راهکارهای نوین درآمدزایی و کارآفرینی در صنعت عکاسی

operator 189

سیدایمان میری، پژوهشگر/ مترجم/ عکاس توسعه سریع فناوری و و ارزان‌شدن خدمات و تجهیزات این عرصه باعث همه‌گیرشدن ابزارهای تخصصی و گران‌قیمت دهه‌های گذشته شده است و یکی از ابزارهایی که پس از دهه‌ها توسعه در جوانب فنی و مکانیکی امروزه به وسیله‌ای فراگیر، بدل شده، دوربین عکاسی می باشد. دوربین‌های عکاسی علاقمندانی از تمامی اقشار جامعه اعم از سیاست مداران، هنرمندان، مشاوران، مهندسان، صنعتگران، تجّار دارند. نمونه های دیجیتال با وجود کاربری آسان، ابعادی کوچک و تجهیزات و متعلقات کاملتر و زیادی که دارند، علاوه بر فراگیری، کاربردهایی بسیار تخصصی و فنی دارند که دانش تخصصی و شناختی صحیح از این ابزارها را می‌طلبند. در این مقاله تلاش می‌کنیم راهکارهای کسب درآمد و کارآفرینی در هنر عکس و صنعت عکاسی را طرح و بحث نماییم، ولی مخاطب این مقاله -الزاماً- عکاسان حرفه‌ای و متخصصین این حوزه نیستند، بلکه برخی راهکارها چیزی بیشتر از بکارگیری مکانیزم یک دوربین تلفن همراه را نمی‌طلبند. *تاریخچه؛ در ادوار گذشته شاهد مکانیسم‌های متمایزی در صنعت تصویر بودیم. پارادایم و چارچوب درآمدزایی و ارتزاق از هنر و صنعت عکاسی آن دوران به‌واسطه عدم فراگیری ابزارهای عکاسی و نبود فناوری‌های واسط صرفاً محدود به طیفی محدود از عکاسان و آتلیه داران عکاسی بود و افراد دیگر اندیشه اِرتزاق از این حوزه را در ذهن نمی‌پروراندند. لیک قرن بیست ویکم درگاه‌های جدیدی را بر روی صنعت عکاسی گشود و همه شاکله‌های سنتی و بسته پیشین فروپاشید. شخصیت عکاس در ادبیات دی روز فقط و فقط کسی بود که همگام با جریان این صنعت حرکت می‌کرد تا از آن ارتزاق کند، ولی عکاسان امروزی بعضاً در هیچ بخشی از هنر و صنعت عکاسی مشغول نبوده و فقط نقش علاقه‌مندانی فعال و دارای دید و نگاه عکاسانه را بازی می‌کنند. فارغ از اینکه مخاطب این مقاله جزو جامعه عکاسان حرفه‌ای است یا یک عکاس علاقه‌مند و حتی -شاید!- بدون ابزار حرفه‌ای باشد، مطالب طرح‌شده حداقل یک راهکار را برای هر عکاس با سبک و ژانر و نگاه متمایز و ویژه خود به بحث خواهدگذارد. ایده اولیه؛ درآمدزایی و کارآفرینی در صنعت عکاسی ابعاد وسیعی دارد و درگاه‌های کسب‌درآمد از این صنعت متعدد و سازوکار عملکرد آن‌ها متفاوت‌اند. از لحظه‌ای که اندیشه فعالیت‌های تجاری در این صنعت به ذهنتان خطور کرد باید بدانید پای در یک حوزه بسیار رقابتی، چالشی و بعضاً دیربازده‌ خواهید گذارد. تنوع در فعالیت‌های عکاسی همچون چاقوی دو لبه مزیت‌ها و دشواری‌های منحصر به خود را دارند. مزیت آن‌ها بسترسازی برای تصمیم‌گیری در مورد برنامه کسب‌و‌کار آتی مبتنی بر حوزه علائق، سرمایه اولیه و سایر پارامترهای موثر است. از طرفی دشواری این تنوع گمراهی و ناتوانی در کشف مسیر درست است، چراکه قوانین مالی و محدودیت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در هر کشور شرایط ویژه‌ای را پیش‌روی عکاسان و سایر فعالان صنعت هنر گذارده و انتخاب غلط می‌تواند آخرین انتخاب باشد. به هر ترتیب باید با مشورت سایر عکاسان یا مبتنی بر اهداف و توانمندی‌های فردی در مورد مسیر درآمدزایی و کارآفرینی خود تصمیم بگیرید و از لحظه تصمیم‌گیری فقط و فقط به هدف بیاندیشید. واقعیت این است درآمدزایی در صنعت عکاسی یا به‌صورت پروژه‌ای و هدفمند (قراردادی) و یا با فروش به‌صورت آرشیوی محقق می‌شود. البته این به معنای لزوم فعالیت صرف به‌صورت پروژه‌ای یا آرشیوی نبوده و هر عکاس می‌تواند (یا باید) در هر دو بخش فعالیت کند. همان‌طور که اشاره‌شده یک عکاس می‌تواند یک یا چند حوزه را با توجه به توانمندی‌ها و امکانات خویش انتخاب و فعالیت خود را در آن حوزه‌ها متمرکز کند. ساده‌ترین و نه لزوماً کم‌هزینه‌ترین راه برای راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار عکاسی فعالیت دریکی از ژانرها یا متودهای ذیل است: 1. پرتره؛ عکاسی پرتره عموماً در آتلیه و با تجهیزات نورپردازی اجرا می‌شود، ولی فعالیت بدون آتلیه در فضای باز با تهیه کیت‌های نورپردازی و حتی بدون آن‌ها با استفاده از نور طبیعی میسر است. عکاس پرتره به درک و شناخت خوبی از نور و نورپردازی و نیز روش‌های پردازش و روتوش تصاویر احتیاج دارد. سوژه عکاس عموما انسان است، ولی برخی اوقات عکاسی از حیوانات خانگی نیز درآمد خوبی دارد. 2. فاین آرت یا هنری؛ عکاسی در ژانر فاین‌آرت یا هنری طبقه‌بندی و کلاس مشخصی ندارد، اما نیازمند درک تلقینی و انتقال حسی است. عکاس فاین آرت با هدف کلی نمایش و فروش آثار خود در نمایشگاه‌ها، رستوران‌ها و موزه‌ها به ثبت و پردازش تصاویر می‌پردازد و درآمدزایی موفق در این حوزه مستلزم تلاش و فعالیت مداوم و فراهم بودن شرایط نمایش و ارائه آثار است. 3. ورزشی و اکشن؛ عکاسی ورزشی از حوزه‌های پرزحمت و کم‌درآمد است. عکاس ورزشی یا اکشن باید پرجنب‌و‌جوش و پرکار باشد و در تمام رویدادهای بزرگ و کوچک حضور یابد تا بتواند با جلب نظر یک بنگاه خبری یا باشگاه به عکاس ثابت آن مجموعه بدل شود یا به فروش تکی یا مجموعه‌ای عکس‌های خود بپردازد. عمده خریدار عکس‌های عکاسان ورزشی مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رسانه‌های تصویری یا خود باشگاه‌ها و مجموعه‌های ورزشی هستند. 4. آزاد؛ عکاسان آزاد یا به‌صورت متمرکز و تک ژانر و یا به‌صورت عمومی فعالیت‌ می‌کنند. برخی از عکاسان آزاد در تعامل با یک مجموعه و با قرارداد مشخص فعالیت می‌کنند و برخی به‌صورت آزاد در حوزه‌هایی چون حیات‌وحش، طبیعت، حیوانات، سفر، جنگ و غیره فعالیت می‌کنند و تصاویر تهیه‌شده را بفروش می‌رسانند. برخی عکاسان مطرح در این بخش درآمدهایی قابل‌توجه داشته و آثارشان دربرترین نشریات و رسانه‌ها منتشر می‌شود. 5. عکاسی آرشیوی؛ عکاسی آرشیوی یا استاک یکی از چالشی‌ترین حوزه‌های عکاسی و رقابتی‌ترین بخش صنعت عکاسی است. امروزه سایت‌های متعددی در عرضه تصاویر استاک فعالیت می‌کنند، ولی این به معنی سهولت در موفقیت در فروش آثار نیست، چنانچه عرضه‌کنندگان مختلف قوانین خاص خود را دارند و بخشی از عایدات فروش آثار شما به آن‌ها تعلق دارد. فعالیت در این بخش مستلزم برخورداری از حجم قابل‌تأملی از آثار برجسته و قابل‌ارائه در راستای نیاز بازار و نیز فعالیت در حوزه‌های جدی‌تر و خاص‌تر باهدف نمایش قابلیت‌ها و صعود در عرصه رقابت شدید در بازار فروش این سایت‌هاست. سایت‌های استاک بسیار زیاد است ولی برترین و پرفروش‌ترین‌ها بشرح ذیل می‌باشند: • www.alamy.com • www.gettyimages.com • www.shutterstock.com • www.istockphoto.com • www.fotolia.com • www.123rf.com • www.dreamstime.com • www.magnumphotos.com 6. املاک و معماری؛ عکاسی معماری پیرو اسلوب‌های فرا هنری و بعضاً هندسی است. عکاسان این حوزه نیازمند شناخت دقیق از مبانی هندسه تصویر و نحوه برجسته‌سازی یک بنا هستند. با برخورداری از پیش‌‌نیازها و درک هندسی و فنی لازم، فعالیت در حوزه املاک و معماری چندان سخت به نظر نمی‌رسد و به دلیل جنب‌و‌جوش تجاری موجود در این بخش یک عکاس در کنار مشاورین املاک و شرکت‌های ساختمانی درآمد خوبی خواهد داشت. 7. عکاسی از رویدادها؛ عکاسی از رویدادها دامنه مشخصی ندارد، یک رویداد می‌تواند یک جشن تولد، عروسی، مراسم ترحیم یا یک جلسه کاری باشد. به‌هرحال، عکاسی از رویدادها هر‌چه باشد طیف گسترده‌ای از فعالیت‌ها و وظایف را در برمی‌گیرد، چنانچه عکاسی از مراسمات عروسی خود پروژه‌ای بزرگ و چالشی است که می‌تواند از یک تا چندین روز بطول انجامد. 8. مد و مدلینگ؛ فعالیت در حوزه مد و مدلینگ یکی از رویه‌های فعال و پرسود در صنعت عکاسی است. گرایش جوانان به مد و وجود شبکه‌های اجتماعی نقش ویژه‌ای در توسعه این صنعت داشته است. بهر ترتیب فعالیت در این حوزه در ایران با محدودیت و شبهات قانونی همراه است و اگر به فکر فعالیت در این بخش هستید بهتر است با آگاهی از پیامدهای پیش‌رو پای در عرصه گذارید. 9. عکاسی تبلیغاتی؛ چارچوب کاری بنگاه‌ها و آژانس‌های تبلیغاتی بر عکس و گرافیک استوار است. نیاز مستمر به تصاویر جدید و مبتنی بر نیاز مشتریان، عکاسی تبلیغاتی را نیز به حوزه‌ای فعال و پر‌جنب‌وجوش بدل کرده است. ژانر‌های فعال در عکاسی تبلیغاتی طیف وسیعی را در عکاسی مد و مدلینگ، محصولات و صنعتی دربرمی‌گیرد و به همین دلیل از بخش‌های پرسود و پرکار برای درآمدزایی از این صنعت می‌باشد. 10. عکاسی خبری؛ بنگاه‌های خبری، آژانس‌های اطلاع‌رسانی، خبرگزاری‌ها، مطبوعات و رسانه‌های دیداری و شنیداری همگی نیازمند عکاس و تصویربردار هستند. فعالیت در یکی از مجموعه‌های مذکور به دشواری دیگر حوزه‌ها نبوده و در برخی موارد حتی نیازمند ابزار نیز نمی‌باشد، بلکه فقط و فقط دانش عکاس و مهارت وی موردنظر است. دشواری‌های عکاسان خبری کم نیست و شاغلین این عرصه مرزی بین معیشت و کار ندارند ولی بخشی جذاب، فعال و پرکار است که گرچه درآمد چندانی ندارد، می‌تواند زمینه‌ساز فعالیت‌های دیگر باشد. برندینگ و تبلیغات؛ انتخاب حوزه فعالیتی اولین مرحله در موفقیت کسب‌و‌کار عکاسانه شماست. فعالیت در بازار رقابتی و بی‌قاعده موجود علاوه بر دانش، هدف و ابزار مستلزم رعایت و پیروی از قواعد بازی است. یکی از قواعد کلیدی در این رابطه برندینگ و برندسازی است. نیاز به برندیگ تا زمان فعالیت در بازار حس نمی‌شود، ولی به محض حضور در فضای کسب‌و‌کار نیازمند برند و شناسه تجاری مختص به خود هستید. برند شما و میزان رعایت مفاهیم حرفه‌ای برندیگ، ضامن و شاخص موفقیت‌تان خواهد بود. هرچیزی که نماد و معرف تجارت شما باشد باید در بالاترین و حرفه‌ای‌ترین سطح ممکن عرضه شود. برندیگ در صنعت عکاسی ابعاد مختلفی دارد و شاکله حضور در فضای تبلیغاتی است. این حضور وابسته به برخورداری از یک سایت جهت معرفی کارها، پروژه‌ها و توانمندی‌ها و نیز عرضه تجربیات مشتریان پیشین، کارت ویزیت، دفترکار و سایر ملزومات تبلیغاتی می‌‌باشد، هرچند همه عکاسان به همه ابزارهای تبلیغاتی و برندیگ احتیاج ندارند (مثلاً، عکاسان آزاد، عکاسان خبری و غیره). بازاریابی و تبلیغات؛ رضایت مشتریان، کارفرمایان و کارگزاران مهم‌ترین ابزار برای موفقیت عکاسان در عرصه‌های مختلف کسب‌و‌کار است. به‌واقع تبلیغات کلامی و بعضاً ناخواسته مشتریان راضی از خدمات شما در فضای مجازی و اجتماعی تأثیری ویژه در بهبود کسب‌و‌کار شما خواهد داشت. بازاریابی کارآمد مؤلفه‌های خود را دارد. بازاریابی موفق یعنی حضور در عرصه‌های متعدد و ارائه توانمندی‌های متعدد. راه‌اندازی یک تجارت حرفه‌ای صرفاً به معنای یک سایت، دفتر کار و تجهیزات گران‌قیمت نیست. هنوز می‌توان عکاسانی را یافت که با تجهیزات ارزان موفق‌ترین نتایج را ارائه می‌کنند و نبض بازار را در دست دارند، پس غافل از خلاقیت و اهمیت ارائه قابلیت‌ها و آثار منحصربه‌فرد نباشید. ازجمله مؤلفه‌های کلیدی بازاریابی و موفقیت کسب‌وکار، اجتماعی بودن و فرار از انزوا، فعالیت در فضای مجازی، نمایش آثار در عرصه‌های نمایشگاهی، رستوران‌ها، کافه و فضای آنلاین و نیز حفظ ارتباط با مشتریان و ارتباطات بازار است. رسانه های اجتماعی و تبلیغات؛ بحث بر اهمیت رسانه‌های مجازی و شبکه‌های ارتباطی آنلاین چیز جدیدی نیست و همگان از اهمیت شبکه‌های مجازی و رسانه‌های اجتماعی آگاه‌اند، ولی حضور در قالب یک کسب‌و‌کار سازوکار و ابعاد متمایزی دارد. واقعیت این است که تبلیغات گسترده و بی‌حد‌و‌مرز در فضای وب باعث خستگی و آزار بازدیدکنندگان می‌شود و همان‌طور که تجربه کرده‌اید مواجهه با آگهی‌های تبلیغاتی، بنرها، صفحات پاپ‌آپ و انواع مختلف تبلیغات اینترنتی نه‌تنها نتیجه مثبتی دربرندارند، بلکه باعث آزار و اذیت کاربر می‌‌شوند. شما به تک‌تک این کاربران نیاز دارید و قرار نیست با نمایش تبلیغات بی‌هدف وقت خود را هدر دهید. البته عکاسان معمولاً کسب‌و‌کارهای موقعیت محور دارند، لذا تبلیغات وسیع در شبکه‌های ملی و فراملی تأثیری در پیشبرد و افزایش راندمان کاری شما ندارد. تبلیغات تجاری در صنعت عکاسی مبتنی بر تعامل و شناخت است. سعی نکنید با پرداخت هزینه‌های تبلیغات آنلاین کار خود را ساده کنید، چون در غالب مواقع فقط پولتان را خرج می‌کنید و در عمل چیزی به دست نمی‌آورید. بجای فعالیت‌های ظاهراً زودبازده از همین امروز حضور خود در شبکه‌های اجتماعی تخصصی عکس اعم از اینستاگرام، فلیکر و غیره را افزایش دهید. کاربران را با آثار خود آشنا کرده و سعی کنید ضمن ارائه و معرفی آثار، توانمندی‌ها و قابلیت‌های خود را معرفی کنید. فعالیت‌های اجتماعی خود را افزایش دهید و سعی کنید با استفاده از هشتگ‌های مطرح و معروف، بُرد تبلیغاتی خود را افزایش دهید. فقط به شبکه‌های اجتماعی مطرح تکیه نکنید و از اهمیت شبکه‌های داخلی غافل نباشید. کاربران را به تبلیغ آثار خود تشویق کنید و با جلب حمایت چهره‌های معروف آثار خود را برجسته‌تر کنید. حتی‌الامکان از تبلیغات مستقیم تبری جسته و زیرپوستی تبلیغ کنید. صبور باشید و بجای تعداد فالوئرها دنبال کیفیت و تعامل با آن‌ها باشید. با رسیدن به جایگاهی مطلوب در عرصه آنلاین فعالیت‌های خود را ادامه دهید و فراموش نکنید که کلید موفقیت شما تعامل است. سایر روش‌های کسب درآمد جشنواره‌های فروش؛ حضور در جشنواره‌های فروش فصلی و مناسبتی یکی از راهکارهای نسبتاً کم‌هزینه و احتمالاً پربازده برای فروش آثار شماست. البته میزان فروش بستگی به شناخت درست از مخاطب (خریدار)، موقعیت مکانی فروش آثار، مطالعه بازار و قیمت‌گذاری منصفانه است. از همه مهم‌تر سعی کنید در جشنواره‌های مرتبط با زمینه کاری و فعالیت‌های خود حضور یابید. کافه‌ها و رستوران‌ها؛ یکی دیگر از موقعیت‌های مناسب فروش آثار عکاسان کافه‌ها و رستوران‌هاست. بسیاری از کافه‌دار‌ها و رستوران‌‌دارها باهدف کاهش هزینه‌های دکور و خرید تصاویر با عکاسان صاحب سبک و دارای آثار فاخر تعامل می‌کنند و به آن‌ها اجازه می‌دهند آثار خود را علاوه بر نمایش به فروش بگذارند. سازوکار این تعامل بسته به عکاس و مالک موقعیت دارد ولی درصد موفقیت این روش بسیار بالاست و هزینه چندانی در برندارد. حضور در جشنواره‌ها و رقابت‌ها عکاسی؛ دیگر راهکار کسب درآمد از عکاسی حضور مؤثر در جشنواره‌ها و رقابت‌های عکاسی است. این روش معمولاً هزینه‌ای ندارد ولی برگزیده شدن آثار خیلی هم ساده نیست. عمده آثار پذیرفته‌شده در جشنواره‌ها و رقابت‌های عکاسی به فروش گذارده می‌شوند یا توسط برگزارکننده خریداری خواهند شد و اینگونه برای صاحب اثر درآمدزایی می‌شود. منبع: پایگاه عکس چیلیک

مطالعه ای در تقویت دید و تربیت نگاه در عکاسی

operator 147

یکی از بحث های رایج در میان اهالی دوربین عکاسی و سفرهای عکاسی  همین موضوع: « مطالعه ای در تقویت دید و تربیت نگاه در عکاسی » است. موضوعی که کم و بیش اغلب ما در میان نشست ها و گفت وگوهای عکاسانه آن را شنیده ایم و شاید! لحظاتی هم به فکر فرو رفته ایم که این بحث یک موضوع وقت گیر برای این جلسه است که زمان بگذرد؟ یا به واقع یک شیوه صحیح در ساختار تفکیک میان دو نیروی درک بصری است که یکی در سطح می ماند و دیگری این حس و قوّه را تا سرحدّ امکان پیش می برد؟ به یاد بحث جالبی كه سه سال پیش، هنگام صرف ناهار با دوستان عكاسم داشتم، افتادم، زمانی كه اولین سفر عكاسی ام را از منظره های با شكوه ایسلَند انجام دادم. از یك عكاسی لذت بخش به محل سكونتمان برگشته بودیم و مشغول خوردن ناهار و نوشیدنی بودیم و گفت وگو می کردیم و می خندیدیم كه بحث دوستانه ما به سمت و سوی عكاسی رفت، بعد از یك بحث كسل كننده و اجباری درباره ی وسایل جانبی دوربین عكاسی، به بحث درباره ی موضوع های جالب تری رسیدیم. موضوع هایی مانند: نور، برنامه ریزی در سفرهای عکاسی، شرایط تطبیق با برنامه سفر عکاسی، نقش فرد در اجرای برنامه گروهی، وظیفه فرد و گروه در قبال هم، تاثیر مقصدهای مسافرتی و ماجراجویی های شخصی مان در عکاسی و … یكی از همراهان خوش بیان و اهل مزاح، عاقل، خوش سفر كه اهل کشور هلند هم بود، یك اظهار نظر جالبی كرد كه به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد. او با ذوق و لذت، موضوع منظورش را با آب و تابی ویژه بیان كرد و من آن را برای تان نقل می كنم: « شگفت آور است كه عكاسان چگونه می توانند برای عكاسی به مكان های مشابه و در زمان های مشابه سفر كنند و با عكس های كاملاً متفاوت و مختلف بازگردند» وقتی این جمله را گفت، می خندید و اظهار نظر او لبخند و تأیید گروه را به همراه داشت و به طور قابل توجهی گروه را یك سكوت با نگاه های مبهوت فراگرفت و بحث به سرعت به سمت دیگر موضوع های عكاسی رفت. آنچه این دوست هلندی مان اظهار كرد، نه تنها جالب بود بلكه یک واقعیت انکارناپذیر بود، یك واقعیتی كه اساس آن، بهترین مثال ممكن برای فرآیند تجسم و خیال و تصوّر است. به طور دقیق تر، سازه های منحصر به فرد هنرمندانه تحت تاثیر تجربه های مختلفی در طول زندگی شكل گرفته اند و احتمالا تحت تاثیر احساس غالب در زمان گرفتن عكس بوده اند. یك صحنه یكسان، ولی نگاه های متفاوت، برداشت های متفاوت، عكس های متفاوتی را خلق می كند. در طول سال های بعد از آن بحث؛ هنگام ناهار، به این سوال فكر كرده ام كه ” چگونه عكاسان مشابه به سمت سوژه های یكسان سفر می كنند و با عكس های مشابه یا متفاوت برمی گردند؟ ” در اصل، این كار هیچ مشكلی ندارد. عكاسی كردن از موضوعات مشابه و با عكس های متفاوت و جذابتر برگشتن، همیشه یک چالش بوده است پاسخ به این پرسش برای من كاملاً مشخص شد، « بایستی نگاهم را تغییر دهم ». تپه های شنی ALgodones چندین بار تپه های شنی در جنوب كالیفرنیا را، كه از تپه های شنی Kelso در منطقه حفاظت شده ملی Mojave تا تپه های شنی Mesquite flat در بوستان ملی درّه مرگ، امتداد دارد، رفته ام و پیاده روی و عکاسی كرده ام. یك منطقه از تپه های شنی هست كه تا آن روز كشف نكرده بودم، تپه های شنی Algodones، منطقه وسیع شناخته شده برای تفریح و سرگرمی ماشین های كویرنوردی. به هر جایی می رفتم به محل اتصال و برخورد نور و زمین دقیق نگاه می کردم و در پی كشف مكان جدیدی بودم و از آنجائی كه برای رسیدن به این تپه ها 2 تا 3/5 ساعت با سرعت حرکت ماشین، از درب خانه ام در San Diego تا آنجا راه هست، تصمیم گرفتم این كار را با همه مخاطراتی كه دارد انجام دهم. سه ماه پیش، یك سفر كوتاه و دو روزه به این تپه های شنی داشتم تا از این سرزمین به شیوه ای كه تاكنون اینگونه ندیده بودمش و با احساس و خلاقیت كافی عكاسی نكرده بودم، دیدن کرده و عكاسی كنم. ابتدا با خودم در مورد موضوع و چگونگی برخورد با آن مکالماتی را داشتم و سپس با یك هدف مشخص و روشن شروع به دیدن و مکاشفه و عکاسی كردم، كشف نور، سایه ها و كنتراست برای ایجاد یك تغییر جدید در ساختار تعریف از موضوع یا نگاهی تازه به یك موضوع آشنا و تعریف شده برای دید و ذهنیت درونی ام. اگرچه می دانستم، منظره ای كه در آن منطقه به آن وارد خواهم شد (Obsorne overlook off Hwy) در آن زمان ویژه از فصل سال (اوایل زمستان) بدون شك و تردید، با ردِّ چرخ ماشین های صحرایی تخریب شده است. من خیلی نگران این موضوع نبودم، علاقه من، عكاسی از یك منظره بكر نبود، بلكه بیشتر كشف نور، سایه ها و بافت ها و الگوها بود، وقتی صحنه را ارزیابی كردم، به سرعت به آبستره هایی كه می توانستم به طور بالقوه بسازم علاقه مند شدم ( با، یا بدون رد چرخ ها حتی). با توجه به ذائقه ی هنری ام در آن زمان، به طور معقولی حس خوبی درباره ی نمادها برای گرفتن تصاویر جالب داشتم. تنها سوال ذهنم این بود كه: در لحظه قطعی باز شدن زمان عبور نور در میان دو پرده شاتر، چه موضوع های ویژه ای ظاهر خواهند شد و چه تصویری بر سطح حساس شکل خواهد گرفت؟ تپه هاي شني Kel So Mamiya 7II, 43 mm f/4.5 , Fuji chrome Velvia 50   تپه های شنی Mesquite flat Nikon D800 , 100 mm  f/2.8 E series هر زمان كه عكاسی از یك منظره خاص را شروع می كنم، یكی از این دو ایده را در اختیار دارم: نخست: یك موضوع خیلی ویژه را از آنچه كه علاقه دارم در نظر می گیرم، موضوعی كه درباره ی آن جستجو كرده ام و همه آن چیزی كه برای طبیعت مادر نیاز دارم، فراهم كردن نور برای به انجام رساندن یك فرآیند تجسمی است. و یا اینكه: با كیفیت ویژه ای از نور شروع می كنم برای چیزی كه مطمئن هستم اتفاق خواهد افتاد، البته هنوز یك موضوع خوب تعریف شده در ذهن ندارم. پس براساس نور، یك موضوع را بر اساس حال و احساسم در لحظه جستجو خواهم كرد. از نظر من، هر دو روش همزمان نمی تواند قابل اجرا باشد. هرعكسی كه گرفتم یكی از این دو روش اهمیت بیشتری داشته است. برای گرفتن این عكس روش دوم را انتخاب كردم براساس گزارش های هواشناسی، با اطمینان خاطر بالا می دانستم كه نور مطلوب فراوانی (كه دارای یك جهت، كنتراست بالا و زیر یك آسمان پاك است) خواهم داشت. اما موضوع ویژه ی من، كه بایستی در لحظه اتفاق بیافتد، مثل اینكه چیزی را ناگهانی یا بصورت تصادفی ببینید و متوجه شوید. برای گرفتن عكس های زیر، از فیلم سیاه و سفید panchromatic كه یكی از ابزارهای مورد علاقه ام است استفاده كردم. به استثنای یكی از عكس ها، از یك دوربین 35 میلی متر استفاده كردم كه یكی از وسیله هایی است كه ترجیح می دهم در شرایطی كه نور به طور سریع تغییر می كند، یا جایی كه دوست دارم موقعیت و تركیب بندیها را سریع تغییر دهم و یا در یك زمان كوتاه از نوردهی چندگانه بهره ببرم، از آن استفاده كنم. واضح است برای عكاسان منظره كه سیاه و سفید عكاسی می كنند، كنتراست، وضوح و سادگی بسیار مهم است. برای كنتراستی كه در نظر دارم از یك فیلتر قرمز، كه یك وسیله كلاسیك در عكاسی سیاه و سفید است استفاده كردم. به استثنای یكی از عكس های زیر، از یك استراتژی نوردهی استفاده كردم كه روشنایی های قوی ای كه با سایه های عمیق متعادل می شود را برای ایجاد كنتراست و عمق وبُعدِبافتِ موضوع تولید خواهد كرد و یك حس جذاب و رازآلودی را به یك منظره می دهد. در همه ی این عكس ها از یك لنز با فاصله ی كانونی زیاد كه پرسپكتیو را محدود و فشرده می كند استفاده كردم. یك مكث كوتاه، ارزش این را خواهد داشت تا رابطه ی بین جهت نور و بافت را توضیح دهیم. اگرچه قطعاً یك مقاله اختصاصی در آینده، بیشتر ارزش توجه خواهد داشت. در مجموع چه یك هنرمند عكاس باشد یا نقاش یا طراح، بافت ها به بهترین شكل با دو جهت تابشی نور آشكار می شوند. تابش از كنار و تابش از پشت. برای عكاسان منظره، نوری كه از كنار از روی یك منظره عبور می كند یك ابزار مهم برای آشكارسازی بافتها و دادن شكل و بُعد به منظره بوده است، اگرچه نور پشت نیز همین كار را -تا حدّی- می تواند انجام دهد. برای عكس نخست، در اواسط صبح تركیبی از بافت های زبر و نرم را تجسم كردم، وقتی كه خورشید بالاتر آمد، اشكال و عمق سایه ها رفته رفته نمایان شدند. در میان فرورفتگی ها و عمق سایه ها در تپه های شنی، بینی یك انسان در پایین یك قاب را می توانستم تصور كنم. ولی غیرطبیعی بود، حواسم را در آن لحظه متمركز كردم و احساس كردم كه مجبورم دكمه پرده شاتر را فشار دهم. Nikon F6, Nikkor 70-200mm f/4 G ED VR, Adox CMS 20 II برای عكس بعدی (نخستین نوردهی من در صبح) خورشید شروع به نمایان كردن كوه های شكلاتی و مناظر كرده بود همانطور كه پیش تر هم اشاره کردم و درباره عکاسی منظره صحبت كردم، حسی از یك زیبایی ترسناك و رازآلود را احساس می كردم و یك داستان موهوم و رازآلود از آن منظره. دوباره اَشکال و فرم های صورت انسان را دیدم و همانطور كه كنتراست افزایش می یافت، آن را بیش و بیشتر احساس می كردم. نور كه به شدت یكسویه و كنتراست زا بود با زاویه 90 درجه از روی موضوع عبور می كرد و سایه های بلند و عمیق ایجاد می كرد. در آن لحظه قطعی، نور، سایه ها و احساس چیده شده بودند و دوباره احساس كردم كه مجبورم دكمه شاتر را فشار دهم. انتظار برای دیدن این نگاتیو ویژه برروی میز نور بی اندازه لذت بخش بود شبیه احساس و تجربه دوباره یك اتفاق دوست داشتنی با نور است. پیوستن دوباره به آن روزها … بسیار شگفت انگیز بود. Nikon F6, Nikkor 70-200mm f/4 G ED VR, Adox CMS 20 II همانطور كه خورشید بالاتر می آمد، و من همچنان تحت تاثیر یك حس انسانی كه از درون مناظر حس می شد، قرار گرفته بود و با آن احساس، حركت می كردم. همانطور كه منظره را بررسی می كردم، موضوع بعدی را نیز جستجو می كردم . چشم هایم، مجموعه ای دیگر از فرورفتگی ها منحنی ها و فرم ها را دید. در آن لحظه ذهن من فرم هایی از یك نیم تنه انسان را کشف و تفسیر می كرد. در میان تابش و نمایش نور و سایه ها، فراز و فرود ها و پستی و بلندی های جای جای بدن انسان را می شد جستجو کرد و دید. شانه و گونه و رخ و شکم و عضلات اندام فوقانی و تحتانی و تمام تن را می شد در محیط گشت و دید و یافت و ثبت کرد. ولی باز هم همان پرسش را از خودم داشتم که چرا باید چنین مکاشفاتی را که در ذهن و نگاه و دید من شکل می گیرد ثبت کنم؟ این ثبت ها قرار است در کجا ارایه شوند و به کدام دیوار بیاویزند؟ در کدام قاب بنشینند؟ کدام نگاه را نوازش کند و بسیاری از سوال های دیگر.. سر می گرداندم و چشم می چرخاندم و هر چه می دیدم زیباتر از قبل بود و بلکه بسیار زیبا بود. یك جلوه غیرطبیعی دیگر بود و به درستی که تمام اینها مخلوق یک تابش صحیح و نوردهی دقیق و تجسّم احساس بود. كیفیت و جهت نوری – كه از بالا و كنار عبور می كرد – موجب ایجاد اشكال، تصاویر سه بعدی و آشكار شدن بافت های خوب روی تپه های شنی می شد. با اینكه من در مسیر مستقیم نور عكاسی می كردم كاهش كنتراست بخاطر روشنایی های خیره كننده، مانع از انجام كار من نشد. همانطور كه می دانستم، آنچه كه با ذهنم می دیدم نمی توانست شاهدی از جهت دیگر نور باشد . Nikon F6, Nikkor 70-200mm f/4 G ED VR, Adox CMS 20 II از زمانی كه تپه های شنی و (سواحل) را در طول چهار سال گذشته عكاسی می كنم، فهمیدم كه موقعیت های جذاب بالقوه واقعاً ممكن است، مقابل ما قرار نگرفته باشد، اما در واقع در زیر پاهای شما باشد. دوباره، اگر نور تابشی، از كنار یا در مقابل شما باشد، با بررسی دقیق از داخل كارت تركیب بندی، پتانسیل ذهن برای دیدن الگوها و آبستره ها می تواند جذاب باشد، همانطور كه در دو عكس زیر نشان داده شده است. Nikon F6, Nikkor 70-200mm f/4 G ED VR, Adox CMS 20 II Nikon F6, Nikkor 70-200mm f/4 G ED VR, Adox CMS 20 II در مقایسه با فاصله نزدیك و تمام تجریدهای پیش رو و آبستره های محیطی، دوباره با بررسی دقیق منظره ها و نور، از داخل كادر و تركیب بندی با یك لنز و فاصله كانونی بلند، حتی یك صحنه دوردست، ممكن است خودش را به صورت یك اثر شکل گرفته و در انتظار کشف، مقابل نگاه بنشیند و با لذت بخشی فراوان از بازی نور و طیف سایه ها و بافت ها نقش نمایی کند و حسّی از مینیمالیسم را انتقال دهند . Nikon F6 , Nikkor 70-200 mm  F/4 GEDVR , Adox CMS 20 II آنچه كه از آن لذت می برم، سایه های عمیق بلند در مناظر است كه پتانسیل دریافت احساس های متفاوت و تفسیرهای فیزیكی از منظره را دارد. از یك پرسپكتیو احساسی، آن طور كه توجه كرده ام، سایه های عمیق می تواند حالتی از جذابیت، رازآلودگی درام و احساس انتزاع و تجرید را برانگیخته كند. یك پرسپكتیو فیزیكی می تواند، شكل، عمق و بُعد به یك منظره بدهد. حال بیایید و دو عكس بعدی ام را مشاهده کنید تا برای تان از زاویه ای دیگر دریافت یک حس را تشریح کنم: Nikon F6 , Nikkor 70-200 mm  F/4 GEDVR Adox CMS  II Nikon F6 , Nikkor 70-200 mm  F/4 GEDVR ,Kodak T-Max 100 عكس نخست نشان می دهد كه چگونه سایه های عمیق حسی از عمق و رازآلودگی به منظره داده است، در حالیكه در عكس دوم – پس از اینکه خورشید، هنگام صبح در ارتفاع بالاتری در آسمان بود گرفته شده است – سایه های به شدت كاسته شده را نشان می دهد كه متاسفانه یك حس خسته كننده بعلاوه یك حس تخت از عمق را به ما می دهد . یك موضوع، یك پرسپكتیو با نور متفاوت، دو عكس كاملاً متفاوت از لحاظ احساسی و فیزیكی و نمایی و عینی ایجاد می كند. اگرچه یك دوربین قطع بزرگ نخستین انتخاب ابزار من تحت شرایط تغییرات سریع نور نیست، یك دوربین قطع بزرگ 5×4 اینچ با خودم آوردم بخاطر اینكه هم اهل ماجراجویی های عکاسانه بودم و هم احساس می كردم به آسانی می توانم یك موضوع مناسب برای نورسنجی های دوگانه برای ثبت و عکس پیدا كنم. برای عكس بعدی كه آخرین عكسی است كه در این سفر گرفتم به دنبال تپه های شنی شمال HWY(منطقه ای كه برای ماشین های صحرایی ممنوع شده است) نبودم و منطقه ای از تپه های شنی كم ارتفاع (تقریباً هم سطح با سطح دریا) پیدا کردم که از جایی که نور هنگام طلوع خورشید با یک زاویه کوچک به آن برخورد می کند و به طور بالقوه ای بافت های جذاب و سایه های عمیقی را آشکار می کند. در هنگام غروب، نور تونالیته های دلپذیری بر روی شن ها ایجاد می کرد و با گذشت زمان جذابتر می شد. این عکس دیگری بود از جائیکه « من آن را با تمام حواسّ خود احساس کردم » . بعد از اینکه با کارت ترکیب بندی، ترکیب بهتری ایجاد کردم و آن را بر روی شیشه مات تطبیق دادم، خط منحنی کاملا شارپ و واضح، احساسی از دو دنیای جدا از هم را در دو عکس به بیننده انتقال می داد. Ikeda  Anba 4×5 , Nikkor – M 300 mm F/9 , I 1ford  Delta 100 از آنجائیکه هدف من از این نوع دقت در موضوع و عکاسی ویژه، سعی در هرچه صحیح تر دیدن و عکاسی از محدوده وسیعی از طیف تونالیته ها و حفظ جزئیات سایه ها بود، به عمد از فیلتر کنتراست استفاده نکردم (صافی هایی نظیر: قرمز، نارنجی، زرد یا سبز) چون چنین فیلتری مانع عبور نور آبی می شود و جزئیات سایه ها را کاهش می دهد. هرچند از فیلتر UV که مانع عبور اشعه UV می شود استفاده کردم. به طور خلاصه، از نظر فنی سایه های قسمت راست میانی قاب را به صورت اندازه گیری شده در نظر گرفتم تا آنها را در Zone II حفظ کنم، ظهور فیلم را تا N+1 ادامه دادم تا کیفیت بالا و به دنبال آن محدوده کنتراست کلی سطح تصویر را افزایش دهم. اما اگر بپرسید که به طور کلی نورسنجی و نوردهی من در طول عکاسی و یا در طی این سفر چگونه و به چه شکلی بود بایستی پاسخ دهم: نوردهی مورد علاقه من به این صورت بود که: یک محدوده از تونالیته دلپذیر از وسعت سطح عکس را که سرشار از بافت های موهوم و حسی رازآلود باشد را انتخاب و محاسبه می کنم. سعی ام این است که با این سنجش و ثبت، هیجان کمتری را در عین دقت و زیبایی بیشتری نسبت به عکس های قبلی به مخاطب و بیننده عکس های ام، انتقال دهم. نتیجه گیری : در آخرین گفتگویی که با Howard Bond داشتم، کسی که این امتیاز را دارم که هرچند وقت یکبار درباره ی هنر، عکاسی و تاریخ با او صحبت کنم، ایشان اظهار می کردند: « بسیار شگفت انگیز است که متوجه شوید، زمانی که عکاسی می کنید، چیزهای زیادی در ذهن شما اتفاق می افتد » این اظهار نظر به اندازه ی اظهار نظر آن مرد نجیب هلندی، بخاطر دلایل مشابه، مرا تحت تاثیر قرار داد. فرآیند اصلاح کردن یک دیدگاه، تغییر شیوه ثابت از تفسیر یک منظره یا بطور متفاوت فکر کردن، برای یک هنرمند یا عکاس خیلی هم ساده نیست. هفته ها تفکر، تصحیح و پیشرفت در یک هدف و دیدگاه ویژه و مرتبط ساختن آن با یک نور مناسب، مرا قادر ساخت تا عکس هایی بگیرم که معنا و احساسی متفاوت از عکس های اخیرم با همین موضوع داشتند . برای عکاسانی که تفکر می کنند، فرآیند تجسم فکری و گمانه زنی های خیالی و صورتگری های پیش از ثبت با احساس و باور به آن آغاز می شود و بقیه آن به عهده نور و مهارت عکاس است. نشریه: photographylife نویسنده: Rick Keller مترجم: اعظم حشمتی ناظر فنی: ابراهیم باقرلو

نكات پيشرفته عكاسی سياه سفيد

operator 523

غیر از نكات عمومی مشابه آنچه كه در این مقاله بیان كردم، مردم مدام از من درباره ی اینكه بهترین نكات عكاسی سیاه و سفید چیست، سوال می كنند. بیشتر درباره ی اینكه، تفاوت بین یك عكس كه جایزه برده یا یك عكس با ارزش، در گالری با یك عكس كه در این طبقه بندی قرار نمی گیرد چیست؟ تفاوت بین یك عكس خوب سیاه و سفید با یك عكس بد سیاه و سفید چیست؟ خوب، بعضی اوقات این تفاوت در یك داور یا صاحب گالری بی كفایت است و گاهی اوقات عكس شما یا شما به عنوان عكاس / هنرمند، عامل این بی كفایتی هستید و در موارد بسیار نادر همسر، بچه ها، همسایه ها یا سگ شما، برای همه ی این بی كفایتی ها مقصر شناخته می شوند یا حداقل این تصور شماست. آنچه كه تلاش می كنم بیان كنم اینست كه: تا زمانی كه انسانهای متفاوت وجود دارند، اولویت ها و سلیقه ها و حتی استانداردهای متفاوت نیز وجود دارد، زیرا در عكاسی و هنر یك جواب نهایی، برای پاسخ به اینكه هنر چیست و سلیقه و قضاوت خوب چیست وجود ندارد، بخاطر همین نمی دانم بهترین نكات عكاسی سیاه و سفید چیست، كه فكر می كنم این صادقانه ترین پاسخ من است . یكی ممكن است با خودش فكركند، مانند هنر جویان پیشین من، كه این توضیح خوبی برای جایزه های بین المللی كه طی این سالها گرفته ام و چرا كارهای من در گالری ها است، نمی تواند باشد. یك توضیح ممكن این است كه، من می دانم، داوران و مجموعه داران دنبال چه چیزی هستند و این به معنای آن نیست كه من بدانم چه چیزی خوب است یا چه چیزی هنر است و چه چیزی می تواند تأییدیه هر كارشناس هنری را بدست آورد. بعضی از معیارهایی كه معمولاً موقع ارزیابی كیفیت فنی و هنری یك عكس سیاه و سفید در ذهن دارم را جمع آوری كرده ام. این معیارها را در طول سالها و با تجربیات خودم گسترش داده ام و تنها با هنرجویانم البته با جزئیات بیشتر، در میان گذاشته ام. معیارهایی كه همچنین می توانید در بخش های مختلفی از كتاب از پایه تا فاین آرت كه توسط من و Julia Anna Gospodrou نوشته شده است، پیدا كنید. اما همه آن معیارها به طور مداوم در حال تكامل هستند. در این جا آخرین و مناسب ترین معیارهای تكامل یافته ام را كه فكر می كنم در تشخیص عكس خوب از بد، نه تنها تشخیص عكس خوب از بد سیاه و سفید از دیگر عكس ها، بلكه از كار خودتان نیز، می تواند به شما كمك كند و كار شما را بهبود بخشد در اختیارتان می گذارم. یك مثال از آنچه كهفكر می كنم یك عكس ” خوب ” من است و نتیجه ی همه معیارهای شخصی من است . البته عقاید ممكن است متفاوت باشد . • معیارهای عمومی و هنری: 1. بایستی یك تفاوت بین شی مورد نظر(آنچه در قاب شماست) و موضوع (هدف یا پیامی كه می خواهید با آن ارتباط برقرار كنید) وجود داشته باشد. اگر شما یك عكس دارید كه می توان گفت سوژه با موضوع یكی است و سوژه دیگری نیز وجود ندارد، پس آن عكس می تواند به احتمال زیاد یك عكس نمادین باشد. لطفاً برای اطلاعات بیشتر به بیانیه من درباره موضوع گرایی و تفاوت اساسی بین موضوع و سوژه در این مقاله مراجعه كنید. 2. یك عكس فاین آرت بایستی یك حس یا یك تجربه را برانگیزد و با آن ارتباط برقرار كند. اگر موضوع شما یك حس یا یك تجربه را در ببیننده زنده نكند، آنگاه شما تنها یك كارگر ماهر با یك دوربین هستید. 3. از كلیشه اجتناب كنید.كلیشه چیست؟ اگر چیزی كه تا كنون تجربه نكرده اید یا نمی دانسته اید را تجربه كنید و یا بدانید پس آن كلیشه نیست. كلیشه چیزی است كه قبلاً آن را تجربه كرده اید یا می دانسته اید. اگر عكسی را ببینیم كه باعث شود چیزی را احساس یا تجربه كنم كه قبلاً هم احساس و تجربه كرده ام، پس ممكن است كیفیت فنی آن عكس شگفت زده ام كند، اما به محض دور شدن از آن عكس، آن را فراموش خواهم كرد. 4. در یك عكس، اصالت عكس را جستجو خواهم كرد. بدین معنی كه، آن عكس بایستی سبك نگاه و پیام شما را داشته باشد. تقلید از عكاسان دیگر یك روش خوب برای بدست آوردن سریع و موثر مهارتهای جدید می باشد. اما گاهی باید فراتر از این اصول حركت كنید و سبك نگاه خودتان را پیدا كنید. حتی اگر به معنای این باشد كه كار شما كمتر قدردانی و دیده شود. 5. باید قادر باشید پیام عكس را بدانید، نه اینكه آن را زیاد توضیح دهید. 6. عنوان یك عكس یا یك مجموعه عكس می بایستی پیام (یا موضوع) عكس را منعكس كند، وگرنه عنوان را حذف كنید. انتخاب نكردن عنوانی برای اشاره به یك عكس، بهتر از اینست كه چیزی را برای عنوان عكس معرفی كنیم كه عملاً اشاره به هیچ دارد. • معیارهای فنی 1. امروزه همه از (تكنیك های) انتخاب استفاده می كنند، اگر این كار را زیاد انجام می دهید، سعی كنید از یك تكنیك انتخاب خوب استفاده كنید. بدیهی است كه بایستی هاله ای وجود نداشته باشد، وضوح خیلی كم باشد و چیزی كه بیشتر افراد از آن چشم پوشی می كنند اینست كه لبه های اطراف یك شی را شارپ نكنید. شارپ كردن لبه های اطراف یك ساختمان یا هر شی دیگری آن را غیرطبیعی خواهد ساخت. هر چیزی را شارپ نكنید، بجای آن تلاش كنید اطراف یك شی را از حالت شارپ خارج كنید. می توانید برای این كار از تكنیك Davinci’s Sfumato استفاده كنید كه در ذهن داوینچی، اطراف موضوعاتش عمدتاً تار و نرم و دارای كنتراست كم بود ( بخاطر اینكه كنتراست باعث ایجاد شارپنس می شود). 2. نكته مهم، كنتراست گزینشی است. چشم باید به سمت بیشترین كنتراست نور یا روشنایی كشیده شود. برخلاف آنچه خیلی باور دارند، كنتراست سراسری یعنی شدت یكسان كنتراست در تمام تصویر بدون توجه به شی اصلی موجود در تصویر، چیزی نیست كه یك عكس سیاه و سفید توصیف می كند و توجه داشته باشید وقتی عكس رنگی می گیرید، نه تنها باید با كنتراست روشنایی كار كنید بلكه به كنتراست رنگها هم دقت كنید. بعضی انتخاب های كنتراستی برای هدایت مؤثرتر چشم Pan them Rome ( c ) Joel Tjintyelaar 3. باید از میكروكنتراست ها در سایر اشیای غیر از شی اصلی و همین طور در خود شی اصلی اگر باعث پرت شدن حواس می شود اجتناب كرد. برای مثال یك عكس چشم نواز از یك صخره زیبا، جزئیات زیادی دارد كه باعث می شود عكس جالب به نظر برسد. ولی آن جزئیات نباید دارای كنتراست بالایی باشند. میكروكنتراست، كنتراست بین شی اصلی و محیط اطرافش، یعنی كنتراست گزینشی نیست ، بلكه كنتراست در میزان جزئیاتی است كه معمولاً حواس را پرت می كند. 4. تلاش برای داشتن یك ناحیه خاكستری میانه در عكس به قدر كافی در برقراری تعادل بین جلوه های بصری استفاده همزمان فراوان از تون های روشن و تاریك، نافذ و مؤثر است. اگر عكس شما فاقد نواحی خاكستری میانه باشد عكس شما فاقد طبقه بندی خاصی است، ساده بگویم، می توانم این عكس را به روش های متفاوت دیگری طبقه بندی كنم . فلفل ، اثر ادوارد وستون، مثال زیبا و نمادین از استفاده از خاكستری میانه 5. از ظهور نوارهای رنگی در عكس اجتناب كنید. بدیهی است، اما چگونه از دست آن خلاص شویم. چندین روش وجود دارد اما اضافه كردن كمی نویز یا نرمی بیشتر و اضافه كردن تغییرات تونال در نواحی كه از ظهور نوارهای رنگی متاثر شده است، می تواند كمك كند. معمولاً نواحی ای كه وسیعتر هستند، مانند آسمان آبی یا نواحی ای از سطح نرم آب كه نوردهی طولانی شده است، تغییرات تونال كافی ندارند. 6.گرادیان (شیب رنگ یا تغییر تدریجی) باید طبیعی و غیر قابل پیش بینی و غیرخطی باشد. منظورم از آن چیست ؟ به آسمان آبی بالای سرتان نگاه كنید (اگر بیرون نشسته اید و این متن را می خوانید). آیا آن، شبیه آسمانی با یك گرادیان عالی است كه كسی با خط كش از یك آبی تیره تا آبی روشن رنگ كرده است؟ نه، آن خیلی متفاوت تر از یك گرادیان خطی به نظر می رسد. به یك عكس سیاه و سفید انتخابی، نگاه كنید، آن را بزرگ كنید تا به كوچكترین اندازه نزدیك شوید. آیا یك طیف خطی سیاه بالای لبه ها، معمولاً در آسمان، یا پایین لبه ها، معمولاً سطح آب، می بینید ؟ این یك عكس بد سیاه و سفید است. در یك روش خلاق از ماسک های لومینانس(روشنایی) برای ایجاد یك گرادیان غیرقابل پیش بینی استفاده كنید یا از قوه ی تخیل تان استفاده كنید. روش ها و تكنیك های بیشتری را می توانم بیان كنم. اما بایستی برای تدریس خصوصی یا ورك شاپ ثبت نام كنید، اینجا نمی توانم همه چیز را بیان كنم. خط آسمان نیویورك، عكس از Joel Tjintyelaar 7. تیره ترین سیاه تنها بایستی در نواحی ای از عكس شما كه هیچ جزئیاتی وجود ندارد و تقریباً قابل مشاهده نباشد، ارائه شود (تنها درصد كمی از كل عكس). 8. تاریك ترین تون های غالب و قابل مشاهده معمولاً بایستی كمتر در ناحیه 1 و بیشتر در ناحیه 2 باشند. 9. به طور مشابه برای روشنایی های زیاد هم استفاده می شود. روشن ترین سفیدها بایستی در نواحی ای از عكس شما كه هیچ جزئیاتی وجود ندارد و تقریباً قابل مشاهده نباشد، ارائه شود (تنها درصد كمی از كل عكس). 10. روشن ترین تون های غالب و قابل مشاهده معمولاً بایستی كمتر در ناحیه 9 و بیشتر در ناحیه 8 باشند. • معیارهای تركیب بندی 1. در(عکاسی) معماری: برای داشتن یك پرسپكتیو چند نقطه ای تلاش می شود. قانون های پرسپكتیو خطی بسیار مهمتر از قانونهای یك سوم یا نسبت طلایی است. برای اینكه آنها مستقیم موضوع اصلی را هدف قرار می دهند. به یاد داشته باشید كه قانون های تركیب بندی مانند قانون یك سوم و نسبت طلایی، بیشتر درباره ی استفاده از فضای اطراف، فضای میان اشیا و نسبت هایشان صحبت می كند و درباره ی خود موضوع كمتر یا اصلا چیزی گفته نمی شود. این قوانین بطور خاص به سوژه مورد نظر مربوط نیست. اینگونه قوانین متداول راباید به عنوان قوانین ثانویه درعکاسی معماری در نظر گرفت. قوانین پرسپكتیو خطی قوانین اصلی برای تركیب بندی درعکاسی معماری هستند. 2. در(عکاسی) معماری: با پردازش نهایی و همچنین نزدیك شدن به موضوع معماری، موضوع تان را زنده كنید. زاویه ای را بیابید كه بعد سوم را به (عكس) اضافه می كند(خطوط قطری برجسته). این كار به پیدا كردن پرسپكتیو چند نقطه ای مربوط می شود مانند پرسپكتیو دو نقطه ای. 3. درعکاسی منظره ها (landscapes ) برای دستیای به پرسپکتیو جوی در عكس می توانید از پردازش صحیح و دیافراگم و فوكوس و زمان نوردهی طولانی استفاده كنید. آیا واقعاً عمق میدان زیاد می خواهید؟ نمی دانم، قوانین پرسپکتیو جوی از دید من مهمتر از قانونهای یك سوم و نسبت طلایی، درعکاسی منظره ها هستند، اینها دوباره قانون های ثانویه هستند . 4. اگر در یك عكس مربوط به عکاسی معماری، چندین سوژه وجود دارد، باید اشیا تكیه گاه هم، كه دورتر از ناظر قرار دارند ترجیحاً پرسپکتیو جوی داشته باشند .   پرسپكتیو تك نقطه ای پرسپكتیو دو نقطه ای با دو نقطه ی تلاقی در بیرون از كادر   • چند نكته دیگر : باید عنوان این مقاله را به خاطر رتبه بندی گوگل ” برترین رموز و نكات عكاسی سیاه و سفید تاكنون ” می گذاشتم، اما من از عناوینی كه صرفاً برای كسب كلیك های بیشتر انتخاب می شوند بیزارم. عنوان كنونی چیزی بیش از آنچه هست را نشان نمی دهد و شاید همین هم خودش زیادی باشد و از آنجا كه این نكات، موارد معمولی نیست كه در اختیار شما قرار داشته باشد و من به جای جمع آوری اطلاعات عمومی منتشر شده در اینترنت، واقعا این موارد را از تجربه حرفه ای خودم ذكر كرده ام ، ” نكات پیشرفته ” نامیده شده است. شما ممكن است متوجه شده باشید یا خواهید شد كه من فی نفسه یك ساختار شكن هستم. متاسفم ولی نمی توانم جلوی این ویژگی خود را بگیرم . اما همیشه تلاشم براین بوده كه چیزهایی را رها كنم و به جای آنها یك پیشنهاد شاید بهتری را عرضه كنم. ممكن است در مورد آنچه در این مقاله نوشته ام، نظری داشته باشید. شاید با نظرات من مخالف باشید و این مقاله را در سطل آشغال بیاندازید شاید اصلا به آن توجهی نكنید، چون گفته های دیگران را قبول ندارید، همه ی اینها ایرادی ندارد، اما بدون ارائه پیشنهادهای جایگزین، انتقاد نكنید. رد كردن هر چیزی كه دوست ندارید، به آن اعتقاد ندارید یا نمی توانید در مورد آن فكر كنید و جایگزینی پیشنهاد كنید خیلی راحت است. من اینجا نظرم را مطرح می كنم و بیشتر اوقات سایر قوانین را زیر پا می گذارم ولی همیشه سعی می كنم جایگزینی ارائه كنم. تا به حال این روش برای من و بسیاری از دانشجویان و خوانندگان مقالاتم مفید بوده است. سعی دارم به این تفكر وفادار بمانم این شاید به این معنا باشد كه یك چیزهایی را می دانم. در غیراین صورت باید نسبت به سایرین اظهار عجز كنم. در هر حال من آنها را دوست ندارم.   نویسنده : Joel Tjintjelaar منبع: نشریه bwvision مترجم: اعظم حشمتی کارشناس فنی: ابراهیم باقرلو

فرهنگ عکاسی در عکاسی از فرهنگ‌ها

operator 368

جستاری بر بومی‌سازی و درونی سازی فرهنگ عکاسی در چارچوب ملاحظات فرهنگی بومی Photography Culture in Photographing Cultures An Inquiry into Localizing and Internalizing Photography Culture in the Context of Indigenous and/or Local Cultural Considerations ________________________________________ زنان اقوام ایرانی (کردستان)- عکس: سید ایمان میری ریشارد کاپوشینسکی در کتاب سفر با هرودوت ها (1)، تمایز فرهنگ‌ها را در تفاوت آداب‌ورسوم مردم در نقاط مختلف دنیا برمی‌شمرد. او خوراک، البسه، رفتارها، آداب و آیین‌ها را کلید تمایزات فرهنگی دانسته و رابطه آن‌ها بافرهنگ را دوسویه تلقی می‌کنند. فرهنگ مخلوق انسان است و حیات و ممات آن وابسته به چگونگی تلقی انسان از آن می‌باشد، فرهنگ همان انسان یا الگوی حیات انسانی است.   تعاریف و اجزا مردم‌شناس آمریکایی رالف لینتون(2) فرهنگ را مجموعه‌ای از رفتارها می‌داند که بین نسل‌ها منتقل‌شده و میان‌ آن‌ها مشترک است. ادوارد تیلور(3) آن را مجموعه پیچیده‌ای از دانستنی‌ها، هنر‌، اخلاقیات و عادات یا هر توانایی دیگری تلقی می‌کند که به‌واسطه انسان کسب‌شده‌اند. به‌طورکلی اجزای فرهنگ را می‌توان در هفت عنصر هنجارها، نمادها، نقش‌ها، بینش‌ها، ارزش‌ها، علوم‌و‌فنون و ساختارها خلاصه کرد که میانگین آن‌ها توازن و تعادل فرهنگی و نوسان آن‌ها اختلالات و ناهمگونی‌های فرهنگی را ایجاد می‌کند. کارناوال زمستانه زنان مهاجر آفریقایی در جزایر گوادلوپ- عکس: ویکی‌پدیا فرهنگ تعبیر بیرونی از حیات یک جمعیت و برداشتی صوری، دیداری و لمس‌پذیر است. فرهنگ در نوع پوشش، خوراک، چگونگی نیایش و نمایش عواطف در تولد و مرگ متبلور است. به بیان صریح‌تر فرهنگ ماهیت ماست و تجویز و اجبار نمی‌شود. این مقوله معلول زمان و مکان و متشکل از دین، هنر، غذا، آیین و اعتقادات و سایر عناصر مردم‌شناسی است. درون بستگی ذاتی فرهنگ با جزئی‌ترین ابعاد حیات انسانی آن را به موضوعی حساس و موردتوجه بدل می‌کند که به تبع عکاس با گرایش مستندنگاری فرهنگی نیز می‌بایست با آگاهی از موجودیت و شناخت کیفیت‌ آن و به موازات حساسیت‌ها و محدودیت‌های منحصربه‌فرد هر جامعه فعالیت کند.   حساسیت‌های فرهنگی جشن سده زردشتیان مقیم سوئد در استکهلم- عکس: منابع خبری تعامل هدفمند، متواضعانه و محترمانه بافرهنگ‌ها بستر شناخت متقابل از کیفیت‌های عامل در آن‌ها را فراهم می‌آورد تا ماحصل تصویری و مستند ارزشمندی در اثر دادوستد عکاس با محیط و رویداد و نقش‌پردازی مثبت و فعال به‌موازات لازمه‌ها و ملاحظات فرهنگی جامعه میزبان به دست آید. معیارهای فرهنگی موردتوجه مردم میزبان دربردارنده حساسیت‌های چالش‌برانگیزی پیش‌روی عکاسان هستند. بنابراین کنش‌های عکاس در محیط فرهنگی بیگانه تحت‌نظارت فرهنگ میزبان بوده و لازمه فعالیت در این شرایط برخورداری از شناخت و درک کافی از مبانی و محدودیت‌های موجود است.   اهمیت پژوهش عکاسانه در فرهنگ مقوله پژوهش نقش بی‌بدیلی در شناخت فرهنگ و درک زوایای پیدا و پنهان آن دارد. گستره دامنه شناخت فرهنگی عکاس زمینه‌ساز ایجاد آثاری منحصربه‌فرد می‌گردد. به‌عنوان‌مثال چنانچه یک نوع پوشش خاص را به‌عنوان مشخصه‌ای منحصربفرد از یک فرهنگ بومی در نظر بگیریم، ثبت آن اثری مستند و احتمالاً ارزشمند از ماهیت فرهنگ پوشش در آن منطقه خواهد بود. البته نگاه مستند در این ژانر عکاسی به معنای ضرورت ثبت غیرسفارشی و طبیعی رویدادها، افراد و اماکن است تا مخاطب دریافتی واقعی و میدانی را در انطباق با حقیقت موجود به دست آورد. باید اشاره کرد دست‌کاری سوژه، سفارشی‌سازی آن و تغییر چیدمان طبیعی محیط مگر در صورت لزوم و با نگاه زیبایی‌شناختی نوعی دخالت در فرهنگ بومی و کارکردی بسیار غلط و مخرب است.   ابزارها و شیوه‌های کسب شناخت فرهنگی 1- مطالعه (کتب راهنمای گردشگری و معرفی فرهنگ‌های بومی و مردم‌شناسی، اینترنت و غیره) 2- صرف زمان برای درک اجزای فنی و فرهنگی محیط از طریق مشاهده و مصاحبه 3- شناخت زمینه‌های تاریخی، اجتماعی رویدادها با هدف تقویت غنای تصویر و انتقال آن به مخاطب 4- “تبادل اطلاعات: با مردم محلی و تلاش برای شناخت محدودیت‌های موجود اعم از نگاه جنسیتی، تابوها، ارزش‌ها، عقاید و آیین‌ها و حتی نحوه سرو غذا و رفتار اجتماعی در موقعیت‌های مختلف.   ارزش‌ها و تابوها عکاسان فعال در حوزه مستند اجتماعی و فرهنگی با یک نظام ارزشی غالب و همگن مواجه نیستند، اما ارزش‌های اساسی در فرهنگ‌های مختلف غالباً یکسان‌اند. اکثریت جامعه ایران مسلمان و شیعه‌مذهب هستند و ارزش‌ها و تابوهای فرهنگی در بین‌ آن‌ها مشترک‌اند. اما انزوای جامعه اقلیت یا حیات حاشیه‌ای آن‌ها در نواحی مرزی کشور و به‌طور محدودی در سایر نقاط کشور باعث عدم وجود شناخت کافی از ارزش‌های و هنجارهای آنان حتی باوجود کثرت اقلیت‌هایی چون اهل تسنن، مسیحیان، زردشتیان و آشوریان شده است. بنابراین یک عکاس ایرانی حتی برای اجرای پروژه‌های خود در داخل کشور و حضور در نواحی دارای اقلیت‌های مذهبی و قومیتی نیز نیازمند درک و شناخت کافی از ماهیت ارزش‌ها، تابوها و هنجارهای آن جامعه است. قطع انگشتان در سوگ اموات، قبیله دانی اندونزی- عکس: carolyntravels.com باید اشاره کرد همین مقوله در سایر نقاط جهان نیز صادق است و محدودیت‌ها و حدود ارزشی و هنجاری جوامع مختلف حتی در جغرافیای کوچک برخی کشورها شرایط خاص خود را دارد. البته تقارب فرهنگی اقلیت‌ها در ایران زمینه تضاد شدید فرهنگی را تا حدود زیادی از بین برده است، ولی نمی‌توان تغییرات رویه‌ای و رفتاری جزئی در مواجهه با فرهنگ‌ها و قومیت‌های مختلف را برابر دانست، چنانچه در سفر به تبت، هندوستان، سودان یا مناطق تحت کنترل بومیان برزیل دیگر نمی‌توان حتی با نمایش رفتارهای معتدل تعاملات مثبتی با آن‌ها داشت، مگر با شناخت و احترام به ارزش‌ها که بتوان با اتکا بدان‌ها زمینه احترام متقابل و اعتماد به عکاس (به‌عنوان بیگانه) را فراهم آورد.   تفاوت‌ها را پاس بداریم! فستیوال قبایل آفریقای در دانشگاه تگزاس شمالی ایالات متحده- عکس: news.unt.edu مؤلفه و عنصر اصلی در ایجاد تنوع فرهنگی گسترده در جهان امروزی متأثر از تفاوت‌های جزئی در آداب‌ورسوم، آیین‌ها و اعتقادات ملیت‌ها و قومیت‌های مختلف است. نمونه‌های این تفاوت‌ها بعضاً ساده و عینی و غالباً پیچیده و ضمنی هستند، چنانچه شاید علت غذا خوردن با دست راست در اکثر فرهنگ‌ها را ندانید ولی در برخی مناطق نقض این عادت بمانند نادیده‌گرفتن آداب فرهنگی آن منطقه بوده و در میان برخی گروه‌های مذهبی نوعی توهین محسوب می‌‌شود .(4) همین‌طور شاید تعظیم کردن در عمده فرهنگ‌ها مرسوم نباشد، ولی مردم شرق آسیا هنوز هم در مواجهه با غریبه و آشنا به نشانه احترام تعظیم می‌کنند. بهرترتیب تنوع فرهنگی قومیت‌های مختلف مستلزم احترام و درک متقابل است. بطورقطع طی هزاران کیلومتر برای عکاسی در مناطق آفریقایی یا آمریکای جنوبی به قصد تجربه یک سفر تفریحی لوکس یا مواجهه با کلیشه‌های مریوم در عکاسی نخواهد بود و این‌دست سفرها با دو هدف پیگیری می‌شوند: 1. نمایش تفاوت‌ها و جلوه‌های بومی یک فرهنگ؛ 2. نمایش مشابهت‌ها و تأثیرپذیری یک فرهنگ از جوامع و فرهنگ‌های بیرونی. همان‌گونه که ثبت آیین‌ها و مراسمات بومی مردم آفریقا در ساختار سنتی خود جذابیت و بدائت زیادی دارد، ثبت بومیان مجهز به فنّاوری‌های امروزی و سبک زندگی مدرن نیز اهمیت و ظرافت خاص خود را خواهد داشت. در این راستا معیارهای موفقیت یک عکاس کشف پاسخی مصور برای سؤالاتی اعم از موارد ذیل می‌‌باشد: – به‌تصویرکشیدن تمایزات و تضادهای فرهنگی جامعه میزبان – به تصویرکشیدن شباهت‌های فرهنگی بین جوامع مختلف (جامعه میزبان و جوامع بیرونی) – نمایش تطبیقی شباهت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی بین جوامع مختلف   تاریخ و اسطوره‌ها سخنرانی فیدل کاسترو رهبر انقلابیون کوبا- عکس: منابع خبری   عکس قوی‌ترین رسانه در شرح تاریخ و نمایش اسطوره‌هاست. تصاویر پرتکرار رهبر فقید انقلاب اسلامی در رویدادهای تاریخی پیش و پس از انقلاب 1375، رویدادهای انقلاب کوبا و وجود چهره چگوارا و فیدل کاسترو رهبران انقلابی این ملت در جای‌جای این کشور و ده‌ها اسطوره و رویداد تاریخی دیگر، جملگی آثار نگاه دقیق و حضور میدانی عکاسان هستند. فرهنگ امروز ملت‌ها نتیجه و میراث‌ همین رویدادهاست. میراث تاریخی و اسطوره‌های کوبا (انقلاب)، مصر (تاریخ و تمدن چندهزارساله)، چین (رئیس مائو نظریه‌پرداز مارکسیسم) و ایران (تلفیقی از تاریخ تمدن، انقلاب و مذهب) نیز گواهی از تأثیرپذیری فرهنگ از تاریخ و خاطره تاریخ یک ملت‌اند. عکاسی از دغدغه‌های تاریخی و اسطوره‌های یک فرهنگ در واقع عکاسی از تقاطع گذشته و حال است. میراث فرهنگی و تاریخی ملل مختلف مبتنی بر نشانه‌های تصویری متمایزی بوده و موفقیت هر عکس در گرو چگونگی بیان، جایگذاری و اتصال همین نشانه‌هاست. سخنرانی امام خمینی (ره) در جمع انقلابیون، پس از پیروزی انقلاب- عکس: David Brent, Time Magazine ارتباط بین تاریخ و فرهنگ هر کشور درون‌بسته است، لذا هرچه عکس در برانگیختن عواطف بیننده و نحوه تلقی نشانه‌های تصویری در ذهن مخاطب موفق‌تر عمل کند، میزان اثربخشی و قدرت عکس نیز بیشتر می‌شود. کم نیستند تصاویری که در ارتباط بخشی گذشته و حال پرقدرت ظاهر شده‌اند، این‌گونه کشف و تشریح پاسخی برای سؤال‌های ذیل می‌تواند معیار خوبی برای سنجش موفقیت در رابطه با ثبت فرهنگ‌ تاریخی و اسطوره‌ای یک ملت باشد: 1. قهرمانان و دشمنان یک ملت که هستند؟ 2. علل و مبنای شهرت و نفرت آن‌ها چیستند؟ 3. آن‌ها چه چیزی را درباره آن فرهنگ بیان می‌دارند؟ 4. راهکار ثبت و نمایش موفق آن‌ها چیست؟ در همین‌راستا، یکی دیگر از زوایای زیبای ثبت فرهنگ تاریخی و اسطوره‌ای یک ملت ثبت سلسله زمانی تغییرات و تحولات آن است. با ورود اولین دوربین به کشورما در زمان ناصرالدین‌شاه ثبت مستند رویدادها و سیر زندگی مردم کشور ما میسر شد. حال با مرور این عکس‌ها می‌توان شاهد تغییرات همه‌جانبه فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اسطوره‌ای باشیم که از نحوه پوشش مردم تا آیین‌ها، رسوم، سنت‌ها و اندیشه‌ها رسوخ کرده است.   غذا و آداب غذایی غذاهای چینی در رستوران‌های سراسر جهان سرو می‌شوند- عکس: Chinese Restaurant غذا بخش مهمی از فرهنگ منطقه‌ای یک ملت را شکل می‌دهد. فرهنگ غذایی هر منطقه جذابیت‌ها و زیبایی‌های خود را داشته و بسته به ویژگی‌های جغرافیایی، تاریخی، آب‌و‌هوایی و عناصر تأثیرگذار دیگر است. پیوند حسی غذا با فرهنگ یک ملت، نحوه پخت و سرو آن و کیفیت، کمیت و نوع مواد اولیه مورد استفاده بخشی از زیبایی‌های تصویری در نمایش فرهنگ مردم یک منطقه‌اند. عکاسی از فرهنگ غذایی یک جامعه ضرورت‌ها و جزئیات مختص بخود را دارند، لیکن سه عنصر اساسی “کیفیت و جهت نور، بازی رنگ‌ها و بافت مواد” نقش کلیدی در نحوه ارائه تصاویر ارائه‌شده و دنباله فرهنگی آن‌ها دارند. عکس‌ها از فرهنگ غذایی یک ملت نباید پاسخی به سؤال “آن‌ها چه می‌خوردند؟” باشد، بلکه باید جزئیاتی همچون مزه و بو را نیز در چارچوب عکس منتقل کرد. لازم است مؤلفه‌های زمان، مکان و فرهنگ عمومی مردم را با استفاده از عناصر مرتبط محیطی در زمینه تصویر دخیل کرد تا اتمسفر و فضای سوژه نیز در ذهن مخاطب لمس شوند. سفره‌های محلی، مواد اولیه، ابزار آشپزی، نحوه پخت، ادویه‌ها (رنگ‌ها) و سایر عناصر مرتبط نقش بی‌بدیلی در نحوه و کیفیت تأثیرگذاری عکس بر ذهن بیننده دارند و غفلت از آن‌ها در واقع غفلت از فرهنگ غذایی منحصر به یک منطقه است.   جشن‌ها و مراسمات آیینی سفره هفت‌سین ایرانی در نوروز، 12 کشور جهان نوروز را به‌طور رسمی جشن می‌گیرند- عکس: منابع خبری تقویم هر کشوری پر از رویدادهای تلخ و شیرین تاریخی است که به‌تدریج به جزء مهمی از حیات فرهنگی مردم آن منطقه بدل شده‌اند. اجتماعات مردم، جشن‌ها، مراسمات و آیین‌ها با عناصری از رنگ، موسیقی، سنت‌ها، آداب‌و‌رسوم و پوشش‌های خاص خود جایگاه الگو و پیکره فرهنگی یک جامعه را دارند. مهاجرت و تنوع قومیت‌ها و ملیت‌ها در کشورهای مختلف شرایط مساعدی را برای تجربه رویارویی با آداب و رسوم مختلف در کشورهای غیراصیل فراهم آورده‌اند. امروزه می‌توانید سال نو چینی یا جشن رنگ هندوها را هم‌زمان با کشورهای اصلی در آمریکای شمالی، اروپا یا سایر نقاط دنیا با کیفیت و ماهیتی مشابه شاهد بود. کارناوال سال نو چینی در پاریس- عکس: history.com قدم اول در عکاسی ازاین‌دست رویدادها تحقیق و مطالعه است. دانستن ماهیت، زمان و علت برگزاری هر رویداد کلید ثبت‌های موفق خواهد بود. در کنار جزئیات اولیه لازمه ارائه تصاویری همراه با شناخت و درک علمی، توجه به معنا و اطلاعات تاریخی و فرهنگی رویداد پیش‌رو می‌باشد. اطلاعات صحیح عکاس را از خطا و اشتباه مصون داشته و احتمال جبهه‌گیری یا تبعات بعدی علیه وی را تقلیل می‌دهند. بررسی جزئیات هر رویداد در کنار ایجاد فضای ذهنی از اتفاق پیش‌رو امکان جای‌گیری صحیح، انتخاب کادر، درک فضای نوری و موقعیتی را برای عکاس فراهم می‌آورد. به‌یقین عکاس آشنا به جزئیات پیاده‌روی میلیونی اربعین یا مراسمات مذهبی ایام محرم، علاوه بر ملاحظات ویژه فنی و سخت‌افزاری، نیازمند درک فضای فرهنگی‌ـاجتماعی در رویدادهای مذکور است. شیعیان رنگ قرمز را نماد قاتلین امام حسین(ع) می‌دانند، حال تصور کنید یک عکاس بدون پژوهش‌های قبلی و کسب اطلاعات از افراد محلی با البسه قرمز رنگ در این مراسمات حاضر شده و انتظار احترام متقابل و تعامل مردم را هم داشته باشد. عمده راهنماهای سفر و سایت‌های گردشگری اطلاعات کافی از این مسائل و ملاحظات و حساسیت‌های آن‌ها را در اختیار عکاسان قرار می‌دهند تا چه در نقش گردشگر یا عکاس بتوانند با اطلاعات کافی در مراسمات، آیین‌ها و اجتماعات شرکت کنند.   جامعه شیعیان ایران ماه‌های محرم و صفر را به سوگ امام حسین و یارانش عزاداری می‌کنند- عکس: سید ایمان میری اعتقادات و آیین‌های مذهبی مناطق مختلف دنیا اکثریت‌ها یا اقلیت‌های دینی متفاوت یا تلفیقی از هر دو را دارند که در برهه‌هایی تعامل عکاس با آن‌ها را به دلایل مختلف سخت می‌کند. از طرفی مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و سایر ادیان آیین‌های دینی و مذهبی مختلفی دارند و ثبت موفق آن‌ها بسته به میزان درک و شناخت عکاس از نشانه‌ها و معانی دینی و عقیدتی آنهاست. به‌طورقطع مواجهه با مسلمانان در نماز عید فطر یا مسیحیان در عید پاک یا شکرگزاری و یهودیان در روش‌هشانا و زردشتیان در سدره‌پوشی بدون شناخت زمینه‌های تاریخی، اجتماعی و آیینی این رویدادها چیزی بیش از ثبت یک رویداد نخواهد بود و عکاس بجای ایفا نقش هنری نقش اپراتور دوربین را بازی می‌کند.   سخن آخر عکاسی از فرهنگ‌های مختلف دامنه‌ای به گستره کره زمین دارد. شاید مرز بین این ژانر با ژانر‌های مشابه در حوزه عکاسی مستند ملموس نباشد، هرچند ضرورتی هم به خط‌کشی‌های دقیق بین ژانرهای مختلف نیست. چراکه نمی‌توان یک ژانر را محدود کرد، لذا اهمیت ژانرهای مختلف در نحوه بهره‌برداری عکاس و تلقی ذهنی و ادراکی مخاطب است. عکاسی در حوزه فرهنگ زوایای متعددی دارد که هرکدام می‌توانند جذابیت‌های خود را داشته باشند، ولی باید توجه داشت تنوع فرهنگ‌ها در سراسر جهان از طرفی جذابیت‌های هنری و از طرف دیگر محدودیت‌های خاص خود را دارد. به‌طورکلی عکاس موفق پژوهشگر موفقی هم خواهد بود، چراکه اسلوب فعالیت در حوزه‌های مستند نیازمند شناخت، دقت، ظرافت و درک سوژه و چگونگی مواجهه با آن می‌باشد.   سیدایمان میری کرهرودی-آذرماه 1395 [1] Ryszard Kapuscinski, “Travels with Herodotus” [2] Ralph Linton [3] Edward Taylor [4]  در اکثر فرهنگ‌ها دست راست برای غذا خوردن و دست چپ برای امورات بهداشتی بکار می‌رود.  

قواعد خاکستری (10 دستور در مورد عکاسی سیاه سفید)

operator 449

قواعد خاکستری (10 دستور در مورد عکاسی سیاه سفید)  راهنمای آموزشی عکاسی سیاه و سفید این راهنما بخش نخست کتابی است که برای عموم منتشر کرده ایم : دو فصل از مهم ترین فصول کتاب با نام های: از مبانی تا هنرهای زیبا ، قاعده خاکستری اثر Joel Tjintjelaar و راهنمای تجربی برای کشف دید هنری اثر Anna Gospodarou می باشند. این کتاب محصول تلاش حداقل یک سال فعالیت گسترده و چند سال مطالعه در زمینه های هنر ، معماری و عکاسی بوده و در مه 2014 منتشر شد. قواعد خاکستری یا 10 دستور مونوکروم (تک رنگ) برای عکاسی سیاه سفید چگونه یک عکس سیاه و سفید خوب را با شناخت کامل در مورد نور و تنها نور می گیریم ؟ به عبارت دیگر، چه چیزی سبب عالی شدن یک عکس سیاه و سفید می شود؟ من مجموعه ای از اصول را تهیه و فهرست کرده ام که به قاعده خاکستری یا 10 دستور مونوکروم (تک رنگ) مربوط می شود و به شما کمک می کند تا بدانید یک قطعه عکس سیاه و سفید موفق چگونه تهیه و ارایه شده است. 1) قواعد خاکستری. فقط یک رنگ در عکاسی سیاه و سفید است که واقعا جالب است: خاکستری. رنگ سیاه و سفید بدون رنگ خاکستری وجود ندارد. سیاه، عدم وجود کامل نور و سفید، به وضوح وجود کامل نور را نشان می دهد. زمانی که در مورد عکس های سیاه وسفید صحبت می کنیم واقعا در مورد عکسی که تنها یک تون سفید یا سیاه را داشته باشد سخن نمی گوییم. این تون ها حداقل جذابیت را دارند. نه، ما در مورد تون های خاکستری صحبت می کنیم. سیاه، تیره ترین تون خاکستری است ، بدون هیچ گونه نوری و سفید، روشن ترین تون خاکستری است. در هر دو مورد چیزی را نمی بینیم، چون نه نوری وجود دارد و نه روشنایی. با اضافه کردن کمی نور به رنگ سیاه، یک تون خاکستری تیره را خواهید داشت، با برداشتن کمی نور از رنگ سفید خالص، یک تون خاکستری روشن دارید. تنها یک تون خاکستری خالص وجود دارد و تنها یک تون سفید خالص وجود دارد، اما 253 سایه خاکستری وجود دارد. قواعد خاکستری باید بر عکس سیاه و سفید حکمفرما باشد، یعنی قاعده خاکستری.   2) انتخاب مقدار کنتراست تونال هر عکس سیاه و سفید دارای کنتراست است. چشم همواره به منطقه ای از یک عکس معطوف می شود که بیشترین کنتراست را دارد. اگر یک منطقه در تصویر دارای رنگ سیاه مطلق در برابر سفید مطلق باشد، پس این منطقه تمام توجه را به سمت خود جلب خواهد کرد. اگر تصویری را با کنتراست خیلی زیاد بگیرید که بدقت انتخاب نشده باشد، چشم شما کل تصویر را یکجا می بینید و نمی دانید دقیقا به کجای عکس نگاه می کنید. چگونه کنتراست به شیوه صحیح ایجاد می شود؟ نخستین مسئله ای که می بایست بررسی شود این است به کجا می خواهید خیره شوید. اگر این کار را درست انجام دهید پس کار را با تولید کنتراست از طریق عکسبرداری درست با دوربین DSLR خود یا هر نوع دوربین دیگر شروع می کنید. اما حتی اگر این کار را به شکل درست در دوربین انجام نداده باشید چون نور کامل و بی عیب نیست، پس همواره شما به عنوان یک هنرمند، کنتراست بیشتری را پس از گرفتن عکس در نواحی از تصویر که انتخاب کرده اید، ایجاد می کنید. این مورد یکی از مزایای تبدیل رنگ به زمینه سیاه و سفید بجای داشتن دوربین سیاه و سفید است. شما می توانید بطور ساده کنتراستی را ایجاد کنید که در آن هیچ سایه روشنی وجود ندارد و هر جا وجود داشت آنرا حذف کنید. اگر شما یک عکس رنگی داشته باشید که یک فرد با پیراهن آبی در برابر یک پس زمینه آبی قرار گرفته باشد، این فرد در برابر پس زمینه محو خواهد شد. اما می توانید پس از گرفتن عکس تصمیم بگیرید، پس زمینه آبی را به مقادیر تونالی متفاوت از فرد پیراهن آبی تبدیل کنید. آزادی تبدیل سیاه و سفید. ایجاد کنتراست یا افزایش کنتراست باید بدقت انجام شود و کاملا گزینشی باشد و تنها با روشن کردن رنگ های سفید و تاریک کردن رنگ های سیاه انجام نشود. استفاده انتخابی از مقدارکنتراست تونال یکی از مهم ترین عناصر در هر عکس سیاه و سفید بزرگ است.   3) تفکیک تونال در مقابل عکس های رنگی، عناصر مختلف در عکس های سیاه و سفید که با همدیگر هم پوشانی یا تقاطع دارند توسط رنگ ها تفکیک نشده اند، بلکه توسط سایه های خاکستری از هم جدا شده اند. اگر عناصر، هم پوشانی یا تقاطع سایه یکسانی از خاکستری را داشته باشند، می بایست این حالت با دستکاری این تون ها اصلاح شود تا زمانی که مقادیر (تیرگی و روشنی) آنها از همدیگر فاصله بگیرد. با افزایش تفاوت در مقادیر، عناصر بهتر تفکیک می شوند و عمق و وجود آنها بیشتر نشان داده خواهد شد. یک مثال از این مورد عکسی با نام Visual Acoustics IV – Silence و Light – Tour Total است که در این عکس پیکره را در پیش زمینه با دستکاری مقادیر تونال از ساختمان های پس زمینه جدا کرده و دقیقاَ در اطراف پیکره کنتراست هایی جزیی ایجاد کرده و پیکره را برجسته تر از پس زمینه نموده ام. 4) ماهیت و عمق آنچه چشم انسان می بیند دامنه دینامیکی گسترده تری است از آنچه گران قیمت ترین دوربین ها می توانند ثبت کنند. با این اوصاف، مطابق توانایی ذهن، چشم می تواند مشاهده کند و این حالت به برداشت یک وضعیت، یک شی یا یک مکان به شیوه متفاوت از آنچه یک دوربین می تواند برداشت کند منجر می شود. عمل برداشت یک عمل انسانی است و نقطه اوج تجربه فردی و فرایندهای روحی و جسمی فردی در ترکیب با هم و واکنشی به آنچه چشم می بیند می باشد. دوربین تنها می تواند ضبط کند و مشاهده کند اما نمی تواند درک کند یعنی چیزی که تنها در ذهن انسان ذخیره شده است و آن بالاترین حدی است که هنر از آن سرچشمه می گیرد. یک مقاله خیلی جالب با نام “چاپ استادانه سیاه و سفید” از “جرج ولف” وجود دارد که مبنای آنچه در عملیات پس از عکاسی سیاه و سفید انجام می دهیم را شکل می دهد. این اثر در مورد اهمیت ایجاد تجسم و تفاوت بین روشنایی و درخشندگی است. در این جا یک نقل قول مهم از این مقاله را ذکر می کنیم: تفاوت فیزیکی اساسی بین دو حالت روشنایی و درخشندگی عمدتا به تعیین لبه ها و تغییر کنتراست مربوط است. آنچه هر عکاس سیاه و سفید خوب باید انجام دهد خلق تجسم با استفاده از نشان دادن آنچه ما به عنوان انسان ها و هنرمندان از عکس برداشت می کنیم، بجای بیان آنچه صرفا مشاهده می کنیم می باشد که با تغییر کنتراست ها و نسبت های تونال و تعیین لبه ها برای تنظیم درخشندگی یک شی انجام می شود. به عبارت دیگر این کار به شی حجم و عمق می بخشد و بنابراین روی کل تصویر تأثیر می گذارد. در صفحه بعد یک عکس نشان داده شده که کنتراست ها و نسبت های تونال آن را تغییر داده و لبه های آنرا مشخص کرده ام. این عکس موسسه Salk در کالیفرنیا است. عکس رنگی نسخه اصلی است و اگر به دقت به آن نگاه کنیم متوجه می شویم که در نسخه سیاه و سفید تبدیل رنگ ها به تون های سیاه و سفید هیچ رابطه ی 1:1 را ندارد. تأکید صرفاَ بر نحوه تفسیر نور و تاریکی می باشد، نه نحوه تفسیر رنگ ها. توزیع دقیق نور در تمامی شدت های مختلف آن هدف اصلی در عکس های سیاه و سفید است. من از آزادی هنری برای تفسیرهای مختلف رنگ ها با نگاه به لبه ها، نور و حجم ها برای ایجاد عمق و حجم استفاده کردم. نظر من در مورد عکاسی سیاه و سفید این بود که ما هرگز نباید به آنچه واقعیت عینی دوربین نشان می دهد اکتفا کنیم و نرم افزار ویرایش عکس برای تنظیم عکسی است که در ذهن دارید و در زمان ثبت عکس آن را با تمام وجود احساس می کنید.     5) به حداقل رساندن استفاده از تیره ترین سیاه و روشن ترین سفید. تون های خاکستری را می توان بین تون های خاکستری بی رنگ و تون های خاکستری رنگی جدا کرد. تون های خاکستری بی رنگ تون هایی هستند که مقادیر آبی، سبز و قرمز آنها دقیقا برابر هستند. برای مثال نقره ای دارای مقادیر رنگ (192,192,192) است و خاکستری، از نوع خاکستری تیره ، متوسط ، یا روشن نیست و دارای مقادیر (128,128,128) است که دقیقا در وسط قرار گرفته است. تون های خاکستری رنگی یا طیف خاکستری همانند پلاتین، تون های خاکستری هستند که مقادیر رنگ قرمز، سبز و آبی برابر ندارند. این تون ها 256 سایه خاکستری بی رنگ از (0,0,0) که کامل سیاه است تا  (255,255,255) که کاملاَ سفید است را دارند. بنابراین زمانی که در مورد عکس های کم نور صحبت می کنیم ، در مورد استفاده در تون های روشن تر از (0,0,0) صحبت می کنیم که از این تیره ترین مقادیر تنها در چند درصد تصویر استفاده می شود و نه در مناطقی که باید دارای جزئیات قابل مشاهده باشند. همین حالت برای عکس های پرنور( بالادست) نیز صدق می کند : سعی کنید از مقادیر تونالی استفاده کنید که تیره تر از (255,255,255) هستند و تنها زمانی از مقادیر تونال (255,255,255) استفاده کنید که جزئیات در آن نواحی نبایستی قابل مشاهده باشند. 6) استفاده از مناطق تونال همجوار تا منطقه0 برای عکس هایی با نور کم  پس از این که یک عکس سیاه و سفید را خلق می کنید تقریبا هر عکاس سیاه و سفید می داند چه اندازه پوشش دادن یک طیف تونال کامل از 0 یا (0,0,0) تا منطقه 10 (255, 255, 255) مهم است، یعنی دقیقا آن چیزی که آنسل آدامز به ما آموزش داده است. اما به این معنا نیست که زمانی که یک تصویر تیره رنگ را خلق می کنید، می توانید بطور تقریبی یک تصویر را با تأکید بر مناطق تونال 0 تا 4 تشریح کنید و این که باید از رنگ سیاه مطلق با تونال منطقه0 برای تولید تون سیاه استفاده کنید. در اغلب مواقع سعی کنید تا حد امکان از بکارگیری رنگ سیاه مطلق پرهیز کنید، چون هیچ جلوه ای ندارد. در عوض از منطقه تونال نزدیک به صفر یعنی مناطق 1 و 2 استفاده کنید. و تنها از منطقه0 فقط تا چند درصد استفاده استفاده کنید تا پوشش دامنه تونال کامل شود. نتیجه این است که شما همچنین یک تصویر خیلی کم نور دارید اما یک تأثیر بسیار ظریف و نرم را روی آن اعمال کرده ایم که مشاهده آن چندان سخت نیست و خیلی زیباتر است. بطور ساده هنوز می توانید تمامی جزئیات آنرا مشاهده کنید. به یاد داشته باشید ، سیاه خالص عدم وجود نور است و نمی توانید بدون نور ببینید.   7) استفاده از مناطق تونال همجوار تا منطقه 10 برای عکس های پرنور همین حالت برای ایجاد یک تصویر پر نور نیز وجود دارد که می توان آنرا تصویری با مناطق تونال 7 تا 10 توصیف کرد. اگر بخواهید سایه روشن های روشن، شفاف و چشم نواز داشته باشید، از مناطق مجاور منطقه تونال10 استفاده کنید یعنی مناطق 9 و8  و درست در تصاویر کم نور از منطقه تونال 10 برای کامل کردن پوشش رنگ استفاده کنید. منطقه 10 نور کامل است و هر سایه ای محو می شود درست همانند عدم وجود نور . 8) تغییرات ظریف و پیوسته تونال در یک سطح نگاه کنید چگونه نور روی یک شی رفتار می کند و اگر آنرا بدقت و از نزدیک نگاه کنید، می بینید که تغییرات نور از تاریک به روشن و از روشن به تاریک به شیوه های خیلی ظریف و پیوسته انجام می شود و گاهی اوقات حتی به حدی نرم و ظریف است که چشم غیرمسلح قادر به مشاهده آن نیست. نور هرگز شدت مشابه ای را در تمامی مناطق یک سطح ندارد ؛ در تمامی زمان ها نور از تاریک به روشن و بالعکس محو می شود. این ویژگی نور است که ماهیت یک شی را مشخص می کند و به آن عمق و بعد می بخشد طوری که شکل ها و خطوط در یک شکل مشخص می شوند. شناخت این که چگونه نور این تغییر ظریف از تاریک به روشن و از روشن به تاریک را ایجاد می کند و نحوه ایجاد آن به شیوه خیلی نرم و ظریف در عکس سیاه و سفید، نکته کلیدی عکاسی سیاه و سفید عالی است. اما این گذارها همواره لازم است که خیلی نرم و ظریف باشد چون طبیعت یک تغییر خشن از روشن به تاریک و بالعکس را روی یک سطح را قبول نمی کند ، مگر این که در کناره ها یا لبه ها دنبال سایه ها باشیم. تغییرات ظریف و پیوسته تونال را می توان با استفاده از روش iSGM2.0 تبدیل عکاسی سیاه و سفید من انجام داد.   9)جادوی خاکستری میانه بعد مهم دیگری که به داشتن یک گستره تونال کامل و مقدار درست کنتراست در جاهای درست مربوط می شود، داشتن تون های خاکستری میانه کافی در عکس خود است تا ظاهری خوشایند داشته باشد و با تضاد کنتراست مواجه نشود. چندین نظریه در مورد این که چرا تون های خاکستری میانه نقش مهمی را در عکس سیاه و سفید ایفا می کنند وجود دارد، اما شخصاَ فکر می کنم که شما لازم است برخی زمینه های خنثی را در جایی که چشم می تواند در داخل قاب تثبیت شود داشته باشید، بجای این که به بیرون قاب نگاه کنیم. و فکر می کنم تون های خاکستری میانه نقره ای، غنای زیادی را به عکس سیاه وسفید خوب می بخشند. اگر به عکس های سیاه و سفید عالی نگاه کنید متوجه می شوید چه تعداد از آنها تون های خاکستری میانه نقره ای را دارند تا کنتراست ها و درام در یک عکس سیاه و سفید جبران شود. من به هر چیزی بین مناطق تونال 4 و 8 منطقه خاکستری میانه توجه می کنم و اضافه کردن آنها به پوشش عکس های سیاه و سفید را پیشنهاد می کنم، طوری که خارج از اثری که می خواهید به آن دست یابید، باشد.   10) سبک و تونالیته منحصر به فرد شخصی هر عكاسى در عكس هایش شخصيت، نگاه و شیوه منحصر به فرد خود را باقى مى گذارد. یک سبک منحصر به فرد می تواند شامل یک موضوع خاص، سبک ترکیب و سبک فرایند و روش عکاسی سیاه و سفید باشد، یک داستانی که الگو یا یک حالت خاص که خلق شده است و به آسانی قابل تشخیص است. این سبک غالبا ترکیبی از عناصر فردی است، اما همواره تلاش می شود تا جای ممکن یک تمایز بین این عناصر انجام شود تا سبک منحصر به فردی شکل گیرد. یکی از عناصری که می توانید آنرا تفکیک کنید تلاش برای ایجاد یک تونالیته منحصر به فرد شخصی است. شخصا، زمانی که یک عکس سیاه و سفید کم نور یا چیزی بین عکس پرنور و عکس کم نور را ایجاد می کنم، برخی تون ها وجود دارند که آنها را بیشتر دوست دارم: آنها غنی و تاریک هستند، اما با یک نگاه اجمالی آنها را از مناطق تون 2و 3 با هم در نظر می گیرم. این مناطق میزان تون های غنی تری را در تونال دارند که می تواند یک تصویر را برجسته سازد. مطمئن نیستم چرا این طور است و البته این مسئله بسیار ذهنی است ، اما حدس من این است که یکی از قواعد حالت خاکستری این است که سیاه خالص از منطقه تونال 0 نباید بکار رود چون هیچ نوری ندارد. با این وجود منطقه تونال 1 عمدتا باید برای ایجاد سیاهی در یک تصویر با تنها چند لمس در منطقه تونال 0 بکار رود. منطقه تونال نخست پس از 1 که برای ایجاد سیاهی در یک تصویر استفاده نشده است منطقه تونال 2 است: این ناحیه تونال سیاهی 1 را با تضمین نور دارد. همین حالت تا اندازه ای مشابه برای منطقه تونال 3 صدق می کند. این منطقه شروع خاکستری است، شروع آنچه در نهایت در تصویر سیاه و سفید شما آشکار خواهد شد. به همین دلیل است که من احتمالا دوست دارم این مقادیر تونال را در تصویر خود مشاهده کنم و آنها بخش مهمی از سبک امضای من را شکل می دهند.   منبع: نشریه BWVision نویسنده: Joel Tjintjelaar- Anna Gospodarou مترجم: اعظم حشمتی ناظر فنی: ابراهیم باقرلو  

زیبایی شناسی بصری

operator 744

زیبایی شناسی بصری گفتن، فکر کردن و نوشتن درباره‌ی این عبارت به ظاهر ساده، چقدر سخت می‌نماید. احتمالاً زیبایی شناسی بصری در حوزه ی عکاسی می‌تواند ساز و کاری تلقی شود که عکس خوب را پدید می‌آورد، و یا ابزاری برای سنجش همان عکس خوب به حساب می‌آید. اما ارتباط بین خوب و زیبا خود در ابهام و تعلیق قرار دارد. همان‌طور که تمایز بین زیبایی‌شناسی بصری و زیبایی‌شناسی عکاسی برای نام‌گذاری یک جریان یا جشنواره‌ی عکاسی نیز شک معناداری را برمی‌انگیزد. زیبایی‌شناسیِ بصری به امری گسترده‌تر از فعل عکاسی ارجاع می‌دهد- هر آن‌چه می‌توان دید- البته که عکاسی را نیز در میان می‌گیرد. اما در این عنوان، نگریستن در اولویت قرار می‌گیرد. نگریستن به هر پدیده‌ای، نگریستن به هر تصویری، و در نهایت نگریستن به هر عکسی. براین اساس، آن‌چه در این عبارت آمده است، توجه به ویژگی‌های فرمی وصوری تصویر- عکس- در الویت قرار دارد. شاید بتوان گفت در تقابل با سنجه‌های مفهوم‌گراییِ صِرف در عکاسی، عمدتاً عناصر و عوامل ترکیب‌بندی، وضوح و عمق‌میدان، کیفیت چاپ عکس، کنتراست و پله‌های خاکستری، میزان کشیدگی و ثبات موضوع- انجماد، رنگ‌ها و رنگ‌مایه‌های موجود در تصویر و متغیرهای دیگری از این دست، بر این که موضوع عکس چیست؟ و در چه شرایط مکان و زمانی گرفته شده و کجا عرضه شده و عنوان و متن توضیحیِ آن چیست؟، برتری دارد. ازمنظری دیگر، زیبایی‌شناسی تصویری- عکاسی و یا بصری- موضوعی همواره ثابت و جاویدان در حوزه‌ی عکاسی نبوده است. مابین معیارهای ارزشی و زیبا‌شناسانه‌ی عکس به‌مثابه‌ی هنر زیبا و عکاسی فوری- مثلاً عکاسی خیابانی- تفاوت‌های بزرگی وجود دارد. چطور می‌توان چاپ‌های عالی از مناظر بدیع عکاسانی هم‌چون انسل آدامز و ادوارد وستون را با عکس‌های خیابانی لیزت مدل و گری وینوگراند سنجید؟ آن‌جایی که معیارهای ارزشی متعارف و والای عکاسی به مواردی مانند: شادی کودکانه، سادگی و نشاط، بیان زندگیِ عادی؛ به همراه عدم وضوح کافی، ترکیب‌بندی نامناسب، عدم نمایش اندیشه، تغییر ماهیت می‌دهند. هم‌چنین، چگونه می‌توان معیارهای زیبایی‌شناسیِ عکاسی مطبوعاتی و مستند اجتماعی را با عکاسی استفهامی- مفهومی- و عکاسی انتزاعی یکی دانست. هرچند در سنجش اعتبار عکس‌های این حوزه‌ها متغیرهای مشترکی نیز وجود دارند. اما هر کدام از نمونه‌های نام‌برده در شرایط تاریخی و خاص خود پدید آمده و‌ بیانگر عقیده‌ و دغدغه‌ی مطرح در آن مکان و زمان خاص هستند. براین اساس، بخشی از اعتبار و اهمیت خود را از تفکر و پنداشت‌های رایج دوره‌ی خود کسب کرده و می‌کنند. این موضوع بسیار مهم است؛ به این معنا که معیارهای زیبایی‌شناسی و ارزشی در حوزه‌ی عکاسی تغییر یافته و می‌یابد، اما هیچ معیاری کاملاً برچیده و معدوم نمی‌شود. به‌ویژه که امروز موضوع بازگشت به معیارهای زیبایی‌شناسی دیروز بیش از هر دوره‌ی دیگری قابل تأمل است. اکنون عکاسی معیارهای نسبیِ زیبایی‌شناسیِ خاص خود را دارد. معیارهایی که با پدیداری تفکر دیجیتال و گسترش سازوکار آن در سراسر جهان، و تعداد دوربین به دستان- موبایل به دستان- جهان، در کنار عکاسان حرفه‌ای، دانشگاهیان و تمام علاقه‌مندان متعهد به این رسانه- هنر یا دل‌مشغولی- شاید نیاز به تغییر و تجدید نظر در معیارهای ارزشیِ خود داشته باشد. تحقق این امر فقط با کار و تفکر مسئولانه‌تر میسر می‌شود. نویسنده: محمد خدادادی مترجم‌زاده ٣٠ امرداد ماه ١٣٩٥

ایجاد حس عکاسی مستند

operator 870

یک تصویر ممکن است ارزش هزاران کلمه را داشته باشد، اما لازم است بدانید چگونه تصویر را برای شناخت کامل آن تحلیل کنید. ایجاد حس عکاسی مستند جایگاهی برای دانشجویان و مربیان فراهم می آورد تا با تصاویر مستندی که غالباَ کتاب های درسی را به تصویر می کشند، دست و پنجه نرم کنند، اما تقریبا هرگز به معنای واقعی کلمه، به عنوان شواهد تاریخی بررسی نشده اند. این راهنما که توسط جیمز کورتیس نگارش شده است تاریخچه مختصری از عکاسی مستند ، مثال هایی از چند پرسش در زمان بررسی یک عکس مستند و یک کتاب شناسی مشروح و لیستی از منابع آنلاین را برای عکاسی مستند ارائه می کند. جیمز کورتیس استاد تاریخ در دانشگاه دلاوار و دیر برنامه Winterthur در Early American Culture بود. کورتیس نویسنده Fox at Bay بود. بخش هایی از این جلد دوم موضوع مستند بی بی سی در زمینه عکس های Depression America بود. کورتیس اخیراَ در حال کار روی نوشتن کتابی در مورد تأثیر نگرش نژادی روی عکاسی مستند در طی دهه 1930 است. واکر ایوانز، گوشه آشپزخانه در خانه فلوید باروز،هیل ، آلاباما، 1936 مورخان غالبا به عکس ها به عنوان یک فرم انتقادی شواهد نگاه می کنند که بازتاب رویدادهای گذشته را حفظ می کند. اعتقاد عمومی و علمی به واقع گرایی تصویر عکاسی با این باور استوار شده است که یک عکس بازتولید مکانیکی واقعیت است. سوزان سونتاگ جوهره ایمان را در خیال پردازی تاریخی در عکاسی زمانی استخراج کرد که وی نوشت به نظر نمی رسد تصاویر عکسبرداری شده اظهارات در مورد دنیا و بخشی از آن باشند و در تنظیم این قطعات برای شکل گیری موزائیک های تاریخی ، مربیان و محققین به ندرت بر روی ارائه عکس ها برای تست های معمول بکار رفته برای فرم های دیگر شواهد مستند متوقف شده اند. برای مثال: ما عامل را در ذهنیت محقق زمانی آزمون می کنیم که نوشته های زندگینامه شخص را قرائت کنیم، اما زمانی که با یک عکس تاریخی روبرو می شویم، غالبا تصویر را محصول یک ماشین و در نتیجه مصنوع عینی در نظر می گیریم. از آنجا که عکس ها ذاتا راستگو در نظر گرفته شده اند ، عمدتا برای نمایش کتاب های درسی تاریخی بکار رفته اند. ناشران و نه نویسندگان ، معمولا تصاویر را همراه با متون تاریخی انتخاب می کنند و تصاویر صرفا به عنوان مثال های تصویری بکار رفته اند و نه اسناد تاریخی . در نتیجه، دانشجویان تاریخ امروز فرصت را بررسی ابعاد تصویری جذاب گذشته و ایفای نقش آشکارکننده با کوهی از تصاویری که در اسناد مکتوب سنتی پرتعداد قرار دارند از دست نمی دهند. این مقاله درجستجوی راهکارهایی برای عکس های افراد با تست های مشابه می باشد که برای اسناد نوشتاری در زمان استفاده از آنها به عنوان شواهد تاریخی اعمال می کنیم. با انجام این تحقیق ، دانشجویان می توانند به روایات مخفی درون تصاویری که همیشه بررسی نشده اند پی ببرند، با وجود باور سنتی ما مبنی بر این که یک تصویر ارزش هزاران کلمه را دارد. عکاسی مستند اولیه عکس ها در سال 1839 به آمریکا آمد و همانند بسیاری از مهاجران همان دوره ، به سرعت در نواحی شهری در حال رشد کشور جذب شدند. تصویر عکاسی اولیه آمریکا شی آیینه ای و صفحه نقره ای با نام داگرئوتایپ بود که مخترع آن لوئی ژاک مانده داگر بود. این روند عکاسی جدید پیچیده و وقت گیر بود. تنها آماده سازی یک صفحه داگروتایپ به تنهایی ممکن است 30 دقیقه زمان نیاز داشته باشد. قرارگرفتن صفحه در دوربین نیاز دارد افراد به مدت چند دقیقه بی حرکت بمانند تا مبادا تصویر نهایی تار به نظر برسند. بخاطر این درخواست های تکنولوژیکی ، پیشگامان اولیه عکاسی بندرت از استودیوهای شهری خود دور بودند یعنی جایی که انواع داگرئوتایپ ساخته و به نمایش گذاشته شدند. چون عکس های اولیه تصاویر منحصر به فرد بودند، تنها روش تولید و توزیع کپی های ارزان قیمت از طریق فرآیندهای چاپ نظیر لیتوگرافی و حکاکی بود که در آن تصویر عکاسی توسط یک عکاس استخراج می شد. محبوبیت این شکل جدید نمایش آزمایش های بی شماری را شتاب بخشید که همگی با هدف ارزان تر کردن فرایند عکاسی، سریع تر کردن و قابل حمل تر کردن آن می باشند. معرفی آمبروتایپ ها و تین تیپ ها بازتولید چاپ های کاغذی از نگاتیو عکاسی را میسر ساخت و بنابراین گردش سریع تر تصاویر امکان پذیر شد. در زمان جنگ جهانی ، داگرئوتایپ و بازماندگان آن وارد قلمرو فرهنگ مصرف کننده طبقه متوسط شدند که غالباَ عکاسان را برای حمایت از عکاسی به عنوان یک فرم هنری بی میل کردند. عکاسی مستند در طی این دوره توسعه یافت و غالبا با انتقادهای هنری در قلمرو روزنامه نگاری مواجه شد ، یک ارتباط که تا به امروز نیز وجود داشته است. این کالا نشان داد که عکاسان مستند ثبت کنندگان صرف ، تکنیسین های ماهر بودند ، اما ناظران منفعل صحنه های اجتماعی و بطور قطع هنرمندان نبودند. عکاسان مستند این ویژگی را برای بازتاب رئالیسم تصویر شده تصویر خودشان پذیرفتند. آنها به عنوان جمع آوری کنندگان حقیقت مطرح شدند و برنامه های سیاسی یا زیباشناسی را انکار کردند. اما مخاطبان اولیه عکاسی مستند ، شامل چهره های مورد تحسین نظیر متیو برادی می باشد که هیچ گزینه ای نداشتند اما موضوعی را سفارش می دهند که در چارچوب عکاسی آنها جای می گیرد. زمان های پرتوگیری طولانی به این معناست که برادی و عکاسانی که با وی کار می کردند نمی توانستند از سربازان در حین عملیات در جنگ داخلی عکس بگیرند و وی مجبور بود تا تصاویری از بقایای باد کرده میدان جنگ را استخراج کند. پس از نبرد گوتسبورگ به سال 1863 ، عکاس معروف الکساندر گادرنر اظهار کرد که یکی از اجساد چهل یارد کشیده شد و در یک گوشه سنگی افتاده است. تصویر حاصل با نام Rebel Sharpshooter با وجود کشف اخیر دستکاری های عکاس همچنان مورد توجه بود. کوه مقدس ویلیام هنری جکسون ، 1873 در پایان جنگ داخلی، عکاسی به پیشرفت بی وقفه خود در غرب ادامه داد ، جایی که حمایت شرکت ها و دولت به ویلیام جکسون کمک کرد تا خود را به عنوان یکی از پرکارترین و پرماجراجوترین افراد کشور مطرح کند. جکسون از ابعاد به یاد ماندنی مانند عکس مشهور بالا از کوه صلیب مقدس تصاویر را استخراج کرد، تصویری که دوست وی توماس موران برای اجرای یک نقاشی رنگ و روغن درخشان با همین نام از آن استفاده کرد. موران با نسخه این چشم انداز افسانه ای از طریق دو قسمت کردن پیش زمینه با یک نهر که هرگز وجود خارجی نداشت به آزادی هنری قابل توجه ای دست یافت. از قضا ، نسخه اصلی جکسون اصلاح شده بود ، اما سوای ضرورت های دیگر غیر از ترجیحات زیباشناختی می باشد. جکسون مجبور بود تا پایان بهار صبر کند قبل از این که بتواند تجهیزات بزرگ دوربین را برای تصویربرداری از کوه بکار گیرد. از این رو ، وی کشف کرد که یک بازوی کوه طیب مقدس نیز ذوب شده است. با دستکاری جزیی ، وی یکی از محبوب ترین نشانه های گسترش غربی را خلق کرد. عکاسی مستند مدرن دو عکاس شهری با نام های ژاکوب ریس و لویس هاین ، تلاش کردند تا بخش غیرمسکونی داخل شهر را کاوش کنند و در نتیجه عکاسی مستند را به عنوان یک ابزار اصلاح اجتماعی ابداع کردند. ریس که یک مهاجر دانمارکی و گزارشگر پلیس در خبرگزاری New York Tribune بود ، تا اواخر قرن نوزدهم به آشکارسازی شرایط آپارتمانی در شرق پائین دست نیویورک مبادرت ورزید و به عنوان یک قهرمان تصویرساز مردان و زنان کارگر به عنوان یک جنگجوی صلیبی علیه کار کودکان در طول دوره مترقی مورد قدردانی قرار گرفت. ریس و هاین مردان هم عصر خود را با تصاویر چشمیگری که پیامدهای انسانی رشد شهری کنترل نشده و بیش از اندازه صنعتی را نشان می دهند شوکه کردند. قبل از کار آنها ، عکس های معماری شهری یا چشم اندازهایی ارائه شدند که بر شلوغی شهر، ترافیک و تجارت تأکید می کردند. علاوه بر این ، در اواخر دهه قرن نوزدهم ، پیشرفت های جدید به عکاسان اجازه داد تا تکثیر ارزان قیمت عکس در روزنامه ها، مجلات و کتاب را انجام دهند. این پیشرفت فن آوری بطور قابل توجه ای انتشار تصاویر مستند را افزایش داد. قبل از آغازین قرن بیستم ، تصاویر مردم فقیر و کارگر محدود به پرتره های گرفته شده در استودیوهای عکاسی بود. تأثیر روانی و عاطفی عکس های ریس و هاین همانند یک محصول اتفاقی نبود ، بلکه جوهره کار میدانی عکاسی آنها بود. از بسیاری جهات در کار ریس و هاین، پروژه عکاسی امنیت کشاورزان بسرعت بر خروجی ترکیبی این دو پیشگام جلو زده و هم اکنون به عنوان یکی از مشهورترین پروژه های عکاسی مستند در آمریکا شناخته می شود. آغاز تحت نظارت اداره اسکان مجدد در سال 1935 و پس از آن اداره امنیت کشاورزان (FSA) در سال 1937 بود ، گروهی که در طی زمان بیست مرد و زن کارگر را دربرگرفتند تا یک رکورد تصویری از تأثیر رکورد بزرگ روی ملت و عمدتا روی جامعه روستایی آمریکا خلق شود. این پروژه ، همان طور که عکاس مورخ آلن تراخنبرگ اظهار کرد: شاید بزرگترین تلاش جمعی در تاریخ عکاسی برای جابجایی منابع می باشد تا یک تصویر کلی از مکان و زمان خلق شود. چندین مورد از هشتاد هزار عکس گرفته شده توسط عکاسان FSA توسط آژانس برای روزنامه ها و مجلات برای جلب حمایت از برنامه های روستایی قرارداد جدید فرانکلین روزولت توزیع شد. همان طور که آرتور روتشتاین بعدا یادآوری کرد ، کار ما مستندسازی مسائل رکود است طوری که می توانیم قانون قرارداد جدید که برای کاهش مسائل افراد محروم بود را توجیه کنیم. عکاسان FSA مستندساز وضع اسفناک کشاورزان مستاجر جنوب ، کارگران کشاورز مهاجر و در نهایت امریکایی های ژاپنی تبار که پس از جنگ پرل هاربور در اردوگاه های بین المللی مستقر بودند را مورد انتقاد قرار دادند. مسئولیت تصویری عمده FSA ، همان طور که سرایکلر بعدا یادآور شد ، تلاش برای معرفی آمریکایی به آمریکا بود. این هدف یک مخاطب ذهنی خاص داشت و آن هم آمریکایی طبقه متوسط بودند که در شهرها زندگی می کردند یعنی دور از مکان های شرح داده شده در عکس ها بوده و کسانی که بخش اعظم خوانندگان روزنامه ها و مجلات بودند که در آن رسانه ها تصاویر FSA چاپ شده بودند. برای دانشجویان فرهنگ آمریکایی ، مجموعه FSA در حال حاضر در کتابخانه کنگره قرار دارد و یک فرصت بی نظیر را برای استفاده محققین و پژوهشگران از عکس ها به عنوان شواهد تاریخی اولیه ارائه می کند.  چه کسی عکس برداری کرد ؟ اگر معنای یک عکس مستند را تعیین کنیم باید کار را با آماده سازی بستر تاریخی برای تصویر و خالق آن شروع کنیم. یک عکاس مستند یک بازیگر تاریخی است که در مورد ارتباط یک پیام برای یک مخاطب کار می کند. عکس های مستند چیزی بیشتر از بیان مهارت هنری هستند؛ آنها اقدامات آگاهانه ترغیب هستند. کار اکثر عکاسان هرچه پرشورتر نشان دادن یک رویداد یا داستان یک روایت ساده و طبیعی است. مستندسازان از متیو برادی گرفته تا دوروتی لنگ به این خاطر موفق بودند که گرایش های مخاطبان خود را شناخته و از قالب گیری تصاویر خودشان شرمسار نبودند. به دور از ناظران منفعل صحنه معاصر، عکاسان مستند بازیگران فعال بودند که در جستجوی کارآمدترین روش ارتباطی با دیدگاه های خوب بودند. مثالهای زیر نشان می دهد چگونه ژاکوب ریس از دوربین خود نه تنها برای متراکم کردن داده های جامعه شناختی خود استفاده می کرد بلکه برای ارزیابی های خود از مهاجران ورودی و زندگی آپارتمانی در شهر نیویورک استفاده می کرد. اگرچه ژاکوب ریس یک حامی رسمی برای کار رسمی خود نبود ، بطور مشخص یک مخاطب ذهنی را در زمان ثبت صحنه های شهری چشمگیر خود داشت. ریس نویسنده داستان های روزنامه و کتاب How the Other Half Lives ، یک ادعانامه از شرایط زندگی کارگران مهاجر در نیویورک را مطرح می کند ، وی بیشتر به عنوان یک مدرس شناخته می شد. وی بسیاری از تصاویر خود را به صوت اسلایدهای فانوسی تبدیل می کرد که برای اثرگذاری زیاد در نمایش های مهیج وی به کار گرفته می شد. او زمانی که تصاویر خود را گردآوری کرد با حمایت معنوی طبقه متوسط مواجه شد. با وجود سابقه مهاجران ورودی ، دیدگاه های ریس تعصبات فرهنگی مسلط را به سمت خارجی ها بازتاب می داد. گزارش های وی در مورد زندگی مهاجران و عکس های مشهور وی اسناد مهمی از شرایط زندگی در جامعه شهری آمریکا در اواخر قرن نوزدهم بودند. اما آنها به همان اندازه به عنوان اسنادی شناخته می شدند که نشان دادند چگونه خارجی ها غالبا افرادی که نیمه دیگر را شکل می دادند را به وحشت می انداختند. در عکس مشهور روست باندیت که در سال 1988 گرفته شد، (که امروزه منطقه آپارتمانی است)، ریس اظهار کرد که این کوچه ، همانند ملک استیجاری ، یک زمین پرورش اختلال و رفتار مجرمانه است. روس براندیت ، از ژاکوب ریس ، 1888 در نگاه نخست، این ارقام پیش زمینه در عکس زیر هاله ای از تهدید ایجاد شده توسط ریس مشخص شدند. دو فرد به نظر می رسد از ورودی کوچه محافظت می کنند. در راه پله دست راست یک فرد سوم قرار دارد که یک فرمان دهنده فرض شده است. شاید وی سردسته این باند باشد. اما آنچه از ته چهره های دیگر مشهود در تصویر مشخص است ، زنانی می باشند که به پنجره ها تکیه داده اند ، فرزند جوان در پس زمینه راست ، سه چهره در ایوان مخالف ؟ هیچ چیزی که در چهره آنها رفتار مجرمانه را نشان دهد وجود ندارد. اگر آنها در واقع بخشی از یک باند بدنام بودند، چرا مایل بودند تا جلوی دوربین بروند ، بخصوص این که نیروی پلیس غالبا بخاطر عکس های ریس به وی فشار می آوردند؟ چگونه ریس همکاری تمامی این افراد(پلیس) را به سمت خود جلب کرد؟ بطور قطع این همکاری با ذکر این که آنها یک تصویر از مجرمان بدنام را می خواهند حاصل نشد. ِآِیا همان طور که ریس معتقد است این محل یک مکان شرارت است؟ در پس زمینه تصویر ، خطوط طولانی رختشوی لباس بین ساختمان ها مشخص شد. ژاکوب ریس اظهار می کند که خط واقعی ترسیم شده بین گدایی و خط فقر واقعی طناب رختشویی است. با شروع اقدام برای پاک کردن اولیه بهترین شواهد گرایش به صادق بودن مشخص شد. مانند بسیاری از عکاسان مستند که دنباله رو وی بودند ، ژاکوب ریس کودکان را نمادهای بی توجهی جامعه تلقی می کرد. ریس افراد کوچک خود را اعراب خیابانی خطاب می کرد ، در نتیجه درگیر احساسات قوی طبقه متوسط در مورد شگفتی و دربدری می شود. عرب خیابانی تمامی عیب ها و فضائل زندگی بی قانونی است که ذکر می کند . رئیس برای خوانندگان خود در افشای 1980 در مورد نحوه زندگی افراد دیگر نقل قول می کند. اما چگونه ژاکوب ریس همکاری این افراد مشکوک و مذنون را جلب کرد؟ وی استعدادهای جوان را در این تصویر برای شبیه سازی یک جرم معمول توسط یکی از آنها بکار گرفت. سپس به تمامی پسران سیگار می داد. ژاکوب ریس ، یک باند خلافکار در جلسه، 1887 ژاکوب ریس این ساز و کارها را به تفکرات خیابانی محدود نکرد بلکه بیشتر از نیمی از ده ها تصویر از پسران جوان را در حال خواب در راه پله ها و گاراژها نشان داد. تصاویر ظاهراَ در روز روشن گرفته شده اند و سوژه های کوچک بطور مشخص تظاهر به خواب رفتن می کنند. اینکه آنها در واقع بی خانمان بودند به یک پرسش برای بینندگان عصر مدرن باقی مانده است ، اما به احتمال زیاد توسط هم دوره ای های این عکاس مطرح شده است. ژاکوب ریس. اعراب خیابانی در حال خواب در محله ها لویس هاین ، کارگران روسی فولاد ، مزرعه رعیتی ،1908 چرا و برای چه کسانی عکس ها گرفته شدند؟ لویس هاین بسیاری از عکس های معروف خود را در حین کار برای سازمان های اصلاحات اجتماعی نظیر جامعه سازمان خیریه نیویورک و کمیته ملی کار کودکان گرفت. اهداف اصلاح این سازمان ها تاثیر مستقیم روی کار هین داشت. در سال 1908 وی سه ماه برای گرفتن عکس در بررسی میدانی پیتسبورگ صرف کرد که یک بررسی پیشگام در مورد شرایط کار و بهداشت در مرکز تولید فولاد بود. عکس های هاین گزارش گسترده ای را نشان می داد که سبب شکل گیری یک احساس در محافل اصلاحی شد. در یک حالت مشابه با عکس های وی از مهاجران در جزیره الیس و کودکان کار ، تصاویر بررسی میدانی ییتسبورگ همدری های بینندگان را در پی داشت که در صفحات انتشارات اصلاحی نشان داده شده بود. سوژه هایی نظیر کارگران روسی کارخانه فولاد در سال 1908 از هین بدون نگرانی ، ترس ، بسیاری از عکس های ریس از فقر شهری را نشان می داد. در مقابل ، کارگران مهاجر در عکس های هین به عنوان ارزش همدردی بینندگان تلقی می شود و با این حال ، این افراد کاندیداهای شایسته ای برای شهروندی در آمریکا هستند. آرتور روتشتاین ، نگروز ، بردگان سیاه پوست سابق کشت و زرع، گیزبند، آلاباما، 1937 در حالی که اصلاح طلبان از عکاسی مستند برای نمایش اهداف جنبش های اصلاحی استنفاده کردند ، عکاسان نیز می توانند پیش داوری ها و فرضیات نژادپرستانه سازمان های خصوصی و دولتی را نشان دهند. آرتور روتشتاین عکس فوق را در آلاباما در بهار 1937 گرفت. FSA کارفرمای وی به این جامعه از کشاورزان مستاجر آفریقایی آمریکایی برای بیش از دو سال کمک کرد. با این حال روتشتاین برای عکاسی جامعه تعلیم دیده بود اگرچه این کمک اعطا شده برای کنترل شرایط اولیه بود و بنابراین حمایت لازم برای نوعی کمک فدرال فراهم شد که FSA برای کشاورزان روستایی در نظر گرفته بود. روتشتاین اظهار کرد که خانواده ها در جی بند در یک گیزبند در یک مزرعه قدیمی زندگی می کردند که سه دهه قبل توسط مالکان سفیدپوست رها شده بود. این منطقه که از جامعه جدا شده بود ، به صورت جامعه قبیله ای در آفریقا ظاهر شد. این جامعه با میزان بالای تولدهای خارج از زندگی زناشویی شخص می شد که خانواده های بزرگ در آلونک های خشنی زندگی می کردند که از چوب و گل ولای ساخته شده بودند. عکس بالا نمونه ای از 50 تصویر ثبت شده آرتور روتشتاین درطی بازدید وی می باشد. عنوان تصویر نشان می دهد که این تصویر مربوط به یک گروه تک خانوار می باشد و نشان می دهد که شکل مرد در تصویر پدرسالارانه بودن تمامی کودکان را مشخص می کند. این تصاویر با یک شیوه FSA نرمال نمایش خانواده های سفیدپوست کوچک همراه است و وجود بسیاری از کودکان ناظران را خارج از همدردی های آنها نشان می دهد. روتشتاین هیچ محدودیتی را در عکس های خود یا تصاویر خود نشان نداد. در برخی تصاویر وی در مورد خانواده های کوچک نگروس در Gees Bend آلاباما صحبت می کند که آنها را فرزندان برده مزارع کشت و زرع خطاب می کند. آنها عمدتا در مزرعه کا می کنند. برای تأکید بیشتر بر نحوه کشت و زرع قبلی ، روتشتاین تصویر زیر از عمارت Pettway را گرفت که هم اکنون توط سیاهان اشغال شده است. آرتور روتشتاین ، خانه Pettways، که اکنون توسط سیاه پوستان اشغال شده است. با محرومیت از نوشتن شرح تصاویر و آموزشی خود، تصاویر روتشتاین سرنخ های بصری نشان می دهد که ساکنان آفریقایی-آمریکایی گیزبند در یک جامعه بدوی زندگی نمی کنند بلکه در یک وضعیت رکود اقتصادی مشابه با رکود کشاورزان سفیدپوست مستاجر در روستاهای جنوب به سر می برند. سوای این که ساکنان این دهکده قادر به مراقبت از خود نبودند ، تصاویر سطح شایستگی و خودکفایی آنها را نشان می دهد. تخته بریده از این ساختمان اثبات کافی از مهارت صنعتگرانی از ساکنان ارائه شده است. همان طور که تصویر حیاط نشان می دهد ، روشتاین شناسایی موضوع اصلی خود را نادیده گرفت چون بزرگان روستا با افتخار قبل از این پابرجا مانده اند. این فرد یک پدربزرگ و جد بزرگ بود و یک پرتره چندنسلی را داشت. پدران کودکان در تصویر ظاهر نشده اند ، چون روتشتاین آنها را حذف کرد و در زمانی که عکس می گرفت سرکار بودند. چگونه عکسبرداری انجام شد؟ در عصر مدرن عکاسی دیجیتال و دوربین های با موتور محرکه ، آسان است که عکاسانی نظیر ریس و هاین که با این تجهیزات کار می کنند فراموش کنند که محدودیت هایی در عملکردو توانایی آنها برای ایجاد یک صحنه منتخب وجود دارد. برای مثال: جهت دسترسی به کوچه و خیابان در Bandit’s Roost ، ریس باید افراد خود را دستور دهد تا حرکت اضافی نکنند تا عکس خراب نشود. شاد وی با ساکنان کوچه مذاکره کرده باشد که به احتمال زیاد بر مقایسه ها برای کمک به تنظیم صحنه اتکا کرده و تجهیزات دوربین خود را آماده سازی می کند. شهرت ریس پس از عکس های تاریکی بود که به برنامه ریزی و آماده سازی بیشتر نیاز دارد. برای استخراج بخش های داخلی ، وی یک پودر فلش جدید را بکار گرفت که به ثابت شدن حرکت افردی که از آنها عکسبرداری شد و شرح ظواهر داخلی نورهای خشن و سایه ها منجر شد که ممکن است ظاهر واقعی آنها را اغراق آمیز جلوه دهد. ریس تصویر زیر را در یک اتاق آپارتمان شلوغ گرفته که در آن مردان مجرد 5سنت را برای یک اجاره مسکن پرداخت می کنند. ریس این فضا را با کمک صاحبخانه هماهنگ می کند که اطمینان می یابد بخاطر وارد شدن در این فضای غیرقانونی مورد پیگرد قرار نمی گیرد. ریس همچنین به همکاری افراد خوابیده نیاز دارد که به نظر می رسد با درخشش نور از خواب بیدار شوند. برای ایجاد این ظاهر ، ریس باید به آنها بگوید چهره های خود را رو به سمت دوربین کنند و سپس نور فلش را بزند. یاکوب رس ، 5 سنت اجاره مسکن ، خیابان بایارد ، 1889 حتی با پیشرفت های بعدی در فن آوری دوربین و سرعت فیلم ، عکاسان مستندساز دهه 1930 به جهت گیری اقدامات به سمت افراد خود و نزدیک شدن به آنها ادامه دادند ، اگرچه آنها بصورت استوار انجام این کار را رد کردند. واکر اوانز سخنگویی عکاسان FSA در چشم پوشی از هر نوع تزئینات قبل از مواجه با سوژه بود. با این حال ، دوربین اوانر یک نمای 8X10 را داشت که باید روی یک سه پایه نصب می شد. همانند ریس ، وی به همکاری این افراد نیاز داشت که در حین عکاسی بی حرکت بمانند. اگر آنها حرکت می کردند، تصویر تار می شد. اوانز دوربین نمای بزرگ را به این خاطر انتخاب کرد که بتواند مستقیما روی نگاتیوهای 8X10 آنها را چاپ کندو بنابراین به فوکوس دقیق در کل فریم عکاسی دست یابد. مورخان و منتقدان هنر عکاسی به مدت طولانی عکاسی ایوانز را بخاطر وضوح و دقت آن تحسین کردند بدون به رسمیت شناختن راه هایی که در آن بر فرم بزرگ عکاسی تأکید می شود و سازو کارهای مختلف را ضروری می سازد. در تصویر 1936 از مردان امریکایی افریقایی تبار در جلو ویکسبورگ ، می سی سی پی اوانر افراد را طوری مرتب کرد که به نظر برسد از وجود وی آگاه نیستند. یکی از مردان روی نیمکت نشسته که در زوایای راست با دوربین می چرخد. با مطرح کردن افراد به این صورت، اوانز اظهار می کند که این مورد یک تصویر منتخب است. با این حال تصویر یک محصول از دوربین دید وسیع است. اوانز مجبور بود سه پایه خود را در کل خیابان راه اندازی کند و باید صبر می کرد تا در جریان ترافیک خیابان بتواند امکان مستقر کردن سه پایه را داشته باشد. اوانز به اهداف خود دست یافت و منتقدان تصویر وی را به عنوان یک نمایش بی پرده از یک گردهم آیی پیاده روی در بخش سیاه ویکسبرگ تحسین کردند. اگر تصویر را با عکس های ایوانز مقایسه کنید ، نشان می دهد که عکاس ممکن است موقعیت ها و افراد خود را هدایت کرده باشد، چون همان فرد در 5 ترکیب مختلف ظاهر می شود. در یک دیدگاه جایگزین، چهار مرد روی نیمکت نشستند. تازه وارد در واقع یک مرد سفیدپوست است (نفر دوم از چپ) ، که ممکن است در تصویر قبلی در خودرو نشسته باشد. این تصویر بخودی خود درجه هماهنگی نژادی را در ویکسبرگ نشان می دهد. همینطور برای مرد سفیدپوست، وی ممکن است راهنمای تور اوانز را داشته باشد که در این مورد جایگذاری وی در واقع عمل سلطه است که در آن مرد سیاه پوست توانی را برای مقاومت کردن ندارد. والکر اونز، 1936 تصاویر همراه چه چیزی می توانند به شما بگویند ؟ عکاسان مستند بندرت یک عکس واحد از یک عنصر واحد را می گیرند. اگر تنها اطمینان حاصل شود که عکاسان پشتیبان های ترکیب اصلی خود را دارند، معمولا یک سری از تصاویر را بدست می آورند و سپس یکی از تصاویری که بیشترین ارتباط را با حس آنها از صحنه عکاسی دارد را انتخاب می کنند. در این فرایند انتخاب آنها ممکن است تصمیم بگیرند تصایر را دربیاورند یا تصاویری که سبب انحراف توجه آنها از تصویر انتخاب شده شان می شود را حذف کنند. عکاسان FSA هیچ فرصتی را برای ویرایش کار خود ندارند. مقررات دولتی آنها را ملزم می کند تا تمامی تصاویر را از طریق یک واگذاری تغییر دهند. بنابراین مجموعه FSA به محققان یک فرصت بی نظیر را برای جایگذاری شاهکارهایی نظیر مادر مهاجر دوروتی لنگ (1936)، در زمینه تصاویر همراه گرفته شده در روز مشابه اعطا می کند. این سند تصویری یک راهنمای خیلی معتبر را برای عکاس ارائه می کند که قابل اعتمادتر از مجموعه های ثبت شده در دهه های پس از واقعیت ثبت شده می باشد. تصاویر همراه برای دیگر عکس مشهور FSA با نام شام کریسمس راسل لی در لوا بود که به سرنوشت مشابه دچار شد. لی پرکار ترین عکاس روی استرایکر بود. مدت کوتاهی پس از پیوستن به این پروژه عکاسی، وی انتصاب سند زندگی کشاورزان مستاجر سفیدپوست را در مناطق روستایی آیووا را پذیرفت. در نزدیکی دهکده کوچکی از Smithland ، لی یک سری از تصاویر از یک کشاورز مستاجر را استخراج کرد که زندگی را در چشم اندازی را نشان می داد که توسط خشکسالی از بین رفته بود. عکس زیر کودکان کشاورز ایستاده در یک میز شام خوری را در روز کریسمس نشان می دهد. مکان بالای موقعیت در عکس خالی از عناصر است و تصویر چشم انداز نگران کننده از ترک والدین را نشان می دهد. لی عکس دیگری را از این وعده غذایی می گیرد و پدر را در مکان معمول خود در جلوی میز نشان می دهد. راسل لی شام کریسمس در لوا، 1936 تصویر فوق یک تصویر کلاسیک لحظه ای است چون یک نقطه متقابل آغازین را برای تصاویر معمول تر از یک جشن تعطیلات نشان می دهد که قبل از شکرگذاری می باشد. مدت های طولانی پس از بازنشستگی از خدمات دولتی ، لی در مورد شرایط مربوط به شام کریسمس در لوا سوال کرد. لی نام کشاورز ارل پاولی را یادآوری می کند و برخی از تصاور در مزرعه را استخراج می کند. وی به مصاحبه کننده گفت که پاولی یک پنجره است و بهترین کار را برای ارائه برنامه به کودکان خود انجام می دهد. این بازتخصیص ها قدرت و جذابیت را به پرتره لی اضافه می کنند. با این حال در این مثال ، فایل FSA حاوی یک عکاسی از همسر پاولی است که در راهرو با دو تن از کودکان ایستاده است که بعدا به عکس شام نسبت داده می شوند. این تصویر تاکنون منتشر نشده شواهد روشنی را نشان می دهد مبنی بر اینکه لی جایگاه ها را در میز شام مشخص کرد. وی از پدر خود سوال کرد تا صحنه را تنظیم کند اما هرگز اتاقی را برای مادر خود در نظر نگرفت. حضور وی صحنه دراماتیکی که لی در ذهن داشت را کم ارزش کرد. راسل لی ، ارل پاولی و برخی کودکان وی ، 1936 چگونه عکاسی ارائه شد ؟ بسیاری از عکاسی های مستند مشهور آمریکا از توانایی عکاس برای استخراج یک صحنه جذاب ناشی شده اند، خواه با مرتب کردن موضوع یا تجربه کردن ترکیب های متناوب حاصل شود. این مسیر فعال ممکن است پس از توقف صحنه در فیلم نیز ادامه یابد. عکاسان می توانند مواد را پس از این واقعیت اضافه کند و بیشنر عناوین یا شرح های تصویری برای جهت گیری نگاه بینندگان آینده نگر و تأکید بر معنای مورد نظر تصویرطراحی شده اند. بطور مشخص با کار جاکوب روست ، ریس می دانست که در زمان مواجه چگونه از این تصویر استفاده کند. وی عکس را به صورت یک اسلاید فانوسی تبدیل کرد تا یکی از مشهورترنی سخنرانی های اصلاحی را نشان دهد. ریس این سخنرانی ها را با یک گفتگو همراه کرد که اما یک مثال را نیز ذکر کرد. در انجام این کار، ریس چارچوب های تفسیری قوی را برای ناظران ایجاد کرد که عکس ها را در سخنرانی های اغراق آمیز به تصور می کشاند. عکس ها پیام وی را القا می کنند ؛ در مقابل ، عباراتی که رواج کار با مخاطب ریس را ثابت کردند می توانند به عنوان عناوین تصاویر بعدی بکار گرفته شوند. لویس هاین راهکارهای مشابه ای را در عکس های مهاجران تازه وارد و کارگران کارخانه بکار گرفت. همانند ریس ، هاین اعتقاد راسخ به توان همراهی کلمات برای قرار دادن خانه در تصاویر خود داشت. لویس هین، یک بازو و چهار کودک لوئیس هاین عکس فوق را برای بخشی از بررسی پیتسبورگ ثبت کرد که به رویدادهای صنعتی می پرداخت. برای نمایش نحوه قربانی شدن خانواده در زمانی که سرپرست خانوار دیگر نمی توانست کار کند ، هاین یک پدر معلول را در پیش زمینه با همسر و چهار فررزندش در پشت سر وی فرض کرد. از دیدگاه ترکیببی و طراحی زیباشناختی ، تصویر مطلوب به نظر می رسید. اگرچه هاین مرد راضی و خانواده وی را به تصویر کشاند ، حالت های تصویر نامرتب بوده و سیمای کودکان در معرض حذف از عکس های مورد نظر هاین قرار دارد. هاین این موانع را با ارائه یک عنوان برای تصویری که توجه بینندگان را به مسئله رویدادهای صنعتی جلب می کرد برطرف کرد. وی تصویر یک بازو و چهار کودک را برچسب گذاری کرد. در این مورد و عکس های دیگر برای بررسی میدانی پیتسبورگ، هاین زبان اصلاح کننده ها را قرض گرفته و آنرا به تصاویر خود نسبت داد. در انجام این کار وی بر توان تصویر خام با توان اقناع عبارت کتبی تأکید کرد. در مقابل ، واکر اوانز بطور استوار عنوان عکس های خود را رد کرد یا برای جذب عناوین توصیفی شرح داد. در سال 1941، وی و جیمز با انتشار Let Us Now Praise Famous موافقت کردند، یک کار مشترک از رپورتاژ مستند. برخلاف عکس های هاین برای بررسی میدانی پیتسبورگ، تصاویر واکر اوانز به تنهایی در ابتدای کتاب ذکر می شوند. آنها برای نمایش متن کتاب طراحی نشدند و تصاویر به هیچ وجه لوحه ای ندارند. زمانی که عکس زیر در ویرایش دوم Let Us Now Praise Famous Men, ظاهر شد ، بخشی از یک سری از تصاویر خانوادگی و خانه آنها است. قرائت دقیق توصیف آگی از خانه قرضی شواهدی از ساز و کارهای ایجاد شده برای خلق تصویر ضلع آشپزخانه را نشان می دهد. اوانز یک شاخه را در امتداد دیوار برمی دارد و یک صندلی چوبی را در داخل اتاق برای ایستادن در محل مورد نظر تهیه کرد. وی همچنین احتمالا میز آماده سازی مکان خود را تمیز کرد ، چون آگی عادت خانوادگی قرارگیری ظرف ها را در پشت میز پس از شستن آنها شرح می دهد. در این مورد، با وجود این که عبارت های آگی مستقیما با عکس ها نشان داده نشده اند ، اشاراتی را ارائه می کنند که به ناظران کمک می کنند تا عکس را به عنوان یک بازتاب دیدگاه واکر اوانز و یک سند محیط باروگ تفسیر کنند. والکر اوانز، 1936 تفسیر مدل در طی چندسال گذشته ، من روی کتاب عکاسی FSA می کردم به این امید که اثر دیدگاه های نژادی دهه 1930 را روی عکس های گرفته شده توسط دروسی لانگ و همکاران وی نشان دهم. من بطور خاص به گروهی از عکس هایی که راسل لی از خانوارهای مکزیکی در سان آنتونیو و دره ریو گراند در زمستان و بهار 1939 گرفت علاقه مند شدم. تصاویر زیر موارد معمول از پوشش عکاس لی از مسکن و شرایط بهداشتی در چندین محله مکزیکی می باشد که وی از آنها بازدید کرد. چون شیوه عکاسان FSA ثبت نام های افراد مورد نظر آنها نبود ، ما بایداین بخش را با سری های خانوادگی خاص با استفاده از شناسایی تصویری داریم. می توانیم استنباط کنیم که این تصاویر از خانواده مشابه هستند، چون دختر جوان به نظر می رسید در شکل 1، دو و چهار وجود داشته باشد ، در حالی که پسر جوان در شکل های یک و سه مشخص است. به نظر می رسید که مرد در شکل 1 یک سرپرست یک نفره است چون هیچ زن بزرگسالی در هیچ یک از تصاویر وجود نداشت. همچنین به نظر می رسد که لی ابتدا از راهروی ورودی عکس گرفت و سپس از اندرونی خانه. نماهای این چهار تصویر به صورت زیر هستند: شکل1.پدرمکزیکی و کودکان در راهرو ورودی منزل خود که از الوار ساخته شده است. شکل 2.اندرونی خانه مکزیکی، سان آنتونیو، تگزاس شکل3. پسر بیمار مکزیکی در تخت خواب. شکل 4. گوشه اتاق خواب. بخش مکزیکی . این تصاویر شواهدی را در مورد نحوه مدیریت راسل لی برای وارد کردن خانوارهای مکزیکی و دسترسی به یک فضای خصوصی اتاق خواب خانوادگی نشان می دهد. از مصاحبه های انجام شده با لی می دانیم که وی اسپانیایی صحبت نمی کند ، با این حال قادر به همکاری با افراد مکزیکی برا ثبت جزئیات گفتگوی صمیمی از زندگی آنها می باشد. شکل 1 یک تصویر کلیدی را در این زمینه نشان می دهد چون یک پدر ایستاده را در راهروی اتاق نشان می دهد که پدر اختیار و توان خانوادگی را برای خدمت رسانی و سرپرستی اولاد خود را دارد. وی یک پیراهن سفید و تمیز را به تن دارد و دختر وی در یک پیراهن با روبان روی سرش مشخص است. این آرایش لباس مشابه با آنچه یک خانواده ممکن است در بازدید از استودیوی عکاسی داشته باشد می باشد. در عمل ، لی همکاری این افراد را با نمایش آنها در دوربین بدست آورد. آنها چیز زیادی در مورد این که لی ارزش کار پدر را کمتر جلوه داده است نمی دانستند و به ساختار تحول مسکن مربوط می شد. راهکار لی ظاهرا برای باقیمانده سری ها عکاسی در داخل ساختمان است. آنچه لی در این عکس های داخلی صحبت می کند چیست؟ شکل 2 چندین نشانه را ارائه می کند. وی دختر جوان را در ورودی آشپزخانه فرض کرد و او را در حال نوشیدن با یک فنجان فلزی نشان داد. ما فرض می کنیم که این دختر آب را از سطل ریخته که در جلوی وی در بالای بخاری قرار دارد. از بررسی این عکس ها که لی در سان آنتونیو گرفته بود ، می توانیم حدس بزنیم که وی به فقدان تجهیزات بهداشتی مناسب در خانوارهای مکزیکی توجه کرده ست و خطرات آلودگی آب را گوشزد نموده است. در پیش زمینه عکس ، تأکید وی بر کف کثیف آشپزخانه است. در نشانه های عکس های دیگر وی این کف ها را خطرات سلامتی ذکر می کند. وی تصویری از یک پسر جوان را نشان می دهد که در تخت خواب دراز کشیده است.(شکل3) و نشان می دهد وی بیمار است. با این حال بررسی دقیق این تصویر نشان می دهد که این پسربچه در تصویر اول در راهرو قرار دارد . عکس نهایی در سری ها کمترین جذابیت را دارد. دختر جوان روی یک تخت ایستاده و به افراد کنار اتاق نگاه می کند. نشانه در معنای این افراد سکوت است ، اما از دیگر عکس های لی با اجتماعات مشابه یاد گرفتیم که این مکان یک قربانگاه خانوادگی است و بیشتر خانوارهای مکزیکی چنین فضاهای روحانی را دارند. از تاریخ این عکس ها ، یاد گرفتیم که لی اکثریت خانوارهای مکزیکی را در طی چندین ماه به شکل هر روزه عکسبرداری کرد. افراد مورد نظر لی ممکن است به وی اجازه دسترسی به اندرونی را بدهند چون آنها از وی می خواستند تا باورهای مذهبی آنها را نمایش دهد و دکوراسیون های اضافی که برای رعایت فصل عید پاک تعبیه شده بودند را نشان دهد. با وجود این که لی این قربانگاه ها را به اندازه مناسب ثبت کرد ، بندرت آنها را بجز برای گفتن اهمیت آنها یادآوری می کرد. وی عبارت مشابه با عبارت آرتور روتشتاین را در مشخص کردن عکس های خود از بندگی مشخص می کند و محققان اهمیت قربانگاه های مکزیکی را یادآور شد که توسط سرپرستان زن ساخته شده بود و این سنت برای دختران آنها نیز رعایت می شد. احتمالا، دختر جوان این هنر را از مادر خود یاد گرفته است. با این حال چرا لی مادر را از سری ها مستثنی می کند؟ شاید وی حضور نداشت ، اگرچه لباس دختر و روبان موی وی نشان می دهد که مادر وی ممکن است دختر خودرا برای گرفتن عکس ها آماده کند. به نظر می رسد لی راهکاری را تکرار کند که در ایجاد شرایط شام بکار گرفته است. در اینجا یک جدایی خانوادگی بخاطر فقر وجود دارد. با این حال در عکس های فوق ، لی آنها را برای کسب همدری برای طبقه کارگر سفیدپوست بکار می گیرد که به حمایت دوره ای فدرال برای شرایط سخت آب و هوایی نیاز دارند. عکس های لی و نمادهای آنها نشان می دهند که وی برنامه ای در ذهن برای بازدید از تگزاس ندارد. در مقابل، این تصاویر و نشانه ها از خانوارهای مکزیکی به بیمار ، کثیفی ، بی نظمی می پردازند و نشان دادند که مکزیکی ها افراد بدوی هستند که قادر به مراقبت از خودشان نیستند. از روی طعنه این یافته یک پیش درآمدبرای فراخوانی کمک به مکزیکی نیست بلکه یک بیانیه قابل توجه ای است مبنی بر این که آیا ساکنان سفیدپوست تگزاس به افرادی نظیر همسایه های مکزیکی خود که در شرایط بدوی قرار دارند کمک می کنند. عکاسی مستند آنلاین رکود بزرگ امریکا تا جنگ جهانی دوم : عکس های FSA و OWI, ca ، 1935-1945 آرشیو کنگره ، پروژه حافظه امریکایی http://memory.loc.gov/ammem/fsowhome.html این ویژگی های منبع فوق العاده ای نزدیک به 45000 تصاویر است که توسط اداره امینت عمومی (FSA) و اداره اطلاعات جنگ (OWI) در طی جنگ جهانی دوم و برنامه روزولت گرفته شدند. این تصاویر تأثیر رکود بزرگ روی کشاورزان ، زندگی در دوره برنامه روزولت و بسیج عمومی برای جنگ جهانی دوم را نشان می دهد. این سایت تقریبا شامل 1600 عکس رنگی و منتخب های دو مجموعه محبوب بل نام هعی عکس های مادر میگرن و عکس های علائم اجرای تبعیض نژادی است. آمریکایی های سرخپوست تبار ، آرشیو کنگره پروژه حافظه آمریکایی: http://memory.loc.gov/ammem/award98/wauhtml/aipnhome.html این آرشیو دیجیتال شامل بیش از 2300 عکس است که زندگی روزمره هندی های مقیم امریکا را در ساحل شمال شرقی و مناطق اقیانوس آرام نشان می دهد. موارد آن مسکن ، پوشاک، صنایع دستی،حمل و نقل، آموزش، اشتغال، و دیگر جنبه های زندگی روزمره را نشان می دهد. اقلام مجموعه ای از دانشگاه واشنگتن کتابخانه ها، ایالت واشنگتن تاریخی جامعه های دیگر ، موزه تاریخ و صنعت در سیاتل را دربرمی گیرد. طراحی داخلی و معماری قرن بیستم امریکا : عکس های ساموئل و شالسینر، 1935-1955 ، http://memory.loc.gov/ammem/gschtml/gotthome.html این آرشیو عکس ویژگی های بیش از 29000 تصاویر، در درجه اول عناصر معماری مانند فضای داخلی و بیرونی خانه ها، فروشگاه ها، ادارات، کارخانه ها، و ساختمان های تاریخی را دربرمی گیرد. عکس عمدتا در شمال شرقی ایالات متحده آمریکا، به ویژه منطقه شهر نیویورک و فلوریدا گرفته شده بود و شامل تصاویر از خانه های آمریکایی قابل توجه وچند رئیس جمهور ایالات متحده، و همچنین تصاویر رنگی از نمایشگاه جهانی 1939-1940 می باشد. بسیاری از این تصاویر، به سفارش معماران، طراحان، صاحبان، و نشریات معماری، در طراحی اندورنی و بیرونی معمارن قرن بیستم امریکا تهیه شده اند. پروژه دسترسی به تصویر دیجیتال میراث کالیفرنیا ، دانشگاه کالیفرینا ، برکلی http://sunsite.Berkeley.EDU/CalHeritage/ بیشتر از 10000 عکس دیجیتال تاریخچه و فرهنگ کالیفرنیا را نشان می دهند. سایت، با کلمات کلیدی، ویژگی های عکس از مناظر طبیعی، بومیان آمریکا، سان فرانسیسکو، جابجایی ژاپن در طول جنگ جهانی دوم، قابل جستجو است. متن همراه با تصویر محدود به هنرمندان ، عکاس ، موضوع و تاریخ می باشد. سابقه آنلاین ، مرکز تحقیقات دانشگاه Connecticut و موزه Mystic Seaport http://www.lib.uconn.edu/cho/ این سایت آزمایشی بیشتر از 4000 تصویر شرح دهنده ی سابقه Connecticut از ابتدای قرن 19 تا میانه قرن 20 را ارائه می دهند. تصاویر به پنج طبقه تقسیم شده اند : معیشت؛ تنوع؛ سبک زندگی؛ زیر ساخت؛ و محیط زیست. مجموعه عکاسی فلوریداد -http://www.dos.state.fl.us/fpc/ این سایت بیشتر از 20000 عکس دیجیتال ، شامل صحنه های تاریخی چشم انداز، ساختمان ها، و مردم از تمام نقاط فلوریدا و در طول تاریخ فلوریدا، از اواسط قرن نوزدهم تا به امروز را نشان می دهد. یک نماد 15 کلمه ای از هر تصویر مشخص شد. مجموعه دیجتال برحسب عنوان ، عکس ، کلیدواژه و تاریخ قابل جستجو است. نوشته ها و عکس های ویلیام گندنی http://scriptorium.lib.duke.edu/gedney نوشته ها و عکس های ویلیام گندنی از میانه دهه 1950 تا 1980 ، در این جا نشان داده شده اند. گدنی زندگی روزمره خود از افراد را در مکان هایی بدست آورد که در مکان های مختلف مثل هند ، کانزاس و اروپا تنوع می یابد. این سایت بیشتر از 4900 چاپ های کاری و ورقه های تماس را دارد. عکس ها در12 سری مرتب شده اند : سینت؛ صلیب کشور؛ اروپا؛ هند؛ کانزاس؛ کنتاکی؛ نیویورک؛ سانفرانسیسکو؛ مدرسه سنت جوزف برای ناشنوایان. مزرعه؛ سری شب؛ و متفرقه. هلیوس ، مجموعه عکاسی هنر امریکایی اسمیتسونیان ، موزه هنر آمریکایی اسمیتسونیان http://AmericanArt.si.edu/helios/index.html موزه هنر آمریکایی اسمیتسونیان بخاطرنوآوری های تا سال 2003 بسته شد اما این سایت به بازدیدکنندگان امکان جستجوی بیشتر از 300 عکس موزه را در نمایشگاه آنلاین عکس می باشد. این عکس ها شامل قرن اول ، شامل بیشتر از 175 گرئوتایپ و عکس از قرن 20 و اوایل 19، از جمله تصاویر جنگ داخلی، مناظر غربی، و مردم در محل کار و بازی 1839-1 Between Home and Heaven می باشد. (http://nmaaryder.si.edu/collections/exhibits/helios/homeandheaven.html) بیش از 90 درصد از عکس های چشم انداز امریکا و رازهای تاریکی را ارائه می کند. هنر داگروتایپ امریکایی (http://nmaaryder.si.edu/collections/exhibits/helios/darkchamber.html) است. تاریخچه غرب امریکا، 1860-1920 :عکس های مجموعه آرشیو عمومی دنور Library of Congress, American Memory Project http://memory.loc.gov/ammem/award97/codhtml/hawphome.html این سایت بیشتر از 3000 عکس بین سال های 1860 و 1920 را دارد که شامل تصاویر شهرهای کلرادو ، چشم انداز ،صحنه های معدن کاوی و اعضای بیش از 40 قبیله بومی امریکا می باشدکه در غرب رود می سی سی پی زندگی می کنند. نمایش های خاص در این سایت عبارتند از: یک گالری از بیش از 30 عکس به تصویر می کشد خانه، کودکان، و زندگی روزمره زنان بومی آمریکا؛ بیش از 30 عکس از ساختمان ها، مجسمه ها، و پارک در دنور، کلرادو؛ و تقریبا 20 عکس جنگ جهانی دوم دوران و سکی سربازان مستقر در کلرادو که در ایتالیا در طول جنگ جنگیدند می باشد. تصاویر افریقایی های مقیم امریکا از قرن 19 مرکز تحقیقی فرهنگ سیاه پوستان ، آرشیو عمومی نیویورک http://digital.nypl.org/schomburg/images_aa19/ گرفته شده از مجموعه ای از عکس های خانوادگی، عکس مدرسه آفریقایی-آمریکایی، و مجموعه های شخصی، این سایت شامل بیش از 650 تصاویر در قرن نوزدهم،از جمله چاپ نگاتیوهای اصلی و ترانسپارنت ها است. تصاویر این آرشیو جهان اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی افراد آفریقایی آمریکایی را شرح می دهد. تصاویر این آرشیو جهان اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی افراد آفریقایی آمریکایی را شرح می دهند. تصاویر براساس طبقاتی گروه بندی شده اند که شامل جنگ های داخلی، بیان فرهنگی، آموزش و پرورش، خانواده، تصاویر سبک، نیروی کار، سازمان ها و موسسات، سیاست، پرتره، بازسازی، مذهب، برده داری، و زندگی اجتماعی و آداب و رسوم آفریقایی می باشند. موزه ملی نمایشگاه مجازی تاریخچه امریکا، موسسه اسمیتسون http://americanhistory.si.edu/ve/index.htm چندین موزه ملی سابقه امریکایی عکس های مختلف را نشان می دهند . (http://americanhistory.si.edu/muybridge/) مشهورترین کار عکاسان انگلیسی نظیر میوبریج با بیشتر از 60 عکس را نشان می دهند. (http://americanhistory.si.edu/maroon/index.htm) بیشتر از 25 عکس را در طی چهار سال آخر ریچارد نیکسون و مارون نشان می دهد. (http://americanhistory.si.edu/lisalaw/index.htm) بطور نامنظم 50 تصویر را از فرهنگ متقابل دهه 1960 نشان می دهد که از طریق لنزهای دوربین لیزا از سال های 1965 تا 1971 گرفته شده اند. شبکه نیو دیل : راهنمای رکود بزرگ موسسه روزولت الانور و فرانکلین دهه 1930 http://www.newdeal.feri.org/library/index.htm این سایت بیشتر از 4000 عکس را نشان می دهد که زندگی در امریکا را در طی رکود بزرگ و نیو دیل نشان می دهد. عکس ها از آرشیو ملی ، روزولت استخراج شده است. پایگاه داده عکس نوان موضوع عبارتند از: فرهنگ (هنر، فیلم، موسیقی، تئاتر، و نوشتن). ساخت و ساز (حفاظت، پروژه های تاریخی، مسکن، امکانات تفریحی، و حمل و نقل) برنامه های اجتماعی (آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، تولید و توزیع مجدد از کالاها، خدمات حرفه ای و تفریحی)؛ آژانس های فدرال؛ چهره های فرهنگی؛ و امداد رسانی. سکونتگاه حل و فصل: عکس نبراسکا و نامه خانوادگی، آرشیو 1912-1862 کنگره ، پروژه حافظه امریکا http://memory.loc.gov/ammem/award98/nbhihtml/pshome.html این مجموعه روایت سکونتگاه دشت های بزرگ از سال 1862 تا 1912 را نشان می دهد. 3000 صفحه شیشه ای نگاتیو از مجموعع عکاسی سولومن زندگی روزمره را در نبراسکای مرکزی با تصاویر کسب وکار ، ار، مزارع، مردم، کلیساها، و نمایشگاه ها در شهرستان کاستر، بوفالو، داوسون، و گیلاس شرح می دهد. واحد تصویر آرشیوهای ملی و مدیریت رکوردها (NARA) http://www.archives.gov/research_room/media_formats/photographs_in_college_park.html NRAR عنوان انتخاب شده یافته ایدز (از جمله متن مقدماتی و نوشتن شرح تصاویر) و عکس های قرار داده شده آنلاین، را مشخص می کند ، اگرچه همواره مستقیما با هم مرتبط نیستند. این صفحات بخوبی طراحی شده اند ، اما اطلاعات آن مشخص است. (http://www.archives.gov/research_room/research_topics/american_west/american _west.html) شامل 169 عکس می باشد که مهاجرت به سمت غرب و توسعه مرز غربی امریکا را نشان می دهد. تصاویر امریکایی های افریقای تبار در طی جنگ جهانی دوم نیز مشخص شده است. (http://www.archives.gov/research_room/research_topics/ rican_americans_during_wwii/african_americans_during_world_war_2.html) عکس های توصیف کننده رشد شهری امریکا از اوایل قرن نوزدهم تا به امروز. (http://www.archives.gov/ research_room/research_topics/world_war_2_photos/world_war_2_photos.html) عکس های منتخب از فعالیت های امریکایی ها را در طی جنگ جهانی دوم نشان می دهد. گردش تور قرن امریکا : عکس های شرکت نشر دترویت ، 1880-1920 http://memory.loc.gov/ammem/detroit/dethome.html این آرشیو بیشتر از 25000 نگاتیو شیشه ای و ترانسپارت و 300 پرینت فوتولیتوگرافی را نشان می دهد که عمدتا از غرب امریکا می باشند. گروه کوچک تر از مجموعه ای بزرگتر حدود 900 عکس صفحه ماموت توسط ویلیام هنری جکسون به همراه چند خط راه آهن در ایالات متحده و مکزیک در دهه 1880 و 1890 مشخص شده اند که شامل چشم اندازهای کالیفرنیا، وایومینگ، و رشته کوه های راکی کانادا می باشند. بسیاری از عکس ها به صورت کارت پستال منتشر شده اند. واشنگتن همان طور که بود ؛ عکس های هیروزاک ، 1923-1959 آرشیو کنگره . تقریبا 14350 عکس از منطقه مادرشهری واشنگتن بین دهه 1920 و 1950 را نشان می دهد. موضوعات شامل معماری ساختمان های مسکونی و دولتی ، صحنه های خیابانی ،نماهای همسایگی ، تصاویر نیروی کار که پل یادبود را می سازند ورویدادهای مهم مارس 1932 و سری های جهانی 1933 می باشند. بدون پناهگاه: عکس و کارت پستال از اعدام غیرقانونی پسرک در امریکا ، گردآورنده جیمز آلن http://www.journale.com/withoutsanctuary/ جیمز آلن مجموعه ای از عکس های سرد و کارت پستال های گرفته شده در کیفردهی غیرقانونی در سراسر امریکا را نشان می دهد که از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 می باشد. این وب سایت ، یک همراه برای کتاب بدون پناهگاه می باشد که بیش از 80 عکس با نمادها را نشان می دهدو بیشتر تصویرها با توصیفات 150 کلمه از شرایط مرتبط هستند که فراتر از وضعیت خاص می باشد. توجه کنید این تصاویر ناراحت کننده هستند و ممکن است برای دانشجویان جوانتر مناسب نباشند.  نویسنده: جیمز کورتیس گردآورنده و مترجم: اعظم حشمتی، قاسم کیوان نژاد

رسانه عکس و هنر حفاظت محیط زیست

operator 1428

رسانه عکس و مقوله ای فراگیر ، غریب و گمنام با عنوان « هنر حفاظت از محیط زیست » سید ایمان میری         -نگاهی از آغاز تا انجام- ارایه ای که عکاسان دو مجموعه نمایشگاهی را با عناوین : « نگذاریم! خاطره شود… » و « تنوع زیستی، شریان زندگی » به همت دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک و سازمان حفاظت محیط زیست در موزه تنوع زیستی گردهم آورد تا هنرمندان هم در مسیر این حفاظت و صیانت و امانتداری احساس دین کنند و خود را در قبال نسل های بعد و بعدتر پاسخگو و مسئول بدانند. نمایشگاهی که امیدهای زیادی به آن است تا بلکه نشانه ای از همتی جدید باشد، تلاشی برای حداقل بازیابی باور به مسئولیت پذیری در برابر حفاظت از مادر تمام بشریت « محیط زیست ». سالهاست در پی معرفی نابجا و آموزشی بدون تردید خطا! مسئولیت اجتماعی خطیری چون محیط زیست را از عهده مان خارج کرده و به دوش سازمانی انداخته اند و در ادامه همان تربیت اشتباه پرسش های چرا؟ و چگونه است ؟ و دیگر سوال های مرتبط با حوزه محیط زیست را نه از خودمان که از این سازمان مطرح می کنیم. سالهاست عنوان و مسئولیت حفاظت محیط زیست را به نشانی شهری بوستان پردیسان در محدوده دو بزرگراه شهید همت و شهید حکیم سپرده اند تا در مرز همت و به موازات حکمت این مقوله را بشناسیم ولی به رقم تلاش های انجام گرفته، و با وجود همت دیده شده هیچ اعتباری ویژه و حمایتی خاص مبتنی بر باور از این موقعیت تعیین کننده ندیده ایم. لیکن با رویکرد تدبیر و امید و ساختار جدید امیدهایی زنده شده که امیدوارم همچون احیای رمضان فقط سه شب نباشد و همیشه و همه حال حی و هوشیار از مادر خویش – زمین – مراقبت و پاسداری شود. بگذریم! نقل من اینها نیست، اینجا حرف از « رسانه عکس و هنر حفاظت محیط زیست » است و عکس، از عکاس می گوییم و نقش آن در حفاظت و حراست از محیط زیست تا شاید برای نخستین بار رابطه بین این دو را بیان کرده و کوچک قدمی برای همتی بلند و تلاشی خستگی ناپذیر برداشته باشیم. عکس محیط زیست[1] زاده هدف و صدای طبیعت است، صدایی که رنگ و روحش در غالب تصاویری دیده می شود که اثر می گذارند، حال چه کلان چه خرد، اما مهم اثری هست که هست. محیط زیست همواره قربانی بشر و جهل او بوده؛ پیشتر به اندازه چند میلیون نفر تخریب می کردیم ولی زیست بوم به اندازه چند صد میلیون نفر بازسازی می کرد، امروز به اندازه 7 میلیارد نفر تخریب می کنیم، چه بسا زور و توان پیکر فرسوده محیط زیست حتی به میزان گذشته هم نیست و این یعنی سالانه هزاران هکتار از جنگل ها و صدها گونه جانوری نابود و منقرض می شوند، گونه هایی که 4.5 میلیارد سال تکامل زیستی نابودشان نکرد اما اشرف مخلوقات با خلف وعده به پروردگار خویش امانت الهی را روز به روز به کام خویش کشیده و نه انگار که محیط ظرف بشر است و اگر ظرفی نباشد بشری هم نخواهد بود.   اهمیت عکاس محیط زیست[2] همین جاست، اینجا که نه تنها می گوییم بلکه نشان می دهیم که چه کرده ایم. اینجا مخاطب یک نفر و یک شهر نبوده و یک جهان نگران محیط زیست است، پس باید از این فرصت بی بدیل استفاده کرد و پیام را رساند، اول از منظر کمیت و سپس از بعد کیفیت. پیشینه شاید بتوان پیشینه بوم نگاری را به بدو کشف دوربین و کاربرد آن دانست، ولی بطور دقیق تر اولین نمونه حائز اهمیت در این زمینه تصاویر چارلتون واتکینز[3] در اوایل دهه ششم قرن 19 بود که نهایتا به تاسیس پارک ملی یوزمیت[4] در 1864 انجامید و پس از وی ویلیام هنری جکسون[5] و آنسل آدامز[6] جزو مهمترین پیمایندگان مسیر وی بودند که نهایتا توانستند منطقه یلواستون را به عنوان پارک ملی ثبت کنند.     در ادامه فعالیت های اینچنینی به سپتامبر سال 1986 و بیست و پنجمین سالگرد صندوق جهانی طبیعت[7] می رسیم. بدین مناسبت نمایندگانی از 5 دین مهم جهان[8] در آسیس ایتالیا جمع شدند تا در بازه ای دو روزه به بررسی و تبیین پتانسیل هدایت دینی و اخلاقی مکتب خویش در رابطه با حفاظت از محیط زیست بپردازند. در دوره های بعدی 4 نماینده از ادیان بهائی، تائو[9]، جینیزم[10] و سیخیزم[11] نیز به این گروه اضافه و مجموع آنها به 9 رسید و منجر به تشکیل اتحادیه (جهانی) ادیان و محیط زیست[12] گردید.   این ابتکار را می توان یکی از مهمترین و برجسته ترین تلاش های بین المللی در زمینه حفاظت از محیط زیست برشمرد، چراکه هیچ ابزاری نمی توانست قوی تر از جایگاه دین در جامعه ایفای نقش نماید و تلفیق بستر تبلیغاتی دین با مفاهیمی از لزوم حفاظت و حراست از محیط زیست قدمی اثربخش در ترویج اخلاق رویارویی با زیست بوم می بود.   البته ریشه های این ابتکار را می توان در نگاه عمده ادیان الهی و غیرالهی[13] به این مسئله دانست، همانطور که خداوند در انجیل انسان را به مراقبت از مخلوقات خویش دعوت کرده و زمین را آموزشگاهی جهانی برای تربیت انسان معرفی می فرماید. ایشان هر مخلوقی را جزئی از آفرینش خویش دانسته و آسیب و صدمه زدن به زیست بوم را نوعی تعدی به حق خویش بر مخلوق و تساوی حق حیات مخلوقات می دانند.   در همین راستا، اسلام نیز توجه ویژه ای بر این مهم داشته و پیامبر خاتم حضرت محمد(ص) فرموده است: «تحفظوا من الارض فانها امکم» (از زمین حفاظت کنید که براستی مادر شماست). بعلاوه، خداوند متعال در آیه 49 سوره قدر می فرماید : «إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» [یعنی ما هر چیز را به اندازه خلق کردیم]. پس هر چیز مقدار و حدودی دارد و بایستی بطور صحیح و درست بهره برداری شود تا نابود و منهدم نگردد، ثروتهای طبیعی فقط به یک نسل تعلق ندارد، بلکه اندوخته هایی برای تمام نسل ها و آیندگان هستند و حفاظت از آنها واجب و ملزوم همه بشریت است. در همین رابطه در آیه 61 سوره هود آمده است: « هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ» [خداوند شما را در زمین خلق کرد و شما را به عمارت و آباد کردن زمین گماشت].   در کنار نگاه جدی ادیان به مسئله محیط زیست می توان قرن 21 را عرصه تحول در این رابطه دانست، تحولاتی که عمدتا در غالب نمایش بحران های زیست محیطی با عاملیت انسانی به عنوان سندی بر ناپایداری الگوی جهانی اکوسیستم و حفاظت از زیست بوم ها، نمود یافته اند.     اهمیت این موضوع در قرن 21 رابطه مستقیمی با افزایش آگاهی ها و دانش جهانی از رابطه متقابل انسان و بوم داشته و فعالیت های این برهه بسیار پر رنگ تر و اثرگذارتر بوده اند.     گرایش مدرن به بوم نگاری در اکتبر 2005 و با تاسیس لیگ بین المللی عکاسان محیط زیست[14] توسط کریستینا میترمایر[15] در هشتمین کنگره World Wilderness در آلاسکا ایجاد گردید.     مفاهیم، راهکارها و رویکردها عکاسی و حفاظت از محیط زیست دو گرایش مجزا تلقی می گردند که در تلفیق با یکدیگر بسیار موفق عمل کرده اند.   بوم نگاری استفاده فعال از فرآیند تصویر و محصول آن در غالب پارامترهای عکاسی خبری، با هدف حمایت و تشویق به حفاظت و حراست از محیط زیست است.   این گرایش جزئی از عکاسی طبیعت با رویکرد پیشگیرانه و مسئله محور در بطن عکاسی مستند به عنوان محصولی در ترویج حفاظت از طبیعت و ارتقای زیست کره و محیط طبیعی است.   گَرِف لِنز[16] بوم نگاری را ثبت تصویری با کیفیت و هدفمند در راستای ایجاد تغییر در نگرش عمومی درباره اهمیت موضوع زیست کره معرفی می کند. وی وظیفه بوم نگار را تنها ثبت تصویر نمی داند بلکه آنرا آغازی بر فرآیند ایفای نقش در بستری جهانی و انتقال پیام عکس به تمامی لایه های اجتماعی بر می شمرد.     کتی موران[17] عکاسی را جزئی حیاتی در حفاظت و حراست از زیست بوم دانسته و معتقد است عکس قوی ترین رسانه برای انتقال پیام به جامعه است.     ارتباط ذهن و تصویر آنی و عکس رسانه ای فارغ از زبان و بیان می باشد. البته تصاویر متفاوت فهم ادراکی متمایزی در فرهنگ های مختلف ایجاد می کند، اینچنین عکس موثر باید برگرفته از حس قلبی عکاس بوده و موفقیت بوم نگار در گرو تلفیق حسی با محیط و درک فرا مادی از موضوع است.     جول سارتُر[18] از برجسته ترین عکاسان محیط زیست معتقد است: عکاس طبیعت یک پروانه و گل را به زیبایی تصویر می کند ولی بوم نگار همان صحنه را با پس زمینه ای از یک بولدوزر و حین تخریب آن زیست بوم به ثبت می رساند. شناخت علمی عناصر محیط زیست بسیار مهم است، وظیفه عکاس ترجمه علم در تصویر بوده و این دانش عکاس است که تصویر را وزن بخشیده و تقویت می نماید.   « کریستینا میترمایر » بوم نگار را ملزم به روایتی قوی از واقعیت ها و دوری از نگاه فانتزی به طبیعت می داند.     وی معتقد است بوم نگاری در گرو سکوت و آرامش جهت تمرکز بر سوژه نیست و می بایست با معاونت ساختارهای مشارکتی از افراد و گروهها صورت پذیرد تا هم اثر آنی بر موقعیت داشته و هم سندی برای ارائه [انتشار] و پیشگیری از رویداد وقایع ناگوار در زیست بوم ارائه دهد.       بوم نگار مسئول ثبت سوژه هایی است که عمدتا پاسخی آه گونه را در ذهن مخاطب نمایان می کنند.   تصاویر باید نفس ها را در سینه حبس کرده و لحظاتی از نگاه مخاطب را درگیر خود سازد. ثبت موفق پیام را طبقه بندی کرده و سطحی ترین لایه را اسفناک تر و تعصف بار تر منتقل می کند. توسعه این دسته مفاهیم و تعاریف از سال 2005 در پی تشکیل لیگ جهانی منجر به تشکیل دو گروه مستقل حرفه ای و غیرحرفه ای در زمینه بوم نگاری گردید.   گروه غیرحرفه ای: این گروه عکاسانی هستند که فارغ از سطح فعالیت در سایر زمینه های مختلف عکاسی، گرایشی غیرحرفه ای را در این بخش پیش گرفته اند که اساسا به کیفیت آثار آنها مرتبط است. عکاسان این گروه معمولا بطور گذرا و اتفاقی با صحنه هایی از تخریب یا آسیب به محیط زیست روبرو شده و نهایتا آنرا ثبت و منتشر می نمایند.   گروه حرفه ای: این افراد پیگیر مسائل زیست محیطی بوده و از دانش و مهارت هایی ویژه در عکاسی و علوم مرتبط با زیست بوم بهره می برند. نتیجه فعالیت این گروه ثبت هایی علمی و بعضا تخصصی است که در غالب مجموعه هایی از گرایشات خاص ارائه و با برخورداری از قابلیت های علمی منتشر می شوند. تصاویر این گروه از عکاسان با توجه به محتوا و غالب علم محور در دانش نامه ها، مراجع علمی، مجلات و غیره منتشر می شوند.   عکاسان حرفه ای با گسترش همکاری ها و تعاملات خود با سازمان ها و نهادهای مردمی و دولتی ملی و بین المللی می توانند تاثیر بسزایی داشته باشند. این گروه می بایست بخشی از فعالیت های خویش را در حوزه گردشگری متمرکز نمایند، چراکه گردشگران سرمایه هایی همراه با قدرت انتقال واقعیت ها و به نوعی سفرای کشورهای دور و نزدیک هستند که توانایی مخابره پیام در عرصه های بین المللی را بسیار سریعتر و ارزانتر از خود عکاس یا مجموعه های همکار وی دارند.   پروژه هایی برای عکاسی از محیط زیست توجه به کمبودهای منطقه ای موضوع: آسیب پذیر ترین منطقه یا حیوان در منطقه سکونت راهکار: پیرامون موضوع تحقیق کنید و پاسخ سئوالات ذیل را بیابید: آیا موضوع مورد نظر، مورد حفاظت قرار گرفته است؟ آیا به پاسداری و مراقبت و حفاظت نیاز دارد؟ آیا در فهرست انتظار قرار دارد؟ آیا دیگران از آن با اطلاع اند؟ … ؟ معمولا در مسیر یافتن پاسخ این سئوالات به افراد یا سازمان هایی با هدف مشابه برمی خورید، اگر این اتفاق روی داد ارتباط خویش را تقویت کرده و تلاش کنید فعالیت هایی مشترک را انجام دهید تا از منابع، دانش و موقعیت های مشترک بهرمند گردید. هدف: دربازه یک ماه هر چند بار که توانستید به سایت مورد نظر رفته و هرچه به سوژه مورد نظر ارتباط دارد را ثبت کنید. [نکته: اگر سوژه از گونه های جانوری است بهتر است از یک متخصص یا پژوهشگر بیولوژی یا جانورشناسی کمک بگیرید تا تصاویری علم محور را ثبت نمایید.] نتیجه: در پایان ماه گزیده ای از آثار خویش را تدوین کرده و سعی کنید آنها را به نهادها و مجموعه های مرتبط برسانید تا اهمیت سوژه و میزان آسیب پذیری آن تعیین گردد و اقدامات لازم جهت حفاظت از آن صورت پذیرد. در عین حال مراجع علمی متعددی جهت ارائه آثار شما وجود دارند که از جمله می توان به       Foundation Wild یا natureneedshalf.org اشاره کرد.   شهروند-دانشمند[19] موضوع: در مجامع زیست محیطی یا ادارات محیط زیست عضو شوید و در پروژه های آنها مشارکت کنید. این رویکرد دو پیامد مهم و مثبت خواهد داشت، در درجه اول به نوعی در حفاظت از محیط زیست مشارکت کرده اید و در عین حال فرصتی بسیار مناسب جهت ثبت تصویری فعالیت ها و سوژه های مختلف مورد مطالعه پروژه بدست آورده اید. با اینکار نه تنها درون نگاهی به جزئیات، فعالیت ها و سوژه ها خواهید داشت، بلکه حضور داوطلبانه شما را با بسیاری از افراد، سازمان ها و منابع مورد نیاز در راستای پیشبرد اهدافتان آشنا می کند. همکاری شما با گروههای مختلف ارزش تصاویر شما را برای آنها دوچندان کرده و به ارتقای دانش میدانی شما کمک می کند که در آینده شاه کلیدی برای دستیابی به اهداف مهم خواهند بود. نتیجه: هدف شما ثبت و ضبط مجموعه ای جامع از تلاش ها در رابطه با حفاظت و حراست از زیست بوم و ابعاد آن است. تصاویر ثبت شد را با اطلاعات علمی (سوژه، اهمیت، مکان، زمان، موقعیت و غیره) پرورانده و آنها را بدست گروههای همکار یا مراجع ذیربط برسانید. پروژه های موضوعی موضوع: یک سوژه [جانوری یا گیاهی] را مطالعه و انتخاب کنید. ابعاد مختلف حیات آن را به تصویر بکشید (در پی جزئیات بدیعی از آن باشید). این کار را در بازه های طولانی [فصلی یا سالانه] و زمانمند تکرار کنید. سعی کنید با استفاده از تجهیزات استدیویی سیار به حرفه ای تر شدن محصول تصویری خویش کمک کنید.         علم محوری: مطالعه پیش از پروژه شما را با ویژگی های پیدا و پنهان سوژه آشنا می کند. عکس ها را با اطلاعات کاملی از مطالعات صورت گرفته یا اکتشافات احتمالی حین پروژه تکمیل کنید. [مثلا: گل بابونه-Chamomile از راسته میناسانان بوده و عمری برابر با یکسال دارد. بابونه بوی تلخ و طعم نامطلوبی داشته و با خواص گیاهی متعدد و در حالت بالغ بین 20 تا 40 سانتیمتر ارتفاع می گیرد. برگهای بابونه سفید و بیضی شکل و کوتاه می باشند. قسمت مورد استفاده این گیاه کاپیتول آن است. این گیاه بومی مدیترانه بوده ولی امروزه در اکثر نقاط جهان می روید، تا بحال خطر جدی برای ادامه حیات این گیاه گزارش نشده است و آفت ندارد].   منابع اطلاعاتی جهت کسب اطلاعات و مطالعه موضوعی پیرامون سوژه های خود از منابع مختلف بهره ببرید. [نکته: اینترنت ساده ترین، سریعترین و دردسترس ترین منبع موجود است ولی درصورت عدم مراجعه به منابع مطالعاتی معتبر ارزش علمی نداشته و می تواند اطلاعات غلطی را به شما بدهد، پس در کاربرد آن نهایت دقت را بخرج دهید.] نتیجه: با سازمان یا مجموعه همکار خود نمایشگاهی را ترتیب داده و نقش یک مشاور خوب در تمام پروژه را دست کم نگیرید. در پروژه نخست انتظار معجزه نداشته باشید [هر چند ممکن است رخ دهد!] و با استمرار و تخصصی کردن فعالیت های خویش منابع و حمایت های مالی مناسب را بدست خواهید آورد. از قدرت منابع و شبکه های آنلاین علمی[20] چشم پوشی نکنید و با مشارکت در پروژه های آنها به مهارت و دانش خویش بیافزائید. در بالا به برخی از پروژه ها و رویکردهای مهم در بوم نگاری اشاره کردیم و در ادامه فهرستی از مهمترین چالش های موجود در این زمینه را بیان خواهیم کرد. فعالیت های ساختمانی یا تخریب زیست بود در مناطق حفاظت شده؛ فعالیت های اقتصادی در مناطق حساس اکولوژیکی[21]؛ برداشت بیش از اندازه چوب از جنگل ها و معدن کاری بی رویه؛ تخریب یا دستکاری زیستگاه ها، قطع درختان، مسطح سازی یا پاکسازی زمین جهت پروژه های عمرانی مثلا سد سازی؛ آتش سوزی جنگل ها و مراتع؛ چرای بی رویه دام؛ راهسازی در مناطق حفاظت شده؛ شکار یا زنده گیری حیوانات؛ کشتارهای جاده ای حیوانات؛ نگهداری حیوانات وحشی خارج از محیط زیست طبیعی یا به عنوان حیوان خانگی؛ گردشگری و اثرات [منفی یا مثبت!!!] آن؛ برداشت بی رویه محصولات جنگلی؛ توسعه بی رویه کشاورزی و برداشت بیش از اندازه از زمین؛ نمایشگاهها و فعالیت های زیست محیطی؛ گردهمایی ها و اعتراضات عمومی در اعتراض به وضعیت محیط زیست ناگفتنی؟! چندی پیش از نگارش این مقاله در رویدادی که هنوز هم علت آن مبهم است 98 درصد از سابقه حرفه ای بنده اعم از سه جلد کتاب آماده انتشار و هزاران فریم عکس و بخش اعظمی از اطلاعات شخصی ام نابود شد…!!! در همین حال با دریافت پیشنهاد نگارش این مقاله، در دسترس نداشتن تصاویری مناسب آن کمی آزارم می داد و ناچارا از تصاویر دریافتی آقای جول سارتُر عکاس صاحب سبک در بوم نگاری استفاده کردم. خواهش می کنم به حق تالیف این مقاله از جانب بنده و امتیاز تصاویر از جانب آقای سارتُر احترام بگذارید. تصاویر بیشتر از ایشان را در سایت شخصی ایشان خواهید یافت. مراجع و سازمان های بین المللی فعال در زمینه بوم نگاری و حفاظت از محیط زیست؛ ARKiVE [www.arkive.org] Blue Earth Alliance [www.blueearth.org] Conservation India [www.conservationindia.org] African Impact [www.africanimpact.com] International League of Conservation Photography [http://www.wild.org/where-we-work/international-league-of-conservation-photographers/] Sanctuary Asia [www.sanctuaryasia.com] Sierra Club [www.sierraclub.org] Legacy Institute for Nature and Culture [linc.us] [1] معادل ارائه شده در این مقاله “بوم نگاره” می باشد. [2] معادل ارائه شده در این مقاله “بوم نگار” می باشد. [3] Carleton E. Watkins (November 11, 1829 – June 23, 1916) [4] ‘Yosemite National Park’ اولین پارک ملی ثبت شده در ایالات متحده بوده است. [5] William Henry Jackson (April 4, 1843 – June 30, 1942) [6] Ansel Easton Adams (1902–1984) [7] World Wide Fund for Nature [8] اسلام، بودا، مسیحیت، هندو و یهودیت [9] Taoism [10] Jainism [11] Sikhism [12] Alliance of Religions and Conservation [www.arcworld.org] [13] شایان ذکر است، نویسنده این مقاله متخصص دینی نمی باشد لذا اطلاعات ارائه شده صرفا در رابطه با تشریح مفاهیم زمینه ای می باشد. [14] International League of Conservation Photographers [www.ilcp.com] Cristina Mittermeier [15]مدیر اجرایی ILCP است. [www.cristinamittermeier.com] [16] Garth Lenz Kathy Moran[17] ویراستار ارشد مجلهNational History و عکاسNational Geographic است. [18] Joel Sartore از برجسته ترین بوم نگاران حاضر است. [19] Citizen-Scientist [20] برای مثال می توانید به سایت روبرو مراجعه کنید: www.meetyourneibours.net [21] Ecological Sensitive Zones (ESZs) تحقیق، گردآوری و ترجمه: سیدایمان میری ویرایش: سیده سمیرا میرلوحی ارایه شده در بخش مقالات پایگاه عکس چیلیک

مقاله عکاسی : مدیریت فرم و اشکال بوکه ها در عکاسی

operator 2641

گروه مقاله : آموزشی موضوع مقاله : عکاسی ، فیزیک نور / ابزار شناسی در عکاسی نویسنده : کارن منبع :  diaries globetrotter مترجم : مریم خداوردی ویراستار : مائده موحد وقتی به تجهیزات عکس سازی چون گوشی های تلفن همراه و عکس پردازی چون محیط های اینستاگرام مشغول می شویم از دوربین عکاسی و عکاسی کردن با این ابزار غفلت می کنیم. این اواخر پس از مطالعه مقاله عکاسی با موضوع های گوناگون ، در میان انبوهی از برنامه ها و امور، بهانه ای پیداکردم تا DSLR را بیرون بیاورم و دست بگیرم . وقتی این فیلتر ساده ی DIY را دیدم ، از فرصت استفاده کرده تا کمی با آن کنجکاوانه به بررسی بپردازم و با سرگرم شدن به این وسیله بتوانم برای بروز نمادهایی عاشقانه و عاطفی از ان نتایج قابل قبول تصویری به دست آورم . شما حتما نباید یک عکاس حرفه ای باشید تا بتوانید بوکه هایی به شکل قلب تولید کنید. « بوکه » یک اصطلاح عکاسی است که از یک تراشه خاطی نور در تصویر دیده می شود البته این خطا می تواند در خدمت مفهوم و منظور ذهنی عکاس درآید اگر به واسطه شناخت و دانش و متکی بر تجربه بدانیم چه می خواهیم و برای آنچه خواسته این بایستی چه کنیم ؟ “بوکه” یک اصطلاح عکاسی است که در اصل به معنای مه آلود و محو می باشد. در عکاسی ، مخصوصا عکاسی مواد غذایی ، این تار بودن ، کیفیت زیبایی را خلق می کند که در حالیکه زمینه محو می باشد باعث برجستگی موضوع  می شود . ما در این مقاله عکاسی سعی داریم به شکل و روش ایجاد و تاثیرگذاری این تکنیک ساده اما نافذ بپردازیم . در شب، نورهایی که تمرکز فوکوس روی آنها نیست ، دایره هایی از رنگ تولید می شود که به عکس ، احساسی جادویی و لطیف می دهد که دوست دارم . این دایره ها توسط نوری که به سطح عدسی های لنز می خورد تولید می شود و شکل روزنه دیافراگم را منعکس می کند . دستکاری کردن این شکل در اصل باعث بوجود آمدن دیافراگمی جدید (و کمی کوچکتر) با شکل دلخواه می شود ، مانند قلب ، یا هر شکلی که تمایل به پراکندگی و تکثیر آن دارید و به ان علاقه مندید . پس برای خلق کردن این جلوه به چه چیزی نیاز دارید؟ اول شما به یک پرایم لنز با دیافراگم باز مثلا 1.8 یا 2.0 نیاز دارید. بهترین لنز برای شروع  یک لنز معمولی 50 میلیمتری نرمال است . متاسفانه فکر نمی کنم این ترفند و تکنیک با دوربین های اتوماتیک خانگی درست عمل کند. به نظرم اندازه روزنه به شکل قلب و یا هر شمایل دیگری باید خیلی کوچک باشد . ضمنا من این کار را روی لنز زوم خودم انجام دادم ولی موفقیت آمیز نبود . اگر شما در منظره یاب نگاه می کنید تا فقط تصویرهای قلبی شکل را ببینید ، یک جای کار ایراد دارد . من دیده ام بعضی گفته اند که روی لنز زوم آنها کار کرده است ، ولی مطمئن نیستم چطور قادر به انجام این کار شده اند . پس اگر احیانا این مطلب را می دانید روش انجام و اجرا و نتیجه گیری از آن را به اشتراک بگذارید تا بقیه هم بتوانند از ان استفاده کنند که هر که بیاموزاند بدون تردید بیشتر از قبل یاد خواهد گرفت! دوم : شما به یک کاغذ یا مقوای ضخیم مشکی نیاز دارید. من از کاغذ مشکی استفاده کردم چون راحتتر بود، ولی اگر شما می خواهید از این فیلتر زیاد استفاده کنید، روی مقوا سرمایه گذاری کنید. سوم : کمی محاسبات ریاضی نیاز خواهید داشت یا بهتر بگویم ماشین حساب . برای اینکه اندازه سوراخ قلبی شکل شما درون دیافراگم جای بگیرد، باید بدانید که قطر آن در بازترین قسمت به میلی متر چقدر است. (فراموش نکنید، در تولید جلوه ی بوکه ، تنظیمات دیافراگم باید بر روی بازترین حالت آن باشد). F یعنی عدد اندازه دیافراگم مثل f/1.8  یا f/2.0 مساوی است با نسبت فاصله کانونی با شعاع دیافراگم. در نتیجه برای به دست آوردن شعاع  دیافراگم کافی ست فاصله کانونی (مثلا 50mm ) تقسیم بر عدد دیافراگم (مثلا 2.0) کنیم، که این بدان معناست که دیافراگم 2.0 با فاصله کانونی 50mm، قطر آن 25mm می باشد. در نتیجه منفذ شکل و شمایل قلب باید کمی کوچکتر از این شعاع باشد که بدین صورت دوربین ، شکل قلب را به جای دایره می گیرد . پس برای لنز 55 میلیمتری ، اندازه شکل قلب من باید کمی از 25 میلیمتر کمتر باشد . اندازه ها حتما نباید خیلی دقیق باشند ولی سعی کنید تا جایی که می توانید به عدد بدست آمده نزدیک باشد . من این تصاویر را با یک دستگاه لنز 50mm  و 100mm بوجود آوردم و با هر دو لنز جلوه های شگفت انگیزی خلق شد . راحت باشید و با هر لنزی که دم دستتان هست امتحان کنید ، ولی اگاه باشید که با لنز 50mm از همه بهتر می توانید به این نتیجه دست پیدا کنید . نه تنها برای این پروژه بلکه کلا لنز به درد بخوری در همه موارد می باشد . البته که پرداخت مغز به این محاسبات کمی خستگی اور است ولی از نشاط به دست آوردن نتیجه غفلت نکنید . پس بهتره وارد عمل بشویم. مواد لازم: کاغذ یا مقوای مشکی و ضخیم قیچی و یا کاتراگر از مقوا استفاده می کنید یک دستگاه لنز دوربین عکاسی با دیافراگم باز (50mm f/1.8 در اینجا از همه بهتر است) یک قطعه خط کش با اندازه معمولی و در دسترس با استفاده از لبه داخلی لنز و یا محافظ  لنز ، یک دایره روی کاغذ یا مقوای مشکی بکشید. دایره را برش بزنید. اندازه این دایره باید به صورتی باشد که کاملا در مقابل لنز شما قرار گیرد و آنرا بپوشاند . وسط دایره را بدست آورید ، به اینصورت که آنرا از وسط تا کنید. باز کنید و دوباره تا کنید به صورتی که خطوط تا یکدیگر را در وسط دایره قطع  کنند. اندازه  مربعی را که روزنه شما باید باشد را بر اساس محاسبه بالا  بدست آورید. پس برای لنز 55 میلیمتری ، روزنه باید یک مربع 25mm x25mm در وسط  دایره می بود. داخل این مربع شکل یک قلب را رسم کنید و با استفاده از قیچی یا کاتر آنرا برش زده و روزنه ای به شکل قلب در وسط دایره خواهید داشت. کاغذ را روی لنز خود قرارداده و محافظ را ببندید. همین! نکاتی در مورد عکاسی در شب: دیافراگم خود را بر روی باز ترین حالت آن تنظیم کنید 1.8، 2.0، 2.8 … با توجه به نور موجود قدرت ایزوی (ISO) دوربین عکاسی تان را بالا ببرید. برای کمک به تثبیت عکس های خود از سه پایه استفاده کنید. فوکوس اتوماتیک را خاموش کرده و با دست فوکوس را تعیین و تنظیم کنید. با نگاه کردن داخل منظره یاب می بینید که قلب ها جلوی چشمانتان ظاهر می شوند. بیرون بزنید! من با دوربین ام شروع  به پرسه زدن در خیابانها کردم  و با بازی با این صافی (فیلتر) جزئیات جالب جدید زیادی را در این شهر پیدا کردم. امیدوارم موفق باشید و از این مقاله عکاسی تا می توانید ، لذت ببرید!       منتشر شده در بخش مقالات پایگاه عکس چیلیک

رد ستارگان

kharazi 1871

موضوع : عمومی نویسنده  : ایمان میری نبود آسمان تاریک و بدون آلودگی های نوری و غبار در فضاهای شهری امروز، هر شب تعدادی از عکاسان و منجمان را به دامان طبیعت بکر در نقاط مختلف می کشاند تا علاوه بر تجدید روحیه و قوای فکری به عکاسی از الماس های درخشان آسمان شب پرداخته و زیبایی وصف ناپذیر این طبیعت فراموش شده را به تصویر بکشند. رد ستارگان اثری است که توسط حرکت ظاهری ستارگان در آسمان از دید ناظر زمینی بوجود می آید، ( البته حرکت زمین حول محور خود باعث شکل گیری چنین کمان های شگفت انگیزی در آسمان می شود و ستارگان نقاط ثابتی در کره سماوی اند). در یک شب عکاسی از این کمان های زیبا می توانید با توجه به نوع ابزار و تجهیزات مورد استفاده نتایج هیجان آوری را بدست آورید. ابزارهای قابل استفاده برای این نوع از عکاسی باید هوشمندانه انتخاب شوند چراکه هرچه کیفیت ساخت این ابزار ها بالاتر باشد نتایج به دست آمده بهتر خواهند بود.دنیای آنالوگ و دیجیتال هر دو می توانند نقش خاص خود را در این عرصه بازی کنند و نمی توان از قابلیت های هیچ کدام چشم پوشی کرد؛ مدت ها عکاسانی از سراسر جهان با دوربین های آنالوگ خود دست به خلق آثار هنرمندانه ای زده اند و شکل گیری دنیای دیجیتال این عرصه وسیع عکاسی را گسترش داده و از محدودیت های آن کاست. »»» عکسی در تاریکیاگر بخواهیم واقع گرایانه تر نگاه کنیم می توان گفت استفاده از دوربین های دیجیتال شیرینی این نوع عکاسی را دو چندان می کند، چراکه نتایج بدست آمده از آن قابل لمس تر بوده و امکان رفع ایرادات و مشکلات احتمالی در نوردهی، حساسیت و … در همان موقعیت عکاسی ممکن و درصد ریسک بسیار پایینی دارند (مبنای ابزاری این مطلب دوربین دیجیتال می باشد، ولی برای کاربران آنالوگ نیز به نکاتی اشاره خواهد شد). ثبت کمان های ستاره ای توسط دوربین دیجیتال کاری چالش برانگیز و در عین حال جذاب است ولی در صورت رعایت نکات و تکنیک های لازم ساده خواهد بود. با توجه به اینکه برای ثبت این کمان ها به نوردهی بلند مدت نیاز خواهید داشت باید به نقطه ای دور از آلودگی های نوری1 شهر ها سفر کنید که این مسافت برای شهر های بزرگ تا 100 کیلومتر و برای شهر های کوچک به 50 کیلومتر می رسد. به آنجا می رسیم که با سفری کوتاه به نقطه ای مناسب رسیده اید و برای سنجش کیفی تاریکی آسمان می توانید از تعداد ستارگان و شفافیت دیداری کره آسمان استفاده کنید (اگر قبلا کمی اطلاعات نجومی و رصدی داشته باشید، این مرحله از کار ساده ترین مرحله خواهد بود). بر حسب عادت همیشه به دنبال موقعیتی با کیفیت نوری مناسب برای عکاسی هستیم ولی این دفعه به دنبال نقطه ای هستیم که باید تاریک باشد و دهها کیلومتر با روشنایی روز افزون شهر ها فاصله داشته باشد، اگر می خواهید اولین تجربه خود را بسیار شیرین و موفقیت آمیز ببینید، باید به چند نکته توجه داشته باشید که من جمله می توان به: 1. قبل از حرکت به سوی مقصد خود از نبود ابر در آسمان مطمئن شوید. 2. حضور ماه در آسمان باعث روشن شدن لایه های جوی و در واقع ظهور اثری شبیه آلودگی نوری شهرها در شب می شود، بنابراین از نبود ماه کامل در آسمان اطمینان حاصل کنید ولی هلال ماه به افزایش نور پس زمینه و روشن شدن سوژه زمینی شما کمک می کند، پس بدانید که هلال ماه در نوع خود برای عکاسی از آسمان شب غنیمت خواهد بود. 3. اگر به دنبال اثری چشم نواز هستید از تاریک ترین لحظات آسمان شب برای ثبت تصاویر بهره ببرید که ساعاتی قبل طلوع خورشید مناسب ترین لحظات خواهند بود. »»» تصویری عریض را به ثبت رسانید استفاده از لنز واید این مزیت را خواهد داشت که عمق میدان بیشتر و در عین حال تصویر واضح تری داشته با شید در ضمن اینکه سعی کنید تصویری را ثبت کنید که پیوندی از زمین و آسمان در آن وجود داشته باشد و برای این کار استفاده خلاقانه از طبیعت، ابنیه تاریخی و … به شما کمک زیادی خواهد کرد. برای یافتن بهترین زاویه در تجربه اول می توانید از چرخش ظاهری ستارگان حول ستار قطبی بهره ببرید. »»» دقیق و بدون لرزش باشید ثبت کمان هایی که از ستارگانی کم نور نشات می گیرند این الزام را تشدید می کند که از کنترل های رادیویی بیسیم و یا نمونه های سیم دار استفاده کنیم تا لرزش ناشی از تماس دست را از بین ببریم. در کنار استفاده از کنترل باید سه پایه ای محکم و حرفه ای داشته باشیم و در صورت امکان یک یا دو کیلوگرم وزنه به آن آویزان کنیم.           »»» آماده عکاسی شوید یک یا چند کارت حافظه همراه داشته باشید تا بتوانید عکس های خود را با فرمت خام (RAW) بگیرید، چنانچه عکس های ثبت شده با این فرمت امکان پردازش های دقیق و بهره مندی از نهایت جزئیات را به ما می دهند. اگر امکان عکاسی با این فرمت را ندارید از با کیفیت ترین فرمت JPEGپشتیبانی شده توسط دوربین خود استفاده کنید. برای شروع در حالت دستی (Manual)، تنظیمات زیر را در نظر بگیرید: ISO: 600- 800, Aperture: 3.5 or lower if possible, Exposure: 30 seconds, picture style: Neutral, WB: Daylight             »»» شبی در زیر سقف آسمان اگر بخواهید ردهایی بلند را ثبت کنید باید زمان بیشتری را صرف کنید، مجموعا با 120 عکس 30 ثانیه ای می توانید به کمانی هایی قابل توجه دست پیدا کنید ولی اگر بخواهید این کمان ها بلندتر شوند باید تعداد فریم ها را افزایش دهید. کنترل های جدید قابلیت برنامه ریزی دارند و بدین ترتیب می توانید بدودن دردسر هر تعداد که می خواهید عکس بگیرید. »»» از نورپردازی به سوژه غافل نشوید همانطور که پیش از این اشاره شد وجود سوژه و نور پس زمینه کنترل شده جزو مبانی اساسی برای زیبایی تصویر خواهند بود. اگر نمی خواهید از حضور ماه در حالت هلال بهره ببرید و تمایل به داشتن آسمانی کاملا تاریک دارید باید از وسیله نورپردازی چون چراغ قوه های قوی استفاده کنید اما فقط برای چند ثانیه در مجموع عکس ها دست به نورپردازی بزنید تا سوژه از لحاظ نوری کاملا طبیعی به نظر برسد. نحوه نور پردازی را خلاقانه انجام دهید و می توانید از نور های رنگی مختلف نیز بهره ببرید.     »»» کاهش دادن نویز در تصاویر شرکت های مختلف سازنده دوربین برای رفع نویز در نوردهی های بلند مدت تمهیدات مختلفی را اتخاذ کرده اند و حتی نرم افزار های ویرایش عکس نیز گزینه هایی برای رفع نویز در تصاویر دارند ولی آنچه که بهترین اثر را خواهد گذاشت ثبت فریمی با تنظیمات یکسان با عکس ها ولی با درب بسته لنز و ترکیب هر یک از فریم ها با این فریم که به دارک فریم2 مشهور است می باشد (این پروسه کمی زمانبر خواهد بود ولی نتیجه خوبی را در بر خواهد داشت، با این تفاسیر پیشنهاد استفاده از گزینه پیش فرض دوربین در تنظیمات به عنوان کاهنده نویز3 می باشد). 1. Light pollution 2. Dark frame 3. Noise reducer(reduction) *این نرم افزار به صورت رایگان و با راهنما در اینترنت وجود دارد و قابل دانلود می باشد.

آشنایی با هیستوگرام دوربین دیجیتال- تون و کنتراست

kharazi 2068

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله :  نشریه کمبریج این کالر توانائی تفسیر هیستوگرام دوربینهای دیجیتال، یکی از مهمترین نکات در کار با این نوع دوربینها می باشد. هیستوگرام نموداری است که میزان و نسبت پراکندگی تونهای تصویر از تیره ترین تا روشنترین بخش را نمایش می دهد و با مطالعه آن می توانیم بفهمیم که آیا عکس درست نوردهی شده است یا نه؟! نورهای موجود در تصویر تند یا تخت هستند یا غیر تخت، آیا عکس در نقاط تیره یا روشن دارای جزئیات است یا نه؟! و اینکه عکس به چه ویرایشهای نرم افزاری احتیاج دارد. درک هیستوگرام دوربینهای دیجیتال ممکن است در پیشرفت شما در کار با کامپیوتر تاثیر آنچنانی نداشته باشد اما مطمئنا در افزایش توان شما در عکاسی دیجیتال تاثیر بسزایی دارد. هر پیکسل در یک تصویر دیجیتال دارای رنگیست که از ترکیب سه رنگ اصلی آبی، سبز و قرمز بدست می آید. همچنین در صورتیکه تصویر 8-bit باشد می تواند مقدار روشنایی از 0 تا 255 سطح را به خود بگیرد. هیستوگرام RGB از محاسبه اینکه در هر سطح روشنائی از 0 تا 255 چه تعداد پیکسل وجود دارند ساخته می شود. در شکل زیر شمای کلی یک هیستوگرام را مشاهده می کنید. تونها به محدوده ای که بیشتر تونهای روشنائی در آن حضور دارند گستره تونال (tonal range) گفته می شود. گستره تونال هر عکسی با عکسهای دیگر متفاوت است، بنابراین نمی شود یک هیستوگرام ایده ال برای همه عکسها در نظر گرفت، ولی تفسیر آنها در زمان ثبت تصویر کمک می کند تا عکاس کارهایی را که لازم است برای یک ثبت خوب انجام دهد. تصویر بالا نمونه ای است از یک هیستوگرام با گستره تونال وسیع، همچنین در این مثال مشخص شده است که هر محدوده از عکس، کدام محدوده از نمودار هیستوگرام را بوجود می آورد. عکس فوق دارای مقدارکمی تونهای میانه (midtones) است ولی در عوض مقادیر فراوانی تونهای روشن (highlight) درقسمت بالا- سمت راست عکس و سایه ها (shadow) در قسمت پائین- سمت چپ عکس دارد که مقدار هر کدام از این تونها را می توانید در گوشه های سمت راست و چپ نمودار هیستوگرام ملاحظه کنید. خیلی وقتها شرایط نوری مانند عکس بالا خارق العاده نیست. در شرایط نوری عادی یا معمولی، درصورتیکه عمل نوردهی صحیح انجام شود، نمودارهیستوگرام اغلب دارای یک قله در مرکز می شود که این قله در دامنه به سمت تونهای روشن (highlight) و سایه ها(shadows) متمایل می شود. اکثر دوربینهای اتوماتیک از صحنه هایی مانند تصویر سمت راست، عکسهایی تولید می کنند که به هیستوگرامی مانند آنچه در پایین آمده است منجر می شود. در این تصویر خود قایق بوسیله نور مستقیم خورشید و آب بوسیله نور منعکس شده از ساختمان روشن گردیده است.     تصاویر تیره مایه( LOW KEY ) و روشن مایه( HIGH KEY )  اگرچه اغلب دوربینها هنگامی که بر روی مد اتوماتیک قرار گرفته باشند تصاویری تولید می کنند که هیستوگرام آنها دارای یک قله در وسط می باشد اما بطور کلی محل قرار گرفتن این قله به میزان زیادی به شرایط نوری در زمان ثبت تصویر ارتباط دارد. تصاویری که اغلب تونهای آنها در محدوده سایه (shadows)هیستوگرام قرار گرفته باشند را تصاویر تیره مایه (LOW KEY ) و تصاویری که اغلب تونهای آنها در محدوده روشنیهای (highlight) هیستوگرام قرار داشته باشند، تصاویر روشن مایه(high key ) نام دارند. قبل از گرفتن عکس، تشخیص اینکه تصویر پس از ثبت از نوع روشن مایه ( HIGH KEY ) خواهد بود یا از نوع تیره مایه ( LOW KEY ) کاربرد زیادی دارد. به دلیل اینکه سیستم نورسنجی دوربینها از نور بازتاب یافته کلی از سوژه برای نورسنجی استفاده می کنند و این توانائی را ندارند که میزان روشنائی دقیق سوژه را مشخص نمایند در نتیجه بسیاری از دوربینها از الگوریتمهای خاص و پیچیده ای استفاده می کنند تا این محدودیت را دور زده و میزان روشنایی سوژه را تخمین بزنند. نتیجه این تخمین برای صحنه هایی که اکثر تونهایشان در ناحیه تونهای میانه قرار می گیرند، قابل قبول است، در حالیکه در صحنه های روشن مایه ( HIGH KEY )  و تیره مایه ( LOW KEY ) عکس روشن تر یا تیره تر از حد معمول می گردد، برای نورسنجی بهتر است خود عکاس بصورت دستی نورسنجی کند. در این صورت عکاس می تواند تصمیم بگیرد که روشنایی های میانه روشن تر از تونهای میانه ثبت شوند یا تیره تر از آنها. عکسهای زیر حاصل استفاده از نورسنجی اتوماتیک دوربین است، همانطور که می بینید اکثر تونها در محدوده میانه قرار گرفته اند. بیشتر دوربینهای دیجیتال، در صحنه های تیره مایه  ( LOW KEY )  طوری عمل می کنند که هیچکدام از اجزای روشن موجود در صحنه بیشتر نور نبینند ( over expose ) و با این روش برای قسمتهای تیره تر اهمیت قایل نمی شوند. از طرف دیگر در تصاویر روشن مایه ( HIGH KEY ) اغلب بخشهایی وجود دارند که کمتر نور خورده اند (underexpose). بطور کلی در عکاسی دیجیتال امکان بازگردان قسمتهای کمتر نور دیده (underexpose) بسیار بیشتر از قسمتهای بیشتر نور دیده (over expose) شده است اگرچه اینکار با نویز همراه باشد. معمولا در قسمتهایی که از شدت بیشتر نور دیدن (over expose) به رنگ سپید تبدیل شده اند، جزئیات کاملا از دست رفته است که به این حالت انفجارسپیدی ( Clipping ) گفته می شود. کنتراست کنتراست تفاوت مقدار روشنائی در قسمتهای تیره عکس با قسمتهای روشن می باشد، یک هیستوگرام حتی می تواند میزان کنتراست تصویر را مشخص نماید. هیستوگرام عکسهایی که کنتراست بیشتری دارند از گستره تونال وسیعتری برخوردار است و هیستوگرامهایی که بصورت یک پیکان باریک درآمده اند، نشان دهنده پایین بودن میزان کنتراست می باشند. کنتراست زیاد تصویر، جلوه بصری بسیار زیبایی را برای بیننده خلق می کند. همانطور که در تصویرهای بالا می بینیم آبی که با کنتراست بالاتر ثبت شده است زیباتر به نظر می رسد. میزان کنتراست در هر یک از بخشهای تصویر بسته به بافت سوژه و میزان نور موجود در آن بخش می تواند متفاوت باشد. همانطور که در پائین میبینید تصویر قایق و دریاچه به سه بخش تقسیم شده است که هر بخش کنتراست مخصوص به خود را دارد. بخش بالایی به این دلیل که قایق تحت تابش نور مستقیم خورشید قرار گرفته است (نه نور بازتاب یافته از ساختمان) دارای بیشترین میزان کنتراست نسبت به بخشهای دیگر است. نور مستقیم خورشید به ایجاد سایه های غلیظ تر در زیر قایق و روشنی های شدیدتر در قسمت روی قایق منجر شده است که این باعث بالا بودن کنتراست این قسمت می شود. بخشهای میانی و پایینی تصویر اما تحت تاثیر نور ضعیف شده و بازتاب یافته از ساختمان هستند. بطور کلی نورهای بازتاب داده شده کنتراست کمی ایجاد می کنند.عکسهای حاصل از این نورها مانند زمانیست که یک عکاس در مه عکاسی کرده باشد، بخش پایینی نسبت به بخش بالایی دارای کنتراست بیشتری است که این به دلیل وجود سایه روشنها و بافت آبی آسمان است، در این قسمت روشنی های خوبی دیده می شوند اما به نسبت بخش بالایی، تصویراز فقدان سایه های عمیق رنج می برد.

لنزهای متحرک

kharazi 1996

موضوع : ابزارشناسی نویسنده  : ایمان میری عمده لنزها محوری ثابت و غیرقابل تغییر دارند، به طوریکه محور لنز عمود بر صفحه سنسور بوده و در نتیجه عکاسی با آنها از اجسام بزرگ و دارای چهارچوب همراه با نوعی خطا یا اثر همگرایی عمودی در تصویر می باشد. در همین راستا کمپانی های اپتیکی لنزهای متحرک را برای رفع این مشکل روانه بازار کردند. این لنزها ابزاری کلیدی برای عکاسی معماری می باشند، اما در کنار این ویژگی کاربردهای متعدد دیگری نیز دارند.   کنترل پرسپکتیو با توجه به طراحی و ساختار فیزیکی موجود در لنزهای متحرک و ارائه قابلیت هایی از جمله تغییر صفحه فوکوس، کنترل عمق میدان و اصلاح همگرایی عمودی (پرسپکتیو)، فرآیند و نحوه عکاسی بخصوص در حوزه های معماری، تبلیغاتی و صحنه ای توسط آنها به طرز چشم گیری بهبود یافته است. این لنزها می توانند اثر نامطلوب پرسپکتیو را از تصویر حذف نمایند تا چهارچوب فیزیکی اجرام حفظ گردد. در ضمن، همانطور که از نامشان برمی آید و در تصاویر مقابل مشاهده می کنید، دو حرکت عمده در این لنزها وجود دارد که تیلت (انحراف) و شیفت (انتقال) نامیده می شوند.     مقصود از حرکت تیلت، جهت دهی به صفحه فوکوس و در نتیجه تعیین نقاط فوکوس و غیر فوکوس در عکس است. به علاوه در حرکت شیفت می توان با کنترل پرسپکتیو، اثر همگرایی عمودی در خطوط را از بین برد.         تیلت حرکت تیلت با تغییر صفحه فوکوس امکان تغییر مرکز فوکوس را میسر می سازد. این حرکت نوعی عمق میدان مثلثی شکل ایجاد می کند که عرض آن فراتر از میزان واقعی خواهد بود. بنابراین در این حرکت عمق میدان زیاد نمی شود، بلکه می توان حدود آن را با توجه به نیاز عکاس تنظیم کرد. به علاوه می توان با تغییر جهت صفحه فوکوس، فقط بخشی از آنرا ثبت کرد که در نتیجه محدوده کوچکی از تصویر در فوکوس بوده و باقی آن در نوعی هاله قرار می گیرد -این رفتار را با ویژگی موجود در لنزهای ماکرو برای عکاسی از اجسام مینیاتوری اشتباه نگیرید!!!                       شیفت شیفت حرکتی برای تنظیم خط دید و نیز موازی نگاه داشتن صفحه تصویر و صفحه فوکوس می باشد. این حرکت در عکاسی معماری کاربرد فراوانی دارد، به طوریکه می توان با انتقال عمودی لنز، صفحه تصویر را موازی با صفحه سنسور نگاه داشت و در نتیجه از همگرایی عمودی در تصویر نهایی خودداری کرد. البته در نظر داشته باشید می توان با تغییر زاویه دوربین به سمت بالا و انتقال لنز به سمت پایین اثر همگرایی عمودی را به شدت افزایش داد. عدسی های طراحی شده برای لنز های متحرک، تصویر بسیار عریض تر از آنچه در لنزهای معمولی دیده می شود ارائه می کنند و همین موضوع امکان انتقال لنز و بهره برداری از زوایای مختلف تصویر کروی اصلی را میسر می سازد.     اصل شیمپ فلانگ شیمپ فلانگ یک اصل هندسی است که نشان دهنده نحوه جهت گیری صفحه فوکوس در یک سیستم اپتیکی حین ناموازی بودن صفحات لنز و تصویر است. در اکثر مواقع صفحات لنز، تصویر و نهایتا فوکوس در یک سیستم اپتیکی موازی یکدیگر هستند. در چنین سیستمی اگر جسم مسطح -مثلا یک وجه ساختمان- موازی صفحه سنسور و در نتیجه صفحه فوکوس باشد، تصویر نهایی کاملا واضح ثبت خواهد شد. در غیر اینصورت فقط نواحی از تصویر که در موازات صفحه فوکوس قرار دارند، واضح خواهند بود. وقتی خطی مورب از صفحه سنسور و خط دیگری از صفحه لنز خارج می شوند، این دو خط در نقطه صفحه فوکوس به هم می رسند و در چنین شرایطی تصویر یک جسم مسطح که موازی صفحه سنسور نمی باشد، فوکوس خواهد بود.       

عكاسی با نور طبیعی

kharazi 3005

موضوع : نورشناسی منبع مقاله : نشریه فتوپلاس عكاسی با نور طبیعی در این مقاله روش كار با نور طبیعی موجود را در عکاسی مورد بررسی قرار می دهیم. با بررسی این نوع عکاسی سعی بر این است تا بتوانیم این نور را بهتر بشناسیم و از نور طبیعی اطراف، به بهترین نحو ممکن استفاده كنیم. تمام سعی بر این است نسبت به دیگر عناصر، زاویه، رنگ نور و نیز شیوه ی عكاسی در روزهای ابری را مورد بررسی قرار می دهیم. نور در دسترس چیست ؟ نور در دسترس، همان نور طبیعی موجود برای عكاسی است. نور چراغ، فلاش یا سیستم های دیگر نورپردازی، نور طبیعی نیستند بلكه نور مصنوعی نامیده می شوند. نور طبیعی در زمان ها و مكان های مختلف و نیز در فصلها و شرایط آب و هوایی متفاوت، تغییر می كند. این تغییرات در كیفیت نور طبیعی با ایجاد احساس گرم و سرد و یا با ایجاد سایه های نرم و شدید، حالت عكس را تحت تاثیر قرار می دهند. به طور كلی نور سه ویژگی عمده دارد: روشنی، رنگ و جهت. یا به گفته ی برخی، كیفیت، كمیت و رنگ.   جهت نور نور طبیعی از زوایای گوناگونی به موضوع می تابد. اگر خورشید در ارتفاع پایین قرار داشته باشد، مثلا صبح زود یا نزدیك غروب، سوژه از مقابل، پشت یا كنار، روشن می شود. در یك روز ابری، نور از میان ابرها در آسمان منتشر می شود و نور اواسط روز ، به صورت عمودی بر سوژه می تابد. به طور كلی بهترین زمان برای عكاسی، صبح زود،‌ كمی پس از طلوع و بعد از ظهر، كمی پیش از غروب است. تا آنجا كه می شود از عكاسی در اواسط روز خودداری كنید زیرا نور عمودی سایه های شدیدی ایجاد می كند كه باعث حذف ویژگی ها و جزئیات سوژه می شود.   هنگامی كه زاویه تابش نور خورشید در پشت شما به عنوان عکاس و روبروی موضوع مورد نظرتان قرار دارد، جلوی موضوع روشن شده و در اكثر مواقع موضوع به طور یك دست روشن می شود. به همین دلیل به عقیده ی اغلب عكاسان، از نظر نورسنجی، این نوع نورپردازی ساده ترین روش برای عكاسی است. بهترین زمان برای عكاسی با این نور از نظر كیفیت و رنگ، در ساعت های نخستین پس از زمان طلوع و ساعت های پایانی روز است. اگر خورشید در روبروی شما و پشت موضوع قرار داشته باشد، پشت موضوع روشن می شود و به شکل معمول نتایج جالبی در پی دارد زیرا موضوع در عكس تان به طور كامل تاریك می شود و ضدنور (سیلوئت) های فوق العاده جذابی را می تواند به وجود بیآورد.   اما اگر می خواهید در چنین شرایط نوری، بدون اینكه موضوع ضدنور (سیلوئت) شود، عكاسی كنید باید به موضوع نزدیك شده و نور سنجی كنید سپس، بدون تغییر تنظیم های انجام گرفته در دوربین، عقب تر رفته و كادر مطلوب نظرتان را انتخاب كنید و سپس عكس بگیرید. هنگامی كه خورشید در سمت چپ یا راست شما و موضوع قرار داشته باشد، نور جانبی ایجاد می شود. برخی معتقدند این نوع نور، زیباترین و جذاب ترین نور موجود است زیرا با ایجاد سایه های زیبا به منظره حجم و عمق می دهد و بافت و جزئیات را برجسته تر می كندو این می تواند در نگاه مخاطب خوش ذوق، بسیار ظریف و دلنشین جلوه کند. اما به گفته ی بعضی از عكاسان، این نور خیلی چالش برانگیز است زیرا تركیبی از نور و سایه ایجاد می كند. سایه ها در یك عكس كم نور، بیش از حد تیره می شوند و نمایی سه بعدی به عكس می دهند. پس هنگام عكاسی با نور جانبی، پس از یك نورسنجی دقیق، عكس را با یك گام (استپ) نور پایین تر ثبت كنید زیرا این كار به طور معمول نتایج مثبت و خوبی در پی دارد.     آشنایی با رنگ نورها رنگ نورها با توجه به زمان و شرایط آب و هوایی متغیر است. نور در زمان میانی روز، شدید و بی رنگ است. نور عمودی و بی رنگ در این زمان از روز، عكس هایی بی روح و نامطلوب خلق می كند، به همین دلیل اكثر عكاسان با تجربه ترجیح می دهند صبح زود و یا اواخر روز عكاسی كنند. نور پیش از طلوع کامل در آب و هوایی مناسب، به رنگ آبی سرد و ته رنگ قرمز، یا صورتی گلگون و قرمز شفاف است. درست هنگام طلوع، این رنگ به نارنجی گرم تبدیل می شود كه مناظر و موضوع ها را با رنگ های زیبایی از نارنجی و طلایی پوشش می دهد. در حدود یك ساعت پیش از زمان غروب تا هنگام غروب کامل این تغییر رنگ به طور معكوس رخ می دهد. یعنی رنگ از نارنجی طلایی گرم به قرمز آبی، صورتی گلگون و قرمز شفاف تغییر می كند.   از آنچه گفته شد سعی کنید چند تجربه کسب کنید. در هر نقطه ای که هستید شرایطی را ایجاد کنید تا با رعایت اصول و نکات ایمنی پیرامون حساسیت سطوح حساس و یا شدت تابش منبع نور عکس هایی را به شکل ذکر شده تهیه کنید. این تمرین ها تجربه هایی ماندگار را در ذهن شما به جای می گذارد تا با رنگ هایی که در اثر زمان تابش به دست می آورید در موقعیت هایی فوق العاده بتوانید عکس هایی با نور طبیعی و در دسترس و همچنین سرشار از جلوه های طبیعی خلق کنید. به یاد داشته باشید کسب تجربه با مهارت های آموزش دیده شده کلاس خوبی است تا بتوانید آنچه شنیدید را به آنچه می شود دید تبدیل کنید. تلاش کنید تا با رنگ نور آشنا شوید زیرا همانطور كه قبلا گفتم ،صبح زود و هنگام غروب، رنگ نور نارنجی طلایی گرم است، اما اگر به طور منظم رنگ نور را بررسی كنید متوجه می شوید رنگ نور در صبح زود، از نور نارنجی طلایی گرم غروب، سردتر است. بعلاوه ، برف و مه، تك رنگ هستند و سوژه در این شرایط بیشتر جلب توجه می كند مانند فردی با یك چتر رنگی در مه. رنگ نور را همچنین با تغییرات فصلی نیز می توان بررسی كرد. مثلا نور شدید و عمودی در ظهر تابستان خیلی با نور مایل زمستان متفاوت است. نور روشن موجود در روزهای بهاری و پاییزی رنگ های زیبا و دلنشینی خلق می كند. رنگ نور به شدت تحت تاثیر دما است و با مقیاس كلوین سنجیده می شود. این مقیاس، رنگ هر دما و منبع نوری كه چنین رنگی ایجاد می كند را نشان می دهد. دمای بالای رنگ، یعنی از 5000 كلوین به بالا، معمولا رنگ های سرد نامیده می شوند و ته مایه های آبی سفید دارند. دماهای پایین تر رنگ ، بین 2700 تا 3000 كلوین، رنگ های گرم خوانده می شوند و ته مایه های زرد سفید و قرمز دارند. در اینجا برخی از دمای رنگ های معمول همراه با منابعشان و نمونه ای از رنگ مربوط به هر دما را آورده ایم. نور روزهای ابری همانطور كه پیش از این هم گفتیم، جنس و زاویه نور تابیده شده در زمان میانی روز در اغلب موقعیت ها نور خوبی برای عكاسی به شمار نمی آید اما در یك روز ابری كه آسمان پر از ابر است، می توانید با دوربین تان عكس های بی نظیری ثبت كنید. نور نرمی كه از میان ابرها در آسمان پخش می شود رنگ ها را غلیظ تر و كنتراست را نمایان تر می كند و عكس های زیباتری را برای ثبت و ارایه به وجود می آورد. جنس نور تابیده شده در روزهای بارانی برای عكاسی از مردم خیلی مناسب است زیرا دیگر سایه های شدید در زیر چشم پدید نمی آیند اما در روزهای بارانی و ابری از مناظر و جنگل ها عكاسی نكنید زیرا آسمان خاكستری در كنار درختان و گیاهانی كه به رنگ سبز روشن و شفاف هستند، در قریب به اتفاق تجربه های عکاسی اسباب تولید عكس زیبایی نشده است.   نتیجه گیری از این مقاله در عكاسی، هر نوری كه توسط عكاس ایجاد نشده باشد نور طبیعی در دسترس است كه شامل منابع نوری چون: خورشید، روشنایی ماه و غیره می شود. استفاده از نور طبیعی موجود برای عكاسان چالش برانگیز است زیرا به شکل مستقیم قابل تغییر و دستكاری نیست. این نور به شدت تحت تاثیر زمان، مكان و حتی موقعیت عكاسی قرار دارد و همچنین در عكس های رنگی، تنوعی از رنگ را می تواند پدید آورد. با وجود این چالش ها، اگر با نور طبیعی در دسترس، شرایط و ویژگی های این نور و روش كار با آن آشنا باشید، در ثبت عكس های خیره كننده، گامی مؤثر برداشته اید. پس دقت كنید و برای ثبت عكس هایی طبیعی و جادویی، آماده باشید!

اصول عکاسی، جنس و دمای رنگی نورها را بشناسیم

kharazi 2409

موضوع : نورشناسی مترجم : حشمت السادات نبوی دمای رنگ چشم انسان از توانایی حیرت آوری برخوردار بوده که او را قادر می سازد در هر شرایطی نوری، اشیا را به رنگ واقعی خود ببینید. اما در حقیقت هر نوری، رنگ متفاوتی دارد که دمای رنگ نامیده شده و با مقیاس کلوین (Kelvin ) سنجیده می شود. در حالیکه مغز انسان توان تطبیق خود را با این تفاوت ها دارد، اما فیلم عکاسی قادر به این کار نمی باشد. عکاسانی که از فیلم اسلاید استفاده می کنند باید توجه داشته باشند که موضوع آنها با توجه به نوع  و جنس نوری که دریافت می کنند، به رنگ های مختلفی ظاهر خواهند شد. یکی از راههای تطابق با دماهای مختلف رنگ، تغییر نوع فیلم مورد استفاده است. ساختمان فیلم های اسلاید نور روز طوری طراحی شده است که برای عکاسی با نور خورشید مناسب اند، اما طراحی فیلم های اسلاید تنگستن به صورتی است که می توانند با منبع نور گرم بویژه لامپ های فتوفلاید، عکس های طبیعی تری را ارائه دهند. مقیاس کلوین در عکاسی، ترکیب طول موج در انواع مختلف نور بر حسب دمای رنگ توصیف می شود. دمای رنگ بر اساس مقیاس کلوین محاسبه می شود. این مقیاس دما که بوسیله دانشمندان به کار می رود، بر مبنای مقدار نور ساطع شده از فلزات در هنگام حرارت است. به طوری که اگر یک قطعه فلز تا دمای k 1000 ، حرارت دهیم  به اندازه نور یک شمع از آن نور خارج می شود. در دمای k 3000، درخشش قطعه بیشتر شده و شدت نور آن مشابه لامپ خانگی می شود و در دمای k6000 نور ساطع شده از قطعه فلز، رنگ سفید یافته و نوری مشابه فلاش الکترونیکی به وجود می آورد. چهره ای مانند شبح برای خلق جلوه های خاص می توان منابع نورپردازی را به عمد با یکدیگر تلفیق کرد. در این عکس، به دلیل استفاده از فیلم تنگستن همراه با ابزار نورپردازی آتلیه که آن نیز تنگستن است، طرف راست چهره شخص، حالت عادی به خود گرفته، اما استفاده از نور فلاش ملایم باعث دادن ته رنگ آبی به تصویر شده است.     ترکیب رنگ ها نورهای مصنوعی که در زندگی روزمره از آنها استفاده می کنیم، رنگ های متفاوتی را بوجود می آورند که در این نما از شهر که در شب گرفته شده، به خوبی هستند. ته مایه سبز رنگ ساختمان های اداری حاکی از لامپهای فلورسنت به کار رفته در آنها است.           استفاده از نور فلاش با استفاده از نور روز، ساختمان موجود در پس زمینه عکس، به هنگام غروب خورشید، رنگ طبیعی به خود را پیدا کرده، اما صورت موضوع که به طور جداگانه با نور فلاش دستی روشن شده، یک نور غیر عادی به رنگ گرم به خود گرفته است.                 طلوع آبی تصویر فوق از مجسمه ای که به نام آزادی می شناسند، عکاسی شده و به دلیل شرایط جوی غبار آلود، یک ته رنگ کاملاً آبی پیدا کرده است. دلیل آن، در صد بالای نور آسمان است که به دلیل روشنایی ضعیف صبح هنگام در نیویورک به وجود آمده است.   جنس نور آسمان چیست؟ نور آسمان از دو منبع متفاوت تشکیل شده است: نور خورشید و نور آسمان. نور آسمان نوری است که از آسمان منعکس شده است. به دلیل تنوع در شدت نسبی نور آسمان و نور خورشید، دماهای رنگی مختلفی به وجود می آید. رنگ نور آسمان آبی است، بنابراین هر چقدر نور آسمان بیشتر باشد، تصویر آبی تر می شود. فیلم های نور روز برای عکاسی در شرایطی که ترکیب نور آسمان و نور خورشید به طور متوسط و دارای دمای رنگ حدود k 5500 درجه کلوین باشد، طراحی شده اند. در روزهای آفتابی، نور آسمان شدید بوده، اما نور خورشید از آن شدید تر است، به همین خاطر رنگ آبی حاصل از نور آسمان را تنها در سایه ها ( که فقط اندکی از نور آسمان را دریافت کرده اند) می توان دید. نور خورشید می تواند به وسیله ابر و غبار محدود شود، بنابراین در روزهای ابری، ترکیب نور خورشید و آسمان بیشتر شده و یک ته رنگ آبی سرتاسر عکس را در بر می گیرد. آسمان آبی در برابر خورشید، نور را به طرف پایین منعکس می کند و مناطق واقع در سایه را اندکی روشن می سازد.   نکته هایی تخصصی هنگام انتخاب فیلم این نکته را به خاطر داشته باشید که رنگ نور خورشید در طول روز تغییر می کند. در وسط روز نمایش رنگ، خنثی است، طرف غروب و تا اندکی پس از طلوع، نور رنگ مایه ی گرم دارد و هر چقدر میزان ابر و غبار در آسمان بیشتر باشد، نور آبی تر خواهد شد. بر خلاف فیلم اسلاید، نوع فیلم های نگاتیو رنگی مخصوص به نور روز و یا تنگستن کمتر ساخته می شوند، چرا که در حین چاپ می توان ته رنگ های حاصل از منابع نور را اصلاح و یا حتی حذف کرد. هنگام برخورد با نورپردازی های مختلف می توان از برنامه خودکار تعادل نور سفید ( white balance ) در دوربین های دیجیتال استفاده کرد.

اصول عکاسی، جنس زمان تابش نور را بشناسیم

kharazi 1356

موضوع : نورشناسی مترجم : حشمت السادات نبوی “نور پردازی “ بدون نور، عکاسی غیر ممکن است. تفاوتی نمی کند که از فیلم استفاده کنیم یا سیستم دیجیتالی! در هر صورت این نور است که تصویر را به وجود می آورد. اما همه نورها یکسان نیستند، در برخی از ساعت ها، نور درخشان تر است. اگرچه این مساله اهمیت چندانی ندارد، زیرا کمبود نور را می توان با افزایش طول نوردهی و استفاده از دیافراگم بازتر جبران کرد. با این وجود، کیفیت نور در توفیق یک عکس نقش بسزایی دارد. ” نور متغیر “ تاثیری که خورشید بر نحوه نمایش یک صحنه می گذارد، به عوامل متفاوت متعددی بستگی دارد. این عوامل آنقدر متغییراند، که ممکن است هرگز نتوانید، همانند عکسی را که امروز گرفته اید، دوباره به وجود آورید. موقعیت خورشید در آسمان نه تنها با تغییر زمان بلکه با عوامل دیگری مانند فصل و مکان نیز تغییر می کند. همه این عوامل بر روی رنگ، زاویه و میزان درخشندگی نور تاثیر می گذارند و تغییر نور به همان اندازه که بر روی موضوع اثر گذار است، بر روی حالت سایه ها نیز تاثیر دارد. مسلماً شرایط جوی نیز بر روی وضعیت نور تاثیر داشته و هر لحظه امکان تغییر آن وجود دارد. برای مثال ابرها فقط جلوی خورشید را نمی گیرند، بلکه همانند فیلتر ها و پخش کننده ها، کیفیت نور را تغییر می دهند و بدین ترتیب وضعیت نوری هر عکس در هر ثانیه ممکن است تغییر کند. مغز انسان نیز طبق عادت، اشیا را مطابق ذهنیت و تصور خود می بیند نه به شکل واقعی. البته گاهی اوقات ما به تفاوت وضعیت نور پردازی پی می بریم ( برای مثال موقعی که غروب خورشید، اشعه های طلایی خود را از سطح یک منظره پاک می کند) این در حالی است که در اکثر مواقع تفاوت چندانی را مشاهده نمی کنیم. حقیقت این است که نور پردازی طبیعی از لحاظ رنگ، به طور مداوم و به شدت تغییر می کند و در اثر این تغییرها نحوه ی نمایش همه چیز در تصویر دچار تغییر می شود. عکاس باید خوب دیدن را تمرین کند تا بتواند قبل از فشردن دکمه شاتر(مسدودکننده) تشخیص دهد مه با چه شرایطی در نورپردازی، عکس بهتری خواهد گرفت. از طلوع تا غروب تمام این عکس ها در یک روز بهاری از یک زاویه یکسان گرفته شده است. این تصاویر نشان می دهند که نور چقدر می تواند تغییر کند و در برخی شرایط تصویر بهتری را به وجود آورد. اولین عکس از مجموعه عکس های مقابل، درست قبل از طلوع آفتاب یعنی حدود ساعت 6:45 صبح گرفته شده و آخرین عکس نیز پس از غروب آفتاب، حدود ساعت 8:30 بعد از ظهر گرفته شده است. این عکس ها که در فواصل مختلف زمانی در طول روز گرفته شده اند، مقدار تغییر نور را به دقت نشان می دهند.

معماری (3)

kharazi 1109

موضوع : معماری و ابنیه منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی نویسنده : John Hedgecoe مترجم : فرانه ساروق فراهانی نوردهی در عکاسی معماری   عکاسان معماری معمولا به نور محیط تکیه می کنند. ممکن است برخی عکاسان در فضاهای داخلی ساختمان از نور مصنوعی استفاده کنند اما در محیط باز همیشه مورد لطف و مرحمت نور خورشید هستند. در عکاسی معماری هیچ گاه بحث  نوردهی کامل مطرح نیست، زیرا طراحیهای متفاوت ساختمانها از شرایط متفاوت و گوناگونی بهره مند می گردند. نوردهی از کنار نقش مهمی در برجسته نمودن شکل ساختمان دارد، در حالی که نوردهی از پشت هنگامی مفید است که ساختمان شکل قوی و کاملا قابل تشخیص داشته باشد. برای رسیدن به یک تصویر درست، بهتر است که خودرشید در جهت شانه های شما قرار گیرد. نوردهی از جلو بدین معنی است که هیچ سایه قوی وجود ندارد که نگران آن باشید اما خورشید کاملا پشت شما نبوده و هنوز مقدار نور کافی برای دادن حجم و بعد به تصویر وجود دارد . در زمانی که ارتفاع خورشید در آسمان کم است مثل زمان صبح زود یا اواخر ظهر یا در هوای ابری، عکاسی نتیجه بهتری می دهد. این انبار غلات در کانادا ساختار سودمند و مطلوب دارد که شاید در نگاه نخست توجه کسی را به خود جلب نکند. اما اگر نور از گوشه به آن تابیده شود، خطوط قوی مورب بر روی سقف و همچنین خطوط ریل، آن را به یک صحنه کاملا فتوژنیک تبدیل می کند.   صبح زود نوری را با خود به همراه می آورد که یک فضای آرام به وجود می آورد. این موقعیت عالی انعکاسهای خیره کننده ای برروی سطح آب رودخانه ریودوژانریو در برزیل به وجود آورده اند.   این تصویر با نور قوی که از پشت و سمت چپ دوربین تابیده شده است ، گرفته شده است . از این زاویه آنقدر سایه وجود دارد که حجم مجسمه ها مشخص شوند.   گردو غبار و مه برای ایجاد حالت رمز در عکس بسیار خوب عمل می کنند. همچنین اگر بخواهید پس زمینه ناخواسته ای را در تصویر محو کنید می توانید از این تکنیک استفاده کنید.   هنگام ظهر زمان مناسبی برای گرفتن عکسهای معماری نیست . اما در اینجا سایه ها قوس را تکرار می کنند و برروی منحنی های ساختمان موکوران تاکید می کنند.  

معماری (2)

kharazi 1240

موضوع : معماری و ابنیه منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی نویسنده : John Hedgecoe مترجم : فرانه ساروق فراهانی هنگام عکاسی از یک بنا و معماری علاوه بر داشتن کل بنا در کادر می توانید از جزئیات مثل بخش کوچکی از ساختار عکاسی کنید . این نگرش در فضاهای مدرن معماری بسیار با ارزش است به خصوص در فضاهایی که از خطوط قوی و هندسی استفاده شده است. با استفاده از لنزهای بلندتر( تله فتو) می توانید الگوها، طرحها، شکلها و ترکیبات جالبی از تن و رنگ را که در تصاویر پانارومیک به سختی دیده می شوند، بدست آورید . این کار باعث می شود که ساختمانهای معروف در جا شناخته نشوند. همچنین توریست ها و جمعیتی که معمولا در این امکان ها وجود دارند، مخفی می گردند.   لنز 24 میلی متری لنز 150 میلی متری لنز 150 میلی متری  این سری تصاویر پل بارکیتا در سویل اسپانیا را نشان می دهند. برای کشف جذاب ترین زوایا و ایجاد الگوهای متفاوت طیف وسیعی از لنزها، از لنز واید 18 میلی متری تا لنز تله 150 میلی متری مورد استفاده قرار گرفته است . ساختار متقارن پل نیز به ایجاد ترکیب بندی های شبه آبستره کمک کرده است.         پل آلامیلو در سویل یک ساختار زیبا و جالب است، اما عکاسی از آن آسان نیست زیرا فضاهای خالی زیادی در کادر باقی می ماند و بیشتر از چند تصویر سه بعدی نمی توان از آن گرفت . این زاویه دید پایین باعث می شود که حضور انسان در عکس کمتر شود و استفاده از فیلتر پولاریزه، کنتراست میان سیمهای سفید و آسمان آبی را افزایش می دهد.     اگر با استفاده از یک لنز تله به پل آلامیلو نزدیک شوید، هر زاویه دید، تصویری جذاب و مملو از الگو و شکل به وجود خواهد آورد.

معماری (1)

kharazi 1647

موضوع : معماری و ابنیه منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی نویسنده : John Hedgecoe مترجم : فرانه ساروق فراهانی عکاسی معماری   از آنجایی که برای رسیدن به یک ترکیب بندی مناسب نمی توان ساختمانها را حرکت داد، مهارت عکاس معماری در این است که راهی را کشف کند که در آن ساختار بنا به شکلی جذاب و خلاقانه به نمایش درآید. عکاس معماری با استفاده بهینه از نور طبیعی متغیر و تغییر زاویه دید و زاویه دوربین می تواند به طیف وسیعی از تصاویر خیره کننده حتی از معروف ترین و پر بیننده ترین ساختمانهای دنیا دست پیدا کند . یکی از لوازم ضروری در عکاسی معماری لنزهای واید هستند، به خصوص هنگام عکاسی در فضاهای داخلی ساختمان . اگر چه این لنزها مشکلاتی مثل پرسپکتیو به دنبال خواهند داشت ، اما این مساله حلی نشدنی نیست . استفاده از لنزهای شیفت (SHIFT) یا لنزهای pc راهی برای جلوگیری از تلاقی خطوط عمودی هستند. استفاده از لنز مناسب لنزهای زاویه باز به عکاسی معماری ارتباط بسیار زیادی دارند . زیرا ساختمانها اغلب موضوعات بزرگی هستند و بوسیله سایر ساختمانها احاطه شده اند . اغلب باید از فاصله نزدیک از آنها عکاسی کرد و لنزهای واید این اطمینان را به وجود می آوردند که تمام ساختمان در کادر جابگیرد . با این وجود برای اینکه بالای ساختمان در کادر قرار گیرد باید به عقب کمی خم شد، نتیجه این است که خطوط عمودی در تصویر شیبدار به نظر می رسند. خوشبختانه اکثر ساختمانهای فتوژنیک به گونه ای طراحی شده اند که از فاصله دور بتوان آنها را مشاهده کرد. قلعه ها، کلیساها و معابد به گونه ای در محیط قرار گرفته اند که بر اطراف خود احاطه دارند. علاوه بر کاربرد لنزهای واید از فاصله نزدیک یا لنزهای تله فتو از فاصله دور، سعی کنید با یافتن یک وضعیت بالاتر از سطح زمین، چه به صورت طبیعی و یا مصنوعی مانند بالکن یک هتل،مشکل همگرایی خطوط عمودی را حل کنید. به خاطر داشته باشید که هرچه موقعیت دوربین از ساختمان دورتر باشد زاویه دید لنز باید کمتر باشد یعنی از لنزهای تله باید استفاده شود. فایده این کار این است که برای داشتن کل ساختمان در کادر احتیاجی به کج کردن دوربین نیست . نکات کلیدی در انتخاب تجهیزات برای از بین بردن کامل حالت همگرایی خطوط عمودی، استفاده از دوربینهای قطع بزرگ یا متوسط توصیه می شود . در غیر اینصورت می توانید از دوربینهای SLR ، 35 میلی متری استفاده کنید که دارای لنز شیفت یا PC باشد. صفحات ویژه فوکوس همراه با طرحهای شطرنجی می توانند برای صاف نگه داشتن دوربین و تنظیم خطوط عمودی وافقی مفید باشند. در برخی از دوربینهای دیجیتال نیز این شبکه های شطرنجی برروی صفحه منظره یاب ظاهر می شود. طیف وسیعی از لنزها شما را قادر می سازند که بتوانید از فواصل مختلف از یک ساختمان عکاسی کنید. در فضاهای داخلی استفاده از لنزهای فیش آی (Fisheye) و یا لنزهای اولتراواید(Ultra wide) مفید است . لنزهای تله فتو نیز که فاصله کانونی آنها تا 300 میلی متر است ( دوربینهای 35 میلی متری) برای عکاسی از فواصل درو مناسب هستند. در نهایت زمانی که نتوانستید از دوربین یا لنز برای برطرف کردن همگرایی خطوط استفاده کنید، به کار بردن یک برنامه کامپیوتری برای تصحیح عکس توصیه می گردد.   از فضایی که در اختیار دارید نهایت استفاده را بکنید . تا حد امکان از ساختمان فاصله بگیرید . می توانید از جاده عبور کرده یا به آن طرف رودخانه بروید در این صورت اعوجاج را به حداقل می رسانید.   در این تصویر برای اطمینان از حالت عمودی کامل برج از لنز شیفت استفاده شده است. از فضایی که در اختیار دارید نهایت استفاده را بکنید . تا حد امکان از ساختمان فاصله بگیرید . می توانید از جاده عبور کرده یا به آن طرف رودخانه بروید در این صورت اعوجاج را به حداقل می رسانید.             خطوط عمودی اغلب مشکل همگرایی را به وجود می آورند. اما، در این تصویر کلیسای لیورپول خود دارای ساختاری با خطوط همگرا است بنابراین اعوجاج به وجود آمده در فاصله نزدیک قابل تشخیص نیست.  

عکاسی از دود

kharazi 3913

موضوع : عمومی مترجم : نازیلا توکلی نیا زمانیکه شما به عکسهایی که از دود گرفته شده اند نگاه میکنید, ممکن است فکر کنید که چنین عکس هایی غیر ممکن است, اما حقیقتا چنین نیست. فقط کافی است که که صبور باشید, چرا که نسبت عکسهای خوب به بد بسیار پایین است. عکس از: Issa شما به وسایل مناسب جهت عکاسی از دود احتیاج دارید. از آنجایی که این فرم از عکاسی در فضای بسته انجام میشود, بنابراین راه خوبی است برای گذران وقت در داخل فضای بسته. البته این تنها وقت کشی نیست, بلکه توما نوعی احساس رضایت نیزدر شما ایجاد میکند. نگران تهیه وسایل نباشید, زیرا شما تنها به وسایل ارزان داخل منزل احتیاج دارید. تنها وسایل گران قیمت مورد نیاز دوربین و فلش است. در این مقاله اموزشی ما سعی خواهیم کرد تا عکاسی از دود را برای شما ساده کنیم. نمی توان گفت که راه صحیح یا غلط در عکاسی از دود وجود دارد. به بیان دیگر روش درست یا غلط برای عکاسی از یک رشته دود وجود ندارد. شما شخصا سعی میکنید تا این را درعکس خود تجربه کنید. همانطور که در بیشتر مقاله ها گفته شده, بهترین چیز در عکاسی, تجربه است. تنها تجربه بهترین عکس را با بهترین زاویه و نور در اختیار شما قرار خواهد داد. بیایید تا در ابتدا مراحل ساده زیر را امتحان کنیم. تجهیزات مورد نیاز: • دور بین: شما به دوربینی احتیاج دارید که اجازه میدهد تا کنترل حالتهای مختلف را در دست گیرید. نیاز است تا شما بر روی سرعت شاتر, اپرچر و زوم کنترل داشته باشید. بیشتر دوربین های DSLR به شما اجازه کنترل این پارامتر ها را میدهد. • فلش: به یک فلش جداگانه بی سیم یا با کابل احتیاج دارید. • تولید کننده دود: همچنین به یک منبع تولید دود احتیاج است. • پس زمینه: شما به یک پس زمینه تیره, ترجیحا مشکی احتیاج دارید. • باز تابنده: توصیه میشود تا از بازتابنده ای استفاده شود که از تمامی جهات نور یکسانی به دنباله دود میدهد. • فندک: برای روشن کردن منبع دود به فندک یا کبریت احتیاج داریم. • سه پایه دوربین: به یک سه پایه دوربین جهت نگه داشتن دوربین در یکجا احتیاج است, چرا که ما نمیخواهیم در هر بار کانون را تغییر دهیم. • اتاقی با تهویه مناسب: برای حفظ کیفیت تصویر نیاز است تا دود اضافه بوسیله جریان هوا و یا تهویه از اتاق خارج شود. • صبر و حوصله: همانطور که ذکر شد صبر و حوصله مهمترین ابزاردر این بخش است. تنظیمات: در ابتدا باید مطمئن شد که هیچ نوری در پس زمینه خود نمایی نمی کند. بخاطر داشته باشیم که تمرکز بر روی دود و محدود شدن توجه به پس زمینه است. همچنین باید مراقب بود تا هیچ نور اضافه ای به لنز برخورد نکند, چرا که این نورها در عکس خود را نشان خواهند داد. در ذیل برخی از تکنیک های تنظیمات آمده است: پس زمینه خود را در پشت صحنه آویزان کنید. منبع دود را با فاصله یک تا یک مترو نیم از پس زمینه قرار دهید. فلش را در فاصله نیم تا یک متر از منبع دود بگذارید. بازتابنده را در جهت مخالف فلش قرار دهید. سه پایه و دوربین را در فاصله نیم تا یک متری از منبع نور بگذارید. بخاطر داشته باشید که اتاقها و تنظیمات با یکدیگر متفاوت هستند و نمیتوان گفت تنها یک موقعیت عالی برای فلش, بازتابنده, دوربین و یا پس زمینه وجود دارد. هدف ما حذف نورهای اضافه و قراردادن فلش در زوایای مختلف برای بهترین تنظیمات است. عکسها را بررسی کنید تا در صورت مشاهده درخشندگی زیاد زاویه خود را تغییر دهید. دوربین و تنضیمات فلش: احتیاج است تا برخی از فاکتورهای مهم را درباره عکاسی از دود بدانیم. دانستن این تنظیمات به شما کمک میکند تا در کل عکاس بهتری شوید, بنابراین از صرف زمان برای یادگیری دریغ نکنید. سرعت شاتر: از آنجایی که دود به طور پیاپی در حال حرکت است, بنابراین ما به سرعت شاتر بالا احتیاج داریم تا ازهر گونه حرکت دست و تار شدن عکس جلوگیری شود. روزنه: ما عمق زیاد فیلد را نیاز داریم تا تمامی جزئییات را در حرکت دود شکار کنیم. توصیه میشود تا از یک اپرچر کوچک استفاده شود. ISO: از آنجایی که نور بسیار پایین است, بنابراین دود بصورت رگه رگه و شلوغ نمایش داده خواهد شد و تنها بالا به آن اضافه خواهد شد. استفاده از یک ISO پایین برای اینگونه عکسها توصیه میشود.ISO نور: از حداکثر توانایی فلش استفاده کنید, زیرا که با پایین سرعت شاتر زیاد و اپرچر کوچک, ما نیاز به نوری قوی داریم تا بتواند به درستی صحنه را افشا کند. Morph “دود بنفش” برای اینکه زندگی را برای شما ساده تر کنیم, تنضیمات آخرین عکس از دود را برای شما در زیر آورده ایم. Camera: Canon 7D Lens: Standard 28-135 mm IS Mode: Manual Shutter Speed: 1/250 seconds Aperture: f/8 – f/16 ISO: 100 Focus: Manual White Balance: Auto Flash output: Almost at full power خود را فقط به تنضیمات بالا محدود نکنید. این تنضیمات تنها برای ایده دادن به شما آورده شده است. هرچند هر دوربین در نوع خود با دیگری متفاوت است, بنابراین تغییر تنضیمات بستگی به نوع دوربین شما دارد. حال بییایید تا عکس بگیریم حالا که تنضیمات کامل است, بیایید تا دوربین را برداشته و عکس بگیریم. همه درب و پنجره ها را ببندید, تا هیچ وزش بادی در داخل اتاق نداشته باشیم. زیرا که باد باعث ایجاد صحنه های بی ثبات شده و عکاسی را مشکل میکند. سعی کنید تا همه چیز را در حد امکان ساده نگه دارید. منبع دود را نور دهی کنید. اگر رشته های نوری کلفت را به نازک ترجیح می دهید, میتوانید از دو منبع دود استفاده کنید. ما مجبوریم تا در حالت دستی فوکوس کار کنیم, بنابراین حالت اتوماتیک را خاموش و کنترل را به دستان خود بسپارید. توصیه این است تا فوکوس حدود 3 تا 4 سانتی بالای منبع نور باشد. Peter Emmett  “اژدها” با تنضیمات انجام شده روی دوربین, روشن یا خاموش بودن چراغ زیاد مهم نیست. هر چند توصیه این است تا چراغ اتاق را جهت جلوگیری از هر گونه تداخل نور خاموش نگه دارید. شروع کنید! چند عکس آزمایشی بگیرید! هدف در اینجا محو کردن پس زمینه و جلوه دادن دود است. سعی کنید تا از پس زمینه تیره و تاریک تا حد امکان استفاده کنید. بلافاصله بعد از رسیدن به صحنه مورد نیاز میتوانید عکسهایی عالی بگیرید. سعی کنید زوایای مختلف و پیچ و خمهای متفاوت یک رشته دود را شکار کنید. شما حتی میتوانید تا دوربین را از سه پایه جدا و با دور و نزدیک شدن به دود صحنه های متفاوتی را شکار کنید. سعی کنید تا با قرار دادن موانع مختلف بر سر راه دود صحنه های جالبی بوجود آورید. قاشق اغلب در جذب دود استفاده شده و صحنه را بسیار جالب میکند. شما حتی میتوانید کمی در دود بدمید تا جریان هوا جهت دود را عوض کند.

ده راه برای اینکه در عکاسی کنجکاوتر باشیم

kharazi 974

موضوع : عمومی مترجم : سید مهدی حسینی 1. بیش از حد خود را اسیر قوانین نکنیم هنگامی که مشغول عکاسی می شویم، قوانین زیادی ما را درگیر می کنند. حتما با خواندن کتاب ها و مقالات بسیاری از آنها را شناخته اید. برخی از این قوانین اسامی رسمی ای دارند مانند: قوانین یک سوم و یا نقطه طلایی، اما برخی اینطور نیستند. قوانین، مهمترین مواردی هستند که باید آنها را دانست (و البته استفاده کرد)؛ با این وجود یک عکاس کنجکاو، اغلب عکس های عالی دارد نه بخاطر اینکه قوانین را می داند، بلکه به این خاطر که آن قوانین را شکسته است. قانون یک سوم را ببینید! اغلب اوقات قدرتمندترین عکس ها آنهایی هستند که سوژه در مرکز به لنز خیره می شود. 2. سئوال بپرسید عکاسان کنجکاو همیشه در حال پرسش هستند. سئوال از عکاسان دیگر، سئوال در مورد کار آنها، در مورد دوربین و سوژه ها و غیره. در نتیجه در مورد هنر و شخصیت آنان چیزهایی یاد می گیرند که بقیه ما نمی دانیم و به همین علت آنها رشد می کنند. کسی را که دوربینی مانند شما دارد پیدا کنید و از نحوه استفاده او از دوربین سئوال بپرسید. عکاسی که در ژانر متفاوتی نسبت به شما فعالیت می کند پیدا کنید و از تکنیک های او سئوال بپرسید. سپس به عکس های ماه هایی که پشت سر گذاشتید نگاه کنید و بپرسید که چه کاری را خوب انجام داده اید (و یا انجام نداده اید) 3. بپرسید: “چی می شه اگر …” یکی از کلیدی ترین سئوالاتی که باید عادت کنید و آن را مرتب بپرسید این است که: “چی می شه اگر … ؟” مردم کنجکاو تنها به سئوال پرسیدن اکتفا نمی کنند. آنها همواره بدنبال یک راه حل هستند. بسیاری از راه حل ها به سادگی با نادیده گرفته شدن به پایان خودشون می رسند، اما اگر بپرسید “چی می شه اگر …؟” زمان کافی دارید تا خودتون رو موظف کنید تا سرانجام رشد کنید. چی میشه اگر من دوربین رو از این زاویه نگه دارم؟ چی میشه اگر من سوژه عکسم رو اینطوری وایستاده نگه دارم؟ چی میشه اگه من برای ثبت این عکسم روی زمین دراز بکشم؟ چی میشه اگر من سرعت شاترم رو بیشتر کنم؟ و … 4. سئوال هاتون را به خواسته تبدیل کنید یک معلم قدیمی یکبار این عبارت را برای من بکار برد و تا کنون در ذهن من ماند: “سئوال هایت را به خواسته تبدیل کن!” پرسیدن سئوال “چی میشه اگر …؟” (و یا سئوالات دیگر) کافی نیست. سابقه سئوال هایی که می پرسید رو نگه دارید و مرتب و هر از گاهی به آنها سر بزنید و تلاش کنید تا راه حلی برای مشکلی که در پشت سئوالات وجود دارد بیابید. همراه داشتن سئوال ها در سطوح بعدی ممکن است همیشه ثمربخش نباشد، ولی در زمان لازم شما را به سفرهایی برای یافتن موقعیت هایی که اصلا فکر آن را نمی کردید هدایت می کند. برای خودتون خواست ها و چالش هایی تعیین کنید. من گهگاه برای خودم فهرستی از عکس هایی که دوست دارم در یک بعدازظهر ثبت کنم را تهیه می کنم و یا هفته ای را در جایی خواهم بود که در آن موضوعات نابی را تجربه کنم. 5. از دیگران بیاموزید در حالیکه برخی اوقات بهترین راه یادگیری توسط تلاش، اشتباه کردن و تلاش مجدد است. اما گاهی موثرترین راه، یافتن فردی است که تلاش کرده، اشتباه کرده و مجددا تلاش کرده و می تواند به شما کمک کند تا از مخاطرات عکاسی اجتناب کنید. یک دوست عکاس دیگر را پیدا کنید و اوقاتی از عکاسی را با هم سپری کنید. ایده های خود را تبادل کنید، به یکدیگر پیشنهاد بدهید و درس هایی که فراگرفته اید را به اشتراک بگذارید. “من می خواهم از عکاسی بیشتر بیاموزم و می دانم که با یکدیگر به مراتب بیشتر خواهیم آموخت.” 6. ایده های پراکنده را یکی کنیم ادوارد دی بونو تمرین های مختلف فراوانی دارد که در توسعه مهارت های تفکر جانبی مردم کمک شایانی می کند. در برخی از کتاب هایش او در این مورد صحبت می کند که نحوه تفکر به یک نوع دیگر، زمانی است که ایده های مختلف را با هم یکی کنیم تا یک راه حل برای مساله پیدا کنیم. وارد قاب های ذهن شوید. جایی که معولا آنجا این را انجام می دهید و از اینکه چگونه ذهن شما با چیزهای خلاقانه؛ بطور حیرت آوری رشد می کند، متعجب شوید. تصویر روبه رو، پسری در زیر چتر را نشان می دهد که کپسول ها بر سر وی می ریزند، یک نمونه ساده است. چه کسی تا کنون فکر کرده است که دارو ها بر روی چتر شخصی اینچین زیبا ببارند؟ 7. بازی کنید شاید خلاق ترین افراد کودکانی باشند که بسیاری از چیزهایی که ما اینجا می نویسیم را انجام می دهند. (علی الخصوص پرسش را) کار دیگری که کودکان انجام می دهند “بازی کردن” است. بدون هیچ دستورکاری برای سرگرم بودن و اینکه بعدش چه اتفاقی می افته، کودکان با هر آنچه در اطرافشون هست بازی می کنند و آزمایش می کنند و محدودیت های محیط پیرامونشون رو عقب می زنند.با این کار آنها از زندگی، خودشون و دنیاشون می آموزند. من متوجه شدم که اغلب زمان هایی که روش سرزنده و شوخ بودن رو در مقابل زندگی پی می گیرم، بسیار خلاق هستم و اکتشافات متنوعی را بدست میارم. بعضی از بهترین عکس های من از بازی های من حاصل شده اند، زمانی که بدون هیچ برنامه ریزی، گرم کار با دوربینم هستم. بازی با زاویه های جدید، با فاصله های عکاسی مختلف، با پرسپکتیوهای متنوع و غیره. 8. با جریان همراه شوید یکی از بزرگترین موانع خلاقیت و کنجکاوی عباراتی نظیر عبارات زیر هستند: + ما هرگز این کار رو قبلا انجام نداده ایم + این احمقانه است + این هرگز جواب نمی دهد اغلب اوقات بعد از این قبیل عبارات هست که پیگیری ایده ها متوقف میشه، پروژه ها به پایان می رسد و مردم به زندگی یکنواخت خودشون بر می گردند. یاد بگیرید که این قبیل عبارات را نادیده بگیرید و هوشیاری و احساسات خودتون را دنبال کنید. ممکن است خودتون را در حال دستیابی به چیزی پیدا کنید که تا بحال کسی قبلا انجام نداده است و دیگران آرزوی انجامش رو داشتند. من مطمئن هستم که بسیاری از تصاویر صفحه جذاب ترین های سایت فیلیکر، نتیجه این تکامل، توسط ایده های افرادی است که نمی دانستند چه زمانی باید توقف کنند. 9. بی درنگ مشغول شوید یکی از مهمترین چیزهایی که در مورد افراد کنجکاو  متوجه شدم این است که آنها به ندرت ساکن می نشینند و همواره به سمت جلو حرکت می کنند و در حال ابتکارهای جدید هستند. عکاس های کنجکاو انتظار ندارند تا فرصت های عکاسی به سمت آنها بیاید، آنها بجای این کار به دنبال فرصت ها در جستجو هستند. آنها طرزفکر و ساختار ذهنی ای دارند که همیشه بطور طبیعی پرسش، تحقیق و یافتن خواسته هاشون رو به همراه دارد. چیزی که بقیه ما آرزو داریم یک روزی در مسیر ما هم قرار خواهد گرفت. دوربینتون رو بردارید، از خونه بزنید بیرون، چند تا سوژه جالب پیدا کنید و شروع کنید به عکاسی. بهترین عکس هیچوقت درب خونه شما رو نخواهد زد! 10. آهسته حرکت کنید ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن تند تند گام ها برداشته میشه. جایی که برای رسیدن از چیزی به چیز دیگر رقابت می کنیم و بندرت آرام می نشینیم. متاسفانه وارد کردن این روحیه زندگی در کار عکاسیمون هم براحتی انجام میشه. ما بی صبرانه برای “یک عکس” منتظر می شویم و هنگامی که به سرعت اتفاق نیفتاد، جمع می کنیم و راه می افتیم. با وجوداین، در اغلب مواقع عکاسی یک رسانه با گام های سریع نیست. من این رو هنگامی که با یک عکاس طبیعت صحبت می کردم یاد گرفتم که تعریف می کرد روزهایی بر روی یک نقطه می نشسته تا تنها بتونه چند فریم عکس بگیره. او یاد گرفته بود تا آهسته حرکت کند، تا لطافت های کوچک زندگی را ببیند، صبور باشد و نتیجه این بود که کارهای او حقیقتا برجسته بودند. چندساعتی رو این هفته کنار بگذارید تا به جایی از شهر یا روستا برید و آرام بنشینید و دنیایی که وجود دارد را نظاره کنید. هیچ دستور کاری برای خودتون تنظیم نکنید، تنها نظاره کنید و وقتی دیدید چیزی ارزش عکاسی داره عکس بگیرید.

بنر کتاب عکس

لایت روم