … وقتی با این عناصر مواجه می شوید از آنها عكس بگیرید تا ریتم را با وجود تکرار یک گونه شکل، فرم، رنگ و… نشان دهید. این عكس دستان گره خورده دو نفر در حین نیایش و دعا را نشان می دهد که با شباهت بسیار زیادی در فرم و سایه ایجاد شده، گونه ای از فرم را تداعی می کند. به نظر تكرار دست ها در عكس گویای پیوستگی و تعادل است.


خطوط هدایت گر

عملکرد خطوط راهنما در یک سطح بصری مانند عکس مانند ریتم بصری است. برای اینکه این خطوط ابزاری در تركیب بندی عکس شما به شمار می آیند كه باید به دنبالش گشت و پیدایش كرد.
البته نمی توان هر کجا آنها را یافت و به كار گرفت. هر خط قوی كه در عكس باشد نگاه بیننده را از یك نقطه به نقطه ای دیگر هدایت می كند و این همان ابزاری است که در انتقال مفهوم عکس در اختیار عکاس است.
نگاه به طور طبیعی خطوط را دنبال می كند.
خطوط راه آهنی را تصور كنید كه فردی در راستای آنها به سوی شما می آید. خطوط راه آهن نگاه شما را به سوی فرد هدایت می كنند. به دنبال لبه های قفسه ها، خطوط جاده، حتی سیم های تلفن و یا یك حصار باشید. خطوط را طوری تنظیم كنید كه به سوی موضوع اصلی و مورد نظر شما حركت كنند.
معمولا نزدیك شدن به خطوط خوب است. اگر خطوط روی زمین هستند جرات کنید و به زمین نزدیك شوید. اگر خطوط روی یك دیوار هستند به دیوار نزدیكتر شوید اما حتی اگر قصد استفاده از خطوط را ندارید سعی کنید که به آنها توجه كنید. خطوط به همان سادگی كه نگاه بیننده را به سمت و سوی سوژه هدایت می كنند، می توانند به شکل معکوس عمل کرده و از آن دورش كنند.
در این عكس، خطوط راه آهن، نگاه بیننده را از كارگر راه آهن به سوی تصادف قطار پشت سرش هدایت می كنند.


قاب کردن

عکس در دست و نگاه مردم که قرار می رسد، قاب گرفته می شود تا ضمن زیبایی، بر آن تاکید کرده و توجه دیگران را به آن جلب كنند.
شما هم می توانید از همین روش در ثبت و ارایه عكس هایتان استفاده كنید. معمولا اگر از جنبه ی دیگری به آن فكر كنید آسانتر می شود. به طور مثال از بین اشیاء دنبال موضوعی باشید كه از میانشان می شود عكسی گرفت.
در جست و جوی پنجره، میله های یك حصار باشید حتی شكل هایی كه افراد با دست و پایشان می سازند. هنگام استفاده از این روش، كوچكترین حركت، تفاوت زیادی به وجود می آورد. فقط چند میلیمتر، تاثیر عمیقی در شکل گیری آنچه در عکس می نشیند، خواهد داشت.
در عكاسی استفاده از تمام این روش ها و نكات در ساخت تصویر شما مؤثرند. به مفهوم موردنظر و بیان بصری مورد هدف فكر كنید و از مناسبترین ابزاری كه در اختیار دارید، بیشترین استفاده را ببرید.
در عكس بعدی،‌ كودك در میان خطوط قاب چرتكه قرار گرفته است. در این مثال،‌ این قاب تنشی را به وجود می آورد كه همه ما از روزهای حل تكالیف ریاضی به خاطر داریم.


موقعیت سنجی در عکس (پلان بندی)

عكاسی به عنوان یك هنر و یک رسانه، محدودیت هایی در خور ویژگی های خود دارد.
در بازنمایی واقعیت، عكاسی در اكثر مواقع زمان را نمی تواند به طور مستقیم نشان دهد. فیلم زمان را نشان می دهد، اما نه فیلم و نه عكس به دلیل برخورداری از سطحی دوبعدی هیچکدام به شکل واقعی، عمق را نشان نمی دهند (مگر اینكه از نرم افزار و یا فناوری های 3D استفاده شود) اما راه هایی برای این مورد وجود دارند.
پلان بندی باعث می شود که عكس تان عمق و بعد به خود بگیرد و بیشتر سه بعدی به نظر آید. با استفاده از عنصری در پیش زمینه، عنصری در پس زمینه و عنصری در بین این دو می توانید به عكستان عمق و بعد دهید. موضوع می تواند در هر یك از این موقعیت ها کارگردانی شده و قرار گیرد. اگر هركدام از این پلان ها اطلاعاتی به داستان عكس اضافه كنند عكستان بیان تصویری کامل تر و بهتری به خود خواهد گرفت.
در این تصویر، كودكی كه روی زمین نقاشی می كشد عنصر پیشزمینه است و روایتی از یک فعالیت گروهی دارد اما كودك پشت سرش مسئولیت پلان زمینه را در عكس داشته و عمقی به عکس اضافه كرده كه نشان می دهد این كودك در یك فعالیت گروهی شركت كرده و بیننده با دورنمای و نمای نزدیک این فعالیت گروهی در یک عکس مواجه می شود.


نقاط روشن

نقاط روشن نیز مانند خطوط راهنما یا همان هدایت کننده ها، رفتار طبیعی چشم انسان را توصیف می كنند. چشم انسان به طور طبیعی مجذوب بخش های روشن تصویر می شود.
این موضوع می تواند در عکاسی ما بسیار مفید باشد. به طور مثال مانند یك چهره ی روشن در زمینه ای تاریك اما مشكل ساز نیز هست، مانند یك لامپ روشن در پیشزمینه هنگامی كه موضوع به اندازه ی كافی روشن نیست شما می توانید از این نكته به عنوان بخشی از تكنیك های کاربردی در تركیب بندی استفاده كنید.
البته بهتر است هنگام عكاسی این نكته را به یاد داشته باشید تا از وجود یك عنصر اضافی در عكس جلوگیری كنید.
در این عكس، این روش اغراق شده است زیرا موضوع با لباس های رنگی در بخش روشن قرار دارد در حالی كه بقیه ی تصویر بسیار تاریك است.


فضای منفی

فضای منفی به بخش خالی از عناصری بصری در سطح تصویر گفته می شود كه به طور معمول از نظر رنگ، روشنی با موضوع در تقابل است.
این روش یك جدایی واضح در تصویر خلق می كند. بسته به نحوه ی استفاده، فضای منفی می تواند در عكس انسجام و یا آشفتگی ایجاد كند و البته گاهی وقت ها می تواند عامدانه بوده و جهت انتقال مفهوم می تواند به شکل آگاهانه مورد بهره برداری در عکس به کار گرفته شود.
كارهای هنری و عكس های معروف بسیاری از این روش استفاده كرده اند اما این عنصر بصری نیز باید در استودیو ایجاد و یا در طبیعت پیدا شود و به شایستگی استفاده شود.
در این عكس،‌ آسمان فضای منفی است و باعث تعادل ساختمان ها در قاب عکس می شود اما به نظر می رسد در چپ و راست، ساختمان ها به سمت بالا در حركتند و به فضای منفی کمی فشار می آورند و شاید بتوان ادعا کرد که فضای منفی در نوع عکاسی و نگاه هر عکاس و بیننده ای می تواند عارضه ای برای تقویت ویا آزار چشم هایشان تلقی شود.


انتخاب نقطه وضوح (Focus)

چشمان ما را آنکه کارگردانی کرده از ساختمانی برخوردار کرده است که خیلی سریع بر روی اجسام در فواصل گوناگون تمركز می كنند به طوریكه ما معمولا متوجه نمی شویم اجسام نزدیك تر یا دورتر از چیزی كه به آن نگاه می كنیم، واضح نیستند.
طرز كار دوربین متفاوت است.
یك عكس خوب تعاریف گوناگونی می تواند داشته باشد،‌ اما اغلب عكسی است كه اجسام را طوری به بیننده نشان می دهد كه در حالت عادی نمی بینند. ما در زندگی روزانه به چیزی كه چشم مان رویش تمركز كرده توجهی نمی كنیم، پس انتخاب و فوكوس مناسب می تواند باعث پیشرفت در هدف عکاسی مان شود.
نقطه فوكوس معمولا با استفاده از عمق میدان وضح كم به دست می آید. عمق میدان وضوح تصویر در عکس (depth-of-field) با بسته و یا باز شدن روزنه یا دریچه دیافراگم تعیین می شود. برای عمق میدان وضوح كم، دریچه ی دیافراگم را تا جایی كه ممكن است باز كرده، به عبارت دیگر،‌ به پایین ترین عدد f نیاز دارید.
اگر با موضوع عمق میدان وضوح تصویر آشنا نیستید، توضیحش خیلی دشوار نیست فقط نیاز به کمی دقت با چاشنی تمرکز دارد، پس من در اینجا آنرا توضیح نمی دهم اما پیدا كردن اطلاعات در موردش سخت نیست.
در این عكس، من از عمق میدان وضوح كم استفاده كردم و نقطه ی فوكوس را روی دختربچه قرار دادم تا توجه بیننده را به او جلب کرده و با این ترفند، از محیط پیرامونش جدایش كنم.


ارتفاع یا زاویه دوربین

اغلب شنیده ایم كه عكس خوب اجسام را به شیوه ی دیگری به بیینده نشان می دهد. با این وجود نگاه بیننده عادت كرده است كه اجسام را از زاویه ی هم سطح و هم ارتفاع چشم خود ببیند. پس تغییر ارتفاع و زاویه ی دوربین در حین مواجهه با موضوع به عكس تان جلوه ی خاص و اغلب خوبی می دهد. روی صندلی بایستید و منظره را از بالا نشان دهید. روی زمین بخوابید و از پشت ویزور یا همان چشمی دوربین به بالا نگاه كنید.
قواعدی نیز هنگام تغییر زاویه و ارتفاع دید وجود دارند كه باید به خاطر داشته باشید. افرادی كه از زاویه ی پایین عكسبرداری شده باشند با قدی بلندتر، قوی تر یا مسلط تر به نظر می رسند در حالی كه افرادی که از زاویه ی بالا عکاسی شده باشند كوچك، ضعیف و آسیب پذیر به نظر می رسند.
این همان چیزی است كه افراد معمولا به طور ناخودآگاه دریافت می کنند و در ناخودآگاه خود به آن پی می برند و باور شان نیز در اثر همین مواجهه شکل می گیرد.
بزرگسالان عینا از بالا به کودکان نگاه می کنند و وقتی کودک بودیم عینا از پایین به بزرگترها نگاه می کردیم. از این موضوع برای پیشرفت نگاه تان استفاده کنید. با استفاده از این نکته، تفاوت آشكاری را مقایسه خواهید کرد و یا یک بعد دیگر به داستان عکس خود می افزایید.


استفاده از لنز

عکاسانی که با علاقه بسیار در آغاز مسیر تجربه عکاسی اند به طور معمول فاصله کانونی لنز خود را بر اساس فاصله شان تا موضوع انتخاب می کنند. اگر به موضوع نزدیک باشند فاصله کانونی را زیاد می کنند و اگر نسبت به موضوع فاصله داشته باشند، فاصه کانونی لنز دوربین خود را كاهش می دهند.
با توجه به اهداف این مقاله، تصور کنید که فقط دو لنز در اختیار داریم: یک لنز واید و یک دستگاه هم لنز تله. این لنز ها علاوه بر اینکه در ظاهر فاصله ی اشیا را کم و زیاد می کنند، خصوصیات ویژه ی دیگری نیز دارند که این خصوصیت ها در شکل گیری و خلق عناصر عکس ما دخالت مستقیم و تمام دارند. همانطور که قبلا گفتم، در شرایطی که هر دو لنز دریچه دیافراگم و فاصله یکسانی نسبت به موضوع داشته باشند، عمق میدان وضوح تصویر در لنز تله از لنز واید کمتر خواهد بود.
لنزهای تله خصوصیت ویژه ی دیگری نیز به نام فشرده سازی و یا تراکم دارد. تراکم باعث می شود اجسام دور و نزدیک نسبت به یکدیگر نزدیکتر از آنچه در واقعیت وجود دارند، به نظر آیند. لنز واید هم درست نقطه مقابل این ویژگی را دارا است و در صورتیکه شما در حین عکاسی به موضوع نزدیک شده باشید، باعث می شود بیننده عکس شما نیز همین حس نزدیکی با موضوع را در برخورد بصری با عکس داشته باشد و احساس کند که به موضوع نزدیکتر شده است.
یکی دیگر از این خصیصه ها این است که لنزهای واید بخش بیشتری از پیشزمینه را در بر می گیرند، در حالیکه لنز های تله برای حذف پیشزمینه استفاده می شوند.
در این عکس، صحنه ای را مشاهده می کنید که با استفاده از لنز واید و لنز تله عکاسی شده است. همانطور که به کمک خطوط مشاهده می کنید، در هر دو عکس، در بالای کادر سر دختر و در پایین کادر لبه ی آرم قرار دارد و این نشان از برابری حجم موضوع در عکس است. برای استفاده از لنز تله از موضوع فاصله گرفتم و با لنز واید به آن کمی نزدیک شدم.
شما می توانید تفاوت آنچه را با عنوان دخالت و تاثیر فاصله کانونی در عکاسی می نامیم در این دو عکس به وضوح ببینید، مثلا اندازه ی نسبی آرم به دختر در کادر و میزان پیشزمینه قابل رویت است.
گاهی لازم است که خودتان به موضوع نزدیک و یا از آن دور شده و فاصله بگیرید. برای انجام این تمرین، لنز دوربین خود را کاملا زوم کنید و سپس خودتان تا جایی به عقب بروید که به کادر مورد نظرتان برسید. از سوی دیگر، می توانید لنز خود را واید کرده و خودتان به سوژه نزدیک شوید تا برابری تصویری موضوع را در کادر داشته باشید.


نتیجه گیری

این مقاله تمام عناصر ترکیب بندی را تحت پوشش قرار نداده است. زاویه ی دوربین، آشنایی با فواصل کانونی و استفاده از لنزها به شکل موکد در نوع و جنس ترکیب بندی عکس موثر است. بایستی که باور کنیم با ابزاری که در اختیار داریم امكان خوبی برای شروع، خلق کردن و فهمیدن عکس های عالی خواهیم داشت.
فقط کافی است به یاد داشته باشیم تمامی قوانین برای این وضع شده اند که روزی شکسته شوند. در هر عکسی نباید از قانون یک سوم استفاده کرد اما به دنبال نوعی از عناصر ترکیب بندی باشید که به طور طبیعی در جهان پیرامون تان رخ می دهند، مانند خطوط راهنما و تکرار عناصر بصری و نیز به خاطر داشته باشیم که اجسام را طوری به بیننده نشان دهید که تا پیش از این ندیده باشد و این یعنی عکاسی از نگاه من و شما.
حالا تمرین ترکیب بندی در عکاسی و چیدمان عناصر موضوع را در سطح و وسعت کادر آغاز کنید.


1 مرداد, 1394 تعداد بازدید صفحه : 1629 [manual_related_posts]



دیدگاهتان را بنویسید