هالاس ( براسایی ) جولا

هالاس ( براسایی ) جولا

نام : جولا
نام خانوادگی: هالاس ( براسایی )
تاریخ تولد: / 1899

بیوگرافی :
پاریس شهری مجذوب کننده و سرشار از نیروی خلاق است که همواره هنرمندانی از سراسر جهان را به سوی خود جذب کرده است و غالبا برانگیزنده و الهام بخش شمار بسیاری از استعدادهای بزرگ بوده است. براسایی که نام اصلی او جولاهالاس بود ، در شهر براسو واقع در ناحیه ترانسیلوانی مجارستان زاده شد. هنری میلر که دوست براسایی بود ، از او به عنوان “چشم پاریس” یاد کرده است، چرا که براسایی در 1923 پاریس را به عنوان شهر خود برگزید . در واقع ، براسایی پس از تحصیل در رشته نقاشی در بوداپست و برلین ، در 24 سالگی به پاریس رفت و خیلی سریع با دیگر هنرمندان و نویسندگان مقیم این شهر دوستی های پایداری برقرار کرد . از آنجا که بیم داشت تلفظ نام او به زبان فرانسه زیاده دشوار باشد ، به افتخار شهر محل تولد خود براسو که نخستین نوشته هایش در آن انتشار یافته بود، اسمش را به براسایی تغییر داد.
طی نخستین سالهای اقامت خود در پاریس ، باتمامی موازین هنری به مخالفت برخاست . او که کاملا مجذوب زندگی شبانه ی پاریس شده بود، روزها می خوابید و طی سرا
سر شب ، شهر را زیر پا می گذاشت . بی هدف در سراسر پاریس می گشت و از دیدن محل های نهانی آن لذت می برد و جذب شیوه ی زیستن تازه ای می شد که تنها در زیر پرده ی شب جریان می یافت . اگرچه پیش از آن هیچگاه عکاسی نکرده بود، اما غالبا متوجه می شد که دوربین عکاسی برای ثبت صحنه های شگفت انگیزی که در پرسه های شبانه خود شاهد آنها بود، وسیله ای آرمانی است . به تشویق آندره کرتس، در حدود 1930 شروع به عکاسی از اقشار محروم جامعه کرد.
براسایی گهگاه به همراه یک دوست- اما عموما به تنهایی- از روسپیان ، همجنس بازان ، عشاق ، کارگران فاضلاب و ولگردانی که در خیابانها پرسه می زدند، عکس می گرفت .
شیوه ی براسایی برای عکاسی از مردم این بود که هیچ گاه از روش های غیر مستقیم استفاده نمی کرد. او عکس گرفتن را به عنوان رویدادی هنری تلقی می کرد و می خواست که موضوعاتش کاملا آگاه به مشارکت در این عمل باشند. دوست داشت موضوعات خود به نوعی همداستان شود و کار عکاسانی را که در پی غافلگیر کردن موضوع های خود بودند ، به کلی نفی می کرد.براسایی در مصاحبه ای که با رادیو کرد، ضمن تشریح شیوه ی خود اظهار داشت : ” هنگامی که از کسی عکس می گیرم ، دوست دارم سکون چهره ی او را در حالکی که درتنهایی درونی خود فرو رفته بنمایانم . حرکت چهره همواره امری تصادفی است … اما من پیوسته در جست و جوی آن چیزی هستم که ثابت و دائمی است.”
هرچند که عکس های براسایی اساسا به عنوان سند شمرده می شوند، اما او هیچ گاه خویشتن را عکاس مطبوعاتی یا مستند نمی شمرد. در مصاحبه ای که در 1976 انجام داد، اظهار داشت که عکس خبری عموما همراه شرح تفسیری است و نمی تواند به تنهایی ارائه شود. به گفته ی او ” ساختار یا ترکیب بندی عکس به اندازه موضوع آن اهمیت دارد . در اینجا اقتضایی زیبایی شناختی در کار نیست، بلکه اقتضایی عملی مطرح است. تنها تصاویر کاملا تنظیم شده ای که بسیار قوی هستند، قادرند به حافظه ی بیننده راه پیدا کنند و در آن باقی بمانند و در یک کلام فراموش ناشدنی گردند . این تنها ملاک قضاوت درباره عکس است.” تصاویر براسایی ترکیب بندی های دقیقی دارند و کمال استفاده را از امکانات بیانی نور و سایه برده اند.
براسایی نیز همانند شمار بسیاری از همکاران خود، گهگاه برای رفع نیازمندی های خوش سفارش تجاری را می پذیرفت . در 1938 شروع به کار کردن برای مجله ی آمریکایی هارپز بازار کرد. این مجله در اصل از او عکس های مد خواسته بود، اما براسایی این درخواست را رد کرد و در عوض برای این مجله از شخصیت های سرشناس فرهنگی تکچهره گرفت و مجموعه عکسی نیز از هنرمندان در کارگاه هایشان تهیه کرد.
براسایی در زمینه های متعددی از خود استعداد نشان داد و موضوعات علاقه او بی اندازه متنوع بود. او 25 سال را صرف گردآوری مجموعه ای از عکسهای نقوش ترسیم شده بر دیوارها کرد و کتاب دیوار نگاره ها را منتشر ساخت.
هرچند که براسایی در تمامی زمینه هایی که بدانها پرداخت ، به چیره دستی رسید، اما متقاعد شده بود که بهترین و بدیع ترین وسیله ی بیانی او عکاسی است. عکسهای او که نشان دهنده چهره ی متفاوتی از پاریس هستند و بسیاری از آنها هنوز منتشر نشده و برای مردم ناشناخته اند، در تاریخ عکاسی همتا ندارند . شخصیت ها و رویدادهای پاریس براسایی همچنان زنده اند.





دیدگاهتان را بنویسید