نمایشگاه عکاسان گیلانی در نگارخانه مارلیک

نمایشگاه عکاسان گیلانی با عنوان عکس الفما  از روز شنبه 18 مهرماه جاری در نگارخانه مارلیک شهرستان رشت برگزار می شود .
Untitled-2 به گزارش پایگاه عکس چیلیک این ارایه در قالب دومین نمایشگاه گروهی عکس الفما است که با 34 قطعه عکس سیاه سفید و رنگی با سه نگاه مستقل به عناوینی چون زندگی ، چشم انداز و من ؟ برگزار  می شود.

در قاب نخست این نمایشگاه گروهی به عنوان پیشگفتار به قلم داریوش پاسخی آمده است :
“زمان هیچگاه ثابت نخواهد ایستاد و آن لحظاتی که آنچنان لذتهایی برایمان می آورند؛ به آنی تبدیل به خاطرات می شوند. ضبط چنین لحظه ای و ثبت آن برای همیشه ٬ حقیقتاً شگفت آور می باشد.” (جاشوآ اَتیکس)

هنر٬ ترجمانِ شگفتیِ بشر است. حسِ شگفتیِ ناشی از بی خبری٬ هنرمند را به پیش می برد. هنر تلاشی است برای درک امور نا آشنا و ناشناخته ترین امر٬ روانِ انسان است. هنر همچنین بیانِ عواطف است. عواطفی گاه مبهم و پیچیده که الزاماً گفتنی نیستند؛ بلکه نشان دادنی اند. هر هنر به ابزاری نیاز دارد و ابزار عکاسی٬ دوربین است. دوربین ابزار کنکاش است و عکاس جستجوگر.

برای آنکه درکی مناسبتر از یک نمایشگاه عکس بدست آوریم؛ لازم است که ابتدا بپرسیم عکاسی چیست؟

گری وینوگرَند٬ عکاس آمریکایی و از پایه گذاران عکاسی خیابانی در ایالات متحده٬ آن را به این صورت تعریف می کند: “عکاسی در مورد کشف کردن آن چیزی است که می تواند در فریم{قاب} اتفاق بیفتد. وقتی شما چهار لبه {چهارگوشه ی عکس} دورِ برخی واقعیت ها می گذارید؛ آن ها را دگرگون می کنید”. هنرِ عکاسی٬ هنرِ اکتشاف است. این اکتشاف می تواند در هر جایی رخ دهد؛ چه در پهنه ای برفی٬ چه در بازاری شلوغ و چه در کنج خانه ای روستایی.

بعلاوه٬ عکاسی مرتبط با اتفاق است. اتفاقی هست که در درون کادر می افتد و عکس نامیده می شود. طیف اتفاقات و رخدادها در زندگی انسان بسیار متنوع و رنگارنگ است. این تنوع٬ سبک ها و رویکردهای متفاوت و گاه متضاد به عکاسی را ایجاد می کند.

در عین حال عکاسی٬ برخلاف آنچه که در ابتدا به نظر می رسد٬ فعالیتی انفعالی نیست. عکاسی می تواند برانگیزاننده و هشیار کننده باشد. کنشی باشد که نگاه را متوجه قضایای تکراری و آشنایی مثل ذبح گوسفندان در خیابان و پاهای کنده شده ی مرغ ها بنماید و بیننده را در معرض یک سوال قرار بدهد. عکاسی قدرتی است برای تاثیرگذاری و تلاشی است برای کشف و شناسایی.

عکاسی فراخوانی حواس به امور دیده نشده است٬ نظیر چشم اندازهای دست نخورده ای که کمتر انسانی آن ها را رویت کرده. به این ترتیب٬ عکس فراخوانی توجه به ساختاری است که احساس یا اندیشه ای در آن حضور دارد. یا به تعبیر دایان آربوس: ” یک تصویر رازی است در مورد یک راز٬ هر چه بیشتر به شما بگوید؛ کمتر خواهید دانست.”

IMG_51657

عکاس: محمد صالح زاده ، از مجموعه زندگی

یک عکاس پشت دوربین حضور دارد و دیده نمی شود؛ اما سلایق و علایقش درون کادر حاضرند. بنوعی آنچه که درون کادر حضور دارد؛ تجسّم و تعیّن خواسته های عکاس است. یک عکس بیش از آنکه بگوید سکوت می کند و سکوت محمل رازورزی است. بنابراین چشم ها٬ دست ها یا رنگ ها و حتی تاریکی ها خود حدیثِ نفس عکاسند. عکاس که اشیا را به کمک می گیرد؛ تا دردی را نشان دهد٬ ترسی را بیان نماید یا امیدی را عیان کند.

یک عکس حاصل ترجیح یک لحظه بر لحظه ای دیگر است. هر فشار دکمه ی شاتر تائیدی است بر پیوند میان عواطف٬ آموخته ها و تجارب عکاس. در هر عکس٬ ترکیب این سه عنصر و غلبه ی یکی بر دیگری را می توان دید. قاعده ی عمومی و بخصوصی در کار نیست که بگوید هر عکس “باید” چطور باشد یا چگونه تفسیر بشود. هر عکس٬ داستان متفاوتی از آنِ خود دارد که با بقیه فرق دارد. این بر عهده ی مخاطب است که وارد بازی نگاهها٬ سایه ها و نورها بشود و برداشت شخصی اش را شکل بدهد.

2. عکاسان حاضر در این نمایشگاه برای دومین بار است که گردهم می آیند٬ تا آثارشان را عرضه کنند. آنها عکس هایشان را در سه دسته ارائه داده اند٬ که در ادامه به توضیح مختصر هر کدامشان می پردازیم.

الف: زندگی “یک عکس٬ دکمه ی مکث بر زندگی است.” (تای هولاند)

این توالی لحظات متنوع و بی شباهت با یکدیگر که زندگی نام دارد٬ برای عکاس منبع بیکرانی است. انگیزه های او برای ثبت و ضبط یک لحظه مختلف هستند. گاه عکس تجسم بی اعتنایی و تنهایی بشر است و گاهی فراموش شدگی و انزوا. گاهی قضایا پیچیده تر از آنند که توضیح مکتوبی ارائه بشود و عکس ثبت می گردد٬ تا صرفاً وجهی از حیات اجتماعی را نمایش بدهد. زندگی متشکل از جریان هایی کثیر و بی امان است. عکاس که مشغول ضبط تکه هایی از زمان است در وضعیت فکری خاصی به سر می برد. انگار عکاس در هر لحظه ی خاصی٬ خود را از نو بازمی یابد. دوربین عکاسی ابزاری برای تحلیل روابط انسانی است؛ چه روابط انسان با انسان و چه انسان با اشیا. لحظات٬ عکاس را برمی انگیزند. ارتباطی میان عکاس و سوژه برقرار می گردد. حالاتِ متغیرِ روانِ انسان ضبط می شوند. سرعت وقایع به حدی است٬ که فرصتی برای تفکر باقی نمی گذارد. اما عکاسی فرصت را برای تامّل روی یک لحظه ی خاص فراهم می کند.

همچنین باید گفت که عکس صرفاً در مورد آنچه که نشان می دهد٬ نیست. برای مخاطب خوش ذوق و پیگیر روایت ناگفته ی پشت عکس اهمیت می یابد. زیرا وقتی واژه ی “زندگی” بکار می رود؛ عام ترین معنای این کلمه مدنظر است. زندگی رازی عظیم است و عکاسی واگویی این راز. عکاس اجتماع٬ خود را در میان همهمه و هیاهوی مردمان می یابد. چهره های مختلفی در اطرافش موج می زنند. چهره ها و صداهایی که ناآشنا هستند: او ایشان را نمی شناسد و آنها نیز همین طور. اما پس از ثبت یک لبخند محجوبانه٬ یا گردش بی امان چرخ کوزه گری یا دستی چروکیده و فرسوده در یک چهارگوشه٬ بُرشی از زندگی جدا می گردد؛ که برای همیشه باقی خواهد بود. این امید در پس هر کار هنری حضور دارد که فضا برای فهم عمیق تر و صمیمانه تر انسانی فراهم گردد. این سهمی است که حاصل مشارکت عکاس در زندگی و برای زندگی است.

شیان-اجلالی

عکاس : شایان اجلالی ، از مجموعه من ؟

ب: من؟ “وسواسِ ناخودآگاهی که ما عکاسان داریم این است که هر جا می رویم می خواهیم بُن مایه ای که درون خودمان حمل می کنیم را پیدا نمائیم.” (گراسیلا ایتوربیده)

عکاسی جستجوی بی پایانی است با چشم دوربین. هر عکس می تواند همچون جوابی به یک نیاز در نظر گرفته بشود. کنتراست کم یا زیاد٬ انتخاب کادر بسته یا باز و هر گزینش دیگری نظیر این ها نشان دهنده ی برداشت خاص عکاس از یک موضوع است. عکاسی دیگر٬ از زاویه ای دیگر موضوعی واحد را ثبت می کند. اینجا وسواسی وجود دارد که توجه را به سوی غلیان و هیجانات درونی عکاس برمی گرداند. بعبارتی مساله صرفاً شکل و تعداد و رنگ اشیا در عکس ها نیست؛ بلکه مربوط به عواطفی است که ترکیب اشیا یا حضور آدمها در ذهن عکاس برانگیخته است.

عکاسی پیداکردن پاسخ است بدون آنکه جوابی قطعی در کار باشد. فعالیت هنری در نوعی تعلیق مدام به سر می برد. هیچ چیزی همان طور که برای چشم عادی به نظر می رسد نیست. جواب ها می توانند متعدد و بی شباهت به یکدیگر باشند. آنها واگویی نیازهای روانی٬ اجتماعی یا فرهنگی می باشند.

هر “من” در مواجهه با جهان به ابزارهای مختلفی برای ادراک متوسل می شود. برخی از قلم٬ برخی از قلم مو و برخی از دوربین استفاده می کنند. چگونه یک عکس می تواند بیانگر برداشت یا نظری خاص در مورد پدیده ای باشد؟ در واقع عکاسی در عمل نگارش با نور است و کم و زیاد شدن نور تاثیری اساسی در نوع نگاه عکاس به قضایای پیرامونش دارد. زاویه بندی و شکل ترکیب بندی اشیا در عکس نشان می دهند که اهمیت آن امور برای عکاس تا چه حد می باشد. با نشان دادن غلبه ی ابرهای تار درون کادر یا تراکم پاهای کنده شده ی حیوان ترس را الغا می کنند و با انعکاس در شیشه ها و آئینه ها برداشت ثابت از هویت و “من” را به چالش می کشند و علامت سوالی عرضه می نمایند که از مخاطب می پرسد من براستی کیست؟ این سوالی است که عکاس از خود می پرسد و مخاطب هم موظف است که به آن بپردازد.

ج: چشم انداز “تلاش برای یافتن اشیای زیبا برای عکاسی را کنار بگذارید. اشیای معمولی را پیدا کنید؛ بنابراین می توانید از طریق عکاسی دگرگونش کنید.” (مورلی بائر)

یک چشم انداز عبارت از چیست؟ چشم انداز٬ ترکیب حیات انسانی با حیات طبیعی است که در درون چارچوبی مشخص اتفاق می افتد. این رخداد٬ تابع ساختار و قواعد ترکیب بندی (کمپوزیسیون) است؛ اما می تواند از آن فراتر برود. زیرا طبیعت قدرتی فراگیر و بی امان است٬ که در وجوه مختلف خودش را بسط می دهد. عکاس چشم انداز تابع این ریتم بی امان طبیعی است که در فضای باز و بکر٬ تاثیری دوچندان دارد و در سرما و سکوت سرعتی محدود تر و کمتر دارد. بهرحال طبیعت بنوعی دست اندرکار عکاسی است و هر بار خود طرحی نو ارائه می کند. طبیعت هم چرخه های مشخص فصلی دارد و در عین حال نباید این چنین فکر کرد که عکاس چشم انداز کاملاً منفعل است. میان چشم انسان و لنز دوربین تفاوتهایی هست. وقتی اشیا به صورتی خاص برجسته می گردند یا در ترکیبی ذهنی درون کادر کنار هم نمایش داده می شوند می توان دید که سلیقه ی عکاس تا چه حد در تصویرسازی دخالت نموده است.

مسعود-ثبوتی

عکاس: مسعود ثبوتی ، از مجموعه چشم انداز

همچنین چشم انداز در تقابل جالبی با عکاسی از محیط شهری و پدیده های ساخته ی دست انسان دارد. تفکر در مورد امور انسانی وجه انتقادی به خود می گیرد و بر زمینه ای اجتماعی-فرهنگی استوار است. این شکل از عکاسی به جنبه های انسان شناسانه و مردم شناسی توجه بیشتری دارد و روان انسان را می کاود تا درک عمیق تری به دست آورد. اما عکاسی چشم انداز٬ اکتشاف فضای بکری است که دست و پای انسان کمتر به آنجا رسیده یا تاثیرش بر آن اندک بوده است. در چنین محیطی تاملاتی از نوعی دیگر٬ هم عکاس و هم مخاطب را به خود می خوانند. تاملاتی که با انواع دیگر عکاسی متفاوت است. زیرا وقتی عکاسی خود را از پیش به ارائه ی مفاهیم ثابت محدود کند کار خلّاقانه و امید به فردا می میرد؛ ولی وقتی که حد و مرزها را بشکند و به فراسوی کادرهای مفروض برود چشم اندازهای جدید را می گشاید. خلاقیت هنری در حکم نگاهی زیرچشمی به آینده است. آینده ای که هر روز و هر لحظه در حال ساخته شدن می باشد. به این ترتیب عکاسی چشم انداز٬ همراه با سایر شاخه های عکاسی٬ فراروی از محدودیت های ناشی از روزمرگی را سرلوحه ی کار خود قرار می دهد.

گردآوری نمایشگاه گروهی عکس الفما بر عهده ی محمد صالح زاده بوده است که در این نمایشگاه پذیرای آثار عکاسان فعال استان گیلان هم چون: مسعود ثبوتی ، رضا صدفی ، عابد خانی ، محمد صالح زاده ، وحید قربانی ، شایان اجلالی ، سپهر نصیحت گر ، میلاد جعفریان ، سعید ابراهیم خانی ، مصطفی روشنی ، مازیار آتشی بوده است.
بنا بر اظهار برگزارکننده این نمایشگاه در مسیر برگزاری از حمایت های اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان ، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت ، انجمن عکاسان رشت ، خانه هنر (نمایندگی انحصاری پخش محصولات کانن و نیکون در استان گیلان) به مدیریت مهدی موسوی گیلانی برخوردار بوده است.

الفما ، نمایشگاه عکاسان گیلانی در ساعت 17 روز شنبه 18 مهر ماه گشایش یافته و تا ساعت 21 ادامه خواهد داشت. علاقه مندان می توانند همه روزه تا پایان روز پنجشنبه 23 مهر ماه از ساعت 17 تا 20 از این عکس ها در نگارخانه مارلیک شهر رشت دیدن کنند .

نگارخانه مارلیک در استان گیلان ، شهر رشت ، بلوار شهرداری ، مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیاء واقع شده است.

منبع: پایگاه عکس چیلیک





دیدگاهتان را بنویسید