1. خانه
  2. اخبار
  3. اخبار ویژه
  4. کتاب عکس « حلبچه » نیازمند درک زمان و ضرورت چاپ دوباره است
کتاب عکس « حلبچه » نیازمند درک زمان و ضرورت چاپ دوباره است

کتاب عکس حلبچه از نگاه عکاسان خبری با وجود استعداد بالای عکاسی مستند، نیازمند درک زمان و ضرورت چاپ دوباره است .
اسفندماه هر سال که به سرانجام روزهای خود می رسد نام حلبچه هم در محیط جامعه انسانی و حافظه تاریخی عکاسی خبری می پیچد.

رویدادی که مرور آن اگر چه با دردی غیرقابل توصیف همراه است ولی تذکر چندین و چندباره آن می تواند تاثیر جنگ و تبعات یک رفتار غیر انسانی را حتی در میانه ی میدان جنگ برای افکاری که به سادگی و آسانی دچار فراموشی و نسیان می شوند بازآموزی و یادآوری کند.

جلد کتاب عکس حلبچه
جنگ هشت ساله عراق و ایران یک اتفاق تاریخی بود که اغلب از جنبه ایدئولوژی به آن نگاه و پرداخته شده ولی ابعاد فاجعه باری برجای گذاشت که با گذشت بیش از سی سال از آن سال های لبریز درد و ناله و اضطراب، هنوز تاثیر آن را در اعضای خانواده های درگیر و مجروحین مبتلا و بسیاری از مردمی که خواسته و ناخواسته درگیر این رویداد بودند، می توان و می شود مشاهده کرد.
روز ۲۵ اسفند ماه سال ۱۳۶۶(۱۶ مارس ۱۹۸۸) برای منطقه مرزی حلبچه روزی دردآورتر از سایر روزهای درگیر جنگ بود، چرا که هواپیماهای رژیم بعث عراق با بمباران مناطق از این منطقه و کشتار جمعی ۵۰۰۰تن و مجروحیت ۷۰۰۰تا ۱۰۰۰۰ تن از مردمان بی دفاع غیرنظامی، فاجعه ای دردناک برای بشریت را رقم زدند که با حضور به هنگام دوربین های عکاسی عکاسان رسانه های داخلی و بین المللی به گوشه ای از آن جنایت فاجعه بار پرداخته شد و در طی سالی بعد در قالب کتاب عکس حلبچه چاپ و منتشر شد.

عکاس: احمد ناطقی | عکس حلبچه

عکس بمباران شمیایی حلبچه | عکاس: احمد ناطقی

در آن سالهای پر تنش و سراسر التهاب جنگ که بمباران شیمیایی منطقه حلبچه با انواع گازهای اعصاب مانند: وی ایکس ، سارین و تابون و گاز خردل انجام شد و از آن در تاریخ به عنوان بزرگترین حملهٔ شیمیایی مستقیم به یک منطقهٔ شهرنشین یاد می شود کتاب عکس حلبچه با آثار عکاسان ایرانی چاپ و منتشر شد.
عکاسان این مجموعه تالیفی با همگرایی موزونی به نمود بمباران شیمیایی مردم بی دفاع شهر حلبچه پرداخته اند که در این فاجعه قریب به ۵۰۰۰ نفر از کردهای مسلمان منطقه حلبچه اعّم از مردان روستانشین غیرنظامی و زنان خانه دار و بچه های نوزاد و کودک و نوجوان را قربانی این رذالت کرد.
در این کتاب سعید جانبزرگی با ۶ قطعه عکس، سعید صادقی با ۱۰ قطعه عکس، علی فریدونی با ۱۲ قطعه عکس، احمد ناطقی با ۵ قطعه عکس و ساسان مویدی با بیشترین تعداد معادل ۳۹ قطعه عکس شیرازه این کتاب را به هم دوختند و مقدمه این کتاب عکس به چهار زبان فارسی، عربی، کردی و انگلیسی اطلاعاتی را در اختیار مخاطب قرار داد. البته که این کتاب در روزگار خود پخش شد و سالهاست به عنوان یکی از نایاب ترین کتب منتشر شده عکاسی از آن یاد می شود و هیچ سازمان و نهاد مربوط و مرتبطی تاکنون به درک تاثیر عکس های این فاجعه و انگیزه چاپ دوباره آن نرسیده است.

عکاس: ساسان مویدی | عکس بمباران شمیایی حلبچه

عکس بمباران شمیایی حلبچه | عکاس: ساسان مویدی

البته احمد ناطقی سالها بعد با حضور چندین باره و سعی وافر توانست با همراهی موسسه ای کتاب عکس « صدای سکوت » را در سال ۱۳۸۹ به زبان کُردی به چاپ برساند که از نشر و پخش این کتاب شخصی هم اطلاعاتی دردست نیست و این مهم با دغدغه فردی یکی از آن عکاسان به نتیجه ای چنان رسید.
در این میان می توان به کتاب عکس « ۴۸ کاتژمیر » با عکس های ساسان مویدی هم اشاره کرد که با سفارش از سوی سلیمانیه عراق با زبان و گویش کردی به چاپ رسیده است و در حوزه کتاب شناسی داخلی اطلاعاتی از آن در دسترس نیست.
امروز ۲۵ اسفند سال ۱۳۹۸ است و با گذشت ۳۳ومین سالروز این جنایت بشری لازم است این رویداد دردناک انسانی را در صفحه روزشمار کشور یادآوری کنیم. البته که یادآوری این مهم نیازمند یک جلد کتاب درخور و وزین است که در دست نیست و هیچ دانشجوی عکاسی، مورّخ، جامعه شناس و پژوهشگری به این اسناد و اطلاعات دسترسی باز و آزاد ندارد که هر چه بیشتر به آن بپردازد و این جنایت جنگی علیه نیروهای مردمی مرزنشین را از حاشیه امن زمان به صفحه روز اخبار مظلومیت مردمی ایران و عراق بکشاند.
و به نظر می رسد دغدغه ای در زمینه موضوعی عکس حلبچه نبوده که با گذشت این مدت زمان از زمان فاجعه، چنانچه که باید، پرداخته نشده است.

عکس بمباران شمیایی حلبچه | عکاس: سعید جانبزرگی

عکس بمباران شمیایی حلبچه | عکاس: سعید جانبزرگی

این یادداشت شاید! بیش از یک یادآوری ساده نباشد. یادآوری پیرامون عکس هایی که در دست و اختیار هر نهاد متولی دیگری در هر کجای دنیای امروز بود بسیار پوینده تر نسبت به بهره برداری از آنها به عنوان مستندی از مظلومیت مردم در جنگ های دوسویه عمل می کرد. رفتاری که مصادیق آن را با موضوع عکس به مثابه ی یک رسانه نافذ و موثر، بسیار می توانیم بیابیم و با وجود چینین پتانسیل بالایی و گذشت زمان از چنین امر دردناکی، عاملین و آمرین به این امر در فراموشی و کنج امن اذهان عمومی قرار گرفتند و افکار اهالی رسانه را به این موضوع درگیر نمی بینیم.
با مروری ساده در شبکه اجتماعی نشانه های این فراموشی را توسط کارشناسان و خبرنگاران و دست اندرکاران به وضوح می توانیم ببینیم و عدم تمرکز هدفمند بر چنین انرژی معتبری گام برداشتن در رد بجا مانده از مسیر پیاده نظام کینه ورز و جنگ طلبی است که لبخند رضایتش را از این مسامحه می توان دید.
مسامحه ای که می تواند با تذکر این یادداشت به مسئولین نهادهای درگیر چاپ عکس های سال های دفاع مقدس و انجمن های دارای این امکان جبران شود و نسلی را از آفت این فراموشی نجات دهد چرا که هر ایرانی مسلمانی در فراز و فرود باورهای ایدئولوژیک خود همواره ظلم ستیز و حامی مظلوم بوده و برای رنگ های سرخ و سپید و سبز اهتزاز پرچمی که بسیار از جان ها و جانانه ها هزینه شده است، احترامی وافر قائل است.
مهدی سروری
منبع: پایگاه عکس چیلیک

منبع: پایگاه عکس چیلیک
پیشین
ده سال از درگذشت « ابوطالب امام » گذشت
پسین
عکاس ایرانی « کیومرث درمبخش » در پاریس درگذشت

به تازگي منتشر شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست