یادداشت: عکاسی از خط تولید عزاداری در محرم

با فرارسیدن روزهای محرم هر سال شاهد تصاویر بسیار زیادی از برگزاری مراسم های مرتبط با این اتفاق در فضای مجازی و یا بعد از آن بر دیوار نمایشگاه ها هستیم.
آثاری که در حجم بسیار زیادی تولید می شوند اما پنداری همچون خود مراسم که گاهی هدف اصلی آن در میان هیاهو گم می شود، عکاسان نیز اغلب با همین موج به بی راهه می روند.
در ابتدا باید اذعان داشت که به مدد فن آوری دیجیتال کیفیت خروجی این عکس ها قابل قبول هستند که البته همین دیجیتالی شدن فرایند عکاسی خود در جایی دیگر سبب ساز تولید انبوه و بی خاصیت عکس ها هم می شود.
سال ها پیش که هنوز مجبور بودیم با نگاتیو عکاسی کنیم گاه اتفاق می افتاد که دوستان قرار هایی را طراحی می کردند تا گروهی برای عکاسی از این مراسم به نقطه ای سفر بروند که در نهایت تبدیل به یک رقابت شد و تا بدان جا پیشرفت که گاه دوستان عکاس با مخفی کاری مسیر عکاسی خود را بیان نمی کردند. رقابتی که با آمدن ابزار دیجیتال برجدیت بی حاصل آن افزوده شد.
برای آن که بدانیم آسیب شناسی عکاسی در ماه محرّم امر تازه ای نیست و خیلی پیش از این ها برای عکاسان مساله ایجاد کرده بود، بد نیست نقبی بزنم به سال های میانی دهه هشتاد یعنی سال های 74 و 75 در میان جمعی از دوستان که همه عکاس و جوان بودیم بحثی در گرفت بر سر چرایی عکاسی از مراسم عزاداری در ماه محرّم، آن هم در زمانی که عکاس مجبور بود با نگاتیو های کم یاب گاه تاریخ گذشته و دست پیچ عکاسی کند.
بعد از بررسی چندین سال عکس های محرم عکاسان مطرح آن روزگار به این نتیجه رسیدیم تا زمانی که عکاس دیدگاه و یا بیان خاصی را در عکاسی از این مراسم دنبال نمی کند صرفا تصاویری تزیینی را ثبت می کند که هیچ کارکرد جدی برای آن ها نمی شود متصور شد. از آن رو تصمیم گرفتیم پیش از این ها در مورد عکاسی عزاداری محرم فکر کنیم. نتیجه آن که بعد از یک سال به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر با نظری مخالف جریان ایدئولوژی محرم به عکاسی از آن بپردازیم بهتر از آن است که عکس هایی همسو با تفکر مذهبی این مراسم ارایه دهیم. اتفاقی که هیچ گاه به سمت آن حرکت نکردیم و تصور می کنم بیشتر به دلیل علایق همسو کسی تمایل نداشت که به این شیوه از محرم عکاسی کند.
قصدی بر ورود به بررسی ایدئولوژیک مراسم عزاداری ندارم اما یک عکاس اگر دیدگاه خاص و متفاوتی به این مراسم ندارد بهتر است از دغدغه بی تابانه و کورکورانه افزایش حجم عکس هایی بی خاصیت از این مراسم بگذرد.
البته باید توجه داشت که بخشی از روند عکاسی مراسم ها و آیین های عمومی یک واحد انسانی می تواند جنبه مستند سازی و حفظ حافظه بصری از آن اتفاق ها باشد. روندی که عدم توجه به آن در کنار کپی کاری های نابخردانه از عکس های دیگران برای عکاسی از این آیین تبدیل به معضلی تخریب کارانه شده و آسیب زننده است.
تشکیل تورهای عکاسی از این آیین یکی دیگر از مسایل پیچیده و غیر قابل فهم این بخش از عکاسی در ایران است.
اگر قایل به این باشیم که یک عکاس دارای شخصیتی هنرمندانه، خلاق و مستقل است حرکت به شکل گروه و در قالب یک تور برای عکاسی از محرم در واقع منزلت او و اثرش را در حد یک کارگر خط تولید عکس و محصولش تنزل می دهد.
تورهای عکاسی تنها مکانی برای تمرین عکاسی هستند و یادگیری ارتباط با محیط حال تصور کنید در روستایی با هزار نفر جمعیت که مشغول عزاداری هستند رود 100 نفر عکاس با تجهیزات و پوششی متفاوت از بافت آیین در حال برگزاری چه تاثیر مخربی بر مراسم و در نهایت بر عکس های حاصل شده می گذارد. اصولا عکاسی عملی مداخله گرانه در یک بافت است پس مناسبتر است که به دلیل حفظ اتمسفر محیطی که به آن وارد می شویم در نهایت احتیاط و هم سانی با محیط عمل کنیم تا در نهایت بتوانیم قاب هایی واقعی تر و فاقد رفتار خودنمایانه را شاهد بوده و ثبت کنیم.
عکس هایی از کودکانی در لباس عزاداری، مردانی در حال زنجیر زدن، پوشاندن بدن با گل، حمل علم و کُتل ،سرهای بر زانو، چشم های اشکبار و حتی قمه زنی همه و همه تصاویر تکراری هستند که از کثرت استفاده این روزها ارایه آن ها بیشتر حالتی کاریکاتوری دارد.
عکاسی مرسوم این روزها تا بدان جا نزول کرده که بسیاری از هیات های عزاداری بر خلاف رسوم مالوف و ایدئولوژی خالص این مراسم عکاس و تصویربرداری را استخدام می کنند تا از نمایش ظاهری و توخالی آن ها به اسم عزاداری عکاسی کنند. بخشی از این انحطاط در عکاسی همسویی ناگزیر جامعه است در رفتن به سمت سقوط ارزش های اجتماعی این آیین که بررسی آن نیاز به کارشناسی اجتماعی و آسیب شناسی مناسک محرم است. اتفاقی که عکاس دارای فضای ذهنی صحیح می تواند آن را تغییر دهد نه این که سرعت این سقوط را تسریع بخشد و در نهایت خود نیز سقوط کند.
بی شک پرداختن به این آیین با فضای ذهنی جدید و حتی مخالف، (شاید استیج فوتوگرافی هایی خلاقانه تر با عناصر عزاداری)، رفتن به سوی بافت های سنتی کمتر دیده شده و جوامع کوچکتر، (به طور مثال رفتن و عکاسی از مناسک عزاداری در یک روستای دور افتاده)، پرداختن به جنبه های کنار و کمتر دیده شده و مواردی از این دست راهی باشد برای حصول نتیجه ای تاثیر گذارتر در قالب عکاسی، تولید عکس هایی به روال هر ساله و فضا های تکراری اتفاقی است که عکاسان خبرگزاری ها و نشریه ها خیلی بهتر از شما انجام می دهند.
عکاس کاشف یک اتفاق می تواند باشد و عکاسی رسانه ای است برای روایت آن اتفاق که می تواند جهانی را تکان دهد.
رضا جلالی
شهریور هزار و سیصد و نود و هفت
محرم و الحرام هزار و چهارصد و چهل





نظرات (1)

  • حميده-نظرى

    |

    نقد زيبا و درست اقاى رضا جلالى را خواندم و احساس مى كنم بسيار با ايشان هم نظر هستم .با اينكه تازه شروع به عكاسى كردم و نيازمند به تجربه اندوزى در موضوعات مختلف هستم اما احساس مى كنم كه به خاطر ترديدهايى كه به كاربرى اين واقعه دارم حاضر به عكاسى در اين زمينه نمى باشم تا زمانيكه صاحب ايده خاصى بشوم.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید