گزارش کارگاه « از گزارش تا معنا » در چهارمین جشنواره خانه دوست

دبیرخانه چهارمین جشنواره خانه دوست با ارسال گزارش کارگاه نظری « از گزارش تا معنا » که چندی پیش در شهر قم برگزار شد، اطلاع رسانی پیرامون فعالیت های این دوره از جشنواره را برای علاقمندان و متقاضیان تشریح کرد.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک به نقل از دبیرخانه چهارمین دوره جشنواره خانه دوست ، دو روز پیش نخستین کارگاه‌ نظری چهارمین جشنواره سراسری عکس خانه دوست با موضوع  «بررسی رویکردهای رایج در تولید و ارسال عکس به جشنواره ها» در سالن رضوان شهرداری قم برگزار شد.
این کارگاه‌ که توسط موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی و با همکاری آستان مقدس حضرت معصومه(س) برگزار می‌شد با استقبال خوب عکاسان قم و علاقه مندان به عکاسی در این شهر همراه بود.
گزارش کارگاه « از گزارش تا معنا » در چهارمین جشنواره خانه دوست«کیارنگ علایی» دبیر جشنواره در ابتدای این مراسم هدف از برگزاری این کارگاه‌ها را ایجاد فضایی علمی و امکان تبادل تجربیات و همچنین آشنا کردن مخاطبان جشنواره با رویکردهای رایج این روزهای عکاسی در جشنواره ها عنوان کرد و از برگزاری اردوی کشوری جشنواره در آبان ماه برای عکاسان استان‌های مختلف کشور خبر داد.

در این نشست «مهدی فاضل» کار‌شناس ارشد عکاسی و مدرس دانشگاه با بررسی تحولات عکاسی در ادوار مختلف چند جشنواره معاصر که ویژگی مشترکشان تداوم برگزاری بوده است، به تبیین موضوع پرداخت.

این دانش‏ آموخته عکاسی، با پرداختن به وجه تاریخی موضوع و با مرور تاریخ عکاسی به این نکته اشاره کرد که عکاسان در طول دوران حیات عکاسی از ابتدا شانیت های مختلفی داشته اند؛ یعنی ما عکاسانی داشتیم که صرفا تکنسین بوده اند. کسانی که بلد بودند با ابزار عکاسی کار بکنند و تولید عکس انجام بدهند . این عکاسان هرچیزی را که تولید می کردند جزیی از کار و کارنامه شان تلقی می کردند بنابراین عکاس درگیر پرداختن به موضوعی خاص نبود و می توانست به هر موضوعی بپردازد به صرف داشتن دانش عکاسی و کار با ابزار عکاسی به عنوان یک عکاس به حساب می آمد. صرف نظر از بحث هایی که بین منتقدین هنر با مقوله عکاسی بود که منجر به جریاناتی مثل پیکتوریالیسم شد اما در کل عکاسان در ابتدا بیشتر تکنسین هایی بودند که کار با ابزار عکاسی رو یاد داشتند.

عکاس به مثابه توریست؛ بسیار از عکاسانی که در ابتدای تولد عکاسی جزو عکاسان مستند در تاریخ عکاسی شناخته شده اند مانند فرانسیس فریس یا فلیپ دلاموند در واقع کار با ابزار عکاسی را آموخته بودند و اقدام به سفرهای متعدد می کردند و از جاهایی عکاسی می کردند که برای مردم کشور خودشان ناشناخته بود و برای اولین بار از طریق عکس با این فضاها آشنا می شدند. عکاس به صرف اینکه امکان سفر به نقاط مختلف را داشت می توانست عکاس به حساب بیاید و کارهای آن مورد توجه قرار بگیرد.

عکاس به مثابه گزارشگر؛ بسیاری از عکاسانی که در دهه دوم و سوم پیدایش عکاسی کار می کردند، از عکاسی به عنوان وسیله ایی برای گزارش آنچه پیگیرش بودند، استفاده می کردند. بعضی از اینها در نهایت مانند یک مصلح اجتماعی هم ظاهر می شدند و سعی داشتند تغییراتی در مسائل اجتماعی جامعه خود ایجاد کنند . از گروهی مثل اف. اس .ای که خیلی حساب شده و با برنامه ریزی روی وضعیت کشاورزی آمریکا کار کردند تا کسانی که با دغدغه های شخصی مانند جی کوبلیز یا لویس هاین که دغدغه های شخصی خودشان را نسبت به اجتماع پیگیری می کردند و عکس هایشان نقش روشنگرانه داشت.
و در نهایت آنچه در چند دهه اخیر ما به طور خاص شاهدش هستیم به ویژه در همین سه چهار دهه اخیر ، این است که عکاس می تواند از نقش یک «هنرمند» هم فراتر برود. از آن جایی که عکس و عکاسی به عنوان یک رسانه مطرح است، پس عکاس می تواند به عنوان کسی که افکار و ایده های شخصی اش را ارائه کند مانند یک کارگردان سینما عمل کند، که این مساله در ژانرهای عکاسی معاصر و همچنین مجموعه ها و پروژه های عکاسی که عکاس با یک ذهنیت خاص و بیانیه خاص مجموعه هایش را ارائه می کند، بیشتر قابل تبیین و مصداق است.

گزارش کارگاه « از گزارش تا معنا » در چهارمین جشنواره خانه دوستمهدی فاضل بعد از ارائه این کلیت از تاریخ عکاسی، به این پارادوکس تاریخی پرداخت که در ابتدا عکاسی به لحاظ سخت افزاری بسیار با دشواری های خاص خودش همراه بوده و عکاسان دشواری زیادی را برای رسیدن به یک عکس متحمل می شده اند؛ اما الان این سختی وجود ندارد و این باعث بوجود آمدن این خطا در افراد عام که به عکاسی می پردازند نیز می شود که عکاسی یک کار بسیار ساده است در حالی که اینطور نیست . آنچه اتفاق افتاده این است که در واقع سختی کار عکاسی از سخت افزار به نرم افزار منتقل شده است .
آنچه در قدیم عکاس  می توانست به آن بپردازد علیرغم سختی فیزیکی بسیار، کار راحتی در انتخاب سوژه داشت . مثلا می بینید در ابتدای تاریخ عکاسی ، عکاسان به هر موضوعی که می پردازند جزو موضوعات نو و بکر محسوب می شود. حتی کسی مانند آلبرت رنجر پاتش  در آلمان در دهه های 1930  از اشیای بسیار ساده عکاسی می کند مانند دکمه و وسایلی که همه ما بطور روزمره با آنها سر وکار داریم و نکته مهم در نو بودن کار او این است که تا قبل از او کسی به این اشیا به عنوان ابژه عکاسی نپرداخته است.
لذا عکاس در دوران معاصر برای پرداختن به موضوع عکاسانه نیازمند چیزهای دیگریست که این دشواری عکاسی را در واقع دوچندان می کند .
فاضل بعد از پرداختن به این مقدمه، به جشنواره های موضوعی در ایران پرداخت و گفت: یکی از نقصان هایی که ما در این جشنواره ها می بینیم این است که از طرف برگزار کنندگان افق روشن و دراز مدتی را مشاهده نمی کنیم. این نکته که نگاه هدف مند از ابتدا در برگزار کننده وجود ندارد باعث این می شود که برگزاری جشنواره به یک موضوع تفننی تبدیل شود و از سویی دیگر در کارها و خود جشنواره در دوره های آتی حرکت رو به جلویی دیده نشود.
گزارش کارگاه « از گزارش تا معنا » در چهارمین جشنواره خانه دوستلذا جشنواره های موضوعی در ایران به این دلیل دچار طول عمر کوتاهی هستند. همه دنبال کنندگان این جشنواره ها می دانند که مثلا مسن ترین جشنواره ها طول عمری بیشتر از پنج یا شش سال ندارند.
نکته دیگری که در جشنواره ها وجود دارد این است که عمدتا توجه شان به تولید تک عکس هست و نگاه پروژه ایی و دامنه دار به موضوع ندارند یا اگر هم این نگاه وجود دارد خیلی کم و ضعیف است در حدی که به آرشیو عکاسان مراجعه می شود . اینکه قبل از تولید مجموعه از عکاسان خواسته شود که پروپوزالی ارائه کنند، از جنبه های مغفول مانده است .

در ادامه تحلیلی بر عملکرد عکاسان در جشنواره های خانه دوست، زمان، زنان و زندگی شهری، و کودک و معنویت توسط مهدی فاضل صورت گرفت.

پس از این کیارنگ علایی دبیر جشنواره خانه دوست با طرح این سوال که «با توجه به نگاه آرمان گرایانه شما در این کارگاه به مقوله جشنواره ها در ایران ، اگر جشنواره های داخلی را در نگاهی کلی به دو دسته تقسیم کنیم: یک/ جشنواره هایی که برای نهاد برگزارکننده ارشیو سازی می کنند و به نوعی آن نهاد بطور غیرمستقیم سفارش دهنده به عکاس است. دو/ جشنواره هایی که دغدغه توسعه هنر عکاسی و مدیوم را دارند . در این صورت سهم هریک در بدنه جشنواره های ایران چه قدر است»؟

مهدی فاضل به این سوال پاسخ داد:«این سوال به نظر من یک سوال نسبی است . یعنی ما اگر بخواهیم مقایسه کنیم جشنواره های داخل را با جشنواره های خارج جواب متفاوت است. من تصور ام این است که بیش از نیمی از جشنواره هایی که در ایران برگزار می شود ، توسط متولیان و مجریان مختلف ، اگر چه شاید نگاه دغدغه مندی نسبت به آینده عکاسی در آنها وجود ندارد اما خروجی بسیاری از این جشنواره ها خروجی مثبتی است. من فکر می کنم که جشنواره های داخل اغلب شان بحث آرشیو سازی را مدنظر قرار می دهند و کم و بیش و بحث جریان سازی در آنها وجود ندارد.»

در پایان این نشست کیارنگ علایی درباره نقش گالری ها در رونق بخشی به جشنواره ها و همین طور وضعیت پست مدیوم و جریانی که بسیاری از بازار ها و بینال های جهانی در آن ایفای نقش می کنند با مهدی فاضل به پرسش و پاسخ پرداخت.

منبع: پایگاه عکس چیلیک





دیدگاهتان را بنویسید