نمایشگاه عکس « مناظر ایران » در بوزانسون فرانسه

گالری هنری پیکتورایِ شهر بوزانسونِ فرانسه همزمان با روز جمعه 7 مهرماه جاری آثار عکاس ایرانی صادق هاشمی با عنوان « مناظر ایران » را به نمایش خواهد گذاشت.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، 24 قطعه عکس رنگی در اندازه 30 در 45 سانتیمتر ، تصاویری بدیع و چشم نواز از طبیعت ایران را از تاریخ 30 سپتامبر به نمایش می گذارد. رقص نور در غبار و سایه، عظمت کویر، رنگ های سحر انگیز، سادگی فضاهای روستایی از ویژگی های خاص این مجموعه است.

سعید اسلامی راد کارشناس ارشد پژوهش هنر در مورد عکس های صادق هاشمی در نمایشگاه مناظر ایران ، در متنی با عنوان « نگاهی به روح جهان ایرانی » آورده است:
دیدن، مشاهده کردن و نگاه کردن؛ شاید در مرتبه نخست هرسه بر فعلی دلالت کنند که جهان را نشانه روی می کند. اما در مرتبتی هستی شناختی هریک سویه خاص خود را داراست تا بدان جا که دیدن، فعلی عادت واره است؛ چیزی را می بینیم حاضر در آنجا، جایی که چشم آن را درمی یابد. در این میان مشاهده، کارکردی موشکافانه دارد مانند نگاهی علمی به جهان به مثابه چیزی که در نگاه نخست از ما دور است و ما سعی در دست یافتن به کُنه آن را داریم و در نهایت نگاه کردن، فعلی حدواسط میان دونوع پیشین.
در این نوع از نگاه، سوژه جهان را نه به مثابه ابژه‌ای بسته در خود یا چیزی محصور در جهانش، که به عنوان جهانی تفسیر می کند که خود، موجودیتش را عیان می سازد. هنر و اساساً آفرینش اثرِ هنری وامدار این نوع نگاه به جهان است. اثر هنری، خود جهانی را برپا می دارد که در زبان هایدگری حقیقت هستی همزمان پنهان و آشکار است.
جهان در عین آشکارسازی خود همزمان هستی اش را پنهان می سازد. اما عکس با نظام بازنمایانه خود این رهیافت را به غلط به مخاطب نوید می دهد که در مرتبۀ نخست، آن را به­عنوان الگویی مابه‌ازای جهان بیرونی دریافت کند؛ چیزی که عکس را در جایگاهی فرومایه تر از آنچه کارکرد اصلی آن است می نشاند؛ چراکه جهان پیش روی حالا چیزی جز بدیل نیست، چیزی حاضر که غیاب جهانی را به رخ می کشد و خود بجای آن می نشیند و اساسا ًکارکرد و آفرینش اثر هنری همین جا رخ می دهد، زمانی که دریابیم عکس هستی و نظام نشانه ای مختص به خود را دارد.

عکس های صادق هاشمی با عنوان مناظر ایران که عمدتاً با چشم اندازی طبیعت گرایانه، روح و حیات یک سرزمین را در قاب تصویر نشانه رفته است؛ جهانی مختص به خود عکاس است که دیگران را به تماشای آن فرامی خواند.  این عکس ها با آنکه بطور صریح در جلوه های جغرافیایی و نشانه­ های آشکار معماری همواره به بافتار و اقلیم ایران اشاره دارد، دریچه ای است تا از طریق آن «سرزمین ایران» در نگاه مخاطب بدل به سوژه ای شود و این جهان را روبروی خود مکشوف ببیند.
این سرزمین به واقع یک «دیگری» است. اما چیزی که غرابت یا وجه اگزوتیک این عکس ها را در چشم مخاطب دلنشین می سازد و باعث می شود تا مخاطب غیرایرانی آن را از آن خود کند،  چیزی است که در عین بازنمایانه بودن رسانۀ عکس و نظام نشانه شناختی آن، خود جهانی را داراست که قائم بالذات بوده و هستی‌ساز است. مخاطب می­تواند اینک جهانی را به تماشا بنشیند که هنرمندِ عکاس آن را با امکانات رسانه ای خود شخصی ساخته است. به­واقع می توان گفت هنرمند جهان را بازمی آفریند تا جهان خود را بسازد.  از این رو، عکس آیینه ­ای نیست که جهانِ آن بیرون ( چیزی حاضر در آنجا ولی غایب در اینجا و زمانِ حال تماشا ) را به تصویر کشیده باشد، بلکه با تمهیدات بصری اعم از زوایای دید منحصربفرد، استفاده از زمان نوردهی بالا و رنگ مایه­ های متنوع و جلوه بخش و ترکیب عناصر طبیعت و فرهنگ گاه همزمان در دل یک قاب، جهان هرروزه را یکتا ساخته است.

در نگاه پدیدارشناختی، معنا چیزی است که در دل پیوستار هرروزی نهفته است اما این معنا به چشم نمی نشیند مگر اینکه پیوستار برای لحظه ای متوقف شود و در فرایند دیدن که به تکرار و عادت بدل شده و اساساً معنا از آن به غیاب رفته است، این  لحظۀ زیباشناختی عادت را کنار نهد و غبار از نگاه بشوید. بدینسان جهان هرروزی جلوه ای نامستور از خود را نشانه گذاری می کند که این امر تنها در فرایند نگاه کردن، فراچنگ می شود. از این رو، خوب‌دیدن شاه‌کلیدی است که مخاطب می بایست از طریق آن جهانِ پیش رویِ خود را با آن رمزیابی کرده و با هنرمند و نگاهش همخوان شود تا بتواند جهانِ دیگری را از آنِ خود سازد.
در این مرتبتِ نگاه، هنرمند و مخاطب، چه ایرانی باشد و آشنا به این چشم اندازِ در جهانِ تصویر و چه مخاطب غربی که به تماشای جهانی از شرق نشسته است، هر سه جهانی را بازمی یابند که روح و حیات یک سرزمین را به آشکارگی می کشاند. آری، مخاطب می تواند با نگاه کردن، یعنی دیدن به مثابه دیدار با جهانی چونان سوژه و دارای هستی قائم بالذات، چیزی را ببیند که در نگاه هرروزی به چشم نمی آید. برای همین است که عکس های مناظر ایران فرصتی به دست می دهند تا این جهان خود را عیان سازد و هرچه بیشتر رویِ دیگر خود و وجه پنهانش را آشکار سازد. گویی این چشم انداز­ها آنقدر از جهان هرروزی شان فاصله گرفته اند که در نگاه نخست مانند نقاشی از رنگ مایه هایی حیات بخش مایه گرفته اند. برای همین است که در جهان این تصاویر حتی آنجا که انسانی یا نشانه های حضور انسان به­ عنوان نمونه در جلوه های معماری یا اشیاء دیده می شود، این انسان از جنسِ جهان است؛ انسانی که بن‌مایه و هستی خود را منکشف در این جهان تازه برپا شده می بیند. به همین خاطر در زبان مارتین هایدگر این عکس­ها نه بازنمایی از چیزی بلکه خود هستی‌بخش و هستی‌ساز است. چنانکه می توان در این عکس ها سکوت هم‌آوایی و هم‌نوایی انسان و طبیعت را شنید: سکوتی که در صدایِ هرروزی آهن‌ها و ماشین‌ها گوش‌هایمان کمتر به شنیدنش عادت دارند؛ در این جهان، انسان جزیی از طبیعت و خود عنصری از جهان و هستی است.

صادق هاشمی متولد خرداد ماه سال 1359 در اصفهان و دانش آموخته کارشناسی رشته عکاسی است که با برگزاری این نمایشگاه عکس فرصتی را برای بازدیدکننده فرانسوی فراهم آورده تا گوشه ای از زیبایی طبیعت متنوع ایران را ببینند و بشناسند.

نمایشگاه عکس « مناظر ایران » از روز جمعه 7مهرماه (29 سپتامبر) گشایش یافته و تا پایان روز پنجشنبه 4 آبان ماه (26 اکتبر 2017) در گالری هنری پیکتورایِ شهر بوزانسونِ فرانسه صاحب عکس خواهد بود.

منبع: پایگاه عکس چیلیک

 





دیدگاهتان را بنویسید