یادداشت: نتایج عکاسی عاشورا چنانچه باید مطلوب نیست

بی انصافی است که نتیجه همه عکس های عاشورایی را ندیده گرفت و از نمونه های خوب آن چشم پوشی کرد. اگرچه باید پذیرفت این نتیجه چندان در قیاس با حجم موضوع و تعدد عکاسان موسمی عاشورا و جشنواره های مختلف حسینی (ع) متناسب نیست.
به طور خلاصه این پدیده از سه منظر و در سه پلان متوالی قابل نقد است:
1ـ اول این که به لحاظ جامعه شناسی، نسل جوانی که عمده عکاسان عاشورایی را تشکیل می دهند، اصولاً در همه امور زندگی، از جمله هنر و عکاسی و…، راحت طلب و عجول است. عمیق نمی شود و انتظار دارد به سرعت به نتایج اعجاب انگیز برسد. اگر سوار کشف دیگران شود و خودش را به مراسمی در گوشه ای از کشور برساند، احساس فتح و پیروزی می کند. بنابراین در هر نمایشگاه و جشنواره و مسابقه ای و در هر رسانه ای، اولین تجربه های عکاسی عاشورایی خود را منتشر می کند و وقتی سوار موج احساسات و علاقه مخاطب به اصل موضوع محرم و عاشورا می شود، احساس موفقیت می کند. خصوصاً انواع رسانه های به وجود آمده، که نیاز فصلی به این سوژه و عکس ها دارند، مصرف کننده مشتاق این تولیدات بوده و با استفاده از این آثار، عکاسان آماتور را دچار توهم می نمایند.
سال های خیلی دور در مجله عکس، طنزی منتشر شده بود برای آموزش عکاسی و کسب جوایز مسابقات. نویسنده (که متاسفانه نامش را فراموش کرده ام) پیشنهاد می داد که دوربین را بردارید و به مراسم عزاداری عاشورا بروید. از علم و کتل عکاسی کنید برای مسابقات عکس مذهبی. چند تا عکس از بچه ها بگیرید برای موضوع مسابقات کودکان و الی آخر. وضعیت فعلی عکاسی عاشورا بی شباهت به آن طنز نیست.

2ـ اگر بپذیریم که عکاسی از عاشورا و فرهنگ عاشورایی، فراتر از یک گزارش ساده خبری و یا یادگاری، زیر شاخه عکاسی مستند ـ و حتی عکاسی پژوهشی ـ طبقه بندی می شود؛ لزوم دانش و دانایی عکاس انکارناپذیر می نماید. بی تردید مثل عکاسی از هر موضوع دیگری، نگاه کردن از پشت ویزور برای یافتن عکسی قابل ثبت نمی تواند نتایج درستی به دنبال داشته باشد.
اغلب عکاسانی که وارد این ژانر شده اند؛ تاریخ نمی دانند. شیوه های روایتی را نیاموخته اند. داستان پردازی و شاعری نمی شناسند. جامعه شناسی نخوانده اند. فلسفه عاشورا را ـ چه از روی باور و چه از روی شناسایی رفتارهای فردی و اجتماعی و سیاسی و… ـ مطالعه نکرده اند. عجب این که حتی به این نیاز، باوری ندارند و گویندگانش را به جرم دور شدن از عکاسی عملی، مسخره می کنند. چنین عکاسانی مقهور ظاهر بصری فضا و مکان و شخصیت ها شده و بی هیچ اندیشه درخوری، مدام دوربینشان را به قصد شکاری که ناشناس است شلیک می کنند. طبیعی است که سهولت عکاسی و تجهیزات مدرن در این رویکرد بی تاثیر نبوده است.
فاجعه آنقدر عمیق است که کمتر در میان انبوه این عکاسان کسی را می بینید که روز قبل از عکاسی، تجهیزاتش را به قصد نگاهی ویژه برگزیده باشد. حتماً کوله های پر از لنز و فیلتر و… غیرضروری را پشت این عکاسان دیده اید. از طرفی در جامعه ای که به شدت دچار سطحی نگری است و با بحران اخلاق و رفتار و دانائی عمیق روبروست و البته به طور اَخَص؛ فرهنگ عاشورایی آن بیشتر به شور متمایل شده به جای شعور، چگونه می توان از کلیت و اجزای آن ـ از جمله عکس و عکاسش ـ انتظار شعور و نگاه درست داشت؟! به مضمون نوحه های جدید مراسم عاشورا و فهرست آلات عزاداری های جدید و تناسب حواشی و متن مراسم و… دقیق شوید تا عمق بحران را بیشتر درک کنید. از این کوزه «نمی» خوشایند نمی تراود.

3ـ توسعه و رواج عکاسی خود به نوعی ضد عکاسی در ژانر عاشورایی تبدیل شده است. در هفته های فرهنگی داخل پارک های پایتخت نمی شود از بازیگران این فستیوال ها و آکسسوار آن ها عکس های قوم شناسی و مردمشناسی و… تهیه کرد. سوژه مصنوعی لاجرم به عکس مصنوعی تبدیل می شود.
در مراسم عاشورا کمی دورتر بایستید تا تعداد عکاسان و رفتار عزادارن نسبت به دوربین ها را بهتر ببینید. قطعاً تفاوت عمده ای بین عزاداری بدون دوربین و عزاداری مقابل دوربین خواهید دید. در مراکز فرهنگی و بومی کشور، فاجعه بزرگتر است. هجوم عکاسان در سال های گذشته به مناطق مختلف کشور برای ثبت مراسم خاص، این آئین های قومی و سنتی را به شوآف های شهرت طلبانه و توریستی تبدیل کرده و مخاطب باهوش تصنع عکس های آن را درک می کند. (نمونه هایش بسیار است که برای پرهیز از سوءتفاهم، از ذکر مثال می گذرم.) از مراسمی که جدیت و اصالتش، روز به روز قربانی تجمل و تظاهر می شود، چطور باید گزارش تصویری عمیق و اصیل تهیه کرد؟! زیر همین عنوان نباید کتمان کرد که هجوم انبوه عکاسان آماتور و ضرائبی از حکومتی شدن این مراسم بعضی از عکاسان حرفه ای را دلزده و بی میل کرده است.

سعید فلاح فر
عکاس و پژوهشگر هنر





نظرات (1)

  • حميده نظرى

    |

    درود بر شما جناب فلاح فر .بسيار عالى و موشكافانه البته به نظرم خوب بود كه از حوزه روانشناختى هم ياد مى كرديد كه بسيار هم تاثير گذار است و هم اينكه جا دارد ان گروه از عكاسان كه فرموديد از اين منظر هم بررسى شوند.موفق باشيد

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید