یادداشت: نگاهی به «من» در آثار چنگیز جلایر در گالری نات

یادداشت: نگاهی به «من» در آثار چنگیز جلایر در گالری نات

چنگيز جلاير هنرمند عكاسى است كه در نمايشگاه عكس و چيدمانى با عنوان «من» آثار خود را در گالرى نات به نمايش گذاشته است.
اين هنرمند تلاش كرده است تا دغدغه هايش درباره «هويت» را با طرح پرسش هایی تصویری، برخاسته از آن در قالب عكس و چيدمان با مخاطب به نمايش بگذارد.
عنوان نمايشگاه، «من» شروع روايتى ديگرگونه، از كنكاش در برابر پرسشى است كه بشر از ابتدای خلقت در هر بازه ای از عمر خود با آن برابر و مواجه بوده که «من» چيست و کیست؟
وجود اصطلاحاتى مانند: «جسم من»، «شخصيت من»، «مغز من»، «محیط من»، «پيراهن من»، اين فكر را در انسان تقويت مى كند كه «من» مى تواند متعلقاتى مانند: جسم، شخصيت، مغز، محیط و … داشته باشد.
آشكارترين تفاوت های مطرح در حوزه پاسخ به این پرسش -شاید- چیستی و کیستیِ جسم و شخصيتِ «من» است.
واقعيت اين است كه هر چند «من» همراه با متعلقات خاصى است ولى همه اين متعلقات موقتى است. بدن ها در گذر زمان تغيير مى يابند و هر روز بيشتر نسبت به روز قبل عوض مى شوند. ولى «من» هنوز «من» خواهد ماند. نگاه و باور جلاير اين تغييرات را در قالب مجموعه عكس هاى پرسنلى از چند نسل مختلف و در بازه ى زمانى كودكى تا ميانسالى و پيرى (كه آخرين عكس ها را در چهارچوب داخلی و بیرونی قاب های دیوار قرار داده) به نمايش گذاشته است، نمايش عكس ها گذر زمان و اثر آن بر تغييرات بدن انسان را نمايش مى دهند و هنرمند، مخاطبش را در رويارويى دوباره و چندباره با دغدغه اش قرار مى دهد و ذهن او را در قاب آخر ، در حصار سوال «من كدامم؟» قرار مى دهد.

او تنها به اين نمايش مستند اكتفا نكرده است و با تغيير چهره خويش بر روى كارت شناسايى ملّی اش مجالى ديگر براى مواجهه با اين چالش را در برابر هر بیننده ای خلق كرده و با تصویری گری متفاوتی طرح گوناگونی از همان پرسش را رقم زده است.
به زعم باور جلایر، شخصيت فرد هم در گذر زمان و هم در عبور از مكان دچار تغيير و تاثیر مى شود، ولى عليرغم چنين تغييرات و تاثیراتى، ديگران هنوز قبول خواهند داشت كه شخص همان شخص سابق است.
چنگيز جلاير ما را از دهليز خاطرات و تجربيات خود عبور مى دهد و در مقابل مكان هايى قرار مى دهد كه زمانى متعلق به او بوده و يا او متعلق به آن زمان و مكان ها بوده است.

او با نمايش اين عكاس ها زاويه اى ديگر براى اين چالش و پاسخ به دغدغه هايش برگزيده است.
او با اشاره در بخشی از متن و بخش هایی از ارایه های حجم و نقش و تصاویر نمایشگاه ، برای هدف گذاری باور و زمینه مواجهۀ بیننده این نکته را روایت می کند که: شاید «من» مجموعه اى از افكار، خاطره ها، تجارب، اعتقاد و احساس هست، اين تفكر اين پرسش را مطرح مى كند كه آيا افكار و خاطرات مى توانند بدون يك صاحب فكر يا راوی خاطره وجود عینی و بیرونی داشته باشند؟

اگر به طور موقت قبول كنيم كه سیر فراز و فرود و خاطرات و تجربيات گذشته هر فرد، «منِ» وى را تشكيل مى دهند، آنگاه «من» بايد تابعى از زمان و مكان (يا فضا) باشد، چرا كه تجربيات انسان بسته به مكان و زمان دچار تغيير و تاثیر مى شوند.

جلاير اين تجربيات وابسته به مكان و زمان را در قالب چيدمان به نمايش گذاشته است، كه آيا وقتى به زبانى ديگر می نويسيم و حرف مى زنيم و فكر مى كنيم، آيا «من» هنوز «من» هستم؟
به عبارت ديگر اين چالش بيان مى كند كه شايد «منِ» هر فرد توسط اشياء و «تو» هاى اطرافش و نيز در زمان شكل مى گيرد.
اما سوال هايى جدى ترى مطرح مى شود، كه اگر شخصى تمام حافظه اش را از دست بدهد چه اتفاقى مى افتد؟ حافظه اى كه به هر فردى شخصيت خاص وى را مى دهد، بدون حافظه، آيا همان «من» خواهد بود؟

جلایر به شکلی نامشهود در صورت عکس بار دیگر «هویّت» را هدف اصلی پرسش خود قرار می دهد و با نگاهی فلسفی، ذهنیت ها را از آغاز پیش از حضور «من» در جهانِ کنونی و در پسِ عبورِ «من» از جهان زیسته، پرسشی دیگر را در باب معرفیِ «من» از «من» به شکلی ذهنی طرح می کند: که اگر شخصى طى يك عمل جراحى چهره، صورت عینی و صدايش را تغيير دهد ولى حافظه و خاطرات و تجربياتش محفوظ بماند، آيا همان «منِ» پیش خواهد بود؟
اگر روزى دانش پزشكى آنقدر پيشرفت كند كه بتوان مغز دو نفر را با تمام داشته ها و محفوظات جابجا كرد و ظاهر بیرونی اشخاص را همچنان نگاه داشت، اینجاست که بایستی پرسید: كدام «منِ» واقعى فرد خواهند بود؟
در حین قدم زدن در گالری نات به نیمکتی می رسی که جلایر درخواست کرده بر روی آن « بنشینید » و مخاطب حاضر بارها رسید و نشست.
حال مقابل آينه «بنشينيد»! چه چیزی می بینید یا می بينيم؟

پرسشى است كه چنگيز جلاير، بى واسطه تر و صريح تر، با قرار دادن آينه به عنوان بخشى از چيدمان نمايشگاه سراغ آن رفته است.
آنچه ما از خودمان به عنوان «من» می شناسيم با آنچه در آيينه نگاه ديگران از خودمان می بينيم، چقدر متفاوتند، كدام « من »، منِ واقعى است.
حال اگر شخصى که حافظه اش را از دست دهد، و درمقابل آیینه بنشیند خودش ، «منِ» خود را به ياد نمى آورد ولى ديگران هنوز او را همان «من» مى دانند و او در آينه نگاه آنها باز تعريف مى شود.

اما او كه ظاهرش كاملا تغيير كرده است ولى حافظه و ذهن و شخصيتش محفوظ است در آينه چه مى بيند؟
در آينه نگاه ديگران او، همان «من» نخواهد بود.
چنگيز جلاير با نگاهی عکاسانه و انديشه اى پويا و خلاق، و روحيه ى هنرمندش، دغدغه اى بشرى را از نگاه و انديشه خويش دوباره بازخوانى كرده و با هنر عكاسى و چيدمان اين چالش و پرسش را دوباره مطرح كرده است.
هدف او همراه كردن مخاطب ودرگير كردن او با مقوله هويت است، اما اين كاملا به اين معنا نيست كه هنرمند هيچ پاسخى براى پرسش هايش نيافته است. نوع انتخاب عكس ها و چيدمان و پرسش هايى كه از دل آنها بر مى انگيزد، نشان از درك درست به اين موضوع و يافتن پاسخ هايى براى آن دارد.
تعلق انسان به بدن و تغييرات جسمى بدن در گذر زمان و عمر يا تغييرات چهره به دليل جراحى هاى مختلف، تعلق انسان به ذهن، حافظه، خاطرات و تجربيات و در نتيجه شخصيت شكل گرفته ناشى از اين تجربيات وابسته به زمان و مكان، نشان از آگاهى هنرمند به آنچه طرح و به نمایش گذاشته دارد.
اين همنشينى جسم و ذهن كنار هم ، ياد آور يكى از اصول مشهور تئورى كوانتوم است، كه به اصل مكمل بوهر معروف است.
طبق اين اصل، موجوديت هر موجود كوانتومى وقتى معنا پيدا مى كند كه هر دو خصيصه ذره اى و موجى را با هم در نظر بگيريم. موقعى كه تنها بر روى يك خصيصه تمركز مى كنيم از وحدانيت به دور مى افتيم چرا كه از نيمه ديگر اطلاعات كه ذاتا در خصيصه مكمل آن وجود دارد چشم پوشى مى كنيم
هر واقعيت جهان ملموس ما شامل دو قطب به ظاهر متضاداست كه با هم به واقعيت ها موجوديت مى بخشد
واقعيتى مانند تنفس نه دمِ تنهاست نه بازدمِ تنها، بلكه هم دم است هم باز دم، به همين منوال شب و روز ، خوبى و بدى، موضوع يك عكس و نقطه هاى تشكيل دهنده آن، مفهوم يك كلمه و حروف تشكيل دهنده آن، سخت افزاز و نرم افزار كامپيوتر و در نهايت جسم و ذهن. اين همان ديدگاه كلى نگرى است كه جهان و پديده هايش را يك كل تقسيم ناپذير مى داند.
نویسنده: اعظم حشمتی
عکس ها: آرین جوادیان، مهدی سروری

منبع: پایگاه عکس چیلیک





نظرات (1)

  • مریم خداوردی

    |

    تفسیر، نوع نگاه و دریافت نویسنده از نمایشگاه عکس و چیدمان «من»، بسیار ظریف و جذاب بود و اطلاعات خوبی را در حوزه چیستی و کیستی «من» در اختیار خواننده قرار داده بود.
    جا داشت تا به ظرفیت عکس و بکارگیری عکس ها در این نمایشگاه بیشتر پرداخته می شد تا مخاطب با نقدی عکاسانه مواجه می شد.
    بسیار لذت بردم
    موفق باشید

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید