بایگانی برای خرداد, 1393

نمایشگاه گروهی عکس « تداوم 3 » در نگارخانه شماره 6

admin 340

نمایشگاهی گروهی از آثار عکاسان حرفه ای کشور در حوزه عکس مستند با عنوان « تداوم 3» در نگارخانه شماره 6 در حال برگزاری است. به گزارش “پایگاه عکس چیلیک “(Chiilick.com) سومین دوره نمایشگاه گروهی عکس «تداوم» با آثار به نمایش گذراشته شده از 19 عکاس حرفه ای در نگارخانه «شماره 6» در حال نمایش است. سومین نمایشگاه پروژه عکاسی «تداوم» به مناسبت بازگشایی نگارخانه « شماره 6 » در محل جدید و با حضور عکاسان حرفه ای حوزه عکاسی مستند اجتماعی چندی است افتتاح شده و با موضوع و نگاه مستند اجتماعی از آثار عکاسان و هماهنگی و نمایشگاه گردانی(کیوریتوری) ” روشن نوروزی ” در محل نگارخانه شماره 6 به نمایش گذاشته شده است. در این نمایشگاه آثار عکاسانی چون: جمشید بایرامی‌، کامران جبرئیلی‌، فرزانه خادمیان‌، مسعود خامسی‌پور، نادر داودی، حجت سپهوند‌، حسن سربخشیان‌، مجید سعیدی‌، فرهاد سلیمانی، امید صالحی، بابک صدیقی‌، عطا طاهرکناره‌، حسین کریم‌زاده‌، رضا معطریان، مهدی منعم، ساسان مویدی‌، بهروز مهری‌، راهب هماوندی‌ و پیمان هوشمندزاده به نمایش گذاشته شده است. پیش از این نخستین دوره این نمایشگاه با موضوع عکاسی مستند دوره قاجار با منتخبی از عکس‌های بایگانی های شخصی برگزار شده است. دومین دوره هم مربوط به عکس‌های مستند اجتماعی دهه‌های 40 و 50 شمسی بود که آثار بیش از 20 عکاس صاحب نام کشور در آن به نمایش گذاشته شد. نمایشگاه جاری سومین دوره پروژه «تداوم» است که به عکس‌های مستند اجتماعی دهه‌های 60 و 70 در ایران می‌پردازد. در این نمایشگاه 19 عکاس با آثارشان حضور خواهند داشت. نگارخانه مذکور از بدو تاسیس در محوریت اهداف اجرایی خود پرداختن به موضوع مستند اجتماعی را در بطن برنامه های نمایشگاهی خود قرار داده است. علاقه مندان می توانند از آثار ارایه شده در این نمایشگاه تا پایان روز سه شنبه 13 خردادماه جاری همه روزه از ساعت 17 تا 21 دیدن کنند. نمایشگاه «تداوم 3» در تهران، خیابان میرزای شیرازی، کوچه بیستم، شماره ۲، طبقه همکف واقع شده است.

«لذت عکاسی با وی‌پی‌ان» در تابلوهای نقاشی

admin 169

«لذت عکاسی با وی‌پی‌ان» در تابلوهای نقاشی » سرویس: فرهنگي و هنري – تجسمي و موسيقي کد خبر: 93030703216 چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ – ۱۱:۱۴ باران آزاد نمایشگاه نقاشی و ویدئوآرت خود را با عنوان «لذت عکاسی با وی‌پی‌ان» در گالری هرندی به نمایش گذاشته است. این هنرمند در گفت‌وگو با خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره این نمایشگاه اظهار کرد: ۲۲۶ اثر نقاشی در قطع عکس‌های آنالوگ و چهار اثر در قطع بزرگ فضای گالری را به خود اختصاص داده است. کارها به دو شیوه اکسپرسیونیستی و امپرسیونیستی خلق شده که بر ایده خوانشی پست مدرن از سیطره رسانه بر انسان معاصر استوار است. او افزود: برای این نمایشگاه عکس‌هایی را از اینترنت انتخاب کردم که به نظر می‌آمد عکاس در مواجهه با منظره واکنشی از شعف نشان داده و می‌خواسته حتما آن را به نوعی ثبت کند. در واقع در این نمایشگاه واکنش عکاسانه به واکنش نقاشانه تبدیل شده است. من هم از دیدن آن عکس ها دچار احساسی می‌شدم که دوست داشتم آن را روی بوم ثبت کنم. آزاد همچنین عنوان کرد: تفاوت عکاسی و نقاشی در این نوع کارها این است که در عکاسی هیچ احساسی همراه اثر نیست، اما نقاش می‌تواند احساس خود را به اثرش منتقل کند. در این نقاشی‌های این نمایشگاه اکسپرسیونیست به جایی می‌رسد که تصویرها را به یک سری رنگ و فرم تبدیل می‌کند. نمایشگاه «لذت عکاسی با وی‌پی‌ان»» تا ۲۰ خردادماه از ساعت 16 تا 21 در گالری هرندی به نشانی خیابان دروس، خیابان وارسته، کوچه مشایخی میزبان علاقه‌مندان است. انتهای پیام

نمایشگاه « سفر بر مدار عشق » در زنجان

admin 193

نمایشگاه عکس دفاع مقدس بمناسبت سوم خرداد  سالروز آزادسازی خرمشهر با همت ،انجمن عکاسان انقلاب ودفاع مقس ، اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ،بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس زنجان ،انجمن سینمای جوان و سپاه ناحیه ابهر با مضمون (سفر بر مدارعشق) برگزار شد.   به گزارش " پایگاه عکس چیلیک " این نمایشگاه که گزیده ای از عکسهای  یادگار دوران دفاع مقدس آقای سعید حاجی خانی  که شامل عملیات بیت المقدس ودیگر عملیاتها با حضور  اسماعیلی نماینده مردم زنجان عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در مجلس شورای اسلامی، ناصری رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ،جناب سرهنگ فروزنده فرمانده سپاه ناحیه ابهر و فخیمی رئیس شورای اسلامی شهر ابهر  وجمعی از پیشکسوتان عرصه دوران دفاع مقدس  خانواده های معظم شهدا و هنرمندان شهرستان ابهرافتتاح گردید. لازم بذکر است 38 اثر که 2 عدد در اندازهای 120x180 ،6عدد در اندازهای 100x70 و30 عدد در اندازههای 50x70 به معرض دید عموم گذاشته شد که این نمایشگاه بمدت یک هفته از تاریخ 3/3/93 الی 8/3/93  صبح ها از ساعت 10 الی 13 و بعداز ظهر ها از ساسع 16 الی 20 در گالری هنری فرهنگسرای نور ارشاد برپا خواهد بود. ناصری رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ابهردر حاشیه این نمایشگاه  ابراز داشت: این نمایشگاه به منظور آشنایی هرچه بیشتر جوانان ونوجوانان با زنگ ایثار و شهادت در سال فرهنگ برگزار گردیده است.

یک عکاس می‌خواهد بقیه هم این‌ها را ببینند

admin 470

» سرویس: فرهنگي و هنري – تجسمي و موسيقي کد خبر: 93030703012 چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ – ۰۰:۱۱ عکاس پروژه‌های اسیدپاشی «آمنه» و «بابا اسید ریخت» معتقد است، عکاس باید در مواجهه با سوژه‌های خاص و آزاردهنده با ملایمت بیشتری برخورد کند. ابوالفضل نسایی در گفت‌وگو با خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره انتشار عکس‌های مستند اجتماعی با موضوعات آزاردهنده و ناراحت کننده در شبکه‌های اجتماعی اظهار کرد: انتشار این عکس‌ها به موضوع و سوژه عکس و میزان مهم بودن و تاثیرگذاری آن بستگی دارد. گاهی یک موضوع به حدی ناراحت کننده است که باعث به وجود آمدن واکنش‌های مختلف از سوی مخاطبان می‌شود، اما چون جزیی از واقعیت هستند، منتشر و دیده می‌شوند. او افزود: اتفاقات تاثیرگذار و ناراحت کننده زیادی در جامعه می‌افتد که خیلی از ما فقط آن‌ها را می‌شنویم. وقتی عکس‌هایی از این اتفاقات، مثلا اسیدپاشی یک مرد روی زن و بچه‌اش، منتشر می‌شود، مخاطب به عمق فاجعه پی میِ‌برد و درک او از این جنایت بیشتر می‌شود. گاهی انتشار یک عکس در کنار یک خبر کوتاه تاثیری در پی دارد که غیر قابل انکار است. عکس‌های ناگوار و تلخ این عکاس همچنین عنوان کرد: به نظر من نمایش واقعیت از طریق انتشار چنین عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی ایرادی ندارد، اما بهتر است عکاس با این سوژه‌ها با ملایمت بیشتری برخورد کند و عکس بگیرد. خود من وقتی از سوژه‌های اسیدپاشی عکاسی می‌کردم، سعی داشتم طوری باشد که مخاطب را در همان لحظه اول پس نزند و برایش چندش‌آور نباشد. نسایی ادامه داد: این نوع حوادث و اتفاقات ناراحت کننده بخشی از واقعیت هستند و نمی‌توان آن‌ها را کتمان کرد. باید عکس‌ها را دید و پذیرفت که دنیا این طور می‌گذرد. عکاس معمولا درصدد رساندن پیام است و می‌خواهد بقیه هم این‌ها را ببینند. عکاس پروژه «بابا اسید ریخت» در ادامه گفت: در کنار این‌ها گاهی عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند که اصلا قابل دیدن نیستند. بیشتر این عکس‌ها که به صورت غیرحرفه‌ای و توسط کسانی که عکاس نیستند با موبایل گرفته می‌شود، طوری هستند که نمی‌توان با آن‌ها مواجه شد. با وجود چنین عکس‌هایی، معتقدم بهتر است برای نمایش عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی هشدار وجود داشته باشد. عکس‌های ناگوار و تلخ نسایی خاطر نشان کرد: عکاس در پروژه‌هایی مثل اسیدپاشی به دلیل نزدیکی به سوژه، با زندگی، عواطف و احساسات او درگیر می‌شود و واکنش او با واکنش کسی که فقط دارد عکس‌ها را تماشا می‌کند متفاوت است. عکاس هیچ وقت سوژه‌اش را فراموش نمی‌کند. ابوالفضل نسایی عکاس مستند اجتماعی با مجموعه عکس «بابا اسید ریخت» برگزیده سومین دوره جایزه عکس مستند اجتماعی شید (تنها جایزه عکاسی مستند ایران) شد. او همچنین سال‌هاست از آمنه بهرامی، دیگر قربانی اسیدپاشی، عکاسی می‌کند. انتهای پیام

اسامی راه یافتگان به چهارمین جشنواره ایران شناسی

admin 432

چهارمین جشنواره سراسری عکس ایران شناسی از سوی بنیاد ایران شناسی برگزار و آثار این دوره در روز یکشنبه 4 خردادماه مورد ارزیابی و داوری قرار گرفت. به گزارش “پایگاه عکس چیلیک “(Chiilick.com) به نقل از ستاداطلاع رسانی چهارمین جشنواره سراسری عکس بنیاد ایران شناسی، دبیرخانه چهارمین جشنواره عکس ایران شناسی ضمن تشکر از کلیه عکاسان و هنرمندان که آثار خود را به این جشنواره ارسال کرده اند، اعلام می دارد: در روز یکشبه مورخه4 خرداد سال 1393 داوری آثار هنرمندان توسط افشین بختیار و رسول اولیازاده و کتایون قدس راد برگزار شد. دبیرخانه پیش تر از این اعلام کرده بود که در مجموع تعداد 4300 قطعه عكس از 463 عكاس از سراسر کشور در دو بخش حرفه ای و غیرحرفه ای توسط عوامل اجرایی دریافت شده که با انجام مرحله ارزیابی و داوری، تعداد 80 قطعه عکس از 63 عکاس ایرانی در دو بخش حرفه ای و غیر حرفه ای جهت ارائه در نمایشگاه چهارمین دوره این جشنواره برگزیده شده است. اسامی عکاسان صاحب اثر در چهارمین جشنواره سراسری عکس بنیادایران شناسی به این ترتیب معرفی شده است: محمد طارم، برنا میراحمدیان، مهدی تیرانی، سیمین آقاخانی نژاد، مقصود سامع سردرودی، حمید سبحانی، عبدالرحمن مجرد، علی فرشادمهر، علی سراج همدانی، احمد بلباسی، عرفان سامان فر، مسعود احمدزاده مطلق، مهناز ربانی ها، امین عیسایی، حمیدرضا اشجع، عاطفه سیدی آخوندی، سیدعلیرضا دامادزاده، حامد نیرومند قوچانی، سعید چاوشی اکبری، پیمان رنجبر، سمیرا ابراهیمی، فاطمه قلویسی، بنت الهدی اصغری، افشین میرزایی، نازی مرتاض خو، نصرا.. شهنازی، ابراهیم رفیعی، امید جعفرنژاد، سایه قهرمان، عطاا.. فرهی منش، جواد بدیعی گورتی، مسعود زندی، امیرحسین کمالی، هادی نجاری، محمدسجاد حلال بدیعی، حجت ا.. کاتوزی، محمدعلی میرزایی، مازیار اسدی، امیرعلی واحدراد، ایلیا حسینی، محمد حسینی، حسین تورانی، بهنام عطائی، فروغ موسوی نجف آبادی، نامدار مهدیزاده نادری، مهدی دهقانی اشکذری، جعفر مددی، قدیر وقاری شورچه، فاطمه مجدنیا، سمانه نفیسی، غلامرضا یزدانی، طاهره رخ بخش زمین، سیدمحمدحسین ماهری، داود شیخ الاسلامی، جعفر بزازپور، محسن جمالی، مرتضی امین الرعایایی، محمدصالح شریفی، محمدحسن باقری، آرش شادمند، جاوید خدمتی و افشین عزیزی. مدیریت این دوره از جشنواره را قدرت الله علیزاده و مسئولیت دبیر اجرایی جشنواره بر عهده حمید افشار می باشد. سایر اطلاعات و اخبار ارسالی از سوی دبیرخانه بلافاصله پس از دریافت از طریق بخش اخبار این رسانه منتشر خواهد شد.

نشست تخصصی عکاسی در موزه عکسخانه

admin 445

موزه عکسخانه شهر در ادامه برگزاری سلسله نشست های تخصصی تاریخ عکس و عکاسی دوران کهن، بررسی کارت پستال های تاریخی با موضوع " پیشه ها و حرف در ایران عهد قاجار " را برگزار می کند. این نشست که همزمان با آثار دویست ویکمین نمایشگاه در محل موزه عکسخانه شهر برگزار شده، با همت مهرداد اسکوئی و با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به طرح بحث هایی پژوهشی مربوط به مجموعه داری کارت پستال و موضوع " پیشه ها و حرف در ایران عهد قاجار " می پردازد. نمایشگاه مورد اشاره دربرگیرنده تعداد 30 قطعه کارت پستال می باشد که با عنوان " مشاغل و حرف در عهد قاجار " به نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه در ادامه مجموعه نمایشگاه ها و پژوهش های تصویری مهرداد اسکویی می باشد که از روز یکشنبه 28 اردی بهشت ماه تا 16 خرداد ماه در محل موزه عکسخانه شهر در حال نمایش است. در این نشست که در ساعت 15 روز یکشنبه 4 خردادماه جاری برگزار خواهد شد، اساتیدی چون: دکتر محیط طباطبائی با موضوع: پیشه ها و حرف عهد قاجار، دکتر محمدرضا قهرمانی با موضوع: حرف و صناعات عصر قاجار، محمد طلوعی با موضوع: نمایشگران و نمایش پیشگان عصر قاجار به طرح موضوع و ایراد سخن خواهند پرداخت. حضور در این برنامه که از ساعت 15 تا 17 برنامه ریزی شده است، برای سایر متقاضیان و علاقه مندان آزاد و رایگان خواهد بود. موزه عکسخانه شهر در تهران، شمال میدان هفت‌ تیر، خیابان بهار‌شیراز، بوستان بهار‌شیراز واقع شده است.

گزارش تصویری+ آثار برتر تور عکاسی « جزیره قشم »

admin 218

در راستای نیل به اهداف آموزشی و ایجاد حس تمرکز دانش محور همسفران در کارگاه غیرمستقیم آموزشی تورهای عکاسی چیلیک همسفران شصت و دومین تور چیلیک به نشست نقد تور و نمایش آثار برتر و تحلیل عکس های همسفران دعوت شدند.  در این نشسست که به عنوان یک امکان در اختیار تمامی همسفران قرار گرفت و با حضور اکثریت همسفران فعال و عامل به ضوابط اعلام شده در تورهای عکاسی چیلیک در سالن اموزشی دفتر این رسانه برگزار شد، نگاه های برتر در این تور با رای و نظر همسفران و حاضرین علاقه مند به حضور در این جلسه انتخاب و معرفی شدند. در انتهای زمان این نشست، عکس های برتر با رای و نظر حاضرین انتخاب شدند که به ترتیب آثار: ابراهیم باقرلو، عبدا..پور، خالدی کیا، حسینی لاهیجی، مریم کاظم زاده، میترا محمدی، حجازی مورد تایید اکثریت قرار گرفت. همچنین از دقت و ظرافت و تلاش در ارایه نگاهی نو از عکاسانی چون: محمدرضا خرازی، محمدرضا رحیمی، مجتبی محسنی و ریحانه بی آزاران تقدیر به عمل آمد.   این نشست آموزشی کارگاهی به شکل رایگان، برای همسفران که با ضوابط در نظر گرفته شده ویژه همسفران فعال در انتشار گزارش تصویری و ارایه عکس های منتخب مشارکت داشته اند، برگزار شد. جلسات نقد و بررسی تورهای عکاسی چیلیک بستری مناسب برای باردهی یک حرکت گروهی عکاسی است تا به واسطه اشتراک تجارب به دست آمده و مشاهده هرچه دقیق تر تلاش همسفران تور عکاسی در یک موقعیت و شرایط مشترک، امکان بیان نقد و نظر و سعی در تحلیل عکس های برتر همسفران توسط ایشان فراهم باشد. علاقمندان می توانند جهت دریافت اطلاعات بیشتر پيرامون نحوه برگزاری و شرکت در تورهای پایگاه عکس چیلیک، با شماره های مسئول تور 09122797717 دفتر پایگاه: 88348824 تماس حاصل نمایند. —————————————————————————————————————————————————————– برای مشاهده گزارش تورهای برگزار شده " ایـنجـا " و جهت مشاهده تورهای عکاسی آتی این رسانه " ایـنـجـا " کليک کنید.  

گزارش تصویری+آثار برتر تور عکاسی « لاله های واژگون »

admin 176

در راستای نیل به اهداف آموزشی و ایجاد حس تمرکز دانش محور همسفران در کارگاه غیرمستقیم آموزشی تورهای عکاسی چیلیک همسفران شصت و چهارمین تور چیلیک به نشست نقد تور و نمایش آثار برتر و تحلیل عکس های همسفران دعوت شدند. در این نشسست که به عنوان یک امکان در اختیار تمامی همسفران قرار گرفت و با حضور اکثریت همسفران فعال و عامل به ضوابط اعلام شده در تورهای عکاسی چیلیک در سالن اموزشی دفتر این رسانه برگزار شد، نگاه های برتر در این تور با رای و نظر همسفران و حاضرین علاقه مند به حضور در این جلسه انتخاب و معرفی شدند. در انتهای زمان این نشست، عکس های برتر با رای و نظر حاضرین انتخاب شدند که به ترتیب آثار: سمانه ابراهیمیان، ماهرخ شش بلوکی، محمدرضا زارع، فاطمه میرالی،  ریاضی، حیدری، جمعی مورد تایید اکثریت قرار گرفت. همچنین از دقت و ظرافت و تلاش در ارایه نگاهی نو از عکاسانی چون: نیلوفردهقانی، شهرام فرهمند، هامان جوادی، مهسا صاحبدل، محمدرضا فرهمند تقدیر به عمل آمد. این نشست آموزشی کارگاهی به شکل رایگان، برای همسفران که با ضوابط در نظر گرفته شده ویژه همسفران فعال در انتشار گزارش تصویری و ارایه عکس های منتخب مشارکت داشته اند، برگزار شد. جلسات نقد و بررسی تورهای عکاسی چیلیک بستری مناسب برای باردهی یک حرکت گروهی عکاسی است تا به واسطه اشتراک تجارب به دست آمده و مشاهده هرچه دقیق تر تلاش همسفران تور عکاسی در یک موقعیت و شرایط مشترک، امکان بیان نقد و نظر و سعی در تحلیل عکس های برتر همسفران توسط ایشان فراهم باشد. علاقمندان می توانند جهت دریافت اطلاعات بیشتر پيرامون نحوه برگزاری و شرکت در تورهای پایگاه عکس چیلیک، با شماره های مسئول تور 09122797717 دفتر پایگاه: 88348824 تماس حاصل نمایند. —————————————————————————————————————————————————————– برای مشاهده گزارش تورهای برگزار شده “ ایـنجـا ” و جهت مشاهده تورهای عکاسی آتی این رسانه “ ایـنـجـا ” کليک کنید.

فراخوان مسابقه عکس « زندگی در شهر »

admin 544

مسابقه عکاسی " زندگی در شهر " از جمله مسابقه های عکاسی است که در بهار سال جاری توسط یکی از منایق شهرداری پایتخت در حال برگزاری است و بر اساس ارسال متن فراخوان این مسابقه به دفتر "پایگاه عکس چیلیک "(Chiilick.com) نشر این مسابقه بطلاع رسانی می شود. در راستای تعالی سبک زندگی و زیست شهری و ارتقاء فرهنگ شهروندان با محوریت کاهش آلودگی هوا، فرهنگسرای اخلاق در نظر دارد مسابقه عکاسی با عنوان "زندگی در شهر" برگزار نماید. موضوعات: 1- معضلات و مشکلات مربوط به ترافیک و آلودگی هوا 2- ثبت لحظه های زیبا شهری(پاکیزگی هوا و پویایی شبکه حمل ونقل شهری) شرایط: 1- همه عکاسان حرفه ای و مبتدی می توانند در این مسابقه شرکت کنند و هیچگونه محدودیت سنی وجود ندارد. 2- هر عکاس می تواند حداکثر 5 قطعه تک عکس به همراه  یک فایل متنیword  با ذکر مشخصات نام و نام خانوادگی، سن، میزان تحصیلات و شماره تلفن به نشانی پست الکترونیکی:negarkhane.kh@gmail.com  ارسال کند یا در قالب یک لوح فشرده ( (cdبه دبیرخانه فرستاده شود. 3- فایل عکسها می بایست دیجیتال و مطابق با بهترین خروجی دوربین عکاسی یا تلفن همراه ارسال شود. 4- ارسال اثر توسط عکاس به منزله قبول مالکیت اثر و اصالت آن تلقی می شودو هیچگونه مسئولیتی بر عهده دبیر خانه نخواهد بود . 5- تصمیم گیری در مورد مسائل پیش بینی نشده به عهده دبیرخانه خواهد بود. 6- آثاری که پس از مدت مقرر به دبیرخانه ارسال شود به مسابقه راه نخواهند یافت . 7- دبیرخانه مجاز است عکس های پذیرفته شده را پس از چاپ در قطع مناسب در نقاط مختلف با نام عکاس به نمایش بگذارد. گاهشمار جشنواره: آخرین مهلت ارسال آثار 22 خرداد ماه داوری آثار: 26 خرداد ماه سال 1393 جوایز: نفر اول: پنج میلیون ریال(پانصدهزار تومان) نفر دوم: سه میلیون ریال(سیصد هزار تومان) نفر سوم : دو میلیون ریال (دویست هزار تومان) نشانی دبیرخانه مرکزی: تهران، میدان شهدا، خیابان پیروزی، خیابان شکوفه، خیابان شهید کاظمی، جنب بوستان گلزار، فرهنگسرای اخلاق، نگارخانه کلک خیال شماره تماس: 33350060

نمایشگاه دانشجویان با عنوان «جوانه ها»

admin 116

نمایشگاهی از آثار عکاسی دانشجویان مقطع کارشناسی عکاسی با عنوان "جوانه ها" از روز شنبه 3 خرداد ماه جاری در محل نمایشگاه خانه عکاسان برگزار می شود. در این نمایشگاه تعداد 33 قطعه عکس رنگی با موضوع ماکروگرافی در اندازه 50 در 75 سانتیمتر از 33 دانشجوی رشته عکاسی با گرایش تبلیغات دانشگاه علمی کاربردی واحد 41 با تجربه نگاه هایی ریزبینانه و نوگرایانه به نمایش گذاشته می شود. مدیریت فنی و اجرایی این نمایشگاه بر عهده دانشجویان فعال تر و باتجربه تر گروه: سعید کاظمی، سیدسجاد هاشمی، شجاع الدین علاالدینی شورمستی، بهادر رحیمی، مجتبی محسنی و سیدعلیرضا میرشریفی واگذار شده است. این نمایشگاه با مشارکت مالی دانشجویان و پشتیبانی فنی و تخصصی ایشان به برگزاری نمایشگاه منجر شده است..  اسامی عکاسان صاحب اثر در این نمایشگاه به این ترتیب معرفی شده است: الناز عبادی، الهام هنرمند، بهادر رحیمی، بيتا سجاد، حسين شريعت فر، راضيه آقا مهدي، رضا سمياري، زهرا سادات مكی، سعید کاظمی، سميه شريفي، سونيا رحيمي، سید سجاد هاشمی، سیدعليرضا مير شريفي، شجاع الدين علائدينی شورمستي، شیما خراسانی، صبا صوفي، علی فلاحی، علیرضا ابریشم کش، غزاله لک، فاطمه ابراهیم نژاد، فرخ خسروپناه، مجتبی محسنی، مرضیه ظریفیان، مریم جبارپور، مريم قلويسی، مريم محمدی، مژده دادرس، مژگان رایج، مهناز جعفری صابری، مونا پارسی، مونا حسن، هادی مهبودی کیا و هانیه تیموری. علاقه مندان می توانند از عصر روز شنبه سوم خرداد ماه ساعت 16:30در مراسم افتتاحیه از این آثار دیدن کرده و تا پایان روز سه شنبه 13 خرداد ماه جاری همه روزه از ساعت 9 الی 18 از این نمایشگاه دیدن کنند. خانه عکاسان در تهران، انتهای غربی خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی واقع شده است.

« عکاس باشی » کرمان به تهران عزیمت می کند…

admin 297

عکاسی نه اکنون! که به واسطه دستاورد تکنولوژی دیجیتال فراگیر شده است که روزگاری تنها در اختیار اراده هایی سخت و مصمم بوده است. صاحبان اراده ای که به دلیل برخورداری از خط سیر تولیدی سخت و سنتی خود می توانستند عزم جزمی در پذیرش این سختی کار داشته باشند و به ندرت می توانستی در هر خطه و دیار شخصیتی را بیابی که عمر خود را مصرف این عزم کرده باشد. استان کرمان نیز از جمله استان های کشور است که از اواخر دهه پنجاه شمسی نام " مظفر طاهری " را به عنوان یکی از همین صاحبان اراده پذیرفته است. ایشان در پی سالها فعالیت تخلص " مظفرخان عکاسباشی " را برای خود برگزید و اخیرا با اعلام خبری از وقوع یک رویداد همراه با هجرت روایت کرده است. از آنجا که ادبیات نگارشی این عکاس کرمانی نیز هویت قلم خود را دارد، متن ارسالی این عکاس کرمانی آنچنان که به دفتر "پایگاه عکس چیلیک "(Chiilick.com) رسیده است، منتشر می شود. —————————————————————————————————————————————————— 123روز همراه با مظفـّرخانِ عکاسباشی مظفـّر طاهـری متولد کرمان است و عکاسی را از دوران دانشجویی در سال 1356 به صورت آماتور شروع و از سال 1358 رسما و با تخلص "عکاسباشی" کار حرفه ای خود را شروع کرد . او که در کارنامه خود فعالیتهای زیادی را ثبت کرده است و از آن جمله تدریس در دانشکده هنر و معماری صبا ، دانشگاه شهید یاهنر کرمان از سال 1378 می باشد، همیشه با عکاسباشی همراه بوده و اورا به این نام می شناسند. حال که بعد از 35 سال عکاسی حرفه ای به تهران مهاجرت کرده تا به جمع آوری و مرتب کردن و در نهایت چاپ کتابهایش بپردازد، در آخرین حرکت اقدام به برگزاری کارگاهی به مدت 123 روز که از جمعه دوم خردادماه 1393 شروع و در سی و یکم شهریور سال جاری به اتمام می رسد، نموده است. این کارگاه که تمامی نشستها و نمایشگاهها و جلسات نقد و بررسی آن رایگان می باشد دارای 3 نمایشگاه همزمان است که مرتب تعویض می شوند به طوری که هرهفته یک نمایشگاه جدید افتتاح میشود ولی به صورت یک در هفته در میان. نماپیشگاه اول نمایشگاه دوره ای خود مظفـّرخانِ عکاسباشی است که در هر دوره 60 قطعه عکس از مجموعه های وی را در بر میگیرد و دو هفته طول میکشد. اولین نمایشگاه آن به عکسهای دهه پنجاه مظفـّرخان اختصاص دارد که عکسهای سالهای دوران جوانی او را در بر میگیرد . نمایشگاه دوم نمایشگاه عکاس مدعو است که 30 قطعه عکس می باشد و در اولینِ آن، نمایشگاه عکس مظفـّر خان به نام: یک روز صبح خیلی زود، است که جنبه آموزشی دارد و 30 قطعه عکس را در برمی گیرد. سومین نمایشگاه آن نمایش عکسهای عکاسان بین المللی است که از دو هفته دیگر شروع می شود. در کنار این نمایشگاه از دو هفته دیگر وسایل و لوازم عکاسی و فیلمبرداری که متعلق به مجموعه شخصی مظفـّرخان همراه با کتب و مجلات داخلی و خارجی که موقتا از تهران به کرمان منتقل کرده است و متعلق به مظفـّرخان می باشد، در اختیار دوستان قرار می گیرد. لازم به ذکر است که شرایط شرکت در این کارگاه که تا اول تیر شرکت کنندگان در آن انتخاب خواهند شد، بودن عکاسی توانا و دانستن کامل اصو ل عکاسی نیست . بلکه اصل اول اعتقاد به خداوند متعال و اینکه هر چه داریم از آنِ اوست. اصل دوم، عشق است که بایستی عاشقانه عکس و عکاسی را دوست داشته باشد. اصل سوم دیوانگی است که بایستی برای دل خودش عکس بگیرد نه آنچه دیگران می گویند و دوست دارند، به این معنی که راه خودش را خودش انتخاب کند نه برای اینکه شکل دیگران بشود، از راه اصلی که همانا لذت بردن از عکاسی است دور بشود و اصل چهارم، احترام به هویت ایرانی ، اصل پنجم ، هرچه مظفـّرخان گفت !!( البته با توکل به خداوند ) و در پایان، شاید کمی هم عکاسی. همراه با نمایشگاه سایت کارگاه نیز فعال شده و به صورت روزانه فعالیت می کند که عکس روز، اخبار کارگاه، قصه یک زندگی (این منم!! مظفـّرخانِ عکاسباشی) مجموعه عکس های نمایشگاه های برگزار شده پس از اتمام آنها از جمله بخشهای سایت است که در قسمتی از آن نیز به پرسشها و سوالات افرادی که به کارگاه دسترسی ندارند پاسخ داده خواهد شد که این بخش پس ازپایان کازگاه دهمچنان فعال خواهد بود، بخشی از سایت نیز به آداب و رسوم و قصه های کرمانی از زبانِ مادرِ مظفرخان میپردازد. سایت بین المللی مظفـّرخانِ عکاسباشی نیز از هشتم مهرماه همزمان با برپایی نمایشگاهش در تهران به زبان انگلیسی فعال خواهد شد و تمامی موارد سایت ایرانی در آن اتفاق خواهند افتاد و به نوعی تکرار آن به زبان انگلیسی خواهد بود ( انشاالله ). کارگاه عکاسی مظفـّرخانِ عکاسباشی، جمعه دوم خردادماه ساعت 19 افتتاح و هرروز ، علی الخصوص روزهای تعطیل از ساعت 18 در محل چهارراه طهماسب آباد کرمان برقراراست و به امید خدا تا سی و یکم شهریور 1393 ادامه خواهد داشت .  

فراخوان سایت انجمن عکاسان مطبوعات ایران

admin 344

سایت رسمی انجمن عکاسان مطبوعات ایران به زودی راه‌اندازی می‌شود. به گزارش روابط عمومی انجمن، با توجه به امکان ایجاد گالری جهت هریک از اعضای محترم انجمن، خواهشمند است هشت عکس به طولِ 600 پیکسل و با زیرنویسی که دارای توضیحات کامل (چه کسی، در کجا، به چه دلیل، چه می‌کند و در چه تاریخی است) را تا بیست و هشتم دی به ایمیل  حphotojournalist.iran@yahoo.com ارسال کنید. 

تصویر پدر محمد مصدق

admin 336

تصویر پدر محمد مصدق هدایت‌الله آشتیانی، پدر دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر دولت ملی و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت است. او که از خاندان مشهور مستوفیان آشتیان بو.   به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس،‌ هدایت‌الله آشتیانی، پدر دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر دولت ملی و رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت است. او که از خاندان مشهور مستوفیان آشتیان بود، در دوران ناصری سمت وزیر دفتر ناصرالدین شاه قاجار را برعهده داشت.     انتهای پیام/

عکسی که یک نظام را ناامید کرد

admin 239

عکس دیدار همافران با امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی در سال 57، تصویری بود که دو روز پیاپی در صفحه نخست روزنامه کیهان منتشر شد؛ اتفاقی که در تاریخ مطبوعات بی‌سابقه بود. چرا این عکس جنجال آفرید؟   به گزارش خبرنگار بخش تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عکس دیدار همافران با امام خمینی در جریان انقلاب، یکی از معروف‌ترین تصاویری بود که در روزهای منتهی به فروپاشی رژیم پهلوی منتشر شد. مرحوم حسین پرتوی، عکاس پیشکسوت انقلاب، با عکسی که روز 19 بهمن ماه 1357 از دیدار همافران با امام خمینی گرفت، نامش برای همیشه در تاریخ عکاسی ایران به ثبت رسید.   این عکس جدا از جنبه خبری خود، جنجال‌های بسیاری به وجود آورد و به عنوان یک سند برای یکی از مهم‌ترین اتفاقات انقلاب در تاریخ عکاسی ماندگار شد. ماجرا از این قرار بود که روزنامه کیهان روز 19 بهمن ماه 1357 خبر دیدار و بیعت پرسنل نیروی هوایی با امام را به همراه عکسی از این دیدار در صفحه اول خود منتشر کرد؛ خبری که پس از انتشار، واکنش دولت بختیار را در پی داشت. دولت خبر را تکذیب کرد، عکس را دستکاری و مونتاژ شده دانست و دستور دستگیری حسین پرتوی صادر کرد. عکس منتشر شده، همافران نیروی هوایی ارتش را در لباس رسمی و از پشت سر نشان می‌داد که با حضور در مدرسه علوی که محل اقامت امام خمینی در آن روزها بود، به ایشان احترامی نظامی گذاشته و با او بیعت کرده‌اند. گویا آن روز همافران صبح زود با لباس‌های رسمی‌شان به مدرسه علوی تهران رفته بودند و پس از سخنرانی امام، با قرائت قطعنامه‌ای بیعت خود را رسمی کرده بودند. امام به خبر تکذیب خبر توسط دولت واکنش نشان داد و دیدار خود با همافران را تایید کرد. تایید عکس و خبر توسط امام، حمله گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی و حمایت مردم و تظاهرات آن‌ها را در پی داشت. پس از تایید خبر از سوی امام، دولت دستور شناسایی همافران را صادر کرد و مردم را وادار می‌کرد در خیابان کارت شناسایی ارائه کنند. اینجا بود که اهمیت عکس حسین پرتوی بیش از پیش مشخص شد. زاویه‌ای که این عکاس برای گرفتن عکس انتخاب کرده بود، از هوش عکاس برای گرفتن چنین عکسی در چنین شرایطی حکایت می‌کرد. در این عکس، امام خمینی در مرکز قرار گرفته و چهره هیچ‌ یک از همافران دیده نمی‌شود و احترام نظامی و بیعت آن‌ها که مهم‌ترین جنبه این دیدار بود به زیبایی به تصویر کشیده شده است. در روزهایی که جریان انقلاب به حمایت ارتش نیاز داشت، همافران نیروی هوایی با دیدارشان تاثیر بزرگی بر پیروزی این جریان داشتند، اما این دیدار که در شرایط دشوار و نفس‌گیر روزهای پایانی رژیم پهلوی اتفاق افتاد نیازمند ثبت شدن بود. باید سندی از این اتفاق وجود می‌داشت تا ناامیدی دولت بختیار را برای سرکوب انقلاب کامل کند. عکس حسین پرتوی این سند را در اختیار انقلاب گذاشت. حسین پرتوی خود درباره خاطره آن روز گفته بود:«یک روز قرار بود به نفع دولت مهندس بازرگان راهپیمایی شود و هر کدام از همکاران به طرفی رفتند. من مامور شدم به مدرسه علوی و تا رسیدم، دیدم آنجا خلوت است و یک نفر از دفتر امور مطبوعات دستور خروج همه عکاسان را اعلام کرد و گفت که همه عکاس‌ها را از اینجا بیرون کنید. متوجه شدم که باید خبری باشد و دیدم درب کناری مدرسه باز شد و تعدادی افسر نیروی هوایی با لباس فرم وارد حیاط شدند. به من تاکید کردند که اجازه نداری عکس بگیری! گفتم که بگذارید بدون اینکه چهره‌ای از کسی معلوم باشد عکس بگیرم و گرنه اگر این سند نباشد چگونه می‌خواهید ثابت کنید که این‌جا چه گذشته است. بالاخره قبول کردند و مرا تحویل دو نظامی دادند تا اگر کسی رو به دوربین کرد این دو نگذارند که من عکس بگیرم و… چون هنوز دولت بختیار سر کار بود، نگران بودند که شناسایی شوند و دولت مجازاتشان کند. عکس را گرفتم و تا خود روزنامه دویدم و عکس در صفحه اول روزنامه چاپ شد.» به گزارش ایسنا، حسین پرتوی متولد سال ۱۳۲۱ در اردبیل بود. او پس از گذراندن دوران کودکی به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت کرد و پس از گذراندن دوران تحصیل در روزنامه کیهان مشغول به کار شد. در سال ۱۳۳۸ نیز به صورت حرفه‌ای با عکاسی ورزشی کار خود را شروع کرد و طی سال‌های جنگ ایران و عراق به عنوان دبیر سرویس عکس روزنامه‌ کیهان فعال بود. او پس از ۳۱ سال کار در روزنامه‌ کیهان در ۲۷ شهریور ۱۳۶۸ بازنشسته شد و به دلیل دوستی و علاقه‌ای که به پروفسور حسابی داشت با قسمت فرهنگی بنیاد حسابی همکاری خود را شروع کرد. از جمله آثار این هنرمند می‌توان به عکس مربوط به بسته شدن فرودگاه توسط نظامیان به فرمان بختیار در ۴ بهمن ماه ۱۳۵۷، عکس مربوط به اعدام سران حکومت پهلوی در دبیرستان‌های علوی و رفاه، عکس مربوط به ورود امام خمینی (ره) به ایران در فرودگاه مهرآباد ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و عکس مربوط به بیعت همافران با امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۵۷اشاره کرد. پرتوی همچنین برگزاری چندین نمایشگاه عکس با موضوعات انقلاب و دفاع مقدس، دریافت لوح تقدیر از نخستین جشنواره تخصصی مطبوعات ورزشی در ایران، دریافت لوح و تندیس از دومین همایش تجلیل از فجرآفرینان عاشورایی- بهمن ۱۳۸۵، دریافت لوح و مدال در همایش راویان نور و بزرگداشت عکاسان انقلاب – بهمن ۱۳۸۶ و دریافت تقدیرنامه از فرماندهی نیروی هوایی ارتش در آستانه بیست و نهمین سالروز بیعت همافران با امام خمینی (ره) – بهمن ۱۳۸۶ را در کارنامه‌ هنری خود دارد. عکس معروف بسته شدن فرودگاه توسط نظامیان، عکس اعدام سران حکومت پهلوی و تصویر ورود امام به ایران در 12 بهمن از عکس‌های معروف دیگر حسین پرتوی در جریان انقلاب است. این عکاس روز 28 اردیبهشت ماه امسال پس از تحمل یک دوره بیماری سخت در 72 سالگی درگذشت. یاداشت: سمیرا زال‌پور، خبرنگار ایسنا انتهای پیام

بیانیه سه انجمن عکاسی در مراسم تشییع پیکر پرتوی

admin 284

در مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد حسین پرتوی انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران، انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس و انجمن عکاسان ایران بیانیه‌ای منتشر کردند.   به گزارش بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن این بیانیه به شرح ذیل است: «آخرین پرتوی بارقه های لرزان شمع وجود حسین پرتوی با وزش ملایم نسیم بهاری در اردیبهشت ماه سال 93 برای آرامشی ابدی خاموش شد، تا روح پاک او در بهاری جاودان و در مجاورت خالقِ هستی آرام گیرد. پرتوی یک نام نبود، نوری بود که با تمام وجودش به جهان و زیبایی‌های آن عشق می ورزید، نگاه تیزبین و مهربانش، لبخندها، صمیمیت و نجابت چشم‌هایش و زبانی که در سال‌های اخیر دیگر کلامی را بیان نمی‌کرد، همه و همه از او انسانی ساخته بود تا در زمان حیاتش بخشی از برکتِ وجودش در عکس‌هایش تجلی یابد. با تولد حسین به سال 1321 در شهر اردبیل جریانی در عالم رخ داده بود تا با مهاجرت او به تهران و همراهی او و دوربینش در کیهان و زیستن در دنیای پر هیجان عکاسی و در جامعه‌ای که رو به تحول و دگرگونی بود، در صبح آن روز خاص، در 19 بهمن ماه 57 در حیاط آن مدرسه، با انتخاب زاویه‌ای استثنایی، او که تیزهوش، آگاه، حاضر و شاهد بود، ماندگارترین عکس تاریخِ سیاسی، اجتماعیِ ایران معاصر را به چنگ آورد. این عکس، یگانه عکسی است که در حساسترین برهه تاریخ ایران از سوی حاکمیت وقت تکذیب و رسماً از سوی امام خمینی (ره) تایید شد. همه ایران و جهان صحتِ عکس این خبرنگارِ عکاس ایرانی را پذیرفتند و جریان تحولات کشور پس از نشر آن عکس در روزنامه کیهان، به گونه‌ای دیگر رقم خورد، شاید اگر عکسِ این دیدار تاریخی و منحصر بفرد منتشر نمی‌شد، روند پیروزی ‌انقلاب در ایران، می‌بایست مسیری بس دشوارتر را طی می‌کرد. عبدالحسین پرتوی عکاسی را با درایت و جدیت در درون خود و در فضای بیرون از خویشتن پیش می‌برد، تجربیات مستمر عکاسانه و آموزش به همکاران و مشتاقان عکاسی که در آغاز راهی پر فراز و نشیب بودند از دغدغه های او بود. عکس‌های شب‌ها و روزهای خون و آتش در انقلاب و جنگ یادگار آن سال‌ها است. پرتوی در عکس‌های گفتگوهای منظم حوزه فکر، فرهنگ و هنر در سال‌های نخستین شکل‌گیری کیهان فرهنگی افق‌های جدیدی از عکاسی پرتره و گزارشی را متناسب با آنچه در حوزه ذهن و تفکر روی می‌دهد دیگر بارتجربه کرد، عکس‌های آن دوران تصاویری گویا و آرام با نورپردازی‌هایی دلنشین و چاپ‌هایی استادانه است. درسال 1385 پرتوی در سن 64 سالگی و در اوج دوران پختگی و انتقال تجربه‌ی حرفه‌ای به بیماری ALS مبتلا می‌شود. بیماری که موجب تباهی و تخریب پیشرونده و غیرقابل ترمیم در دستگاه عصبی مرکزی می‌شود و با سیر روند تحلیل عضلات بدن، درگیری نخاع، اختلال در سیستم عصبی و مشکلات تنفسی که در نهایت، رهایی از آن ناممکن است. اما مغز بیمار بدون آسیب در طی سال‌های شدت گرفتن و توسعه بیماری تا آخرین لحظاتِ زندگی آگاه و هشیار است. عبدالحسین پرتوی در طی این سال های پررنج از قدرت ادراک، شعوری فوق‌العاده و احساساتی تحسین برانگیز برخوردار بود. همسر دلسوز و سیاوش صبورش این پرتوی نور و احساس را بر دوش جان کشیدند و تا آخرین نفس، همنفس این سیمای جذاب و مردانه بودند، تا آنگاه که برق نگاه نافذ حسین به حقیقت پیوست و چشم از جهان فرو بست. خانواده او غریبانه در نهانخانه دل با او وداع کردند. اما اکنون روح و جسم پر احساس عبدالحسین پرتوی در صحن خانه هنرمندان حاضر است، حسین در میان ما است و می‌دانست و می‌داند که چه کسانی در آشکار و نهان به وی وفا کرده و یا جفا روا داشته‌اند. او تنها نیست، در طی ماه‌ها و سال‌هایی که گذشت پیکر بیجان بسیاری از عزیزان ما پیش از خاکسپاری به گواهی و شهادت تک تک آجرهای این بنا و درختانی که سایه و شاخه‌ای مشرف بر این صحن دارند در آستانه این خانه و بر آجر فرش‌های این باغ قرار گرفته‌اند و با نگاهی به تصاویر و صداهای ضبط شده و عکس‌های موجود در بایگانی شخصی هر یک از ما از این مکان این پیکره‌های فارغ از دنیا دقایقی در این میان متوقف شده‌اند. شاید که امروز صبح، و در این لحظه از تاریخ، زمان در درون ما از حرکت ایستاده است تا ما به گذشته‌ای نه چندان دور نیم نگاهی کنیم. ما، همه ما و متولیان فرهنگی و هنری ایران در کجای تاریخ و انسانیت ایستاده‌ایم. سلامتی و بیماری، مرگ و زندگی دو روی چرخه جهان و حیات انسان است. بیماری و از کارافتادگی و مرگ فرجام همه ماست اندکی بالاتر قدری پایین‌تر، به چه میزان و چگونه می‌توانستیم و می‌توانیم بار سنگین مسئولیت همسر و فرزند حسین پرتوی‌ها را بر دوش بکشیم و اندکی بار آنان را سبک کنیم. با کدام سازوکار انسانی و مدیریتی می‌توانستیم به کمک سیاوش و یاری مادرش بیاییم. آیا مسئولان فرهنگی کشور تا این لحظه که زمان از حرکت ایستاده است برنامه‌ای مدون، تدوین کرده‌اند؟ آیا ارزش سرمایه‌های فرهنگی کشور را می‌دانیم؟ آیا می‌دانیم هر سرمایه‌ انسانی نیاز به مراقبت، سلامت و آرامش دارد؟ آیا از همین امروز سیاوش‌ها را از یاد نخواهیم برد؟ همسران داغدار را چه کسی تسلی خواهد داد؟ در ادامه آینده زندگی بازماندگان چه خواهد شد؟ آیا امشب در نیایشی برای آمرزش روح عبدالحسین پرتوی هنگامی که با آرامش به آسمان نگاه می‌کنیم، برای خودمان و حسین پرتوی‌ها در سایه تلاش فردا و جبران غفلت‌ها طلب مغفرت می‌کنیم؟ آیا کسانی را که بدون نام ونشان و در غیبت و غفلت ما دلسوزانه با بضاعتی اندک یاری رسانده‌اند، قدر شناسیم؟ در میان انبوه جمعیت امروز، کسانی ایستاده‌اند و سر به زیر دارند که بدون هیچ چشم‌داشتی یاری‌رسان نیازمندان جامعه عکاسی ما در تنگناها و دشواری‌ها هستند، در سایه حضور جوانمردان با تدبیر این مرز و بوم آینده‌ای روشن در انتظار همه ما خواهد بود. زندگی پربار، بیماری جانکاه، صبر و بردباری خانواده و غم فراقِ از دست دادن عبدالحسین پرتوی شاید ما را از غفلت به سوی آگاهی رهنمون شود. روحش شاد سی ام اردیبهشت ماه یکهزار و سیصدو نود و سه» انتهای پیام

بدرقه پیکر حسین پرتوی در روزی که دوربین داغدار بود

admin 283

پیکر حسین پرتوی عکاس پیشکسوت انقلاب، امروز (30 اردیبهشت) در جمع هنرمندان و دوستدارانش در خانه هنرمندان تشییع و برای خاکسپاری در قطعه نام‌آوران به بهشت زهرا (س) بدرقه شد. به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پیکر حسین پرتوی عکاس معروف دیدار همافران با امام خمینی (ره) در جریان انقلاب اسلامی امروز سه‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه با حضور علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی، احمد مسجدجامعی، علی مرادخانی معاون امور هنری وزیر ارشاد و حسین انتظامی معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی- در خانه هنرمندان تشییع شد.   پرسنل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی به یاد عکسی که پرتوی از همافران در دیدار با امام (ره) گرفت از میهمانان ویژه مراسم بودند. علی قلم‌سیاه – عکاس پیشکسوت- که به عنوان مجری مراسم صحبت می‌کرد، گفت: امروز به بدرقه شخصیتی آمده‌ایم که دوران زندگی خود هنر انسان بودن،‌عشق ورزیدن، دوست‌داشتن و گزارش به تاریخ را به میدان عرصه مطبوعات کشور آورد. حسین پرتوی نامی جاودان در تاریخ فرهنگ کشور خواهند ماند. امروز عزاداران فقط خانواده او نیستند بلکه همه کسانی که با او بزرگ شدند و از او هنر دیدن از پشت دوربین را آموختند، عزادار هستند. او آنقدر برای همه مهربانی داشت که امروز فقط می‌توان برای بدرقه او اشک ریخت. تشییع پیکر عبدالحسین پرتوی او خطاب به خانواده پرتوی افزود: غمگین نباشید، حسین پرتویی در تاریخ و فرهنگ مطبوعات کشور جاودانه می‌ماند. کلمات وصف او را نمی‌کنند. او با هنر مشاهده خود تاریخ را ساخته است. عکس معروف او آنقدر موثر بود که توانست ارکان نظام پهلوی را متزلزل کند به طوری که آن را دست‌کاری شده و مونتاژ اعلام کردند. در آن روز نظام فهمید ارتشی که برایش خیلی مهم است در خدمت انقلاب خواهد بود و جوششی که از پیوستگی همافران به امام (ره) به راه افتاد به پیروزی انقلاب مقدس ما منجر شد. عکس پرتوی نماد و نوستالژی جامعه ما است علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی که مهمان ویژه این مراسم بود، درباره حضورش در مراسم تشییع این عکاس گفت: من برای ادای احترام به مرحوم پرتویی به اینجا آمده‌ام. این عکاس دو شخصیت فردی و اجتماعی داشت که برای همه ما درس‌آموزی دارد. شخصیت اجتماعی او را با عکاسی و کار بزرگی که در این زمینه انجام داده می‌شناسیم. عکسی که او گرفت نگه‌دارنده و تداوم‌دهنده لحظه‌ای از لحظات مهم تاریخ است. اغلب نمادها در یک لحظه ثبت می‌شوند اما به راستی که تداوم‌دهنده آن لحظه در تاریخ ملت هستند. او افزود: به رقم اینکه عکاسی در ابتدا به عنوان سرگرمی به دربار ایران آمد، هنرمندان ایران توانستند عکاسی را بومی و با مردم عجین کنند. آن‌ها زندگی، شادی، غم و تحولات اجتماعی را در دل عکس‌ها ثبت کردند. هر چند ما نتوانستیم در خیلی از موارد به ارج و قرب خوبی برسیم اما عکاسی ایرانی در سال‌های اخیر توانسته نقش مهمی در سهم مسائل جامعه داشته باشد. ربیعی همچنین عنوان کرد: امروز به پاسداشت هنر عکاسی در اینجا جمع شده‌ایم و می‌خواهیم با عکاس انقلابی مسلمان‌مان وداع کنیم. عکسی که او از دیدار همافران با امام (ره) گرفت چنان تأثیرگذار بود که توانست شهامت یک ملت را افزون کند و ملت را به سمت پیروزی سوق بدهد. این عکس توانست در ساختار حکومت پهلوی زلزله بیاندازد و حکومت را با ابهتی که تصور فروپاشی‌اش نمی‌رفت، ناامید کند. این عکس به دنیا و حامیان رژیم شاه نشان داد امیدی به سرکوبی انقلاب ایران نداشته باشند. تشییع پیکر عبدالحسین پرتوی وزیر کار در ادامه با اشاره به اینکه ثبت یک لحظه می‌تواند تحول اجتماعی در پی داشته باشد، اظهار کرد: پرتوی توانست این کار را انجام بدهد. ما با عکس‌ها زندگی می‌کنیم. بعضی از عکس‌ها هستند که جامعه با آن‌ها زندگی می‌کنند. آن‌ها نماد و نوستالژی جامعه هستند. پرتویی هم مثل همه کسانی که در حوزه کتاب، قلم و عکس فعالیت می‌کنند خیلی سخت زندگی کرد و این سختی زندگی رنج دیرین ما است. او در سال‌های اخیر رنج بیماری را هم بر دوش کشید. زمانی که سردبیر روزنامه بودم شخصیت او را با محبت و علاقه‌مند به کار جمعی شناختم. او ادامه داد: حالا در جایی که پیکر این عزیز جلوی ما قرار دارد و در حضور خانواده‌اش می‌خواهم در جامعه‌ای که هر روز در آن تنها‌تر می‌شویم بیش از این‌ها پشت هم باشیم. پرتوی با اخلاق خوب، فروتنی، خضوع و کم توقعی‌اش سمبل و الگوی ما است. من از طرف رئیس جمهور هم این اتفاق را به خانواده ایشان و جامعه هنرمندان و مطبوعات کشور تسلیت می‌گویم. مهمترین ویژگی حسین پرتوی بی‌حاشیه بودن اوست در بخش دیگری از این مراسم احمد مسجدجامعی با اظهار تأسف از درگذشت حسین پرتویی گفت: امروز یکی از عزیزترین چهره‌های هنری و رسانه‌ای و دوست‌داشتنی کشور را از دست داده‌ایم. چهار نسل از نویسندگان و عکاسان مطبوعات امروز اینجا جمع شده‌اند؛ جمعی که کمتر پیش می‌آید در چنین مناسبت‌ها و چنین مکان‌هایی گردهم بیایند. همکاران او و شاگردانش همگی به نیکی، خوبی، درستی، صداقت و صفای باطن حسین پرتویی اذعان دارند. من که با این جامعه زندگی کرده‌ام می‌دانم که او برای وطن، مردم و کشورش دلسوز بود. او افزود: مهمترین ویژگی حسین پرتوی که برای همه اصحاب هنر و رسانه مهم است بی‌حاشیه بودن او بود. او در زندگی جز دوستی، نیکی و پاکی چیزی نمی‌دید. عکسی که او از بیعت همافران با امام (ره) گرفت اتفاقی نبود. شجاعت و درون‌مایه گرفتن این عکس نمی‌تواند بدون مقدمه در وجود هنرمند این چنین بخشی از تاریخ را به تصویر بکشد که در طول سال‌ها تکرار شود. هیچ واقعه‌ای را نداریم که هر ساله به مناسبت آن چنین فضایی تشکیل شود. مسجدجامعی همچنین گفت: از حضور پرسنل نیروی هوایی در این مراسم تشکر می‌کنم. امیدوارم که کاری که حسین پرتوی انجام داد توسط دوستانش تکمیل شود. باید همیشه کسانی باشند که درباره عکس‌های او صحبت کنند و درباره شرایط دشوار کارش صحبت کنند. عکسی که او گرفت دستاورد انقلاب اسلامی در قالب تصویر است که مقالات هم حتی نمی‌توانست جای آن را بگیرد. تشییع پیکر عبدالحسین پرتوی او ادامه داد: در دنیای امروز عکاسی خیلی آسان شده اما زمانی که پرتویی کار می‌کرد این ذهن و خلاقیت هنرمند بود که توانست او را بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی به استاد مسلم عکاسی تبدیل کند. او سال‌ها در یک آپارتمان معمولی بدون داشتن هیچ چشم‌داشتی با رنج و بیماری زندگی کرد و از هیچ‌کس هم توقعی نداشت. امیدوارم راه او برای کسانی که مشتاق ائتلای وطن هستند پر رهرو بماند و کتابی از کارهای او به چاپ برسد که شاهد بیان خاطرات دوستانش از دوران کاری او باشیم. امروز دوربین داغدار است در بخش دیگری از مراسم تشییع حسین پرتوی، علی مرادخانی –معاون هنری وزیر ارشاد- با بیان خاطراتش از دوستی با این عکاس گفت: سال‌های 59 تا 65 که من مدیرکل تولید فیلم وزارت ارشاد بودم، حسین پرتوی هرازگاهی به دیدن من می‌آمد و درباره عکس و عکاسی با هم صحبت می‌کردیم. مهمترین ویژگی او مهربانی و نگاه زیبا و شفافش به جامعه بود. خیلی وقت‌ها که صحبت می‌کردیم با اینکه یکی از بزرگترین کارها را در دوره انقلاب انجام داده بود اما در حرف‌هایش هیچ ادعایی نمی‌دیدم و همین بی‌ادعایی او را روز به روز بزرگتر کرد. او افزود: او با ثبت یک لحظه توانست برای همیشه در تاریخ جاودان شود. از همه مسئولان فرهنگی می‌خواهم از هنرمندان تا زمانی که زنده هستند قدردانی شود و ما هم بتوانیم در کنار زحماتی که آن‌ها کشیده‌اند تلاش کنیم. حسین انتظامی –معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد- نیز با تسلیت درگذشت حسین پرتوی گفت: رفتار ما در زندگی همیشه باعث بوجود آمدن قضاوت‌هایی می‌شود. من در طول سال‌های گذشته هیچ همکاری را به پاکی و درستی حسین پرتوی در حوزه مطبوعات ندیدم. او به هنر متعهد علاقه داشت و از آن برآمده بود. جامعه مطبوعات امروز عزیزی را از دست داد که امیدوارم مسیرش ادامه پیدا کند. امروز نه تنها ما بلکه دوربین هم که جسمی فیزیکی و بی‌جان است با روحی که هنرمندان به آن داده‌اند داغدار حسین پرتوی است. در بخش دیگری از این مراسم مهدی رحیمیان –استاد دانشگاه- بیانیه‌ای را از طرف انجمن عکاسان ایران، انجمن صنفی عکاسان مطبوعات و انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس درباره زندگی هنری و کار حسین پرتوی و تسلیت درگذشت او قرائت کرد. سیاوش فرزند حسین پرتوی در پایان گفت: از همه کسانی که آمدند و نیامدند، تشکر می‌کنم. او که قادر به صحبت کردن نبود با چشمانی اشک‌بار گفت: من فقط می‌خواهم از کسی تشکر کنم که در این هفت سال خیلی زحمت پدرم را کشید. سیاوش پرتوی به سمت مادرش رفت و دستانش را بوسید. در انتهای این مراسم هاشم طالب و عباس ملکی از هم‌دوره‌ای‌های حسین پرتوی به نقل خاطراتی از او پرداختند. در پایان پیکر حسین پرتوی بر دوش پرسنل نیروی هوایی ارتش به سمت قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) برای خاکسپاری تشییع شد. انتهای پیام

گزارش فارس آخرین تصویر پرتوی در قاب زندگی/ عکاسان ارج و قرب ندارند

admin 203

پیکر مرحوم عبدالحسین پرتوی عکاس نامدار انقلاب صبح امروز از مقابل خانه هنرمندان تشییع شد. به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس، مراسم تشییع جنازه مرحوم عبدالحسین پرتوی خالق عکس معروف همافران 19 بهمن 57 با حضور تنی چند از مسئولان، هنرمندان و جامعه مطبوعاتی از مقابل خانه هنرمندان تشییع شد. بنا بر این گزارش، دکتر علی ربیعی وزیر کار در ابتدای این مراسم گفت: پرتوی دو شخصیت فردی و اجتماعی داشت که برای همه ما دست‌آموز است، شخصیت اجتماعی او را با عکاسی و کارهای بزرگش می‌شناسیم. عکس‌های او ثبت نمادها در لحظه هستند و به راستی که تداوم‌دهنده یک لحظه در تاریخ ملت ایران هستند. وی افزود: متاسفانه ما نتوانستیم به عکاسان ارج و قرب خوبی نهیم، امروز ما به پاسداشت هنر عکاسی و هنر انقلاب و هنر یک عکاس انقلابی اینجا جمع شده‌ایم، تأثیر عکس معروف او وقتی چاپ شد این بود که  یک ملت باور کرد که می‌تواند پیروز شود. این عکس تزلزل در حکومت پهلوی و دربار ایجاد کرد. این عکس به حامیان شاه نشان داد که امیدی برای سرکوبی ملت ایران نداشته باشند. ربیعی ادامه داد: یک هنرمند می‌تواند با یک عکس تحول اجتماعی ایجاد کند و فکر می‌کنم پرتوی این کار را کرد. پرتوی برای جامعه مطبوعاتی ما یک نهاد است. ربیعی تصریح کرد: پرتوی مثل تمام کسانی که با هنر مطبوعات زندگی می‌کنند، سخت زندگی کرد. وی در پایان گفت: در دورانی که سردبیر بودم، پرتوی را می‌دیدم و خودم را از خانواده مطبوعات می‌دانم. امروز باید بگویم که باید بیش از پیش پشت هم باشیم. تسلیت می‌گویم به جامعه مطبوعاتی، خانواده مرحوم، هنرمندان و از طرف رئیس جمهور هم این ضایعه را تسلیت می‌گویم. احمد مسجد جامعی رئیس شورای شهر تهران سخنران بعدی این مراسم بود. وی در سخنانی گفت: همه ما متاسفیم برای از دست دادن یکی از عزیزترین چهره‌های هنری و رسانه‌ای. امروز 4 نسل از نویسندگان و عکاسان مطبوعات دور هم جمع شده‌اند. ما کمتر این جمع‌ها را در کنار هم می‌بینیم، از همکاران در دهه 40 بگیرید تا کسانی که شاگرد ایشان بودند، همه از پاکی و دوستی و صفای باطن او گزارش می‌کنند. او دلسوز برای وطن و خانواده و اصحاب رسانه بود که البته حاشیه‌ای هم نداشت. مسجدجامعی ادامه داد: همه مرحوم پرتوی را با عکس تاریخی و ارزشمندش می‌شناسند. این عکس اتفاقی نیست، امکان ندارد یک هنرمند بی‌مقدمه لحظه‌ای به این بزرگی را ثبت کند. این کاری که ایشان در قالب عکس انجام داده است را باید بیشتر به آن پرداخت و شرایط عکاسی آن روز به دقت بررسی شود تا ما بفهمیم که او چه کار بزرگی انجام داده است. مسلما نوشتن مقالات بسیار نیز نمی‌توانست گویای آن واقعه باشد. وی افزود: امروز عکاسی ما در عرصه بین‌المللی مطرح است و هر سال تعداد زیادی از عکاسان جایزه می‌گیرند، البته امروز عکاسی خیلی آسان شده، اما استاد پرتوی در شرایط سختی کار می‌کرد و عکاسی را به صورت تجربی آموخت و سر آخر هم استاد شد. دکتر انتظامی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد نیز در سخنانی گفت: همه ما در طول زندگی با نوع رفتارهایی که داریم مورد قضاوت قرار می‌گیریم. در طول این سال‌ها نیز هیچ همکاری را ندیدم که از ایشان با نیکی یاد نکنند. پرتوی برآمده از هنر متعهد بود و این هنر را در شرایط سخت اجتماعی نشان داد. وی افزود: من اینجا آمده‌ام تا سوگواری جامعه مطبوعاتی را به محضر خانواده آن مرحوم اعلام کنم و از طرف وزیر ارشاد هم به خانواده ایشان تسلیت می‌گویم. علی مرادخانی معاونت هنری وزارت ارشاد آخرین سخنران این مراسم بود. وی نیز در سخنانی گفت: زمانی که مدیر تولید فیلم وزارت ارشاد بودم هر از چند گاهی پرتوی می‌آمد و راجع به عکاسی مفصل صحبت می‌کردیم. مهمترین ویژگی او مهربانی و نگاه شفاف و زیبا به جامعه بود. او هیچ ادعایی نداشت با اینکه یکی از بزرگترین کارها را برای هنر انقلاب انجام داد. وی در پایان گفت: امیدوارم ما همیشه بتوانیم به عنوان مسئولان فرهنگی در زمانی که این عزیزان زنده هستند،‌قدر آنها را بدانیم. انتهای پیام/

مرادخانی در مراسم تشییع پیکر حسین پرتوی:فقط اهالی مطبوعات در قطعه نام آوران دفن می‌شوند

admin 249

علی مرادخانی گفت: بنا به درخواست انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، پیکر حسین پرتوی در قطعه نام آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده خواهد شد. به گزارش خبرنگار خبرگرای فارس، علی مرادخانی در مراسم تشییع پیکر حسین پرتوی، با حضور در جمع خبرنگاران گفت: بنا به درخواست انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، پیکر حسین پرتوی در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده خواهد شد. وی ادامه داد: قطعه نام‌آوران مربوط به کسانی است که از اهالی مطبوعات هستند، مشخصا فعالیت‌های فرهنگی انجام می‌دهند و جزو اندیشمندان و دانشمندان هستند. از زمانی که مرحوم بورقانی در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد تصمیم بر این شد که این رویه در پیش گرفته شود. معاون هنری وزارت ارشاد در خصوص  توجه به هنرمندان در زمان حیات‌شان اظهار کرد: امیدوار هستم تا زمانی که هنرمندان زنده هستند به آن‌ها رسیدگی شود. وقتی من در سمتم مشغول به کار شدم بیماری حسین پرتوی خیلی پیشرفت کرده بود و دوست داشتم هر کاری از دستم برمی‌آید برای اوانجام دهم. مرادخانی در پایان گفت: من دوست حسین پرتوی بودم. وقتی پرتوی آن عکس معروفش از واقعه 19 بهمن 57 را گرفت ، من در مدرسه علوی نگهبان بودم و بعدها فهمیدم تنها عکسی که از دیدار آن روز گرفته شده عکسی حسین پرتوی است. آن روز همه عکاسان را بیرون کرده بودند و فقط حسین پرتوی بود که توانست با عکسش آن اتفاق را جاودانه کند.

یادداشت: به احترام حسین پرتوی و نگاه او که ماند!

admin 374

امروز را هم مثل هر روزت مشغول روزمره گی ها ی ات به سر می بری که متن پیامک ها و تماس های از هر سوی دوستان عکاس تو را باز هم به خودت می آورد! خبر به همین کوتاهی است: حسین پرتوی رفت… تاریخ را که مرور می کنی می بینی یک شنبه است و 28ومین روز از دومین ماه سال 1393! کمی مبهوت می مانی و کمی بعدتر که به خودت می آیی نمی دانی که با شنیدن این خبر باید تسلیت گو باشی یا تبریک گو! به خانواده ای که نزدیک به هشت سال! برای نگهداری پدر با هزینه های سنگین از هیچ امری در مسیر مراقبت و درمان کم نگذاشتند. از هشت سالی سخن می گوییم که هر یک 365 روز داشت و هر روزش ساعت ها و ثانیه ها را در برای مریض داری مقابل چشمانت می گذاشت. شاید هم بایستی تسلیت گوی از دست دادن مردی باشیم که تا بود! هیچ کسی نتوانست اخلاق و رفتار و نگاه و سخت کوشی و سخت گیری اش را در عرصه کار حرفه ای و تلاش عکاسانه کتمان کند. وقتی خبر عروج روح حسین پرتوی را می شنوی در لحظه ای تمام آنچه را مرور می کنی که برش گذشت. تمام آنچه را که نجابت همسر و فرزندانش نگذاشت تا دیگری متوجه شود! حتی یادت می آید “پرتوی ” برای داشتن چند فریم از عکس های خودش هم که به سرویس عکس روزنامه کیهان مراجعه کرده بود، بایستی مبلغی پرداخت می کرد تا صاحب آنها شود. هم او که روزی تولیدشان کرده بود… البته از آنان که کیهان خیابان فردوسی خویش را بیش از کیهان عظیم خلقت باور کرده اند، چیزی جز این هم انتظاری نداری. از او که بعد سالها به عیادت عکاس روزنامه اش که رفت با یک تخته پتو رفت تا همگان بدانند دلجویی و حمایت از عکاس بازنشسته روزنامه کیهان برای مدیرمسئول این روزنامه چه جایگاهی دارد. از متن مقاله ای که با عنوان ” حسین پرتوی بیعت همافران با امام(ره) ” سالها پیش به احترام عظمت روح و شخصیت این مرد منتشر شد. از تصویری که چهره آرام این عکاس در بستر بیماری را زیر قطعه شعر ” الهی! مرا آن ده که آن به ” نمایش داد تا همه آنانی که اثر استاد را می شناسند، با چهره و احوال خالق اثر نیز آشنا شوند. خبر رفتن پرتوی 72 ساله را بعد از رفتن به وضعیت کمایی 24 ساعته – برخی – اینگونه نقل می کنند که: رفت و راحت شد! ولی کمی بیشتر فکر نمی کنند که آنچه تا بود پرتوی را ناراحت کرده بود چه بود؟ که با رفتن اش به راحتی رسید؟ انجمن های نیمه جان عکاسی و تقلاهای هر از گاهی آنان هم هیچگاه نتوانست بار سنگین این بیماری صعب فلج عضلانی را در چشم خانواده پرتوی سبک کند. البته در حافظه تاریخ بماند که پرتوی صاحب عکسی بود که سه مقام ارشد و بلندپایه نظام و حکومت را به نفی و تایید و تکریم واداشت و با این وجود سرنوشت عکاسش اینچنین غمبار به پایان رسید. عکسی که شاپور بختیار در عصر روز 19بهمن سال 1357 آن را ساختگی خواند و امام خمینی(ره)آن را تایید کرد و آیت ا.. خامنه ای رهبر انقلاب در سالها بعد-19بهمن 1386- با دستنوشته ای با مضمون” به یاد آن روز تاریخی و بزرگ ” آن را ستود! پرتوی آیینه تمام نمای تمام حرف ها و علاقه ها و رفتارها و حمایت ها و مسیرهایی است که سالها است مسئولین و انجمن ها و دانشگاه ها و عکاسان ما تجربه می کنند. پرتوی هم رفت مثل ابوطالب امام که رفت. مثل محمدعلی غریقی که بی صدا رفت و مثل بهمن جلالی که رفت و مثل محمد رازدشت که رفت و مثل من و شما هم خواهیم رفت و آنچه می ماند همین رفتارهایی است که از تفکر و گفتار و تربیت ما سر زده و خدمتی است که از جان نگاه ما بر جان جامعه نشسته است. یادمان باشد! مرحوم پرتوی دارای دوستانی مرد همچون: محمد صیاد و محسن رازدشت و بسیاری دیگر از تبار نسل خویش در عکاسی بود. هم آنانی که ملاقات های پیاپی و دلجویی های هر از گاهی شان به خانواده پرتوی جانی تازه می داد تا رنج روزهای سخت مریض داری را کمی قابل تحمل تر پشت سر بگذارند. محمد نوروزی و احمد نصیرپور و دیگرانی را می گویم که حرمت روزگار کار در زیر سایه دبیر سرویس عکس ساده زیستی چون حسین پرتوی را زیبا نگه داشتند و حق استادی را به جا آوردند. پرتوی در بین دوازده ماه سال تنها در بهمن ماه هر سال بود که دیده می شد و اغلب سراغی ازش می گرفتند، ولی هنوز تیتر روزنامه قانون را در اخرین اسفندی که دستگاه اکسیژن بالای تخت اش ریه های اش را به نفس کشیدن وامی داشت، از یاد نبریم که نهایت حقیقت آخرین ماه ها و روزهای پرتوی را زیبا نوشت: ” عکاس انقلاب تنها مانده است“. ماه هایی که هر یک 30 روز داشت و روزهایی که هر یک 24 ساعت را ثانیه به ثانیه در برابر نگاه ات می شمرد. با این حال ظرافت هایی چون اعطای نشان عالی هنرهای تجسمی در عکاسی به استاد فقید عکاسی حسین پرتوی از سوی دبیرخانه جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی در بهمن ماه 1387 تجلیلی موجه و درخور بود که انجام گرفت و این تجلیل نوعی قدرشناسی به بضاعت است اما دریغ از نام این استاد در پهنه وسیع بازار مسابقه های عکاسی و بیانیه ها و … ناگفته نماند که رفتن استاد پرتوی با مرور ریشه های بسیاری از رفتارهایی که بر ایشان گذشت، همراه بود. از فراخوانی که در آبان ماه سال 1387 در حمایت از این عکاس فقید منتشر شد و با وجود آثار بسیاری که جمع شد، به نمایشگاه منتج نشد! از موسسه صبا که چقدر برای پرداخت رقم اندک خرید دو قطعه از آثار استاد در اکسپوی عکس به دلیل تغییر مدیریت، امروز و فردا کرد! و از بسیاری رفتارها که مجال ذکر تک تک شان هر کجا باشد، اینجا نیست. شایسته تر آن است به آنانی بپردازیم که توفیق داشتند در انجام درک وضعیت موجود وقت، بی آنکه امروز و فردا کنند، کاری انجام دهند. از فرماندهی محترم نیروی هوایی که عیادت های تلفنی ماه به ماهش تا حضور مستمر و عیادت هرساله اش در بهمن ماه در ذهن خواهد ماند. آنانی که همچون: ریاست وقت سازمان تامین اجتماعی که در تامین دستگاه تنفس این عکاس فقید مشارکت کرد. از دکتر حمیدرضا شاه آبادی مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دکتر احمد مسجد جامعی ریاست شورای اسلامی شهر تهران که به قدر توان و توفیق اراده کردند و در آخرین بهمن ماه حیات پرتوی بر بسترش حاضر شدند. از تلاش صادقانه عزیزانی چون: سیاوش مقدم و مرتضی شعبانی که با تولید فیلم ” اتاق سفید “، اثری ماندگار برای مخاطبین علاقه مند خلق کردند. از حسن قائدی که جوانمردانه جایزه نقدی عکاسی خود را در پیش نگاه همگان به محضر استاد حسین پرتوی تقدیم کرد. از سیدعباس میرهاشمی که از هر آنچه که ممکن بود، دریغ نکرد و از سیدمحسن سجادی با اثر ماندگاری که از حضور دوباره همافران در مدرسه رفاه و تصویر استاد پرتوی در 19 بهمن ماه سال 1385 به ثبت رساند. از بی مهری ها هم جایی ندارد بگوییم چرا که نظرات نسل جوان پس از درج و نشر و پخش خبر درگذشت استاد حسین پرتوی در شبکه های اجتماعی  به اندازه کافی بازگوی درک این واقعیت است که او که حسین پرتوی بود، چنین بود، پس وای بر ما! به یاد جمله دوستی می افتم که در بین تمامی این نظرات ناگوار از نگاه جوانان امروز خوش درخشیده بود. فرزین گلپاد را می گویم که با انتشار عکسی از جناب استاد، نوشته بود: ساده بودی و چقدر سادگیت به دل می نشست. دلم برایت تنگ می شود پیرمرد… اصلا تمام حرف همین است که روح انسان وقتی بزرگ شود دل در گروی چیزی می بندد که تو دیگر چه بخواهی و چه نخواهی! زندگی را به گونه ای دیگر تجربه خواهی کرد. به گونه ای که دیگران در سایه این زیستن، دلتنگ ات می شوند. عکاس فقید پرتوی از تبار آنانی بود که دل در گرو باوری بسته بود که عزت را در دل بستن به پروردگار دیده بود و به همین جهت بود که زندگی را ساده زیست، ساده دید، ساده گفت و ساده رفت تا دل های همجنس خود را به دور از تعارف و تملق بیقرار خود کند. پرتوی را با تکریم صبح سه شنبه 30 اردی بهشت ماه سال 1393 از مقابل خانه هنرمندان تشییع خواهند کرد تا امانت اهل آسمان را به زمین بسپارند. امانتی که در نسل نوظهور عکاسی و در دهه چهارم انقلاب می توانستیم شبیه به ایشان را پرورش داده و تربیت کنیم و متاسفانه! اینقدر مشغول خودمان شدیم که از این مهم غفلت کردیم. غفلتی که شاید!  تشییع ما را با دست هایی که نیستند از همین امروز برای مان رقم می زند! هنوز صدای پیامک ها به گوش می رسد. پیامک هایی که بار محتوایی عمده آنها خبر از آرامش دستگاه پرسر و صدایی دارد که سالها بالای سر استاد، برای چشم چرخاندن استاد فقید عکاسی انقلاب تلاش کرد و ریه های خسته اش را  از اکسیژن زیبایی مرگ لبریز کرد تا چرخش این چشم ها –دلبرانه- با همسری که هشت سال از کنار تخت ایشان جدا نشد، انگیزه زا باشد و عشق آفرینی کند. همسری که تنها به قدر یک تبریک عید نوروز ساعتی به دیدار مادر می رفت و آشفته بازمی گشت تا “حسین” اش تنها نماندو معذب نشود. نام او را هم در فهرست روسپیدان بنویسیم. روسپیدانی که معشوق بودند و عاشقی کردند. نام سیاوش پرتوی و خواهرانش را و خانواده های شان را که آنان هم در طول این سالها روسپید ترین اند. سالهایی که 365 روز داشت و همه تلاش شان این بود که این روز نرسد ولی مگر می شود با وعده الهی موافق نبود که: همه از اوییم، و به سوی او باز می گردیم! مهدی سروری/ مدیر مسئول پایگاه عکس چیلیک

بنر کتاب عکس

لایت روم