17هزار نگاتیو میراث فرهنگی در دولت دهم گم شد

17هزار نگاتیو میراث فرهنگی در دولت دهم گم شد

منبع: ایرنا –

 

مدیر مرکز کتابخانه و اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی می گوید: 17 هزار قطعه نگاتیو بی نظیر و پرونده ثبت 28 بنای ملی در دولت دهم مفقود شده است.

ملیحه مهدی آبادی روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار میراث فرهنگی ایرنا اظهار کرد: بی تدبیری در جریان انتقال پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و از جمله مرکز اسناد آن به شیراز در دولت سابق سبب مفقود شدن بخشی از اسناد و به تبع آن وارد شدن لطمه جبران ناپذیری به میراث فرهنگی کشور شد.
وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایرنا مبنی بر اعلان شفاف اسناد مفقودی، توضیح داد: این اسناد را می توان به پنج دسته تقسیم کرد؛ بخش اول اسناد حدود 5٠5 برگ نقشه با ابعاد متفاوت ترسیم شده روی کاغذهای کالک، پوستی و معمولی، از آثار تاریخی است که از طریق انجمن آثار ملی، مرکز حفاظت از آثار باستانی و مرکز باستان شناسی ایران به سازمان میراث فرهنگی وقت منتقل شده بود.
وی اضافه کرد: دومین بخش مشتمل بر 17 هزار قطعه نگاتیو است که طی ٧٠ الی ٨٠ سال گردآوری و در مرکز اسناد وقت نگاهداری می شد که متاسفانه فقط کدگذاری شده و فهرست نویسی توصیفی نشده بود. بنابر این در حال حاضر امکان ارائه فهرست دقیق از نگاتیوهای مفقودی نیز میسر نیست.
مهدی آبادی، بخش سوم را شامل 28 پرونده ثبت آثار ملی خواند که قبل از انتقال به شیراز در زمره موارد اسکن شده بوده و اکنون اسکن آنها موجود ولی پرونده در دسترس نیست.
وی بخش چهارم را نیز ، 107 قطعه عکس کمیاب اعلام کرد.
این کارشناس اسناد فرهنگی افزود: پنجمین بخش نیز 182 گزارش گروه های پژوهشی است که فقط فهرست اسامی آنها در دسترس است.
مدیر مرکز کتابخانه و اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی ادامه داد: علاوه بر موارد ذکر شده، تعداد 6 لوح فشرده (CD) و 169 کتاب از کتابخانه مفقود شده است که مسئولین ذیربط هنگام بازنگری در مجموعه های منتقل شده از شیراز در جریان امر قرار گرفته اند.
مهدی آبادی درباره مفقود شدن تعداد 48 هزار سند اعلام شده توسط رسانه ها اظهار تعجب کرد و گفت: شاید این ارقام از آنجایی نشات گرفته باشد که در زمان انتقال، تعداد کل کتاب های موجود به 48 هزار جلد می رسید.
مدیر مرکز اسناد تاکید کرد: متاسفانه هنگام انتقال، حتی به یک نفر از کارشناسان مرکز اجازه داده نشد تا نظارت بر بسته بندی داشته باشند و به دلیل تعجیل مسئولین وقت در انتقال اسناد ملی مرکز فقط از تعدادی نیروی خدماتی برای این مهم استفاده شد.
وی اضافه کرد: آنچه هنگام بازگشت مشاهده شد معرف این حقیقت تلخ است که کارگرها چنان با بی دقتی و لجام گسیخته اسناد را در کارتن ها جای داده بودند که در کنار فیلم های 16 میلی متری منحصر بفرد آثار تاریخی یا مردم شناسی، ماشین دوخت و … هم دیده می شد.
این کارشناس خاطرنشان کرد: اسناد ملی مملکت پس از انتقال، در یک انبار نمور در معرض باد و باران و خاک به امان خدا رها شده بود و عمق فاجعه را می توان در فضله های کبوتر بر روی عکسهای هوایی و … مشاهده کرد.
وی اضافه کرد: بخشی از اصل نوارهای کاست مربوط به لهجه و گویش های نواحی مختلف کشور مربوط به مرکز فرهنگ عامه قبل از انقلاب مفقود شده است ؛ اما کپی های دیجیتالی موجود درگروه ها در دسترس است.
مهدی آبادی در پاسخ به پرسش خبرنگار میراث فرهنگی ایرنا درباره اتخاذ تمهیداتی برای تکرار نشدن این مساله گفت: این یک درسی بود برای ما که ممکن است یک روز یک فرد غیر متخصص، تصمیمی مشابه بگیرد؛ از همین رو، برای تهیه کپی و نسخه پشتیبان دیجیتالی اسناد برنامه ریزی کرده ایم و نیت ما این است که در آینده طی تفاهمی با کتابخانه ملی، بخشی از این ها را در اختیار آرشیو ملی ایران قرار دهیم تا آنجا نیز به صورت نسخه دوم نگهداری شود.
مهدی آبادی یادآور شد: علاوه بر لطمه جدی به اسناد، نیروی انسانی هم آسیبی عمیق تر و جدی تر و در برخی موارد جبران ناپذیر دید، اگرچه تعداد بسیار کمی از همکاران ما به شیراز رفتند و بسیاری از کارشناس های خبره به اجبار مجبور به بازنشستگی یا انتقال به سازمان های دیگر شدند.
در سال 1389دولت دهم تصمیم گرفت تا طرح انتقال پایتخت و کاستن از جمعیت شهر تهران را اجرایی کند که در نخستین اقدام، سازمان های دولتی را تشویق به خروج از تهران کرد. از میان تمام دستگاه های موجود، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بود که به تصمیم حمید بقایی رییس وقت سازمان، در اقدامی ناگهانی معاونت صنایع دستی را به اصفهان و پژوهشگاه و معاونت میراث فرهنگی را به شیراز منتقل کرد و این جا به جایی به سردرگمی کارکنان این سازمان منجر شد و حتی استعفای کارشناسان این سازمان را به همراه داشت.
سید محمد بهشتی دوشنبه 24 شهریور 93 در توصیف وضعیت این انتقال خبرساز به رسانه ای گفته بود: «سازمان میراث فرهنگی در دولت قبل شبیه گربه در گونی ِ گردان شده بود و قبل از این انتقال مثل یک بار شیشه بود که بعد از صدمه، به مشتی خورده شیشه تبدیل شده است.»
فراهنگ**3079**1027

انتهای پیام /*





دیدگاهتان را بنویسید