1. خانه
  2. مقالات
  3. نکاتی در رابطه با ترکیب بندی در عکاسی
نکاتی در رابطه با ترکیب بندی در عکاسی

موضوع : ترکیب بندی
منبع مقاله: نشریه فتو پلاس
نویسنده : کامرون نایت

ترکیب بندی در عکاسی به معنی نحوه ی قرار دادن عناصر بصری در محیط عکس است. شما می توانید از موضوع فاصله بگیرید یا به آن نزدیک شوید. این شما هستید که به عنوان یک عکاس تصمیم می گیرید که با توجه به ویژگی های بصری لنزها با فواصل کانونی گوناگون، از چه لنزی استفاده کنید. مهارت های اولیه ترکیب بندی قابل یادگیری هستند و هدف از طرح این مقاله، شناساندن ابزاری است که به آموخته های شما می افزاید زیرا همین ابزار، عناصر ترکیب بندی در عکس هستند. هر فصل این مقاله نکته ظریفی در خود جای داده است که در شرایط مختلف می توان از هر یک از آنها استفاده کرد.


توصیه به استفاده از قانون یک سوم

در عکاسی زیاد از عبارت ” قانون یک سوم ” استفاده می شود و توضیح های مختلفی را درباره این قانون شاید تا به امروز شنیده باشیم.
ما در این بخش تنها به بیان دو تعریف از این قانون بسنده می کنیم.
ابتدا در کادر عکس خود یک tic-tac-toe board (جدول بازیXO) درست کنید. سوژه ی اصلی شما یا یکی از خصوصیات مهم این موضوع را در محل تقاطع این خط ها قرار دهید.
در مرحله دوم، عکس خود را به سه بخش افقی و عمودی تقسیم کنید (درست مانند بالا). موضوع باید در یک سوم کادر‌ افقی یا یک سوم کادر عمودی قرار گیرد، دقت کنید که در یکی از دو مورد ذکر شده کفایت می کند نه در هر دوی این موارد.
پس اساسا،‌ بهتر است که موضوع را در وسط کادر قرار ندهید. زیرا بر خلاف آنچه در مرحله ابتدایی ذهن تور می شود جایگیری موضوع در این نقطه از حداقل باورپذیری و مانایی و همچنین مقبولیت زیبایی بصری برخوردار است. همانطور که در عکس زیر می بینید،‌ سوژه در تقاطع خطوط قرار گرفته است. این باعث می شود که نگاهتان در کادر حرکت کرده و محیطی که کودک در آن بازی می کند با چرخش ذهنی نگاه، با تحرک و نشاط بیشتری دیده شود.


تکرار عناصر بصری (ریتم بصری)

عکاسی مانند شکار است.
اگر نگاه شما تربیت شده باشد تمام محیط خود را فرم گونه می بینید. در نتیجه، این نگاه به دنبال فرم و عناصر ترکیب بندی است. قانون یک سوم روشی از ترکیب بندی است که این نوع کادربندی، عکس شما را کنترل می کند، اما ریتم بصری چیزی ست که به دنبالش می گردید و پیدایش می کنید.
قانون یک سوم در ترکیب عناصر در کادر – تقریبا – در تمام شرایط قابل استفاده است اما ریتم بصری همیشه و در همه شرایط در دسترس نگاه عکاس نیست!
به عبارتی می توان ریتم بصری را حاصل تکرار عناصر بصری همگون و همسان دانست.
به چیزهایی که هر روز می بینید، فکر کنید. ردیف پرچم ها یا جعبه های چیده شده، صف کودکان ایستاده،‌ تعدادی بادکنک و … وقتی با این عناصر مواجه می شوید از آنها عکس بگیرید تا ریتم را با وجود تکرار یک گونه شکل، فرم، رنگ و… نشان دهید. این عکس دستان گره خورده دو نفر در حین نیایش و دعا را نشان می دهد که با شباهت بسیار زیادی در فرم و سایه ایجاد شده، گونه ای از فرم را تداعی می کند. به نظر تکرار دست ها در عکس گویای پیوستگی و تعادل است.


خطوط هدایت گر

عملکرد خطوط راهنما در یک سطح بصری مانند عکس مانند ریتم بصری است. برای اینکه این خطوط ابزاری در ترکیب بندی عکس شما به شمار می آیند که باید به دنبالش گشت و پیدایش کرد.
البته نمی توان هر کجا آنها را یافت و به کار گرفت. هر خط قوی که در عکس باشد نگاه بیننده را از یک نقطه به نقطه ای دیگر هدایت می کند و این همان ابزاری است که در انتقال مفهوم عکس در اختیار عکاس است.
نگاه به طور طبیعی خطوط را دنبال می کند.
خطوط راه آهنی را تصور کنید که فردی در راستای آنها به سوی شما می آید. خطوط راه آهن نگاه شما را به سوی فرد هدایت می کنند. به دنبال لبه های قفسه ها، خطوط جاده، حتی سیم های تلفن و یا یک حصار باشید. خطوط را طوری تنظیم کنید که به سوی موضوع اصلی و مورد نظر شما حرکت کنند.
معمولا نزدیک شدن به خطوط خوب است. اگر خطوط روی زمین هستند جرات کنید و به زمین نزدیک شوید. اگر خطوط روی یک دیوار هستند به دیوار نزدیکتر شوید اما حتی اگر قصد استفاده از خطوط را ندارید سعی کنید که به آنها توجه کنید. خطوط به همان سادگی که نگاه بیننده را به سمت و سوی سوژه هدایت می کنند، می توانند به شکل معکوس عمل کرده و از آن دورش کنند.
در این عکس، خطوط راه آهن، نگاه بیننده را از کارگر راه آهن به سوی تصادف قطار پشت سرش هدایت می کنند.


قاب کردن

عکس در دست و نگاه مردم که قرار می رسد، قاب گرفته می شود تا ضمن زیبایی، بر آن تاکید کرده و توجه دیگران را به آن جلب کنند.
شما هم می توانید از همین روش در ثبت و ارایه عکس هایتان استفاده کنید. معمولا اگر از جنبه ی دیگری به آن فکر کنید آسانتر می شود. به طور مثال از بین اشیاء دنبال موضوعی باشید که از میانشان می شود عکسی گرفت.
در جست و جوی پنجره، میله های یک حصار باشید حتی شکل هایی که افراد با دست و پایشان می سازند. هنگام استفاده از این روش، کوچکترین حرکت، تفاوت زیادی به وجود می آورد. فقط چند میلیمتر، تاثیر عمیقی در شکل گیری آنچه در عکس می نشیند، خواهد داشت.
در عکاسی استفاده از تمام این روش ها و نکات در ساخت تصویر شما مؤثرند. به مفهوم موردنظر و بیان بصری مورد هدف فکر کنید و از مناسبترین ابزاری که در اختیار دارید، بیشترین استفاده را ببرید.
در عکس بعدی،‌ کودک در میان خطوط قاب چرتکه قرار گرفته است. در این مثال،‌ این قاب تنشی را به وجود می آورد که همه ما از روزهای حل تکالیف ریاضی به خاطر داریم.


موقعیت سنجی در عکس (پلان بندی)

عکاسی به عنوان یک هنر و یک رسانه، محدودیت هایی در خور ویژگی های خود دارد.
در بازنمایی واقعیت، عکاسی در اکثر مواقع زمان را نمی تواند به طور مستقیم نشان دهد. فیلم زمان را نشان می دهد، اما نه فیلم و نه عکس به دلیل برخورداری از سطحی دوبعدی هیچکدام به شکل واقعی، عمق را نشان نمی دهند (مگر اینکه از نرم افزار و یا فناوری های ۳D استفاده شود) اما راه هایی برای این مورد وجود دارند.
پلان بندی باعث می شود که عکس تان عمق و بعد به خود بگیرد و بیشتر سه بعدی به نظر آید. با استفاده از عنصری در پیش زمینه، عنصری در پس زمینه و عنصری در بین این دو می توانید به عکستان عمق و بعد دهید. موضوع می تواند در هر یک از این موقعیت ها کارگردانی شده و قرار گیرد. اگر هرکدام از این پلان ها اطلاعاتی به داستان عکس اضافه کنند عکستان بیان تصویری کامل تر و بهتری به خود خواهد گرفت.
در این تصویر، کودکی که روی زمین نقاشی می کشد عنصر پیشزمینه است و روایتی از یک فعالیت گروهی دارد اما کودک پشت سرش مسئولیت پلان زمینه را در عکس داشته و عمقی به عکس اضافه کرده که نشان می دهد این کودک در یک فعالیت گروهی شرکت کرده و بیننده با دورنمای و نمای نزدیک این فعالیت گروهی در یک عکس مواجه می شود.


نقاط روشن

نقاط روشن نیز مانند خطوط راهنما یا همان هدایت کننده ها، رفتار طبیعی چشم انسان را توصیف می کنند. چشم انسان به طور طبیعی مجذوب بخش های روشن تصویر می شود.
این موضوع می تواند در عکاسی ما بسیار مفید باشد. به طور مثال مانند یک چهره ی روشن در زمینه ای تاریک اما مشکل ساز نیز هست، مانند یک لامپ روشن در پیشزمینه هنگامی که موضوع به اندازه ی کافی روشن نیست شما می توانید از این نکته به عنوان بخشی از تکنیک های کاربردی در ترکیب بندی استفاده کنید.
البته بهتر است هنگام عکاسی این نکته را به یاد داشته باشید تا از وجود یک عنصر اضافی در عکس جلوگیری کنید.
در این عکس، این روش اغراق شده است زیرا موضوع با لباس های رنگی در بخش روشن قرار دارد در حالی که بقیه ی تصویر بسیار تاریک است.


فضای منفی

فضای منفی به بخش خالی از عناصری بصری در سطح تصویر گفته می شود که به طور معمول از نظر رنگ، روشنی با موضوع در تقابل است.
این روش یک جدایی واضح در تصویر خلق می کند. بسته به نحوه ی استفاده، فضای منفی می تواند در عکس انسجام و یا آشفتگی ایجاد کند و البته گاهی وقت ها می تواند عامدانه بوده و جهت انتقال مفهوم می تواند به شکل آگاهانه مورد بهره برداری در عکس به کار گرفته شود.
کارهای هنری و عکس های معروف بسیاری از این روش استفاده کرده اند اما این عنصر بصری نیز باید در استودیو ایجاد و یا در طبیعت پیدا شود و به شایستگی استفاده شود.
در این عکس،‌ آسمان فضای منفی است و باعث تعادل ساختمان ها در قاب عکس می شود اما به نظر می رسد در چپ و راست، ساختمان ها به سمت بالا در حرکتند و به فضای منفی کمی فشار می آورند و شاید بتوان ادعا کرد که فضای منفی در نوع عکاسی و نگاه هر عکاس و بیننده ای می تواند عارضه ای برای تقویت ویا آزار چشم هایشان تلقی شود.


انتخاب نقطه وضوح (Focus)

چشمان ما را آنکه کارگردانی کرده از ساختمانی برخوردار کرده است که خیلی سریع بر روی اجسام در فواصل گوناگون تمرکز می کنند به طوریکه ما معمولا متوجه نمی شویم اجسام نزدیک تر یا دورتر از چیزی که به آن نگاه می کنیم، واضح نیستند.
طرز کار دوربین متفاوت است.
یک عکس خوب تعاریف گوناگونی می تواند داشته باشد،‌ اما اغلب عکسی است که اجسام را طوری به بیننده نشان می دهد که در حالت عادی نمی بینند. ما در زندگی روزانه به چیزی که چشم مان رویش تمرکز کرده توجهی نمی کنیم، پس انتخاب و فوکوس مناسب می تواند باعث پیشرفت در هدف عکاسی مان شود.
نقطه فوکوس معمولا با استفاده از عمق میدان وضح کم به دست می آید. عمق میدان وضوح تصویر در عکس (depth-of-field) با بسته و یا باز شدن روزنه یا دریچه دیافراگم تعیین می شود. برای عمق میدان وضوح کم، دریچه ی دیافراگم را تا جایی که ممکن است باز کرده، به عبارت دیگر،‌ به پایین ترین عدد f نیاز دارید.
اگر با موضوع عمق میدان وضوح تصویر آشنا نیستید، توضیحش خیلی دشوار نیست فقط نیاز به کمی دقت با چاشنی تمرکز دارد، پس من در اینجا آنرا توضیح نمی دهم اما پیدا کردن اطلاعات در موردش سخت نیست.
در این عکس، من از عمق میدان وضوح کم استفاده کردم و نقطه ی فوکوس را روی دختربچه قرار دادم تا توجه بیننده را به او جلب کرده و با این ترفند، از محیط پیرامونش جدایش کنم.


ارتفاع یا زاویه دوربین

اغلب شنیده ایم که عکس خوب اجسام را به شیوه ی دیگری به بیینده نشان می دهد. با این وجود نگاه بیننده عادت کرده است که اجسام را از زاویه ی هم سطح و هم ارتفاع چشم خود ببیند. پس تغییر ارتفاع و زاویه ی دوربین در حین مواجهه با موضوع به عکس تان جلوه ی خاص و اغلب خوبی می دهد. روی صندلی بایستید و منظره را از بالا نشان دهید. روی زمین بخوابید و از پشت ویزور یا همان چشمی دوربین به بالا نگاه کنید.
قواعدی نیز هنگام تغییر زاویه و ارتفاع دید وجود دارند که باید به خاطر داشته باشید. افرادی که از زاویه ی پایین عکسبرداری شده باشند با قدی بلندتر، قوی تر یا مسلط تر به نظر می رسند در حالی که افرادی که از زاویه ی بالا عکاسی شده باشند کوچک، ضعیف و آسیب پذیر به نظر می رسند.
این همان چیزی است که افراد معمولا به طور ناخودآگاه دریافت می کنند و در ناخودآگاه خود به آن پی می برند و باور شان نیز در اثر همین مواجهه شکل می گیرد.
بزرگسالان عینا از بالا به کودکان نگاه می کنند و وقتی کودک بودیم عینا از پایین به بزرگترها نگاه می کردیم. از این موضوع برای پیشرفت نگاه تان استفاده کنید. با استفاده از این نکته، تفاوت آشکاری را مقایسه خواهید کرد و یا یک بعد دیگر به داستان عکس خود می افزایید.


استفاده از لنز

عکاسانی که با علاقه بسیار در آغاز مسیر تجربه عکاسی اند به طور معمول فاصله کانونی لنز خود را بر اساس فاصله شان تا موضوع انتخاب می کنند. اگر به موضوع نزدیک باشند فاصله کانونی را زیاد می کنند و اگر نسبت به موضوع فاصله داشته باشند، فاصه کانونی لنز دوربین خود را کاهش می دهند.
با توجه به اهداف این مقاله، تصور کنید که فقط دو لنز در اختیار داریم: یک لنز واید و یک دستگاه هم لنز تله. این لنز ها علاوه بر اینکه در ظاهر فاصله ی اشیا را کم و زیاد می کنند، خصوصیات ویژه ی دیگری نیز دارند که این خصوصیت ها در شکل گیری و خلق عناصر عکس ما دخالت مستقیم و تمام دارند. همانطور که قبلا گفتم، در شرایطی که هر دو لنز دریچه دیافراگم و فاصله یکسانی نسبت به موضوع داشته باشند، عمق میدان وضوح تصویر در لنز تله از لنز واید کمتر خواهد بود.
لنزهای تله خصوصیت ویژه ی دیگری نیز به نام فشرده سازی و یا تراکم دارد. تراکم باعث می شود اجسام دور و نزدیک نسبت به یکدیگر نزدیکتر از آنچه در واقعیت وجود دارند، به نظر آیند. لنز واید هم درست نقطه مقابل این ویژگی را دارا است و در صورتیکه شما در حین عکاسی به موضوع نزدیک شده باشید، باعث می شود بیننده عکس شما نیز همین حس نزدیکی با موضوع را در برخورد بصری با عکس داشته باشد و احساس کند که به موضوع نزدیکتر شده است.
یکی دیگر از این خصیصه ها این است که لنزهای واید بخش بیشتری از پیشزمینه را در بر می گیرند، در حالیکه لنز های تله برای حذف پیشزمینه استفاده می شوند.
در این عکس، صحنه ای را مشاهده می کنید که با استفاده از لنز واید و لنز تله عکاسی شده است. همانطور که به کمک خطوط مشاهده می کنید، در هر دو عکس، در بالای کادر سر دختر و در پایین کادر لبه ی آرم قرار دارد و این نشان از برابری حجم موضوع در عکس است. برای استفاده از لنز تله از موضوع فاصله گرفتم و با لنز واید به آن کمی نزدیک شدم.
شما می توانید تفاوت آنچه را با عنوان دخالت و تاثیر فاصله کانونی در عکاسی می نامیم در این دو عکس به وضوح ببینید، مثلا اندازه ی نسبی آرم به دختر در کادر و میزان پیشزمینه قابل رویت است.
گاهی لازم است که خودتان به موضوع نزدیک و یا از آن دور شده و فاصله بگیرید. برای انجام این تمرین، لنز دوربین خود را کاملا زوم کنید و سپس خودتان تا جایی به عقب بروید که به کادر مورد نظرتان برسید. از سوی دیگر، می توانید لنز خود را واید کرده و خودتان به سوژه نزدیک شوید تا برابری تصویری موضوع را در کادر داشته باشید.


نتیجه گیری

این مقاله تمام عناصر ترکیب بندی را تحت پوشش قرار نداده است. زاویه ی دوربین، آشنایی با فواصل کانونی و استفاده از لنزها به شکل موکد در نوع و جنس ترکیب بندی عکس موثر است. بایستی که باور کنیم با ابزاری که در اختیار داریم امکان خوبی برای شروع، خلق کردن و فهمیدن عکس های عالی خواهیم داشت.
فقط کافی است به یاد داشته باشیم تمامی قوانین برای این وضع شده اند که روزی شکسته شوند. در هر عکسی نباید از قانون یک سوم استفاده کرد اما به دنبال نوعی از عناصر ترکیب بندی باشید که به طور طبیعی در جهان پیرامون تان رخ می دهند، مانند خطوط راهنما و تکرار عناصر بصری و نیز به خاطر داشته باشیم که اجسام را طوری به بیننده نشان دهید که تا پیش از این ندیده باشد و این یعنی عکاسی از نگاه من و شما.
حالا تمرین ترکیب بندی در عکاسی و چیدمان عناصر موضوع را در سطح و وسعت کادر آغاز کنید.

پیشین
جاگذاری موضوع در کادر
پسین
ده راهکار برای درک و به کارگیری بافت در عکس

دیگر اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست