نكات پيشرفته عكاسی سياه سفيد

نكات پيشرفته عكاسی سياه سفيد

غیر از نكات عمومی مشابه آنچه كه در این مقاله بیان كردم، مردم مدام از من درباره ی اینكه بهترین نكات عكاسی سیاه و سفید چیست، سوال می كنند. بیشتر درباره ی اینكه، تفاوت بین یك عكس كه جایزه برده یا یك عكس با ارزش، در گالری با یك عكس كه در این طبقه بندی قرار نمی گیرد چیست؟ تفاوت بین یك عكس خوب سیاه و سفید با یك عكس بد سیاه و سفید چیست؟
خوب، بعضی اوقات این تفاوت در یك داور یا صاحب گالری بی كفایت است و گاهی اوقات عكس شما یا شما به عنوان عكاس / هنرمند، عامل این بی كفایتی هستید و در موارد بسیار نادر همسر، بچه ها، همسایه ها یا سگ شما، برای همه ی این بی كفایتی ها مقصر شناخته می شوند یا حداقل این تصور شماست.
آنچه كه تلاش می كنم بیان كنم اینست كه: تا زمانی كه انسانهای متفاوت وجود دارند، اولویت ها و سلیقه ها و حتی استانداردهای متفاوت نیز وجود دارد، زیرا در عكاسی و هنر یك جواب نهایی، برای پاسخ به اینكه هنر چیست و سلیقه و قضاوت خوب چیست وجود ندارد، بخاطر همین نمی دانم بهترین نكات عكاسی سیاه و سفید چیست، كه فكر می كنم این صادقانه ترین پاسخ من است .
یكی ممكن است با خودش فكركند، مانند هنر جویان پیشین من، كه این توضیح خوبی برای جایزه های بین المللی كه طی این سالها گرفته ام و چرا كارهای من در گالری ها است، نمی تواند باشد.
یك توضیح ممكن این است كه، من می دانم، داوران و مجموعه داران دنبال چه چیزی هستند و این به معنای آن نیست كه من بدانم چه چیزی خوب است یا چه چیزی هنر است و چه چیزی می تواند تأییدیه هر كارشناس هنری را بدست آورد.
بعضی از معیارهایی كه معمولاً موقع ارزیابی كیفیت فنی و هنری یك عكس سیاه و سفید در ذهن دارم را جمع آوری كرده ام. این معیارها را در طول سالها و با تجربیات خودم گسترش داده ام و تنها با هنرجویانم البته با جزئیات بیشتر، در میان گذاشته ام. معیارهایی كه همچنین می توانید در بخش های مختلفی از كتاب از پایه تا فاین آرت كه توسط من و Julia Anna Gospodrou نوشته شده است، پیدا كنید. اما همه آن معیارها به طور مداوم در حال تكامل هستند.
در این جا آخرین و مناسب ترین معیارهای تكامل یافته ام را كه فكر می كنم در تشخیص عكس خوب از بد، نه تنها تشخیص عكس خوب از بد سیاه و سفید از دیگر عكس ها، بلكه از كار خودتان نیز، می تواند به شما كمك كند و كار شما را بهبود بخشد در اختیارتان می گذارم.

یك مثال از آنچه كهفكر می كنم یك عكس ” خوب ” من است و نتیجه ی همه معیارهای شخصی من است . البته عقاید ممكن است متفاوت باشد .

• معیارهای عمومی و هنری:
1. بایستی یك تفاوت بین شی مورد نظر(آنچه در قاب شماست) و موضوع (هدف یا پیامی كه می خواهید با آن ارتباط برقرار كنید) وجود داشته باشد. اگر شما یك عكس دارید كه می توان گفت سوژه با موضوع یكی است و سوژه دیگری نیز وجود ندارد، پس آن عكس می تواند به احتمال زیاد یك عكس نمادین باشد.
لطفاً برای اطلاعات بیشتر به بیانیه من درباره موضوع گرایی و تفاوت اساسی بین موضوع و سوژه در این مقاله مراجعه كنید.

2. یك عكس فاین آرت بایستی یك حس یا یك تجربه را برانگیزد و با آن ارتباط برقرار كند. اگر موضوع شما یك حس یا یك تجربه را در ببیننده زنده نكند، آنگاه شما تنها یك كارگر ماهر با یك دوربین هستید.
3. از كلیشه اجتناب كنید.كلیشه چیست؟ اگر چیزی كه تا كنون تجربه نكرده اید یا نمی دانسته اید را تجربه كنید و یا بدانید پس آن كلیشه نیست. كلیشه چیزی است كه قبلاً آن را تجربه كرده اید یا می دانسته اید. اگر عكسی را ببینیم كه باعث شود چیزی را احساس یا تجربه كنم كه قبلاً هم احساس و تجربه كرده ام، پس ممكن است كیفیت فنی آن عكس شگفت زده ام كند، اما به محض دور شدن از آن عكس، آن را فراموش خواهم كرد.
4. در یك عكس، اصالت عكس را جستجو خواهم كرد. بدین معنی كه، آن عكس بایستی سبك نگاه و پیام شما را داشته باشد. تقلید از عكاسان دیگر یك روش خوب برای بدست آوردن سریع و موثر مهارتهای جدید می باشد. اما گاهی باید فراتر از این اصول حركت كنید و سبك نگاه خودتان را پیدا كنید. حتی اگر به معنای این باشد كه كار شما كمتر قدردانی و دیده شود.
5. باید قادر باشید پیام عكس را بدانید، نه اینكه آن را زیاد توضیح دهید.
6. عنوان یك عكس یا یك مجموعه عكس می بایستی پیام (یا موضوع) عكس را منعكس كند، وگرنه عنوان را حذف كنید. انتخاب نكردن عنوانی برای اشاره به یك عكس، بهتر از اینست كه چیزی را برای عنوان عكس معرفی كنیم كه عملاً اشاره به هیچ دارد.

• معیارهای فنی
1. امروزه همه از (تكنیك های) انتخاب استفاده می كنند، اگر این كار را زیاد انجام می دهید، سعی كنید از یك تكنیك انتخاب خوب استفاده كنید.
بدیهی است كه بایستی هاله ای وجود نداشته باشد، وضوح خیلی كم باشد و چیزی كه بیشتر افراد از آن چشم پوشی می كنند اینست كه لبه های اطراف یك شی را شارپ نكنید. شارپ كردن لبه های اطراف یك ساختمان یا هر شی دیگری آن را غیرطبیعی خواهد ساخت. هر چیزی را شارپ نكنید، بجای آن تلاش كنید اطراف یك شی را از حالت شارپ خارج كنید. می توانید برای این كار از تكنیك
Davinci’s Sfumato استفاده كنید كه در ذهن داوینچی، اطراف موضوعاتش عمدتاً تار و نرم و دارای كنتراست كم بود ( بخاطر اینكه كنتراست باعث ایجاد شارپنس می شود).

2. نكته مهم، كنتراست گزینشی است. چشم باید به سمت بیشترین كنتراست نور یا روشنایی كشیده شود. برخلاف آنچه خیلی باور دارند، كنتراست سراسری یعنی شدت یكسان كنتراست در تمام تصویر بدون توجه به شی اصلی موجود در تصویر، چیزی نیست كه یك عكس سیاه و سفید توصیف می كند و توجه داشته باشید وقتی عكس رنگی می گیرید، نه تنها باید با كنتراست روشنایی كار كنید بلكه به كنتراست رنگها هم دقت كنید.

بعضی انتخاب های كنتراستی برای هدایت مؤثرتر چشم Pan them Rome ( c ) Joel Tjintyelaar

3. باید از میكروكنتراست ها در سایر اشیای غیر از شی اصلی و همین طور در خود شی اصلی اگر باعث پرت شدن حواس می شود اجتناب كرد. برای مثال یك عكس چشم نواز از یك صخره زیبا، جزئیات زیادی دارد كه باعث می شود عكس جالب به نظر برسد. ولی آن جزئیات نباید دارای كنتراست بالایی باشند. میكروكنتراست، كنتراست بین شی اصلی و محیط اطرافش، یعنی كنتراست گزینشی نیست ، بلكه كنتراست در میزان جزئیاتی است كه معمولاً حواس را پرت می كند.

4. تلاش برای داشتن یك ناحیه خاكستری میانه در عكس به قدر كافی در برقراری تعادل بین جلوه های بصری استفاده همزمان فراوان از تون های روشن و تاریك، نافذ و مؤثر است. اگر عكس شما فاقد نواحی خاكستری میانه باشد عكس شما فاقد طبقه بندی خاصی است، ساده بگویم، می توانم این عكس را به روش های متفاوت دیگری طبقه بندی كنم .

فلفل ، اثر ادوارد وستون، مثال زیبا و نمادین از استفاده از خاكستری میانه

5. از ظهور نوارهای رنگی در عكس اجتناب كنید. بدیهی است، اما چگونه از دست آن خلاص شویم. چندین روش وجود دارد اما اضافه كردن كمی نویز یا نرمی بیشتر و اضافه كردن تغییرات تونال در نواحی كه از ظهور نوارهای رنگی متاثر شده است، می تواند كمك كند. معمولاً نواحی ای كه وسیعتر هستند، مانند آسمان آبی یا نواحی ای از سطح نرم آب كه نوردهی طولانی شده است، تغییرات تونال كافی ندارند.

6.گرادیان (شیب رنگ یا تغییر تدریجی) باید طبیعی و غیر قابل پیش بینی و غیرخطی باشد. منظورم از آن چیست ؟ به آسمان آبی بالای سرتان نگاه كنید (اگر بیرون نشسته اید و این متن را می خوانید). آیا آن، شبیه آسمانی با یك گرادیان عالی است كه كسی با خط كش از یك آبی تیره تا آبی روشن رنگ كرده است؟ نه، آن خیلی متفاوت تر از یك گرادیان خطی به نظر می رسد. به یك عكس سیاه و سفید انتخابی، نگاه كنید، آن را بزرگ كنید تا به كوچكترین اندازه نزدیك شوید. آیا یك طیف خطی سیاه بالای لبه ها، معمولاً در آسمان، یا پایین لبه ها، معمولاً سطح آب، می بینید ؟ این یك عكس بد سیاه و سفید است. در یك روش خلاق از ماسک های لومینانس(روشنایی) برای ایجاد یك گرادیان غیرقابل پیش بینی استفاده كنید یا از قوه ی تخیل تان استفاده كنید. روش ها و تكنیك های بیشتری را می توانم بیان كنم. اما بایستی برای تدریس خصوصی یا ورك شاپ ثبت نام كنید، اینجا نمی توانم همه چیز را بیان كنم.

خط آسمان نیویورك، عكس از Joel Tjintyelaar

7. تیره ترین سیاه تنها بایستی در نواحی ای از عكس شما كه هیچ جزئیاتی وجود ندارد و تقریباً قابل مشاهده نباشد، ارائه شود (تنها درصد كمی از كل عكس).
8. تاریك ترین تون های غالب و قابل مشاهده معمولاً بایستی كمتر در ناحیه 1 و بیشتر در ناحیه 2 باشند.
9. به طور مشابه برای روشنایی های زیاد هم استفاده می شود. روشن ترین سفیدها بایستی در نواحی ای از عكس شما كه هیچ جزئیاتی وجود ندارد و تقریباً قابل مشاهده نباشد، ارائه شود (تنها درصد كمی از كل عكس).
10. روشن ترین تون های غالب و قابل مشاهده معمولاً بایستی كمتر در ناحیه 9 و بیشتر در ناحیه 8 باشند.

• معیارهای تركیب بندی
1. در(عکاسی) معماری: برای داشتن یك پرسپكتیو چند نقطه ای تلاش می شود.
قانون های پرسپكتیو خطی بسیار مهمتر از قانونهای یك سوم یا نسبت طلایی است. برای اینكه آنها مستقیم موضوع اصلی را هدف قرار می دهند. به یاد داشته باشید كه قانون های تركیب بندی مانند قانون یك سوم و نسبت طلایی، بیشتر درباره ی استفاده از فضای اطراف، فضای میان اشیا و نسبت هایشان صحبت می كند و درباره ی خود موضوع كمتر یا اصلا چیزی گفته نمی شود. این قوانین بطور خاص به سوژه مورد نظر مربوط نیست. اینگونه قوانین متداول راباید به عنوان قوانین ثانویه درعکاسی معماری در نظر گرفت. قوانین پرسپكتیو خطی قوانین اصلی برای تركیب بندی درعکاسی معماری هستند.
2. در(عکاسی) معماری: با پردازش نهایی و همچنین نزدیك شدن به موضوع معماری، موضوع تان را زنده كنید. زاویه ای را بیابید كه بعد سوم را به (عكس) اضافه می كند(خطوط قطری برجسته). این كار به پیدا كردن پرسپكتیو چند نقطه ای مربوط می شود مانند پرسپكتیو دو نقطه ای.
3. درعکاسی منظره ها (landscapes ) برای دستیای به پرسپکتیو جوی در عكس می توانید از پردازش صحیح و دیافراگم و فوكوس و زمان نوردهی طولانی استفاده كنید. آیا واقعاً عمق میدان زیاد می خواهید؟ نمی دانم، قوانین پرسپکتیو جوی از دید من مهمتر از قانونهای یك سوم و نسبت طلایی، درعکاسی منظره ها هستند، اینها دوباره قانون های ثانویه هستند .
4. اگر در یك عكس مربوط به عکاسی معماری، چندین سوژه وجود دارد، باید اشیا تكیه گاه هم، كه دورتر از ناظر قرار دارند ترجیحاً پرسپکتیو جوی داشته باشند .

 

پرسپكتیو تك نقطه ای

پرسپكتیو دو نقطه ای با دو نقطه ی تلاقی در بیرون از كادر

 

• چند نكته دیگر :
باید عنوان این مقاله را به خاطر رتبه بندی گوگل ” برترین رموز و نكات عكاسی سیاه و سفید تاكنون ” می گذاشتم، اما من از عناوینی كه صرفاً برای كسب كلیك های بیشتر انتخاب می شوند بیزارم.
عنوان كنونی چیزی بیش از آنچه هست را نشان نمی دهد و شاید همین هم خودش زیادی باشد و از آنجا كه این نكات، موارد معمولی نیست كه در اختیار شما قرار داشته باشد و من به جای جمع آوری اطلاعات عمومی منتشر شده در اینترنت، واقعا این موارد را از تجربه حرفه ای خودم ذكر كرده ام ، ” نكات پیشرفته ” نامیده شده است.
شما ممكن است متوجه شده باشید یا خواهید شد كه من فی نفسه یك ساختار شكن هستم. متاسفم ولی نمی توانم جلوی این ویژگی خود را بگیرم . اما همیشه تلاشم براین بوده كه چیزهایی را رها كنم و به جای آنها یك پیشنهاد شاید بهتری را عرضه كنم.
ممكن است در مورد آنچه در این مقاله نوشته ام، نظری داشته باشید. شاید با نظرات من مخالف باشید و این مقاله را در سطل آشغال بیاندازید شاید اصلا به آن توجهی نكنید، چون گفته های دیگران را قبول ندارید، همه ی اینها ایرادی ندارد، اما بدون ارائه پیشنهادهای جایگزین، انتقاد نكنید. رد كردن هر چیزی كه دوست ندارید، به آن اعتقاد ندارید یا نمی توانید در مورد آن فكر كنید و جایگزینی پیشنهاد كنید خیلی راحت است. من اینجا نظرم را مطرح می كنم و بیشتر اوقات سایر قوانین را زیر پا می گذارم ولی همیشه سعی می كنم جایگزینی ارائه كنم.
تا به حال این روش برای من و بسیاری از دانشجویان و خوانندگان مقالاتم مفید بوده است. سعی دارم به این تفكر وفادار بمانم این شاید به این معنا باشد كه یك چیزهایی را می دانم. در غیراین صورت باید نسبت به سایرین اظهار عجز كنم. در هر حال من آنها را دوست ندارم.

 

نویسنده : Joel Tjintjelaar
منبع: نشریه bwvision
مترجم: اعظم حشمتی
کارشناس فنی: ابراهیم باقرلو





دیدگاهتان را بنویسید