نمایشگاه عکس « خودردیابی، فصل سوم پروژه روزمرگی‎های معاصر » در گالری سایه

در پی برگزاری نمایشگاه های عکس «کجواج ها» و «فراموشی»، فصل سوم پروژه روزمرگی های معاصر با عنوان: « خودردیابی » از روز جمعه 21 تیرماه جاری در گالری سایه برگزار می شود.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، « روزمرگی‎های معاصر » پروژه هنری دنباله داری است که به نمایشگاه‌گردانی علی میراسماعیلی تاکنون دو فصل از آن با عناوین: «کجواج ها» و «فراموشی» به نمایش در آمده است و نمایشگاه فصل سوم این پروژه با عنوان: «خودردیابی» از روز جمعه 21 تیر ماه جاری در گالری سایه به نمایش گذاشته می شود.
در این دور از نمایشگاه ۹ عکاس و صاحب اثر حضور دارند که اغلب آثارشان به صورت عکس و چیدمان ارایه شده است.
آنچه لازم به تاکید است توجه به این نکته می باشد که مانند مشی طی شده در فصول قبلی پروژه، صاحبان آثار برای شرکت در این فصل نیز بدون وابستگی به هر کدام از سبک‎ها یا شیوه‌های تولید اثر هنری، با رویکردی فرا‌رشته ای سعی در نمایش مفهوم روزمرگی در شکل معاصر آن دارند.

همچنین پس از انتشار فراخوان و بررسی پروپوزال های دریافتی و انتخاب هنرمندان، کار بر روی « شرایط » به عنوان فصل چهارم پروژه روزمرگی‎های معاصر به مراحل پایانی نزدیک شده و این فصل از پروژه زمستان امسال به نمایش در می آید.

علی میراسماعیلی نمایشگاه‎گردان پروژه عکاسی «خودردیابی، فصل سوم پروژه روزمرگی های معاصر» در متن قاب نخست این نمایشگاه آورده است:
خود را دیدن به معنای مکاشفه خویشتن، پدیده ای نوظهور نیست اما اختلال و پریشانی انسان معاصر که ناشی از دیدن \خود ‎\در مرز میان خاطره،واقعیت و رویاست او را بیش از هر زمان دیگری نسبت به شناخت هویت خویش به چالش کشیده است. خودردیابی به مواجه انسان معاصر با خویشتن در مسیر این شناخت می‎پردازد.
صاحبان اثر در این فصل از نمایشگاه عبارتند از: هستی ‎حاجی‎ابوالحسن، مرسا زینالی، معصومه شصتی، الهام شویکلو، مهسا شهپرنیا، ماه‎نو شیرزاد، مرضیه صادق‎محمدی، بنفشه عرشی و الهام مرادی .

نمایشگاه گروهی عکس و چیدمان «خودردیابی» ساعت 17 روز جمعه ۲۱ تیرماه در گالری سایه گشایش می یابد و تا ساعت 21 ادامه خواهد داشت.
علاقمندان می توانند تا پایان روز 26 تیر ماه همه روزه از ساعت 11 تا 20 از این نمایشگاه و آثار ارایه شده در آن دیدن کنند.
گالری سایه در: تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان سنایی، خیابان سیزدهم، شماره ۲۱ واقع شده است.

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (1)

  • اعظم حشمتى

    |

    “خود رديابى” رد زيبايى از تلاش، مطالعه ، خلق ايده و پرداخت به آن بود
    موضوعى كه انتخاب شده بود، يكى از چالش هاى اجتماعى دنياى پرسرعت معاصر است كه هر عكاس به فراخور حال و دغدغه اش به مواجهه با شناخت هويت خويش پرداخته بود
    در بعضى آثار ردّ هويت را از بديهى ترين و ابتدايى ترين تاثير دنبال كرده بودند
    مانند مجموعه “آلبوم خانوادگى”
    ردى كه شايد درپيچيدگى هاى زمان معاصر از فرط عادى بودن چندان ديده نشود
    با پرداختى خلاقانه و هوشمندانه مجموعه اى قابل توجه بود كه اجراى فكر شده آن مخاطب را به برخورد نزديكتر و تعامل با اجرا و ايده وا مى داشت، هر چند در اجرا مى توانست موفق تر عمل نمايد، اما در مجموع يكى از بهترين هاى نمايشگاه بود.
    يا مجموعه “بدون عنوان” و “ستردگى” كه پا را از مرز خانواده فراتر نهاده و تاثير افرادى كه به هر نوعى در ارتباط با ما قرار دارند را بررسى كرده و هر كدام در اجرايى متفاوت آن را به نمايش گذاشته بودند
    كه به نظرم چندان پرداخت هاى موفقى نبودند.

    اثر “تاسيان” ايده اى نو در پرداخت به
    اختلال و پريشانى هويت انسان معاصر بود ، ايده و تفكرى كه وابستگى هويت انسان به مكان ها و خاطرات را مورد مطالعه قرار داده بود و اين عامل را به عنوان متغييرى در نظر گرفته بود كه هويت تابع آن است
    نوع پرداخت و اجرا هم نو و خلاقانه بود ولى ضعف هاى در اجرا داشت
    در اين اجرا شخص با نزديك شدن به مكان و خاطراتى، از مكان و خاطراتى دور مى شد ، نديدن آنچه از آن دور مى شويم و عدم انتخاب عكس هاى مناسب و تاثير گذارتر و اجرايى كه با وجود كپشن به شدت وابسته به حضور و تاثير صاحب اثر بود از ضعف هاى اين مجموعه بود.
    مجموعه ” متامور فوسيس” مجموعه موفقى بود كه تاثيراتى هويتى را در رد آسيب هايى ديده بود كه انسان به خود و محيط اش وارد مى آورد
    و با كنار هم گذاشتن آن ها امكان مقايسه را فراهم كرده بود
    اجرايى فكر شده و موفق داشت.
    اما مجموعه ” مقطع” جذابيت اجراى آن مخاطب را وادار به جستجو مى كند ، كه جلوتر رود ، حدس بزند و در نهايت دنبال انديشه اى برود كه منجر به اين اجرا شده است ، تفكرى كه ردّ خوديابى را تا انتهايى محتوم دنبال كرده است
    كه هر چند تنها يك باور از هزاران باور و انديشه اى است كه از سرنوشت “من” ها حكايت مى كندو شايد خيلى قابل تعميم نباشد
    اما يك تفكر با ايده اجراى جذابى بود كه مخاطب را به چالش مى كشيد.
    مجموعه ” برهوت” به بررسى تاثيرات زمانى رويدادهاى گذشته هاى دور و نزديك بر هويت بشر معاصر پرداخته بود
    طراحى برهوتى كه حفره هاى زمانى داشت وسرنوشت ناچار آدمى را در اين برهوت مى ديد و اجرا كرده بود ، ايده و تفكر جالبى بود ولى در مقايسه با اجرا خامى اى حس مى شد كه نتيجه را ابتر وانهاده بود.
    مجموعه “انقلاب، آزادى” و “نوروپلاستيسى” هم دو مجموعه اى بودند كه اجراى عجيب شان ، مخاطب رادرگير و به كنكاش وامى داشت
    اجراهايى كمى پيچيده مخاطب را گيج و سرگردان مى كرد، دور بودن معنا و ايده از اجراى به نظر بنده ضعيف ، كار را در يك سرگشتگى رها مى كرد، كه بعد با خودش بگويد خوب كه چه؟ چى شد؟
    و با پناه به كپشن و توضيحات هم باز ذهن از تحليل باز مى مانند.

    نمايشگاه در مجموع در نگاه منِ مخاطب جذاب و قابل تامل بود
    نمايشگاهى ايده محور كه مخاطب را همراه خود به تفكر و كنكاش مى كشاند.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید