گزارش شب بزرگداشت نيكول فريدنی

سايت خانه هنرمندان ايران – در اين مراسم که با استقبال دوست داران عکاسي در تالار ناصري خانه ي هنرمندان ايران برگزار شد، علي دهباشي، علي قلم سياه، منير سلطاني، عباس جعفري، هوشنگ فتحي و رضي ميري سخنراني کردند.
علي دهباشي درابتداي اين مراسم درباره ي نيکول گفت: «بعضي آدم ها جور خاصي احساس مي كنند ، طور ديگري مي فهمند ، حرف و دردشان با حرف ها و دردهاي ديگران فرق دارد . زندگي شان در قالب هاي پيش پا افتاده نمي گنجد ، دنبال راه هاي پاخورده و كوفته نمي گردند و از سنگلاخ و خلوت راه نمي ترسند ، با خاطرجمعي ها و دلخوشي هاي ديگران سرآشتي ندارند ، يقين هاي ديگران آنها را قانع نمي كند ، هميشه در جستجويند .»
او پس از خواندن زندگي نامه ي نيکول گفت: «نيکول از بيماري خود راضي نيست ولي از اينکه چشمهايش سالم هستند و هم مي تواند عکاسي کند و هم زحمات گذشته اش را هم اکنون در گالري به نمايش بگذارد راضي است و شکرگزار. او زنـدگي در ايران را بيشـتر از زندگي کردن در خــارج دوسـت دارد و همه جاي ايران را مثل هم مي داند.»
علي قلم سياه در اين جلسه درباره ي نيکول گفت:« نيکول بي پيرايه است و نگاه صميمي دارد. نگاه او دست کي نسبت به نگاه آنسل آدامز نسبت به طبيعت ندارد. او در کارش منحصر به فرد و ممتاز است.»
او با اشاره به جمعيتي که در اين مراسم آمده بودند گفت:«حضور شما در اين جمع نشان مي دهد که نيکول به عنوان يک محور مقبول مي زيد. او مرد حرکت، توانايي و شادابي است. نگاه نيکول سرشار از زيبايي و محبت و در کنار هم زيستن است.»
در ادامه پيام آيدين آغداشلو که خود نتوانسته بود در اين جمع حاضر شود نمايش داده شد. در بخشي از اين پيام چنين آمده است:« بسيار متاسف هستم که نمي‌توانم در شب نيکول فريدني عزيز شرکت کنم. درباره نيکول فريدني گفتني‌هاي زيادي دارم اما کوتاه بگويم که آدم‌هايي هستند که اين سرزمين را بسيار دوست دارند، همه جايش را، همه چيزش را ؛ هر چيزي را که در آن روييده است و هر آدمي ‌را که در آن زيسته است. اين سرزمين را و آدم‌ها و تاريخ و دست ساخته‌هاي مردماني را دوست دارند که در روزگاران دور در آن زيسته اند و آداب و آثارشان را تکثير و منتقل کرده‌اند؛ از آدمي ‌به آدمي، و از دوراني به دوراني.
آدم‌هايي هستند که زمين و آسمان و درخت و کوه و دشت و رود آن را عاشقند و در هر ذره خاک وهر برگ درخت وهر ابر و آب روان آن معنايي را سراغ مي‌کنند و مي‌يابند متفاوت با هر جاي ديگر، و گمان دارند و درست هم گمان دارند که اين سرزمين شکلي دارد يگانه وحس و مفهومي ‌در آن گسترده و جاري است که بايد در آن رشد کرد و باليد و ماند تا درک و لمس شود…»
پس از آغداشلو، منير سلطاني، همسر نيکول، سخنان خود را ادا کرد. وي گفت:« عشق و دوستي همان پديده اي است که ما با آن زندگي مي کنيم، به آنچه عشق مي ورزي و هر آنچه را که دوست مي داري، جزئي از زندگاني توست، نيکول نيز به عکاسي عشق مي ورزد، آن را دوست دارد و با آن زندگي مي کند. دلم مي خواهد آنچه که واقعاً وصف اوست، بگويم. اويي که براي عکسهايش حتي گريسته . با ديدن عکسهاي نيکول مي توانم بگويم که او با طبيعت حيرت انگيز چه کرده يا بهتر است بگويم طبيعت با او چه کرده. زنـدگي او معمولاً از دو حال خارج نيست يا در سفر است يا به سفر مي انديشد که به کجا برود و مي داند که در چه تاريخي و چه فصلي و حتي چه ساعتي به کدام نقطه ايران سفر کند که بتواند ارمغانهاي خوبي به همراه داشته باشد.
نيکول به هر ترتيب و وسيله اي که شده، خود را به دامن طبيعت مي کشاند. بهترين شادي ها و دل انگيزترين نغمه ها از طبيعت به او منتقل مي شوند.»
او در پايان گفت:« عکس هاي نيکول زيبايي را شکار نمي کنند، بلکه مي آفرينند. همچنين، خوبي را و زندگي را و زندگي هم يعني عشق و عشق هم يعني زندگي.»
پس از سخنراني منير سلطاني اسلايد شويي با 60 عکس از نيکول به نمايش درآمد.
سخنران بعدي اين جلسه عباس جعفري، عکاس، بود. وي پس از خواندن شعري در باره ي نيکول گفت:« عكاسي از او به جادوي لنز و نگاه موجود ديگري ساخته است. نيكول در عكس هايش سمتي راز آميز و ناپيدا از وطن را به تماشا مي كشاند. همان سمتي كه ما آن را ناديده انگاشته وآسان از كنار آن گذشته و مي گذريم. راز كار در اين است كه نيكول وطن ما را به ما نشان مي دهد. درهياهوي شهر در سرعتي كه براي رسيدن داريم در سفر هايي كه فقط مي رويم آن هم با هواپيما آنچه از ما گرفته مي شود فرصت ديدن است. فرصت اگر داشته باشيم با آن همه گرفتاري كمي بايستيم و مادر خويش را، وطن را، نظاره كنيم. راز عكاس در تامل اواست در گرفتار آوردن لحظه اي و اني كه جاني ابدي مي يابد در قاب تصويري ماندگار.»
او در ادامه گفت:«عکس هايش ثبت پر دريغ و حسرتي است از همه زيبايي هاي محتوم و از دست رفتني و همه عمرصاحب اين نگاه زيبا در تکاپو تلاش بر ثبت لحظه اي لحظاتي و آن و دمي که فقط تا همين لحظه بود و وديگر نيست. نيست اما مي توان جزيي از آن را بر لوح عکس هاي او به تماشا نشست. كتاب هاي نيكول را ورق مي زنم ثمره عمري را كه صرف دويدن ها و رسيدن هاي به موقع كرد، عمري را كه در انتظار طلوع و در انتظار غروب درسكوت بيابان هاي غم گرفته اين سرزمين مصروف چكاندن شاتر دوربينش نمود و از شيره جان خسته اش تماشاگران عكس هايش را نوشاكي بخشيد شيرين!»
هوشنگ فتحي سخنران ديگر اين جلسه بود. وي درباره ي نيکول گفت:« نيكول، كه قبلاً يك شغل نان و آب دار در شركت نفت را به عشق عكس گرفتن از گستره ايران زمين رها كرده و از فرنگ نشيني و خان و مان نيز در اين راه چشم پوشيده بود، سوار بر بليزر معروف خود عاشقانه سر به صحرا و كوير و كوه و دشت نهاد. همه ي هوش و حواسش به كرشمه هاي طبيعت پيرامون بود، كه مباد سوژه اي از دست برود يا چشم اندازي از نگاه او پنهان بماند.»
وي ادامه داد:« پيشكسوت هنر عكاسي اين سرزمين، كه اصول و عملكرد آنالوگ را در كشورمان به اوج رسانيد و به ما معرفي كرد، اكنون با هم فرو افتاده و به پايان راه رسيده اند. دست در دست. اسطوره ها هم سرانجام به پايان مي رسند.»
او درباره ي منش و رفتار نيکول گفت:« نيكول آن روزها، همچو طبيعت پر راز و رمز ايران زمين، خلق و خويي گونه‌‌گون داشت. گاه بس خشن و با صلابت در برابر هر آنچه با اصول كار و هنر او در تضاد باشد … و گاه بسيار لطيف و شكننده، به گونه‌اي كه چشمهايش به سرعت نم اشك مي گرفت و همچو كودكي غمگين به انزوا مي رفت. او پس از يك عمر پيمايش چهار گوشه اين سرزمين پهناور، نيكول به چنان درجه اي از شناخت رسيده بود كه درباره‌اش مي گفتند اگر او را چشم بسته در هر نقطه از ايران بگذارند، با حداكثر50 كيلومتر اشتباه محاسبه مي تواند بگويد آنجا كجاست.»
آخرين سخنران اين برنامه رضي ميري بود که در باره ي نيکول سخنراني کرد. وي گفت:« اگر شما روزي اين توفيق را بدست آوريد که دنيا را از نگاه اين هنرمند و از طريق نسخ اصلي عکسهايش ببينيد و سير کنيد، در مييابيد که چشمان او همانقدر به طبيعت توجّه داشته که به فرهنگ و تاريخ اين منطقه از کره زمين و همچنين به مردم آن و زندگيشان. کارهاي او با موضوع بقاياي پلهاي تاريخي ويران شده يا بادگيرهاي همهء شهر و روستاهاي حاشيهء کويرهاي ايران، مساجد، کليساها، کاخها، خانه هاي قديمي و بالاخره مجموعه هائي از تاريخ معماري اين کشور مثل ارگ بم و تخت جمشيد و طبس، نه تنها تصاوير بسيار زيبا و به ياد ماندني را از فرهنگ و هنر گذشتگان ما پديد آورده بلکه گنجينهاي از اسناد معتبر را براي ثبت هويت فرهنگي ما ايجاد کرده و اگر نيکول به موقع به چنين کاري همت نمي گمارد در موارد زيادي ثبت اين تصاوير ديگر ميسر نبود. توجه نيکل به زندگي مردم هم معطوف بوده است. عکسهاي روستائيان و عشاير در اقصا نقاط کشور، ساحلنشينان شمال و جنوب ايران، همه و همه در دنياي شگفتانگيز عکسهاي او و زير نگاه چشمهاي پر مهر او حضوري فعال دارند.»

پس از سخنراني سخنرانان نيکول را روي سن بردند تا از ميهمانان عکاسي کند. اين مراسم با عکسي که نيکول گرفت به پايان رسيد.

تجليل از نيكول فريدنی – ايسنا


admin

Nam non diam eros, vitae dictum erat. Praesent lacinia diam vel mi sodales molestie? Pellentesque habitant morbi tristique senectus et netus et malesuada.



دیدگاهتان را بنویسید