آرتور ه . فلیگ (ویجی) عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.com
ه . فلیگ (ویجی) آرتور

ه . فلیگ (ویجی) آرتور

آرتور ه . فلیگ (ویجی) عکاس خارجی │ پایگاه عکس چیلیک www.chiilick.comنام : آرتور
نام خانوادگی: ه . فلیگ (ویجی)
تاریخ تولد: / 1899
تاریخ فوت : / 1969

بیوگرافی :
ویجی عکاس مشهور و به گفته ای بزرگترین عکاس دنیا که دارای سبکی بسیار شخصی بود.
بهترین عکسهای او ارائه گر دریافت فوق العاده ای از نهانی ترین و پست ترین وجوه زندگی در نیویورک هستند.
عکسهای او تصاویر خشونت و فاجعه ، آزمونهای سخت ، رنج و امور شگفت آورند و غالبا نیازمند جسارت ، قریحه و سماجت عکاس بوده اند ، اما ویجی از هیچ چیز واهمه نداشت و دلبسته کارخود بود و با بی باکی و اشتیاق ، به موقعیت هایی پا میگذاشت که عکاسانی که اطمینان کمتری به خویشتن دارند ، غالبا در صحنه آنها حضور ندارند.
ویجی که نام اصلی او آرتور. ه.فلیگ بود ، در 1899 در لهستان زاده شد و در 10 سالگی به همراه خانواده خود به نیویورک رفت . والدین او مهاجرانی تندگدست بودند . بگفته خود تحصیلات بسیار مختصری کرده و در 14 سالگی مدرسه را ترک کرده و بر سر کاررفته بود. او آشنایی خود با عکاسی را اینگونه بیان می کند : “روزی در یک کاتالوگ فروش مکاتبه ای ، آگهی دیدم که بلافاصله به آن جواب دادم . این آگهی مربوط به فروش یک دوربین شیوه ی فروتایپ بود. و این زمان بود که تصمیم گرفتم عکاسی کنم .”
ویجی در عکاسخانه های مختلف کار کرد و پس از یک دوره کارآموزی یک عکاس مستقل خبری شد. به زودی به عنوان نخستین کسی که در محل وقایع حضور می یافت و نیز به عنوان نخستین فردی که هم عکس می گرفت و هم مقاله می نوشت ، شهرت یافت و سردبیران نشریات را به سبب کارهای خود تحت تاثیر قرار داد. در اواسط سالهای 1930 ، مجله لایف در مقاله ای او را به عنوان یک ستاره معرفی کرد. اما در 1945 آوازه ای بلند یافت ، چرا که در این سال از سویی نخستین کتاب خود را با عنوان “شهر عریان” منتشر ساخت که گلچینی از بهترین کارهای او بود ، و از سوی دیگر، نمایشگاهی از آثار خود را در موزه هنر نوین نیویورک برگزار کرد.
متاسفانه سال 1945 که در آن ویجی به سبب انتشار کتاب و نیز برگزاری نمایشگاه خود ، به طرز گسترده ای مورد توجه مردم قرار گرفت ، پایان شورانگیز ترین دوره کاری وی بود. او به هالیوود رفت و پس از آن ، دست به کار تهیه مجموعه ای از تکچهره های تغییر شکل یافته زد؛ اما این تصاویر ارزش زیبایی شناختی چندانی نداشتند.
ویجی به یادماندنی ، همان عکاس سالهای پیش از1945 بود که با لباس می خوابید و یک رادیوی پلیس بالینش بود و همواره آمادگی داشت که شب را بیدار بماند تا بتواند سریعا از رویدادهایی مانند قتل درمحله بدنام شهر یا آتش سوزی در خانه های کارگری عکس بگیرد ، همان ویجی که با ریش نتراشیده و صدای بلند دشنام می داد و سیگار می کشید ، همان کسی است که صندوق اتومبیلش را مبدل به دفتر کار و محل جای دادن وسایل خود کرده بود و در آن یک ماشین تحریر داشت تا سریعا بتواند مقاله بنویسد و فیلم های اضافی و لامپ های فلاش خود را در آن ذخیره کرده بود. تاریخ عکاسی جایگاه بسیار ویژه ای را به ویجی اختصاص داده است ، همان عکاسی است که برای تمامی تیره بختان جامعه و مردمان معمولی دلسوز بود .
دغدغه اصلی ویجی در تمام طول دوران کار حرفه ایش ، سنخ موضوع بود و نه کیفیت سبک. موضوع مورد علاقه او ، عکس گرفتن از مردم در حالت طبیعیشان بود .
ویجی هیچ رازی در کار خود نداشت . در کتاب شهرعریان ، تمامی توضیحات مورد نظر را درباره وسایل و فنونی که به کارگرفته ، ارائه کرده است .
ویجی اگر موفق می شد یک عکس در لحظه مناسب بگیرد ، هیچ گاه چندمتر فیلم را به هدر نمی داد و از آنجا که با میزانسازی ثابت کار می کرد ، همواره برای گرفتن هرنوع عکسی در لحظه مناسب آماده بود.
در مصاحبه ای اضهار داشت:
” مردم سراسر دنیا از من راز شیوه کارم را می پرسند . من در حالی که لبخند می زنم ، به آنان پاسخ می دهم که هیچ شیوه کاری ندارم بلکه صرفا خودم هستم و نه چیزی بیش از این . کوشش نمی کنم که تاثیر خوب یا بدی بر بیننده بگذارم . من صرفا ویجی هستم .”