نقدی بر نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است »

نمایشگاهی از عکس های سیدمهرداد شریفی در اراک گشایش یافته است و سید ایمان میری در خلال دیدار از آثار این نمایشگاه عکس ، متنی با عنوان « تأملی بر ترجمان حسی و بصری یک نمایشگاه عکس » را به دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک ارسال کرده است.

میری ، متن ارسالی  خود را با عنوان « سیاهه » نامگزاری کرده و به نکاتی ظریف در باب عکس ها و نگاه عکاس اشاره کرده است.
متنی که می تواند با وجود ضرورت پرداختن به مضامینی از این دست که عکاس به آن پرداخته است، مورد توجه دیگر دیدارکنندگان هم باشد و گاه بعد از هر نمایشگاهی زمانی را صرف بررسی و ارزیابی عکس و آثار یک ارایه در قالب نمایشگاه کنند.
—————————————————————————————————————————————————————————————
سیاهه‌ای به بهانه افتتاحیه نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است » سید مهرداد شریفی ، عکاس خوش‌ذوق و قریحه ساکن اراک.

ایمان میری مقاله محیط زیستقصد داشتم مشروحی از تجربیات حضور درده‌ها نمایشگاه عکس و آثار هنری را عرضه کنم و قلمی بر آداب برگزاری چنین رویدادهایی بگردانم، لیک شاید وقتی دیگر.
آنچه خواهم گفت توصیفی از عینیت تجربه بصری حقیر طی حضور در نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است » می‌باشد.
البته هدف شرح فراز و فرود‌ها و کیفیت سطحی رویداد نیست، بلکه عرضه دیدگاهی میان حوزه‌ای از عکاسی مستند اجتماعی تا جامعه‌شناسی هنر و نقدی بر انتخاب عنوان، تصاویر و سایر موضوعات موردتوجه خواهد بود که پیشنهاد می‌کنم تا انتها همراه من باشید.

شریفی - نقدی بر نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است »عنوان « این شهر صنعتی است » بیانی اخباری است و گویا عکاس علاقه‌ای به ایجاد دغدغه و القای ذهنی بر ذهن مخاطب نداشته و قاطعانه معتقد است بیننده نیز باید این تلقی را داشته باشد که « این شهر صنعتی است » و اگر علمی‌تر نگاه کنیم این رویه نوعی فرایند القای اجباری (Coercive Process) یا واپایش ذهنی (Mind Control) می‌باشد [که به حتم این‌گونه نیست]. ولو اینکه نقد من بر نوع طرح عنوان نیست، بلکه سطحی بودن آن بیشتر بچشم می‌آید. شاید اگر عناوینی شبه روایی چون “واقعیت‌های یک شهر صنعتی”؛ “نبرد آهن در شهر دود زده” یا عناوینی گزاره‌ای به‌مثابه “صنعت و تردید توسعه” (این عناوین پیشنهادی‌اند) یا موارد مشابهی که بستر تأمل و تفکر بیشتر را در ذهن مخاطب فراهم می‌آورد انتخاب‌شده بود، در عوض توقع رویارویی تک‌بعدی بیننده با مفاهیم صنعتی شدن (که در عمل به دوگانه مزایا و مضرات پرداخته‌شده و اینکه عکاس در زیر عنوان به بحث توسعه نامتقارن شهری اشاره‌کرده است)، امکان داشت تصمیم‌گیری ذهنی مخاطب در مورد ماهیت نمایشگاه را از یک تلقی قاطع به تلقینی مبهم تبدیل کرد تا رویارویی وی با آثار صرفاً جنبه مواجهه با نمود تصویری عنوان نمایشگاه را نداشته و تخیل فرد سرکوب نشود.

موضوع دیگری که درنتیجه رویارویی با آثار در ذهن راوی جای گرفت، ترویج ضعیف درام و اندوه در قاب تصاویری بود که بعضاً در چالش با تکرار مفهوم یا ساختار بودند. کانون موضوعی نمایشگاه در میان ده‌ها و شاید صدها عارضه ناشی از توسعه نامتقارن صنعتی صرفاً بر موضوع سرطان متمرکز بود که ایرادی بر آن وارد نیست، ولی بازهم به پارادوکس مهم عنوان با محتوا برمی‌خوریم. علی‌هذا امکان نمایش عارضه سرطان در چارچوب مفاهیمی گسترده‌تر وجود داشت، اما شاکله مشترک عکس‌های این بخش وجود ماسک‌هایی بر صورت بیمارانی بود که عمدتاً از گروه سنی سال‌خورده جامعه هستند و این خود جای بحث دارد که، آیا سرطان فقط به این جامعه سنی منحصر است و سایر گروه‌های یک جامعه از اثرات جانکاه و دهشتناک آن رنج نمی‌برند؟
شریفی - نقدی بر نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است »
از طرفی مهم‌ترین محورها در نمایش عوارض صنعتی شدن و انتقال مؤثر حسی و درکی مفاهیم صوری موردنظر صراحت ایده، شفافیت هدف و نیز تعیین گرایش، سبک و ژانر بود، ولی مجموعه آثار نگاه آشفته‌ای به‌عنوان داشتند که می‌تواند نوعی فرار از نمایش واقعی دشواری‌ها و مشکلات متأثر از صنعتی شدن و نبود تقارن در سایر بخش‌های توسعه‌ای در نگاه عکاس باشد. در غیر این صورت تلاش عکاس تأثیر و القای تراژیک و تألم ‌باری به همراه نداشت و همان‌طور که در مختصر گزارش تصویری تهیه‌شده مشاهده می‌شود، آشفتگی مفاهیم از نمایش غبار یا دود نشسته بر شهر، تا کارگاه ساختمانی یک پل، تا کارگر یک کارگاه صنعتی و حتی زنی که در کارگاهی نجاری در حال نصب اتصالات یک درب است بسیار بارز است و حتی برخی از آن‌ها را می‌توان از جوانب مثبت توسعه و تمدن شهری دانست که با چاپ مونوکروم و کنتراست بالا تلاش ناموفقی برای دراماتیزه کردن آن‌ها به وقوع پیوسته است.

شریفی - نقدی بر نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است »در کنار ارج نهادن بر تلاش و همت عکاس، نمی‌توان گرایش مفهومی وی را موفق دانست و وجود برخی از آثار اعم از ثبت ساده یک خیابان با اجزای عادی این کادر اعم از دود و خودرو و هوای غبار‌آلود نمی‌توانند نقشی به‌جز تجمیع آثار و افزایش عددی داشته باشد یا هدف صرفاً نمایش کلیشه‌های بسیار متداول متروپلیتن‌ها بوده است.

علیرغم توقع راوی برای رویارویی با آثاری برخوردار از آه و افسوس متناسب با عنوان و جلوه‌های غم‌انگیز ضعف انسان در برابر ماشین، فریم‌های موجود بعضا ثبتی مستند ولی بی‌برنامه و کم اثر از وجوه متمایز صنعت، انسان و محیط بودند که بر علیت پارادایم توسعه نامتقارن دلالت نمی‌کردند.

مضاف بر این‌ها، درج روایتی کوتاه و حتی تک‌جمله‌ای بر تصاویر از قول افراد مؤثر و آشنا در ارتباط با مفهوم ارائه‌شده و به‌موازات موضوع نمایشگاه، می‌توانست بازه زمانی مفید بازدید از آثار را از کمتر از 5 دقیقه به چند ده‌ دقیقه افزایش دهد و بستر تأمل و اندیشه مجهز به بحث و بررسی بر موضوع، جریان و هدف نمایشگاه را فراهم آورد.

در پایان ضمن تمجید از سعی و زحمت  صرف هزینه و جسارت سید مهرداد شریفی در برگزاری نمایشگاه و همت گماردن به تلاش در عرصه فرهنگی مغموم و مسموم این روزها، هر آنچه خواندید سیاهه‌ای از تأملات بصری و حسی حقیر بود که امیدوارم با برداشت صحیح زمینه بهره‌برداری به بهترین شکل ممکن فراهم آید.

سید ایمان میری

منبع: پایگاه عکس چیلیک

* امکان درج نظر و دیدگاه شما مخاطب محترمی که موافق یا مخالف هستید، با هدف ارزیابی و نقد این یادداشت، در ذیل این متن مهیا است.
—————————————————————————————————————————————————————————————————————————————–
« پایگاه عکس چیلیک » با دعوت به خویشتنداری، حفظ متانت و رعایت اصول اخلاقی ، از فرد فرد منتقدان در سراسر استان های کشور ، تقاضا دارد برای رسیدن به جامعه ای سلامت در هنر عکاسی ایران ، متن های خود را با ذکر نام و بی هیچگونه اهانتی به شخص یا اشخاص به نشانی: ChiilickNews@gmail.com ارسال نمایند.





دیدگاهتان را بنویسید