محمد نیک عهد: 10 روز با عکاسان پایتخت یا 10 روز با عکاسان در پایتخت

مراسم 10 روز با عکاسان از سوی انجمن عکاسان ایران با همراهی تعدادی از انجمن ها و تشکل ها با انصراف از حضور یکی از انجمن های صنفی عکاسی در خانه هنرمندان در حال برگزاری است.
مراسمی که با وجود زحمت ها و کوشش های بسیار می تواند فرصتی مناسب برای گسترش فرهنگ احترام به شخصیت عکاس در جامعه را فراهم آورد و گره هایی ناگشوده را به سوی گشایش پیش ببرد و شاید مشکل عدم امنیت شغلی عکاسان خبری، عدم توجه به امر آموزش، ممانعت از رشد مسابقه های غیراصولی با اعتبارات دولتی و حمایت از جشنواره های قاعده مند، حمایت از پیشکسوتان عکاسی و… به سمت و سوی صلاح پیش ببرد؛ ولی سیاست گذاری ها و دسته بندی ها متاسفانه! آرمان یکی شدن و شعارهای زیبای سالهای دور از این رویداد و در زمان مجمع عمومی را که فریاااد می کردند: « همه با هم زیر سقف یک انجمن » را چنان دچار خدشه و آسیب کرده که هر ساله با افت کیفی این جریان و افزایش انتقادها از سوی عکاسان کشور مواجهیم و دبیران این جریان و دست اندرکاران تنها به لبخند و سکوت و حذف بسنده می کنند.
به واقع زحمات شما قابل تقدیر است همانگونه که دستاوردها و عملکردتان قابل نقد شدن است و در این راه شما لبخند بزنید و ما بنا بر رسالت رسانه ای مان نظرات محترمانه و عاری از اهانت را منتشر می کنیم تا با انتشار اینگونه دیدگاه ها از سوی عکاسان، این تذکر را به باورتان تزریق کنیم : « به جز شما جامعه عکاسی دلسوزان و دست اندرکاران دیگری هم دارد که این سوختن این فرصت ها را می بینند و در قبال آن امکان سکوت و مصلحت اندیشی در خودشان نمی بینند ».
——————————————————————————————————————————————————————————————————————–
به عنوان یک عضو انجمن عکاسان ایران پرسش هایی در ذهن من وجود دارد که مایلم از این طریق اگر پاسخی برای آن یافت شود.
پرسش هایی که در سال گذشته به شکل حضوری مطرح کردم و پاسخی نگرفتم و امسال هم در یکی از سایت های سابقه دار کامنت کردم و با حذف و عدم نمایش آن از نمایش مواجه شدم.
ابتدا اینکه نفس کار جمع شدن و با هم بودن و عنوان گذاری « 10 روز با عکاسان » به خودی خود ایده خوبی است که توسط سیاست گذاران و اعضای هیات مدیره انجمن به آن پرداخته شده است اما در واقع به گمان بنده در اجرا اشکالاتی را می بینم که مایلم مطرح کنم تا شاید بتواند این پیشنهاد گره گشا و شاید هم عدم امکان اجرایی شدن آن ذهن درگیر و مشتاق به کمک به شما را به ایده های دیگر وادارد.
و سال گذشته نیز با یکی از دست اندرکاران موضوع را بیان نمودم اما متاسفانه! در عمل اتفاق خاصی نیفتاد و در همچنان جریان این مراسم بر همان پاشنه می چرخد که موجب نارضایتی هایی نیز شده که از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم.
10 روز با عکاسان توسط « انجمن عکاسان ایران » برای همه اعضا برپا شده است حال پرسش بنده اینجاست چند درصد از اعضا توانسته اند تاکنون از آن بهره ببرند؟ آیا این آمار تهیه شده است که چند درصد از تعداد اعضا در طی ادوار برگزار شده مخاطب و پیگیر و بهرمند از این مراسم و جریان بوده اند؟
آیا بهتر نبود عنوانش را به « 10 روز با عکاسان پایتخت » و یا « 10 روز با عکاسان در پایتخت » تغییر می دادند هر چند باز همه عکاسان ساکن در تهران هم از آن بهره مند نمی شوند.
آیا بهتر نبود هزینه ای که صرف کلانی که با دستاورد ناچیز ، صرف این رویداد می شود در جایی دیگر بکار گرفته می شد تا بهره وری بیشتری را نصیب اعضا می کرد؟
فقط دهان به نقد نمی گشایم اندکی صبر داشته باشید پیشنهاد هم می دهم.
به عنوان نمونه با شناسایی نقاط ضعف در آثار عکاسان ایرانی از شهر ماکو گرفته تا بندر زیبای چابهار و از آنسو از سرخس تا خرمشهر به تولید محتوای آموزشی مورد نیاز پرداخته شود و در قالب لوح فشرده به آنها ارسال شود ، چرا که هیچ عقل سلیمی نیست که بگوید من از آموزش بی نیازم. البته که انسان همواره نیازمند آموزش مستمر می باشد به خصوص در زمانه ای هستیم که محتوای دانش بشری حتی در حوزه عکس و عکاسی و تجهیزات و فن و دید و فنون ارایه و … با سرعت تمام در حال دگرگون شدن است
اگر واقعا در فکر افزایش کارایی و بهره وری در اعضای انجمن عکاسان ایران هستیم این گوی و این میدان.
دقت کنید که اگر در سایت انجمن عکاسان ایران مروری گذرا داشته باشیم در ساختار انجمن جای خالی کمیته ای به نام آموزش مشهود است (یا من نمی بینم و بی اطلاع ام).
شاید الان دوستان دست اندرکار عنوان نمایند همین پروژه 10 روز با عکاسان یک برنامه صرفا آموزشی است که پیشاپیش خدمت این دوستان عرض می کنم چه کسانی بهره مند می شوند؟ فراگیران و حاضرین در کارگاه ها و نشست ها چند درصد از کل اعضایی هستند که سالانه حق عضویت پرداخت می کنند و پیگیر امور انجمن هستند و بیش از یک کارت و تعدادی پیامک، عایدی دیگری ندارند.
فرصت در این جا بسیار کمتر از آنست که بخواهم به همه مشکلات و موانع و ایراداتی که به ذهنم می رسد بپردازم اما فقط در راستای پیشنهاد به یک مورد خام دیگر می پردازم که نیازمند چکش کاری ذهن پویای شما مجربین است که آیا جنبه عملی شدن دارد یا ندارد و آن اینکه جامعه عکاسی بخاطر فضای امنیتی خاص حاکم کمتر وارد گود عکاسی مستند می شود چون از رویارویی با پلیس و موانع امنیتی و انتظامی و نیروهای لباس شخصی و حمایت های قانونی و موانع تابع ضابطه و روش برخورد و … هراس دارد یا بهتر بگوییم گریزان است.
برای یک بار بیاییم به جای ده روز با عکاسان تهران ، پروژه ده روز با عکاسان ایران را در قالب تعریف یک پروژه مستند برای کل اعضا اجرایی کنیم و دعوت کنیم همه عکاسان ده روز به عکاسی از سطح شهر های خود بپردازند و البته در این راستا با نیروی انتظامی و دیگر عوامل با حفظ ضروریات قانونی و امنیتی هماهنگی های لازم انجام شود و به همه سطوح این نیرو از تهران بزرگ گرفته تا پاسگاه این نیرو در کوت عبداله اهواز و شهر بستک هرمزگان و شهر طبس و … ابلاغ شود که نه تنها مانع حضور عکاسان نشوند که حامی و یاورشان باشند و این همدلی بتواند تصاویری زیبا از عوامل و کارکنان این قشر خدوم دیده نشده ثبت و رسانه ای کند.
هنوز تصویر سرباز نیروی انتظامی که در هوای بارانی کاور شخصی خود را بر سر کودک کار در خیابان گرفته و پناهش داده است و گسترش آن در شبکه های اجتماعی و در نهایت به تقدیر عکاس ایسنا و سرباز منجر شد را به خاطر داریم.
این کار چند حُسن دارد.
ابتدا اینکه نیروی پلیس حضور عکاس را به عنوان یک شهروند در حین انجام کار در اماکن مجاز و عمومی پذیرا می شود و به جای ذهنیت برخورد، روح حمایتگرانه را تعریف و ایجاد کنیم و در دفعات بعدی نوعی آشتی ملی با نیروی های انتظامی و امنیتی را پی ریزی نماییم. اتفاقی که در جشنواره عکس فیروزه در تبریز تا حدی شاهد آن بودیم که پلیس دوشادوش عکاسان و به عنوان حامی شان و نه موارد دیگر حضور داشت و چه نتایج مثبتی در فرهنگ و تصویر و تاریخ آن شهر در کوتاه مدت و میان مدت و البته بلند مدت به جا خواهد گذاشت.
از سویی تعداد بسیار زیادی عکس تولید خواهد شد که می تواند نمایشگاه آن پس از غربالگری در کل ایران شهر به شهر به نمایش گذاشته شود و اینگونه لااقل عضو غیر تهرانی انجمن عکاسان ایران احساس می کند که حضور دارد و فقط به او به عنوان نیروی تامین اعتبار و پرداخت کننده حق عضویت سالانه نگریسته نمی شود.
به هر تقدیر سخن بسیار است که فرصت در این جا بسیار محدود مسایل دیگری نیز مد نظرم بود که ان شالله اگر دوستان طلب کنند و تمایل داشته باشند، می توانم به شکل حضوری به بیان آنها بپردازم.
کماکان قدردان زحمات تان هستیم و خود را در حمایت از شما و نقد شما محق می دانیم.
ارادتمند
 محمد نیک عهد اراکی




نظرات (10)

  • علي قنبرلو

    |

    با عرض سلام
    جهت اطلاع ميگويم تا زمانی كه توهم أمنيتی از رويی ذهن مسئولين پاك نشود همين است كه می بينيم.
    شما نگاه كن وقتي مأمور دوربين من را می گيرد و می گوييد فيلمش از كجا در می آد؟ خوب من چيكارش كنم مدل دوربين دی ٨٠٠
    اينها مشكلات كار ما تا أبد هست

    پاسخ

  • سمیه موسوی

    |

    سلام
    مدتی بود نقاشی می کردم و عضو انجمن نقاشان هم هستم.
    کمی به عکاسی گرایش پیدا کردم و از عکاسی آرامش می گیرم. ولی رفتارهای انجمن عکاسان با وجود انتقادهایی که ازش میشه سخیف و آزادهنده است.
    انجمن ها یعنی یک کانون مردمی و مردم نهاد واگر حامی حقوق و رای و نظر اعضایشان نباشند دیگر انجمن نیستند.
    امروز از نمایشگاه و نشست های ده روز هم در خانه هنرمندان بازدید کردم فکر می کردم باید خیلی شلوغ باشه ولی اون عده هم انتقادهایی داشتن
    نسبت به انجمن نقاشان چه اوضاع خودمختار و ناآرومی داره وضعیت انجمن عکاسی و برنامه هاش

    پاسخ

  • pooya

    |

    اغلب این متن های انتقادی حرف دل همه ماست.
    یادمه وقتی یکی از اعضای هیات مدیره انجمن وقتی اومده بود شهر مون و صحبت از انتقادهای یکی از عکاسان نسبت به انجمن می کرد در آخر صحبتاش گفت: صبر کنید حالا براش آشی پختیم.
    این قبیل تهدید ها و رفتارها مجال حرف زدن به هیچکسی نمی ده ولی با این وجود خیلی خوبه هنوز بعضی این قدر شجاعانه حرف دل همه ما رو می زنن

    پاسخ

  • کلاغ کوچولو

    |

    10 روز خودت و بچسبون به همدلی و رفاقت و کار و دیده شدن
    355 روز با داوری و سخنرانی و استاد بازی کاسبی کن (-:

    پاسخ

  • saleh-G

    |

    آنچه در فضای عکاسی ما شاخص است وجود عده ای معدود است که برای اسم و رسم و نام و نان تلاش می کنند.
    برای داشتن یک نمایشگاه و معرفی یک کتاب ما عکاسان شهرستانی بایستی از تیغ این ده نفر عبور کنیم وگرنه امکان رشد و معرفی و شناخت وجود ندارد.
    این مشکل به مسئولین هم برمی گردد که حلقه ای را مافیایی متولد می کنند و رشد می دهند و بقیه هم باید برای دیده شدن با این اسامی هماهنگ باشند و نظرات حتی غیرمنطقی شان را تامین کنند.
    به عنوان شاهد مثال دقت کنید!
    در این ده روزه چه اسامی صاحب نمایشگاه هستند؟
    کتاب چه کسانی رونمایی می شود؟
    نگاه شخصی چه کسانی پرزنت می شود؟

    پاسخ

    • محمد نیک عهد

      |

      دقیقا صحبت من در همین راستاست در اینگونه برنامه های انحصاری فقط یک عده خاص را می خواهند برند کنند و اون بیچاره فلک زده شهرستانی هیچگاه فرصت ارایه ندارد چون دستش در دست تهران نشینان دائم االمطرح نیست کسی کمکش نمی کند 4 تا عکس 30 در 40 بروی دیوار ببرد دستش از انجمنهای اسم و رسم دار که از یکسری جاهای خاص بودجه به آنها تزریق می شود کوتاه است
      پروژه های سازمانها هیچگاه به شهرستانی ها نمی رسد حتی به خیلی از تهرانی ها هم که در حلقه بعضی ها نیستند نمی رسد
      وقتی صحبت از مافیای عکاسی می شود حتما نباید در سیسیل و میلان و رم و ونیز باشد به وضوح می توان در حلقه تهران، این مافیا را مشاهده نمود
      عدم شفافیت در همه عرصه ها یکی از بزرگترین معایبی است که موجودیت اینگونه انجمنها را بشدت تضعیف می کند

      پاسخ

  • حسام الدین

    |

    در شرایطی که بعضی سایت ها با پول تطمیع می شوند و بعضی سایت ها درصدد تخریب اشخاص هستند و خبرگزاری ها هم خیلی خودشان را به آتش این مباحث نزدیک نمی کنند که مبادا از فردا فلان عکاس جواب تلفنشان را ندهد، حمایت از متن و انتشار منتقدین جا تقدیر دارد.
    لطفا با توجه به اعتبار و اعتمادی که کاربران سایت تان به شما دارند مثل دیگر سایت ها اجازه نشر اخبارتان را به سایت انجمن عکاسان ندهید.
    لطفا قید هر مبلغی که ماهانه و دوره ای در قبال این کار دریافت می کنید را بزنید و به آبرو و اعتبار سایت چیلیک فکر کنید.

    پاسخ

  • فاطمه نصوری

    |

    همه این جنجال ها بخاطر بی شخصیتی و نفهمی شماهاست.
    این گستاخی و خریت ریشه در تربیت خانوادگی تان دارد. اراجیف بافی و شر و ور گویی را تمام کنید و خجالت بکشید.
    اگر بحث نیاز مالی و پول است رو در رو بایستید و حق تان را طلب کنید.
    هر کسی که زحمتی می کشد سهم می برد. از مبالغ جزئی یا کلی که سالهای پیش گرفتید حیا کنید و حرمت نمک را نگه دارید.

    —————————این قسمت توسط مسئول بخش اخبار و نظارت بر نظرات مخاطبین نوشته شده است:———————
    (متن منتشر شد تا نویسنده ظن به حذف نبرد ولی ادامه متن حاوی واژه های غیر اخلاقی بود که امکان انتشار نمی دهد)

    پاسخ

    • محمد نیک عهد

      |

      در پاسخ به نویسنده این مطلب (سرکار خانم ……) فقط به ذکر همین خاطره که این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود بسنده می کنم امیدوارم حق مطلب را ادا کند
      روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را ا ز سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئو تولستوی هستم .
      زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
      تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید !!
      نتیجه اخلاقی : من لئو تولستوی نیستم و به هیچ زنی هم تنه نزده ام . حتی به مردان هم تنه نمیزنم. دوستانم به من طعنه میزنند که برای رسیدن به مقصد نباید مراعات بعضی ها را کرد و باید تنه زنان از میانشان رد شد. با این احوال من مراعات میکنم و بی آن که به کسی تنه ایی زده باشم مورد الطافشان قرار میگیرم. تازه کلاه تولستوی را هم برسر ندارم که آن را بردارم و خودم را معرفی کنم… راستی از آشنایی با عده ایی خوشبختم..!

      پاسخ

  • جوادمیرزاپور

    |

    ممنونم از آقای نیک عهد بخاطر صرف زمان و جسارت بیان.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید