گفت وگو باحمیدسوری: ترکیب شورای سیاست گذاری دوسالانه مردانه وصنفی است

منبع: تندیس –

گفت و گو با حمید سوری : ترکیب شورای سیاست گذاری دوسالانه مردانه و صنفی است.

تندیس 15 مهر 1393- شماره284

ترکیب شورای سیاست گذاری دوسالانه مردانه و صنفی است.

گفت و گوی فرید امین الاسلام با حمید سوری

****

حمید سوری فقط یک « معلم » یا یک « پزوهشگر »  نیست . او یک «متفکر» عرصه هنر است . متفکری متواضع  که نظراتش در جامعه تجسمی نفوذ دارد و نادیده گرفتنش نا ممکن .  نظراتش نه تند و غیرکابردی است و نه در خدمت بازار هنر . او با توجه به امکانات و واقعیات موجود و کم و کاستی های عرصه های هنری ایران ، همچنان امیدوار به تحول مثبت و البته گام به گام در عرصه هنر معاصر ایران است . این را می شود از میان کلام و رفتارش فهمید. وقتی تقاضای مصاحبه ای درباره دوسالانه عکاسی کردم بدون هیچ منّتی من را در سی و یکم شهریور ماه و در  مؤسسه چهارسو پذیرفت و عقایدش را بیان کرد . عقایدی که توجه به آنها از سوی مسئولین و دست اندرکاران می تواند دوسالانه های آینده را پربارتر کند .

****

دو سالانه عکس در دی ماه امسال و در موزه هنرهای معاصر با دو رویکرد آرت فتوگرافی و خلاقه برگزار خواهد شد .شما قبلا از رویکرد خوب دوسالانه گفته بودید و اینکه با ایده آل فاصله دارد ولی جهت گیری درستی پیدا کرده است ، لطفا در مورد ویژگی های خوب این رویکرد توضیح بیشتری بدهید ؟

این که من رویکرد را مثبت می بینم در مقایسه با دو سالانه های گذشته است . من قضایا را ایده آلیستی بررسی نمی کنم . برای من دو سالانه ایده آل بین المللی است نه ملی . هنری است نه یک رسانه خاص . دعوتی است و نه فراخوانی . کیوریتور دارد نه یک شورایی صنفی . تمی دارد که از دل مسائل معاصر بیرون آمده، کاتالوگی دارد با متون مهم. اینها مؤلفه های اولیه ساختاری یک دوسالانه است ولی هیچ دوسالانه ای در ایران دارای این  مؤلفه ها نیستند . انجمن نقاشی دارد تلاش می کند که در این جهت گام بردارد و امیدوارم موفق شود. اما موانع کجا هستند ؟ دوسالانه با دخالت دولت برگزار می شود یعنی وزارت ارشاد با همراهی انجمن صنفی . نه دولت از نگرش ایدئولوژیک و فراگیر (یعنی راضی کردن همه ) می تواند صرفنظر کند و نه انجمن ها می توانند منافع صنفی شان را کنار بگذارند و «هنر» را مهمترین مسئله ببیند . پس در یک تصویر بزرگ که نگاه کنیم موانع زیادی وجود دارد و داشتن یک دوسالانه ایده آل به این سادگی ها نیست.

این موانع فکری هستند یا اجرایی ؟

ساختارها موانع اصلی هستند . هم توان فکری وجود دارد و هم توان اجرایی. منتهی ساختار وزارت ارشاد ، ساختار انجمن ها ، ساختار و زیر ساختارهایی که هنر ما بر پایه آن بنا شده است طوری نیست که به راحتی بتوان یک دو سالانه درست برگزار کرد. از سوی دیگر مسائلی مانند کمبود بودجه، محول نکردن دوسالانه به شکلی اصولی به متخصصین، نداشتن وقت کافی برای پژوهش، تمایل نداشتن بخشی از هنر تجسمی با همکاری بخش دولتی را به آن اضافه کرد.

خود دوسالانه های عکاسی را نگاه کنید . در دو سالانه های گذشته عموما وجه هنری عکاسی یک بخش کوچکی از دوسالانه بود ….بخش خبری و مطبوعاتی داشتند ، صنعتی تبلیغاتی داشتند ، معماری داشتند ……من خوب یادم می آید که چند سال قبل که دو سالانه در مؤسسه صبا برگزار شد . همان روزی که قرار بود کارها چیده شود ناگهان بخش هنری فرستاده شد به زیرزمین. در صورتی که اصلا دو سالانه عکاسی یعنی عکاسی هنری . در نشست های دوسالانه مطرح می شده که عکاسی تبلیغاتی مهمتر از عکاسی هنری است. کلاژ و دستکاری در عکس مورد تمسخر قرار می گرفت. گاه دشمنی با عکاسی معاصر دیده می شد خلاصه آنقدر به وجوه دیگر عکاسی دیگر اهمیت داده می شده که وجه هنری در آن گم می شده و از عکاسی هنری هم در بهترین حالتش تلقی میانه قرن بیستمی از عکاسی وجود داشت .

در چنین شرایطی، حالا یک انجمنی که وجه غیر هنری عکاسی را بیشتر پوشش می دهد و تلقی اش از عکاسی هنری هم خیلی معاصر نیست مسئول برگزاری این دوسالانه هنری شده است . با ین حال، فراخوانی داده شده که چند فاکتور مهم در آن وجود دارد: دسته بندی دوره های گذشته (خبری، مطبوعاتی، معماری، پرتره و …) را کنار گذاشته و بر وجه هنری تمرکز دارد. وجه هنری ، ایده بنیاد دیدن، اندیشه محور تلقی کردن، پروژه ای دیدن عکاسی در آن برای اولین بار عمده شده است . در این فراخوان درخواست استیتمنت شده است . در صورتی که بخش عمده ای از  عکاسی سنتی ما با استیتمنت مخالف است . با توجه به زحمت اجرایی و داوری زیادی که این روش به وجود می آورد به ویژه به خاطر دو مرحله ای شدن، و عکاس مجبور می شود از لحظه قطعی و زیبایی شناسی فراتر رود این امر ارزش فراوانی دارد. غیر رقابتی است . دیگر کسی دنبال اول و دوم شدن نیست .به پروژه های  پذیرفته شده کمک مالی داده خواهد شد . این وجوه رویکرد مثبت دوسالانه را نشان می دهد و نمی توانیم با نادیده گرفتن آنها بطور مطلق خط بطلان روی دو سالانه بکشیم .

البته شورای سیاست گذاری هم دارای مشکلاتی است . ترکیب شورا مردانه است . هیچ زن هنرمندی وجود ندارد . ترکیب شورا صنفی است . منظورم این است که هیچ اندیشمند ، هنرمند  و منتقد غیر عکاس در ترکیب شورا وجود ندارد . اگر به تعریف گسترده عکاسی در دوران معاصر اعتقاد داریم باید عجین شدن آن را با دیگر هنرها نیز بپذیریم . البته این مشکل صنفی دیدن در دیگر انجمن های هنری نیز وجود دارد .

شما ویژگی های خوب دوسالانه را گفتید اما در فراخوان دو بخش مستقل وجود دارد . آرت فتوگرافی که معادل عکاسی مفهومی گرفته شده است و برای توضیح عکاسی خلاقه تک عکس بودن و عدم وابستگی به توضیحات و موضوع و مهم بودن تکنیک عکس بیان شده است . چرا هنوز درگیر اینگونه تفسیم بندی ها هستیم ؟ آیا استفاده از واژگانی مانند « آرت فتوگرافی » و «خلاقه » نوعی گنگ بودن فضای هنری را نشان نمی دهد ؟

ابتدا به نکته آخر پاسخ دهم. بله این واژگان و تعاریف مربوطه ابهام آمیزند اما این مسئله به فضای هنری ما محدود نمی شود. از آنجا که تعاریف امروزه خود مشکل زا هستند و حتی بعضی تعریف را غیر ممکن می دانند طبیعی است که واژگان متفاوتی مورد استفاده قرار می گیرد و تلقی های مختلفی از آن وجود دارد و کثرت آنها هم ابهام و سردرگمی به وجود می آورد. اگر چه بحث در باره این واژگان بد نیست و می توان خرده هایی بر آن هم گرفت اما اگر مسائل مهمتری وجود دارد به نظر من بهتر است همه هم و غم خود را صرف بحث های کلامی نکنیم. درباره بخش اول سوال، من فکر می کنم که نگرش تک عکسی در دوسالانه یک نگرش سنتی در کنار نگاه معاصر دوسالانه در بخش اول است . مجموعه دوسالانه با وجود موانع ساختاری شاید نمی تواند یک باره بخش سنتی را کنار بگذارد . منظورم از وجه سنتی آن وجهی است که درگیر تولید تک عکس است و معتقد است که عکس خودش بیانگر و بدون احتیاج به توضیح است و فقط باید به زیباشناسی ناب بپردازد . احتمالا دوسالانه این بخش را هم گذاشته تا آن بخش سنّتی عکاسی را راضی نگاه دارد . همانطور که گفتم راضی نگاه داشتن همه بخشی از سیاست های دولتی و انجمنی است. شاید تا موانع ساختاری اینچنین وجود داشته باشد نمی شود اینگونه مسائل را کنار زد . فقط می توان امیدوار بود با جهت گیری درست گام به گام  رو به جلو حرکت کنیم .

به نظر می رسد این روزها مفهوم اقتصاد هنر به خرید و فروش چند اثر تقلیل پیدا کرده است و متاسفانه به این تقلیل گرایی هم دامن زده می شود . در این راستا به نظر شما خرید آثار دوسالانه از سوی موزه هنرهای معاصر که در فراخوان وعده آن داده شده چه آثار مثبت و منفی می تواند داشته باشد ؟

طبعاً دوسالانه یک رویداد مهم و ملی است و خرید آثار آن توسط موزه  خوب و مثبت است . اما اینکه موزه آثار را برای گنجینه بخرد  من  موافق نیستم .قبلا موزه آثار را برای موسسه هنرهای تجسمی می خرید  و آن آثار می توانست روی دیوار سازمان ها و نهادهای دولتی برود و یا برای نمایشگاه هایی مورد استفاده قرار بگیرد . وقتی گنجینه موزه هنرهای معاصر بخواهد آثاری بخرد ، آن آثار باید نمایانگر مهمترین و بهترین آثار هنر معاصر ایران باشد . البته فراموش نکنیم راجع به دوسالانه ای صحبت می کنیم که فراخوانی است . شما تاریخ دوسالانه های عکاسی را نگاه کنید بسیاری از آنها که جایزه بردند دیگر در جهان عکاسی نیستند . چرا ؟ چون دوسالانه ها فراخوانی است . یک نفر یک عکس خوب خلق کرده و به دوسالانه ورود پیدا می کند و بعد هم جایزه می گیرد .پس آنطور که ما فکر می کنیم در دوسالانه فاخرترین آثار و مهمترین هنرمندان حضور ندارند. از این جهت من فکر می کنم که خرید آثار از یک دوسالانه برای گنجینه موزه هنرهای معاصر کار درستی نیست .فراموش نکنیم در دنیای هنر وقتی هنرمندی بخواهد در موزه هنرهای معاصر کشوری نمایشگاه بگذارد باید خیلی کار کرده باشد .یکی از نقاط اوج دوره ی کاری یک هنرمند این است که در موزه نمایشگاه بگذارد . یعنی بعد از نمایشگاه در گالری های معمولی و بعد گالری های مهم و سرشناس و نوشتن منتقدین در مورد کارهایش ،  هنرمند به موزه هنرهای معاصر راه پیدا خواهد کرد .

ولی چون این دو سالانه فراخوانی است ممکن است شخصی یک سال عکاسی را شروع کرده باشد و یک عکس خوب هم گرفته باشد و بعد ناگهان این اثر روی دیوار موزه هنرهای معاصر می رود . این اصلا درست نیست و حالا این اثر خریداری هم شود! در صورتی که معلوم نیست عکاسش پنج سال بعد عکاس بماند. در نظر بگیرید 20 سال دیگر بخواهند از عکاسی دهه 90 ایران نمایشگاه بگذارند آیا اولین جایی که کیوریتور بخواهد مراجعه کند موزه هنرهای معاصر تهران نیست؟ موزه چه خواهد داشت برای ارائه؟

سوال من این است که برای خرید آثار گنجینه موزه چه مکانیزم و چه معیارهایی دارد ؟ آیا آن  معیارها را در آثار دوسالانه می بینیم؟  و همانطور که گفتم عموماً عکاسان مهم و برجسته ما در دوسالانه شرکت نمی کنند  پس معلوم است که آثار دو سالانه مهم ترین آثار عکاسی ما نخواهد بود . به نظر من اگر قرار است آثاری خریداری شود بهتر است آثار هنرمندانی خریداری گردد که ویژگی های عکاسی معاصر ایران را داشته باشند و وجوهی از عکاسی ایران در این دوره را نشان دهد.

 در جواب شما به سوال قبلی و در تعریف یک « هنرمند» و جهت خریداری آثار او از طرف  موزه  قائل به « فرآیند کاری» بودید. در صورتی که برای کارشناس موزه ممکن است نام  هنرمند مهم نباشد و فقط به خود اثر توجه کند و اثری را که به نظرش برجسته می آید و  ارزش هنری دارد خریداری کند (مجموعه یا تک اثر). برای کارشناس محترم دیگر مهم نیست که آفریننده اثر بعداً در فضای هنری باقی خواهند ماند یا خیر ؟ یا آثار هنری دیگری خلق خواهد کرد یا خیر ؟

وظیفه موزه در خرید آثار چیست؟ چه آثاری را باید بخرد ؟ هر هنرمندی که مشهور شد ؟ هر اثری که شهرت کسب کرد ؟  خیر . موزه باید تحلیل داشته باشد که در این شرایط ، هنر ایران چه مؤلفه هایی دارد، موضوعی، سبکی، رسانه ای، زیبایی شناسانه و… و این مؤلفه ها در چه آثاری متبلور می شود ؟ مهم است که چه افراد شاخصی پیشرو در این عرصه ها بوده اند اما نمی توان به آنها بسنده کرد. مثلا در یک دهه اخیر به لحاظ موضوعی « مهاجرت» یک گفتمان در هنر عکاسی است ولی ممکن است عکاس برجسته ایی در این مورد کار نکرده باشد . ولی اگر موزه از این دهه اثری نداشته باشد یک نقص باشد. مهم این است که مجموعه موزه نباید از یک سری آثار پراکنده تشکیل شده باشد. یک بخش کیوریتوری ، کیوریتوری در موزه است که یک بخشی از وظیفه آن مشاوره دادن در این باره به موزه است . او با نگاه جامعی که به هنر دارد می تواند تشخیص دهد جای چه چیزی در گنجینه موزه خالی است . به نظرم باید نگاه جامع و اُرگانیکی به این موضوع داشته باشیم . مطمئن باشید در آینده موزه مورد نقد قرار خواهد گرفت که چه آثار مهمی باید خریده می شده و نشده و چه آثاری که نباید، خریداری شده است.

 با توجه به اینکه  زمانی شما مدیر واحد پژوهش موزه هنرهای معاصر بودید . به نظر شما و با توجه به برگزاری دوسالانه در موزه آیا نباید در مورد برگزاری این دوسالانه و دعوت از هنرمندان و پذیرفته شدگان از قبل کار پژوهشی انجام بگیرد ؟ الان معاون محترم فرهنگی وزارت ارشاد ، مشاور اقتصادی دارند ولی مشاور پژوهشی ندارند . چرا پژوهش در فضای هنری گم شده است ؟

 وجه پژوهش در جامعه هنری ما به اندازه کافی جا نیافتاده است .طبیعی است که جای خالی آن برای موزه و وزارت ارشاد اشکال بزرگی است . متاسفانه نگاه اقتصاد محور آنقدر اهمیت پیدا کرده که دیگر وجوه کم رنگ شده است . طبیعی است در چنین حالتی کارها با صلاح و مشورت یک تعدادی صورت بگیرد و آنها هم کار میدانی و پژوهشی انجام نداده باشند و کدخدامنشانه بخواهند مسائل را حل کنند و در چنین حالتی حتما روابط حاکم می شود و در بهترین حالتش آنچه در جلو چشم باشد مورد توجه قرار می گیرد و نه آنچه که شایسته است.

زمانی واحد پژوهش موزه می خواست بانک اطلاعاتی ایجاد کند ولی موفق نشد و الان هم این امر متوقف است . مسلما پژوهش مسئله ای بنیادین است و باید در سطح معاونت وجود داشته باشد گزارش های سالانه از فعالیت ها به عموم ارائه شود.

باید یک بانک اطلاعاتی خوب و دقیق وجود داشته باشد. اینکه چه نمایشگاه هایی برگزار می شود ؟ تم های آن کدام است ؟ هنرمندان کدام هستند ؟ تکنیک ها چگونه است ؟ چه رابطه ای با یکدیگر دارند ؟ به چه دغدغه هایی می پردازد ؟ چه مطالبی نوشته می شود؟ به نظرم وجود بانک اطلاعاتی و گزارش سالانه ضروری است .

در مورد یک دوسالانه خوب هم باید بگویم باید توسط کیوریتور و تیمش یک کار پژوهشی طولانی انجام بگیرد تا بفهمد خط و ربط آثار و نحوه کار هنرمندان و گفتمان های موجود و تکنیک ها و ….  در یک دوره زمانی چگونه بوده است  تا بفهمد چه تمی را انتخاب کند و از چه هنرمندانی دعوت کند .

تاثیرگذاری این دوسالانه ویا مسابقات هنری و فراخوان های هنری  را چگونه ارزیابی می کنید ؟ منظورم بیشتر تاثیر گذاری از جهت تاریخ هنر و ایجاد موج جدید است . برای مثال در تاریخ هنر به بینال ویتنی در 1993 اشاره می شود و یا در ایران به برگزاری نمایشگاه هنرهای مفهومی در اوایل دهه هشتاد و این اواخر نمایشگاه بینابینیت ، ولی در مورد بقیه مسابقات و فراخوان ها  این ارجاعات صورت نمی گیرد و در صورتی هر سال و یا هر دوسال شاهد این اتفاقات هنری هستیم ؟ 

من البته مطمئن نیستم که نمایشگاه بینیابینیت تاثیر گذار محسوب شود. بگذریم. اگر نمایشگاه مورد توجه قرار بگیرد، شور و هیجان ایجاد کند، بیننده زیاد داشته باشد، گزارش، نقد، گفت و گو در باره اش منتشر شود، فروش خوبی داشته باشد حتما تاثیرگذار خواهد بود چرا که هنوز جامعه هنری ما سرمشق و الگوهای معینی ندارد و مدام دارد تجربه گری می کند. بنابر شرایط هم سلیقه هایش را تغییر می دهد. اما آیا اینگونه تاثیرگذاری مثبت است یا نه، طبیعتاً نه. اگر نمایشگاه درست تعریف شده باشد، آن پژوهش صورت گرفته باشد، جهت گیری درستی را انتخاب کرده باشد حتما تاثیرگذاری اش مثبت خواهد بود . ولی عموما مسابقات عکاسی ما اینگونه نیستند. دارای یک جهت مشخص هنری یا شکلی یا ساختاری دارای شخصیت مشخص نیستند . در مسابقات یک موضوع کلی داده می شود و یک تعداد عکاس هم انتخاب می شوند و بقیه که انتخاب نشدند در دوره بعد از عکسهای انتخاب شده پیروی می کنند ولی مسابقه بعدی همه چیز عوض می شود . جشنواره های زیادی وجود ندارد که درازمدت فکر کند از شما چیزی بخواهد که بروید روی آن کار کنید . اندیشه خودتان را برای جشنواره و مسابقه به کار بیاندازید و پروژه ای را خلق کنید . من اعتقاد ندارم که این مسابقات می توانند آموزش بدهند ولی می توانند جهت بدهند و تاثیراتی داشته باشند . اما لازمه اش این است که بدانیم مسابقه یا دو سالانه چه رویکردی ، چه سلیقه ای و چه جهت گیری دارد ؟ ما جریان های شناسنامه دار کم داریم . شناسنامه مسابقات ما با تغییر افراد تغییر می کند . در حالی که در همه جای دنیا وقتی کیوریتور را عوض می کنند و کیوریتور جدید می آید ابتدا تحقیق می کند  که در گذشته آن مسابقه و یا دو سالانه چه اتفاقی افتاده و بقیه دوسالانه ها را هم بررسی می کند تا موضوع جدید را مشخص کند  . ولی در اینجا بسیاری از نهادهای خصوصی و دولتی چندان نگران هنر عکاسی نیستند همه می گویند می خواهند کار بنیادین کنند کاری که تا به حال نشده، کاری فرهنگی، در ابعاد عظیم، اما در عمل فقط شور و هیجانی راه می اندازند تبلیغاتی انجام می دهند آماری می دهند و می گذرند .

انجمن عکاسان ایران


admin

Nam non diam eros, vitae dictum erat. Praesent lacinia diam vel mi sodales molestie? Pellentesque habitant morbi tristique senectus et netus et malesuada.



دیدگاهتان را بنویسید