نمایش منتخب عکس های عباس کیارستمی در نگارخانه بوم

نمایشگاهی از آثار عکاسی هنرمند فقید عباس کیارستمی با عنوان « چهار فصل » در نگارخانه بوم در تهران به نمایش دوباره گذاشته شده است.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، نمایشگاه حاضر دربرگیرنده 27 قطعه عکس از مجموعه آثار عکاسی این هنرمند فقید به شمار می رود.
در توضیحات مربوط به نمایشگاه عکس « چهار فصل » عباس کیارستمی آمده است : این نمایشگاه منتخبی است از شش سری عکس‌های عباس کیارستمی که در کنار یکدیگر تصویر جامعی از گوناگونی آثار این چهره اسطوره‌ای هنر  و سینمای ایران ارائه می‌دهند. این شش سری عبارتند از: سفید برفی ، راه‌ها ، مهتاب ، درها و یادها ، دیوار و پنجره رو به حیات که برخی از آنها برای نخستین بار در ایران به نمایش درمی‌آیند. این مجموعه دستاورد بیش از سی سال تلاش ارزشمند و ماندگار هنرمند برای خلق اشاره و معنا در تصاویری از بستر جاری زندگی است. مشاهده این آثار فرصت کم‌نظیری است برای آشنایی با تفکر هنری کیارستمی و واژگان بصری او که در آثار مختلف وی به تنوع « چهار فصل » تبلور یافته است.

رهیافت هنری کیارستمی انتزاعی کردن پدیدارهای طبیعت و جهان پیرامونی و درواقع نوعی آشنایی زدایی از آنهاست، به‌طوری‌که مخاطب خیلی زود درمی‌یابد که مضمون اصلی هنر او نه جلوه ظاهری و زیبایی‌شناختی برف، باران، راه، در و دیوار، بلکه مفاهیمی ذهنی در ورای آنهاست. تصاویر به ظاهر ساده ولی عمیقاً کنایه‌ای او به راحتی از جذابیت‌های بصری و جنبه‌های شاعرانه عبور کرده و در دنیای نمادین حکمت و معنا سیر ‌کند. ترکیب‌هایی خالص و پالایش یافته وی بیننده را به لایه‌های پنهان اشارات و دلالت‌ها سوق داده تا از این طریق او را با مفاهیم پیچیده و متباینی همچون بودن یا نبودن، واقعیت یا توهم، حضور یا فقدان و ذهنی یا عینی رویاروی سازد. از این منظر اگر در پی ردپای کیارستمی در آثارش باشیم، باید او را در عمق پنهان اثر، و نه سطح ساده و آشکار آن، جستجو کنیم.
لازم به یادآوری است این نمایشگاه پیش از این نیز در زمستان سال 1394 نیز از تاریخ 11 دی ماه تا 28 اسفندماه در همین نگارخانه به نمایش گذاشته شده بود.
علاقمندان می توانند تا پایان روز جمعه 29 مرداد ماه همه روزه از دوشنبه تا جمعه ساعت 16 تا 20 از این عکس ها دیدن کنند . نگارخانه روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل است.
گالری بوم در تهران ، خیابان ولی عصر ، بالاتر از نیایش ، خیابان ارمغان غربی ، شماره 11 واقع شده است .

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (7)

  • اعظم حشمتی

    |

    وارد گالری که میشوی، چیزی زنده و سیال تو را به درون می کشد، چیزی فراتر از جذابیت های دیداری و زیبا شناختی عکس هایی از راه، برف، در و دیوار و پنجر،که در ترکیب های استادانه به تصویر کشیده شده است. عباس کیارستمی، استاد خوب « دیدن» است، جهان بینی ساده و پاک و شاعرانه اش را از پس این « دیدن» های بکر می توان یافت، عکس هایش مفاهیم ذهنی اورا بازگو می کند.در تصاویری از جهان که ممکن است بارها و بارها از نگاه ما گذر کند، او با بینش خاص خودش از آنها آشنایی زدایی کرده و ما را به جهان معنا سوق می دهد. در مقابل هر عکس که می ایستی گویی جهان در لحظه ای دل انگیز و شاعرانه ایستاده، تو را به درون می کشد و زمزمه‌شاعرانه اش را در گوش ات نجوا میکند.
    در این گالری ، یکی از ویدئو آرت های ایشان هم نمایش داده میشود، عاشقانه ای که در عکس نمی گنجد سفیدی و بارش آرام و شاعرانه برف بر ستایش عاشقانه ای که گویی در صحنه تاتر کارگردانی شده همه چیز به جا وقاعده لحظه ی اوج و فرود همراه با موسیقی ای کاملا مناسب، تو را غرق رویایی ترین تصویر ذهنی می کند.
    روحش شاد و یادش تا ابد گرامی.

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    نمایشگاه گزیده عکسهای آقای کیارستمی یکی از بیاد ماندنی ترین برایم خواهد بود.
    همه چیز بسیار حساب شده بود. اندازه عکسها و نور پردازی و کمی تاریک بودن فضای نمایشگاه باعث می شد که خودت را در فضای عکس ها ببینی. عکسهایی که همگی حاکی از روحی لطیف و شاعرانه دارد. عکسها در عین سادگی ، حاوی آرامش و شعر است. گویی کیارستمی آن عینک سیاه را که همیشه بر چشم داشت،به خاطر آن بوده که نمی خواست دنیای شلوغ و سنگدل بیرون مزاحم افکار زیبا و احساس شاعرانه اش شود.
    ویدئو آرتی که معاشقه دو اسب در زمستان و زیر برف بود، که موسیقی بسیار زیبا و بجای آن، موثر بودن آنرا دو چندان کرده بود و تو را غرق در لذت میکرد.
    وقتی که از نمایشگاه بیرون می آیی دلت میخواهد بارها این دیدار را تکرار کنی شاید تصاویر، حرفهای تازه ای داشته باشند.
    خدایش بیامرزد

    پاسخ

  • مهری راست قدم

    |

    نبودنش را باور نمی کردم حتی زمانی که در خبر شنیدم دیکر در بین ما نیست اما در گالری بوف دوباره دیدمش وشعر حافظ را بیاد آوردم
    که:هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
    اما در گالری بوی عشق میآمد در چهار فصل سال که برای ما فقط بهار و زمستانش به نمایش گذاشته شده بود جای نور را می شناخت مانند خانه دوست و راه بدست آوردن دلها را حتی از ورودی دربها و پنجره ها بلد بود هر چند طعم گیلاسش بسیار شیرین بود اما یادش وخاطره اش هرجا که باشد زیتون و صلح و عشق هم هست و کافی است .
    همیشه در آرامش باشد . آمین

    پاسخ

  • علیرضا عبداللهی

    |

    جزء اولین دیدارهام از یه نمایشگاه عکس بود،از نگاه فیزیکی و امکانات همه چی فکر شده و عالی بود،فضا،ارامشی که اونجا بود،چیدمان کارهاو…..،نگاه استاد کیارستمی هم بسیار ساده و عاشقانه به دنیای پیرامونشون بود،مجموعه پنجره رو خییلی دوست داشتم حتی لحظهای گمان نقاشی بودنشم کردم،سپاس فراوان از همه کسانی که این امکان رو فراهم کردن،

    پاسخ

  • نهلا نیاورانی

    |

    از نگاه من مجموعه “پنجره رو به حیات” مجموعه ای بسیار متفاوت و جالب در بین مجموعه ها است، تصاویر خیال انگیزی که هجوم نور از بیرون به فضای تاریک درون ایجاد میکند ، شاید در نظر عکاس همان مفهوم حیات بوده است.
    در مجموعه “درها و یادها” فضای متفاوتی را شاهدیم، فضایی بسیار حقیقی در مقایسه با فضای وهم آلود پنجره ها ؛تصاویر قدی از درها که دقیقا کادر در را در بر میگیرد و چیدمان تک به تک این تصاویر در انتهای راهروهای کوچک گالری، در کنار نگاه عکاس که کاملا واقع نگارانه بوده ، بیننده را در فضای واقعی این درها قرار میدهد، گویی در انتهای دالانی چشم به دری دوخته ای و به هویت افراد پشت در می اندیشی.
    به جز این دو مجموعه متفاوت، در دیگر آثار بیش از هر چیز تکرار خطوط، منحنیها و بافتها به چشم می آید که به باور من بیانگر تفکر انتزاعی عکاس است.
    در مجموع تنوع جلوه های بصری، این نمایشگاه را متمایز می کند.

    پاسخ

  • سميه هاشمي

    |

    پس از مدت ها دوري از ديدار و عكس و نگارخانه، امروز با روح و حسي كه در فضا و تك تك قاب هايي كه همه رنگ وبوي زندگي داشتند جان گرفتم.
    اين مجوعه طوري به نمايش گذاشته شده بود كه دوست داشتم بارها اين ديدار را تكرار كنم . قطع بزرگ عكس ها باعث ميشد با طبيعت زيباي داخل قاب يكي شوي … ريتم و بازي نور و سايه در مجموعه عكس هاي زمستان آثار را بسيار چشمنواز كرده بود همچنين كنتراست شديد نور در مجموعه پنجره…
    در مجموع از فراهم آورندگان اين موقعیت و این ديدار سپاسگزارم

    پاسخ

  • فاطمه کلانتری

    |

    دیروز به قصد دیدار از نمایشگاه از خانه بیرون زدم.در اوج گرما…راه طولانی کرج تا تهران را پیمودم… بعد از یک پیاده روی نا خواسته برای پیدا کردن آدرس…به گالری رسیدم و …به وجد آمدم…واقعا ارزشش را داشت. موسیقی گوشنواز اپرا مانند ویدئو آرت به گوش میرسید,و به خوبی روی تابلوها نشسته بود,مخصوصا تابلوهای ابتدایی که زمستان بودند, تنها شوق دیدن باقی آثار توانست مرا از جلوی تابلوی تکدرخت بکند. از کنار در ها و محله هایشان و قصه هایشان گذشتم, دوباره زمستان بود و نور و خطوط و اعجاب من! در سالن پنجره ای رو به حیاط اندکی نشستم و نفس کشیدم, سکوت درونی ,آرامش و شادی را حین تماشای آثار تجربه کردم, و تا آنجا که توانستم آنها را در هیاهوی شهر هم با خود نگهداشتم.
    به نظرمن لازم نیست عکاس باشی یا منتقد هنری که از دیدن این آثار لذت ببری, تماشای این آثار را به هر کسی که دلش میخواهد لختی از همهمه دور باشد توصیه میکنم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید