هژبری: عکاسان میراث ، مستندنگاران فرهنگ و هویت اند

حوزه میراث فرهنگی و تاریخی در کشور ما حوزه ای وسیع و غنی است و جغرافیای متنوع کشور ایران با وجود اقوام و فرهنگ های غنی شان گواه این ادعاست.
البته سالهاست که عکاسان در حوزه عکاسی از میراث فرهنگی، تاریخی و گردشگری و معنوی فعالیت دارند و با وجود علاقمندان بسیاری که در این حیطه فعالیت می کنند هنوز بسیاری از گوشه های فرهنگ و قدمت و تاریخ این سرزمین به نحوی که بایسته، مستند و معرفی نشده است.
پایگاه عکس چیلیک بنابر بضاعت و توان خود با بسترسازی مناسب زمینه عکاسی از این موضوع را در بخشی از هدف گذاری تور عکاسی چیلیک برعهده گرفت و در نهایت در نمایشگاه گروهی « عکس نوشت » بخشی از ارایه های عکاسان را در حوزه میراث فرهنگی و تاریخی شامل شد.
علی هژبری دانشجوی دکتری باستان­شناسی دانشگاه تهران از جمله پشتیبانان معنوی و حامیان فرهنگی شکل گیری این اندوخته هویت ساز بود که در زمان برگزاری دو مورد سفر عکاسی به خطه کردستان، اطلاعات بسیار مناسبی را از ضرورت ثبت و معرفی نماهای داخلی و بیرونی و ظرافت های موقعیتی چون اماکن تاریخی مناطقی چون زیویه و کرفتو را باعث شد.
موقعیتی تاریخی-باستانی چون غار کرفتو در مجموعه آثار ارایه شده در نمایشگاه عکس نوشت انگیزه ای شد تا مقاله ای از ایشان با عنوان « عکاسان میراث ، مستندنگاران فرهنگ و هویت اند» قلم خورده و برای انتشار در اختیار پایگاه عکس چیلیک قرار گیرد.
———————————————————————————————————————————————————————————————————————————

دکتر علی هژبری - کارشناس میراث فرهنگیامروز می­ توان از نشانه­ های توسعه­ یافتگی کشورها به رعایت حقوق بشر، پاسداری از محیط زیست و ارج نهادن به میراث فرهنگی آنان اشاره نمود.
از یک سوی، هر کشوری ناچار برای نشان­ دادن داشته­ های طبیعی و فرهنگی خود به دیگران نیازمند صنعت گردشگری است. گردشگری و عکاسی دو مقوله جدانشدنی از یکدیگر بوده و عکاسان با انتشار عکس از نقاط دوردست و انتقال سوژه­ های گوناگون، بخشی از فرهنگ اقوام و به تبع آن ایدئولوژی آنها را منتشر می­ کنند. بنابراین برای پیشبرد اهداف توسعه فرهنگی از طریق رسانه­ های تصویری همچون سینما و عکس، گردشگری می­ تواند افرادی با انگیزه­های متفاوت را از اقصی­ نقاط ایران و جهان به مقاصد معین جغرافیایی جذب نموده، موجب رونق اقتصاد گردشگری شود و اینجا نقطه ای است که باید اذعان نمود: « عکاسان میراث ، مستندنگاران فرهنگ و هویت اند ».

برای نیل به اهداف این مهم در 21 شهریورماه 1384 اساسنامه « انجمن عکاسان دوستدار میراث فرهنگی و گردشگری ایران » مشتمل بر 3 فصل، 43 ماده و 23 تبصره به تصویب هیئت موسس رسید.
در بند «الف» و «ب» از ماده نُهُم این اساسنامه، در بخش معرفی اهداف و روش اجرای هدف آورده شده: ترویج و اعتلای عکاسی میراث فرهنگی و تبیین نقش آن در حفظ میراث فرهنگی و توسعه گردشگری کشور، تلاش برای کارآمدی عکاسی در دفاع از میراث فرهنگی کشور و توسعه صنعت گردشگری، تبیین جایگاه عکاسی میراث فرهنگی و گردشگری در کشور، کوشش در جهت ارتقای آگاهی های جامعه نسبت به نقش، مزیت و توانایی های عکاسی از میراث فرهنگی و گردشگری کشور، تعامل با سازمانها، انجمنها وتشکلهای میراث فرهنگی و گردشگری کشور، ایجاد ارتباط و هماهنگی و همکاری میان اعضای انجمن، افزایش دانش و اطلاعات اعضای انجمن در راستای حوزه عکاسی میراث فرهنگی و گردشگری از طریق برقراری ارتباط با مراکز علمی و حرفه ای داخل و خارج کشور، بررسی مشکلات عکاسی میراث فرهنگی و گردشگری کشور و ارائه نظرات وطرح های اصلاحی و مشاوره ای در راستای بر طرف ساختن آنها به دستگاه های ذیربط، همکاری با رسانه ها، نشریه ها وبانکهای اطلاعاتی تخصصی داخل و خارج کشور، معرفی توانمندی های تخصصی عکاسی درعرصه میراث فرهنگی و گردشگری به منظور همکاری متقابل بین انجمن و مراکز مختلف، حمایت و پشتیبانی از اجرای پروژه های مرتبط با اهداف فعالیت های انجمن، چاپ بروشور تشکیل بانکهای اطلاعاتی، اطلاع رسانی ، اینترنتی و راه اندازی سایت اینترنتی(پایگاه اطلاع رسانی)، برگزاری نمایشگاه ها،جشنواره ها، مسابقات داخلی، همایش ها، سمپوزیم ها و نشست های تخصصی داخلی و خارجی در حوزه فعالیت های انجمن و حوزه عکاسی، اجرای پروژه های مشترک با وزارتخانه ها، سازمان ها و مراکز دولتی و خصوصی در راستای اهداف انجمن، شناسایی استعدادها و تجلیل از فعالان و پیشکسوتان فعال در حوزه فعالیتهای انجمن، شرکت در همایش ها، جشنواره ها و نمایشگاه های ملی، منطقه ای و بین المللی، برگزاری کلاس های آموزشی و تورهای عکاسی
داخلی و خارجی پس از اخذ مجوز از مراجع ذیصلاح، حفظ و حمایت و تشکیل بانک اطلاعاتی از آثار و دستاوردهای تاریخ عکاسی ایران(www.chpsi.ir).
علی هژبری - غار کرفتو

با این وجود، کارنامه ایران در زمینه عکاسی میراث فرهنگی و گردشگری نشان می­ دهد که هنوز مشکلات بسیاری برای رسیدن به یک سطح مطلوب در این راه پیش رو است.
افشین والی­ نژاد که کشورهای زیادی را زیر پا گذاشته، معتقد است که هیچ­وقت جاذبه­ های گردشگری ایران معرفی نشده و حتی مورد استفاده قرار نگرفته است. بنابراین اگر می­ توانستیم از آن به خوبی استفاده نموده و آن را به جهان معرفی می­ کردیم ارزشمند بود (روایت عکاس بحران از گردشگری ایران، خبرگزاری مهر، شناسه خبر 2782867، شنبه 30 خرداد 1394).
همچنین در حوزه عکاسی مردم­شناسی، حسن غفاری -که زندگی زنان و مردانی از پاره­ فرهنگ­ های ایران­ زمین را در قاب عکس­ های خود به تصویر می­ کشد که با تغییرات شدید فرهنگی و اجتماعی به تدریج از صحنه روزگار محو می­ شوند- معتقد است که امروز به رغم همه تلاشی که عکاسان این حوزه انجام می­ دهند، هیچ حامی­ ای برای مردم­ نگاری تصویری و ثبت میراث معنوی اقوام ایرانی وجود ندارد و در نتیجه به دلیل هزینه­ های سنگین این گرایش که با سفر سازگار است، نمی­ توانند تمام وقت خود را برای حفظ مواریث ایران بگذارد (عکاسی مردم­ نگاری ارزش­های تاریخی و فرهنگی را حفظ می­ کند، سایت استان کهگیلویه و بویراحمد، کد خبر 130927، 19/08/1392).
کامران عدل نیز با اظهار تاسف از فراموشی در همه ابعاد زندگی و از جمله عکاسی بناهای تاریخی معتقد است که این کار جنبه شخصی دارد و میراث فرهنگی که باید بخشی از تمرکز خود را روی عکاسی از بناهای تاریخی بگذارد، در این زمینه نه فعالیتی می­ کند و نه حمایتی (عکاسی مستند از بناهای تاریخی سفارش­ دهنده می­ خواهد، هنر آنلاین، کد خبر 27899، 30/10/1391).

از سوی دیگر عکاسی در میراث فرهنگی برای سندیت بخشیدن به آثار منقول و غیر منقول به منظور مستندنگاری یکی از مهمترین شیوه­های معمول برای تهیه شناسنامه­ های معرفی، ثبتی، ساماندهی، حفاظت و مرمتی، و فعالیت­های پژوهشی است. دانستگی­ های ما تا یکی دو قرن پیش به متون تاریخی محدود می­ شد که گاهی با طرح­ هایی از افراد و بناها و… تصویر می­ شدند.
رفته­ رفته با ورود باستان­شناسی به دایره سوالات افزوده شد و به تبع آن دانش بشر از گذشته و پیشینیانش گسترده شد. لذا عکاسی جایگزین بسیار مناسبی در کنار نقاشی و طراحی، توانست جای خود را باز کند. از آنجا که کمابیش 170 سال از استفاده عکس برای مستندنگاری می­ گذرد، عکس­ های باقی­مانده از آن دوره، خود جزئی از مواد باستان­شناسی محسوب شده و دارای ارزش تاریخی فراوانی هستند.
بنابراین ارائه وضعیت موجود مواریث فرهنگی به نسل­ های آینده از وظایف نسل امروزی است و با این وصف تصاویر خود به منزلة اشیاء تاریخی کاربرد دارند.
عکاسی در سال 1258 ه.ق/ 1842 م. (سه سال پس از اعلام رسمی اختراع دوربین عکاسی در فرانسه) به درخواست محمدشاه قاجار به ایران رسید، لذا گویا در ایجاد یک «موزه ملی عکس و عکاسی در ایران» نیز نتوانسته­ ایم اقدامی درخور کشوری که یکی از پیشتازان این فن و هنر است برداریم. این در حالی است که در این کمابیش 170 سال از تاریخ عکاسی ایران گنجینه ارزشمندی حاصل شده و دکتر محمدحسن سمسار، پژوهشگر و عضو کمیته حافظه ملی جهانی که سال­ها در آلبوم­خانه کاخ گلستان مشغول پژوهش است تاکید دارند این مجموعه پس از مجموعة موجود در انگلستان، نفیس­ ترین مجموعه عکس در جهان می­ باشد و قابلیت ثبت جهانی دارد (مراسم گرامیداشت روز عکس­های تاریخی ایران برگزار شد، کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 28 آذر 1395).

عکاسی در مقوله اقتصاد خلاق در زمره صنایع فرهنگی نقش­های موثری در توسعه پایدار دارد.
در اردی بهشت­ ماه 1395 کنفرانس اقتصاد خلاق در آتن برگزار شد. رویکرد این کنفرانس به صنایعی است که در محل تقاطع هنر، فرهنگ و فناوری از قبیل عکاسی، طراحی، مد، فیلم، ویدئو و… کسب و کار می­ کنند. در حالی­که صنایع خلاق ارزش مالی را تامین می­ کنند، صنایع فرهنگی توانایی ایجاد ارزش اجتماعی و عاطفی را دارند. صنایع فرهنگی در عین حال روی توریسم فرهنگی و میراث فرهنگی، موزه، کتابخانه و ورزش متمرکز می­ شوند. چیزی که همه شرکت­ کنندگان در این کنفرانس بر سر آن توافق کردند این بود که «ضروری است همه کشورها از مزیت صنایع خلاق خود استفاده نموده و سهم خود را در تقویت این صنایع انجام دهند».
غار کرفتو - آمنه عبادی این حمایت به ایجاد محیطی کمک خواهد کرد که ارزش اقتصادی و اجتماعی صنایع خلاق و فرهنگی را به رسمیت خواهد شناخت و زمینه لازم برای رشد باثبات و توسعه پایدار را فراهم خواهد آورد (صنایع خلاق؛ ابزاری برای رونق اقتصادهای نوپا، اقتصاد خلاق، 01/03/1395).

صنایع فرهنگی از جنبه­های بسیاری حائز اهمیت هستند، از جمله: دموکراتیک کردن و قرار دادن فرهنگ در اختیار شمار بیشتری از مردم، تمرکززدایی از فرهنگ، خارج شدن برنامه­ های فرهنگی از بن­ بست اقتصادی، اعتلای جایگاه هنرمندان، توسعه منطقه­ای و شهری، توسعه پایدار ملی، و صنایع فرهنگی اصلی­ ترین ابزار نفوذ فرهنگی (اهمیت صنایع فرهنگی، مشهد فرهنگ، یکشنبه 17 مرداد 1395).

پس از این مختصر روشن است که پایگاه عکس چیلیک با تمام این کاستی­ها و مشکلات، توانسته با برگزاری تورهای عکاسی علاوه­ بر آموزش، با عکس­ های مناظر طبیعت مناطق گوناگون، میراث فرهنگی متنوع کشور و آئین­ های بومی اقوام مختلف این سرزمین را به تصویر کشیده، برای آیندگان به ودیعه گذارد. افزون بر اهداف تخصصی نمایشگاه گروهی عکس­ نوشت (در ساختار بین­آبین عکس و نوشتار چنانچه دستخوش تغییر در محتوای اصالت و ذات موضوع نشود و نمادها و نمودها –بی هیچ اتکایی به پیش­دانسته­ ها- بتواند رسالت خود را در عرصه پیام عکس حفظ کند، یک دستاورد تازه برای بیان و انتقال مفاهیم را رقم می­ زنند) از نگاه من به­ عنوان یک فرد عادی که تخصصی در زمینه عکاسی حرفه­ ای ندارد، گنجینه ارزشمندی از تصاویر از نگاه عکاسان حرفه­ ای فراهم آمد.
با اینکه سال­های سال از شناسایی زیویه و کرفتو به­ عنوان دو اثر ارزنده استان کردستان می­ گذرد ولی آنچنان که درخور آنهاست معرفی نشده و در گردشگری جایگاه مناسب خود را به دست نیاورده­ اند. بنابراین یکی از مهمترین راه­ها برای معرفی و جذب گردشگر، تولید عکس­ های حرفه­ ای از این آثار است.
عکاسان رسانه پایگاه عکس چیلیک فراتر از انتظارات پایگاه میراث فرهنگی زیویه و کرفتو در استان محروم کردستان، ما را در تحقق اهداف میدانی همراهی نمودند؛ حال باید منتظر بود که در سال­های آتی، مدیری برازنده در اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تلاش این عزیزان را با انتشار آثارشان ارج نهاده و زمینه­ های گردشگری مطلوب را فراهم نماید.

علی هژبری
دانشجوی دکتری باستان­شناسی دانشگاه تهران و کارشناس میراث فرهنگی

 

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (4)

  • آمنه عبادی

    |

    همراهی کارشناسان میراث فرهنگی و صاحب نظران حوزه باستانشناسی باعث دلگرمی هرچه بیشتر عکاسان علاقمند به این موضوع خواهد شد .
    قدردان حضور جناب آقای دکتر علی هژبری در نمایشگاه عکس نوشت هستم .
    ایشان با اندیشه های متعالی و همدلی شان در عمل اثبات کردند که یار دیرینه پایگاه عکس چیلیک و عکاسان این رسانه هستند … حضور ایشان به عنوان یک کارشناس حاذق و باستان شناس آگاه در نمایشگاه گروهی عکس نوشت ، نشان از اهمیت این جریان و درک موضوع توسط ایشان دارد .
    قطعا این همراهی خبر از آینده ای روشن می دهد.
    خوشحالم که با ارایه عکس نوشت های « غار کرفتو » در قالب نمایشگاه عکس حاضر شدم و تمام تلاش خود را در جهت هرآنچه که بدان عقیده دارم انجام خواهم داد تا سهمی هر چند اندک در حوزه عکاسی از آثار باستانی و میراث فرهنگی و تاریخی داشته باشم .

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    هیچگاه راهنمایی های دلسوزانه و اطلاعات بسیار مفیدی را که جناب هژبری در سفر به کردستان و غار کرفتو در اختیار ما قرار دادند فراموش نمی کنم.
    اطلاعاتی که از سوی ایشان یه عنوان یک کارشناس اگر در اختیار ما قرار نمی گرفت عکس هایی که خلق شدند ثبت نمی شد.
    روحیه ایشان در حضور و همراهی با عکاسان گروه بسیار مودبانه و متواضعانه بود.
    حضور ایشان در نمایشگاه عکس نوشت و نوشتن این مقاله هم در ادامه روند حس مثبت و نگاه انسانی ایشان به این جریان است و نشان از اهمیت موضوع دارد.
    وجود مدیرانی با این باورهای ارزشمند برای جامعه فرهنگ و هنر واقعا باعث افتخار است.

    پاسخ

  • جوادمیرزاپور

    |

    ممنون زحمات ایشان هستم ، و سپاس گزار حضورشان در نمایشگاه #عکس_نوشت .
    عبارت “عکاسان میراث ، مستندنگاران فرهنگ و هویت اند” بسیار دلچسب بود و نشان دهنده شناخت ایشان از ضرورت نزدیکی عکاسی و میراث فرهنگی ، و تعامل مناسب بین این دو ، و همینطور توان تاثیرگذاری باهم.
    متشکرم از زمانی که صرف کردند.

    پاسخ

  • ابراهیم باقرلو

    |

    متاسفانه مدیران و مسئولان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری آن طور که شایسته است از رسانه عکس استفاده نمی کنند و در این زمینه از برنامه های مدون و هدفمند بهره نمی برند که نشان از نبود شناخت و اهمیت به این مقوله دارد.
    از آقای هژبری سپاسگزارم که نکات ارزشمندی را در خصوص مستند سازی و اهمیت عکس در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری بیان نمودند که نشان از احاطه و شناخت ایشان به عنوان پژوهشگر و فعال در حوزه میراث فرهنگی دارد.
    امیدوارم اشخاص آگاه و دلسوز چون ایشان در این حوزه از قدرت عمل و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار باشند.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید