نشست دوسالانه عکس « سرمایه اجتماعی » برگزار شد

نشست « سرمایه اجتماعی » راهی به سوی توسعه پایدار با وجود عدم همکاری دانشگاه گیلان، با حضور کارشناسان فرهنگی در محل دفتر موسسه سبزکاران برگزار شد.

صبح دی روز که قرار بود بر اساس هماهنگی های انجام شده نشستی در تالار حکمت دانشگاه گیلان با عنوان سرمایه اجتماعی، راهی به سوی توسعه پایدار برگزار شود، با مخالفت معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان برگزار نشد.

نشست سرمایه اجتماعی از سلسله نشست های سومین دو سالانه ملی عکس سرمایه اجتماعی بود که با توجه به نیاز جامعه و کمبودهایی که در عرصه سرمایه اجتماعی وجود دارد توسط انجمن علمی صنایع شیمیایی، انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه گیلان و موسسه سبزکاران برنامه ریزی شده بود.
در دوران و زمانی که نیاز جامعه از نظر فرهنگی به سرمایه اجتماعی و افزایش آن و حتی دیده شدن اندک سرمایه باقی مانده و گسترش آن و ماموریت ذاتی دانشگاه در این حوزه چرایی مخالفت معاونت فرهنگی دانشگاه سوال بزرگ داشت.

آیا دانشگاه هم دچار بیماری دیده شدن آن هم با گذاشتن یک نشان / لوگو شده است؟
بعد از این وقفه یک ساعته جمعی از مهمانان و سه سخنران الوند رضازاده، مصطفی قامتی و نسیم طواف زاده به دفتر موسسه سبزکاران بازگشتند و پای صحبت سخنرانان در نظر گرفته شده، نشستند.

افشین میرزایی دبیر سومین دوره جشنواره ملی عکس سرمایه اجتماعی در ابتدای این نشست گفت: تلاش داریم به‌صورت کمی و کیفی کاری کنیم تا اذهان را با مقوله سرمایه اجتماعی آشنا کنیم و نشست امروز نیز بدین منظور طراحی شده بود.
او ادامه داد: وقتی بخواهیم برای خوشایند دیگران زندگی کنیم نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی را نمی‌شناسیم.
میرزایی در توضیح اینکه چرا موسسه سبز کاران در این کار مشارکت دارد گفت: وقتی سرمایه اجتماعی بالا رود میل به مشارکت اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و حفظ محیط  زندگی نیز اهمیت پیدا می‌کند.

سپس پنلی با حضور نسیم طواف زاده، الوند رضازاده و مصطفی قامتی تشکیل شد.

نسیم طواف زاده: دنیای که در آن زندگی می کنیم مسایل پیچیده ای دارد که مواجهه با آن برای یک نفر یا یک گروه به تنهایی امکانپذیر نیست. حل مشکلاتی مانند بحران آب، آلودگی محیط زیست، ترافیک و فقر، نیاز به تلاش و همکاری تمام مردم و گروه های حاضر در حامعه دارد. سوال اصلی که شاید در اینجا لازمه بهش بپردازیم اینه که نظام آموزشی ما (مدرسه و دانشگاه) چقدر افراد (دانش آموزان و دانشجویان) را برای فضای همدلی و همکاری آماده می کند؟ نظام آموزشی که بر مبنای تشدید رقابت و انگیزه های بیرونی ناشی از آن طراحی شده، دانش آموزانی رقابتی و تک رو تربیت می کند که حاضر به اشتراک دانش و همکاری برای پیشرفت با همراهی دیگران نیستند.
مدیرعامل موسسه سبزکاران گفت برای مواجهه با مساله های پیچیده ای که در جامعه با آن ها مواجه هستیم، نیاز به آموزش هایی داریم که بر موفقیت جمعی تاکید داشته باشد و هر کسی یاد بگیرد که موفقیتش در قبال موفقیت دیگران است.

در چنین الگویی، توانمندی یک هم کلاسی یا همکار بعنوان تهدید دیده نمی شود. توانمندی های یک هم کلاسی، یم دوست و یک هم کار، فرصت هایی برای رشد هستند. از توانمندی های یکدیگر استفاده می کنیم تا مشکلاتی را که با آن ها مواجه هسیم به بهترین شکل حل کنیم و فرصت هایی را که در اختیار داریم به بهترین صورت استفاده کنیم.
یکی از جنبه های مهم در توسعه پایدار اجتماعی استفاده از مفهوم سرمایه در وجه اجتماعی آن است که نشانه پویایی و رشد است.
او می گوید: در صورت فقدان سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها (انسانی، مالی و …) اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می نماید. از این رو مووع سرمایه اجتماعی بعنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب می شود. وجود سرمایه اجتماعی پیوند دهنده (درون گروهی) و تنزل سرمایه اجتماعی متصل کننده (برون گروهی) شاید بتواند تبیین کننده میزان پایین اعتماد اجتماعی در بین افراد جامعه باشد (یعنی هر چه از خانواده گروه های دوستی، اقوام و همسایگان دورتر شویم، حلقه اعتماد تنگ تر می شود)

ایشان با اشاره به جای خالی خانم حلاج زاده گفت قرار بود که ایشان در نشست امروز مفهوم سرمایه اجتماعی را باز کنند که متاسفانه بدلیل تغییر مکان، نتوانستند کنار ما باشند.
یکی دیگر از واژه هایی که تعاریف متفاوتی از آن شنیده می شود، سرمایه اجتماعی است، از منظر من سرمایه اجتماعی، مجموعه منابعی است که در ذات روابط سازمان های اجتماعی جامعه وجود دارد و بر رشد شناختی و یا اجتماعی افراد، موثر است. سرمايه اجتماعي عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبكه‌هاي ارتباط اجتماعي كه در جامعه موجودند و نيز ميزان اعتماد و همكاري ميان روابط موجود.
بطور کلی میزان سرمایه اجتماعی در هر جامعه ای نشان دهنده میزان اعتماد افراد به یکدیگر است. بطوری که در مواقع بحرانی می توان برای حل مشکلات از سرمایه اجتماعی بعنوان اصلی ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرآیندهای موجود سود جست.

نسیم طواف زاده گفت سرمایه اجتماعی مجموعه ای از نهادهای زیربنایی اجتماع نیست، بلکه حلقه اتصال دهنده آگاهانه افراد در قالب نهادها، شبکه ها و سازمان های داوطلب است. توجه به نقش مهم سرمایه اجتماعی تاثیر مطلوب و کارسازی بر رسمی ترین روابط نهادی و ساختارهایی مثل دولت، رژیم سیاسی، حاکمیت قانون، سیستم قضایی و آزادی شهروندی دارد.
از این رو شناخت عوامل موثر بر در تقویت و ضعف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد.
یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و همزیستی است.

معیارهای شناخت سرمایه اجتماعی

  • اعتماد عمومی به یکدیگر
  • اعتماد به نهادهای مردمی
  • اعتماد به نهادهای دولتی
  • مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت های داوطلبانه در تشکل های اجتماعی، خیریه ای، مذهبی، اتحادیه ها ، انجمن های صنفی و ….
  • آگاهی به امور عمومی، اجتماعی و سیاسی
  • وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی ها برآیند

طواف زاده با اعلام اینکه مشارکت به انواع مکانیزم هایی اطلاق می شود که افراد در یک گروه اجتماعی یا عموم مردم در یک جامعه، بتوانند در ارتباط با تصمیم های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی ابراز نظر کرده و به نوعی در امور مربوط به خود سهیم باشند. به عبارت دیگر، مردم بتوانند در آنچه بر زندگی آنها اثر می گذارد نقش داشته باشند و به نوعی شراکت فکری، مالی و یا اجرایی داشته باشند. در این منظر مشارکت عمومی یک حق و یک مسئولیت است.
مشارکت یک طیف گسترده است نه یک نقطه که بگوییم اکنون به مشارکت رسیده ایم و تمام شده است.
در طول سالیان مفهوم مشارکت نیز مانند دیگر مفاهیم در علوم اجتماعی به روز رسانی شده و از مسیر برای مردم (یک سری از مدیران و اساتیدی وجود دارند که خیر و صلاح ملت را می دانند و برای شان برنامه ریزی می کنند و آن ها نیز باید همراه شوند) تا با مردم (یکسری از مدیران و اساتید برنامه ریزی می کنند و بخشی از فرهیختگان جامعه را نیز به کار می گیرند که نظرسنجی صورت گیرد تا با مردم کار به سرانجام برسد) و توسط مردم (این باور که مردم می دانند که چه می خواهند و با مشورت بهترین راه را برمی گزینند و خود سرمنشاء تغییر می شوند) در حرکت بوده است.

من می خوام بیش ترین در مبحث توسط مردم متمرکز بشم که این بیش ترین میزان سرمایه اجتماعی را نیاز داره و بازتولید می کنه، می خوام باهام همراه باشین به روستای نای بند در نزدیکی شهر طبس، در این روستا کسی به نام خاله مرضیه وجود داره و تمام اتفاقات روستا حول خاله مرضیه می چرخه، برای تمام مردم روستای نای بند تا طبس خاله مرضیه است. تمام جوانان روستا عروسی هاشون، مشکلات شون، مدرسه رفتن هاشون، بابا نمی گذاره بره مدرسه … همه با مساعدت خاله مرضیه حل میشه … آشنایی من و خاله مرضیه در پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و حفاظت از زیستگاه هاش بود، اتفاقی که افتاد ما در روستا می خواستیم یک شرکت تعاونی شکل بدیم که دختران روستا بتوانند از لیف خرمایی که قبلا هم استفاده می کردن، با مدل جدیدی استفاده کنند و ساک های جدیدی ببافند … هرکاری که می کردیم بعنوان آدم های بیرونی نمی تونستیم آدم ها راحت کنار همدیگه جمع کنیم … بدلایل مختلفی بود بحث اعتماد بود، دختران روستا مهارت ارتباطی نداشتند و داستان های دیگه …. خاله مرضیه وقتی به ما اعتماد کرد که ما به نفع آن جامعه هستیم … کمک کرد (بدون اینکه خودش سهمی در اون پروسه داشته باشه) دخترهای روتا گروهی را شکل بدن و خوشبختانه آموزشگر صنایع دستی را آوردیم و این ها تونستند مدل های جدیدی از کیف را ببافند که با ذخیره در نمایشگاه ها ببینید … اسم شون را گذاشتند ذخیره چون می خواستند ذخیره باشند …

از یزد بیایین گیلان بریم صومعه سرا نزدیک تالاب توی یکی از روستاها ما یک حسن آقا داشتیم  … خیلی دوست داشت دهیار روستا بشه بنا به دلایل مختلفی نتونسته بود ولی همه کار اجتماعی روستا با ایشون انجام می شد …اتفاقی که در این روستا برای ما افتاد و شاید این هم نوعی بشه بعنوان مشارکت ازش اسم برد و بعنوان یک شاخصه نگاش کرد … تونست آدم های روستا را با هم متحد کنه چون روستا دو سطح داشت یک سطح ثروتمند و یک سطح فقیر … زمینی را به برنج نهار تاسوعا و عاشورا و غذای نذری اختصاص بدن و یک گاوداری درست کردن و تعدادی مرغ و جوجه که غذای نذری را از اون می دادن و هیچ کسی غذای عاشورا را به تنهایی نمی پخت … همه برای اون زمین و گاوداری تلاش می کردن و اتفاقی که می افتاد این بود که همه در آن فرآیند مشارکت داشتند و آن را مال خودشان می دیدند. فرآیند رفت به سطحی که آدم ها تونستند با مشارکت همدیگر ساختار ورزشی روستا را درست کنند بعد با مشارکت همدیگه شرکت تعاونی بسته بندی درست کردند و …. بریم جنوب روستای شیب دراز این روستا برای لاک پشت های پوزه عقابی مهم ترین روستا است، لاک پشت ها در این روستا گذاشته میشه و اگر ما نتونیم مهارت مردم روستا را برای زندگی بهتر ، بیشتر کنیم با استفاده بیش از حد از تخم و گوشت لاک پشت این حیوان سبب انقراض اون میشن …. در این روستا هانیه خانمی بود که سطح سوادش دوم دبستان بود …. مادر 8 بچه در یک جامعه سنتی که همسر هم نداشت .. یک پروژه در اونجا اجاره می شد برای حفاظت از لاک پشت پوزه عقابی …اومدن کم کم زن ها را پیدا کردن …18 شرکت تعاونی زنان تو این روستا و روستاهای اطراف تشکیل شده … حوزه شون هنر در خدمت طبیعته … سوزن دوزی های زنان روستا برای حل مشکلات معییشتی خانواده و حفاظت از لاک پشت پوزه عقابی بکار گرفته شد … که این انتقال پیدا کرد به سیستان و بلوچستان و یک روستای مرزی و گروهی بنام دختران خورشید … در جامعه ای بسیار مرد سالار زنان خورشید سوزن دوزی بلوچی می کنند و بخشی از درآمدشون صرف زنان روستای خودشون و اطراف میشه برای حفظ منابع آب و استفاده بهینه از آب و نجات تالاب های هامون  …. بریم پیش ام لیلا در خوزستان … یک گروهی از جوانان دزفولی شروع کردن درباره قتل های ناموسی کار کردن جامعه به شدت این ها را طرد کرد و این بچه ها مهارت مشارکت گرفتن را بدرستی نداشتند و چون رفته بودن بیرون تحصیل کردن و باز گشتند جامعه نسبت بهشون مقاومت داشت این جوان ها از فضای جامعه دور شده بودن و موضوع خیلی خاص و حساس بود … کاری که ام لیلا برای این جوان ها کرد … این بود که خودش و فرزند شهیدش را کنار این ها نگه داشت و مقاومتی ایجاد کرد برای این بچه ها که بتونن جامعه سنتی را بپذیرن و بتونن همکاری و شکل های جدیدی از مشارکت را فرا بگیرند و برای این که برسن به هدفشون و جلوی قتل های ناموسی را بگیرن کارهای ریشه ای را در جامعه شون شکل دادن …. در روستاها دوره های پیش از ازدواج برگزار کنند مهارت های همزیستی را یاد بدن … و برای آخرین مورد مساله ای که به همه نزدیک بوده مورد تالاب عینک و شهر رشت هست برای همگرایی آدم هایی که خیلی هاشون کار را مسئولیت خودشون نمی دونستند و حتی با هم تقابل داشتند که تقابل شان این روزها در خبرگزاری ها ببینید …

اگر بپذیریم که این مشارکت سرمنشاء تغییر است و بپذیریم که بدون آن سایر عناصر بدرستی کار نمی کنند، می بایست زیرساخت ها و مراحل پذیرش آن را در اذهان عمومی و بخصوص مدیران آماده نماییم.

تشکل ها بعنوان تسهیل گران و ناظران عملکرد دولت، در روند اداره امور جامعه نقش اساسی دارند و محملی برای تحقق پایداری توسعه هستند و مردم را بهم پیوند بدن … وقتی مردم با هم پیوند بگیرند می تونند صدا داشته باشند حرف هاشون شنیده بشه و دیده بشن … وقتی آدم ها دیده می شن و صداشون شنیده میشه می تونند سبب تغییر بشن و می تونند اتفاقات خوبی را شکل بدن ….

درس آموخته من از بررسی سال ها مشارکت در تشکل های اجتماعی به شرح زیر است:

  • در مشارکت نیازی به دستیابی به اهداف یکسان و یا حتی مشترک نیست، و لازم نیست مشارکت را یک رابطه صفر و یک یا سیاه و سفید ببینیم.
  • خیلی اوقات می توان با وجود اهداف و ارزش های متفاوت، فصل مشترک هایی را پیدا کرد یا قسمتی از مسیر را با هم طی کرد.
  • مهم این است که در نهایت همه احساس برنده بودن کنند: هم طرفینی که به نوعی با هم تعامل دارند و هم جامعه پیرامونی آنها (به عنوان برنده سوم)
  • خیلی اوقات روابط برنده-برنده در قالب یک تبانی به راحتی شکل می گیرد، ولی ممکن است این تبانی دو طرفه به نفع مشتریان، کارکنان یا سایر ذینفعان عمومی نباشد. ما، علی رغم اینکه هر یک به راه خود رفتیم، توانستیم به گونه ای با هم مشارکت کنیم که در نهایت به نفع همه شد.

الوند رضازاده:
امروز بعنوان یک کارشناس فرهنگی می خوام با شما صحبت کنم.
چنین جشنواره هایی دو اهمتی ویژه دارند یکی اینکه توسط یک سمن بگزار می شوند و این فهمیت، پختگی و احساس نیاز در یک سمن ایجاد شده که باید دست بگذارم بر مقوله ای که جز بحران ها و کمبودهای شدید جامعه ما است. دومین مساله موضوع جشنواره است
دانشگاه جایی است که باید مثل خونه ما باشد، با اتفاقات چند روز اخیر و اتفاقی که امروز افتاد می بینیم در جهان سوم دانشگاه خونه آدم ها نیست، این باعث تاسفه جایی که باید سرمایه اجتماعی، سرمایه نهادی و سرمایه فرهنگی را افزایش بده و امروز مساله ای که می شد به راحتی با تدبیر معاون فرهنگی دانشگاه به سرانجام برسه به انجام نمی رسه و باعث تاسفه … نباید به خیلی از چیزها عادت کنیم
جشنواره ها بهانه اش سه جایزه ای نیست که اهدا میشه و دور هم آدم ها جمع میشن
الان چند روزی است که هر بار می خوام تلگرام را بازم کنم با اضطراب باز می کنم، روزی نیست که خبری ناراحت کننده درباره کودکان زیر 3 سال داشته باشیم و این اتفاق اخیر در شهر فرهنگی رشت بسیار ناراحت کننده بود

موضوعی که این تشکل انتخهاب کرده بسیار مهمه، ما به جشنواره های شکلی عادت کردیم و اکنون در ماهی هستیم که تعداد زیادی جشنواره ها  و سوگواره هایی با موضوع برگزار میشه، شما موضوع را می بینید عکس ها را می بینید اما هیچ اتفاقی در شما نمی افتد فقط شکل است و من با فرم و شخصیت موافقت بیشتری دارم، چیزی که در جامعه ما کمتر دیده می شود. ما با تیپ های مختلف افراد مواجه هستیم نه با شخصیت شکل گرفته اون ها …

واژه culture  یا فرهنگ را سر ادوارد بارن تیلور انگلیسی انتخاب کرد، وازه ای که ریشه اش در کشاورزی و زنبورداری است. ایشان یک تعریف کلاسیک دارند که تعریف کاملی است فرهنگ را مجموعه پیچیده ای از آداب، سنن، رفتارها، عقاید خوراک پوشاک دست سازها و حتی تمدن می دانندد که فرد بعنوان عضوی از جامعه آن را یاد می گیرد و آن را به کسان دیگر انتقال می دهد یعنی فرهنگ باید پویا باشد، فرهنگی که پویا نباشد آن جامعه دچار رکود فرهنگی سپس رخوت فرهنگی و در نهایت مرگ فرهنگی میشه جامعه بسته دچار فرهنگ بسته است. کره شمالی نمونه بارز یک جامعه بسته است …

فرهنگ 7 جزء اصلی دارد و شما بعنوان هنرمند حتما بهش فکر کنید
هنجارها آداب و سنن و عرف را می نامند
نمادها معناهای مقدسی در همه جامعه دارند
بینش ها رهبران و حاکمان هدایت می کنند و بایدها و نباید ها را تعیین می کنند (بینش اجتماعی
ارزش ها هستند که بایدها و نبایدها است
نقش ها هر کدوم از ما نقش های متفاوتی دارند و با اون ها با جامعه ارتباط می گیرند
علوم فنون هستند که فرهنگ زیست و ارتباطات روستا را تغییر می دهد
ساختارها است که نظم دهنده روابط افراد، گروه ها، جامعه و حاکمیت ها با آن ها است
مهم ترین دستمایه هنر هنجارها است …
وی با اشاره به موضوع اهورا در رشت، آیا اسم همسایه های مان را می دانیم و باهاشون مراوده داریم؟ و نیز روابط فرهنگی عکاسان با یکدیگر اعلام داشت این ها فاجعه ای است که در ساختار فرهنگی ما شکل گرفته است این نشان می دهد که در جامعه ما سهم مشارکت،همدلی و همراهی پایین است.
پیتر بوردیو سرمایه فرهنگی را سه بخش می کند سرمایه بدنی و فردی،  سرمایه عینی و سرمایه ضابطه ای و نهادی که شما بدستش میارید. سرمایه بدنی و فردی خودتونین آن چه هستید،  سرمایه عینی آن چیزهای فرهنگی است که نمود عینی دارند مثل دانشگاه، سینما، فرهنگسرا مرکز موسیقی، مرکز تئاتر … در هر جامعه ای بیش تر باشه نمود عینی اش بیش تره
سرمایه ضابطه ای و نهادی چیزی است که بدست می آید مهارت های کسب شده را در راه هنر یا فرهنگ بدست می آورید …

فرهنگ مهمترین چسبی است که یک ملت را به هم متحد نگه می دارد. فرهنگ هویت شما را تشکیل می‌دهد امنیت کشور را می سازد هویت تاریخی دینی فسلفی شما را شکل میده اگر ما با استان های همجوارمان بده بستان های فرهنگی درستی نداشته باشیم، این همه جوک قومیتی، جنسیتی که می گوییم چسب فرهنگی مان را ضعیف می کنیم.
او با اشاره به افزایش تعداد دانشجویان و دانشگاهیان گفت این دلیلی بر کیفیت نیست … ما در جوامع انواع سرمایه ها را داریم و ازش غافلیم و کدام آن ها اثرگذاری بیش تری دارد، رضازاده با اشاره به افزایش تعداد دانشگاه و افراد به‌ظاهر تحصیل‌کرده گفت: به‌ظاهر سرمایه انسانی بالایی داریم اما نمود افراد تحصیلکرده در زندگی زیاد نیست. دانشگاه رفتن دلیلی بر شهروند خوب تر شدن نیست. سطح سواد همدلی نمی آورد.
هنرمندان سرمایه اجتماعی را در یکسری قاب های خاص نبینید، کشور ما حجم زیادی از سرمایه های فرهنگی آبداب و سنن دارد، کشف شان کنید پیدا کنید فعالش کنید و بازسازیش کنید
سمن ها چشم و وجان جامعه هستند به شرط آن که به معنای واقعی سازمان های غیردولتی باشند.
رضازاده از عکاسان خواست که در این پروژه سرمایه اجتماعی فضاهایی را از دست ندین به انجمن‌ها، خیریه ،مساجد ، کلیساها و قهوه‌خانه روستایی و بازی‌های بومی توجه بیشتری داشته باشید.
هنر قطعه کوچکی از پازل بزرگ فرهنگ است. هنر فرآیند یا اثریه که برگرفته از احساس و عطوفت هنرمند است، اثریه که خلق می کنه تا بر حس دیگران تاثیر بگذاره و مفهومی ایجاد کند یا مفهومی را القا یا تشدید کند ..
هنرمند کسی است که بتواند بر روی جامعه اش اثر بگذارد این جامعه می تواند خانه محله، شهر، استان یا کشور باشد … ما هنرمند بسیار اندک داریم.
رئیس انجمن عکاسان گیلان، هنر را فرایندی برگرفته از احساس هنرمندان برای تأثیرگذاری عنوان کرد و گفت: در کار هنری به سه رسالت هنری تخیل ، چندوجهی و روح اثر و منشوری بودن توجه کنید.
هنرهای دستی – تجسمی، نقاشی، موسیقی، معماری، ادبیات، تئاتر، سینما، رقص و بازی های بومی و محلی است که این موضوع آخر در خود نشانه های عمیقی از سرمایه اجتماعی دارد.
عکس زبان تصویر است و زببان تصویر با روح انسان ها ارتباط داره و برای همه قابل فهم هست

مصطفی قامتی:
مقوله سرمایه اجتماعی دامنه های گسترده ای دارد. اجتماع متشکل از همه ماها و متاثر از فرهنگ داخلی که در طول زمان برای ما شکل گرفته با ورود فرهنگ های دیگر … مسیر پیدا می کند.
مصطفی قامتی رئیس هیات کوهنوردی نیز یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود. او بابیان اینکه بینش مشترک به جایگاه بهتر منتج می‌شود. گفت: سرمایه اجتماعی  به زندگی بهتر در کنار موضوعاتی مانند ورزش و محیط‌زیست کمک می‌کند. قامتی کوهنوردی ورزش راه و روش زندگی عنوان کرد و گفت: کوهنوردی برگرفته از هیچ تشویق بیرونی مانند مدال و جایزه‌ نیست بر اساس حس درونی به سمت جذب می‌شوند.
او با بیان اینکه مشارکت با وجود اعتماد شکل می‌گیرد، گفت: مقولات اجتماعی مانند پازل است که حلقه اتصال آنها باید پیدا شود.
عکس ها: نریمان قربانی

منبع: پایگاه عکس چیلیک





دیدگاهتان را بنویسید