نگاهی بر مجموعه عکس «لورن کراسرز» با عنوان «نقاب بر چهره معترض ها»

نگاهی بر مجموعه عکس «لورن کراسرز» با عنوان «نقاب بر چهره معترض ها»

نقاب بر چهره معترض ها؛ عنوان مجموعه مستند عکاس زن ساکن آمریکا از تحولات و جنبش های اعتراض آمیز در هنگ کنگ

ترجمه و تنظیم: سینا معتمد راد / هلند

«لورن کراسرز» عکاس متولد هنگ کنگ که اکنون در نیویورک ساکن است برای مستند کردن اعتراضات اخیر در کشورش که تحت عنوان «لایحه استرداد 2019» مطرح است عازم هنگ کنگ می شود.
این لایحه که اولین بار توسط «جان لی» وزیر امنیت هنگ کنگ در فوریه 2019 مطرح شد، در صورت تصویب به مقامات محلی این اجازه را می دهد تا افراد تحت تعقیب را به مناطقی که هنگ کنگ با آنها توافق نامه استرداد ندارد از جمله سرزمین اصلی چین و تایوان استرداد کند. اما این تظاهرات بیش از هرچه به یک جنبش گسترده تر برای طرفداران دموکراسی تبدیل شد که «لورن کراسرز» در این گزارش درباره سفرش به هنگ کنگ و وقایع حاکم بر آنجا از زبان خودش می گوید.

هنگ کنگ، کشوری که از من یک خبرنگار ساخت
لورن در اظهاراتش می گوید: طی ماه ها تحولات جنبش اعتراض آمیز در هنگ کنگ را با دقت از طریق اخبار و رسانه ها دنبال و مطالعه کردم تا اینکه در ماه سپتامبر سال جاری تصمیم گرفتم به هنگ کنگ برگردم. کشوری که در آن متولد و بزرگ شدم و در آنجا بود که به طور جدی حرفه روزنامه نگاری را آغاز نمودم. در واقع بیشتر زمان زندگی ام را در هنگ کنگ گذراندم.
بنابرین با توجه به شرایط کنونی که در آنجا حاکم بود این را یک ضرورت بدیهی با خود می پنداشتم که برای ثبت و خلق تصاویری با رویکرد متفاوت می بایست در آنجا حضور داشته باشم.

برپایی استودیوی عکاسی خیابانی و سیّار
چنین شد که تصمیم رفتن به هنگ کنگ را گرفتم. برای سفر به هنگ کنگ و با توجه به آشوب های خیابانی که آنجا حاکم بود تدابیری را می بایست قبل از رفتن می اندیشیدم. بنابرین می دانستم برای روایت داستان افرادی که در این جنبش معترضانه حضور دارند نیاز به یک استودیوی عکاسی ساده و سیار خواهم داشت.
هدف من خلق تصاویر پرتره در فضای اعتراض های خیابانی بود که کار ساده ای به نظر نمی آمد. به طبع در چنین شرایطی نیاز به حداقل امکانات بود. یعنی یک پرده مشکی مات و خنثی برای استفاده از پس زمینه، نور موجود و قابل دسترس و سوژه معترض که در وسط کادر قرار می گرفت. با این وجود قبل از رفتن می بایست تمام پیش بینی ها از قبیل شناسایی مسیرهای راهپیمایی در روز های تظاهرات انجام می شد و من هرچند آشنایی قابل توجهی از کشورم و مسیر راهپیمایی که معترضین آن را طی می کردند داشتم، اما از نظر منطقی تا حدودی نگرانی شکست در نیل به موفقیت در این موضوع را با خود احساس می کردم.

سرانجام به طور اتفاقی با شخصی آشنا شدم که به طور موثر، پیشنهاد شگفت انگیزی به من داد.
آن شخص به من پیشنهاد کرد تمام تلاشش را می کند که در یکی از روزهای راهپیمایی در ماه سپتامبر تصاویری را از مسیر ها و خیابان های منتهی به تظاهرات معترضین تهیه و در اختیار من بگذارد. بعد از اینکه از این بابت نیز آسوده خاطر شدم تصمیم به جمع آوری و بسته بندی وسایل سفر گرفتم. چندین متر پرده عکاسی و پایه های نگه دارنده را با قیمت ارزان تهیه نمودم و با خود به هنگ کنگ آوردم.

یک شب قبل از شروع پروژه عکاسی در روز تظاهرات، من به یک فستیوال در شهر رفتم و متوجه شدم افراد بیشماری در اجتماعات چهره خود را می پوشانند و این موضوع نیز از جهت مسائل امنیتی من را بر آن داشت تا کمی خاطر جمع باشم که دلیلی برای شناسایی شدن افراد در عکس های ثبت شده ی من وجود نخواهد داشت.

روز راهپیمایی فرا رسید و شروع تظاهرات با چند درگیری و پرتاب گاز اشک آور از جانب پلیس به سوی معترضان همراه شد.
مدتی بعد نیروهای پلیس عقب نشینی کردند و من از این فرصت برای جستن به داخل یک خیابان امن جهت برپا کردن ملزومات عکاسی استفاده کردم. خیابانی که در عین حال به مسیر های راهپیمایی بسیار نزدیک بود. خوشبختانه موفق شدم از 20 تن از معترضین که در تظاهرات شرکت کرده بودند عکاسی کنم.
من ازمعترضین دعوت می کردم که برای تهیه عکس به پای استودیوی سیار من بیایند و آنها نیز می پذیرفتند؛ اما در عین حال افراد زیادی هم پیشنهاد من را ردّ کردند وحاضر نشدند از جریان و مسیر تظاهرات متوقف و یا از دوستانشان جدا شوند. با این وجود من از افرادی که پیشنهاد من را قبول می کردند می خواستم پشت به پرده عکاسی بایستند، یا به جهت های چپ و راست قرار گیرند و چگونه ژست گرفتن را به خودشان واگذار کردم.

کشته شدن جوان 18ساله و خبرنگاری که یک چشم خود را از دست داد
تقریبا یک هفته بعد از پایان گزارش مستند عکاسی من، «کری لام» مدیر اجرایی راهپیمایی ها اعلام کرد استفاده از ماسک و صورت پوش در تظاهرات های خیابانی ممنوع است که این موضوع به نوبه ی خود باعث شد این پروژه ارزش بیشتری پیدا کند. با وجود اینکه گزارش مستند من در تظاهرات به پایان رسیده بود در حالی که هنوز در شهر پرسه می زدم، برای حمل وسایل مستقر شده نظیر پرده و میله های نگاهدارنده آن ریسک نکردم؛ چرا که احتمال عوض شدن وضعیت و در خطر قرارگرفتن موقعیت من به عنوان عکاس با وجود نحوه فعالیتم وجود داشت؛ بنابرین آن وسایل را رها کردم و بازگشتم.
در طی آن زمانی که در هنگ کنگ بودم خبرنگار اندونزیایی را دیدم که یک چشم خود را در اثر اصابت گلوله پلاستیکی از دست داد و جوان 18 ساله ای را مشاهده کردم که توسط حمله و شلیک گلوله پلیس به قفسه سینه اش کشته شد.
بازگشت به کشورم هنگ کنگ با وجود اتفاقاتی که نظاره گر آن بودم این بار برایم فراتر از واقعیت و در بعضی مواقع بسیار طاقت فرسا و عذاب آور بود؛ اما اکنون تنها می بایست امیدوار باشم تا دیگر هرگز! کسی برای یک اعتراض، مجروح و یا کشته نشود.
منتشر شده در خبرگزاری بی بی سی/ Reference: BBC news
ترجمه و تنظیم: سینا معتمد راد – هلند
Sina.Motamedaria@gmail.com

منبع: پایگاه عکس چیلیک





دیدگاهتان را بنویسید