نمایشگاه عکس و چیدمان «ای بسا آرزو که خاک شده» در گالری سیحون

نمایشگاه عکس و چیدمان فرشته شادی با عنوان: «ای بسا آرزو که خاک شده» از عصر روز جمعه 24 خرداد ماه جاری در گالری سیحون گشایش می یابد.
به گزارش پایگاه عکس چیلیک در این نمایشگاه تعداد 16 قطعه عکس به همراه چیدمان از آثار فرشته شادی طراح و گرافیست و عکاس به نمایش گذاشته می شود.

فرشته شادی الوندی متولد دی ماه سال 1357 و دانش آموخته کارشناسی رشته ارتباط تصویری از دانشگاه سوره است که از سال 1385 عکاسی را به شکل حرفه ای دنبال می کند.
ایشان تاکنون با تجربه برگزاری چندین دوره نمایشگاه نقاشی و عکاسی ، این بار نخستین نمایشگاه انفرادی عکس و چیدمان را در سوابق خود تجربه می کند.

نمایشگاه عکس و چیدمان فرشته شادی با عنوان: «ای بسا آرزو که خاک شده» در ساعت 16 روز جمعه 24 خرداد ماه گشایش یافته و علاقمندان می توانند تا ساعت 20 از این آثار دیدن کنند. سایر علاقمندان نیز می توانند تا پایان روز چهارشنبه 5 تیر ماه از ساعت 11 تا 19 از این عکس و چیدمان واقع در گالری سیحون دیدن کنند.

گالری سیحون در تهران، خیابان وزرا، کوچه چهارم، شماره 11 واقع شده است.

 

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (3)

  • اعظم حشمتى

    |

    پرداخت به دنياى درونى و هويت “زن” از نگاه يك “زن” روايت نمايشگاه عكس و چيدمان فرشته شادى بود، او تلاش كرده بود با چيدمان صحنه اى تكرارى از زندگى روزمره اكثر زنان( رخت پهن كردن روى طناب) و با به كار بردن المان هاى بصرى ( همچون لباس مردانه، زنانه، عروسك وپارچه اى سياه با گل هاى قرمز) به عنوان نشانه هايى تصويرى ، دغدغه و برداشت خود را از دنياى زنان امروز و ديروز از زبان عكس بازگو كند.
    حضور عكاس به عنوان ناظر در تمام عكس ها مشهود بود
    گويى ناظرى بيرونى به كنج دنج زنى سرك كشيده و با هر ديد زدن گوشه اى از حال و احوال او را ثبت و ضبط كرده ست ، چه آنجا كه دل به روياها بسته و با چشمانى بسته آن ها را حس مى كند،
    چه آنجا كه دل مى كند و دلبستگى هايش را رها مى كند و عكاس از بالا شاهد اين بر جا گذاشتن و رفتن است
    و عكاس با چيدمان قاب ها بر روى زمين اين نگاه از بالا و بيرون ناظر را عامدانه نشان مى دهد.
    پارچه پيراهنى با زمينه مشكى و گل هاى قرمز وجه اشتراك اين نمايشگاه با نمايشگاه قبلى اين عكاس مى باشد
    پارچه اى كه همچون پرده اى حائل بين او و دنياى بيرون است ، تصويرو نمادى از گذشته كه زنها و دنييايشان پشت پرده و در پستو بوده است.اين پارچه كه در عكس هاى نمايشگاه قبلى نقش پررنگ ترى داشت در اين نمايشگاه نيز ابتدا با همين قوتِ نقش ظاهر شد و به ترتيب در عكس ها نقش كم رنگ ترى مى گرفت، و اين هم نشانه اى ديگر از ورود عكاس به لايه عميق تر از زنانه بودگى زنان نسبت به آثار قبلى اش است.
    تكرار يك صحنه چيدمان شده در عكس ها تنها با تغيير كادر، زاويه ديد و يا برش هايى از صحنه قبل، كسالت و رخوتى را به مخاطب منتقل مى كند كه اگر آگاهانه و در پى دغدغه عكاس باشد موفق عمل كرده ست، در غير اينصورت اين تكرار در ابتداى ديدن عكس ها يك سردرگمى در نگاه مخاطب ايجاد مى كند.
    نكته اى ديگر، پرداخت سينمايى و اتو كشيده به موضوع و دغدغه اى كه عموميت دارد، آن را محدود و مختص به طبقه يا قشر محدودى جلوه مى دهد.

    پاسخ

  • مریم خداوردی

    |

    در نمایشگاه خانم فرشته شادی با عنوان “ای بسا آرزو که خاک شد” با 22 عکس که به صورت استیج کار شده و از تکنیک فتومونتاژ نیز بهره برده است. در 12 عدد از عکسها در اندازه 50 در 70 ، مشترکا از 5 عنصر، زنی که چشمانش با پارچه ای گلدار بسته شده، یک عروسک و بند رختی که یک پیراهن مردانه و یک پیراهن زنانه برروی آن آویزان شده با ترکیب بندی های متفاوت به تصویر کشیده شده است. لایه ای از نقش پارچه گلداری که چشمان زن با آن بسته شده در بخشهایی از همه عکسها به چشم می خورد.
    10 عدد قاب 20 در 30 به نحو دیگر و کادرهای متفاوتی از قابهای 50 در 70 ارائه شده اند. به طوری که 5 قاب بر روی دیوار و 5 قاب دیگر برروی زمین قرار گرفته اند که قابهای روی زمین با خط قرمزی محصور شده اند. قابهای روی دیوار از زاویه روبرو یا از بالا به صورت باز به صحنه عکس نگاه کرده و عکس مقابل آن بروی زمین، همان صحنه را از بالا، یا از بالا و زاویه بسته ترو دورتر به تصویر کشیده است.
    عناصر مشترکی مانند پیراهن و بند رخت را می توان به کارها و وظایف روزمره و سنتی یک زن تعبیر کرد ونقش گل گلی که در بخشهایی از عکسها گسترده شده ، نقش همان پارچه ای است که چشمان دختر با آن بسته شده. این نقش در عکسهای اول فضای بیشتری را به خود اختصاص داده است و رفته رفته در عکسهای بعدی حجم آن کم می شود. گویی همان سنت ها است که چشمان او را به روی همه چیز بسته و محدودش کرده. حتی با دستی چشمان عروسک را که شاید نمادی از علایق و آرزوهای او باشد، گرفته و خواستهایش را نادیده گرفته است و دست دیگر را بر روی پیراهن مردانه گذاشته و دست در دست سرنوشت و سپردن خود به زندگی می توان تلقی کرد. دریک عکس سه لتی، عکس اول، زن را نشان می دهد که با همان چشمان بسته ، دستش را از روی صورت عروسک برداشته واو را آزادانه تر نگاه داشته و دستی نیز هنوز به بند دارد. عکس بعدی فقط یک دست را می بینیم که تمام صورت عروسک را پوشانده و عکس بعد دوباره دست از صورت عروسک برداشته و اورا به خود چسبانده و با دست دیگر بند رخت را گرفته است. زن مردد است بین علایق و آرزوهایش با سنت و آنچه به او حکم میشود، کدام را دریابد و نهایتا همه را رها می کند .
    در عکسهای خانم شادی، روایت حیرانی زنی را میبینیم که تلاشی برای تغییر خود نمی کند و کوششی در رهایی از الگوهای غلط به عمل نمی آورد. همواره چشمان او بسته است و بین علائق و محدودیت ها خود را پاس می دهد و در یک سیکل بسته زندگی می کند.
    با توجه به متن نمایشگاه و عکسها نمیتوان متوجه شد که آیا پیام نمایشگاه نوعی دلسوزی برای زن است یا اینکه زن خود را تسلیم سرنوشت و قوانین حاکم کرده و قدرتی برای تغییر و تعالی ندارد و همواره باید با تصویر خوشبختی زندگی کند؟

    پاسخ

  • صبرا رئیسی

    |

    نامگذاریِ نمایشگاه کافی است تا به این نتیجه برسیم که آرزوهای اغلب زنان همیشه با خودشان به گور برده شده است.

    نمایشِ یک زن با چشمان بسته که به تمام امور روزمره خود رسیدگی می کند و گاهی لذت می برد و گاهی از تکرار این امور خسته می شود و گاه حتی این امور روزمره که گویی تمام زندگی اوست را رها می کند، با چشمانی باز و در فریمی دیگر بسته و یا کراپ شده،
    این زن قصه عکاس است که مبهوت، گاه لبخندی بر لب دارد و گاه در حسرت عمر رفته مانده است.

    همه و همه شاید حال درونی زنان جامعه معلق بین سنت و مدرن امروز را روایت می کند، که به دلیل فشار قوانینِ ناهمگون و سطحی نگرایانه اجتماعی و البته دلبستگی ذاتی زن به خانه و خانواده، هم علاقه مند درگیر شدن در سنت و وابستگی هایی از این دست هستند، و هم نیازمندِ کشف دنیای مدرن و همراه شدن با آن.

    اما این سردرگمی تا انتهای نمایش عکس همراه زن موضوع شده است و در انتها شاید آگاهانه یا هیجان زده و مستاصل، مدرنیته را ترجیح داده و سنت را رها کرده است.

    فارغ از الفاظ سنت و مدرنیته، هویت واقعی یک زن تنها در صورت کشف آن در هر دو محیط خانه و بیرون از آن، قابل تحسین خواهد بود.

    این خودِ زن و زنانگی اوست که می تواند بین این دو فضا تعادلی منطقی و مفید ایجاد کند، یعنی برای مثال در کنار مادرِ موفق بودن یک استاد دانشگاه موفق نیز باشد.

    البته که از یاد نمی بریم، قوانین جامعه و همراهی مردان و اطرافیان او نیز نقش بسزایی در شکوفایی ابعاد انسانی زن و رسیدن به رویاهای متعالی اش دارد(درست مثل مَرد و نقش زن در قبال او)

    به هر حال دیدار از این نمایشگاه عکس در کنار گروه عکاسان #پایگاه_عکس_چیلیک آموزنده بود.

    باور دارم که ارزش این ارایه ها به زبان هنر و با رسانه عکس زمانی بیشتر می شود که یک زن این سردرگمی را تشخیص داده، ما را بر آن دارد که به عنوان یک زن به منظورِ برقراری تعادل درونی، به جای روایتگر و مشاهده گرِ صرف بودن، تلاشمان بر آن باشد تا خودمان استعدادهای ارزشمندتر و مفیدتری را از خودمان کشف کنیم و فقط زمانی به یکدیگر به عنوان یک زن بپردازیم که در پیِ به ثمر رساندن آرزوهای عمیق و منطقی یکدیگر باشیم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید