نمایشگاه عکس « طبیعی سازی … » مترجم زاده در آرته

نمایشگاه عکس « طبیعی سازی امر طبیعی » دکتر محمد خدادادی مترجم زاده از روز جمعه 22 بهمن ماه جاری در محل نگارخانه آرته در حال نمایش است.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک در این نمایشگاه که ششمین نمایشگاه عکس عکاس به شمار می رود تعداد 20 قطعه عکس رنگی و سیاه سفید در اندازه 35 در 35 سانتیمتر و 50 در 50 سانتیمتر با دوربین فیلمی برونیکا (BRONICA SQAi) لنز واید 50 و لنز 110 ماکرو در قالب مجموعه ای با عنوان « طبیعی سازی امر طبیعی » به نمایش گذاشته شده است.
در متن قاب نخست این نمایشگاه عکس به قلم عکاس آمده است: «چه اهمیتی دارد که بدانیم اینجا مرنجاب است و آن‌جا دشت قزوین، اینجا حیات خانه‌ام در کرج است،  آن یکی مزرعه ای در طاهر گوراب و بگویم من اینجا بوده ام. من آنجا بوده ام. چه تفاوتی می کند آن جاها بروم و عکاسی کنم و یا اینکه عکس‌هایم را روی مانیتور پدید آورم؟ واقعا چه تفاوتی می کند ابتدا واژه‌ها و تعابیر انتزاعی در ذهن من تصویری پدید آورند و یا اینکه طبیعت خود پیشاپیش هر تداعی دیگری، تصویرش را در من فرو کند و نهایتا عکسی به دیوار آویخته شود؟! چیزی به جای چیز دیگری و یا شاید در شکل جدیدی؛ ردپایی، تکه چوبی، قابی، عکسی، … به راستی عکاسی اثبات چیزی فرضیه‌ای است؟ خودش مستقل از موضوع تصویرش، می‌تواند چیزی فرضیه‌ای باشد؟ چیزی بیش از این‌هاست؟
نمی دانم. نمی دانم فاعل فنی هستم یا منفعل فنی. فقط می‌دانم کار دیگری بلد نیستم؛ تلاشی شاید عبس و بیهوده. در عین حال که این کار را با دقت و زحمت انجام می‌دهم، دقیقا ًنمی‌دانم چه می‌کنم. کنده‌ی درختی را از خانه به دشت قزوین و از آن جا به طاهر گوراب رشت می‌برم (حیات خانه استاد مسعود معصومی را می‌گویم) و عکس می‌گیرم. سال قبل نیز پوسته‌ی همان درخت را به همان جاها بردم و عکس گرفتم و امسال شاید چیز دیگری را. بردن و آوردن، عشق ورزیدن من است.
من به طبیعت وابسته‌ام. از آن زمان که به کوه رفتم و از آن زمان که بار اضافه‌ی دوربین عکاسی و وظیفه‌ی داشتن ذهنیتی عکاسانه برای تولید چیزی مثل گزارش، سند، یا شاید اثر هنری بر دوش من افتاد. کمی شبیه به حکایت سی‌زیف و کوه المپ. طبیعت از ابتدا با من بود و قاب مربع و سیاه و سفید بودگی. و اکنون نیز این عکس‌ها … مانند خیلی‌ها من نیز از بودن با دوربین و سه‌پایه در طبیعت لذت می‌برم.
هرچند صنعت دیجیتال خیلی تواناست، تواناتر از حد و اندازه‌ی درک و توقع من. اما من دلبسته‌ی این شیوه‌ام. نمی‌خواهم همان لحظه را ببینم که چه گرفته‌ام. طبیعت برای من مکان و امکان پدیداری امر عکاسانه است و خود را جزئی از پدیداری در آن میدانم. شاید محل وقوع چیزی که در گذشته و یا در آینده رخ داده و یا رخ خواهد داد. اما اکنون اینجاست روی دیوار.
یادآوری میکنم که این عکس در مرنجاب است و دیگری در دشت قزوین و آن دیگری در طاهر گوراب و … من کماکان از طبیعی‌سازی امر طبیعی لذت می‌برم. دروغ محض است که بگویم بدون همراهی و کمک سروش کیایی در این کار – از اولین عکس تا آخرین کارها- مجموعه حاضر شکل می‌گرفت و به نتیجه می‌رسید.»
محمد خدادادی مترجم‌زاده (متولد ۱۳۴۰)، دکترای پژوهش هنر و عضو هیات عملی گروه عکاسی دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه هنر است. تدریس عکاسی و برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی عکس از جمله «گفتمان عکس» (گالری والی، ۱۳۷۸)، «گفتمان عکس مترو» (نگارخانه دانشگاه هنر، ۱۳۸۰)، «گفتمانن عکس طبیعت» (گالری آرین، ۱۳۸۱)، «گفتمان عکس فولکس» (گالری هفت ثمر، ۱۳۸۲)، «فولکس گفتمان آخر» (گالری هفت ثمر، ۱۳۸۷) و نمایشگاه مشترک عکس با محمد خادمیان با عنوان «دو دیدگاه» بخشی از فعالیت‌های هنری این هنرمند است.

گشایش: جمعه ۲۲ بهمن‌ماه – ساعت ۱۶ نمایشگاه عکس « طبیعی سازی امر طبیعی ساعت 16 روز جمعه 22 بهمن ماه در محل نگارخانه ارته گشایش یافته و تا ساعت 20 ادامه دارد. علاقمندان می توانند تا پایان روز یکشنبه یکم اسفندماه همه روزه به جز شنبه ها از ساعت 16 تا 20 از این نمایشگاه عکس دیدن کنند.
گالری آرته روزهای شنبه تعطیل است.
نگارخانه آرته در تهران، ونک، خیابان شیراز جنوبی، پایین تر از پل بزرگراه شهیدهمت، بلوار علی‌خانی، ۲۰ متری گلستان، ۱۲ متری دوم، شماره ۳ واقع شده است.

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (3)

  • ابراهیم باقرلو

    |

    هنگامی که بیانیه عکاس را خواندم و سپس به دیدن آثار پرداختم، چندیدن بار به متن بازگشتم و آثار را دوباره مرور کردم…
    کنده درختی که در مکانهای گوناگون قرار گرفته و عمل عکاسی انجام شده بود. در بعضی از قابها وجود کنده درخت نمودی بسیار طبیعی داشت، گو اینکه از ابتدا آنجا بوده و در برخی قابها ردپای عکاس به طریقی مشهود بود… جایی با وجود قاب، جایی در لبه استخر و…
    این شیوه یا تفاوت! در دیگر موضوعات نمایشگاه نیز مشهود بود.
    سیبی در میان چند ضلعی های دریاچه نمک !
    گیاهی و رد پای حیوانی در کویر
    گیاه و رد پای انسانی در کویر
    تصویر گیاهی کویری و …
    به گمان من، عکاس بیننده را به این چالش دعوت کرده است:
    که براستی عکاسی و عمل عکاسانه چیست؟
    آیا ثبت واقعیت موجود است؟
    چه اهمیتی دارد که عکس چگونه تولید شود؟
    آیا مهم پیامی است که عکاس با عمل عکاسانه سعی در مخابره آن دارد؟
    حال جایی با ثبت نماد ها و نشانه های موجود در مکان و جایی دیگر با گردآوری، چیدمان و گزینش نمادها و نشانه ها…

    پاسخ

  • جواد میرزاپور

    |

    متن قاب اول نمایشگاه چالش برانگیز و متفاوت بود و این مسئله پس از دیدن عکس ها بیشتر نمود پیدا می کرد ، طوریکه مجبور شدم دوباره متن را خوانده و باردیگر عکس ها را ببینم ، عکاس با ظرافت خاصی مخاطب را در تماشای عکس ها ، درگیر سوالات متن می کرد. البته احساس میکنم برای مخاطب سوالاتی به وجود می آمد که پاسخش را نمی توانست در متن و عکسها بیابد.

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    عکسها به نظر ساده می آمد و بعضی را احساس میکردم با توجه به قاب اول نمایشگاه که متن زیبایی بود ، می توانم درک کنم ولی بعضی دیگر با توجه به سابقه و شخصیت عکاس مطمئن بودم که حرفهای بیشتری برای گفتن دارد و من نمیتوانستم کشف کنم. دوست داشتم صاحب اثر حضور داشت و در مورد عکسها بیشتر توضیح میدادند.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید