سعید فلاح فر
یادداشت / در اصالت موضوع و عكاسی

یادداشت / در اصالت موضوع و عكاسی

منبع: هنرآنلاین –

 

سعید فلاح فر: فكر می‌كردم دردناك‌ترین و توهین آمیزترین جمله و سوالی كه بعد از دیدن یك عكس می‌شود از عكاس آن پرسید، این جمله مرسوم و مضحك باشد: ˝وای! چه عالی! دوربین‌تون چیه؟!˝ اما انگار این قصه سر دراز دارد.

سرویس تجسمی هنرآنلاین: آیا عكس، به تمامی، در چیستی موضوع خلاصه می‌شود؟ آیا می‌توان مدعی شد كه كپی مستقیم یك تابلوی نقاشی با دوربین عكاسی، عملی هنرمندانه و خلق یك اثر هنری جدید است؟ آیا می‌توان زیبائی هنری و استتیكی عكس را تنها محدود و منسوب به زیبائی طبیعی یك منظره، یك پرنده و گل‌های رنگارنگ، یا جذابیت‌های یك اثر معماری كرد؟ به گمانم جواب این سوال برای اغلب كسانی كه با معنای هنر آشنایی دارند، قطعاً و موكداً منفی باشد. هنر عكاسی بازنمایی مجدد و یا ثبت یك موضوع نیست. اگر چنین باشد، تنها عملی فنی و غیرهنری محسوب می‌شود.

راز هنر در یك اثر عكاسی، چه در زیبائی و چه در محتوا، در نگاه عكاسانه و تفسیر منحصر به فرد هنرمند عكاس از یك واقعیت موجود بیرونی است. به نظر می‌رسد این طرز برخورد، همچون همه هنرها از انتخاب آغاز می‌شود. البته فرایند انتخاب اگرچه ظاهراً از انتخاب موضوع شروع می‌شود، اما دامنه‌ای فراتر از این انتخاب اولیه دارد. اگر بپذیریم نقطه مقابل انتخاب، حذف است. انتخاب نهایی هویت عكاسانه با حذف به كمال می‌رسد. عكاس با حذف عناصری از واقعیت، به بیانی مستقل و بدیع دست پیدا می‌كند كه برای مخاطب در ماهیت و مواجهه مستقیم با اصل آن واقعیت بیرونی قابل درك یا كشف نیست. درست همانطور كه از یك جعبه رنگ، بی‌دخالت نقاش، نمی‌توان تصور شاهكار نقاشی داشت و یا از میان فرهنگ لغات، بدون سعی شاعر، نمی‌توان شعری زیبا و دلنشین پیدا كرد و خواند. عكاس با این حذفیات، اولین پیام خود را به مخاطب منتقل می‌كند. پیامی كه تاكید می‌كند؛ عكس همان بازنمایی خام موضوع نیست كه در واقعیت بیرونی وجود دارد. بعد از انتخاب موضوع كه به معنی حذف همه موضوعات ممكن و موجود است؛ زمان مهمترین عنصر است كه از عكس حذف می‌شود. زمان در عكس چنان لحظه‌ای و كوتاه است كه عملاً صفر فرض می‌شود. از آنجا كه هر حركتی هم تنها با صرف زمان امكان‌پذیر است، خود به خود عنصر حركت نیز از عكس حذف خواهد شد. مگر مواردی كه با تكنیك‌های خاصی ـ مثل كم كردن سرعت شاتر و…ـ اشاراتی به حركت به چشم بیاید كه آن هم الزاماً عملی مساوی با خود حركت محسوب نمی‌شود.

حذف صدا، بو، دما و… نیز از همین ماهیت فنی عكس ناشی می‌شود. انتخاب قاب و حذف همه آنچه خارج از این قاب جای گرفته‌اند، مرحله بعدی مواجهه عكاس و موضوع خواهد بود. حذف اضافات با محدودیت عمق میدان یا تاریكی و روشنایی، تركیب‌بندی و… هم از عواملی هستند كه دست عكاس را برای انتخاب‌ها و حذف‌ها و یا گاهی برای تعیین درجات توجه باز می‌گذارند. كار به همین مختصر خلاصه نمی‌شود. انتخاب زمان و موقیعت عكاسی از بین همه امكانات و فرصت‌های ممكن، انتخاب نور و سایه، زاویه دید لنز، ارتفاع و… چنان تنوعی در پیش روی عكاس قرار می‌دهد كه باید اذعان كرد هر عكس تنها یك و تنها یك انتخاب است از میان بی‌نهایت احتمال موجود. این گزینش هنرمندانه و مبتنی بر دانش، اندیشه و احساس هنری، فصل مشترك عكاسی است با دیگر هنرها. همانطور كه یك شاعر از میان میلیون‌ها كلمه و بی‌نهایت احتمال تركیبی آن‌ها، اجزای مصرع و بیتی را انتخاب و باقی كلمات و تركیبات را از شعرش حذف می‌كند. یا نقاشی كه از بین همه موضوعات و تكنیك‌ها و خطوط و رنگ‌های ممكن، گروهی را از بین بی‌نهایت احتمال برای تابلوی نقاشی خود انتخاب و مابقی آن‌ها را كنار می‌گذارد.

با این تعریف؛ چطور می‌توان ‌برخلاف آنچه در نظر نخست به ذهن می‌رسد و یا آنچه عامه غریبه با سواد عكاسی می‌پندارند، در خوانش یك عكس، همیشه و در همه احوال، جزئیات و هویت موضوع را محور اصلی و نگاه عكاسانه را فرع بر آن فرض كرد؟!

ساده‌ترین رابطه بین عكاس، عكس و موضوع در عكس‌های گزارشی و خبری اتفاق می‌افتد. به این ترتیب كه عكاس تلاش می‌كند به كمك یك جزء یا همان عكس، گزارش و تصوری از كلیت یك پدیده، واقعه یا اتفاق و… به مخاطب ارائه كند. همچنین عكس‌هایی كه معمولاً در گروه عكس‌های استنادی، به عنوان مدارك تصویری آرشیو و یا ارائه می‌شوند. این عكس‌ها باید بتوانند به سوالت ساده مخاطب شامل؛ “كی؟ كجا؟ چگونه؟ و…” پاسخ‌هایی گویا ارائه كنند. به عبارتی این عكس‌ها فقط حول محوریت موضوع و توان عكس در شیوایی و بیان مناسب موضوع تحلیل می‌شوند. به طور مثال یك عكس پرسنلی معرف یك فرد مشخص و قابل شناسایی با نام و فامیل است و لاغیر. یا یك عكس از بنای تاریخی، معرف همان بنا با یك عنوان و جغرافیای معین است. بنابراین در پاسخ به سوال مخاطب، حاوی یك پاسخ و اسم دقیق خواهد بود. بدیهی است كه عكاسی به این اندك گزاره‌های خبری قانع نبوده و به محتوایی تامل برانگیزتر و قابلیت در تأویل بیشتر، تمایل دارد.

در مدارج عالی‌تر ارتباط موضوع و عكس، به عنوان نمونه می‌توان مثلاً به عكس یك كودك زخمی و گریان میان خرابه‌های جنگ و زلزله اشاره كرد كه به موضوعی فراگیرتر در یك جغرافیا و زمان مشخص و معلوم دلالت دارد. در مقابل اما ممكن است پرتره درد كشیده‌ یك كارگر خسته معدن، واقعیتی جهان شمول در طبقات اجتماعی و اقتصادی را برای نمایش به مخاطب اراده كند. یا عكسی فارغ از نام و زمان و مكان و… صرفاً به اصول و احساسات زیبائی شناختی نظر داشته باشد.

این روند می‌تواند به انتزاع نسبی و یا حتی كامل در عكس منجر شود. انتزاع و استقلال عكس از موضوع به عنوان واقعیت بیرونی. بدیهی است كه این انتزاع الزاماً مترادف كیفیات هنر آبستره و نبود موضوع و ابژه در عكس نیست. چرا كه بالاخره عملیات فنی عكاسی الزاماً از نشانه روی دوربین به سمت یك موضوع آغاز می‌شود. بلكه انتزاع به این معناست كه محتوای عكس فراتر از عنوان و چیستی موضوع و ماهیت شیء بوده و در نقشی عمیق‌تر از انعكاس خام موضوع ظاهر می‌شود. به طوری كه محوریت سوژه از ابژه پیشی گرفته و خوانش آن می‌تواند منفك از “خود همانی واقعیت عینی” كامل شود بدون این كه اجباراً از كجایی و چگونگی موضوع فیزیكی عكس، سخن قابل اعتنایی در میان باشد. به زبان دیگر اهمیت محتوایی كه به كمك این محمل بیرونی بیان می‌شود چندان زیاد است كه خود موضوع را از مركزیت بحث خارج می‌كند.

سعید فلاح فر





دیدگاهتان را بنویسید