« فیاپ » اعتبار ندارد/ مسئولان از این جشنواره ها حمایت نکنند

مجید سعیدی

operator 286

منبع: خبرگزاری مهر – مجیدی سعیدی عکاس با بیان اینکه « فیاپ » و بسیاری از جشنواره های عکاسی در دنیا اعتبار ندارند از حمایت برخی مسئولین دولتی از این جشنواره ها گلایه کرد. مجید سعیدی عکاس در گفتگو با خبرنگار مهر درباره مدال ها و نشان هایی که این روزها عکاسان ایرانی از جشنواره های خارجی دریافت می کنند از جمله مدال « فیاپ » و «وفور» گفت: به تعداد سلول های بدن این روزها فستیوال در دنیا داریم و همیشه پرسشی که مطرح می شود این است که آیا همه این جشنواره ها خوب هستند و یا اینکه کدامیک بهتر است؟ این عکاس بین المللی افزود: در پاسخ به این پرسش ها باید گفت همانطور که فستیوال های عکاسی در ایران درجه بندی دارد و از روی ساختار مرکزی و هیات داوران و مواردی دیگر می توان به حرفه ای بودن یا حرفه ای نبودن یک جشنواره را سنجید، در دنیا هم نشانه هایی وجود دارد که می توان به اهمیت جشنواره ها پی برد؛ به طور مثال « فیاپ » یا بسیاری از جشنواره های عکاسی در دنیا که این روزها بسیار مطرح می شود هیچ کدام اعتبار ندارد. برنده جایزه کتاب عکس سال آمریکا در خصوص فستیوال های همچون «FIAP» و «RPS» ،«PSA» ،«ISF» ،«IUP» که این روزها عکاسان ایرانی بسیار تمایل دارند در آن ها شرکت کنند و تعداد زیادی نیز جایزه این جشنواره ها را دریافت کردند گفت: بطور مثال فستیوال « فیاپ » یک شخصی آمده و یک جشنواره ای راه انداخته و یک سیستم مدال دادن گذاشته است بطوری که در هر فستیوالش بیش از ۱۰۰ مدال می دهد. فقط اگر به تعداد این جوایز نگاه کنیم متوجه می شویم که جای عکاسان حرفه ای در این رویدادها نیست. جالب هست که نمایندگی هم اهدا می کند و برخی از مسئولان دولتی هم بجای حمایت از داخلی ها دنبال حمایت از این نوع جشنواره ها هستند که اسمشان لاتین است، این که اسم یک رویداد لاتین باشد چه ارزشی دارد؟ وی افزود: نگاهی به این رویدادها بکنید متوجه می شوید که هیچ عکاس حرفه ای در آن شرکت نمی کند و حتی در تاریخچه این جشنواره یک عکاس بین المللی و آرتیست و حرفه ای حضور نداشتند در حالیکه رفتار حرفه ای این است که برای شرکت در هر جشنواره ای به حضور عکاسان حرفه ای در آن نگاه کنیم و ببینیم آیا حداقل اسم ۶ یا ۷ عکاس مطرح در آن دیده می شود؟ سعیدی تاکید کرد: به نظر می رسد، برخی فستیوال های بین المللی تنها برای علاقمندان به عکاسی برگزار می شوند و برای همین عکاسان ما نباید به داشتن مدال هایی از نوع جشنواره ها مانند « فیاپ » مغرور شوند و تصور کنند که با گرفتن چند مدال و بخصوص از این رویدادها در هنر عکاسی صاحب نظر شده اند. در فیلمسازی و دیگر رشته های هنری نیز همینطور است. وی گفت: برخی از این جشنواره ها از بسیاری جشنواره های ایرانی ضعیف تر هستند و بهتر است عکاسان ما در فستیوال های داخلی شرکت کنند به جای شرکت در این جشنواره ها؛ ضمن اینکه برخی از این فستیوال های هنری مانند « فیاپ » از شرکت کنندگان، هزینه ای را به عنوان ورودی دریافت می کنند که اگر این مبالغ را محاسبه کنیم، می بینیم بیشتر از جوایزی که داده می شود، ورودی دریافت کرده اند و به نظر می رسد این فستیوال ها بیشتر به دنبال سود مالی هستند. این عکاس بین المللی با انتقاد از برخی سایت های عکاسی گفت: برخی از سایت های عکاسی ما به جای اینکه اطلاع رسانی دقیقی از جشنواره ها و رویدادهای مهم جهان بدهند و از تبلیغ برای فستیوال های غیر حرفه ای و کم اهمیت پرهیز کنند تا عکاسان ما برای شرکت در جشنواره های جهانی انتخاب های بهتری داشته باشند اما متاسفانه می بینیم که بیشتر تبلیغ این جشنواره ها را می کنند. سعیدی با تاکید بر اینکه هیچ عکاسی با دریافت این مدال ها و جوایز پیشرفت نمی کند به فستیوال های معتبر جهانی در شاخه عکاسی مستند اشاره کرد و گفت فستیوال هایی همچون «یوجین اسمیت»، «کارتیه برسون» و در رشته عکاسی خبری «ورلدپرس فتو» که ۸۰ سال سابقه دارد از این جمله فستیوال های معتبر جهان هستند. البته فستیوال های درجه دو هم هستند که عکاسان حرفه ای در آن شرکت می کنند اما فستیوال هایی که تعداد زیادی جایزه و مدال می دهند، مشخص است که حرفه ای نیستند. بهتر است مردم به شکل عمومی از سلفی گرفتن با این شدت دست بردارند در بخش دیگری از این گفتگو سعیدی درباره موضوع داغ سلفی گرفتن که بعد از حادثه پلاسکو نقدهای زیادی به آن وارد شد نیز گفت: به هر حال با ورود موبایل های هوشمند بیش از ۶ سال است که سلفی انداختن در سراسر جهان و در هر حادثه و موضوعی رواج پیدا کرده است و همه طبقات جامعه را درگیر کرده است و به خودی خود نمی توان گفت این کار ناشایستی است اما در حوادث مانند جریان پلاسکو تا جائیکه مانع فعالیت امدادگران و نیروهایی که در صحنه حضور داند نباشد، چه اشکالی دارد که سلفی گرفته شود؟ سعیدی با بیان اینکه من خودم هم سلفی زیاد می گیرم ادامه داد: به نظر من خوب است مردم به شکل عمومی از سلفی گرفتن با این شدت دست بردارند و از موبایل استفاده های بهتری بکنند و مثلا عکس یا فیلم بهتری تهیه کنند و در مواقع حساس، نگاهشان متمرکز روی سلفی گرفتن نباشد. مثلا در همین حادثه پلاسکو برخی از بهترین تصاویر و فیلم ها از ساختمانی که فرو ریخت را مردم ثبت کردند بدون اینکه سلفی بگیرند. آزاده سهرابی

نهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر فردا افتتاح می‌شود

جشنواره تجسمی فجر

operator 80

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان – آیین افتتاحیه نهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر،فردا برگزار می‌شود. به گزارش حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از ستاد خبری نهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر، 33 بهمن آیین افتتاحیه نهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر در محل موزه هنرهای معاصر ایران با حضور مجید ملا نوروزی مدیر کل دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجتبی آقایی دبیر جشنواره و جمعی از هنرمندان پیشکسوت عرصه تجسمی کشور برگزار می شود. لازم به یاداوری است از فعالان برترعرصه تجسمی  دراین مراسم تجلیل و تقدیر می شود. نهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر با هدف معرفی ایده های اصیل و آفرینش های بدیع و خلاقانه هنری و پژوهشی با حمایت دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری موسسه توسعه هنرهای معاصر تهران از 3 الی 30 در موزه هنرهای معاصر تهران و فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. انتهای پیام/

عکس هایی که راهش را پیدا کرد

57407845-768x512

operator 78

منبع: پایگاه دوربین دات نت – احسان رأفتی: انتشار عکس های “ زنده در گور ” سعید غلامحسینی امروز واکنش های متفاوتی را در بین مردم و جامعه هنری و سیاسی کشور داشت. عکس ها ماجرای زندگی حدود ۵۰ کارتن خواب است که شب را در گورهای آماده ای در گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار به صبح می رسانند. انسان های زنده ای که از سرمای شب به گورها پناه می برند شاید لااقل یک روز دیگر زنده بمانند و از سرمای هوا یخ نزنند. بار اول نیست که عکس هایی از این مدل می بینیم. عکس هایی که روایتی است از زندگی واقعی انسان هایی که به دلایلی به اعتیاد روی آورده اند، از خانواده طرد شده اند و جایی ندارند و به اجبار به گورهای گرم پناه می برند و بار اول نیست عکسی گرفته می شود عده ای ناراحت می شوند، احساساتشان جریحه دار می شود، نامه می نویسند، اینستاگرام پر می کنند و آخرش هم هیچ از هیچ … فقط می ماند عکاس که آخرش متهم می شود به سیاه نمایی. متهم می شود به اینکه چرا زندگی در رفاه میلیونی خیلی ها را نادیده گرفته است و چسبیده به این ۵۰ نفر و آخرش تکذیب می شود ولی این بار اتفاقی ویژه افتاد. عکس ها به لطف شبکه های اجتماعی و خبرگزاری ها دست به دست چرخید تا عکاس تنها نماند و کسی نتواند به سیاه نمایی متهم اش کند. این بار مدیران روزنامه شهروند عالی عمل کردند، نگفتند عکس های اختصاصی ما است. حق ندارید به کسی بدهید و عکس ها به خبرگزاری ها و سایت های خبری زیادی رسید و منتشر شد تا این بار نامه به رییس جمهور کشور نوشته شود. این بار مسوولین با حقوق های میلیونی مواخذه شوند تا تاثیر عکس خودش را نشان دهند. سال هاست عکاس های خبری از انتشار خیلی عکس ها ترس دارند. سال هاست که خیلی از عکس ها با یک تماس تلفنی از روی خط خبرگزاری یا سایتی خبری به راحتی حذف می شود. سال هاست که عکاس ها به دلیل گرفتن عکس هایی از جامعه مواخذه می شوند، توبیخ و اخراج می شوند. سال هاست که خیلی درها به روی عکاس ها بسته است چون عکاس را جاسوس می بینند. عکاس را فضول می بینند و تا جاییکه می شود سعی می کنند عکاس کمتر باشد. عکاس وظیفه اش بله قربان گفتن نیست. عکاس وظیفه اش نشستن در خبرگزاری منتظر آفیش های تکراری روزانه نیست. عکاس وظیفه اش قاپیدن فلان نشست خبری از همکارش برای گرفتن کارت هدیه نیست … عکاس وظیفه اش خیلی فراتر از این حرف هاست. عکاس در برابر جامعه اش، در برابر مردمش و در برابر خودش مسوول است. این روزها خبرهای خوبی از عکاسی به گوش می رسد. عکاس می تواند با کمک دوستانش فردی اعدامی را جان دوباره بخشد. عکاس می تواند کاری کند برای شهرش ترمینالی ساخته شود. عکاس می تواند کاری کند حداقل وجدان مردم شهرش را بازی دهد، مردمی که با کامنت هایی در زیر گزارش روزنامه شهروند همه جوره اعلام کمک کردند. عکاس می تواند خیلی بزرگتر از رسالتش عمل کند، عکس هایی بگیرد برای کمک به مردم شهر و کشورش و همه امیدوار شوند که شاید مسوولین برای این قشر از شهروندان هم حقوق شهروندی لحاظ کنند یا از آن فیش های نجومی ذره ای هم به این عزیزان برسد. این بار عکس ها در وسعت بالایی به انتشار رسید. همه دیدند. این بار همدلی رسانه ها برای انتشار عکس ها ستودنی بود. این بار رسانه ای نبود بگوید من باید عکس هایم اختصاصی باشد. امیدوارم روزی برسد در بین مسولان هم عکاس به جای جاسوس به عنوان امین و چشم بیدار جامعه دیده شود.

۱۰ روز با عکاسای خودمون و رفیقامون!

احسان رافتی - ۱۰ روز با عکاسای خودمون و رفیقامون!

operator 320

منبع: دوربین .نت – احسان رافتی: امروز نشست خبری پنجمین دوره ۱۰ روز با عکاسان ایران در حالی برگزار شد که در بین تعجب هیچ رسانه عکاسی در این نشست خبری دعوت نبود. البته مثل رونمایی از پوسترهاشون! این عدم دلیل دعوت می تواند دلیل های متفاوتی داشته باشد که شاید مهم ترینش نگاه انتقادی دوربین.نت به بعضی مسایل ۱۰ روز با عکاسان در بخش های مختلف است که دوستان عزیز نمی توانند انتقاد بقیه را ببینند و فقط دوستانی که به به و چه چه می کنند باید باشند و حضور داشته باشند که نتیجه اش می شود نشست خبری با حضور نهایت ۵/۶ رسانه عزیز و دوست داشتنی دوستان. شاید هم دوستان انجمن عکاسان ایران با خودشان گفته اند رسانه های عکاسی به چه دردی می خورد بیایند اصلا تحریمشان کنیم. اصلا چرا باشند؟ چند تا سایت بیخود منتقد برنامه های ما!! بعد جالبی برنامه اینکه شعار برنامه شان می شود همدلی در جامعه عکاسان و عمق بخشیدن در عرصه عکاسی!! خنده دارترین شعاری که می شود با این رویه و مدل کاری شان و تحریم رسانه های عکاسی و بقیه روی همایش گذاشت. دلیل دیگر هم می تواند داشته باشد. در سومین دوره این همایش دوستان با شعار همه با هم می توانیم به رشد عکاسی کمک کنیم جلو آمدند. جلسات مختلفی برگزار شد و شاید چون دور اولی بود که با مدیریت جدید برگزار می شد گفتند از رسانه ها هم کمک بگیریم. جلسات زیادی ام برگزار شد و از دل جلسات یک پنل اختصاصی، صفحات ویژه در دوربین.نت و چیلیک و اتفاقات زیاد دیگری افتاد. در کنار همه به به و چه چه ها چند انتقاد هم رخ داد که احتمالا برای دوستان خوش آیند نبوده است. در همان اولین جلسه با رسانه ها حرفی نزدم و گفتم می دانم وسیله ایم! که گفتند نه ما خوبیم، ما رسانه می شناسیم. ما با شما خوبیم … دلیل دیگری که می توان از این تحریم رسانه ها یا شاید دوربین.نت برداشت کرد این بود که دوستان اعلام کردند بعد از همایش سوم (۲سال گذشته) شفافیت مالی خواهیم داشت، ریز قیمت ها، هزینه ها و دریافتی از اسپانسرها رسما اعلام می شود. دوستان گفتند ما این همایش را برای پول برگزار نمی کنیم هر چه پول ماند بعد از اعلام شفافیت مالی بین انجمن ها و سایت های عکاسی تقسیم می شود. که هر چه کرد پول کرد … دو سال از ماجرا می گذرد. هنوز شفافیت مالی صورت نگرفته است و هنوز یک ریال به سایت های عکاسی شاید هم دوربین.نت پرداخت نشده است. برای همین در سال بعد و همایش چهارم دوستان سایت های عکاسی را کنار گذاشتند و دوره پنجم که رسما تحریم هم کردند تا نون خورهای اضافی همایش حذف شوند. هر چند یک ریال به کارها و اقدامات دوربین.نت در ۱۰ روز با عکاسان پرداخت نشد. البته لازم به ذکر است که دوستان در همایش سوم خواستند نشریه کاغذباتله که در جشنواره دوربین.نت منتشر می شود در همایش سوم شان هم منتشر شود که دوربین.نت برای صفحه بندی این نشریه روزانه مبلغ ۱۰۰ هزارتومان درخواست کرد که پرداخت شد و مبلغ دیگری تحت هر عنوان پرداخت نشد که در آینده دین حق عضویت های اعضا بر گردنمان بماند. خدا رو شکر هنوز شعارهای دوستان منبی بر اینکه فلان می کنیم بسار می کنیم در ذهنمان است که لازم باشد منتشر می شود. امسال انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی اعلام کرد در همایش ۱۰ روز با عکاسان شرکت نخواهند کرد که شایعاتی در جامعه عکاسی به وجود آمد مبنی بر عدم پاسخگویی نامه انجمن صنفی عکاسان توسط ستاد برگزاری ۱۰ روز با عکاسان، شفافیت های مالی و کاری، وقت نداشتن انجمن صنفی که خودش جای نوشتن های جداگانه ای دارد. البته آقای فروتن رییس انجمن، و آقای صادقلو عضو هیات مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی حاضر به گفتگو در این بار با دوربین.نت نشدند. با این حال کاش سایت هنری دیگری به غیر عکاسی بودیم که اینچنین رفتار نمی شد وقتی رفتارهای ستادهای برگزاری جشنواره فیلم فجر، موسیقی فجر با خبرنگاران سینما و موسیقی اینقدر خوب و رفتار ستاد برگزاری همایش بزرگ ۱۰ روز با عکاسان ایران اینطور … هر بار اعتراضی کردیم، نقدی نوشتیم راهکار و راهبرد هم پیش روی دوستان گذاشتیم تا یک سوی نرویم و برای اصلاح باشد ولی خب مثل اینکه شدیم خاری در چشم . بهرحال دوربین.نت از این به بعد هیچ برنامه ای، اتفاقی با انجمن عکاسان ایران نخواهد داشت و امیدوارم انجمن عکاسان هم در آینده کاری به کار ما نداشته باشد. چند یادداشت و خبر مبنی بر اتفاقات و حاشیه ها، بعضی از آمار و ارقام های برگزاری جشنواره های مختلف، دریافتی از بعضی اسپانسرها موجود است که منتشر نخواهیم کرد تا آقایان راحت تر به اهدافشان برسند و جو جامعه عکاسی را بیشتر از این آلوده نکنیم و به همه بگیم عکاسا با هم خوبن و عالی ان و بهترش انجمنشون. خواهش هم می کنیم اخبار ما را در سایتشان منعکس نکنند که خدای نکرده فکر دوستی و رفاقتی به ذهن کسی نرسد. زیرا دوستی ها و رفاقت ها باید دو طرفه باشد و رفاقت های یک طرفه آینده ای نخواهد داشت. منبع: پایگاه عکس چیلیک

احسان رافتی : عوامل روی آوردن عکاسها به زد و بند

احسان رافتی

operator 88

منبع: خبرگزاری تسنیم – عوامل روی آوردن عکاسها به زد و بند/ روزنامه‌‌ها حاضر به پرداخت هزینه برای عکس نیستند. عدم ارزش نهادن به عکاسی باعث می‌شود عکاسها به جای پیشرفت به دنبال زد و بند برای معیشت خود باشند. اصلا چیزی به نام عکس رایگان در دنیا وجود ندارد حتی اگر عکس برای گوشی هم بخواهید باید برای آن هزینه بپردازید هرچند اندک. به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» «احسان رافتی» مدیر آژانس عکس دوربین دات نت  از آسیبهای  عکس و عکاسی در ایران گفت و ضمن ابراز نگرانی نسبت به بی ارزش شدن مفهوم عکاسی و برخورد بد با ارزشگذاری این هنر تاکید کرد: در حال حاضر رسانه‌های ما لگوی خود را کوچک‌تر می‌کنند تا در بازنشر عکس‌هایشان در روزنامه‌ها با یکدیگر رقابت کنند. البته با اینکار عکاس خود را از بین می‌برند و هنر عکاسی را زیر پا می‌گذارند. این رقابت ناسالم باعث شده که برخی از  روزنامه‌ها عکاس با سابقه خود را اخراج  و از عکسهای دیگر خبرگزاری‌ها استفاده می‌کند. دیگر روزنامه‌ها نیز به همین ترتیب؛ عکاسهایشان را به شدت کم کرده‌اند. روزنامه‌های ما باید عکاس داشته باشند و برای خود عکس تهیه کنند اما وقتی عکس رایگان در اینترنت بدون واترمارک بزرگ وجود دارد، قطعا روزنامه‌ها حاضر نیستند عکاس استخدام کنند. وی افزود: پیشتر عکسهای خبرگزاریها 600 پیکسل بود بعدها شد 800 پیکسل؛ در حال حاضر به 1000 پیکسل رسیده‌اند. در صورتی که روزبه روز واترمارکها کوچکتر می‌شود. البته بعضی خبرگزاریها واترمارک روی عکس می‌اندازند اما اگر با آنها هم تماس بگیرند و عکس بخواهند عکس خود را رایگان در اختیار روزنامه ها قرار می‌دهند چراکه دغدغه فقط دیده شدن بیشتر رسانه است. در صورتی که عکاس بابت آن عکس زحمت کشیده است و حق دارد بابت هنرش هزینه دریافت کند. چند سال پیش یکی از خبرگزاریها، آژانس عکسی راه‌اندازی کرد تا عکس بفروشد و بازه گسترده‌ای نیز برای قیمت عکسها داشت اما وقتی دید دیگر خبرگزاریها رایگان عکس را در اختیار می‌دهند مجبور به تعطیل کردن بخش آژانس عکس خود شد. مدیر آژانس عکاسی دوربین دات نت عنوان کرد: یادم هست زمان مرگ عباس کیارستمی سایت getty image عکس او را 350 دلار به فروش گذاشته بود حتی در خبرگزاری‌های معتبر دنیا مثل رویترز یا خبرگزاری فرانسه نیز این اتفاق رخ می‌دهد اصلا چیزی به نام عکس رایگان در دنیا وجود ندارد حتی اگر عکس برای گوشی هم بخواهید باید برای آن هزینه بپردازید هرچند اندک. اما در ایران مثلاً اگر یک فریم عکس را ما در دوربین دات‌نت 20 هزار تومان قیمتگذاری کنیم با واکنش مواجه می‌شویم و می‌گویند خب می‌رویم از خبرگزاریها رایگان برمی‌داریم. ما با این روش عکاسهایمان را زیر پا له کرد‌ه‌ایم در صورتی که آنه با این کارها به عکس بها می‌دهند حتی اگر شما قرار است عکسی را ببینید باید برای آن بها پرداخت کنید. البته سیاستگذاری ما به گونه‌ای است که عکسهایمان را از موضوعاتی انتخاب می‌کنیم که خبرگزاریها نداشته باشند وی افزود: حتی سایتهایی نیز وجود دارند که عکسهای سوخته را با کیفیت بالا به شما نمایش می‌دهند اما برای تماشای همین عکسهای سوخته‌نیز شما باید هزینه پرداخت کنید. برای مثال واشنگتن پست در سایت خود صفحه‌ای دارد که عکسهای چند روز گذشته یک رویداد مهم مانند دیدار ترامپ و اوباما را از دیگر خبرگزاری‌ها به روشهایی می‌گیرد و با کیفیت بالا به نمایش می‌گذارد. در این صفحات اگر شما بخواهید بیش از سه صفحه اول را نگاه کنید نیز باید هزینه پرداخت کنید. هرچند هزینه‌اش اندک است اما به هر حال هزینه دارد تا عکس بی ارزش نشود. احسان رافتی تاکید کرد: عدم ارزش نهادن به عکاسی  باعث می‌شود عکاسها به جای پیشرفت به دنبال زد و بند برای معیشت خود باشند. جدیداً هم باب شده‌ است که عکسها باید شبیه به هم باشد یعنی اگر خبرگزاری ایکس عکس دست دادن دو مقام مسئول را دارد عکاس خبرگزاری دیگر ماخده می‌شود که چرا او آن عکس را نگرفته است. عکسها همه شبیه به هم شده‌اند و دیگر خلاقیتی وجود ندارد. همه مجبورند یک مدل عکس بگیرند. این باعث می‌شود که پیشرفت هنری و مالی در عکاسی کور شود. مدیر آژانس دوربین دات نت در مورد این آژانس عکس توضیح داد: دوربین دات نت به اسم آژانس عکس هست ولی عملاً چند سالی است که ما خیلی پیگیر عمل نمی‌کنیم چرا که توانایی ایستادگی در این شرایط را نداریم. می‌توان گفت آژانس عکس در حال حاضر در ایران فعالیت نشدنی است مگر اینکه فضا بهبود یابد. یک اتحاد همه جانبه می‌خواهد تا تغییر در این سبک ایجاد  شود. وی افزود: از شیوه‌های دیگر مثل آموزش یا مذاکره برای فروش عکس و عکس مستند، خود را سرپا نگه داشته‌ایم. انتهای پیام/

کتاب عکاس مینیمالیست منتشر شد

1086_orig

operator 221

منبع: تارنمای عکاسی از ایران کتاب “عکاس مینیمالیست”، اثر استیو جانسون توسط کریم متقی، پوریا زینال‌زاده و افسانه آدیگوزل منتشر شد. انتشارات کتاب پرگار این کتاب را در 224 صفحه و با تیراژ 2000 نسخه در تابستان 1395 خورشیدی به قیمت 300 هزار ریال منتشر کرده است. به گزارش تارنمای عکاسی از ایران، در پیشگفتار این کتاب به قلم “کریم متقی” آمده است؛ دوربین خوب و ابزارآلات متعدد تضمین‌ کننده‌ عکس‌های عالی و بی‌نقص نخواهند بود. نور، ترکیب بندی، درک سوژه و مسائلی از این دست از اهمیتی حیاتی برخوردارند. بنابراین با در نظر گرفتن موضوع و نوع فعالیت خود باید ابزار مکفی را انتخاب کرده و از بار غیرضروری بکاهیم. در مراجعه به تاریخ هنر و عکاسی ملاحظه خواهیم کرد که تأثیرگذارترین عکس ها – مانند “مرگ سرباز جمهوری خواه” رابرت کاپا، “کودك گرسنه‌ی سودانی و لاشخوری در کمین” کوین کارتر، “اعدام ویت‌کنگی غیرنظامی در سایگون” ادی ادمز و … – با ابزاری ساده تهیه شده‌اند و از سوی دیگر از تعدد عوامل و نشانه‌های بصری نیز در این عکس‌ها خبری نیست. از خلال تجارب تاریخی آموخته ‌ایم که راز تأثیرگذاری روایت‌های ادبی و بصری در پرهیز از تراکم دلالت‌های معنایی مضاعف و بهره‌گیری از حداقل عناصر تخیلی و بصری نهفته است. رباعیات خیام، حکایت‌های سعدی، ناصر خسرو و عبید زاکانی، داستان و فیلم‌های کوتاه و هایکوهای ژاپنی در نتیجه‌ی نقصان فناوری یا عدم اشراف به ابزار شکل نگرفته‌اند، بلکه زاییده‌ی ذهن خلاق و کمینه‌گرای (مینیمالیستی) هنرمند بوده‌اند. آثار به جامانده بر دیوار غارها و بدنه‌ی ظروف سفالینِ عهدهای پیشین ما را در سادگی این اشکال و همچنین سادگی ابزار خلق و تولیدشان به فکر وا می دارد؛ که بازنمایی تأثیرگذار یک شیء و رویداد چگونه با ایجاد چند خط و نقطه، توسط ابزاری ساده و دم دستی، انجام گرفته است. طبیعی است که در ژانرهای متنوع عکاسی – معماری، پرتره، طبیعت، خیابانی، مستند و … – به ابزاری متفاوت نیاز خواهیم داشت و توفیق در تمام این زمینه‌ها تنها با یک دوربین slr غیرممکن است. در خود عکس و بازنمایی رویدادها و اشیا نیز تعدد عوامل بصری، قوه‌ تخیل عکاس و نهایتاً مخاطب را پراکنده خواهد ساخت. عکس‌های ساده و سرراست، با حداقل عوامل بصری، راه را برای خوانش آسان و موفق تصویر و نتیجه‌گیری مخاطب باز می گذارد. پرواضح است که شناخت از موضوع و تشخیص ابزار مورد نیاز و ایجاز در استفاده از نشانه‌ها و استعاره‌ها، مختصرگویی و مختصرنمایی، تخیل عکاس و نهایتاً درک مخاطب را هموار خواهد کرد. رابرت براونینگ می‌گوید ” Less is more کمتر، بسنده‌تر” و “ساده‌تر، قابل فهم‌تر”. ازین روی “خلق ترکیبی بی‌نقص، صراحت و سادگی بیان در گروی بهره‌گیری از ابزار مکفی و متمرکز ساختن کادر عکس در عناصر اصلی است”.  

برترین تصاویر جهان در ۲ آبان ۹۵

پایگاه عکس چیلیک

operator 93

منبع: خبرگزاری مهر – تصاویر امروز را با موضوعات پیرامون المپیک بین المللی آشپزی در آلمان، مسابقات قهرمانی پرتاب تبر در سوئیس، زندگی روزانه مردم موصل عراق و ابتلای پرندگان هندی به آنفولانزای مرغی خواهید دید. عبور قایق گردشگری در طبیعت پاییزی ژاپن (AP) شرکت کننده اهل ترکیه با مجسمه «انگلا مرکل» ساخته شده از شیرینی در المپیک بین المللی آشپزی آلمان شرکت کرد. (dpa) تصادف زنجیره ای در مسابقات اتومبیلرانی نسکار آمریکا (AP) اولین دوره از مسابقات قهرمانی پرتاب تبر در سوئیس (EPA) زن کشمیری برای دستگیری برادر خود در طول تظاهرات اشک می ریزد. (AP) ماهیگیری از روخانه ای در آمریکا (AP) دوچرخه سواری نزدیک میدان نفتی آتش گرفته موصل عراق (Getty) هنرمند فلسطینی تصویر «محمد کلی» را نقاشی می کند. (Getty) زندگی روزانه مردم عراق در جنوب موصل  (Reuters ) عکاسی پرتره از زن بومی هندی در طول جشنواره سنتی (Getty) پرندگان در باغ وحش دهلی نو به آنفولانزای مرغی مبتلا شدند. (EPA) برگزاری جام جهانی اسکی زنان در اتریش (Reuters) آتش سوزی در انبار پالت های چوبی و مواد بازیافتی در کالیفرنیا (AP) کودکان هندی در راه بازگشت از مدرسه به خانه (AP) قدمت اسب حک شده با گچ روی تپه ای در انگلیس به قرن ۱۸ میلادی می رسد. (Reuters)

گفتگو با سیدمهرداد شریفی به بهانه افتتاح نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است»/سه اپیزود تامل برانگیز

سید مهرداد شریفی

operator 86

منبع: وقایع استانی – «هوای اراک برای یازدهمین روز متوالی آلوده و ناسالم است»، «ادارات اراک و شازند در پی افزایش آلودگی هوا تعطیل شد»، «اراک در وضعیت هشدار آلودگی هوا قرار دارد»، «در انتظار اجرای طرح کاهش آلودگی هوای اراک»، «صنایع آلاینده پر‌درآمد نباید از پرداخت عوارض آلایندگی معاف شوند»، «هشدار استاندار مرکزی به صنایع آلاینده»، این ها تیترهایی بود که بالای سر مخاطبان نمایشگاه عکس «این شهر صنعتی است» پرواز می کرد آن هم توسط موشک های کاغذی که محتوایشان اخبار معتبر از همین تیترها بود. اراک، یک شهر صنعتی است، شهری که به واسطه همین صنعتی بودند با معضلات و آسیب هایی رو به رو بوده است که از جمله آن ها آسیب های زیست محیطی و به تبع آن بروز انواع بیماری ها در میان شهروندان این شهر است. بارها و بارها مشکل آلودگی هوای اراک در رسانه ها و جلسات متعدد مطرح شده است و دریغ از اتفاقی مثبت در این زمینه شاید باید روش طرح آن تغییر کند شاید باید حساسیت مسئولین امر نسبت به آن را از زاویه و با ابزاری دیگر گوشزد کرد، این بار یک هنرمند عکاس این وظیفه را بر عهده گرفت و داستان آنچه بر شهر صنعتی اراک می گذرد را در سه اپیزود در قالب عکس های مستند اجتماعی آورده است روایتی از زنجیره صنعت، آلودگی و بیماری های ناشی از آن در اراک، این عکس ها از دریچه نگاه سید مهرداد شریفی عکاس اراکی به تصویر کشیده شده است.در افتتاح این نمایشگاه دو اجرای مفهومی نیز برگزار شد یک ویدئو آرت و یک پروفورمنس آرت برای تکمیل داستانی که بر شهر ما می گذرد. به همین مناسبت وقایع استان گفتگویی با مهرداد شریفی داشته است. ایده راه اندازی این نمایشگاه با چنین سیر روایتی از کجا آمد؟ این نمایشگاه در واقع یک مجموعه عکس مستند اجتماعی است، همیشه دنبال فرصتی بودم تا بر روی یک موضوع مستند اجتماعی کار کنم که ماهیت این نوع عکاسی در آن خیلی بارز باشد. این ایده در ذهن من بود و به این موضوع فکر می کردم که عکس هایم دارای ویژگی ای باشند که یک درد و آسیب اجتماعی ملموس که همه مردم با آن دست به گریبان هستند و به طور مستقیم با زندگی مردم این شهر در ارتباط است را نشان دهند، از همان ابتدا موضوع آلودگی محیط زیست از جمله آب و هوا به ذهنم رسید و در نهایت فکر کردم آلودگی هوا مسئله ایست که امروز برای تمام اراکی ها تبدیل به یک چالش و نگرانی شده و در زندگی روزمره آنان تاثیر مستقیم دارد. برای پرداخت به این موضوع صنعت را اولویت قرار دادید و حتی در عنوان نمایشگاه هم دیده می شود « این شهر صنعتی است» چرا اشاره به صنعت و تاکید آن اینقدر از نظر شما پررنگ است؟ برای پرداخت به درگیری مردم با آلودگی و آسیب های آن در وهله اول باید دید که این آلودگی از کجا آمده و چرا ما دچار این معضل شده ایم؟ بدیهی است که ما در روند توسعه یافتگی خودمان مسیر درستی را نپیمودیم و این توسعه ناموزون بوده است، در کشورهای دیگر توسعه پایدار و رشد به همراه استفاده صحیح از منابع طبیعی و آسیب نرساندن به آن است، یعنی اگر در فرآیند توسعه این اتفاق نیفتد ما رشد صحیح نداشته ایم. در بررسی اینکه چه گزینه هایی باعث توسعه یافتگی ناموزون میشود بارزترین مسئله صنعت است و نمی توان انکار کرد که در بحث فرآیند توسعه یافتگی صنعت ناقص و مریضی داشتیم که لطمات بسیار زیادی به هوا و محیط زیست زده است. در کنار این مسئله فرآیند ذهنی من به این سمت هدایت شد که جزئی تر به مسئله نگاه کنم و با دقت و از نگاه دوربین به صنعت بپردازم. نمایشگاه شما از سه قسمت مجزا؛ ولی در ارتباط با هم تشکیل شده است، در مورد این روند و انتخاب عکس ها در هر بخش توضیح دهید. بله نمایشگاه من از سه اپیزود تشکیل شده است، اپیزودهایی که در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر هستند در واقع عکس های این نمایشگاه روایتگر یک داستان است و هر کدام یک خرده روایت هستند که ما را به روایت کلی می رسانند و هر یک از نماها قسمتی را تعریف می کنند که به طور مشخص ابتدا و انتها دارد. اپیزود اول در مورد صنعت است زیرا همانطور که گفتم صنعت یکی از پارامترهای مهم در آلودگی هوای اراک است البته در این بخش به معضلات کار در محیط های صنعتی غیر استاندارد و همچنین اشتغال زنان و کودکان پرداخته ام یعنی هر فریم نماد و اشاره ای به بخش های کمتر دیده شده فضای صنعتی اراک و مهم تر از همه آلایندگی آن است. اپیزود دوم به جامعه شهر نشینی اراک و تاثیری که از آلودگی هوا می گیرد اشاره دارد و شامل شات های مختلف است که هر کدام به بازخورد صنعت ناموزون در فضای شهری می پردازد. و اما اپیزود سوم پرداخت به آسیب های اجتماعی و جسمانی از جمله بیماری هایی که شاید خیلی از ما هم با آن روبه رو بوده ایم و یکی از رهاوردهای صنعت و آلودگی هوا است اشاره دارد. همه اپیزودهای این نمایشگاه با حرکت یک مرد آغاز می شود در اپیزود اول ورود مرد به یک واحد صنعتی و اپیزود دوم با تصویر مردی که بر روی ریل قطار حرکت می کند آغاز می شود و در واقع روایت داستان در نقطه آخر نمایش عکس های من به مرگ می رسد البته نه به صورت مستقیم، یک جای خالی بر روی یک تخت تمام آنچه بود که در نهایت از مسیر عکس ها به آن می رسیم. در کنار نمایشگاه عکس دو اجرای مفهومی در افتتاحیه این نمایشگاه برگزار شد در مورد دلیل اجرای آن ها توضیح دهید. عکس یک رسانه است؛ ولی من از دو مدیای دیگر نیز در کنار آن استفاده کردم وقطعا اگر هر مدیای دیگر در دسترسم بود برای روشنگری بیشتر این مسئله استفاده می کردم تا آنچه می خواستم بیان کنم را کامل تر و رساتر ارائه دهم. در کنار نمایشگاه دو اجرای مفهومی ویدئو آرت با عنوان«این شهر صنعتی است» و پرفورمنس آرت «خبرهای معتبر» داشتیم که به نوعی مکمل عکس های من بود. ویدئو آرت شامل تصاویر گرفته شده از گزارش های مختلف آلودگی هوای اراک در سایت ها و خبرگزاری های مختلف است که در تصاویر شهرمان که نماهای آلودگی در آن بارز بود محو می شدند. در پرفورمنس آرت هم، همان اخبار خبرگزاری ها پرینت گرفته شده و به صورت موشک های کاغذی در آورده شد تا نشان دهنده بی اعتباری این اخبار باشد، یعنی اعتبار این اخبار به اندازه یک کاغذ بی استفاده که اسباب بازی دست ساز می شود، است و شاید از آن جهت موشک کاغذی برای من اهمیت داشت چون یک وسیله بازی در دسترس برای کودکان است درست مانند محتوای خبرش که بیشتر کودکان در معرض آن قرار دارند و در تولید آن سهمی نداشته اند. در مورد آلودگی هوای اراک سال هاست که حرف هایی زده می شود ولی نتیجه ای در کار نبوده است. همانطور که خودتان گفتید بارها و بارها در مورد آلودگی هوا صحبت شده است؛ ولی به نظر می رسد به دلیل زیاد مطرح شدن از اهمیتش در میان مسئولین کاسته شده است، با توجه به اینکه در افتتاح نمایشگاه شما دکتر کریمی نماینده مردم حضور داشت آیا چنین حرکت و بیانی می تواند در مسئولین این حساسیت را مضاعف کند؟ همانطور که همه ما می دانیم کار هنرمند درمانگری نیست بلکه هنرمند بیانگر است یعنی از ابزار متفاوت برای بیان تیترهای مختلفی که هر روز مردم و مسئولین با آن رو به رو هستند استفاده می کند، من در واقع می خواستم بگویم که این درد اجتماعی را درک کرده ام و رسالت من بود تا با استفاده از ژانر مقدس مستند اجتماعی که داعیه بیان درد بشر و معضل اجتماعی دارد را این مسئله تصویر کنم. اعتقاد من این است که این مسئله بر روی مسئولین نیز تاثیر دارد و این مسئولین ارشد استانی هستند که باید در این زمینه درمانگر باشند و راهکارهایی برای حل این معضل که پیامدهای منفی و اثرات مخرب بر روی نیروی اجتماعی و انسانی دارد را به طور جدی دنبال کنند و امیدوارم این عکس ها تاثیر و تلنگری بوده باشد. در ابتدای نمایشگاه جمله ای آمده بود با مضمون «به این عکس ها گوش کنید»، آیا عکس می تواند اینقدر تاثیر گذار باشد؟ این جمله در واقع شعار نمایشگاه من بود به این عکس ها گوش کنید یعنی با دقت بیشتری آن ها را ببینید یعنی یک عکس می تواند تاثیرات بیشتر و عمیق تری بر شما داشته باشد به گفته یکی از مخاطبان عکس را هم می توان دید، هم شنید و هم بویید، تمام هدف من از این جمله تعمق در عکس ها بود. یعنی با جان و دل آن ها را دید و فهمید. گویا قرار است درآمد حاصل از فروش این عکس ها به مجمع خیرین سلامت در کمک به بیماران سرطانی بیمارستان خوانساری اهدا شود، اما آیا برای فروش این عکس ها برنامه ای دارید چون به نظر نمی رسد مخاطب عام دلش بخواهد عکسی از آلودگی یا روزهای بیماری همشهری اش در خانه اش باشد. من عضو مجمع خیرین استان هستم و هر حمایتی که بتوانم از این مجمع خواهم کرد، درست است من خیلی تمکن مالی ندارم؛ ولی دارایی های معنوی دارم که ارزشمند هستند قطعا حمایت همیشه مالی نیست و می تواند معنوی باشد، در مورد خرید تابلوها باید بگویم قطعا من از ابتدا می دانستم که مخاطب عام و حتی خاص این عکس ها را خریداری نخواهد کرد. خریدار این تابلوها بیشتر باید سازمان هایی باشند که به نوعی درگیر این مسئله بعنوان منتقد و یا حتی سیاست گذار هستند. من برای تهیه این مجموعه از عکس هایی که طی پنج ساله گذشته انداخته ام استفاده کردم برخی از تصاویر من بسیار دردناک بود که در این مجموعه نیاوردم ولی امیدوارم در نهایت آنچه هدف من از برگزاری این نمایشگاه بود محقق شود. نمایشگاه عکس « این شهر صنعتی است» از سی ام مهر تا ششم آبان ماه در نگارخانه ماندگار اراک دایر است.   سمیه انصاری فر  

عکس‌های ۲۶ عکاس روی دیوار رفت

57372128

operator 91

منبع: ایسنا – نمایشگاه آثار سه نسل از عکاسان زن ایران با عنوان «۲۶ عکاس» افتتاح شد. امیرحسین حشمتی – برگزارکننده‌ی این نمایشگاه – در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: یک سال طول کشید تا ایده‌ی شکل گرفته در ذهنم برای این نمایشگاه را به اجرا درآورم. ابتدا تصمیم گرفتم برای این‌که خدمتی به جامعه‌ی عکاسی کرده باشم، نمایشگاهی از عکاسان پیشکسوت برپا کنم، اما بعدها به این نتیجه رسیدم که نمی‌توان خطی بین پیشکسوت بودن یا نبودن عکاس‌ها کشید. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای محدود کردن وسعت بالای عکاسی و عکاس‌ها، نمایشگاهی از آثار عکاسان زن برگزار کنم. او ادامه داد: برای برپایی یک نمایشگاخ خاص، یک فهرست ۳۱ نفره از عکاسان زن را که به کارهای‌شان علاقه‌مند بودم تهیه کردم. پنج نفر از آن‌ها به دلایل مختلف از این فهرست کنار رفتند و در نهایت ۲۶ عکاس برای نمایشگاه انتخاب شدند. حشمتی همچنین بیان کرد: در این نمایشگاه آثار سه نسل از عکاسان زن ایران در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است. به آن‌ها تم خاصی ندادم تا محدود نشوند. فقط گفتم یک دیوار سه متری در اختیار شماست تا آثارتان را با یک استیتمنت در اختیار نمایشگاه بگذارید. در نهایت با همدلی عکاسان این نمایشگاه شکل گرفت و آثار آن‌ها روی دیوار رفت. او افزود: در این نمایشگاه ۱۶۰ عکس از ۲۶ عکاس روی دیوار گالری قرار گرفته است. همچنین در روز افتتاحیه کتاب آثار نمایشگاه به همراه مصاحبه‌هایی با عکاسان رونمایی شد. مهروا آروین، آبنوس البرزی، غوغا بیات، مریم تخت‌کشیان، باران جعفری، سمیه جعفری، رعنا جوادی، زهرا خرمی، گوهر دشتی، مریم رحمانیان، هلیا رضایی، کمند رضوی، کیمیا رهگذار، آزیتا سمناک، مریم سعیدپور، نازلی عباس‌پور، نغمه قاسملو، شادی قدیریان، کتایون کرمی، هنگامه گلستان، نسیم گلی، یلدا معیری، تهمینه منزوی، حنا میرجانیان، مهشید نوشیروانی و همیلا وکیلی عکاسان حاضر در این نمایشگاه هستند. نمایشگاه «۲۶ عکاس» از ۳۰ مهر تا ۱۲ آبان‌ماه شنبه تا پنج‌شنبه از ساعت ۱۱ تا ۱۹ و جمعه‌ها از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در گالری «شیرین» به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، کوچه ۱۳، شماره ۵ ادامه دارد. گالری دوشنبه‌ها تعطیل است.

اثری از کیارستمی در نمایشگاه « هنر و اچ آی وی/ ایدز » به فروش رفت

کیارستمی | CHIIICK.com

operator 75

عباس کیارستمی شناسهٔ خبر: 3801849 – جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ – ۱۵:۳۹ هنر > موسیقی و هنرهای تجسمی عکسی از زنده‌یاد «عباس کیارستمی» در سریعترین زمان ممکن و در نخستین دقایق اولین نمایشگاه «هنر و اچ آی وی/ ایدز»؛ توسط یک مجموعه‌دار، در گالری پردیس سینمایی ملت تهران به فروش رفت. به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نمایشگاه «هنر و اچ آی وی/ ایدز» HIV / Aids با دبیری هنری کتایون مقدم، ساعت ۱۷ روز پنجشنبه ۲۹ مهر ماه جاری و یک روز قبل از افتتاح رسمی آن، پذیرای تعدادی از مجموعه‌داران آثار هنرهای تجسمی کشور بود که عکسی از زنده‌یاد «عباس کیارستمی»؛ بدون عنوان، آنالوگ و در اندازه ۳۰×۴۰ خلق در سال ۱۳۷۸ که توسط خود این هنرمند سرشناس، در زمان حیاتشان امضا شده و قاب گرفته شده بود؛ در نخستین دقایق این نمایشگاه و در سریعترین زمان ممکن، توسط یک مجموعه‌دار خریداری شد. در همان روز، اثری از «آنه محمد تاتاری» بدون عنوان، ترکیب مواد روی بوم ,در اندازه ۱۵۸×۱۴۱ خلق در سال ۱۳۹۵ و همچنین اثری از «کتایون مقدم» توسط همین مجموعه‌دار و نیز اثری از «فرح اصولی» تحت عنوان «پرواز»، آکریلیک روی بوم در اندازه ۳۰×۳۰ خلق در سال ۱۳۸۹، توسط یک مجموعه‌دار دیگر خریداری شد. در نمایشگاه «هنر و اچ آی وی/ ایدز» به نفع کودکان مبتلا به اچ آی وی/ ایدز، یک قطعه عکس چاپ دیجیتال اثر سیف‌الله صمدیان از پشت صحنه فیلم «ABC آفریقا» به کارگردانی زنده‌یاد عباس کیارستمی و همچنین دو قطعه عکس از جاسم غضبان‌پور از صحنه و پشت صحنه فیلم سینمایی «زندگی و دیگر هیچ» به کارگردانی این هنرمند ارزنده کشورمان به نمایش گذاشته شده است. نخستین نمایشگاه «هنر و اچ آی وی/ ایدز» برای حمایت از کودکان مبتلا به اچ‌آی‌وی/ ایدز، ساعت ۱۷ امروز جمعه ۳۰ مهر ماه جاری با حمایت و حضور هنرمندان سرشناس حوزه هنرهای تجسمی کشور، هنرمندان سینما و مردم در گالری پردیس سینمایی ملت تهران افتتاح می‌شود و تا ۹ شب نیز ادامه خواهد داشت. این نمایشگاه تا روز ۱۴ آبان ماه امسال نیز پذیرای علاقمندان خواهد بود تا با حمایتهای خود، کودکان مبتلا به اچ‌آی‌وی/ ایدز را یاری رسانند. فریبرز دارایی

عکس های حیات وحش

پایگاه عکس چیلیک

operator 107

منبع: خبرگزاری مهر – همه ساله مسابقه عکاسی حیات وحش توسط موزه تاریخ طبیعی لندن برگزار می شود. همزمان با برگزاری این مسابقه در سال 2016، نگاهی داریم به تصاویر برتر این مسابقه در سال های گذشته.

بزرگداشت دو عکاس دفاع مقدس در نگارخانه «برگ»

پایگاه عکس چیلیک

operator 98

منبع: خبرگزاری مهر – پنجاه و هشتمین نشست پژوهشی هنر با عنوان «عکاسی جنگ» به منظور تجلیل از امیرعلی جوادیان و سعید صادقی در نگارخانه برگ برگزار می شود. به گزارش خبرگزاری مهر، سازمان زیباسازی شهر تهران، مجله تندیس و انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس مراسم بزرگداشتی را برای دو عکاس باسابقه عرصه جنگ برگزار می‌کنند. در این مراسم که در نگارخانه برگ برگزار می شود مجید دوخته چی زاده و مهدی مقیم نژاد درباره این دو عکاس سخنرانی می کنند. امیرعلی جوادیان در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ مدرک دکترای هنری شده است. جوادیان، کار عکاسی را در سال ۱۳۵۸ در حوزه هنری آغاز کرد و در سال ۱۳۶۰ به عنوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به جبهه‌های جنگ رفت و از همان زمان جنگ، موضوع اصلی عکس‌هایش شد. عکس‌های وی در کشورهای فرانسه، آلمان، الجزایر، ترکمنستان، ازبکستان و… به نمایش درآمده و تاکنون از یونسکو، ژاپن، سوریه و چین جوایز بین‌المللی دریافت کرده است. جوادیان انتشار کتاب‌های کتاب ایران (یک رودخانه، یک پنجره، یک قلب)، کتاب طبیعت، قالیچه‌های زمینه، تعلیم و تربیت و… را نیز در کارنامه خود دارد. سعید صادقی نیز عکاسی را از دوران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ آغاز و با سمت عکاس و خبرنگار در روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ همزمان با شروع جنگ تحمیلی ادامه داد. سپس مدتی را در حوزه سینمای کشور با دستیار فیلمبرداری و مدیر فیلمبرداری در فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی سپری کرد که از جمله فیلم‌های که در آن مدیر فیلمبرداری بوده می‌توان به «پایان کودکی»، «مرگ سیاوش»، «آخرین روز تابستان» و …. اشاره کرد. وی پس از جنگ عراق نمایشگاه «نیمه پنهان جنگ» را بایک عکاس عراقی برگزار کرد و مستند بلگراد و کارگردانی و فیلمبرداری هفت قسمت از مجموعه مستند جنگ با نام «هفت زخم از دفاع مقدس» از دیگر فعالیت‌های هنری او به شمار می رود. صادقی تاکنون ده‌ها نمایشگاه عکس اختصاصی برپا کرده و در نمایشگاه‌های گروهی بسیاری نیز شرکت داشته از جمله موضوعات آن می‌توان به «جنگ»، «کودکان» ،«ایران امروز»، «زنان ایران» و … اشاره کرد. این نشست همراه با نمایش عکس‌ها و فیلم مستندی از زندگی این دو عکاس از ساعت ۱۶ تا ۱۸ امروز چهارم مهرماه در انتهای پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، خیابان جمالی، عمارت عین الدوله ، نگارخانه برگ برگزار می شود.

عکسی از دریاچه ارومیه منتخب اینستاگرام شد

دریاچه ارومیه | CHIILICK

operator 101

منبع: ایسنا – عکس مجید سعیدی – عکاس ایرانی – از دریاچه ارومیه به عنوان عکس منتخب اینستاگرام انتخاب شد. به گزارش ایسنا، سعیدی در توضیح این عکس نوشته است: «یک زن ایرانی با دخترش باحجاب در باقیمانده دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران، یکی از بزرگترین دریاچه‌های آب شور دنیا. رنگ قرمز آب به دلیل وجود باکتری به نام هالوفیلس است که در محیط آبی بسیار شور رنگدانه‌های صورتی – قرمز تولید می‌کند.» مجید سعیدی متولد ۱۳۵۳ در تهران است. او عکاسی را از سن ۱۶ سالگی آغاز کرد و زمانی که ۱۸ داشت برای عکاسی به مرز ایران و عراق رفت. پروژه عکاسی او با عنوان «زندگی در جنگ» با موضوع زندگی مردم افغانستان پس از بروز جنگ در این کشور، تاکنون در رویدادهای عکاسی مختلف برنده جایزه شده است. انتهای پیام

داستان عکس : تابستان «سعید» چگونه گذشت؟

پایگاه عکس چیلیک

operator 145

  منبع: ایسنا – «سعید» در کلاس انشای مهرماه امسالش از تابستانی خواهد نوشت که در کوره های داغ آجرپزی گذشت. از روزهایی که هزار آجر سنگین را با دستان کوچکش جا به جا کرد، فقط برای 2 هزار و 500 تومان! اطراف شهر اصفهان زیادند، کوره های آجرپزی. کوره‌های خانوادگی که از لگدمال کردن گل بگیر تا پختن آجر در آتش را خودشان انجام می‌دهند. کوره ها پُر اند از بچه‌هایی که تابستانشان به «دپو» کردن آجر می‌گذرد، در میان این بچه‌ها اما خبری از صدای خنده و بازی‌های کودکانه نیست. هرچه هست، کار است و مردانگی. این کوره‌های آجرپزی زمستان‌ها خاموش اند، اما تابستان که می‌شود، طبقه کارگر و آنها که دستشان کمتر می‌رسد، به همراه اعضای خانواده شان راهی کوره‌ها می‌شوند. کسانی که خانه‌ای از خود ندارند، آجر می‌سازند برای خانه‌های دیگران. تا پایان ماه شهریور کارشان همنشینی با خاک، گل و آتش زیر آفتاب داغ است.   سعید روی آجرهای دپو شده می‌نشیند و دست‌هایش را به عکاس نشان می‌دهد سعید یکی از همان بچه‌هایی است که صبح و عصر در کوره کار می‌کند. وظیفه‌اش جمع کردن آجر گلی خشک شده و انبار کردن آن برای خشک شدن کامل است. 10 ساله است با این نگاه مردانه و صبور. او هر روز برای کارگری به کوره می آید. زیر آفتاب داغ که بدجوری هم پوست صورتش را سوزانده آجرها را روی هم می گذارد تا روزگارش را بنا کند. آن هایی که از نزدیک او را دیده‌اند، می گویند، سعید اهل اعتراض نیست. از همان اول صبح که به کوره می‌آید، فقط کار می‌کند و کار. شاید ما به سعید بگوییم «کودک 10 ساله» اما او فقط عنوان کودک را یدک می کشد؛ مردی است، برای خودش. سعید و امثال او در ازای دپو کردن هر هزار آجر که وزن زیادی هم دارد، 2 هزار و 500 تومان دستمزد می‌گیرند که نتیجه‌اش می شود، همین دست های کوچک پینه بسته. سعید درحدود 200 کیلومتری شهر اصفهان زندگی می‌کند. او هم مثل همه بچه‌ها درس می‌خواند و باید امسال سوم مهر به مدرسه برود، اما او تابستانی برای خوش گذرانی و استراحت نداشته. این را دست‌های کوچکش می‌گویند که آن ها را درست مقابل عکاس گرفته است و پاهایش کوچکش که خسته و خاک گرفته‌اند، از قدم زدن روی خشت های داغ، زیر آفتاب تابستان. او زیر همین آفتاب داغ این لباس گرم زمستانی را پوشیده است، شاید برای اینکه لباس دیگری ندارد. محل استراحتش روی همین آجرهای خشن است که با آن ها عکس گرفته است. نگاهش هم واقعا همین قدر نافذ و عمیق است و همین قدر جدی. گروه عکاسی که به کوره رفته‌اند، دلشان می‌خواهد به سعید و دوستانش در کار کمک کنند. دست به کار هم می‌شوند، اما پس از جا بجا کردن حدود 60 آجر خسته می شوند و کار را رها می کنند، اما سعید باید همچنان آجرها را نان کند. «سعید» در کلاس انشای مهرماه امسالش از تابستانی خواهد نوشت که در کوره‌های داغ آجرپزی گذشت. از روزهایی که هزار آجر سنگین را با دستان کوچکش جا به جا کرد، فقط برای 2 هزار و 500 تومان! این عکس مردادماه ماه سال 95 توسط مهدی ناظری (عکاس آزاد) در یکی از کوره های آجرپزی اطراف شهر اصفهان ثبت شده است. ایسنا – سهیلا صدیقی

گپی با عکاس سوئیسی که بر فراز ایران چرخید

پایگاه عکس چیلیک

operator 140

منبع: ایسنا –   تبارش سوئیسی است اما با عشق از ایران صحبت می‌کند و می‌گوید، اگر به‌عنوان عکاس این شانس را داشته باشید که از کشوری مانند ایران عکاسی کنید، از همه عکس‌های خود راضی خواهید بود. جورج گئورگ ژرستر حدود ۴۰ سال پیش (به‌طور دقیق ۳۸ سال) با یک هواپیمای ساده در ایران یک سفر ماجراجویانه را شروع و از شگفتی‌های این سرزمین پهناور به‌صورت هوایی عکاسی کرد. او پیش از این، عکس‌هایش از ایران را در لندن به نمایش گذاشته و حالا برای اولین‌بار این عکس‌ها را به زادگاه اصلی‌شان یعنی ایران آورده است. او در افتتاحیه نمایشگاهش در فرهنگسرای نیاوران، درباره پروژه عکاسی خود در ایران گفته بود: ما با یک هواپیمای ساده کار را آغاز کردیم. من روی دم هواپیما قرار می‌گرفتم و عکس‌ها را ثبت می‌کردم. در طول عکاسی با مشکلات زیادی روبه‌رو بودم، گاهی دوربین و گاهی لنز دوربین را از دست می‌دادم. همچنین در تمام مدت عکاسی نیز باید با خلبان هواپیما هماهنگی به‌وجود می آوردم و صحبت می‌کردم. صدای زیاد موتور این اجازه را به من نمی‌داد، به همین دلیل گاهی خلبان مجبور بود، موتور هواپیما را خاموش کند و با موتور خاموش برفراز آسمان پرواز می‌کردیم و این کار خطرات زیادی داشت. متنی که در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگوی کوتاه خبرنگار ایسنا با ژرستر ۸۸ ساله است که در میان هیاهوی دومین روز نمایشگاهش در ایران با نام «ایران از  چشم‌های هما» انجام شده است. آیا به‌جز ایران، چنین پروژه‌ای را در کشورهای دیگر هم انجام داده‌اید؟ یک‌بار دیگر این کار را در سوریه انجام دادم، انجام این کار در ایران نیز سخت بود. تا به حال در چه کشورهایی نمایشگاه برگزار کرده‌اید؟ من در شهرهایی مانند توکیو، لندن، پاریس و کشورهایی مانند آلمان و سوئیس نمایشگاه برگزار کرده‌ام و پس از ایران، در چین نمایشگاه دارم. زمانی که در ایران شروع به گرفتن این عکس‌ها کردید، چند سال سن داشتید؟ من متولد سال ۱۹۲۸ میلادی هستم و این پروژه در سال ۱۹۷۸ میلادی به پایان رسید، بنابراین آن زمان ۵۰ ساله بودم. برای گرفتن این تصاویر از جایی سفارش گرفته بودید یا ایده کار از خودتان بود؟ ایده کار از ابتدا تا پایان متعلق من بود و برای انجام آن به هیچ‌چیز دیگری نگاه نکردم، کسی هم آن را به من سفارش نداده بود. عکس‌های شما مخاطبان را به یاد پروژه «باد صبا» می‌اندازد که فیلم مستندی است و سراسر ایران را با بالگرد نشان می‌دهد و تقریبا ۹ سال پیش از ثبت عکس‌های شما، ساخت آن شروع شده بود، آیا با این پروژه آشنایی داشتید یا از آن الهام گرفته بودید؟ من چیزی درباره این پروژه و فیلم مستند آن نمی‌دانم و با آن آشنایی نداشتم. درباره حس و حال‌تان هنگام تصویربرداری این عکس‌ها بگویید. در ماه سرد ژانویه هنگامی که باران شدیدی می‌بارید، از سرما می‌لرزیدم و هنگامی که به زمین رسیدم، احتیاج داشتم گرم شوم، هرگاه این کار را تجربه کردید، آن‌گاه حس و حال من را متوجه می‌شوید (می‌خندد). زمانی که از پرواز باز می‌گشتیم، نفس راحتی می‌کشیدیم (این جمله را در حالی بیان می‌کند که نفس عمیقی می‌کشد) و حس می‌کردیم کار خوبی را انجام داده ایم. آن‌گاه می‌نشستیم و غذای خوبی می‌خوردیم که شامل برنج و پیاز ایرانی بود که مانند سیب آن را گاز می‌زدیم! من هیجان زیادی را در این کار تجربه کردم، حالتی که روی هواپیما قرار گرفته‌ای و هیچ راهی برای صحبت با خلبان یا راهنما نداری، دشوار است. سخت است بخواهم درباره احساساتم صحبت کنم. در صحبت‌های‌تان اشاره کرده بودید، بارها دوربین و لنزهای خود را در این پروژه از دست داده‌اید، درباره خطرات این کار بیشتر توضیح دهید؟ فکر نمی‌کنم از دست دادن دوربین و لنزهایم خطر به حساب بیاید. در پرواز با هواپیما هنگامی که درهای آن باز است، اگر مواظب نباشید ممکن است لنزها و دوربین‌تان را از دست بدهید که این موضوع ناراحت‌کننده است نه به‌خاطر دوربین یا لنز، بلکه به‌دلیل تصاویر فوق‌العاده‌ای که در آن است. پیش می‌آمد که به من اعتراض می‌کردند و می‌گفتند قرار است چند دوربین دیگر را سال آینده از دست بدهی و من می‌گفتم نمی‌دانم (می‌خندد). اگر دوربینت را در سوئیس از دست بدهی، اهمیتی ندارد، اما اگر دوربینت را بالای پرسپولیس از دست بدهی، موضوع دیگری است. چرا ایران را برای انجام این پروژه انتخاب کردید؟ من با منظره‌های ایرانی از تبلیغات هواپیمایی بر فراز ایران آشنا شدم و برگشتم ایران تا جزییات بیشتری را کشف کنم. چرا این نمایشگاه را پیش از این در ایران برگزار نکردید؟ این کار آسان نبود. در ایران، انقلاب شده و تغییر حکومت ایجاد شده بود. فکر نمی‌کردم بشود عکس‌هایی را که قبلا گرفته‌ام در شرایط جدید بتوان نشان داد اما در حال حاضر که این کار را کردیم، احساس بسیار خوبی درباره حکومت جدید دارم. درباره واگذاری عکس‌های خود به کانون اتومبیلرانی توضیح دهید. من حق و حقوق عکس‌ها را به کانون اتومبیلرانی نداده‌ام، صرفا عکس‌ها را به آن‌ها داده‌ام تا هر جا که ‌می‌خواهند نمایش دهند. در یک جمله بگویید از آن بالا چه دیدید؟ در آن بالا آنچه که هست را نمی‌بینی، بلکه آن چیزی را می‌بینی که باید و می‌تواند باشد که کاملا احساس جدیدی است. نمایشگاه عکس «ایران از چشم‌های هما» تا دهم مهرماه از ساعت ۱۰ تا ۲۰ و روزهای تعطیل ۱۴ تا ۲۰ در گالری شماره ۱ فرهنگسرای نیاوران میزبان علاقه‌مندان خواهد بود. ایسنا / نسترن تابع‌جماعت انتهای پیام

عکسی که جوایز جهانی را از آن خود می‌کند/ عکاس ایرانی دوم شد

پایگاه عکس چیلیک

operator 109

منبع: خبرگزاری مهر – صادق سوری که پیش از این با یک عکس «پرتره» توانست در میان یکی از برندگان جایزه عکاسی«لایکا» قرار بگیرد، با همان عکس توانست رتبه دوم هشتمین دوره جشنواره عکس پرتره «کوالالامپور» را دریافت کند. به گزارش خبرنگار مهر، جشنواره عکس پرتره «کوالالامپور» هر ساله در کشور مالزی برگزار می شود. در هشتمین دوره این جشنواره معتبر عکاسی صادق سوری با عکسی با عنوان «آخرین عکس» توانست جایزه دوم تقدیر ویژه هیات داوران را به دست آورد. جایزه بین المللی عکس «کوالالامپور» یکی از رخدادهای پیشرو و معتبر در عکاسی پرتره معاصر است. این جایزه از سال ۲۰۰۹ تاسیس شد و به طور ویژه به عکاسی پرتره می پردازد. این جشنواره در هشتمین دوره خود در ۲ موضوع «آزاد» و «سکون، فاصله» برگزار شد. صادق سوری با عکسی که تصویر دختری را نشان می دهد که جهت ثبت اندازه قد در کانون اصلاح و تربیت ایستاده، توانست در این جشنواره رتبه دوم را کسب کند.  این عکس هنرمند تاکنون جوایز بسیاری را در سطح ملی و بین المللی دریافت کرده است. از جمله اینکه توانست عنوان یکی از ۱۲ عکس برتر جشنواره عکس «لایکا» که هر سال در برلین آلمان برگزار می شود را دریافت کند. مجموعه عکس «دختران انتظار» این عکاس در سال ۲۰۱۵ جایزه عکس صلح یونیسف را نیز از آن خود کرده است. این مجموعه عکس نیز موفقیت های زیادی داشته است. از جمله اینکه به عنوان بهترین مجموعه عکس در بخش «زندگی معاصر» در جشنواره «پویی» آمریکا شناخته شد. کسب مدال برنز جشنواره فتو ژورنالیست چین و قرار گرفتن در ردیف ۶۰ مجموعه برتر عکس جوانان زیر ۳۵ سال هانوفر آلمان از دیگر موفقیت های مجموعه عکس «دختران انتظار» صادق سوری است. مقام دوم جشنواره کوهستان ایران بینالود، نفر اول جشنواره خزر تا خلیج فارس، کسب مدال طلای آساهی شیمبون ژاپن، روبان افتخار فتوژونالیست آمریکا،  کسب مدال نورث جرسی آمریکا، کسب مدال نقره اسلوونی، جایزه اول ناصر خسرو و مجموعه عکسی به نام «عروسی در بلوچستان»، تقدیر هیأت داوران جشنواره عکس شید و جوان برتر جشنواره شید و جایزه صلح جهانی یونیسف آلمان ۲۰۱۵ از جمله افتخارات صادق سوی است. صادق سوری متولد هفتم مرداد ۱۳۶۴ دانش آموخته رشته فیلمسازی از دانشگاه جامع علمی‌و کاربردی زاهدان است. خبرنگار: آزاده سهرابی