یادداشت: به بهانه اختصاص جایزه عکس سال یونیسف آلمان

عکاسی به عنوان رسانه ای پویا و موثر سالهاست که از بدو پیدایش تاکنون بخشی از تاثیرگذاری اش را در خدمت جوامع بشری بکار گرفته است.
هنوز مجموعه عکس های آرتور روتشتاین را در به تصویب رسیدن قانون حمایت از کودکان کار و یا منع بکارگیری کودکان در کارگاه ها را به یاد داریم.
این ویژگی در کنار دیگر خصایص این رسانه مدت هاست که برای بسیاری از عکاسان و کارشناسان و نظریه پردازان، در کنار رسالت اجرایی عکاس، مخدوش کننده یک قانون فراگیر در حوزه اخلاقی بوده که : « مرز تعهد در هنر عکاسی برای حضور، درک، ثبت و نمایش با اصول اخلاقی و امنیتی و انسانی در کجاست؟ ».
آیا هر عکسی را به صرف وجود چهره و یا انسان و یا حتی صورتی از یک شخصیت شناخته شده می توان در زمرۀ زایل کننده اصول اخلاقی دانست؟
آیا با وجود انتشار یک خبر از موفقیت عکاس در رسانه های داخلی می توان تئوری طهارت را از انگیزه عکاس تا نوع بهره برداری های خبری از عکس و عکس العمل ها در قبال این موفقیت تطیر کرد؟
موفقیت یک عکاس جوان ایرانی « ئاریز قادری » متولد سال 1366 از استان کردستان بهانه ای برای درج یک یادداشت و یا دلنوشته شد از سوی سیدعلی حسینی فر متولد سال 1361، عکاس استان خراسان رضوی از شهر سبزوار، عکاسی که با وجود سوابق شرکت و موفقیت در فستیوال های برون مرزی، با طرح دو دلیل در متنی ساده و کوتاه به تحلیل و ارزیابی مختصر انگیزه ثبت و ارسال و شرکت در برخی رقابت های بین المللی توسط عکاسان داخلی پرداخته است.
دغدغه ای که از هر دو شخصیت به عنوان نیروهای جوان، فعال، خوش نگاه و با ذوق به عنوان عکاسان حوزه اجتماعی در نظریه پردازی درنگ و گذر، مجال بحث و بررسی دارد.
دغدغه ای که از بدو زمان پیدایش تصویر بوده و تاکنون هم با طرح نظریه های نسبی در جایگاه کلام و موقعیت عمل اختلاف های جدی داشته است.
ثبت این عکس در حاشیه برگزاری اردوی یکی از جشنواره های عکاسی منطقه و طرح این مسئله شاید در شبکه های اجتماعی تنها یک بیان صرف باشد و برون ریز دغدغه ای که نگران است ولی انتشار آن در رسانه های متعلق به عکاسان می تواند تلنگری باشد برای اهالی دوربین عکاسی و عکاسانی که پیش از انجام هر «چیلیک» می بایست مجری اصول انسانی و ارزش های اخلاقی باشند.
————————————————————————————————————————————————————————————————————–

یاداشت سیدعلی حسینی فر به بهانه اختصاص جایزه عکس سال یونیسف آلمان به عکاس سنندجی « آریز قادری »

سیدعلی حسینی فرنمی دونم از برنده شدن یه ایرانی در این مسابقه خوشحال باشم یا نه؟! از سویی چهره ی کشورم، مردم و کودکانش در آن سوی مرز ها اینطور معرفی و شناخته میشه و از سوی دیگه یاد حرف کاوه گلستان میافتم که میگه:
«من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشه‌دار کند و به خطر بیندازد. می‌توانی نگاه نکنی، می‌توانی خاموش کنی، می‌توانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتل‌ها، اما نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری؛ هیچ‌کس نمی‌تواند».

نمی دونم این همه بی عدالتی ای که در کشور غنی و ثروتمندم می بینم رو چطور برای خودم هضم کنم؟
کودکان کار رو میبینم؛ کودکانی که به تکدی گری مجبور شدند رو میبینم؛ حتی بچه هایی رو که در حاشیه شهرم سکونت دارن و همه، اون ها رو “کولی” خطاب می کنن، می بینم.
عکاس چه انگیزه ای در سرش داشته؟ بدنبال کدوم رویا بوده؟

ساختن نردبان پیشرفت و ترقی فردی خودش و بر سر زبان افتادن و دریافت حمایت مالی جامعه بین المللی به قیمت تخریب هویت و چهره ی کشورش؟! یا دغدغه ی بیان واقعیت بی عدالتی ای که همه جای این کشور ملموس و قابل مشاهده ست و هیچکس برای حلش کاری از دستش بر نمیاد، در ذهن داشته؟ (شاید بهتره بگم اونایی که میتونن و کاری از دست شون بر میاد (مسئولین) خودشون رو به خواب زدن).
سیدعلی حسینی فر - یادداشت- عکس سال یونیسف
«آريز قادرى» جان!
از خدا می خوام که قصد تو دومی بوده باشه؛ فریاد اعتراضی برای به تصویر کشیدن بی عدالتی هایی که در حق این کودکان روا داشته میشه؛ کودکانی که به اندازه ی من و تو از فروش نفت و … سهم می برند ولی ناکسان سهم اون ها رو در اختلاس های سیری ناپذیرشون به تاراج می برند.
ای کاش! این عکس برای اون کسانی هم که خودشون رو به خواب زدند و چشم شون رو به روی حقیقت تلخ و کثیف بی عدالتی روا داشته شده به فرزندان این آب خاک بستند جالب بود و برنده اش می کردند؛ عکسی که به غفلت شون صحه میگذاشت و اونا رو بیدار می کرد. ولی قلبم گواهی میده اون ها یا بیدارند یا در خوابی عمیق با یاری دیازپام 10 فرو رفته اند…

سیدعلی حسینی فر – 1 دی ماه 1395
———————————————————





نظرات (5)

  • سعیده پوستی

    |

    با سلام.
    تا اون جا که می دونم این عکس می بایست متعلق به کودکان بلوچ مهاجر پاکستانی باشه که در حاشیه جنوبی تهران و منطقه کوره پزخانه های غیر فعال زندگی می کنند و خرجشان از طریق فروش سرچهارراه و کار در مزارع اطراف می گذره و در حال آمدو شد بین پاکستان و ایران برای زندگی و دیدار اقوام هستند.
    اینان که مهاجرتشان از عمر جمهوری اسلامی هم بیشتراست در مرحله ای از گرفتن شناسنامه خودداری کردند و اکنون در حقیقت نه ایرانی هستند نه پاکستانی.
    در حال حاضر تعداد بسیاری از آن ها تحت پوشش واحد شهرری جمعیت امداد دانشجویی امام علی هستند.
    هرچند که به دلیل نان آوری بچه ها خانواده هایشان به سختی از این امر استقبال می کنند.

    پاسخ

    • سارا مهدیانی

      |

      طرح این موضوع با این نقطه نظر کار خوبی است ولی حساس کردن ذهن ها و بی پاسخ گذاشتن آنها صحیح نیست.
      نمایش این عکس ها اگر با تاکید بر چهره خاص و تخریب انجام نشود هیچ اشکالی ندارد.
      در پاسخ به خانم سعیده پوستی هم باید بگم مهم نیست موقعیت مکانی این عکس کجاست چونکه بسیاری از جاها در استان ها امکان ثبت این قبیل عکس ها وجود دارد. مهم این است که آیا اجازه داریم این موضوع را به قصد دیده شدن و مطرح شدن و به شهرت رسیدن عکاسی و منتشر کنیم؟

      پاسخ

  • محمد هادیان

    |

    هر کسی که در گستره وسیع ایران گشتی زده و گذری کرده باشد می داند که اقوام مختلف تشکیل دهنده این کشور هستند و در هر یک از اقوام ما سطوح مختلفی از زندگی را شاهد هستیم.
    این همه عکاس اقوام داریم که در معرفی قومیت ها با وجود سالها کار و میلیون ها فریم عکاسی شده هیچ وقت به خودشان اجازه ندادند که چنین با لباس و فرهنگ و شخصیت اقوام بازی کنند.
    به نظر می رسد قوم بلوچ را که سالهاست با وجود بی مهری ها و سختی ها که قومی مرزبان و مرزدار است اینگونه نمایش دادن خیلی صحیح نیست!
    باز هم در این راه از نظر عکاسان مجرب بایستی بهره برد.

    پاسخ

  • ح مقدم نژاد

    |

    اگر عکاس با عکس خود بتواند جریانی بسازد و این جریان فواید اجتماعی داشته باشد راهی جز گرفتن و ارایه و انتشار ندارد و دیده شدن در این نسیر یکی از الزامات رسیدن به هدف است ولی وقتی از این قبیل عکس ها گرفته می شود و پشت آن هیچ جریان اصلاحی نیست و فقط جایزه و اسم و خبر و مطرح شدن است پاسخ بسیار واضح است.

    پاسخ

  • saberi

    |

    با سلام.
    وقتی خبر موفقیت این عکاس با عنوان عکاس ایرانی در اغلب خبرگزاری ها درج می شود و از این نمایش با افتخار یاد می شود فکر می کنید کسی هم هست که برای اخلاق و اصول عکاسی ارزشی قائل باشد؟
    این عکس ها به راحتی می توانند برای یکپارچگی کشور تهدیدی جدی را زمینه سازی کنند.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید