«نقرس» نتوانست زندگی را از «مهدی» بگیرد

operator 8

منبع: تابناک – این مجموعه را «مهدی حسینی»، عکاس مستند در قاب تصویر ثبت کرده است و در توضیح آن نوشته: مهدی صبوحی متولد کرمانشاه از 20 سالگی مبتلا به بیماری نقرس شد. او علم گیاه شناسی را به صورت تجربی فرا گرفت و توانست با بهره بردن از این دانش پس از گذشت 57 سال بوسیله جوش شیرین و خوردن روزانه دوکیلو میوه روند بیماری خود را کنترل کند. براساس نظریه پزشکان افرادی که در سنین جوانی تا دوره میانسالی دچار عارضه نقرس می‌گردند، بر اثر اسید اوریک و تشکیل کریستال در مفاصل که سلول های ایمنی بدن آنها را مهاجم تلقی کرده و می‌خورند، در نهایت با عفونی شدن کلیه و کبد در زمانی کوتاهی جان خود را از دست می دهند. او می گفت که استفاده زیاد از مشروبات الکلی در سالیان گذشته با درصد بالا باعث تشدید بیماری‌اش شده است. مهدی در سالهای اخیر در خانه اجاره‌ای در آبیک قزوین به تنهایی اسکان داشت و خانواده اش او را ترک کرده بودند. وی در سه سال گذشته در ماشین شخصی زندگی کرد و در نهایت در سال 2016 در بیمارستان سپیر فوت کرد و در قبرستان اقلیت‌های مذهبی در جنوب تهران (خیابان خاوران) دفن شد.

پیرامون دومین جشنواره ملی عکس «من و شهر؛ زشت و زیبا» در گفتگو با دبیر اجرایی جشنواره

operator 16

منبع: وقایع استان – پیشنهاد سردبیر » پیرامون دومین جشنواره ملی عکس «من و شهر؛ زشت و زیبا» در گفتگوی «وقایع استان» با «سید مهرداد شریفی» دبیر اجرایی جشنواره /رو در رو با شهر سمیه انصاری فر *** عکس یک رسانه مهم و تاثیر گذار در دنیای امروز است و از ظرفیت های آن می توان در بخش های مختلف از جمله فرهنگی و اجتماعی استفاده کرد. برگزاری روزافــزون نمایشگاه ها و جشنواره های متعدد عکس در شهرهای مختلف نشان دهنده اهمیت این بخش در عمومی تر کردن موضوعات اجتماعی و ایجاد حساسیت در جامعه چه در میان مسئولین و چه مردم است. در استان مرکزی نیز برگزاری جشنواره های عکس با موضوعات مختلف و علاقه جوانان به عکاسی و وجود عکاسان حرفه ای و مطرح در سطح ملی و بین المللی نشان می دهد که عکس بعنوان یک رسانه جایگاه خود را پیدا کرده است. در این میان ارگان ها و سازمان ها نیز در راستای اهداف و وظایف ذاتی خود به دنبال استفاده از این ظرفیت بالقوه برای آگاهی بخشی در سطح جامعه و نقد عملکرد خود هستند. سال گذشته بود که شهرداری اراک به عنوان مدیریت شهری این کلانشهر جشنواره ای را با نام «اولین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» برگزار کرد تا همانطور که از نام آن برمی آید از دریچه نگاه عکاسان به زیبایی ها و زشتی های شهر بپردازد. هم اکنون این جشنواره در آستانه برگزاری دوره دوم خود است به همین بهانه گفتگویی با سید مهرداد شریفی دبیر اجرایی این جشنواره داشته ایم. او یکی از عکاسان باسابقه و مطرح استان است. شـــریفی در خصوص جشنواره و هدف برگزاری اش می گوید: هم اکنون فراخوان «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» با محوریت شهری و شهر اراک در سه بخش شهروندی (غیرحضوری)، ملی و بومی (هر دو به صورت حضوری) منتشر شده است. وی افزود: هدف از این جشنواره استفاده از رسانه عکس جهت بازنمایی محاسن و معایب شهر اراک است و در واقع برگزار کنندگان به دنبال این هستند تا نشان دهند چقدر عکس می تواند در این مسیر کارآمد باشد و از آن استفاده بهینه ببرند. این هنرمند عکاس ادامه داد: بنا به همین رویکرد در دو بخش حضوری و غیرحضوری موضوعاتی در نظر گرفته شده است از جمله شهر و آسیب های اجتماعی، حمل و نقل و ترافیک، فضای سبز شهری، مدیریت پسماند، ایمنی و آتش نشانی در بخش غیرحضوری و زیبایی ها و جاذبه های شهر اراک همچون (بازار تاریخی اراک، اماکن مذهبی، نمادهای داخلی و بیرونی، مساجد، تکایا، زیارتگاه ها، بناهای تاریخی، خانه های قدیمی، المان های شهری و …) در بخش حضوری آن مدنظر است. شریفی در توضیح این دو بخش و تفاوت هایش می گوید: این جشنواره ملی است و عکاسان سراسر کشور می توانند در آن شرکت کنند؛ اما با این تفاوت که امسال در بخش حضوری آثار عکاسان بومی و غیر بومی به طور مجزا داوری می شود. وی ادامه داد: در بخش غیربومی متقاضیان شرکت در جشنواره باید رزومه خود را به دبیرخانه جشنواره ارائه دهندکه بعد از بررسی آن و گزینش نهایی عکاسان منتخب برای حضور در تور دوروزه عکاسی در اراک معرفی می شوند. عکاسان بومی یعنی عکاسان اراک و استان نیز به همین منوال در دور روز جشنواره از اراک با لحاظ عناوین ذکر شده آن عکاسی می کنند و در نهایت آثارشان به طور جداگانه بررسی و ارزیابی می گردد. دبیر اجرایی «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» توضیح داد: علت این تفکیک این است که عکاسان شهرمان اشراف بیشتری بر موضوعات جشنواره دارند و این در کیفیت کارشان تاثیر خواهد داشت بنابراین سعی کردیم با این کار فضای جشنواره را عادلانه تر کنیم. شریفی در مورد بخش غیرحضوری گفت: در این بخش که عنوانش شهروندی است همه عکاسان بدون گزینش خاصی می توانند شرکت نمایند و عکس های خود را به این بخش ارسال کنند. وی با بیان اینکه چشم انداز این جشنواره تداوم و استمرار در سال های بعد است، ادامه داد: سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری اراک با توجه به حیطه کاری خود که پرداخت به مسائل فرهنگی، ورزشی و اجتماعی است به دنبال استفاده از ظرفیت های هنرهای مختلف بعنوان عنصر و ابزاری مهم و تاثیرگذار است و در این میان عکس به دلیل بیان موجز و واقع گرایانه اش یک فن هنر مورد توجه است. شریفی افزود: در واقع هدف برپایی این جشنواره علاوه بر خلق آثار هنری ماندگار و تاثیر گذار ایجاد ارتباط دو سویه هنرمندان خلاق و استفاده از ظرفیت‌های آنها در ساخت شهری مناسب در راستای آموزش و ترویج فرهنگ شهروندی و شهرنشینی است. وی ادامه داد: امسال دومین سال برگزاری این جشنواره است و تمام تلاش این است که در امتداد اهداف جشنواره سمت و سوی هنری و عکاسانه خود را حفظ کند و در این راستا می توان هر سال به تجربیات مفیدتری نسبت به گذشته دست یافت. دبیر اجرایی این جشنواره افزود: برای نیل هر چه بهتر به اهداف تعریف شده جشنواره، پسندیده است که علاوه بر عکاسان، عموم مردم نیز در تقابل با آثار تولیدی آنان قرارگیرند. دوره قبل علاوه بر برپایی نمایشگاه از آثار برگزیده، کتابی نیز ازاین آثار منتشر شد و همچنین عکس ها به صورت مجازی نیز در وب سایت های معتبر مختلفی منتشر شدند که بهتر است این امر و اشکال جدیدتری از ارایه نیز در این جشنواره ادامه یابد. وی در پاسخ به این سوال کــه باب شدن جشنواره های عکس شهری چقدر در فرهنگ سازی و آگاهی اجتماعی موثر است، گفت: این گــونه از جشنواره ها چند سالی است که در شهرهای مختلف قوت گرفته و به نظر می رسد دست اندرکاران اجرایی شهرها متوجه اهمیت آن شده اند. وی گفت: شهرهای مختلف به تجربیات خوبی در این زمینه رسیده اند، پسندیده است اگر تجربیات اجرایی شهرهای مختلف در این زمینه با یکدیگر به اشتراک گذاشته می شد تا بررسی و آسیب شناسی انجام می گرفت و تاثیرات و بازخوردهای آن، چه در حوزه هنری و چه در حوزه اجتماعی و شهری بررسی و تحلیل می شد. شریفی ادامه داد: در واقع این موضوع مطرح است که عکس در مواجه با جامعه درساحت یک رسانه و یا در جایگاه متعالی تر هنری آن چه رویکرد هایی می تواند داشته باشد و بالعکس؛ که البته این بحث گسترده ای است و در ویژگی های ممتاز «عکاسی مستنداجتماعی» و ارتباط متقابل و دوسویه این گونه خاص واقع گرایی رسانه ای و هنری می گنجد. وی ادامه می دهد: «عکس مستند اجتماعی» به طور خاص در مواجه با انسان و اجتماع است و در اصل ماهیت خود را از اجتماع می گیرد که در این جشنواره گونه خیابانی و شهری آن بیشتر مدنظراست. دبیر اجرایی «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» می گوید: عکاسی مستند اجتماعی به دلیل دغدغه های انسانی اش با اهداف جشنواره هایی از این دست بسیار هم پوشانی و قرابت دارد؛ بنابراین عکس و عکاسی می تواند رسالت مهمی را در جامعه به دوش بکشد، چرا که این گونه عکاسی وام دار عنوان «اجتماعی» است. شریفی افزود: هم اکنون در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته بحث ارایه آثار هنـــری به شیوه های مختلفی از جمله برپایی نمایشگاه در به چالش کشیدن بسیاری مسایل ساری و جاری اجتماعی و یا ایدئولوژیک متداول است؛ به طور مثال در حوزه عکاسی ارایه یک مجموعه عکس توانایی آن را دارد تا ذهن اجتماع را به مسئله ای درگیر کند که این امر خود میتواند باعث تصحیح یک ناهنجاری در اجتماع گردد و یا بیان کننده زیبایی های رفتار اجتماعی آن جامعه و گسترش آن باشد. وی در خصوص مهلت ارسال آثار در بخش های مختلف گفت: در بخش شهروندی علاقمنـــدان می توانند تا پنجم آبان آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند و همان روز نیز آخرین مهلت ثبت نام اینترنتی بخش حضوری است. گقتنی است این جشنواره در آذرماه برگزار و داوران آن اسماعیل عباسی، مهدی مقیم نژاد و پیمان هوشمند زاده هستند.

بازتاب گلایه‌های عکاسانی که حق مادی و معنوی‌شان پایمال شده است عکس‌دزدی

operator 37

منبع: روزنامه شهرآرا – غلامرضا زوزنی- نمی‌توان نامش را «سرقت» گذاشت، اما چیزی کم از سرقت هم ندارد. این را که بدون اجازۀ صاحب اثر، اثر هنری را در کتابی یا مجله و روزنامه‌ای یا به‌اقتضای این روز‌ها در فضای مجازی منتشر کنیم چه می‌توان خواند؟! در فضا‌های مختلف بارها و بارها با این پدیده روبه‌رو شده‌ایم که فیلم، عکس و یا مطلبی بدون رعایت حقوق مادی و معنوی صاحب آن منتشر می‌شود و دست مؤلف هم به هیچ‌جا بند نیست. این موضوع که دامن همۀ صنوف جامعۀ هنری، اعم‌از سینماگران، نویسندگان و …، گرفته است چند‌وقتی است در‌میان عکاسان خراسانی نیز خودش را عیان کرده است. همین مسئله باعث شد شهرآرا در این گزارش، هم‌صدا با عکاسان شهر، در نکوهش این اتفاقات صدایی برآورد. ﷯ قانون‌بی‌قانون! در بررسی موارد قانونی در‌این‌زمینه دریافتیم که قانون‌گذار برای جلوگیری از این سرقت‌ها تدبیری اندیشیده است و در موضوعات مختلف مجازات‌هایی، از حبس‌های ماهانه و سالانه تا جرائم نقدی، درنظر گرفته است، اما مسئله خلأ قانونی نیست و آنچه شکاف ایجاد کرده است روند رسیدگی به قانون است که به‌دلیل فرسایشی‌شدن باعث شده در اکثر موارد شاکی از مطالبۀ حق خود منصرف شود. در‌خلال رسیدگی به پرونده‌های خانوادگی، کیفری و جنایی شاید توقع رسیدگی به قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» دور از انتظار است و ظاهراً باید جامعۀ هنر دندان روی جگر بگذارند و تضییع حقوق مادی و معنوی‌شان را ببینند و دم نزنند. اینکه فضای مجازی سهل‌الوصول و دردسترس همه است و هر شخص حقیقی یا حقوقی‌ای که اراده کند می‌تواند در آن مطلبی را منتشر کند معنایش این نیست که موانعی قانونی برای آن وجود ندارد؛ بلکه تمام آثاری که در فضای مجازی منتشر می‌شوند نیز مانند انتشار در فضای حقیقی مشمول قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» می‌شوند و قابل‌طرح در دادگاه هستند. ﷯ این حق‌الناس است رضا رادپور عکاس و مستند‌ساز مشهدی است که چندین‌بار عکس‌هایش را بدون رعایت حقوق مادی و معنوی او در فضاهای مختلف منتشر کرده‌اند. اخیراً بدون اطلاع رادپور عکسی از عکس‌های وی در فضای مجازی منتشر شده است و او، علی‌رغم اعتراضی که داشته است، موفق نشده جلوِ انتشار آن را بگیرد. او در گفتگو با شهرآرا در‌این‌باره گفت: «رواج‌یافتن این سرقت‌ها در جامعه باعث سرخوردگی جامعۀ فرهنگی می‌شود. او ادامه داد: «وقتی یک فعال فرهنگی-هنری از بازخورد اثر هنری‌اش اطمینان نداشته باشد و نتواند با مخاطبش ارتباط برقرار کند رفته‌رفته از تولید اثر جدید بازداشته می‌شود.». او همچنین افزود: «اگر فردی معتقد به آموزه‌های دینی باشد این را نوعی حق‌الناس می‌داند و هرگز دست به انتشار بدون اجازۀ عکس‌هایی که با زحمت عکاسی شده‌اند نمی‌زند.». ﷯ رعایت حقوق هنرمندان یک فرهنگ است سید‌جلیل حسینی زهرایی هم یکی از عکاسان و خبرنگاران پیش‌کسوتی است که سال‌های سال است در عرصۀ عکاسی در این شهر فعالیت داشته و به تدریس عکاسی در مقاطع مختلف می‌پردازد. کمتر کسی است که در عکاسی فعالیت داشته باشد و نام او را نشنیده باشد. با همۀ این احوال زهرایی هم از گزند سارقان آثار هنری در امان نمانده است. او در گفتگویی که با شهرآرا داشت گفت: «در اغلب هنر‌ها، مانند خوش‌نویسی، نقاشی، کاریکاتور و …، نام مؤلف در اثر درج می‌شود، اما در هنر عکاسی این حق معنوی عکاس لحاظ نمی‌شود.». او همچنین از دغدغه‌هایش گفت و تصریح کرد: «بنده و همکارانم در عکاسی چندین سال است که پیگیر حقوق مادی و معنوی‌مان هستیم که متأسفانه به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.». او ادامه داد: «رعایت حقوق عکاسان باید از مطبوعات و رسانه‌ها شروع شود و همکاران مطبوعاتی ما که بیشتر از رسانه‌های دیگر به این مسئله مبتلا هستند به رعایت حقوق عکاسان مبادرت ورزند.». این پیش‌کسوت عکاسی به خود و همۀ همکارانش توصیه کرد که روحیۀ مطالبه‌گری داشته باشند و تصریح کرد: «ما نباید با رسانه‌ها و مطبوعاتی که حقوق مادی و معنوی‌مان را رعایت نمی‌کنند همکاری کنیم.». او در پایان با بیان اینکه رعایت حقوق هنرمندان یک فرهنگ است افزود: «این کار نیاز به یک فرهنگ‌سازی دارد و همه باید باور کنند که یک عکس با هزینه و زحمت فراوان ثبت می‌شود و پشت آن سال‌ها تجربه قرار دارد که باید قدر آن دانسته شود.». ﷯ اگر پیگیری نکنیم، هنرمندان نسل آینده سرخورده می‌شوند به‌سراغ یکی از مسئولان انجمن عکاسان خراسان رضوی رفتیم و در‌این‌باره از او هم پرسیدیم. شرمین نصیری، مسئول کمیتۀ آموزش انجمن عکاسان، هم از وجود این خلأهای قانونی گله کرد و از تشکیل یک کمیتۀ حقوقی در انجمن عکاسان خبر داد که قرار است به این موارد رسیدگی کند. او همچنین به روند فرسایشی رسیدگی به این‌دست از جرائم اشاره کرد و گفت: «مورد‌هایی در مشهد وجود داشته‌اند که به‌دلیل طولانی‌بودن زمان رسیدگی قضایی و همچنین هزینه‌بر‌بودنشان از ادامۀ احقاق حق خود منصرف شده‌اند.». نصیری همچنین با بیان اینکه انجمن عکاسان به‌عنوان یک صنف مسئول پیگری این جرائم و رسیدگی به آن‌هاست تأکید کرد: «انجمن عکاسان خراسان در موارد حقوقی درقبال اعضا متعهد است و دنبال احقاق حق آن‌ها خواهد بود.». او همچنین در گلایه‌ای از مدعیان امور فرهنگی-هنری کشورمان در رسته‌ها و سازمان‌های مختلف افزود: «متأسفانه به‌دلیل رعایت‌نشدن قانون کپی‌رایت در کشور رسانه‌ها و خبرگزاری‌های نو‌پا، به‌ویژه از نوع اینترنتی، گاهی کمترین احساس مسئولیتی در‌برابر حقوق معنوی و مادی هنرمندان، به‌ویژه عکاسان، نمی‌کنند.». عضو مسئول انجمن عکاسان افزود: «بسیار زیاد دیده‌ایم که نامبردگان عکس‌های مد‌نظرشان را به‌سرقت می‌برند و حتی قسمتی را که در آن نشان هنرمند عکاس در عکس حک شده است به‌طرز شیطنت‌آمیزی برش می‌زنند و از عکس استفاده می‌کنند.». نصیری از همکاران عکاسش خواست این‌گونه موارد را تا دستیابی به بهترین نتیجه پیگیری کنند و دلیل این سماجت و اصرار را هم جلو‌گیری از سرخوردگی نسل‌های آیندۀ هنرمندان جوان کشور برشمرد.

عکسی که نمی‌توانید باور کنید دست یک اورانگوتان است!

operator 127

منبع: خبرآنلاین عکسی که جسی ویلیامز، دانشمند بیولوژی از دست یک اورانگوتان جوان گرفته حسابی سروصدا کرده است. دست این اورانگوتان شباهت بسیاری به دست انسان  دارد.  عکسی که نمی‌توانید باور کنید دست یک اورانگوتان است!

اهدای نشان به مشکلات صنفی عکاسان مطبوعاتی

operator 362

منبع: روزنامه شرق – مجید سعیدی مسئولان رسانه‌ای و برخی از بزرگان عکاسی مطبوعات گرد هم آمدند تا نشان عکاس مطبوعاتی را به برگزیدگان انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اهدا کنند. هیئت‌مدیره جدید انجمن صنفی مطبوعات در شاخص‌ترین اقدام خود پس از یک‌سال فعالیت، مراسمی را به مناسبت روز جهانی عکاسي برگزار کرد و با انتخاب هیئت داورانی در بخش‌های مختلف به عکاسان برگزیده خود نشان اهدا کرد. احتمالا هیئت‌مدیره و مسئولان انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی با هدف تشویق عکاسان جوان و رشد کیفی آثار، این مراسم را برگزار کردند، اما در اینجا باید از اعضای محترم هیئت‌مدیره پرسید، کدام بند از اساسنامه این انجمن، برگزاری چنین مراسمی را جزء وظایف دانسته و آیا مهم‌ترین هدف انجمن صنفی، تشویق عکاسان است؟ اگر شما در کسوت جشنواره‌های مطبوعاتی به فکر تشویق عکاسان و رشد کیفی آثار هستید، آیا برگزار‌کنندگان جشنواره‌ها و فستیوال‌های هنری و مطبوعاتی هم باید به فکر بیمه و حق کپی‌رایت و دیگر مشکلات صنفی عکاسان باشند؟ باید به‌دنبال پاسخ این سؤال باشیم که چه کسانی و چه نهادی باید به مشکلات و دغدغه‌های صنفی عکاسان مطبوعاتی بپردازند، اگر قرار باشد مهم‌ترین اقدام انجمن صنفی برگزاری این چنین مراسمی باشد؟ البته نگارنده یادداشت قصد ندارد که با نگاه بدبینانه و ناامید‌کننده به مسائل نگاه کند و مانند شخصیت گلام در کارتون گالیور همه‌چیز را منفی ببیند، اما این واقعیت را هم باید بپذیریم که با تعارفات به نتیجه نمی‌رسیم و به‌جای دورزدن مشکلات، باید سعی کنیم با آن روبه‌رو شویم. در شرایطی که بیشتر عکاسان مطبوعاتی بیمه ندارند، قراردادهای معتبری برای همکاری با رسانه‌ها ندارند، برای گرفتن مجوز عکاسی در سطح شهر مشکلات فراوانی دارند که البته خود مجوز‌ها هم چندان اختیار و آزادی عملی برای فعالیت به آنها نمی‌دهند و بسیار مشکلات صنفی دیگر دارند که من و شما آن را خوب می‌دانیم، آیا اهدای نشان مشکلی از جامعه عکاسی حل می‌کند؟ به نظر می‌رسد هیئت‌مدیره انجمن که در زمان رأی‌گیری، وعده‌های زیادی درخصوص فعالیت بیشتر و حل مشکلات عکاسان را داده بود و هیئت‌مدیره قبلی را متهم به کم‌کاری می‌کرد، اکنون برگزاری این مراسم را نقطه‌عطف وعده‌های خود می‌داند. این در حالی است که مشکلات جامعه عکاسان مطبوعاتی همچنان وجود دارند؛ مشکلاتی مانند مسئله وام خانه، مجوز برای فعالیت، بیمه وسایل و تجهیزات، حل مشکلات حقوقی در صورت دستگیری عکاس‌ها یا سرقت تجهیزات عکاسی و… که جزء دغدغه‌های همیشگی عکاسان مطبوعاتی بوده و هست. بارها در شهرستان‌ها و شهرهای کوچک عکاسانی را دیدم که سال‌ها بدون بیمه، بدون کارت خبرنگاری و مجوزهای لازم و بدون دستمزد کافی کار می‌کردند. درحالی‌که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در یک سال گذشته، بارها اعلام کرده است که از نهاد یا مؤسسه‌ای که بیمه عکاسان و روزنامه‌نگاران را بر عهده بگیرد، حمایت خواهد کرد، اما سؤال اینجاست که چرا تاکنون انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی اقدامی در این خصوص انجام نداده و هنوز هم اولویتی به این مهم نمی‌دهد؟ آیا بهتر نیست برگزاری چنین جشنواره و مراسمی را به دیگران واگذار کنیم که البته تعدادشان هم در ایران کم نیست و همان‌طور که می‌دانید ایران کشور جشنواره‌های عکس است. البته انجمن‌های صنفی در کشور ما همواره با محدودیت‌هایی روبه‌رو بوده‌اند و نمی‌توانستند مشکلات اعضای خود را به طور کامل برطرف کنند. انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی هم از این قاعده مستثنا نبوده و حتی در دوره قبل هم این مشکلات را داشته است، اما مسئله اینجاست که اگر وقت، هزینه و انرژی انجمن‌های صنفی در جهت به‌دست‌آوردن راهکاری برای رفع موانع و مشکلات صرف شود، بهتر است یا تغییر مسیر فعالیت و فیلد کاری؟ وقتی یک سال پیش برخی از عکاسان مطبوعاتی انتقادهایی را علیه هیئت‌مدیره سابق انجمن صنفی مطرح کردند و هیئت‌مدیره قبلی را برای حل مشکلات عکاسان ناکارآمد می‌دانستند، انتظار می‌رفت که هیئت‌مدیره جدید، مشکلات صنفی عکاسان را حل کند؛ هرچند که به‌تدریج و آهسته صورت پذیرد. اما اکنون پس از یک‌سال از انتخاب هیئت‌مدیره جدید که با هدف تغییر و حل مشکلات موجود انتخاب شده‌اند، روز جهانی عکاسی همه‌دور هم جمع می‌شویم تا میان خود مدال و نشان توزیع کنیم؛ بعد هم همه دوباره سراغ زندگی‌هایمان می‌رویم، با همان مشکلات و دغدغه‌های صنفی‌ای که داشتیم. درحالی‌که جشنواره‌های هنری و مطبوعاتی در داخل و خارج از کشور سال‌هاست که آثار برگزیده را جمع‌آوری می‌کنند و با اهدای جایزه و تندیس در جهت بالابردن سطح کیفی آثار هنری فعال هستند، حالا باید به یک مراسم پراشکال با یک نشان بی‌پشتوانه انجمن صنفی که معلوم نیست سال بعد باشد یا نباشد و دوره‌های بعد باشد یا نباشد، دلخوش باشیم؟ درواقع وقتی اکنون یادی از مراسم دوره‌های قبل و تلاش مسئولان قبلی نمی‌کنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم دوره‌های بعد هم این مراسم و این تلاش‌ها را فراموش نکنند و این رویه را ادامه دهند. نکته دیگری که درخصوص این مراسم باید به آن اشاره کرد این است که معیار قضاوت برای اهدای این نشان چه بود؟ در شرایطی که بسیاری از عکاسان به صورت فری‌لنس یا آزاد کار می‌کنند، امکان بررسی و قضاوت همه آثار استفاده‌شده در رسانه‌ها وجود داشت؟ آیا فراخوان عمومی برای ارسال اثر به عکاسان داده شده بود؟ بنابراین در شرایطی که تنها بخشی از آثار مورد بررسی قرار گرفته است، نمی‌توان نتیجه این مراسم را بر اساس قضاوت بر کل رویداد تصویر مطبوعاتی کشور دانست. در پایان باید گفت هرچند که تلاش و زحمت برگزار‌کنندگان مراسم و خصوصا داوران که ساعت‌ها وقت گذاشتند تا آثار برگزیده را انتخاب کنند، جای قدردانی دارد، اما درکل توقع از هیئت‌مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی این است که به اجرای اساسنامه خود که حمایت صنفی از عکاسان است بپردازد و از شعار بپرهیزد.

یادداشت: هر چه فریاد دارید بر سرعکاسان خبری بکشید!

operator 99

احسان رافتی، دوربین.نت: چند روز بیشتر نیست که از روز خبرنگار و عکاس می گذرد و هنوز شاید تقدیر و تشکرها و تقدیرنامه ها مهرش خشک نشده است. تقدیر و تشکرهایی که بیشترش نمایشی است و از سرباز کنی. عکاس خبری که سرما، گرما، روز، شب، مرخصی و تعطیلی برایش معنی ندارد و زندگی اش عکاسی خبری است. اما همین قشر عکاس خبری است که مقصر تمام مشکلات جامعه است. تمام سیاهی ها، معضلات و مشکلات. برای همین است که همیشه نوک تهاجم ها به سوی عکاسان خبری است وگرنه ما در کشورمان گورخواب نداریم، کارتن خواب نداریم، دعوا نمی شود، بزن بزن نمی شود، دزدی نمی شود. اصلا هیچی نمی شود. در کشور ما نماینده مجلس اش در مجلس نمی خوابد، گلابی نمی خورد، در ساعت کاری پشت سیستم مجلس گیم فلان بازی نمی کند، همه را ما عکاسان خبری انجام می دهیم. اصلا ما عکاس خبری ها هستیم که در مجلس سلفی می اندازیم. اصلا ما همه را به گردن می گیریم که خیالتان راحت شود. امروز نماینده مجلس که نماینده مردم ایران است به عکاسان به راحتی توهین می کند و آن ها را فضول خطاب می کند که من می دانستم گلابی بخورم فضول ها عکس می اندازند. خب عکاس ها کارشان چیست ؟ عکاس خبری وظیفه اش ثبت همین لحظه هاست . لابد عکاس خوب، عکاسی است که وقتی می بیند نماینده ای به هر دلیلی در یکی از جلسات مهم مجلس گلابی می خورد بایستد گلابی خوردن آقا را تماشا کند و برایش به به چه چه کند که آفرین چه خوب گلابی می خوری. حتما خیلی هم شیرین، رسیده و آبدار است. امروز هم عده ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستند که حضور عکاسان در مجلس شورای اسلامی محدود شود. ( خبرگزاری ایسنا + ) که طرحی عجیب را در مجلس نشان می دهد. مگر قرار است نمایندگان در جلسات علنی مجلس چه کاری بکنند که مردم نباید ببینند. حالا مردمی که رای داده اند نامحرم شده اند؟ واقعا دلیل این طرح این است که نمایندگان بتوانند در مجلس گلابی بخورند، سلفی بگیرند، گیم بازی کنند و کسی نبیند ؟ یعنی چند ساعتی که در مجلس هستند نمی توانند گلابی نخورند ؟ یا نمی توانند رسمی باشند که سوژه ای دست عکاس ها ندهند ؟ یعنی واقعا برای راحتی آقایان باید جلوی عکاس ها را گرفت ؟ البته عکاسان خبری عادت کرده اند. تا وقتی عکاسان خبری طفل یتیم جامعه اند، هیچ انجمن و صنفی ندارند که پیگیر حقوقشان باشد ( البته انجمن عکاسان و و انجمن صنفی مطبوعات مان مشغول همایش بازی تشریف دارند ) همین می شود هر کسی از راه می رسد فریادش را بر سر عکاسان خبری می کشد. مگر جرات دارند از گل نازک تر به صنف های دیگر بگویند. مثلا به صنف پزشکان، شب نشده جلوی مجلس تحصن می کنند و شعار و پلاکارد. پس ما عکاسان خبری همچنان می خواهیم که فریادها را بر سر ما بکشند و ما را محدود کنند تا جاییکه اصلا اجازه عکاسی از جایی را پیدا نکنیم تا خیال آقایان راحت شود همه چیز را گل و بلبل نشان بدهند. اصلا می توانیم جایمان را به عکاس های آتلیه ای هم بدهیم، همان هایی که آقایان دوست دارند، از قبل همه چیز را می چینند، لبخند ملیحی می زنند، عکس را می گیرند و رای را جمع می کنند. احسان رافتی منبع: پایگاه عکس چیلیک

انتقاد از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران

operator 53

منبع: خبرگزاری فارس – دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی در گفت‌‌وگو با فارس مطرح کرد انتقاد از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران انتقاد کرد. جاوید نیک پور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس، درباره انتخاب روز گذشته بخش عکاسان ورزشی در انتخاب یک پیشکسوت به عنوان عکاس برتر سال گذشته در نخستین دوره اهدای نشان عکاس سال مطبوعاتی ایران گفت: به شخصه از برگزاری مراسم روز گذشته تقدیر می‌کنم، چرا که خود من هم عضو این انجمن هستم؛‌ البته مراسم روز گذشته نشان داد روح تازه‌ای در جریان عکاسی ایران با برگزاری نخستین دوره اهدای نشان عکاس سال مطبوعاتی ایران جاری شده است. دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی، خاطرنشان‌ کرد: اکثر کشورهای مطرح عکاسی دنیا مانند آمریکا، چین و اکثر کشورهای اروپایی هر ساله از عکاس‌های سال خود تجلیل و تقدیر می‌کنند. وی افزود: متاسفانه در بخش انتخاب عکاس ورزشی کاستی جبران‌ناپذیری در روز گذشته رخ داده است چرا که در این بخش به آقای «یونس علی شیری» به عنوان عکاس پیشکسوت جایزه دادند. نیک پور خاطرنشان کرد: بر هیچ کس از عکاسان ورزشی ایران خدمات و بزرگی آقای علی شیری پوشیده نیست؛ چرا که وی عمری را در راه عکاسی ورزشی ایران گذاشته اما این ابهام و سوال باقی است که چرا نام وی به عنوان چهره برتر عکاسان ورزشی توسط کمیته داوران انتخاب شده است؟ وی با بیان اینکه انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران می‌توانست در بخش عکاسان ورزشی فرد دیگری را انتخاب کند و از خدمات آقای علی شیری به عنوان پیشکسوت عکاسی به مانند تقدیری که از 6 پیشکسوت در مراسم دیروز صورت گرفت تجلیل می‌کرد، افزود: هیات داوران بخش عکاسان ورزشی با انتخاب روز گذشته خود، زحمات قشر زحمت‌کش عکاسان ورزشی را نادیده گرفته است. نیک پور در توضیح بیشتر این موضوع تصریح کرد: عکاسان ورزشی در سال گذشته سرماها و گرماهای زیادی را در ورزشگاه‌های مختلف تحمل کردند اما هیات داوران بخش عکاسان ورزشی با انتخاب خود ظاهرا فعالان این عرصه را ندیده است. دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی افزود: انتخاب آقای علی شیری توسط کمیته 7 نفره صورت گرفته و با اینکه اعتراض‌های شفاهی زیادی در این خصوص صورت گرفته اما متاسفانه انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران به این عملکرد و انتخاب ورود نکرده است. وی در پایان گفت: چرا انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران به انتخاب‌های داوران ورود نکرده و اشتباه آنها را تصحیح نکرده است؛ در حالی که به نظر می‌رسد انتخاب و خروجی کمیته داوران بخش عکاسان ورزشی منطقی نیست چرا که این پیشکسوت انتخاب شده هیچ عکس ورزشی در در سال گذشته نگرفته است. انتهای پیام/

عکاسی زیر آتش/ عکاسانی که تاریخ را ثبت و ماندگار می‌کنند

operator 55

منبع: خبرگزاری مهر – حوادث طبیعی و غیرطبیعی همواره عکاسان خبری- بحران را صدا می زند؛ عکاسانی که اگر نباشند سند بسیاری از اتفاقات در تاریخ ثبت و ماندگار نمی‌شود. خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده سهرابی: حوزه خبر و اطلاع رسانی یکی از سخت ترین مشاغل است اما در همین حوزه برخی شاخه ها سختی مضاعف دارند که عکاسی خبری آنهم از اتفاقات بحرانی یکی از این شاخه هاست. در کنار اینها عکاسان بحران همواره با خط قرمزهایی بنا به موقعیت های متفاوت رو به رو هستند و از سوی دیگر گاه جانشان در خطر است و همچنین از نظر روحی ممکن است در معرض آسیب قرار بگیرند. با اینهمه از آغازین روزهای انقلاب اسلامی، عکاسی بحران توانست در کشور جان بگیرد و در دوران ۸ سال دفاع مقدس به یک رشد و بالندگی سریعی برسد به طوریکه از رویداد انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی آرشیو به جا مانده عکاسان، امروزه بهترین بازگوکننده آن رویدادهاست. بعدها در زمان زلزله بم یکی از مهمترین تجارب در زمینه عکاسی بحران از سوی عکاسان تجربه شد و کم و بیش این تجربیات در بحران های طبیعی و غیرطبیعی از سوی عکاسان ادامه یافت. از آخرین رویدادهای اینچنینی که حضور عکاسان نقش تعیین کننده و موثری را ایفا کرد می توان به حادثه پلاسکو و حمله تروریستی به حرم مطهر امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. هر چند معمولا عکس های معدودی از این رویدادها شاخص می شوند ولی در حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی دو عکس بیشترین بازتاب را در رسانه های داخلی و خارجی داشت؛ یکی از آنها تصویر کودکی را نشان می داد که در گیر و دار تیراندازی از محل خطرناکی در ساختمان مجلس جا به جا می شود و دیگری تصویری از پشت سر دو نیروی امنیتی که در حال جا به جایی و نزدیک شدن به محل تروریست ها هستند. با وجود این دانسته که عکس ها امروزه نقش موثری در اطلاع رسانی و تاثیرگذاری در جامعه ایفا می کنند اما عکاسان بحران همواره از موانع و مشکلات گلایه دارند در این گزارش با توجه به نزدیک شدن به روز خبرنگار و داغ شدن بحث اهمیت خبر و با نظر به اینکه عکاسی نیز بخش مهمی از کار خبر و اطلاع رسانی محسوب می شود نگاهی داریم به اهمیت عکاسی بحران در جریان های مهم خبری، موانع و مشکلات و راه های اعتلای این حوزه. نگران بودیم دوربین هایمان را بگیرند امید وهاب‌زاده عکاس خبرگزاری فارس که عکس معروف پسربچه ای را که توسط نیروهای امنیتی از ساختمان مجلس در حال جا به جایی بود گرفت و خیلی زود این عکس بازتاب جهانی پیدا کرد درباره آن روز و نحوه گرفتن آن عکس و چرایی این میزان تاثیرگذاری اش به خبرنگار مهر گفت: من از ساعت ۱۰ به محل حادثه رسیدم اما حتی تا بعد از گرفتن این عکس هم باورم نمی شد ماجرا تا چه اندازه جدی است. وقتی به محل حادثه رسیدم به جز من، آقای محمدرضا عباسی از خبرگزاری مهر حضور داشت. آن اوایل راه را نبسته بودند و فضا خیلی امنیتی نبود اما وقتی از طرف ساختمان مجلس به بیرون شروع به تیراندازی شد اوضاع تغییر کرد البته صدای تیراندازی در ابتدا کم بود اما نزدیک به ساعت ۱۲ دیگر صدای رگبار می آمد. این عکاس سابق خبرگزاری مهر و باشگاه خبرنگاران جوان ادامه داد: در ابتدا به دلیل اینکه عکاسی از مجلس ممنوع است نگران بودیم دوربین هایمان را بگیرند به همین دلیل از مردمی که داشتند فیلم و عکس می گرفتند عکاسی می کردیم اما وقتی از داخل مجلس به بیرون تیراندازی شد با لنز تله شروع به عکاسی از مجلس هم کردیم. ساعت یک و نیم بود که تصمیم گرفتم از جایی که هستم به سمت دیگر خیابان بروم و کمی به مجلس نزدیک تر شوم که در آنجا متوجه شدم دارند شیشه یکی از طبقات پایینی را می شکنند و دیدم نیروهای امنیتی بچه کوچکی را که بعدها فهمیدم اسمش عماد است از پایین به سمت بالا منتقل کردند. گویا کودک در طبقات کناری که ناامن بود قرار داشت و به جای امنی منتقلش کردند چراکه امکان انتقالش به بیرون از منطقه مجلس نبود. خیلی ها فکر می کنند دارند بچه را به پایین می فرستند در حالیکه داشتند او را به داخل مجلس بازمی‌گرداندند. خیلی ها فکر می کنند دارند بچه را به پایین می فرستند در حالیکه داشتند او را به داخل مجلس بازمی‌گرداندندوی بیان کرد: بعد از این صحنه کلا عکاسی در منطقه را ممنوع کردند و این آخرین عکس هایی بود که من گرفتم. وقتی عکس را می گرفتم این حس را داشتم که از میان همه عکس هایی که از صبح گرفته بودم جذاب تر است و حس صلح طلبی در آن وجود دارد. در این عکس شما یک بچه و معصومیت آن را می بینید که در یک فضای امنیتی قرار دارد و در میانه یک حمله تروریستی گیر کرده است. نشانه هایی که در عکس بود باعث شد خیلی زود در خبرگزاری های داخلی و خارجی دیده شود البته ارسال سریع عکس هم یکی از دلایل دیده شدن آن بود. خبرگزاری فارس خیلی سریع آن را منتشر کرد و چند آژانس دنیا هم آن را خریدند. وهاب زاده با اشاره به اینکه این عکس داستان دیگری هم پیدا کرد، گفت: خانواده آن بچه به دلیل مشکل حاد کبدی که این پسربچه داشت به مجلس مراجعه کرده بودند و همین مساله باعث شد بعدا وزیر بهداشت دستور بدهد کل هزینه های درمان این بچه پرداخت شود که البته من نمی دانم الان در چه مرحله ای است، اما اگر یک عکس توانسته باشد مسیر زندگی این بچه را تغییر دهد خوشحالم. این عکاس خبری درباره مشکلاتی که در روز مورد نظر برای عکاسی داشت، بیان کرد: فضا بسیار امنیتی بود و من هم درک می کنم که نیروهای امنیتی وظایفی دارند اما ما هم به عنوان عکاس خبری مسئولیت داشتیم که عکس هایمان را بگیریم اما خیلی تمایل وجود نداشت که عکاس ها آنجا باشند و مدام به عقب هدایت می شدیم. شخصا تقاضایم این است که در این موارد با عکاس همکاری صورت بگیرد و از یک فاصله ایمن اجازه عکاسی به عکاس داده شود. همین عکس ها می توانند جریان ساز باشند و حتی عکس ها باعث شد از این حادثه تروریستی تصویر مثبتی از ایران به دنیا نشان داده شود. البته خیلی مواقع برای خود ما هم خطرناک است مثلا در حادثه پلاسکو من گاه جایی عکاسی می کردم که نیم ساعت بعد آنجا ریخت اما به هر حال ما عکاسان بحران میل به گرفتن این عکس ها در خونمان است و دوست داریم بهترین عکس ها را بگیریم. وی تاکید کرد: انتظار دارم وزارت ارشاد و نیروی انتظامی نگاه امنیتی را از روی عکاسان خبری بردارند و حس نکنند که ما مزاحم کارشان هستیم و هیچ عکسی نباید گرفته شود چون این عکس ها ثبت تاریخ است و ابعاد یک بحران را نشان می دهد. آنها می توانند یک فاصله مشخصی را تعیین کنند ولی هر چند دقیقه به عکاس نگویند عکاسی ممنوع شد؛ این موضوع واقعا استرس ایجاد می کند. امید وهاب‌زاده و عرفان کوچاری وی در پایان درباره ارسال عکسش به جشنواره هایی چون ورلد پرس نیز اظهار کرد: بیشتر این جشنواره ها آبان ماه فراخوان دارند و من سعی می کنم عکسم را به بیشتر جشنواره های خبری مهم بفرستم. عکاسان بحران باید آموزش ببینند عرفان کوچاری عکاس خبرگزاری تسنیم عکس دیگری را از صحنه ترور در مجلس شورای اسلامی گرفت که آن هم بسیار دست به دست چرخید. عکس دو مامور نیروی امنیتی که در حال دویدن به سمت محل حادثه بودند. وی درباره این عکس و روز حادثه به خبرنگار مهر گفت: حدود ساعت ۱۱ بود که مشخص شد خبر حمله تروریستی به مجلس درست است و من به محل رفتم که دیدم میدان بهارستان را بسته‌اند و به ناچار دور زدم و با نشان دادن کارت خبرنگاری به منطقه رسیدم. در جایی که کنار عکاس ها ایستاده بودم متوجه شدم دو نیروی امنیتی که پشت ما بودند می خواهند جا به جا شوند. در واقع از جایی که ما بودیم اگر قرار بود به محل نزدیک تری بروی باید حتما می دویدی چون در تیررس مستقیم تروریست ها بودیم. وقتی آنها شروع به دویدن کردن می دانستم عکس خوبی خواهد شد چون حالت نیم خیز بودن دو مامور و اینکه از پشت سر از آنها عکس می گرفتم عکس را جذاب می کرد البته متنی که کنار این عکس چاپ شد به دیده شدن آن بسیار کمک کرد. وی ادامه داد: این عکس خاصیتش این بود که نوعی امنیت ملی را نشان می داد و چون چهره ها مشخص نبود هر کسی را می شد جایگزین آن دو نفر کرد. لباس شخصی بودن دو نفر هم فلاش بکی می زد به داستان های قدیمی اوایل انقلاب و ترورهایی که آن روزها صورت می گرفت. از آنجا که آن روزها فیلم «ماجرای نیمروز» هم در حال اکران بود این عکس رجعتی هم به آن فیلم داشت. این عکاس خبری درباره تفاوت عکس خودش با عکس وهاب زاده بیان کرد: عکس وهاب زاده ۹۰ درصد در رسانه های خارجی بازتاب داشت و عکس من ۱۰ درصد ولی عکس من در رسانه های داخلی ۹۰ درصد بازتاب داشت و عکس آقای وهاب زاده ۱۰ درصد. در عکس وهاب زاده المان هایی هست که فهم جهانی بیشتری دارد و کودکی که در تصویر است آن را جذاب می کند. عکس من بیشتر خوانش داخلی دارد و مردم خودمان حس درون عکس را درک می کنند برای همین در رقابت جشنواره های جهانی عکس وهاب زاده شانس بیشتری برای دیده شدن دارد. کوچاری درباره مشکلاتی که در حوزه عکاسی خبری- بحران وجود دارد، گفت: اولین مشکل ما آموزش ندیدن عکاس هاست. من به عنوان یک عکاس که در صحنه آتش سوزی و ترور و حتی زلزله ممکن است حاضر شوم باید بدانم دقیقا در این موقعیت ها چه اتفاقی قرار است بیفتد تا دست و پای نیروهای امدادی و انتظامی و امنیتی را نبندم و بدانم خودم را در خطر جدی قرار ندهم که گرهی به گره موقعیت بحرانی اضافه کنم. اخیرا رویترز عکاسی را در یک منطقه عملیاتی در خاورمیانه از دست داد و به خاطر این موضوع مواخذه شد که چرا عکاسی را فرستاده بودند که آموزش ندیده بود. منِ عکاس باید بدانم باید با چه کسی و کجا هماهنگ کنم یا تا کجا می توانم جلو بروم. من به عنوان عکاس سر بسیاری از آتش سوزی ها رفته ام اما حتی یک ماسک و جلیقه به من داده نشده است. وی بیان کرد: یک حلقه مفقوده بین نیروهای امدادی و انتظامی و رسانه ها وجود دارد که آن حلقه مفقوده همانی است که باید من عکاس را آموزش دهد؛ آن هم در این شرایط که رسانه ها به طور قارچی در حال زیاد شدن هستند و ممکن است عکاسان بی تجربه دردسر ساز باشند. من به نیروهای امنیتی حق می دهم از جان عکاسان و نحوه اطلاع رسانی مراقبت کنند اما مشکل آنجاست که من به عنوان عکاس نمی دانم دقیقا در هر بحران باید با چه کسی هماهنگ شوم مثلا حفاظت یک اتفاق بحرانی دست یک نیرویی است اما یکباره فرد دیگری عکاسی را ممنوع می کند. شما توجه کنید اگر عکسی که من گرفتم یا آقای وهاب زاده و دیگر همکاران گرفتند نبود، تنها عکس جنازه های داعشی به دنیا مخابره می شد در حالیکه بسیاری از عکس ها از همین حادثه حس همدلی را بین مردم پیش آورد و امنیت ملی بیش از حضور داعشی ها برجسته شد. نیازمند یک تفاهمنامه برای حمایت از عکاسان هستیم کمال الدین شاهرخ عکاس با سابقه خبری و مستند اجتماعی درباره عکاسی در شرایط بحران به خبرنگار مهر گفت: عکاسی در شرایط بحران علیرغم اینکه هیجان انگیز است و کسانی که هیجان را دوست دارند جذب آن می شوند، خطرناک است و با جان انسان بازی می کند. امروزه نسل سومی وارد این عرصه شده اند که دوست دارند عکس هایشان دیده شود و در حوزه هایی وارد شوند که کمتر عکاسی حاضر به حضور در آن عرصه است که همین یک شرایط متناقض را ایجاد می کند ولی نکته اصلی این است که مسئولان باید به عکاسان اعتماد کنند و آنها را کنار خود ببینند چون به قدر کافی برای آنها شرایط سخت است. وی ادامه داد: جامعه به راحتی عکاسان خبری را نمی پذیرد برای همین خیلی از عکاسان دوست ندارند وارد این عرصه شوند. این در حالی است که ما در یک منطقه بحران خیز زندگی می کنیم که خیلی از رویدادهایش قابل پیش بینی نیست. منظورم هم حوادث طبیعی و هم حوادث غیر طبیعی است. از طرف دیگر اخبار این منطقه باید خیلی سریع اطلاع رسانی شود یعنی ما باید سهم نگاه خودمان به رویدادها را داشته باشیم ولی متاسفانه عکاسان ما مورد حمایت نیستند. این عکاس پیشکسوت بیان کرد: عکاسان انقلاب و دفاع مقدس دیگر به ندرت وارد چنین عرصه های خبری می‌شوند در حالیکه پر از تجربه هستند، برای همین عکاسان پر شور جوانی وارد این عرصه شده اند که شاید حتی به عنوان یک فتوژورنالیست از حق خودشان هم آگاه نباشند. اخبار منطقه بحران باید خیلی سریع اطلاع رسانی شود یعنی ما باید سهم نگاه خودمان به رویدادها را داشته باشیم ولی متاسفانه عکاسان ما مورد حمایت نیستندشاهرخ با بیان اینکه عکاسی بحران در واقع بعد از زلزله بم وارد مرحله جدی شد، اظهار کرد: ما در زمان وقوع زلزله بم حدود ۵۰ نفر عکاس بودیم که دور هم جمع شدیم تا سریع بتوانیم اطلاع رسانی کنیم و آن اطلاع رسانی به نیروهای امدادی کمک بسیاری کرد، اما با گذشت زمان موانع سر راه عکاسی بحران بیشتر شد و خیلی از آن عکاسان دلسرد شدند. حتی عکاسانی در آن میان بودند که سابقه درخشانی در دوران دفاع مقدس داشتند ولی دستخوش ناملایمات شدند و کم کم کناره گیری کردند. اما به هر حال امروزه جوان هایی وارد میدان شده اند که نیاز است مورد حمایت قرار بگیرند و نباید هر ارگانی به خودش اجازه بدهد از کار آنها ممانعت کند. وی درباره راه حل مشکلات این حوزه نیز گفت: ۱۵ سال پیش ما یک تعاملی با فرمانده وقت نیروی انتظامی داشتیم و تفاهمنامه ای امضا شد که به دنبالش کارتی برای خبرنگاران و عکاسان این حوزه صادر شد که به واسطه آن عکاس ها می توانستند تا پشت خط قرمزها در این رویدادها حاضر باشند. متاسفانه به مرور اعتبار آن کارت کم شد و امروز عکاس ها فقط کارت عکاسی خبری خود را دارند. این در حالی است که می شود ۵۰ یا ۱۰۰ عکاس را شناسایی کرد و دوباره تفاهمنامه ای امضا شود تا این افراد مورد حمایت قرار بگیرند. نیروهای دولتی باید بدانند عکاس یک نیروی کمکی برای آنها است و ثبت تاریخ تصویری از رویدادها برعهده همین عکاسان است. این عکاس پیشنهاد کرد انجمن ملی عکاسان ایران با ارگان های متولی در یک تعامل سازنده تفاهمنامه مجددی امضا کنند تا در آن هم خط قرمزها و هم حمایت ها مشخص باشد. وی در عین حال از نیاز مبرم عکاسان به آموزش مسایل ایمنی تاکید کرد و در پایان گفت: اگر قرار باشد در شرایط بحرانی یک عکاس از کوچکترین سازمان درگیر در آن رویداد تا بزرگترین آن، اجازه بگیرد و نداند با کدام نهاد باید رو به رو شود یا از کجا باید حمایت شود، این حوزه رو به افول می رود. گاه می بینیم در این دنیایی که همه چیز آنلاین در حال مخابره شدن است، عکس هایی که مصالح کشور و انقلاب را در نظر نمی گیرند مخابره می شوند و به همین دلیل می گویم ما در همه زمینه ها نیاز به آموزش و درایت داریم. عکاسان هم باید در وهله اول در این موارد مصالح کشور و نظام را درنظر بگیرند تا خدای ناکرده خدشه ای به مصالح کشور وارد نشود و صرف تشویق دیگران آنها را وادار به انتشار یک عکس نکند. امروزه هیچ نهادی نیست که به اهمیت عکس پی نبرده باشد و تنها نگرانی آنها این است که تصویری منتشر نشود که باعث اختلال شود. به اعتقاد من همه اینها با یک تفاهم و آموزش درست و داشتن متولی در این زمینه قابل حل است. نیازمند یک سازمان عکاسی هستیم سید عباس میرهاشمی از عکاسان پیشکسوت و مدیر عامل انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس نیز در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط عکاسی بحران بیان کرد: هر فرد متخصصی برای انجام وظیفه نیاز به حمایت و هماهنگی و همراهی بسیاری از ارگان ها دارد. خصوصا در عرصه خبرنگاری اگر همراهی و پشتیانی جدی از نظر امنیتی و حقوقی نباشد، فرد نمی تواند انجام وظیفه کند. من معتقدم در کشور ما اگر این حوزه مورد حمایت قرار بگیرد حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد و افراد این حرفه می توانند در جامعه تاثیرگذار باشند و مانع هزینه های سنگین شوند. وی ادامه داد: اگر ما جامعه عکاسی را عضوی از جامعه بدانیم که می توانند باعث آرامش شوند و سرمایه های جامعه هستند آنوقت نگاهمان متفاوت خواهد بود. ضمن اینکه تلاش می کنیم قالب های امنیتی رعایت شود، در ضمن می توانیم آثار ارزشمندی از تاریخ خود داشته باشیم. هر جا در طول تاریخ همراهی و همدلی وجود داشته آثار تاثیرگذاری خلق شده اند و نباید به دلیل وجود عده ای قلیل و سودجو در میان هر قشر، کلا آن قشر را پس زد. میرهاشمی با اشاره به عکس وهاب زاده از حادثه تروریستی مجلس بیان کرد: این عکس به دلیل نگاه خوب عکاس و متن همراه با عکس، توانست جامعه را در بحران آن رویداد تحت تاثیر قرار دهد و همدلی ایجاد کند. ضمن اینکه بعد از این عکس درایتی ایجاد شد که سرنوشت آن کودک دنبال شود و یک جریان جدی در حوزه عکاسی مستند به وجود بیاید. اگر ما بتوانیم شرایط را مهیا کنیم می توانیم شمار چنین عکس هایی را اضافه کنیم و به یک استانداردسازی برسیم. وی درباره تفاوت مشکلات پیش روی عکاسان بحران در شرایط امروز و عکاسان دفاع مقدس گفت: در این باره می شود مفصل گفتگو کرد اما به طور خلاصه می توانم بگویم در دوران دفاع مقدس وقتی ما مجوزی را برای عکاسی می گرفتیم و وارد منطقه می شدیم دیگر مانعی وجود نداشت ولی در جامعه شهری ممانعت های بسیاری برای عکاس پیش می آید و هر کسی می تواند این ممانعت ها را ایجاد کند. سختی عکاسی در دوران دفاع مقدس این بود که سخت می شد وارد جبهه شد اما آسانی اش این بود که به محض ورود دیگر از هر زاویه می توانستی عکاسی کنی. مساله دیگر این بود که عکس ها بسیار کند مخابره می شد و روی صفحه یک روزنامه یا خبرگزاری می رفت اما الان سرعت انتقال عکس ها بسیار بالاست. این عکاس در پایان درباره این موضوع که راه حل مشکلات سر راه عکاسان بحران چیست، گفت: ما نیازمند یک سازمان و سیستم در عکاسی هستیم که حامی جریان عکاسی در این شرایط باشد. باید گروه قالب عکاسان باصداقت در این حوزه را از اندک افراد سودجو جدا کرد و به عکاسان اعتماد کرد. ما در جامعه خود متولیان فرهنگی و رسانه ای داریم و سر خط آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می رسد. این وزارتخانه می تواند چنین سیستمی را ریل گذاری کند و به یک استانداردسازی درباره نحوه ورود به رویدادهای بحرانی و خبررسانی آن برسد. آزاده سهرابی

گفت وگو با عرفان سامان فر ؛ عکاس حیات وحش

operator 206

هر آنچه درباره عکاسان حیات وحش باید بدانید عکاسی حیات وحش ؛ هیجان انگیز و متفاوت! از هر زاویه ای نگاه کنیم، در هر ژانری عکاسی یک هنر مصور دوست‌داشتنی است. چیزی که آدم را سر ذوق می‌آورد و وادار به حرف زدن می‌کند! حالا تصورش را بکنید، عکاسی در ژانر حیات وحش چقدر می‌تواند برای آدم هایی شبیه من که سرشان درد می‌کند برای دردسرهای شیرین و هیجان انگیز، جذاب باشد. حرفه‌ای که صاحبانش را ثروتمندِ تجربه‌های شنیدنی می‌کند تا بعدها به قطر یک کتاب، چند هزار صفحه حرف داشته باشند برای گفتن و نوشتن! عکاسی حیات وحش عکاسی از حیواناتی است که در محیط طبیعی خودشان و بدون دخالت انسان زندگی می‌کنند. برای اینکه از کیفیت این حرفه بیشتر بدانیم با عرفان سامان‌فر یکی از فعالان این حیطه به گفت و گو نشستیم. + این‌‌‌طور که پیداست شغل شما ایجاب می‌کند که دائما در سفر باشید، این برای شما سخت نیست؟ این نکته را یکی از جذابیت‌‌‌های کارم می‌دانم، طبیعتا هر گونه‌‌‌ای مکان خاص خودش را دارد. مثلا برای عکاسی از پرنده‌‌‌ی زنبورخوار باید به منطقه‌‌‌ی زیست این پرنده رفت یا برای عکاسی از خرس باید سمت کوه‌‌‌هایی مستقر شد که اطرافش باغ‌‌‌های میوه باشد. در واقع یکی از هیجانات کار ما تجربه‌‌‌ی همین سفرهای گوناگون است!  +برای عکاسی چطور مکان‌‌‌یابی می‌کنید، از کجا متوجه می‌‌‌شوید که الان باید در چه موقعیتی مستقر شوید؟ بیشتر از محلی‌‌‌ها سوال می‌کنیم یا خودمان با دیدن یک‌‌‌سری پوشش گیاهی متوجه حضور آن حیوان خاص در منطقه می‌شویم یا از روی فضولات حیوان متوجه حضورش در منطقه می‌شویم. بعضی از مکان‌‌‌ها هم نیاز به مجوز دارند، مثل پارک‌‌‌های ملی یا مناطق حفاظت شده که باید به سازمان محیط زیست شهر مراجعه کنیم و با ارائه‌‌‌ی برنامه و هدفی که از عکاسی داریم مجوز کار بگیریم.  +چه زمانی برای عکاسی از حیات وحش مناسب‌‌‌تر است؟ در فصل زمستان عکاسی راحت‌‌‌تر است چرا که معمولا می‌شود طبیعت را لخت و بهتر دید. مهاجرت-ها هم بیشتر است. برای خود ما هم شرایط بهتر می‌شود چون گاهی مجبوریم چندین ساعت یک‌‌‌جا بدون حرکت و با استتار بمانیم که قطعا سختی‌‌‌اش در فصل گرما چندین برابر است! هرچند در چهار فصل امکان عکاسی هست اما خب بهتر و بدتر دارد. در فصل جفت‌‌‌گیری یا همان بهار عکاسی از حیوانات راحت‌‌‌تر است چرا که در این فصل بیشتر در سطح طبیعت دیده می‌شوند اما در فصل زایش اینطور نیست و کسی وارد منطقه نمی‌شود، زیرا بچه‌‌‌ها کوچک‌‌‌اند و منطقه باید در آرامش کامل باشد.    +تیمی کار می‌کنید یا انفرادی؟ معمولا بیشتر از دو یا نهایتا سه نفر امکان ورود به منطقه را به‌‌‌طور هم‌زمان ندارند. گاهی مجبوریم قبل از طلوع آفتاب نزدیک آبشخورها یا چشمه‌‌‌ها داخل جایی که به آن «کومه» می‌گویند مستقر شویم و تا بعد طلوع آفتاب منتظر حیوان بمانیم تا از پناهگاهش بیرون بیاید. اگر تعداد اعضای گروه بیشتر از سه نفر باشد، ممکن است آرامش محیط با سر و صدای جمعیت بهم بخورد و حیوان تا ساعت‌‌‌ها از مخفی گاهش بیرون نزند و در نتیجه اصلا امکان عکاسی بوجود نیاید. به همین دلیل بهتر است افراد گروه بیشتر از سه نفر نباشند. + عکاسی از حیات وحش خطرناک نیست؟ به نسبت بالا بودن اطلاعات احتمال آسیب و خطر هم کمتر می‌شود. پیش آمده که در فاصله‌‌‌ی بیست سانتی مار جعفری که یکی از سمی‌‌‌ترین مارهای ایران است عکاسی کردم و مشکلی پیش نیامده. همین‌‌‌طور بالای لانه پلنگ و وسط گله گراز! من در این مدت فهمیده‌‌‌ام حسی که به حیوانات دارم را آن‌‌‌ها هم متقابلا درک می‌کنند. از طرفی هم گاهی جایی گرفتار می‌شویم که هیچ چیزی اطراف‌‌‌مان نیست و یا آب و غذا تمام شده. کیلومترها از شهر دوریم و حتی آنتن تلفن همراه هم نداریم! اما به‌‌‌نظر من لذت این کار بیشتر از سختی‌‌‌های آن است، مثلا دیدن یک گونه‌‌‌ی حیوانی جدید که تابه‌‌‌حال ندیده‌‌‌ای یا دیدن پلنگ در زادگاه خودش نه محصور در قفس. جدای از آن به واسطه‌‌‌ی سفرهای زیاد با افراد مختلفی آشنا می‌شویم. از آداب و رسوم‌‌‌شان اطلاع پیدا می‌کنیم و از این دریچه اطلاعات خوبی دستگیرمان می‌شود.     + افراد برای ورود به این حرفه به چه مهارت‌‌‌هایی نیاز دارند؟ باید درباره‌‌‌ی محیطی که واردش می‌‌‌شوند اطلاعات کافی داشته باشند. خودشان را با محیط وفق بدهند، جوری که جزئی از طبیعت بشوند. گونه‌‌‌های حیوانی و گیاهی آن منطقه را بشناسند و اخلاق حیوان را بدانند. برای مثال بدانند حیوانی که قصد عکاسی از آن را دارند، شب‌‌‌گرد است یا روزگرد، چه موقع برای شکار یا برای چرا بیرون می‌‌‌آید. مسیر حرکت حیوان را بشناسند، گاهی لازم است از یک روز قبل منطقه را پایش کنند تا اطلاعات مورد نیازشان را بدست بیاورند. نکته‌‌‌ی بعد اینکه این حرفه نیاز به صبر و حوصله‌‌‌ی زیادی دارد، گاهی پیش می‌‌‌آید یک هفته یا شاید هم بیشتر؛ وقت می‌‌‌گذارند، هزینه می‌‌‌کنند و در منطقه برای عکاسی می مانند اما آخر کار دست خالی برمی‌‌‌گردند! بنابراین این حرفه روحیه‌‌‌ صبوری می‌‌‌طلبد و کسی که واقعا طبیعت را دوست داشته باشد. نکته‌‌‌ی دیگر هم اینکه به کار با دوربین کاملا مسلط باشند. عکاسی حیاط وحش عکاسی سرعتی است! ممکن است شما شاهد اتفاقی باشید که تا مدت‌‌‌ها دوباره تکرار نشود بنابراین نباید از دستش داد. درواقع باید بگویم که حیات وحش تکرار نمی‌‌‌شود!  +برای علاقه‌‌‌مندان عکاسی حیات وحش کلاس هم برگزار می‌‌‌شود؟ خود من حدود دوسال هست که رو آورده‌‌‌ام به بحث آموزش، چند ورک‌‌‌شاپ هم در این زمینه برگزار کردیم اما خب از آنجایی که عکاسان در این حیطه خیلی کم ورود پیدا می‌‌‌کنند، یعنی در واقع از هر صد نفر عکاس یک نفر سمت عکاسی حیات وحش جذب می‌‌‌شود، برگزاری ورک شاپ‌‌‌ها خیلی مورد استقبال واقع نشد! از طرفی هم تجهیزاتی که برای این حرفه مورد نیاز است گران است، لنزهای خیلی شارپ، لنز‌‌‌های سوپر تله با فاصله‌‌‌ی کانونی بالای 400. خب اگر قصد برگزاری کلاسی هم در این زمینه به‌‌‌صورت تخصصی داشته باشیم، امکاناتش را همه ندارند. برای خود من ورود به این حیطه بسیار سخت بود، مدت‌‌‌ها جست‌‌‌و‌‌‌جو کردم و چند نفر از اساتیدی که در این زمینه مشغول به کار هستند را پیدا کردم. چندین مقاله در این زمینه خواندم، رفته رفته اطلاعات و تجهیزاتم را به‌‌‌روز کردم و خلاصه خودجوش و تجربی در این زمینه مهارت به‌‌‌دست آوردم.  +عکاسی حیات وحش چه کاربردهایی دارد؟ خیلی‌‌‌ها نمی‌دانند که حیات وحش ایران چقدر گسترده و غنی است! عکاسان حیات وحش وظیفه دارند این محیط غنی و خوب را به نمایش بگذارند. البته این نکته را هم بگویم که عکاسی از حیات وحش باید شغل دوم افراد باشد. اصلا نمی‌شود روی این حرفه به‌‌‌عنوان شغل ثابت حساب باز کرد! + چرا عکاسی حیات وحش نمی‌‌‌تواند شغل اصلی افراد باشد؟ خرید آثار هنری در ایران امر رایج و عرفی نیست و ما هم اگر جایی اثر می‌فرستیم بیشتر برای معرفی است. از طرفی عکاسی حیات وحش حالا به نسبت گذشته محدود شده و کمتر بسترش فراهم است. قبل‌‌‌ترها تمام تلاب‌‌‌های اطراف شهر شیراز پر آب بودند و وقتی به آنجا می‌رفتم چندین هزار فلامینگو وجود داشت و چندین روز از آن‌‌‌ها عکاسی می‌کردم اما در حال حاضر تمام آن تالاب-ها خشک شده‌‌‌اند. امکانات طبیعی برای عکاسی روز به‌‌‌روز کمتر می‌شود. زندگی حیوانات به پارک-های ملی محدود شده و کمتر در فضای طبیعت آزاد و رها می‌بینیمشان. + پس کار از هر لحاظ حسابی سخت است! بله؛ این حرفه صبر و حوصله‌‌‌ی زیادی می‌خواهد و کمتر کسی در آن دوام می‌آورد. در واقع این حرفه آدم سرسخت می‌طلبد! نویسنده : نیلوفر عیدی منبع: هفته نامه جییم ضمیمه روزنامه خراسان

زنده روح: جایزه «قلب تهران» دوباره کلید می‌خورد/ دوسالانه‌ها در بلاتکلیفی

operator 127

منبع: مهر مسعود زنده روح کرمانی: جایزه «قلب تهران» دوباره کلید می‌خورد/ دوسالانه‌ها در بلاتکلیفی دبیر جایزه «قلب تهران» با اعلام این خبر که این رویداد وارد مرحله داوری می شود، درباره دوسالانه های هنری بیان کرد وزارت ارشاد در برگزاری این دوسالانه ها بلاتکلیف است. مسعود زنده روح کرمانی دبیر نخستین جایزه هنری «قلب تهران» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره به تعویق افتادن داوری این رویداد گفت: ما برای برگزاری این رویداد به سیستم برنامه ریزی اجرایی و مالی منطقه ۱۲ شهرداری تهران وابسته هستیم و همین امر باعث شد تا یک مراحلی پیش برویم اما در ادامه کار متوقف شود ولی در حال حاضر برای برگزاری جلسات داوری صحبت هایی شده است و ان شا الله هفته آینده خبرهای خوبی برای شرکت کنندگان در این مسابقه خواهیم داشت. وی ادامه داد: به دلیل همزمانی با انتخابات و برخی همزمانی های دیگر زمان داوری جا به جا شد که امیدواریم به سرعت مراحل دیگر این رویداد عملیاتی شود. دوسالانه ها باید از بلاتکلیفی درآیند رییس سابق انجمن عکاسان ایران درباره برگزاری دوسالانه عکاسی در سال ۹۶ نیز بیان کرد: به نظر نمی رسد اگر حتی همین امروز مسئولان وزارت ارشاد تصمیم به برگزاری این دوسالانه بگیرند، بتوان تا پایان سال این دوسالانه را برگزار کرد. قرار بود دوسالانه ها عاملی برای تولید آثار باشند و نه رویدادی که باعث شوند هنرمندها آثارشان را از آرشیو بیرون بکشند و به دوسالانه ارائه دهند. زنده روح کرمانی ادامه داد: ما از زمانی که سیزدهمین دوسالانه عکس توسط انجمن عکاسان برگزار شد بارها با مسئولان وزارت ارشاد صحبت کردیم که تکلیف دوسالانه ها را یکبار برای همیشه روشن کنند. به اعتقاد ما باید تفاهمنامه ای میان ارشاد و انجمن هایی که توانایی برگزاری دوسالانه ها را دارند امضا شود تا به طور کامل (از نظر محتوایی و اجرایی) این دوسالانه ها به انجمن ها واگذار شود و ارشاد نقش نظارتی و پرسشگر را این میان ایفا کند. این دوسالانه ها ردیف بودجه دارند و بودجه را ارشاد باید به انجمن ها بدهد اما متاسفانه ارشاد می خواهد هم خودش برگزارکننده دوسالانه ها باشد و هم مشخص نیست اصلا مایل به برگزاری دوسالانه ها هست یا نه چرا که در حال حاضر دوسالانه ها تقویم مشخصی ندارند. از طرفی هم دولت ها مدام این شعار را می دهند که می خواهند مسئولیت این دوسالانه ها را به انجمن های تخصصی واگذار کنند. وی گفت: در حال حاضر بخش تخصصی دوسالانه مجسمه سازی را به انجمن مجسمه سازان واگذار کرده اند اما همچنان بخش اجرایی را خود ارشاد به عهده دارد در حالیکه باید اعتماد کامل به انجمن ها وجود داشته باشد. چرا دوسالانه سفال و سرامیک با وجود فعال بودن انجمن آن برگزار نمی شود؟ همچنین دوسالانه نقاشی سال هاست برگزار نمی شود. نمی شود فقط در حد شعار، دولت ها بگویند می خواهیم کارها را به انجمن های تخصصی واگذار کنیم اما یا این اتفاق رخ ندهد و یا نصفه و نیمه انجام شود. ما ۹ رشته هنرهای تجسمی داریم و امسال تنها یک دوسالانه قرار است برگزار شود، ۸ رشته دیگر کجا هستند؟ این عکاس در پایان گفت: واگذاری مسئولیت به انجمن ها بار را از دوش ارشاد بر می دارد. اگر دست وزارت ارشاد بود که مجری برگزاری نمایشگاه در سطح شهر تهران باشد مطمئن باشید هفته ای ۳۰ تا ۴۰ نمایشگاهی که در تهران افتتاح می شود اصلا اتفاق نمی افتاد. شهرداری منطقه ۱۲ تهران نخستین جایزه هنری «قلب تهران» را به مناسبت دویست و سی امین سال پایتختی تهران در دو بخش اصلی و ویژه در رشته های عکاسی، آگهی دیواری(پوستر)، کارتون و تصویرگری برگزار می کند. بخش اصلی با عنوان قلب تهران و با موضوعات گردشگری، بازار (بافت تاریخی و قطب اقتصادی)، منطقه ۱۲ محور ادیان و سنت های آیینی، منطقه ۱۲ در آیینه تاریخ (به تصویر کشیدن وقایع و روایت‌های تاریخی قلب تهران) برگزار می شود. بخش ویژه با عنوان نام آوران قلب تهران است که در این دوره و در واکنش به رویداد و حادثه‌ تلخ ساختمان پلاسکو و ابراز رشادت جمعی از جانفشانان به موضوع «آتش نشانان» اختصاص دارد.

امین طلاچیان : عکس های امروز از عمق برخوردار نیستند/ عکاسی استودیویی شده است

operator 70

منبع: خبرگزاری مهر – امین طلاچیان عکاس معتقد است پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند. به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاه عکس های امین طلاچیان با موضوع عکاسی از بخشی از قبرهای بهشت زهرا (س) از روز جمعه در گالری «اُ» برگزار شده است. در این نمایشگاه امین طلاچیان با تکنیک عکاسی دیجیتال آثار خود را در معرض دید علاقه مندان به رشته هنر و عکاسی قرار داده است. طلاچیان درباره عکاسی از قبرها به خبرنگار مهر گفت: این یک پروژه چند ساله است و از سال ۹۰ تا ۹۶ روی آن کار کردم و در نمایشگاه ۱۸ اثر ۱۰۰ در ۷۰ را به نمایش گذاشتم که از هر کدام چهار نسخه ارائه می دهم. وی ادامه داد: فضای گالری «اُ» به دلیل اینکه در سه طبقه قرار دارد و کف آن بتونی است و حس قبرستان را تداعی می کند برای نمایش این عکس ها بسیار مناسب بود. من این عکس ها را از بخشی از بهشت زهرا (س) گرفتم که تقریبا متروکه ترین بخش آن است. طلاچیان درباره عکاسی از سنگ قبرها نیز بیان کرد: من در نمایشگاه قبلی هم پرتره هایی از زیر آب را به نمایش گذاشتم از آدم هایی که گویی در حال خفگی بودند و در وضعیت تحت فشاری قرار داشتند. در یکی دیگر از نمایشگاه هایم نیز عکس هایی از کشتارگاه را به نمایش گذاشتم. نمایشگاه «شبانه ها» نیز درباره سیاهی ها و تاریکی ها بود، در واقع تم آثار من در ادامه هم قرار دارند و انگار یکدیگر را تکمیل می کنند. وی درباره نمایش عکس در گالری ها نیز اظهار کرد: در حال حاضر فضای گالری ها به گونه ای شده که بیشتر کارها دکوراتیو است. به گمانم ما در کنار نگاه دکوراتیو و یا نگاه شاد در عکس ها باید نگاهی به اتفاقاتی که در اطراف مان رخ می دهد و بخش تلخ جامعه است داشته باشیم. ضمن اینکه تا وقتی تاریکی نباشد روشنایی معنا پیدا نمی کند. این عکاس ادامه داد: ما در منطقه ای زندگی می کنیم که اتفاقات تلخ پیرامون مان زیاد رخ می دهد، برای همین عکس های اثرگذاری که از این منطقه در جشنواره های معتبر دنیا هم می بینید از عراق و سوریه و جنگ در منطقه است. طلاچیان بیان کرد: در کشور ما چون تا حدودی عکاسی در خیابان ممنوع شده است عکاسی مستند را تحت تاثیر قرار داده است. برای همین بیشتر عکاسان به سمت عکس های استودیویی و زیرزمینی رفته اند برای همین نمی توان مشخص کرد آیا این روند خوبی در عکاسی ما است یا نه، مسیری است که باید تاریخ مشخص کند که آیا ما را به عقب برده است یا باعث پیشرفتمان در عکاسی شده است. ولی به گمانم پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند. عکاسی بیشتر انتخاب یک موقعیت است. آزاده سهرابی

کیارنگ علایی : برای اصفهانی ها از عکاسی گفتم/ چالش توسعه عکس های خانگی

operator 76

منبع: خبرگزاری مهر – کیارنگ علایی عکاس و مدرس دانشگاه معتقد است امروز بیش از هر زمانی شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم و در چنین فضایی گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضا شویم. کیارنگ علایی عکاس، نویسنده و مدرس دانشگاه درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: یکی از جدیدترین و جالب ترین فعالیت هایم که همین چند روز گذشته رخ داد همکاری ای بود که با کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان داشتم و مستر کلاسی سه ساعته برای هنرجویان و علاقمندان عکاسی در این شهر برگزار شد. موضوع کارگاه هم «ایده در عکاسی و مسیر اجرای ایده در پروژه های عکاسی» بود؛ ایده یابی و تبدیل ایده به اجرا یکی از اصلی ترین مواردی است که یک عکاس باید در آن به پختگی برسد. در این کارگاه حدود ۲۰۰ نفر شرکت کردند که برای خود من این استقبال هیجان انگیز بود. وی درباره این کارگاه و موارد مطرح شده در آن بیان کرد: در ابتدا درباره به موضوع تغییر معیارهای ارزشگذاری عکس اشاره کردم و به محیط اینستاگرام که به نوعی برای ارائه عکس در خدمت توده های مردم است و موجب توسعه نوعی عکاسی کم عمق و تفکر گریز شده است تاکید کردم. فضای اینستاگرام در واقع اصرار دارد مخاطب انبوه را در یک قالب فرو ببرد و از مخاطبان انبوهش آدم های شبیه هم بسازد. علایی ادامه داد: امروز بیش از همیشه شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم. گویی جایی مهم تر از خانه برای انتقال مفاهیم ذهنی وجود ندارد و اغلب عکاسان مفاهیم خود را در قالب روابط پدر و مادر، روابط اعضای خانواده، روابط میان اشیاء در خانه دنبال می کنند و به این دلیل ما شاهد تکثر عکس هایی از پنجره، رف، گلدان، اشیای چیده مان شده روی میز و روزمره گی هایی هستیم که پیش از این کمتر وجاهت عکاسی شدن داشتند. یا حریم های خصوصی ای که فضای جدید عکاسی اجازه داده بی پروا مطرح شوند و فاصله ای میان مکنونات ما و چشمان تماشاگر باقی نماند. در چنین فضایی که معیارهای ارزشگذاری در حال تغییر شتابناک هستند هرگونه گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضای جدید شویم. وی گفت: من در این کارگاه به این نکته اشاره کردم که عکاسی رسانه ای بازنما است که توامان خواص عینی گرایی/ ذهنی گرایی را در خود دارد. اگر بارت معتقد بود که عکس ها به دلیل سند بودن شان از یک رویداد، خاصیتی ابژکتیو دارند، بنیامین اما معتقد بود که دوربین سوژه را از حالت طبیعی خود به وضعیتی آرمانی تغییر شکل می دهد و این آغاز سوبژکتیویتی است. اگر در دوره ای راست نمایی به عنوان خصیصه بلامنازع عکاسی قلمداد می شد و هرگونه فاصله گیری از واقعیت تکفیر می شد، چنانکه عکاسی مثل رابینسون در میانه قرن نوزدهم با آن همه خلاقیت و روش منحصر به فردش در تلفیق عکس ها مورد بی اعتنایی مخاطب قرار می گرفت و در نهایت از اینکه تکنیک خود را توضیح داده بود پشیمان بود، امروز اما عکاسی ارزش های دیرین خود را که در اوج و فرود دوران مدرن به دست آورده بود، مورد سخره قرار می دهد و در پی بنا کردن واقعیتی بدیل است که در آن ذهنیات شخصی عکاس به مخاطب القا شود و یک بازی راه بیفتد که در آن روابط زبان شناختی و نشانه شناسی بتوانند ایفای نقش کنند. شرکت در این بازی منجر می شود شیوه های جدید ارتباط برای انسان کشف شود و ما سازش بیشتری با مسائل دنیای جدید پیدا کنیم. علایی درباره چگونگی طرح ایده در این کارگاه نیز بیان کرد: برای من طرح این مسأله مهم بود که بگویم ایده با سه عنصر خلاقیت، تفکر و خیال در ارتباط است، خلاقیت ارتباط میان اجزای متن است، تفکر عملی ذهنی است برای دستیابی به راه مطلوب در حل یک مساله و خیال همان عکس است، تصور است، تصویر است که در ذهن متبادر می شود. ایده منجر به بسط تفکر عکاس نسبت به واقعیت می شود تا آن را به امری برسازه تبدیل کند. واقعیت پیرامون ما محصول و ساخته قراردادهای اجتماعی است و ایده کمک می کند از طریق زبان بتوانیم واقعیت های متفاوتی را که در بیرون وجود ندارند، بنا کنیم و اتوپیای انسانی را بر چاه های عمیقی که انسان امروز در آن افتاده بنا کنیم. این مدرس دانشگاه ادامه داد: من در کارگاه تاکید کردم که توانایی دیگر ایده ها ایجاد روایت است، تم در یک اثر هنری استخراجی است و کشف اش از متن اثر، لذت مخاطب را دوچندان می کند. اگر در بازگویی واقعه بر عنصر تخیل تکیه کنیم و تفسیر خود را نیز وارد متن کنیم، آن گاه تم متبادر می شود و خود را از گزارش صرف واقعیت جدا می سازد. تم بر سه عنصر انگیزه، تصمیم و نتیجه گیری استوار است، برای ایده پردازی باید ابتدا ایده های مان را ارزشیابی کنیم، باید علائق و جهت گیری های نهفته در ایده مان را راستی آزمایی کنیم که آیا واقعا ما از جنس این ایده هستیم؟ و بیان آن ها از طریق ما صادقانه است؟ اگر چنین بود، آن گاه بهتر است ایده ها را استوری برد کنیم، به دیوار اتاق مان بچسبانیم و در هفته های متوالی واکنش احساسی خودمان را نسبت به این نقاشی ها محک بزنیم. همچنین ایده مستلزم پژوهش است تا پشتوانه داشته باشد، برای یافتن ایده همیشه نیاز نیست به دنبال آن بگردیم. گاهی این ایده ها هستند که به دنبال ما می گردند، ما را پیدا می کنند و از ما مصرانه می خواهند تا ما آن ها را بیان کنیم. بهتر است ذهن مان را روی هستی باز کنیم تا پذیرای ایده های مختلف باشد. وی در پاسخ به این پرسش که تاثیر برپایی کارگاه ها توسط عکاسان حرفه ای در شهرستان ها را چگونه می بینید، گفت: برگزاری این مستر کلاس ها به روشن سازی مفاهیم عکاسی کمک می کند و فاصله میان عکاسان آماتور و حرفه ای را کم می کند تا از دل این صمیمیت، بتوانیم صداهای مختلف جامعه عکاسی را بشنویم و وجوه مختلف گفتمان عکاسی را مورد مداقه قرار دهیم. عموما در حاشیه این مسترکلاس ها انبوهی عکس از عکاسان شهرستانی می بینم که چه قدر بی ادعا و با امکانات کم، دست به تولید مجموعه های خوب زده اند، مجموعه هایی که به راحتی می تواند بر دیوار گالری های مهم تهران نمایش داده شود. در حاشیه این مستر کلاس جدیدترین ترجمه کیارنگ علایی با عنوان «نمادها و نشانه ها» منتشر شده توسط نشر پرگار عرضه شد. آزاده سهرابی

علی جمشیدی : روزمرگی در بحران هنری

operator 226

منبع: روزنامه شرق – روزمرگی در بحران هنریاگرچه تلاش مارکت سازان هنری در بالا بردن عجیب قیمت آثار هنرمندان معاصر کشور موفق بوده؛ هنرمندانی که عده زیادی از ایشان در قید حیات نیستند و هرگز در زمان حیات، طعم موفقیت مادی هنرشان را نچشیدند و دسته دوم هنرمندانی که همگی در سنینی حدود 70 و80 به نتیجه اقتصادی رسیده اند که شاید این نتیجه دیگر برایشان آنچنان جذاب نیست. البته ناگفته نماند که اصنافی هم در این بین احیا شده اند از قبیل قابساز، بوم ساز، رنگ فروش و مرمت کار که توانسته اند از این نمد کلاهی برای خود تهیه کنند. اما نکته مهم و نادیده گرفته شده اینجاست که چرا چنین هنرمندانی در طول زندگی و فعالیت شان که عمدتا 60 ، 70 و 80 سال می باشد اینطور دیده نشده اند. آیا جامعه سواد و شناخت برای شناسایی آنها نداشته؟ مارکت سازان و مارکت سازی وجود نداشته؟ تعداد گالریها اندک بوده؟ شرایط اقتصادی نامناسب بوده؟ در واقع اگر همه این دلایل باشد و دلایل دیگر هم، باید به این نکته توجه کنیم که در جوامع پیشرفته، هدایت سرمایه های خصوصی به همراه مدیریت سازماندهی شده دولتی هماهنگ است و برنامه ریزان اقتصادی هر کشور اهداف و برنامه مشخصی برای رشد اقتصاد هنر طراحی می کنند. در نتیجه سرمایه های آزاد در جهت این اهداف و در بستری مناسب شروع به فعالیت می کنند. نتیجه آن می شود که به موازات فعالیتهای آرت فرها و اکسپوهای موفق و تاثیرگذار و هزاران برنامه جمعی که هنرمندان تازه وارد را جذب و حمایت می کنند، حراجی های آثار هنری نیز به فعالیت مشغولند حال آنکه هیچ برنامه هماهنگ شده مدون و طراحی شده توسط مدیران و برنامه ریزان فرهنگی کشورمان وجود ندارد. مدتهاست که هیچ اکسپویی در کشور برگزار نشده. اگر هم برگزار میشده خیلی ضعیف و با امکانات کم و فاقد مدیریت. بینالها تعطیل اند. این در حالی است که سالنهای دولتی وفرهنگسراها بدون برنامه و مدیریت در حال خاک خوردن است.بدنبال آن سرمایه های آزاد و سرگردان متوجه فعالیت مارکت سازان خصوصی می شوند و ناگهان آثار هنری رشد عجیب و غریب و یک شبه بخود می گیرند. اگر بپذیریم اثر هنری میتواند یک کالای قابل خرید وفروش آنهم با قیمت بالا باشد، چرا به شرایط تولید و تولید کنندگان این کالا که هنرمندان هستند بی توجهی میشود. این عدم مدیریت سرمایه و برنامه ریزی کلان هنری بحرانی را نتیجه ساز شده که ما در آن بسر می بریم. از طرفی، گالری های هنری که مجوز فعالیت در حوزه هنرهای تجسمی و کشف هنرمندان را دارند اکثرشان به موجی سوارند که مارکت سازان به وجود آورده اند. بیشترشان به هنرمندان معروف و صاحب نام می پردازند. درب اکثر گالری های به روی هنرمندان جوان و گمنام بسته است. گویی که اقتصاد هنر یعنی اینکه عده ای آثارشان با قیمت های آنچنانی بفروش برسد و مابقی تماشاچیان این معرکه باشند. خیل عظیمی از هنرمندان در نتیجه این بحران، هیچ شانسی برای ارایه آثارشان ندارند. هنرمندان جوان، پویا، خوش ذوق و پرتلاش کشورمان با وجود این شرایط نامناسب سخت اجتماعی و اقتصادی، آثارشان را خلق می کنند. آن هم با کمترین امکانات و گرانی لوازم وکلی محدودیت. نه جایی برای نمایش و ارایه آثارشان وجود دارد و نه کسی خریدار کارهایشان است. این اقتصاد هنر بیشتر شبیه فاجعه هنری است. زمانی که میدان های فعالیت هنری اعم از موزه ها و فرهنگسراها و گالری ها و توجه خریداران و حامیان هنری، سمت و سویی یک جانبه آنهم سوار بر موج مارکت سازان باشد و تنها به هنرمندان برند شده مارکت توجه شود باید منتظر عواقت و زیان های گرانی باشیم. فراموش نکنیم هنرمندان مشهور که همگی در سنین کهنسالی به موفقیت اقتصادی رسیده اند خود نسلی آسیب دیده از همین شرایط اند. معضلات تولید آثار جعلی، عدم کارشناسی صحیح و ارزیابی هنری و فقر نقد و نشریه هنری، آنچنان را آنچنان تر میکند و بدترین زیان که علایم آن در میان هنرمندان مشهود است سرخوردگی، افسردگی و احساس بیهودگی است و گالری های مستقل نیز برای ساختن بازار و شرایط فروش آثار هنرمندان در وضعیت دشواری بسر می برند وضعیتی شبیه شنا کردن بر خلاف رودخانه. یک گالری حرفه ای نقش مهمی در ارتباط صحیح بین هنرمند و خریدار و بازار فروش آثار هنری ایفا می کند. این در حالی است که شرایط مناسب برای کشف هنرمندان و ارایه آثارشان در میان گالری وجود ندارد. بعضی از گالری ها از روی ناچاری مکان های خود را به هنرمندان اجاره می دهند و این خود، بی کیفیتی را در عرصه ارایه هنر سبب ساز میشود. در واقع می توان گفت این یک روزمرگی در بحران هنری است که سالها همه ما دست بگریبان آنیم میدانیم و میبینیم. هنرمندان، خصوصا هنرمندان جوان، سرمایه های مهم کشورند و شادی و امیدواری شان، شادی و امیدواری و عشق به جامعه می دهد و برنامه ریزی جهت کمک به این نسل دیده نشده در شرایط کنونی که از همه طرف کشور تحت فشارهای خارجی و فشارهای روانی و بحران های اقتصادی گوناگون است ضروری است. اکسپوهای هنری جدی با مدیریت صحیح، مهمترین پایگاه ارایه آثار هنرمندان است و توسعه فضاهای فرهنگی و تخصیص بودجه جهت خرید آثار هنرمندان، انگیزه و امید دوباره به هنرمندان و به جامعه هنری افسرده کنونی می دهد. تشویق خریداران و حامیان هنری و بانک ها به حمایت از اکسپوها و نمایشگاههای گروهی یکی از راههای خروج از این بحران است. تلاش در جهت ارتباط با اکسپوهای خارج از کشور نیز راه دیگری برای بهبود وضع اقتصادی هنرمندان می باشد. آثار هنرمندان با اصالت و با کیفیت در کشورمان کم نیست و ارایه و فروش این آثار در اکسپوهای خارج از کشور، چه کشورهای همسایه و چه در کشورهای اروپایی بسیار لازم و ضروری است. آثاردر اکسپوها بیشتر و بهتر دیده می شود و فروش بازگشت ارز به کشور را میسر می کند. این نکته بسیار مهم است که آثار هنری زمانی بها پیدا می کند که دیده شوند، ارایه شوند و ارزش های آن نقد شود این امکان در اکسپوهای داخلی و خارجی بیشتر میسر است. علی جمشیدی نقاش و مدیر کالری شمس

آخرین وضعیت انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی/ به ما اعتماد کنید

operator 57

منبع: خبرگزاری مهر – یداله ولی زاده رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران معتقد است عکاسی تبلیغاتی و صنعتی گرچه رشد خوبی داشته اما از حمایت نشدن توسط نهادها و ورود عکاسان بی تجربه به این عرصه لطمه می خورد. رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران درباره فعالیت های این روزهای انجمن به خبرنگار مهر گفت: ما توان اصلی انجمن را روی به‌روز رسانی سایت انجمن گذاشته ایم و همه اتفاقات را در این فضا منعکس می کنیم. همچنین در عضوگیری فعال هستیم و برای اعضا تسهیلاتی در نظر گرفته ایم به طور مثال دوره های آموزشی و کلاس برگزار می کنیم. وی با بیان اینکه عمده فعالیت های این انجمن در رویداد «۱۰ روز با عکاسان» تبلور می یابد، بیان کرد: ما سالی دو نمایشگاه بزرگ داریم که یک نمایشگاه از اعضا در همین رویداد «۱۰ روز با عکاسان» برگزار می شود و در یک روز از این ۱۰ روز ورک شاپ ها و سخنرانی های مربوط به عکاسی تبلیغاتی و صنعتی را داریم. ولی زاده ادامه داد: یک نمایشگاه با نام «طعم عکس» هم برگزار می کنیم که امسال ۲۸ مهرماه در خانه هنرمندان ایران افتتاح می شود. در این نمایشگاه بخش بزرگی از اعضای انجمن و شاگردان خودم حضور دارند و تمرکزمان در این نمایشگاه بیشتر روی عکس های مفهومی تبلیغاتی است. البته در نمایشگاه اول تمرکز بیشتر روی عکس هایی بود که محصولی را معرفی می کنند. وی در پاسخ به اینکه چرا عکاسی تبلیغاتی و صنعتی در مقایسه با سایر شاخه های عکاسی خصوصا عکاسی هنری جایگاه کمتری در فضاهای نمایشگاهی، تدریس و حتی رشد و توسعه عکاسی دارد، بیان کرد: در جامعه، عکاسی هنری جایگاه خوبی دارد ولی اینطور نیست که عکاسی تبلیغاتی و صنعتی تثبیت نشده باشد. ما هفت انجمن تخصصی عکاسی داریم که یکی از آنها انجمن ماست که این خود نشان از فعالیت عکاسان این حوزه است. من با بخش هایی از حرف شما موافقم و ممکن است فعالیت در حوزه ما خیلی چشمگیر نباشد اما به دلیل این نیست که توان عکاسان ما در این حوزه کم است بلکه این موضوع از این واقعیت نشات می گیرد که بسیاری از کسانی که این روزها عکاسی تبلیغاتی می کنند در واقع عکاس تبلیغاتی نیستند. ارگان های دولتی در برگزاری جشنواره های تخصصی از ما مشورت هم نمی گیرند رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران گفت: در هر ژانری که عکاسان به مشکل مالی برخورد می کنند عموما دو پروژه عکاسی تبلیغاتی را دست می گیرند و تنها به این شاخه به عنوان منبع درآمد نگاه می کنند. از سوی دیگر گمان می رود با خرید دو شاخه نور و زدن یک استودیو می توان ادعای عکاس تبلیغاتی بودن کرد. وی ادامه داد: ما جایگاهمان را در این سال‌ها در جامعه پیدا کرده ایم اما کدام گالری دار قبول می کند عکس های تبلیغاتی در گالری اش به نمایش در بیاید؟ در حالی که ما سه سال است نمایشگاه «طعم عکس» را در خانه هنرمندان ایران برپا می کنیم و نشان دادیم قابلیت برپایی نمایشگاه در این عرصه وجود دارد. ولی زاده با بیان انتقاد از بخش صنعت و فعالان تبلیغاتی اظهار کرد: اتفاق های خوب در عرصه عکاسی تبلیغاتی این است که به بازاریابی دست پیدا کنیم و اهالی صنعت و تبلیغات بدانند یک انجمنی با حضور متخصصان هست که می توانند در صورت لزوم به ما مراجعه کنند. در حال حاضر یک سری از عکاسان وارد پروژه هایی بزرگ می شوند و در میان راه می بینند توانایی اش را ندارند و به وجهه کار ما لطمه می خورد اما کارفرما می تواند به یک انجمن تخصصی اعتماد کند. این عکاس ادامه داد: فرض کنید در حال حاضر مسابقه و جشنواره عکس در حوزه صنعت در حال برپایی است و ارگان دولتی مربوطه حتی برای مشورت نزد ما نیامده است. یعنی ارگان های دولتی حتی خودشان را از مشورت گرفتن از ما محروم می کنند آنهم در شرایطی که خیلی خوب ما را می شناسند. جشنواره ها منبع درآمد خوبی برای یک عده است به همین دلیل دوست ندارند پای انجمن به این جشنواره ها باز شود. جهاد دانشگاهی جشنواره صنعتی تبلیغاتی دارد که راسا اقدام به برپایی آن می کند و از حضور انجمن هم استقبالی نمی کند. وی با بیان اینکه با وجود همه سنگ اندازی ها انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران توانسته نقش موثری در حوزه عکاسی ایفا کند، گفت: ما به حمایت ارشاد نیاز داریم و با حق عضویت نمی توانیم پول برای اجاره ۱۰ میلیونی یک گالری برای برپایی نمایشگاه را بدهیم. برای بیمه کردن اعضا و دیگر مسایل صنفی هم مشکل داریم. مسئولان نباید از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنند و بعد بگویند شما چه کار کرده اید! ما با این حق عضویت های ناچیز واقعا چه کار شاخصی می توانیم انجام دهیم؟ همه انجمن ها به نوعی به صورت محفلی اداره می شوند چون حمایت واقعی از آنها صورت نمی گیرد. رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران در پایان یکی از مهمترین آسیب های حوزه عکاسی را اینطور بیان کرد: من تدریس می کنم و متوجه هستم که عکاسان جوان اطلاعات تکنیکال خوبی دارند اما نگاه هنرمندانه آنها باید تقویت شود تا تبدیل به آرتیست شوند. آزاده سهرابی

عکاسی با تلفن همراه سواد بصری جامعه را بالا برده است

operator 57

منبع: خبرگزاری تسنیم – ابراهیم حقیقی عضو انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک گفت: یکی از مزیت‌های تلفن‌های هوشمند این است که عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت و همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود. ابراهیم حقیقی از عکاس باسابقه کشورمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران پویا با اشاره به برگزاری جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه گفت: برای تولید هر اثری در حوزه هنرهای تجسمی ـ اعم از نقاشی، مجسمه‌ یا عکس ـ ابزار اصلا مهم نیست، مهم نوع نگاه و شکل دیدن است. وی درباره استفاده از ابزارهای نوین برای خلق آثار هنری به ویژه در حوزه عکاسی اظهار داشت: تلفن همراه به عنوان یکی از ابزارهای نوین خیلی کمک کرده است، مخصوصا به جوان‌هایی که نمی‌توانند سراغ ابزارهای حرفه‌ای و گران‌قیمت بروند. این هنرمند باسابقه ادامه داد: تلفن‌های همراه هر روز به دوربین‌های بهتری تجهیز می‌شوند و عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت. همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود و این یکی از مزیت‌های آن است. داور جشنواره‌های تجسمی با اشاره به رونق جشنواره‌های عکس موبایلی تأکید کرد: برگزاری جشنواره‌های عکس و خواستن عکس با هر یک از ابزارهای حرفه‌ای یا عمومی مانند تلفن همراه، هیچ ایرادی ندارد و به نظرم تفاوتی نمی‌کند، چون موضوع تربیت نگاه و چگونه دیدن و نحوه انتقال دادن آن چیزی است که من بهتر از دیگران دیده‌ام یا توانسته‌ام کشف کنم. حقیقی در پایان خاطرنشان کرد: برای هر موضوعی که می‌تواند برای جامعه مفید واقع شود، می‌توان از کسانی که این ابزار مفید را در خدمت دارند،‌ عکس خواست و آن‌ها را نمایش داد و باز هم سواد بصری جامعه را بیشتر و بیشتر کرد. بر اساس این گزارش، جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه با محوریت فرهنگ زیارت است که در قالب یکی از مجموعه برنامه‌های پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) برگزار می‌شود. وجیه‌اله شیرمحمدی دبیر این جشنواره و نقش رویای بهشت متولی برگزاری این رویداد هنری است. آخرین مهلت ارسال اثر به جشنواره روز 10 تیرماه آتی اعلام شده و علاقه‌‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در جشنواره می‌توانند به وبسایت www.rbphoto.ir مراجعه کنند یا کانال تلگرامی جشنواره را با نشانی @eightphot دنبال کنند. انتهای پیام/  

برتری ایران در جشنواره عکس بین‌المللی چین

operator 51

منبع: خبرگزاری ایسنا مجموعه عکس پژوهش مردم‌شناسی و مستندنگاری «دانش بومی ابریشم ایران» در دوسالانه بین‌المللی عکاسی مردم‌شناسی چین در فهرست ١٠٠ مجموعه برتر منتخب هیات داوران قرار گرفت. به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، این مجموعه عکس که در سال ٩٥ توسط بابک صدیقی با همکاری پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری تهیه شده است، از بین ٧٨٤٨ مجموعه انتخاب شد. جشنواره عکس HPA معتبرترین جشنواره عکس بین‌المللی جهان در زمینه موضوعات مرتبط با فرهنگ است که به‌صورت دوسالانه برگزار می‌شود. عکس‌های این پژوهش پیش از این نیز موفق به دریافت لوح افتخار از جشنواره بین‌المللی عکس توکیو TIFA شده بود. انتهای پیام

رفتار زننده مسوولان مصری پیش از جام جهانی جوانان

operator 55

منبع: خبرگزاری ایسنا بازداشت یک عکاس ورزشی ایرانی در فرودگاه قاهره و دیپورتش به کشور فرودگاه قاهره یکی از عکاسان ورزشی که آی‌دی کارت رقابت‌های جام جهانی بسکتبال مصر و ویزای این کشور را داشت، در فرودگاه قاهره با مشکلات عجیب و غریبی رو به رو شد و در نهایت به ایران بازگردانده شد. به گزارش ایسنا، جام جهانی بسکتبال جوانان از 10 تیر به میزبانی قاهره پایتخت مصر آغاز شده که دولت این کشور با دخالت دادن امور سیاسی به ورزش برخلاف منشور کمیته بین‌المللی المپیک عمل کرد و رفتار ناشایستی با یک عکاس ورزشی ایرانی داشت. مسوولان فرودگاهی مصر همچنین از ورود علی توفیق دبیر فدراسیون بسکتبال به خاک این کشور برای ساعاتی جلوگیری کردند اما او بالاخره توانست به کاروان ورزشی ایران در قاهره اضافه شود اما “اشکان مهریار” عکاس ایرانی به تهران بازگردانده شد. این تمام ماجرا نیست، متاسفانه مسوولان فرودگاهی مصر در شرایطی که این عکاس آی‌دی کارت بازی‌ها و روادید کشور مصر را در اختیار داشته با ورود او به خاک قاهره مخالفت کردند و رفتار ناشایستی نیز با او داشته‌اند. طبق اظهارات “مهریار”، او نزدیک به 5 ساعت بازداشت بوده و تمام وسایلش نیز ضبط شده‌ است. مهریار می‌گوید به عنوان یک عکاس در کنار افرادی خاطی و بزهکار فرودگاه قاهره بازداشت بوده و بدون هیچ توضیحی نیز به ایران بازگردانده شده‌ است. مصری‌ها پیش از این نیز برای ورود ورزشکاران ایران به کشورشان مشکل ساخته بودند که اصلی‌ترین آن طولانی شدن روند صدور روادید بود. باید دید انجمن عکاسان و ورزشی نویسان جهان و البته کمیته رسانه‌ای کمیته بین‌المللی المپیک در برابر این اقدام نادرست مصری‌ها چه موضعی اتخاذ خواهد کرد. انتهای پیام

کارنامه نصرالله کسرائیان در «نگاه نو»

operator 71

منبع: خبرگزاری ایسنا – شماره صدوسیزدهم فصلنامه «نگاه نو» با عکس روی جلد نصرالله کسرائیان منتشر شده است. به گزارش ایسنا، عنوان بخش ویژه این شماره از «نگاه نو» کارنامه نصرالله کسرائیان است که با مطالب «عکس می‌گیرم، پس ‌زنده‌ام» گفت‌وگوی علی میرزائی با نصرالله کسرائیان، «شعرهای چارلز بوکوفسکی» ترجمه نصرالله کسرائیان و «کارنامه نصرالله کسرائیان» به قلم اسماعیل عباسی همراه است. «در ستایش خرد و آزادی» نوشته عزت‌الله فولادوند از مطالب آغازین مجله است و در بخش مقاله‌ها این مطالب منتشر شده است: «نیرنگ‌های عقل: ترامپیسم در آستانه درماندگی» از فخرالدین عظیمی، «برآمدن ترکان و تأثیر آن در اشاعه زبان و فرهنگ فارسی» از محمدعلی موحد، «تجربه دموکراسی در کشورهای خاورمیانه» از احمد کاظمی موسوی، «حل مشکل محیط زیست اولویت ما نیست!» از محمد درویش، «خیام در میان فیلسوفان و صوفیان» نوشته حسین معصومی همدانی، «خطر کمونیسم یا جنگ روانی، در آغاز ملی شدن صنعت نفت» از محمدحسین خسروپناه، «تاریخ و تاریخ‌نگاری کار و طبقه کارگر در ایران» از تورج اتابکی، «دگردیسی در رژیم سلب مالکیت از توده‌ها در ایران امروز» از محمد مالجو، «ابن بطوطه به روایت موحد» نوشته محمد دهقانی، «خاقانی و حمیدی، دو ستیهنده خودستای» نوشته مهدی فیروزیان و «چارلی و رضا؛ از سازمان افسران حزب توده ایران تا سازمان امنیت آلمان شرقی» نوشته بهمن زبردست. بخش داستان، کاریکاتور این شماره از فصل‌نامه هم شامل این مطالب است: «نبض امروز» از حسین کریم‌زاده و «چند قطره امید» از ویکتوریا توکاروا با ترجمه پرویز دوایی. همچنین «به یاد عبدالعلی برومند: شاعر ملی» نوشته داوود هرمیداس باوند، «مرگ برژینسکی» از امیرحسین توکلی و «یادی از محمودی خوانساری؛ صدایی که سی‌ سال پیش خاموش شد» از مجدالدین کیوانی مطالب بخش رویدادها و گزارش‌ها هستند. بخش کتاب نیز با «تازه‌های کتاب» به قلم بهنام تهرانی و «انتقاد کتاب ۲۴» همراه است. شماره صد و سیزدهم فصلنامه «نگاه نو» با مدیریت و سردبیری علی میرزائی در ۲۶۰ صفحه با شمارگان ۴۲۰۰ نسخه و قیمت ۱۷۵۰۰ تومان منتشر شده است.

ناگفته‌های عکاس مناظره از یک پیشنهاد تا کم کردن وزن!

operator 120

منبع: خبرگزاری ایسنا – عکاس مناظره‌ها او تجربه سه دوره عکاسی از مناظره‌های ریاست جمهوری را داشته و در مدتی که کاندیداها در حال رقابت با هم بودند و مناظره آنها از رسانه ملی پخش می‌شد،با تلاشی که برای انتشار عکس‌ها داشته، چند کیلو وزن کم کرده است. مهدی دهقان – عکاس سومین دوره از مناظره‌های ریاست جمهوری درباره تجربه کاری‌اش در این دوره در گفت‌وگو با ایسنا، مطرح کرد: کار کردن در برنامه‌های زنده معمولا با مشکلاتی همراه است؛ یکی از مشکلاتی که همکاران مطبوعاتی هم آن را مطرح می‌کردند، این بود که چرا شرایط برای حضور آنها در سازمان صدا و سیما جهت ثبت لحظه‌های مناظره فراهم نیست. فکر می‌کنم با توجه به عدم فضای کافی در استدیو برنامه‌های زنده، طبیعی است که این فرصت برای همه عکاسان مطبوعاتی فراهم نباشد زیرا این موضوع یک اتفاق معمول در دنیاست که در برنامه‌های مهم این چنینی از یک یا دو عکاس برای خوراک دیگر مطبوعات استفاده شود. او ادامه داد: البته به جز من عکاسان دیگری هم بودند که در حلقه دوم و سوم حضور داشتند و عکاسی از داخل استدیو بر عهده من بود اما متاسفانه زمان کمی برای عکاسی داشتم. در برخی از مناظره‌ها تنها برای ورود و در حد یک یا دو دقیقه عکاسی می‌کردم و وقتی که نامزدها پشت صندلی قرار می‌گرفتند، عکاس خارج، درهای استدیو بسته می‌شد و برنامه روی آنتن می‌رفت. این عکاس اضافه کرد: متاسفانه ثبت لحظات مناظره‌ها به دلیل تعداد کاندیداتورها کار دشواری بود و با وجود آنکه می‌شد فرصت‌های خوبی برای عکاسی ایجاد شود اما با توجه به اصل ماهیت برنامه زنده این مشکل برای عکاس وجود داشت که در فرصت کمِ دو یا سه دقیقه‌ای لحظاتی که امکان داشت را با سرعت بالا ثبت کند. دهقان با بیان اینکه چون برخی از نامزدها عکاس نداشتند، سازمان صدا و سیما برای حفظ بی طرفی و برقراری اعتدال از ورود عکاسان دیگر به سازمان خودداری کرد، افزود: از طرفی فضای استودیو کوچک بود و امکان حضور چند عکاس در آن وجود نداشت به همین دلیل این فرصت در اختیار من و دو عکاس دیگر قرار گرفت. بدترین مشکلی که برای عکاسان وجود دارد او درباره حق کپی رایت و اینکه مطبوعات تا چه اندازه از عکس‌ها با اسم عکاس آن استفاده کرده‌اند، بیان کرد: فکر می‌کنم قانون رعایت نکردن کپی رایت در ایران حداقل برای ما عکاسان بدترین مشکل را ایجاد می‌کند. من از ابتدا در رسانه و رادیو و تلویزیون شروع به کار کردم و حدود ۱۷ سال است که در رسانه ملی برنامه‌های خاصی را ثبت می‌کنم. بحث مناظره‌ها نیز چهار سال یکبار اتفاق می‌افتد. باید از رسانه ملی که به من اعتماد کرد و این فرصت را مثل دو دوره گذشته در اختیارم گذاشت تشکر کنم. کار اصلی من در رادیو است اما اداره کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما پذیرفت که من در اختیار کل سازمان باشم. این عکاس با بیان اینکه بعد از مناظره‌ها به دکه روزنامه فروشی سر می زدم و همه روزنامه‌ها به جز ورزشی‌ها را خریداری می‌کردم، گفت: این کار من موجب تعجب فروشنده هم شده بود تا جایی که در برابر نگاه روزنامه فروش فقط می‌توانستم بخندم. در همه‌ی روزنامه‌ها عکس‌های مناظره بدون استثنا کار شده بود اما بسیاری از آنها اسم عکاس را نیاورده بودند. دهقان با اشاره به اینکه گرچه روابط عمومی سازمان منبع خبر بود، ادامه داد: اما برخی روزنامه‌ها منبع خبرگزاری‌ها را درج کرده و اسمی از عکاس آن نیاورده بودند. این اتفاق در کشورهای دیگر با در نظر گرفتن تمام حقوق مالکیت مادی و معنوی صورت می‌گیرد اما در کشور ما حتی از آوردن اسم عکاس هم دریغ می‌کنند. البته ناگفته نماند خبرگزاری‌هایی که از عکس‌های مناظره گزارش تصویری کار می‌کردند اسم عکاس را هم می‌آوردند اما مطبوعات این حق را رعایت نمی‌کردند. او اظهار کرد: اداره کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما بخشی را با عنوان عکاسی از مناظرات در سایت سازمان و همچنین کانال تلگرامی با همین عنوان راه اندازی کرد که عکس‌ها با نام عکاس منتشر می‌شد. برخی از مطبوعات اسم عکاس را بعد از نام خبرگزاری درج کرده بودند، برخی دیگر فقط اسم خبرگزاری را آورده بودند و برخی دیگر هم هیچ اسمی نیاورده بودند. از تجهیزات عکاسی استفاده می‌کردم این عکاس درباره اینکه تغییر نور و دکور این مناظره با مناظره‌ دوره‌های گذشته تا چه اندازه روند عکاسی را به چالش می‌کشیده است، توضیح داد: با توجه به اینکه سال‌هاست که کار خبری انجام می‌دهم، معمولا کمبود یا افزایش نور زیاد در روند کاری مشکل یا محدودیتی ایجاد نمی‌کند. معمولا در صدا و سیما از نور خوب برای دکور اصلی استفاده می‌شود و در این باره مشکلی نداریم اما در مسیر رفت و آمد کاندیداتورها که نور کمتر است از تجهیزات عکاسی استفاده می‌کردم. دهقان اضافه کرد: دکور مناظره امسال هم مثل روال سال‌های گذشته متفاوت بود اما ترکیب خوبی برای عکاسی داشت. سعی کردم پرچم جمهوری اسلامی که نماد استقلال است را در ترکیب عکس‌ها استفاده کنیم. از طرفی وجود برج آزادی که نماد آزاد اندیشی است و طراحی میزها به شکل صندوق‌های رای از ویژگی‌های خوب دکور این دوره از مناظره‌ها بود که این امکان را به عکاس می‌داد تا از این ظرفیت در نمای بسته از نامزدهای انتخاباتی استفاده کند. تا نیمه‌های شب در حال انتخاب و ارسال عکس‌ بودم او درباره اینکه کدام دوره با چالش بیشتری مواجه بوده است، گفت: هر دوره ویژگی‌ها و استرس خاص خودش را داشت. کار ما بعد از قرعه کشی اسامی نامزدها شروع و بعد از ضبط رادیویی، تلویزیونی، ایرانیان خارج از کشور، شبکه خبر و گفتگوی ویژه خبری تا ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه شب تمام می‌شد و من تا نیمه‌های شب در حال انتخاب و ارسال عکس‌ بودم. حتی برخی از شب‌ها فرصت استراحت یا خوابیدن را هم نداشتیم. عکاس مناظره‌های ریاست جمهوری افزود: بدون محاسبه برنامه‌های تلویزیونی حدود ۵۵۵ دقیقه در رادیو برنامه ضبط می‌شد که کار بسیار سنگینی بود و به صورت شبانه روز انجام می‌شد و سنگینی کار هر چه به روزهای پایانی تبلیغات نزدیک می‌شدیم با توجه به شروع سفرهای استانی بیشتر می‌شد. گاهی اوقات مجبور بودیم شبانه روز در سازمان حضور داشته باشیم. به همین دلیل نمی‌توان گفت کدام دوره سخت‌تر بوده یا دشورای بیشتری داشته است. دهقان با بیان اینکه همه این سختی‌ها با شیرینی خاصی همراه بود، اعلام کرد: رسانه ملی در زمان انتخابات مثل یک خانواده بود و از بخش تشریفات گرفته تا حراست، تولید فنی، روابط عمومی، تیم‌های مختلف خبری، رادیو وسیما، شبکه خبر وخبرگزاری صداوسیما درکنار هم یک بسیج ملی را تشکیل داده بودند و این موضوع موجب می‌شد که شبانه روز در کنار هم کار کنیم. در هر برنامه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ فریم عکس انداختم او درباره اینکه جمعا چه تعداد عکس از برنامه مناظره‌ها گرفته است، گفت: رقمی در ذهنم نیست که بخواهم تعداد همه عکس‌هایی که گرفته‌ام را مطرح کنم اما در هر برنامه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ فریم عکس انداختم و سعی کردم تمام زوایاها و برنامه‌ها را برای همه کاندیداها به طور مساوات رعایت کنم. این عکاس درباره اینکه تا چه اندازه روی شخصیت نامزدهای انتخاباتی مطالعه داشته است، توضیح داد: چند نفر از کاندیداها برایم شناخته شده بودند و درباره نامزدهایی هم که شناخت نداشتم، تحقیق کردم. در عین حال سعی می‌کردم به روز باشم و تمام اخبار را در رسانه‌های دیگر هم دنبال کنم، زیرا کسب اطلاعات برای عکاسی لازم بود. یکی از دوستان می‌گفت پیشنهاد عکس دسته جمعی را ندهم اما… او درباره اینکه برای عکاسی از چند شخصیت سیاسی و مطرح تا چه اندازه استرس داشته است، بیان کرد: چون پیش از این هم تجربه عکاسی از شخصیت‌های سیاسی در مناظره‌ها را داشتم، استرس چندانی به جز یک مورد نداشتم. یکی از دوستان اعلام کرد با توجه به بحث‌های سنگینی که در آخرین مناظره‌ مطرح شد، پیشنهاد گرفتن عکس دسته جمعی را ندهم. این موضوع موجب شد که برای مطرح کردن پیشنهادم، کمی استرس داشته باشم. دهقان گفت: اما بلافاصله بعد از پایان برنامه مناظره وارد استدیو شدم تا قبل از آنکه نامزدها از پشت میز بلند می‌شوند، پیشنهاد عکس دسته جمعی را مطرح کنم که البته آنها هم پذیرفتند و آخرین عکس یادگاری مناظره را ثبت کردم. اما استرس دیگری که در این رویداد با آن مواجه بودم زمان انتشار عکس‌ها بود. با وجود شبکه‌های اجتماعی اگر می‌خواستم زمان زیادی برای انتشار عکس صرف کنم مطالب در رسانه‌ها با یک فریم عکس منتشر می‌شد و عکس‌های من می‌سوخت بنابراین سعی می‌کردم با سرعت عمل فوق‌العاده‌ای این تصاویر را منتشر کنم. عکاس مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور درخواست کرد: با توجه به سختی کار عکاسان و هزینه‌هایی که باید برای خرید تجهیزات صرف کنند، نگاه ویژه‌ای به عکاسان خبری داشته باشند. انتهای پیام

فرهنگ مازندران از پشت لنز دوربین عکاسان استان

operator 207

هفته گذشته خانه عکاسان مازندران یک اردوی عکاسی را با حضور تعدادی از اعضای خانه عکاسان استان برگزار کرد. در این اردوی عکاسی که در یکی از روستاهای نمونه گردشگری مازندران برگزار شد، هنرمندان حوزه عکس به ثبت تصاویری از فرهنگ و آداب و رسوم زندگی مردم مازندران پرداختند. این اردو در قالب طرحی که توسط حوزه هنری مازندران و خانه عکاسان مازندران از سال گذشته برای تقویت هنر عکاسی در استان تدوین کرده‌اند برگزار شده است. معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری مازندران در گفت‌وگو با همشهری با بیان این‌که این اردو با هدف ثبت مولفه های فرهنگ بومی روستای زروم شهرستان نکا برگزار شد، گفت: محور عکاسی در این برنامه  آداب و رسوم، پوشش، نوع زندگی  و معماری بود. سفرهای عکاسی واحد هنرهای تصویری با هدف حمایت از هنرمندان، کشف استعداد های جوان و گسترش هنر عکاسی برگزار می شود و در سال جاری قرار است ادامه داشته باشد. «مهدی معصومی گرجی» افزود: ثبت فرهنگ و آداب روستایی و شهری ایرانی اسلامی و حفظ جایگاه زندگی خانواده ایرانی، تولید آثار فاخر هنری و شناخت استعداد های جوان، بالابردن سطح سواد دیداری جامعه و گسترش هنر عکاسی به عنوان رسانه گویا، افق‌های مهمی هستند که خانه عکاسان مازندران به دنبال تحقق آن است. وی اظهار کرد: در این سفر و اردوی عکاسی، «میرصفی اندیکلایی»، «علی سلحشور»، «منصور معصومی»، «سینا دلشادی»، «علی اسماعیل‌زاده کنعانی»، «عزت قربانی»، «حسام صداقتی»، «نرجس خاتون اندرواژ»، «حدیث هاشمیان»، «حسین بهرامی»، «داریوش منصوری»، «مونا سعادت‌نیا»، «مجید نیکجو»، «محمدجواد صالحی»، «میکاییل صادقی»، «سمانه شیرازی»، «حامد پراکند» و «علیرضا رضایی» حضور داشتند و برای ثبت تصاویری از روستا و فرهنگ روستایی اقدام کردند. تلاش برای ارتقاء جایگاه عکاسی در استان این هنرمند و مدرس عکاسی درباره پیشینه اجرای این طرح خاطرنشان کرد: از سال گذشته تولید کتاب عکاسی با موضوعات مختلف را در دستور کار قرار دادیم. چون احساس کردیم که عکاسی در مازندران کمتر مورد توجه قرار گرفته است و به این نیاز داریم که انسجامی بین جامعه عکاسان استان ایجاد شود. بر همین اساس تصمیم گرفتیم که تولید کتاب عکاسی را با عکس‌هایی از عکاسان مازندران در هر سال مورد توجه قرار دهیم. مسئول خانه عکاسان مازندران با بیان این‌که پشتیبانی از هنرمندان جوان یکی از اهداف این طرح است، گفت:  نخستین گام این طرح را با فراخوان عکاسی از مراسم استقبال از شهدای غواص در مازندران برداشتیم. در آن طرح 26 عکاس مازندرانی حضور داشتند که در نهایت عکس‌های عکاسان داوری شد و در قالب یک کتاب عکس به نام کتاب «چشمه» توسط حوزه هنری به چاپ رسید و رونمایی شد. ثبت فرهنگ مازندران معصومی گرجی افزود: پس از انتشار کتاب چشمه تصمیم بر این شد که کتاب‌های بعدی را با موضوعاتی کاربردی تولید و منتشر کنیم. مسائلی مانند اتفاقات خوب فرهنگی و فرهنگ بومی در مازندران که به ثبت فرهنگ و ترویج آن برای نسل‌های بعدی نیز کمک کند. برای سال 96 تصمیم گرفتیم کتاب عکس دوم را با موضوع فرهنگ بومی مردم مازندران، خانواده مازندرانی و ایرانی، آداب و رسوم و سبک زندگی منتشر کنیم. با همین نگاه نخستین اردوی عکاسی سال جاری را در روستای نمونه گردشگری زروم نکا که روستایی بسیار زیبا با فرهنگی بکر است برگزار کردیم. معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری مازندران خاطرنشان کرد: همه نکاتی که در هدف مد نظر برای کتاب دوم عکاسی برای مجموعه تعریف شده، در زندگی مردم روستای زروم دیده می‌شد. قرار است در ماه‌های آتی نیز سفرهایی را به نقاط دیگری از مازندران داشته باشیم. البته این سفرها صرفا به روستاها محدود نمی‌شود. ممکن است نقاطی از شهرهای مازندران را سوژه عکاسی قرار دهیم. مکانی که در بحث زندگی و فرهنگ بکر است و ویژگی‌های فرهنگی خاصی دارد. انتشار کتاب‌های عکس وی اظهار کرد: مجموعه عکس‌هایی که توسط اعضای خانه عکاسان مازندران در این سفرها ثبت می‌شود، پس از داوری و گزینش در پایان پاییز برای چاپ و نشر تدوین خواهد شد و در هفته هنر انقلاب سال 97 از این کتاب رونمایی خواهیم کرد. برای سال 97 نیز از حالا موضوع سفرهای عکاسی انتخاب شده است. قصد داریم در سال 97 اردوهای عکاسی را با موضوع طبیعت و چشم‌اندازهای مازندران برگزار کنیم. این هنرمند مازندرانی با بیان این‌که در این سفرها صرفا به ثبت عکس از سوژه‌ها نمی‌پردازیم، گفت: در دل این سفرها نشست‌های تخصصی نیز داریم. گفت‌وگوهای تخصصی زیادی انجام می‌شود و نقد و بررسی‌هایی از آثار داریم که به صورت جاری در سفرهای انجام خواهد شد. همین موضوع این اردوها را به کلاسی آموزشی برای عکاسان و فضایی برای تبادل تجربه بین باتجربه‌ترها و عکاسانی که سابقه کمتری دارند تبدیل می‌کند. در واقع این اردوها هم نگاهی تخصصی و آموزشی برای عکاسان دارد و هم نگاهی فرهنگی برای جامعه را دنبال می‌کند. عکس با سند برابر است مسئول خانه عکاسان مازندران درباره خروجی این سفرها که همان کتاب عکس است نیز گفت: این کتاب‌ها را خود حوزه هنری توزیع می‌کند و علاوه بر آن در کتاب‌فروشی‌ها نیز برای فروش عرضه می‌شود. در نمایشگاه کتاب تهران نیز امسال کتاب عکس «چشمه» عرضه شد. هدف این است که این آثار به دست مردم برسد تا هم با هنر عکاسی ارتباط بیشتری برقرار کنند و هم با فرهنگ بومی و داشته‌های منطقه آشنا شوند. به هر حال عکس‌ها اسنادی هستند که برای آیندگان خواهند ماند. معصومی گرجی درباره شیوه انتخاب عکاسان برای حضور در این اردوها اظهار کرد: عمولا عکاسان گروه خانع کاسان مازندران در این سفرها حضور دارند. فراخوان را در همین گروه منتشر می‌کنیم و عکاسانی که مایل هستند می‌توانند در سفر شرکت کنند. البته طبیعتا یکی از ملاک‌ها داشتن دست‌کم 5 سال پیشینه عکاسی و آشنایی با یک سری قواعد و اصول اولیه این هنر است. اما اگر عکاسی میل به حضور در این سفرها را داشته باشد و از ملاک‌هایی که عنوان شد نیز برخوردار بود، می‌تواند در سفرها حضور یابد. یعنی محدودیتی برای حضور عکاسان وجود ندارد. عکاسان فعال خارج از این گروه هم می‌توانند بیایند و اثرشان در صورت انتخاب در کتاب چاپ شود. وی افزود: یکی از برنامه‌های دیگر ما نیز برگزاری نمایشگاه‌هایی از این عکس‌ها در فضاهای مردمی است. قصد داریم برخی از عکس‌ها را در قالب نمایشگاه‌های مردمی در فضاهای غیر تخصصی هنری به نمایش در آوریم تا ارتباط مردم با این هنر بیشتر شود. خبرنگار: اشکان جهان آرای/ روزنامه همشهری/ استان مازندران

بنر کتاب عکس

لایت روم