یادداشت: مراسمی که میزبان دوربین های عکاسی بود!

سومین همایش انجمن عکاسان ایران در خانه ی هنرمندان ایران عصر روز گذشته یکشنبه 21 دی ماه جاری با مشارکت هفت انجمن تخصصی در زمینه های کاری مربوط به خود و مشارکت تعدادی از پایگاه های مرتبط با عکس و عکاسی در کشور آغاز به کار کرد.
در این مراسم که مقرر بود در ساعت 17.30دقیقه آغاز شود به دلیل تاخیر حضور عکاسان و مدعوین با 30 دقیقه صبوری، در ورودی سالن استاد جلیل شهناز باز شد و مجری برنامه، امید محمدنژاد با طرح سلام” سومین دورۀ ده روز با عکاسان ” را آغاز کرد.

البته در همان ابتدای زمان یاد شده سالن تکمیل و در ورودی سالن توسط نگهبانان خانه ی هنرمندان بسته شد و از ورود برخی دیگر از جاماندگان ممانعت به عمل آمد.
مراسم داخل سالن هرچند با قطع و وصل های پیاپی نمایشگر بیرون از سالن قابل مشاهده و رصد بود؛ البته آنان که بیرون ایستاده بودند بیشتر مشغول احوال پرسی بودند و شاید حضور عوامل زردپوش حامی اصلی این دوره “کاله”، در زیر مانیتور، اجازه ایستادن و تماشا را به مخاطب نمی داد! زردپوشانی که با چوبی خلال گونه تکه ای پنیرهای رنگی پستو، گودا، پراتو و ماست میوه هایی با طعم: سیب و توت فرنگی و هلو و دسرها و… به شما تعارف می کردند و شما را با طعم و رنگ های گوناگون محصولات جدید این شرکت لبنی آشنا می کردند.

با گذشت لحظات، عبور کسانی را شاهد بودیم که با بندهای آبی رنگ و کارت های شناسایی که به گردن داشتند می توانستند گواه عوامل اجرایی مراسم باشند و در این میان کاوس صادقلو را یافتیم که چشم براهی و انتظارش را در ابتدای ورودی خانه ی هنرمندان ایران وقتی دریافتیم که دوشادوش احمد مسجدجامعی دوربین به گردن دیدیم.

ناگفته نماند که دوربین مذکور با مارک بــــــــوووق!!! در حرکتی نمادین به گردن این مرد دوست داشتنی و این مسئول مردمی که با عنوان نایب رئیس شورای شهر تهران دعوت شده، سپرده شده بود تا همگان بیشتر به شعار ” لطفا با دوربین وارد شوید” توجه کنند.
مسعود زنده روح کرمانی به عنوان ریاست انجمن عکاسان ایران، در این زمان در داخل سالن برای عرض خیرمقدم به حاضرین دعوت شده بود و از بیداری ها و شب نخوابی های اش روایت کرد و پس از آن ابراهیم صافی بود که به عنوان دبیر از آمار و ارقام و اعداد گزارشی را برای حاضرین مطرح کرد.
در اوج ناباوری در سالن هر از گاهی باز می شد و تعدادی بیرون می آمدند و دلیل را که جویا می شدیم هوای گرم و سنگین داخل سالن را بهانه ای می کردند برای پاسخ به این سوال.
در گوشه ای جعفر دانیالی و کمال الدین شاهرخ را می دیدی که مشغول گپ اند و گوشه ای دیگر داریوش عسگری را که  قدم می زد و منتهای سالن بابک برزویه را که با چند جوان مشغول مجلس گردانی بود. لابه لای پخش نشریه کاغذباتله که به زحمت عوامل اجرایی پایگاه خبری دوربین.نت تنظیم و چاپ شده بود، ابراهیم صافی بود که با بندآبی به گردن میهمانان راهرو را به داخل سالن هدایت می کرد.
تریبون مشغول پخش کلام ریاست خانه ی هنرمندان دکتر سرسنگی بود و به نظر می رسد در جمع عکاسان از شعر مثال آوردن خیلی مطلوب طبع نیست و یودند کسانی که هر از گاهی سالن را ترک می کردند.

شرایط حضور مهیا شد و سالن طلبیدمان و سرکی به داخل سالن کشیدیم. بسیاری از بزرگان عکاسی را دیدیم که بیشتر از اعضای انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس بودند و البته بسیاری دیگر را هم گشتیم و یا نبودند و یا ما نیافتیم و ندیدیم!

مجری برای رونمایی از کتاب محسن راستانی از 4 نفر از میهمانان ویژه دعوت به حضور کرد و زمانی که اعلام کرد: عکاس کتاب خارج از کشور است نگاه های بهت زده را می توانستی در صورت ولبخند برخی ببینی و معنا کنی، ولی این کتاب دستاورد حمایت بخش انتشارات انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس از این عکاس بود و بودن یا نبودن عکاس آنچنان تاثیری در روند معرفی و رونمایی نداشت. کتاب را احمد آقای مسجد جامعی باز کرد و به حاضرین در سالن نشان داد و از ملانوروزی مدیر مرکز هنرهای تجسمی خواست که این عکس را برای موزه هنرهای معاصر خریداری کند و ملانوروزی با لبخند “بله” خریدعکس کتاب را تایید کرد.

در ادامه کتاب در دست مجید سرسنگی و عباس میرهاشمی ورق خورد و هر یک از بالارفتگان و رونمایی کنندگان در برابر دوربین ها متعهد به خرید همان عکس شدند که به تعبیر زیبای مجری به تفال باز می شد. در انتهای این بخش با تذکر جناب میرهاشمی تاکید شد که کتاب از فروشگاه خانه ی هنرمندان قابل خرید است و راستانی 29 دی ماه برای امضای کتاب در اینجا حضور دارد.

سپس سعید دستوری تریبون را در اختیار گرفت و متنی را خواند که به عنوان مرد حقوق دان انجمن بایستی بسیاری از گوش های مشتاق، جان کلام را درمی یافتند اما با شدت گرفتن حجم خروج مخاطبان از سالن  می توانستی درک کنی بار تحمل مخاطب در بخش های گذشتۀ برنامه، چندان بیجا! صرف شده است که به مهمترین بخش مراسم که حاوی نکاتی ارزشمند و کلیدی است، دیگر نمی خواهد و یا نمی تواند زمان گذاری کند و بپذیرد و بایستی که برود.

مراسم رو به پایان رفتن بود که به پیشنهاد سیف ا.. صمدیان اعضای انجمن های عکاسی – مشارکت کننده – با دعوت مجری به روی جایگاه آمدند تا با مدیران فرهنگی عکسی به یادگار بگیرند ولی خوب که می دیدی در گوشه کنارشان باز هم میل به ثبت شدن در عکس یادگاری انتهای مراسم ها در برخی انگیزه شد تا در کنار اعضای هیات مدیره و عوامل هیات موسس حضور پیدا کنند و زینت عکس شوند. محاسبه اینکه هفت انجمن با 5 عضو هیات مدیره با درنظر گرفتن اعضای علی البدل و بازرسین به تعداد تقریبی بیش از 40 نفر می رسد و با وجود افراد متفرقه ای که میل به ناخواندگی به حضور در عکس درشان همیشگی است؛ ولی در این عکس با احتساب نایب رئیس شورای شهر و مدیر مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و ریاست خانه هنرمندان می توانستیم 24 نفر را بشماریم!

خروجی سالن هم مواجه بود با برخورد بسیار مودبانه و زیبای جوانی که پوستر حاشیه دار ” مهرداد رباط جزی ” را با عنوان ” لطفا با دوربین وارد شوید” به همراه کاتالوگ و معرفی انجمن ها و اعضای دخیل در برنامه سومین ” ده روز با عکاسان ایران ” را تقدیم متقاضیان می کرد.
کاتالوگی که با نام و امضا و امید به با هم بودن و در کنار هم بودن “مسعود زنده روح کرمانی” به عنوان رئیس انجمن عکاسان ایران در صفحه سرآغاز، آغاز می شد و  با آرزوی ابراهیم صافی، دبیر سومین همایش ده روز با عکاسان در صفحه بعد دیده می شد که: آینده ای روشن، در روشنی چشمان بیدارتان باد، ادامه پیدا می کرد و با نزدیک به 40 صفحه اطلاعاتی مفید برای خواننده همراه بود.

مراسم تمام شد و مسئولین رفتند برای افتتاح نگارخانه هایی که با زحمت و مشارکت انجمن های عکاسی مملو از عکس شده بود.
ازدحام در راهروهای خانه ی هنرمندان جدی بود و در این هیاهو روزنامه پوشان پرفورمنس کارهم دیده می شدند که با حرکت های نمایشی آرام نگاهت می کردند و بر نیزۀ یکی شان  عبارت ” لطفا با دوربین وارد شوید” را می توانستی ببینی و در گیر و دار اجرای با حس شان چنان گرفتار عکس و عکاسی شده بودند که از سلفی گرفتن با احمد مسجد جامعی هم نگذشتند!

گالری های خانه هنرمندان را در کنار دیگران قدم می زدیم و می دیدیم و تازه حواشی کار را از زبان صریح و بیان به کنایه می شنیدیم و عبور می کردیم. با خود می گفتیم کاش در سوی همیشه منتقد، کمی انصاف با چاشنی صراحت و شجاعت بیان بود و در آن سوی دیگر اندکی ظرفیت و متانت شنیدن تا این همه در غیاب هم نگوییم و نشنویم و در برابر هم به تملق تعظیم نکنیم.

یاد ساعاتی پیش افتادم که در ابتدای پلکان این خانه، دو تن از عکاسان موسپید و کارکرده در حوزۀ عکاسی دفاع مقدس ایستاده بودند و مدتی پیش تر در مناسبت سالروز گرامی داشت هفته دفاع مقدس با خطایی محاسباتی در زمان و مکان و موضوع بعد از یک مصاحبه زندۀ تلویزیونی، چنان ادبیاتی را در جمع جوانان لبریز هیجان در شبکه اجتماعی به کار گرفتند که روی گفتن اش نیست و در نهایت با وساطتت و پادرمیانی چند تن از عکاسان سپیدموی، در دفتر یکی از انجمن ها، پس از ساعت ها چانه زنی و شفاف سازی و دلجویی، آنچه در برابر مشترکین لایک بزن و آتش بیار معرکه گفته شده بود به ادبیات “قربانت شوم” و “هنوز می خوامت” تبدیل شد.
وقتی یاد آن واژه های نازیبا می افتم درمی یابم که این ایستادن ها و گپ زدن های صمیمانه را هر چه باشد مدیون همین دورهمی های واجب الاجرا و ده روزه هستیم. دور همی هایی که هر نگاهی در جامعه عکاسی برای خودش و دوست دارانش می گیرد و این دوره از ده روزه با عکاسان تلاش کرده تا همه باشند حتی آنان که خیلی باور و تمایلی به این بودن ها نداشته و ندارند و همیشه در روی دربایستی حضور به سر می برند.

بگذریم و به عکاسان برسیم و یادی کنیم از دو تن از عکاسان اقلیت که آرام و بی صدا آمدند و ماندند و رفتند و به واقع در اقلیت بودند. روبرت شهبازی و رافی آوانسیان که در سبک و شیوۀ کار عکاسی شان متخصص اند و در اغلب حرکت های گروهی عکاسان ارامنه همیشه حاضر به حضور و مایل به حفظ بر اندیشه با هم بودن.

سلام و احوال پرسی با برخی عکاسان جوان و غیر تهرانی هم که همت کرده بودند و در این مراسم حاضر شده بودند جای تکرار این پاسخ را از اندیشه ریاست انجمن دارد که: آرزو داریم روزی بتوانیم ده روز با عکاسان را به شهرستان ها ببریم و یا شرایط حضور عکاسان غیر تهرانی را در این ده روز فراهم کنیم.
در هر صورت گالری به گالری عکسی می شدیم و دوربین های برخی را می دیدیم که به شانه و گردن انداخته شده بود و حسرت می خوردی که چرا برای تبیین این کمترین حق حضور صنفی در جامعه بایستی نمادین صحبت کنی و نمادین بگویی و این همه وقت بگذاری تا اثبات کنی عکاس آدم است و دوربین هم مثل مهره های شطرنج و دستگاه ویدئو و بسیاری اقلام تنها یک وسیله است.
ای کاش کمی فکر می کردیم و بهره هفتاد سال عبادت را می بردیم که بهتر نیست پیش از آنکه با محدود سازی امنیت ایجاد کنیم، از مزیت پزیشن آزادی رسانه ها و اصحاب رسانه با روحیه پذیرش تصویری برخی انتقادها و حتی شیطنت ها برخوردار می شدیم.

آخرین زمان های افتتاحیه را پشت سر می گذاریم و هنوز چهره ی خسته ی محمدمهدی رحیمیان را مشغول رفت و آمد می بینم و با دعوت عوامل اجرایی برای پذیرایی ساده به صرف چای به طبقه چهارم و جنب بالکن دعوت می شویم و دور هر میزی عکاسان را می بینی که با موضوعی، گپ و گفت براه انداخته اند و صحبت از بگوها و مگوهایی است که در فرصت پیش آورده توسط انجمن عکاسان ایران بخشی از تمام آن را می گویند و می شنوند و لذت می برند. لذت را می توانستی در روح هیجان در تعریف تصویری مباحثی که در همهمۀ سالن نمی شنیدی ولی در صورت حرکات و رفتارهای شان می دیدی، درک کنی.

مراسم را تمام شده یافتیم و خانه ی هنرمندان ایران را در شامگاه یکشنبه 21 دی ماه سال 1393 ترک می کردیم که در خروجی بنرهایی را با نشان حامیان مالی دیدیم که بر آن ها تیتر خورده بود: اینجا عکس بگیرید. همین عبارت کافی بود که دریابی حجم کار متولیان امور و سرخوشی بی خلاقیت صاحبان نشان، چقدر ساده این امکان را به باد داد که عکس یادگاری گروهی همۀ آنانی که آمده بودند می توانست اینجا، در این موقعیت، به اشکال مختلف ثبت و نشر شود.
امکانی که ده روزه بود و یک روز آن رفت و باشد تا آنچه باقی مانده است را قدر بدانیم.
امکانی که دستاورد همگرایی اندیشه ها شده است و با حضور هفت انجمن تخصصی در زمینه عکاسی با عناوین: انجمن عکاسان ایران، انجمن دوستدار میراث فرهنگی، انجمن عکاسان خانه تئاتر، انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران، انجمن عکاسان سینمای ایران، انجمن عکاسان تبلیغات و صنعتی ایران و انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس گردآوری شده است.

اما نگاه و قلم من – مهدی سروری – باور دارد با وجود تمام آنچه با عنوان حاشیه ازشان نام می برند، نمی توان دیکته ای را در این وسعت در شکلی نخستین گونه که توانست همه را گرد یک رویداد بیاورد، نوشت و خطا نداشت. همین حجم از زیبایی حضور و یکجانشینی صاحبان نگاه که سالها است محصور و محکوم به نگرفتن عکس و نداشتن دوربین در جامعه شده اند را بایستی در این محیط دنج فرهنگی، گرم هنری، آرام و برنامه ریزی شده، متمرکز وعلمی، دید و قدر دانست!
**********
سایر اخبار و اطلاعات ارسالی از دبیرخانه انجمن عکاسان ایران، بلافاصله پس از دریافت، در بخش اخبار این رسانه منتشر خواهد شد.


admin

Nam non diam eros, vitae dictum erat. Praesent lacinia diam vel mi sodales molestie? Pellentesque habitant morbi tristique senectus et netus et malesuada.



دیدگاهتان را بنویسید