یادی از « عکاسان شهید و شهدای رسانه »

در تلاطم بازی های روزگار گاه! می شود که یک رویداد در لحظه ، چنان روح و روان را به زانو درمی آورد که جز اشک و سکوت نمی توان هیچ التیامی برایش یافت .

سی130 جواد گلزار

عکس: جواد گلزار

سکوتی از سرِ درد و نگاهی خیره به راه و ناله ای که هر از چند گاهی که می خواهد عمق یک فراغ را معنا کند و مگر می شود … ؟
روز 15 آذرماه سال 1384 بود که یک اتفاق هولناک فضای رسانه ها و مطبوعات کشور را در یک بهت باورنکردنی فرو برد .
حوالی ظهر روز 15 آذرماه بود که اعزام خبرنگاران و عکاسان از فرودگاه مهرآباد تهران برای پوشش خبری رزمایش بزرگ آبی خاکی عاشقان ولایت که در چابهار در جنوب‌شرقی ایران به وسیله هواپیمای باربری هرکولس سی – 130 انجام شد و دقایقی بعد از خروج این هواپیما از محوطه فرودگاه ، گزارش نقص فنی در موتور این ارابه عروج شان ، به برج اعلام شد .
بابک گوهری خلبان هواپیما همراه با حسین جعفری کمک خلبان هواپیما ، تمام توان و تخصص خود را به کار گرفتند تا با مجوز صادر شده بتوانند هواپیما را با وجود نقص فنی در موتور به فرودگاه بازگردانند که در فاصله ی 3 کیلومتری فرودگاه ساختمان های مسکونی شهرک توحید مسیر بازگشت این هواپیما را سد کرد و برخورد هواپیما به ساختمان مسکونی این شهرک همان و داغی که بر دل ها نشست و …
ساعت حوالی 14 را نشان می داد که مسئولین و مدیران مربوطه با هر شکل و روش ممکنی توانستند – ناباورانه – خود را در ازدحام جمعیت و ترافیک خودروها به محل سانحه برسانند و آنچه روی داده بود را باور و مدیریت کنند .
یک ماموریت ساده و صدور برگه ماموریت و یک اعزام معمولی ، مثل هر روز و هر هفته ، و رفتنی که بازگشتی به دنبال نداشت.
یک ماموریت بی بازگشت که باعث شد از آن روز عنوان « عکاسان شهید و شهدای رسانه » برای تمامی اهالی رسانه های مکتوب و دیداری ، تیتری آشنا و تاسف آور شود .
لحظه به لحظه خروجی خط عکس خبرگزاری ها به نمایش اعماق یک فاجعه پرداخته بود و گزارش ها از شهادت هفت عکاس در کنار دیگر خبرنگاران شهید این حادثه حکایت داشت.
شهید علی رضا برادران نجار از خبرگزاری فارس ، شهید سیدمهدی میرافضلی از خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایرنا)، شهید محمدحسن قریب طرزه از خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، شهید محمد کربلایی احمد از روزنامه همشهری، شهید سیدرسول کاظم نژاد از روزنامه کیهان همراه با دو تن از عکاسان شهیدی که از گروه رسانه ای و روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نام های مقصودی و محمدیان جامعه عکاسان کشور را داغدار خود کردند .
رویدادی که باور به گذرگاه بودن دنیا را در کنار آیاتی که تمام نفس ها طعم مرگ می دهند را یک بار دیگر به یادمان آورد تا قدر بودن ها را بدانیم.

سی130 ابراز همدردی و همراهی مدیران و مسئولین در آن روزها به گونه ای توانست اندکی بار سنگین درد و تالم عمیق این فاجعه را آرام کند ولی با گذشت زمان تاثیر این اتفاق جانگداز بر رکن خانواده های این عزیزان از سویی حکم می کند تا بنا به یک ارادت صنفی و وظیفه اخلاقی و رسالت دینی نگذاریم که با گذر و زمان و عبور ثانیه ها نام و یادشان از اذهان رفته رفته بار ببندد و برود .
گذشت یک دهه از این رویداد اگر چه به نامگذاری سالن های تحریریه در خبرگزاری ها و مطبوعات منجر شد ولی قدرشناسانه یادشان را بایستی گرامی بداریم .
اگر چه نفس یاداوری این عزیزان در موعد هر ساله این سانحه نیز سزاوارشان نیست ولی این تاریخ بهانه ای برای اینکه تذکری به خود و تلنگری به دیگر عزیزان مان زده باشیم که فرصت با هم بودن مان بسیار کوتاه و گذراست.
یاد کنیم از شرافت و جوانمردی آنانی که روزی با دوربین و قلم و توان و تخصص شان عازم پشتیبانی از رزمایشی نظامی بودند تا بتوانند با تجهیزات و دانش و تجربه و تصویر ذهنی شان ، هنرمندانه ابهت و عظمت قوای نظامی داخل را برای همگان روایت کنند.
همانانی که روایت عبور و گذرشان آرام آرام با گذشت زمان عبور می کند و می گذرد و بغض داغ عروج بی خداحافظی شان هنوز بر دل اهل خانواده های شان سنگینی می کند .
یادشان گرامی ، نام شان در دل و ذهن اهالی رسانه محفوظ و بهشت موعود ماوای شان انشاا..

منبع: پایگاه عکس چیلیک





دیدگاهتان را بنویسید