بایگانی برای شهریور, 1398

همایش تخصصی عکاسان مازندران در حوزه هنری ساری

operator 315

به مناسبت روز جهانی عکس تاریخی در 28 اَمرداد/ 19 آگوست ، نشست تخصصی و گردهمایی عکاسان مازندران در تاریخ پنجشنبه 7 شهریور ساغت 17 با حضور کورش ادیم برگزار می شود. به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، محوریت این نشست بررسی عکاسی معاصر و افتتاح نمایشگاه عکس هنری صنعتی که دستاورد برگزاری تور دو روزه عکاسی با هدف معرفی صنایع کوچک در سال رونق تولید است که در طی روزهای 23 و 24 اَمرداد برگزار شد. در این نمایشگاه 20 عکاس با 53 قطعه عکس رنگی و سیاه سفید در ابعاد 30در45س.م حضور دارند. قرار است در این برنامه توسط برگزارکننده از عکاسان برگزیده نمایشگاه تقدیر شود. مهدی معصومی گرجی مسول اجرایی این برنامه و رئیس خانه عکاسان مازندران از مشارکت بسیار خوب و همکاری شرکت شهرک های صنعتی در پشتیبانی از این تور خبر داد و از تمامی هنرمندان و علاقمندان هنر عکاسی استان جهت شرکت در این محفل دعوت کرد. نشست تخصصی و گردهمایی عکاسان مازندران در شهر ساری، میدان امام، بلوار دانشگاه، سالن همایش های حوزه هنری مازندران برگزار می شود. منبع: پایگاه عکس چیلیک

بررسی طرح موزه عکس ایران و روز عکاسی ایران در نشست “دوشنبه‌های عکاسی”

operator 145

منبع: هنرآنلاین – نخستین نشست “دوشنبه‌های عکاسی” از سوی انجمن عکاسان ایران در عصر دوشنبه چهارم شهریورماه در سالن “استاد غلامحسین امیرخانی” خانه هنرمندان ایران برگزار شد. به گزارش هنرآنلاین، در بخش نخست این نشست، نمایشگاه عکس مهدی حسینی با عنوان “جنگ خاموش” مورد بررسی و نقد قرار گرفت و در بخش دوم با حضور حسین چنعانی، سعید فلاح‌فر و مهرداد نجم‌آبادی “طرح موزه عکس ایران” بررسی شد و سومین برنامه این نشست، پیشنهاد “روز عکاسی ایران” با حضور اسماعیل عباسی و محمدمهدی رحیمیان به بحث گذاشته شد. محمدمهدی رحیمیان، مدیر کمیته علمی و پژوهش انجمن عکاسان ایران گفت: در برنامه سالانه‌ “دوشنبه‌های عکاسی” بخشی به “کارگروه تاریخ عکاسی ایران” اختصاص دارد و بخشی هم به فعالیت‌های سایر کمیته‌های انجمن عکاسان ایران در ارتباط با اعضاء، موارد و مسائل حقوقی، امور رفاهی، امور نمایشگاه‌ها، 10 روز با عکاسان ایران، دوسالانه‌ها، مقالات و کتاب‌های مرتبط با عکاسی می‌پردازد. در بخش بررسی نمایشگاه عکس “جنگ خاموش” که توسط مهدی حسینی با موضوع تأثیر تحریم‌ها بر دارو و درمان بیماران سرطانی در گالری محیطی خانه هنرمندان ایران برگزار شده است علاوه بر توضیحات مهدی حسینی سایر عکس‌های مجموعه و کلیپی مرتبط با رویکرد عکاس به موضوع، نمایش داده شد. مهدی حسینی درباره این نمایشگاه گفت: موضوع این نمایشگاه اجتماعی است و سعی کردم در آن زاویه و جهت‌گیری نداشته باشم. درباره تأثیر تحریم داروها بر سرنوشت بیماران سرطانی تاکنون اسناد تصویری از آن چه بر این بیماران گذشته در دسترس نیست و منتشر نشده است و این جنگی است که بدنه جامعه را هدف قرار داده. در ادامه سام غضنفری، سعید فلاح فر و مجید شادمان از عکاسان و کارشناسان حاضر در نشست نظرات خود را پیرامون رویکرد عکاس، امر سیاسی و امر اجتماعی درباره این نمایشگاه با مهدی حسینی و حاضران در میان گذاشتند. در برنامه بررسی طرح موزه عکس ایران، محمدمهدی رحیمیان گفت: محور اصلی این نشست ضرورت و بررسی موضوع “طرح موزه عکاسی ایران” است. این در حالی است که علیرغم تدریس تاریخ عکاسی ایران و جهان در دانشگاه‌های ایران در 36 سال گذشته کرسی تاریخ عکاسی ایران را در دانشگاه‌ها ایجاد نکرده‌ایم و این موضوعی است که باید به آن توجهی جدی شود. حسین چنعانی از مدرسان عکاسی و کارشناس تاریخ عکاسی ایران در دانشگاه هنر گفت: “موزه عکسخانه شهر” توسط شادروان بهمن جلالی و دیگر دوستان از سال 1374 تأسیس شد. از پیدایش عکاسی در ایران حدود 177 سال می‌گذرد و اگرچه ما مدیون موزه عکسخانه شهر تهران هستیم، اما جایگاه عکاسی ایران تنها به دوره قاجار مربوط نمی‌شود و این مکان به لحاظ معماری و ساختمان گنجایش این حجم از اطلاعات و آرشیو عکس را ندارد و از طرفی زمان را از دست می‌دهیم و بسیاری از عکاسان و آرشیوها در حال از بین رفتن است. اگر قرار است انجمن عکاسان ایران کاری را انجام دهد، یک موزه عکاسی است که دربرگیرنده تمام پروسه زمانی 177 سال گذشته باشد. عکس در تمام هنرها از جمله سینما، معماری، طراحی لباس، گرافیک و… کمک می‌کند و هویت ما با عکس ما بر روی یک کارت نشان داده می‌شود. نیاز است که ما بتوانیم یک اتفاق نظری داشته باشیم و یک اتحادی به خرج دهیم و این موضوع را بنا کنیم. چنعانی افزود: باید موزه‌ای را داشته باشیم که درخور شأن زمان این 177 سال باشد که بتواند این‌ها را در خودش نگه دارد و همچنین جنبه‌های اقتصادی و تفریحی نیز داشته باشیم. سعید فلاح فر مدرس دانشگاه و پژوهشگر هنر درباره استانداردهای موزه گفت: استانداردهای موزه هم استانداردهای مدیریتی است و هم در برگیرنده دیگر سایر استانداردها است. کارهایی در این حوزه مانند موزه عکسخانه انجام شده است. در زمینه موزه یک بحث در مورد کاربری مجدد و احیای یک بنای معماری است و بحثی دیگر در مورد طراحی معماری است که هر کدام از این مباحث به صورت جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در حوزه احیای معماری که مهم‌ترین شکل و شمایل آن احیای بناهای تاریخی است، تنها به این موضوع بسنده می‌کنم که ما در دانشگاه‌های معتبر دنیا این رشته را در سطح دکترا داریم که به صورت تخصصی به آن می‌پردازند. موضوعی دیگر نیز طراحی مستقیم بنای مشخص است که اطلاعات آن به ما کمک خواهد کرد که این ظرف حاوی چه چیزهایی خواهد بود. فلاح فر در ادامه گفت: در تعریف یک معماری کامل برای موزه‌ها تعدادی اهداف مورد توجه قرار می‌گیرد که یکی از آن‌ها گردآوری است و ما باید تمام اسناد و مدارک را گردآوری کنیم و گردآوری محدود به دو دوربین عکاسی و… نیست و موضوعات بسیار فراتر از این مباحث است. مصالح یک موزه عکاسی مصالح متنوعی است که نباید به اشیای موزه‌ای بسنده کرد. مورد دیگر نگه‌داری آثار است که بدیهی است بخشی از اسناد و مدارک ما بدون رعایت اصول دقیق نگهداری آثار و اسناد از دست می‌رود و به جرأت می‌توان گفت ما در ده سال گذشته به اندازه کل تاریخ، اطلاعات فرهنگی خود را از دست داده‌ایم و هر یک روزی که این پروژه موزه عکاسی را از دست بدهیم، به سرعت وحشتناکی داده‌ها، اطلاعات و داشته‌هایمان را نیز از دست می‌دهیم. فلاح فر گفت: مورد دیگر نیز نمایش آثار است که این امر یک بروز و نمود اجتماعی برای مخاطب خواهد داشت و این موزه قطعا اهداف آموزشی و فرهنگی دارد، موزه عکاسی باید پویایی، تحرک و فعالیت داشته باشد. هر فضای موزه‌ای مانند موزه موردنظر ما، سه عرصه‌ی مختلف دارد که در طراحی‌هایمان باید به آن توجه کنیم. یکی از آن‌ها عرصه‌های عمومی است که تمام افراد می‌توانند از آن برخوردار شوند. یک عرصه دیگر خصوصی است که اهل فن، مدیران،پرسنل و محققین می‌توانند وارد این فضا شوند و از آن استفاده کنند و همچنین یک عرصه عمومی و خصوصی مشترکی داریم که شامل فضاهای مشترک بین این دو گروه است. از نظر عملکردی چند عرصه قابل تشخیص در این موزه وجود دارد که در ابتدا فضاهایی است که قرار است ما چیزهایی را به مخاطب نمایش دهیم و مورد دیگر نیز عرصه خدمات علمی و هنری است. مهرداد نجم‌آبادی از اعضای هیأت علمی گروه عکاسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گفت: در دهه هفتاد موزه “عکسخانه شهر” به کمک بهمن جلالی و رعنا جوادی و در چهارچوب فعالیت‌های دفتر پژوهش‌های فرهنگی شکل گرفت و نسبت به پژوهش، بررسی آثار، گردآوری اسناد تصویر و تجهیزات عکاسی در دوران قاجار اقدام کرد. وی اشاره کرد که یکی از وظایف من بررسی عکس‌ها و آلبوم‌هایی بود که برای تایید صحت و اصالت آثار به امانت در اختیار موزه قرار داده شده بود تا پس از تایید توسط موزه خریداری شود که مجموعه‌ی نفیسی مانند معیرالممالک را به لحاظ عدم توان مالی کافی نتوانستیم برای موزه خریداری کنیم و از دسترس ما خارج شد. وی در پایان افزود در ارتباط با تشکیل موزه عکاسی در ابتدا باید دیدکه این موزه قرار است چه چیزی را نشان دهد، چه آثاری در آن نگهداری و یا چه عکس‌هایی در آن به نمایش گذاشته شود. در ادامه برنامه نشست “بررسی روز عکاسی ایران” با طرح این موضوع از سوی محمدمهدی رحیمیان و اسماعیل عباسی آغاز شد و در این مورد حسین چنعانی با اشاره به ورود دوربین عکاسی به ایران و تهران در پاییز سال ۱۸۴۲ میلادی روز ۲۵ آذر ماه هر سال را به عنوان روز عکاسی در ایران را از سوی کارشناسان تاریخ عکاسی قاجار پیشنهاد کرد. در پایان این نشست فرشاد عسکری کیا عضو کارگروه تاریخ عکاسی در انجمن عکاسان ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه سوره اظهار داشت: به نظر من اختصاص یک روز ملی برای عکاسی علاوه بر روز جهانی عکاسی ضرورتی ندارد، زیرا همان روز به قدر کافی مناسبتی معنادار است برای تاریخ عکاسی در کل جهان. در پایان سعید فلاح‌فر افزود که تاکنون روز عکاسی ایران از سوی مراجع رسمی پذیرفته نشده و در مناسبت‌های تقویم رسمی سالانه ایران گنجانده نشده است.

دیدار از نمایشگاه عکس « اقلیم حیرانی » عکاس پیشکسوت محمد صیاد

operator 369

تنی چند از عکاسان جوان دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک از نمایشگاه عکس « اقلیم حیرانی » عکاس پیشکسوت محمد صیاد دیدار کردند. در طی این دیدار که با حضور عکاس و پیشکسوت عرصه عکاسی خبری استاد محمد صیاد صبور همراه شد، گفت و گوهایی صمیمی تبادل شد و این عکاس صاحب کسوت به پرسش های مطرح شده از سوی حاضران در خصوص عکس های نمایشگاه و نوع دید ایشان در عرصه خبر و رویداد و همچنین وضعیت عکاسی مطبوعاتی و خبری پاسخ داد. در بخشی از نمایشگاه عکس «اقلیم حیرانی» محمد صیاد ، چندین دوربین عکاسی و لنزهای کاربردی ایشان در طول سالها تجربه عکاسی ویترین شده بود و تعدادی از کانتکت شیت های آرشیوی ایشان نیز جهت عرضه به بیننده نمایشگاه ارایه شده بود. محمد صیاد صبور از پیشکسوتان عکاسی خبری در ایران است که در سال 1326 در شهر بندر انزلی متولد شد. از نوجوانی به تهران آمد و در آتلیه‌ی فتوپلازا مشغول به‌کار شد و عکاسی را آموخت. سپس در سال 1348 وارد کانون خبرنگاران شد و فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد. بین سال‌های 1350-1357 با روزنامه‌ی آیندگان در بخش‌های سیاسی، ورزشی و اجتماعی همکاری کرد و از سال 1357 و در آستانه ی پیروزی انقلاب اسلامی، درحالیکه هنوز در روزنامه ی آیندگان مشغول کار بود، همکاری خود را با خبرگزاری آسوشیتدپرس آغاز کرد که تا سال 1380 ادامه یافت. صیاد از آغاز جنگ ایران و عراق به صورت مستمر برای تهیه ی عکس و ارسال به این خبرگزاری به جبهه‌های جنگ می‌رفت. عکس‌های مربوط به دوران انقلاب و جنگ محمد صیاد در کتاب های مختلفی نیز به چاپ رسیده، از جمله انقلاب نور، 444 روز: داستان گروگان‌های آمریکایی در تهران، دفاع عاشقانه و جنگ تحمیلی: دفاع در برابر تجاوز. او در سال 1358 به اتفاق کاوه گلستان کتاب شورش را منتشر کرد که گزارشی تصویری از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی است. صیاد در سال 1359 به خاطر عکس‌های مربوط به شکست نیروهای دلتا در عملیات طبس موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین عکاس خاورمیانه شد. مرکز نبشی در تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان استاد نجات الهی(ویلا)، نبش کوچه خسرو، شماره 51 واقع شده است. عکس ها از: شاداب تحویلداری، اعظم حشمتی، سیدمهدی طباطبایی، حمیده نظری، ندار هگذر، مهری راست قدم، مریم خداوردی و مهدی سروری منبع: پایگاه عکس چیلیک #gallery-11 { margin: auto; } #gallery-11 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 16%; } #gallery-11 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-11.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-11.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#fc615d; } #gallery-11.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-11.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#fc615d; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#fc615d; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#ffffff; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#ffffff; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#ffffff; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-11 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'fast', slideshow: 4000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); });

نمایشگاه گروهی عکس و چیدمان «اهل حرم» در گالری لاله

operator 593

نمایشگاه عکس و چیدمان ” اهل حرم” همزمان با نخستین روز از ماه مُحرّم در تهران گشایش می یابد. به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، این نمایشگاه گروهی در مجموع تعداد هفتادو دو قطعه اثر عکس محور را عصر روز یکشنبه ۱۰ شهریور ماه جاری در گالری به نمایش می گذارد. اسامی عکاسان صاحب اثر در این نمایشگاه گروهی به این شرح است: مهری راست قدم، مهدی یوسفی، جلال میرزایی، سیدمحمدموسی زاده، طاهره منصورنژاد، محمد منصوری، سیدمهدی طباطبایی، مهسا صادق، مرتضی شجاعی، امیر شهرابی، ندا رهگذر، صبرا رئیسی، محمدرضا خرازی، مریم خداوردی، منصوره حجارمنش، زهرا خرازی، اعظم حشمتی، ابراهیم باقرلو و مهدی سروری. در متن قاب نخست نمایشگاه عکس اهل حرم به قلم دبیر نمایشگاه «مهدی سروری» آمده است: عکاسان صاحب اثر در این نمایشگاه عکس محور راه یافتگان فراخوان گرنت عکاسی از عاشورا تا عاشورا هستند که با وجود مطالعه های صورت گرفته و پژوهش های انجام شده طی سال با نشست های منظم گروهی نسبت به فلسفه زیبایی اندیشه و زیبایی دید عکاس، فارغ از انبوه گزارش تصویری ها و تک عکس های رایج و معمول، در لایه های معنایی عاشورای حسینی و در جریانی چون عکاسی با مرور نمادها و نشانه ها به مجموعه این آثار دست پیدا کردند. گام بعدی این مستندسازی اصیل حماسی_عرفانی تالیف کتاب عکس «اهل حرم» است که دربرگیرنده سابقه یک دهه رصد احوال معرفتی سوگواران حسینی است. در نظر است ظرف روزهای برپایی این نمایشگاه، نشستی با موضوع نقد و تحلیل آثار و روش های ارایه از منظر زیبایی شناسی آیینی با حضور عکاسان و علاقمندان در محل گالری برگزار شود. نمایشگاه عکس و چیدمان “اهل حرم” ساعت ۱۷ روز یکشنبه ۱۰ شهریور گشایش یافته و تا ساعت ۲۰ ادامه دارد. سایر علاقمندان می توانند تا پایان روز چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹تا۱۳ و ۱۴ تا ۱۸ و پنجشنبه ها از ساعت ۹تا ۱۳ از آثار ارایه شده توسط عکاسان در نگارخانه لاله دیدن کنند. گالری لاله در تهران، خیابان دکتر فاطمی، ضلع شمالی بوستان لاله واقع شده است. منبع: پایگاه عکس چیلیک

روايتی برای زنانی كه‌ به‌ ضعف ‌‌افتخار ‌می كنند

operator 1382

منبع: روزنامه اعتماد – روایتی برای زنانی‌ كه‌ به‌ ضعف ‌‌افتخار ‌می‌كنند كمینه‌ها‌ نقش‌ حداكثری‌ بازی ‌كردند رهام شیراز این بار می‌خواهم نوشته‌ام را مثل یك گزارش بنویسم. می‌خواهم از جملات خبری در جهت معنایی عمیق‌تر استفاده كنم. مثل واكر اوانز كه معتقد بود عكس‌های خبری‌اش را باید‌ مثل جملات همینگوی خوانش كرد، جملاتی كه هر چند جنسی واقع‌گرا دارند ولی لایه‌های عمیق مهمی را در داستان‌گویی‌اش شكل ‌می‌دادند. شاید هرازگاهی مثل یك گزارشگر جوگیر نظریات خودم را هم پراندم. ولی سعی می‌كنم فقط به‌طور زمانمند مهم‌ترین سرخط‌های اخباری مربوط به او در سی‌وهشت سال اخیر را بگویم. از سال 1360. نه! همین الان نظرم عوض شد. تصمیم گرفتم آنقدر هم عقب نروم. به حدود بیست‌وسه سال پیش می‌روم. از سال 1376 شروع می‌كنم. وقتی او تازه به دبیرستان رفته بوده و متوجه می‌شود یك اشكال جدی وجود دارد. از اول هم این اشكال بوده ولی انگار دیگر قابل تحمل نیست. از دبستان هم جملات را به گونه‌ای می‌نوشته كه باید آنها را در آینه می‌خواندی. با چشم معمولی مفهوم نبودند. مطمئن نبود، خنگ است یا بازیگوش. ولی دیگر طاقتش طاق شده بود. با مادرش صحبت و دبیرستان را ترك می‌كند. مادرش هر چند سخت ولی درك كرده بود. مادرش هم متوجه شده بود اشكالی وجود دارد. با «سختی» می‌شود جنگید ولی با «اشكال» باید كنار آمد. مادر متوجه می‌شود برای دخترش فهم و تمركز روی مطالبی كه به زبان مربوط می‌شوند، مشكل است. منطق زبانی را هضم نمی‌كند. بارها برای دخترش معلم خصوصی گرفته بود ولی مشكل حل نشد. هرچند خود او خیلی بعدتر، حدود سی سالگی، متوجه نام بیماری‌اش می‌شود، دیسلكسیا. ولی همان موقع هم در شانزده سالگی‌اش مادر درك می‌كند كه تنها راه باسواد شدن آشتی با زبان نیست. می‌توانست درك نكند. پس به دنبال راه‌های جایگزین زبان می‌گردد: موسیقی یا عكاسی. هر چند سنش برای ترك تحصیل زود بود ولی برای ورود به مدرسه موسیقی دیر شده بود. پس گزینه موسیقی هم كنار می‌رود. حدود سال‌های 1376 و دوره اصلاحات سیاسی بود. یكی از تبعات اصلاحات روی آوردن دوباره جامعه به هنر بود. پس مادرش در روزنامه‌ها متوجه می‌شود كلاس‌های فیلمسازی و عكاسی رونق مناسبی گرفته‌اند و در نتیجه این روش سواد‌دار شدن را هم امتحان می‌كند، تا شاید مشكل فهم دخترش هم اصلاح شود. بالاخره در مدرسه كار و دانش الزهرا، در میدان توحید و در رشته فیلمسازی و عكاسی قبولش می‌كنند. در راه برگشت به خانه، كورس اول تاكسی را سوار می‌شود. هر روز از مدرسه تا خانه ‌باید سه كورس تاكسی سوار شود. دوربین روی پایش توجه مردی كه كنارش نشسته بود را جلب می‌كند. فقط كافی بود جلب نكند. مرد سوال می‌كند: عكاس هستی؟ باتردید جواب‌ می‌دهد: بله. می‌پرسد: چه نوع عكاسی؟ تازه متوجه می‌شود عكاسی هم انواع دارد. اما سعی می‌كند جواب مرد را بدهد. با كمی تمركز یادش می‌آید از معلمش، خانم زنجانی مهربان در مدرسه كلمه «عكاسی خبری» را شنیده. در صورتی كه می‌توانست یادش نیاید. درحالی كه قلبش با تندی می‌زند با لبخندی روی لبش جواب می‌دهد: «عكاسی خبری». در ابتدا از این خوشحال است كه كم نیاورده و جوابی داده، ولی بعدتر متوجه می‌شود بعد از مدت‌ها بالاخره تمركز طعم خوشش را هم به او نشان داده است. این را می‌شود شروعی برای حل مشكلش دانست. مرد روی تكه كاغذی آدرس روزنامه‌ای را می‌نویسد با عنوان «زن» و می‌گوید: شاید عكاس زن بخواهند. در همان دوران، پدر سوار بر اسب هی كرده و از اسب كه سریع‌تر از توقعش دویده جا‌مانده و زمین خورده بود. پدرش فلج شده بود و از روزی‌آوری برای خانواده درمانده بود. مشكل خودش هم كه قوز بالا قوز، فشار مضاعفی را بر خانه تحمیل می‌كرد. پس این شانس را نمی‌توانست ازدست بدهد. اولین طعم خوش تمركزش را به فال نیك می‌گیرد و مسیرش را از خانه پدری به سمت آدرس «زن» منحرف می‌كند. طعم خوش جواب گرفتن از تمركز در آن دوران پرفشار چنان به او انگیزه داده بود كه حتی دست رد مسوولان روزنامه بر سینه او هم نتوانسته بود باعث تسلیمش شود. تا یك هفته هر روز به روزنامه سر زد تا به عنوان تلفنچی با دوربین پذیرفته شد. از آن به بعد، از هفت صبح تا پنج بعد‌از‌ظهر تلفن جواب می‌داد و بعد از آن در شیفت عصر ‌عكاسی می‌كرد. شب‌ها عكس‌هایش را ظهور و چاپ می‌كرد و با تحویل آنها به سرویس عكس روزنامه یك روز كاری‌اش تمام می‌شد. تا سه ماه به همین ترتیب به عنوان تلفنچی عكاس به كار ادامه داد. این استقامت بی‌دلیل نبود. او توانسته بود جایگزینی برای زبان پیدا كند. فهمیده بود سواد دیگری وجود دارد كه ناتوانی‌اش را در برابر زبان جبران می‌كند. پس در دنیا هیچ چیز عزیزتر از آن پیدا نمی‌كرد. این شروعی بود كه دیگر پایانی نداشت. مسیر از یك آدرس روزنامه خبری به روی یك كاغذ پاره باز شده بود. با 9 ماه كار در روزنامه روابط اجتماعی عكاسانه‌اش قوت پیداكرد. با دیگر عكاسان خبری هم دوست شد. اما اصلاحات سیاسی كه به بحران خورد، روزنامه‌هایش هم یكی بعد از دیگری بحران‌ده شدند. در اولین تعدیل نیرو، جوان‌ترین باید می‌رفت، پس روزنامه را ترك كرد. اما این راهی نبود كه دیگر پایانی داشته باشد. بعد از «زن»، روزنامه‌های اصلاح‌طلب دیگر، یكی بعد از دیگری باز می‌شدند و تعطیل، پس او هم یكی بعد از دیگری وارد روزنامه‌ها شد: «گزارش كار»، «جامعه»، «طوس»، «نشاط»، «عصر آزادگان» و… تا سیزده روزنامه به عنوان عكاس خبری كار كرد. دیگر مسیرش باز شده بود. به عنوان عكاس خبری زن به جامعه‌ای پیوسته بود كه در آن به تعداد انگشتان یك دست هم به زور عكاس زن فعال وجود نداشت. این موج، نه‌تنها دیگر نایستاد بلكه چنان با سرعت جلو رفت كه رده‌های سنی‌اش را زیر خود له كرد. نوجوانی‌اش به سرعت آغشته به كار حرفه‌ای شد و مانند یك بزرگسال، مستقل شد. زمان تمام شیطنت‌های نوجوانی‌اش در اشتیاقی كه ناشی از راه نویافته قابل تمركز بود، محو شد. اشتیاقی كه به تدریج به او آموخت چطور در فضاهای مردانه، یك عكاس خبری زن فعال باشد. در روزنامه «نوروز» وقتی هنوز بارقه‌های نوجوانی به دست و گردنش آویز‌های تزیینی انداخته بودند، یك بار در نگهبانی ریاست‌جمهوری چنان جلب‌ توجه كرده بود كه آنها به مدیرمسوول روزنامه شكایت كردند و بلافاصله اخراج شد. بعد از آن یاد گرفت كه همیشه از لحاظ پوشش با ظاهری همگن با اكثریت جامعه، توجه غالب مردانه روی زن را تقلیل و فرصت‌های بیشتری برای عكاسی در دل همان جامعه فراهم كند. یاد گرفته بود آفتاب‌پرست باشد. چنان همرنگ جماعت شود كه رسوایی‌اش بماند به نمایش عكس‌هایش. نیت، عكاسی بود و لاغیر. پس تمام كنش‌های مردانه، مثل متلك و غیره باید از سر راه برداشته می‌شد و تمركز صرفا روی عكاسی می‌بود. در سال 2000 میلادی، با اندوخته‌ای كه از عكس‌های خبری‌اش جمع كرده بود، سعی كرد در‌ جشنواره‌ای مختص عكس‌های خبری با نام پرپینان در جنوب فرانسه شركت كند. پدر كه هنوز درمان نشده بود و خانه‌نشین بود با فروختن موبایلش برای او بلیت سفر را مهیا كرد. همین باعث شد احساس وظیفه بالایی برای بهره‌برداری از سفر روی دوشش احساس كند. با مجموعه كارهایش به افراد و آژانس‌های بسیار سر زد و همه جوابش را با سنگ قلاب كردنش به آینده‌ای دور می‌دادند. در همین حین، مردی الجزایری – فرانسوی با نام جی پی پاپیس، صاحب آژانس عكس پلاریس ایمیجز در نیویورك، جواب مثبت سربالایی به او داد و به جای موكول كردنش به آینده دور، ایمیلش را گرفت. پاپیس بعد از یك هفته تماس گرفت و ماموریت كاری‌ای را در ایران برای مجله نیوزویك به او سپرد. عكسش روی جلد مجله نیوزویك چاپ شد. آژانس پلاریس پنجاه درصد فروش هر عكس را به او می‌داد. این همكاری هم، شروع فعالیت برون مرزی‌اش، دیگر قابل ایستادن نبود. در سال 1380 هجری شمسی، از لحاظ ذهنی اتفاقی برایش افتاد كه برای تمام عكاسان خبری بعد از چند سال می‌افتد. دوربین دیجیتال مكاشفه صرف خبر را برایش پوچ كرده بود. احساس می‌كرد جملات خبری ‌عكاسانه‌اش كافی نیستند و ابزار باعث شده دیگر عكس صرفا خبری را هر كسی بتواند بگیرد. نیاز داشت قدرتی را به عكس‌ها تزریق كند، قدرتی كه ناشی از ذهنیت خودش است. چیزی مثل اتفاقی كه قرار است برای جملات خبری این نوشته هم اتفاق بیفتد. لایه‌ای درونی كه تلاطم آن ارضا كننده هیجان بیرونی‌اش باشد. این را وقتی متوجه شد كه با دوستی برای دیدن عكس‌های ناصرالدین شاه به كاخ گلستان رفت. ممكن بود وقت این قرار شكل نگیرد. انگار قدرت ناصری، مثل تلنگری، آگاه به خصوصیتی از عكس‌های خبری‌اش می‌كرد: این عكس‌ها هر چند در خدمت رعیت هستند اما رعیت نیاز به عامل قدرتمند و تاثیرگذارتری دارد تا مشكل آنها را حل كند. واقف شده بود چیزی در كارش او را صرفا تبدیل به كارمند خبر كرده است. این تلنگر چند سال بعد به بار نشست. در سال 2002 میلادی، قبل از جنگ عراق و امریكا به عراق رفت. آژانس پلاریس ماموریت‌هایش را با او تا عراق گسترش داده بود، در نتیجه به تدریج او به عنوان عكاس زن ایرانی شهرت جهانی بیشتری پیدا كرد. شهرتی كه ناشی از جسارت او در مناطق جنگی بود. جسارتی كه باعث می‌شد آژانس‌ها نام ایرانی ‌او را به عنوان نامی برای مردها باور كنند. حالا زمانی بود كه عكس‌هایش بسیار جلو‌تر از عكس از چهره خودش در جهان شهرت پیدا كرده بود. پس تصویری كه از او تصور می‌شد بر اساس عكس‌های خبری‌اش منطبق با خصوصیات یك مرد بود. تا اینكه یك روز از روزنامه لوموند فرانسه برای نوشتن مقاله‌ای در مورد عكاس‌های جنگ عراق با او تماس می‌گیرند. وقتی كارمند لوموند، آن طرف خط، با صدایی زنانه روبه‌رو می‌شود، آن تصور مردانه كاملا برایش به هم می‌ریزد. این در حالی است كه او تنها عكاس زن غیرغربی در جنگ عراق بود. در حالی است كه تعداد عكاسان زن غربی در جنگ عراق باز هم به تعداد انگشتان یك دست نمی‌رسیدند. این تحیر روزنامه لوموند تبدیل به مقاله‌ای اختصاصی در مورد او شد. در همین دوران عراق، با خبرنگار جوانی از روزنامه‌ای هلندی آشنا و ازدواج می‌كند. همپایی مرد كه از این به بعد همفكری‌اش مثل سایه كنارش می‌آید. او بیست و یك سالش بود و مرد بیست‌وشش سال داشت. مرد ماحصل برداشت‌های زبان مادری‌اش را به مجله‌ای هلندی می‌فروخت و زن برداشت‌های زبان عكاسانه‌اش را به تمام مجلات دنیا. شراكتی شكل گرفته بود مابین ضعف قدیمی‌ و توانایی امروزی‌اش. بعد از عراق، در سال 2003 میلادی، اولین دختری بود كه مستقل از مراسم مذهبی برای ماموریتی آزاد به عربستان رفت. كشوری كه محال بود به یك ایرانی آن هم زن ویزا‌ی عكاسی خبری بدهد. این محال به همین سادگی حل شد: در سفارت عربستان بعد از گرفتن جواب منفی ویزا، پشت سر مامور ویزا، متوجه دو گربه لاغر خیابانی در حیاط سفارت شد. از روی دلسوزی به مامور تشری می‌زند كه اگر به من ویزا نمی‌دهید حداقل به گربه‌های‌تان غذا بدهید! با این حرف، مامور ویزا سفره دلش را در مورد تنفرش از گربه‌های خیابانی و علاقه‌اش به گربه‌های پرشین روی میز پهن می‌كند. فقط كافی بود پهن نكند و او به سرعت یاد دوستی می‌افتد كه به تاز‌گی گربه پرشینش چندین توله زاییده و به دنبال سرپرست برای آنها می‌گردد. ویزای عكاسی در عربستان فقط با دو توله گربه پرشین معامله شد. این سالی بود كه پادشاه عربستان مرده بود و او می‌خواست برای افزایش سابقه عكاسی خبری‌اش به آنجا برود. تجربه عربستان بهتر متوجه‌اش كرد كه جامعه مردسالار به چه معناست. به زن بدون محرم هتل ندادند و او مجبور شد از وزارت فرهنگ عربستان نامه‌ای برای اقامت یك زن عكاس خبری در هتل تهیه كند. به همین دلیل، تا وسایلش را در هتل می‌گذارد و خودش را به قبرستان می‌رساند، مراسم خاكسپاری پادشاه تمام می‌شود. در قبرستان تازه متوجه می‌شود كه سنی‌ها سنگ قبر ندارند. اما از روی خاك تازه یكی از قبرها حدس می‌زند كه باید قبر پادشاه باشد. در حال عكاسی از قبر احتمالی پادشاه ناگهان متوجه می‌شود، پلیس‌های مذهبی عربستان از دور با شلیك تیرهوایی به سمت او می‌آیند. یك «زن »، «عكاس»، «شیعه»، «ایرانی» كلكسیونی از ممنوعیت‌ها را بر سر قبر پادشاه برده بود. نزدیك به یك روز كامل در اداره پلیس مذهبی عربستان بازداشت شد تا تمام این ممنوعیت‌ها بررسی شوند. شاید صرفا آبروی جهانی برای اذیت كردن یك خبرنگار باعث شد وزارت فرهنگ بتواند بالاخره از بند آنجا رهایش كند. از آن به بعد این دختر شرقی همه جا در عربستان با ماموری مرد همراهی می‌شد، تا مبادا باز این كپسول ممنوعیت خرابكاری به بار آورد. با این وجود، هنوز پای تركیب همزمان «دوربین» و «زن» و «شیعه» و «ایرانی» در میان بود. با هر بار كه دوربین را بالا می‌آورد همه متعجب نگاهش می‌كردند. بعد از آن سفر، راه رفتن به عربستان هم دیگر باز شده بود. به تدریج توانست به جامعه واقعی عربستان نفوذ كند. سفرهای عربستان كارفرمایی نداشت ولی برایش تجربه مناسبی برای كارگردانی بحران هنگام عكاسی به بار آورد. مثل یك سرمایه‌گذاری برای كسب مهارت بود. برای ‌اینكه بفهمد در یكی از مردانه‌ترین نظام‌ها چطور می‌تواند با وجود مشكلات، همچنان روی دوربین و عكاسی‌اش تمركز كند. انگار این مساله تمركز دست از سرش بر‌نمی‌داشت. اما حداقل الان، آن مشكل قدیمی تمركز صرفا تبدیل به یك مساله شده بود. مساله‌ای كه مثل قبل قرار نبود با آن كنار بیاید؛ می‌توانست حلش كند. در سال 2005 میلادی، دیگر به عنوان عكاس خبری برای همه آژانس‌های دنیا شناخته شده بود. وقتی مجله كالرز متعلق به شركت بنتون برای پروژه‌ای یك ماهه به ایتالیا دعوتش كرد، دعوت را به خاطر دوری زیاد از همسرش در ایران رد می‌كند. آنها در عوض به او ماموریتی در یمن می‌دهند. ماموریت یمن درباره پزشك زنی بود كه مشغول اعتمادسازی برای زنان بود. زنان یمن در آن دوران از سپردن بدن‌شان به پزشك همجنس خود ترس داشتند. آن پزشك زن تصمیم داشت این بی‌اعتمادی را با اصرار بر درمان آنها برطرف كند. می‌خواست به آنها ثابت كند كه این فقط جنس مرد نیست كه قابل اطمینان برای سپردن بدن‌شان است، بلكه یك زن هم می‌تواند به درجه علمی‌‌ای رسیده باشد كه مسلط بر بدن زن دیگر شود. و قس‌علیهذا تا سال 1388 هجری شمسی، دیگر شهرت جهانی‌اش به فراتر از آژانس‌ها‌ی خبری رسیده بود. در این زمان، آن تلنگر قدیمی ناصری بالاخره باعث ممارست برای غلبه قدرت ذهنیتش به عكس‌هایش شد. تمرین‌های هنری‌‌ترش آغاز شد. خسته از اعتماد دایم به واقعیت، تصمیم می‌گیرد با آن كلنجار برود. به نوعی در رابطه با واقعیت در عكاسی خبری تقلب می‌كند. حالا عكس‌هایش در رابطه‌ای از واقعیت موجود با صحنه‌آرایی شكل می‌گرفت. چیزی شبیه آنچه جف وال آن را «مستند جدید» می‌خواند. عكس‌هایش وارد قصه‌سرایی‌ای می‌شوند كه بیشتر از اینكه به واقعه بیرونی نظر داشته باشند، ارجاع به واقعیتی می‌دهند كه از قضاوت خود او شكل گرفته است. اصل اخلاقی بی‌قضاوتی در عكاس خبری دچار چالش می‌شود. گویی دیگر عصر دیجیتال چنان متمركز بر عریان كردن واقعیت‌های دنیاست كه برای مشق قدیمی تمركز او جایی باقی نمانده است. ماحصل این چالش چندین مجموعه هنری می‌شود. این اواخر هم، قبل از فوت پدر، مجموعه‌ای را راجع به حس ششم شروع كرده است. در یكی از عكس‌ها‌ی این مجموعه، مجموعه‌ای كه هنوز به نمایش درنیامده، مادرش را در صحنه‌ای آراسته شده، در آشپزخانه‌اش چنان تنها می‌گذارد كه گویی مشغول سوگواری‌ است. و بالاخره در سال 2015 میلادی، وقتی بعضی از اعضای دایمی آژانس عكس خبری مگنوم، از قدیمی‌ترین‌ها و معتبرترین در این رشته، بنا به سنتی قدیمی در این آژانس او را به عنوان «منتخب» به آژانس معرفی كردند، می‌دانست قبول دعوت آژانس یعنی شروع یك دوره خدمت سربازی در سن 35 سالگی. مطمئن نبود بدنش كشش این دوره را داشته باشد. دوره‌ای كه مملو از ماموریت و سفر عكاسانه در خدمت آژانس بود. ولی یك نكته مهم باعث شد این مشقت را بپذیرد. اینكه اگر بمیرد آژانس مگنوم آثارش در طول دوران زندگی‌اش را آرشیو خواهد كرد. بقای تمام عكس‌هایی كه گرفته در گروی عضویتش در آژانس بود. با آژانس، تاریخی كه از سرگذرانده باقی خواهد ماند. پس خدمتش را آغاز می‌كند. بعد از گذراندن چیزی حدود چهل ماموریت عكاسانه در اقصی نقاط جهان، در طول چهار سال، دورانی كه مدت زیادی از آن را در هواپیماها و برفراز دنیا گذرانده، موفق می‌شود ابتدا در سال 2017 میلادی با گذر از لقب «منتخب» آژانس به لقب «پیوسته» به آژانس و در نهایت امسال، در سال 2019 میلادی به لقب «عضو» آژانس مگنوم نائل آید. لقبی كه تا به حال به هیچ زنی از دو قاره آسیا و آفریقا داده نشده بود. دیگر تمركزش جواب داد و آنها ناچار بودند این لقب را به او بدهند. امروز، تازه خبردار شده كه باید كارت ملی‌اش را جدید كند. اگر این كار را نكند در هیچ جای رسمی نمی‌تواند شركت كند. حتی بانك هم از ارایه خدمات به او منع می‌شود. پس تصمیم می‌گیرد به ‌دفتر ذی‌ربط برود و فرم تعویض كارت ملی‌اش را پركند. مامور ثبت اولین سوالی كه از او می‌پرسد نام و نام‌خانوادگی‌اش است. به این نكته فكر می‌كند كه جواب این سوال، تاریخی‌ترین اطلاعات زبانی‌اش است كه برای به خاطر آوردنش هیچ تمركزی لازم ندارد. اطلاعاتی آنقدر در دسترس كه هیچ یك از سلول‌های خاكستری‌ مغزش را درگیر نمی‌كند. در حالی كه قلبش با تندی می‌زند با لبخندی روی لبش جواب می‌دهد: نیوشا توكلیان.

سفر عکاسی از عاشورای حسینی ویژه عکاسان مستندنگار آئینی

operator 1033

دفتر پایگاه عکس چیلیک برای یازدهمین سال متوالی سفر عکاسی از عاشورای حسینی را با حضور عکاسان مستندنگار آئینی برگزار می کند. پیرو برگزاری سفرهای عکاسی و کار متمرکز بر پروژه سوگواران حسینی ، دفتر پایگاه عکس چیلیک بر آن شده است تا در راستای تکمیل طرح «گرنت عکاسی» در مرحله ارایه آثار و مجموعه های عکس محور در نمایشگاه گروهی عکس و چیدمان «اهل حرم»، سفر عکاسی و مستندنگاری از آیین و رسوم بومی و محلی را با حضور تعداد محدودی از عکاسان علاقمند برگزار نماید. لازم به یادآوری است همانگونه که راه یافتگان به نمایشگاه عکس «اهل حرم» از امتیاز و کمک هزینه 5میلیون ریالی تا ده میلیون ریالی برخوردار شده اند، از امکان سهمیه حضور رایگان در سفر عکاسی سال جاری نیز در راستای تکمیل طرح «گرنت هنری» برخوردار می شوند. این در حالی است که 50درصد از امتیاز، ویژه حضور سایر متقاضیان علاقمند است که به شرکت در نمایشگاه و مشارکت در امر کتاب عکس عاشورای حسینی اهتمام داشته باشند. برگزاری نشست های آموزشی و سلسله مباحث مربوط به زیبای شناسی آیینی و پرهیز از ثبت های سطحی و عاری از معرفت از جمله سرفصل های مطرح در جلسه های عکاسی مستند و پرداخت به موضوع است. حائز اهمیت است که مخاطب و شرکت کننده در این طرح مطلع باشد این پروژه از سوی دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک تعریف و ارایه شده است و تمامی فایل های منتخب و راه یافته شورای کارشناسی طرح تالیف کتاب عکس مشمول درج نام عکاس و قوانین حقوق مولف خواهد بود. علاقمندان به شرکت در این سفر عکاسی که پیش از تاسوعای حسینی برگزار شده و تا روز بعد از عاشورای حسینی برنامه ریزی شده است، می توانند ضمن ارایه درخواست شان و ارایه تعریفی از چگونگی عکاسی در این موضوع و هدف از شرکت در این طرح را برای شماره همراه: 09122797717 تلگرام/ واتس آپ ارسال کرده و هر گونه پرسش خود را با شماره: 88348824 در میان بگذارند. منبع: پایگاه عکس چیلیک

نمایشگاه عکس «جنگ خاموش» در خانه هنرمندان ایران

operator 319

نمایشگاه عکس «جنگ خاموش» سیدمهدی حسینی از روز جمعه نخستین روز شهریور ماه در خانه هنرمندان ایران گشایش می یابد. به گزارش پایگاه عکس چیلیک در این نمایشگاه عکس تعداد 24 قطعه عکس سیاه سفید در اندازه 40 در 60 سانتیمتر منتخب از آثار منتشر شده در کتاب عکس «جنگ خاموش» در گالری محیطی خانه هنرمندان به نمایش گذاشته می شود. در متن قاب نخست این نمایشگاه عکس به قلم عکاس آمده است: «همه چیز از روزهای پایانی سال 1391 شروع شد ، لحظه ای که خبر ناگوار بیماری پدرم را شنیدم. تشخیص پزشکان (سیروز کبدی) بود. سیروز کبدی بیماری است که در آن بافت کبد تخریب می شود. این بیماری علل گوناگونی دارد. سیروز کبدی گاهی ناگهانی و در مدت کوتاهی رخ می دهد گاهی هم مدت زمان زیادی طول می کشد. سیروز کبدی بیماری خطرناکی است و اگر خیلی زود اقدامات درمانی آغاز نشود ممکن است کبد بطور کامل از کار بیفتد. نمیدانم چرا این بیماری به جان پدر افتاده بود. حال پدر رو به وخامت بود و ما شاهد تحلیل جسم و جان او بودیم. اما پزشکان به ما این امید را دادند که احتمال بهبودی وجود دارد. درمان پدر در حالی آغاز شد که با تغییرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریم های اعمال شده علیه ایران مواجه بودیم. بیماری پدر از یک سو و شرایط بد سیاسی اجتماعی ناشی از تحریمها از سوی دیگر خانواده ما را با بحران عظیمی مواجه کرده بود. همزمان با تلنبار شدن کاغذپاره ها در سازمان ملل و نهادهای بین المللی، بخشی از خانه نیز از حجم کاغذپاره هایی که نام داروهای نایابی بر آنها نوشته بود ، پُر می شد. دغدغه ی تهیه ی داروهای نایاب و گران قیمت در آن روزهای پرتلاطم، بیماران و همراهان مستأصل را به مراکز متفاوت درمانی دولتی یا خصوصی می کشاند. قحطی دارو فشاری به مراتب بیشتر از خود بیماری به بیماران و خانواده های شان وارد می کرد. منع انجام تراکنش های مالی با کشورهای خارجی موجب نایابی دارو، صعود تساعدی قیمتها و ورشکستگی بسیاری از شرکت های وارد کننده ی دارو شده بود. ولی این تنها درد صاحبان شرکتها نبود، بلکه درد طیف عظیمی از بیماران بود که سلامت و حیات خویش را در گرو تهیه ی داروها می دیدند. با یک نگاه گذرا به وضعیت اجتماعی آن روزهای ایران، می توان پیوندی نامرئی میان مردم را مشاهده کرد که ناشی از دغدغه ها و رنجهای مشترک آنها بود. تحریم های داروئی ایران در دوره ای که هر یک روزش برای بیمار و خانوادهاش به مثابه یک قرن می گذشت، جنگی خاموش و به دور از هیاهو و جنجال رسانه ای بود که بیماران و خانواده های آنان را مظلومانه قربانی دلالان تحریمها کرده بود. مجموعه ی حاضر سعی دارد نه تنها زندگی این بیماران و دردها و رنجهای نهان شان را به تصویر بکشد، بلکه قصد دارد به جریان های اجتماعی آن روزهای ایران نیز توجه داشته باشد. معضلات اجتماعی که تنها یکی از جنگهای خاموش جامعه ی ما در ده سال گذشته است. در تهیه این مجموعه از راهنمایی و همراهی صادقانه ی عزیزانی بهره برده ام که باید از آنها تشکر کنم: آقایان محمدمهدی رحیمیان، فرهاد سلیمانی، محمد نوروزی، سعید کیائی ، محمد حسین ایروانی و خانم مرضیه شفیع خانی. سید مهدی حسینی نمایشگاه عکس «جنگ خاموش» ساعت 17 روز جمعه 1 شهریور ماه در خانه هنرمندان ایران گشایش یافته و تا ساعت 21 ادامه خواهد داشت. سایر علاقمندان می توانند تا پایان روز 30 شهریور ماه از این عکس و آثار در خانه هنرمندان دیدن کنند. منبع: پایگاه عکس چیلیک

گردهمایی عکاسان سیستان و بلوچستان در روز جهانی عکس تاریخی

operator 262

نخستین گردهمایی عکاسان استان بمناسبت روز جهانی عکس تاریخی در نگارخانه فردوسی شهر زاهدان برگزار می شود. به گزارش پایگاه عکس چیلیک به نقل از دبیرخانه نخستین گردهمایی عکاسان استان: کانون عکاسان مستقل استان جهت آشنایی عکاسان استان سیستان و بلوچستان با یکدیگر و تعامل و نزدیکی بیشتر هنرمندان عکاس؛ در روز جهانی عکس تاریخی که ۱۹ ماه آگوست برابر با ۲۸ اَمرداد می باشد نخستین گردهمایی عکاسان استان را در شهر زاهدان برگزار می کند. در این گردهمایی دیدار و گفتگوی عکاسان استان سیستان و بلوچستان و نمایشگاه جمعی با حضور ۲۵ عکاس از سراسر این استان و تقدیر از استاد خندان به عنوان یکی از پیشکسوت ترین عکاسان شهر زاهدان انجام خواهد شد. نمایشگاه این گردهمایی با آثاری از: مهدی نجارپیشه، صادق سوری، مجید شقایی فلاح، زبیر موحد، ابوالفضل برنا، حامد غلامی، مینا به کار، امیر حسینی، محمد دهدست، سیاوش مبارکی، سروش حسینی، سمانه غفاری، هادی شهریاری، شهاب مومنی، محدثه معزّی، فاطمه اسماعیلی، حوری داودی، مصطفی بزرگمهر، صادق ده مرده، مصطفی حمزه ای، گلنوش میرحسینی، سعید شه بخش، امیرحسین غلامی، مهرناز مهرپویان و احسان صالحی برگزار می شود. عکاسان استان با ارسال عکس های شان و بررسی آن توسط هیات انتخاب در این نمایشگاه عکس حضور دارند. نخستین گردهمایی عکاسان استان در نگارخانه فردوسی مجتمع فرهنگی هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود و این نمایشگاه به مدت یک هفته جهت دیدار علاقمندان از ساعت ۱۷ تا ۲۱ پذیرای حضور مشتاقان به هنر عکس و عکاسی خواهد بود. این برنامه با همت کانون عکاسان مستقل سیستان و بلوچستان و با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و همچنین انجمن سینمای جوانان زاهدان برگزار می شود. منبع: پایگاه عکس چیلیک

دلجویی مهندس آذری جهرمی وزیر ارتباطات از یک عکاس خبری

operator 388

صفحه اینستاگرام مهندس محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات با نشر عکس و درج متن و ارایه توضیحی از یکی از عکاسان خبری دلجویی کرد.  در متن منتشر شده توسط شخص وزیر خطاب به مخاطبین شبکه اجتماعی و مراجعین به پست ایشان آمده است: روز گذشته متوجه شدم آقای محمد خدابخش، عکاس محترم خبرگزاری مهر، از انتشار این عکس بدون ذکر نامشان در صفحه بنده، ابراز گلایه کرده اند. راستش چون در پست قبلی، در اسلاید اول ویدئوی تمجید بنده از استاد نصیریان قرار داده شده، دو تصویر بعدی هم به طور خودکار هم اندازه با ویدئو درآمده و اسم ایشان که در پایین تصویر آمده بوده، حذف شده است. برای این اقدام سهوی که باعث تضییع حقوق ایشان شده بود، اول از ایشان رسما پوزش می خواهم، دوم مجددا تصویر را همانگونه که بوده منتشر می کنم، باشد که رضایتشان فراهم شود. #حق الناس که شاخ و دم ندارد از همین چیزها شروع می شود. در ادامه برخی از اهالی عکاسی خبری و روزنامه نگاری و مطبوعات با درج پیام هایی در میان هزاران نظری که در پای این پست ارسال شده است، مراتب تقدیر و سپاس گزاری شان را از این برخورد صحیح نسبت به شخص وزیر ارتباطات درج کردند و نشان دادند. در یکی از انواع این نظرها نوشته شده: «آقای وزیر بروید و برای همه تعریف کنید که ذکر نام عکاس نه درد داشت و نه ضرر … بلکه باعث خوشحالی و انتقال حس خوب هم بود…» در یکی دیگر از دیدگاه های درج شده خطاب به مهندس جهرمی از قول شناسه -آی دی- حامد ملک پور پس از تقدیر از این رفتار شایسته، آمده است: «البته آقای جهرمی اون پستی که گذاشته بودین دو عکس دیگه هم توش بود که برای اقای مهدی بلوریان عکاس خبرگزاری فارس، که اون عکس ها هم بدون ذکر منبع منتشر شدن» در مجموع حرکت منطقی و عقلایی مهندس جهرمی به عنوان وزیر جوان کابینه دولت، موجی از واکنش های مثبت را در پی داشت و می توان امیدوار بود که اینگونه رفتارهای خردورزانه از سوی دیگر مسئولین هم با وجود الگویی اینچنین شایسته، مورد رصد دقیق و تکرار واقع شود تا یکی از بدیهی ترین حقوق عکاسان به واسطه اخلاق مدارانی از این دست بتواند جایگاه غیر ویترینی خود را در باور اهالی جامعه پیدا کند. منبع: پایگاه عکس چیلیک

نمایشگاه عکس تاریخی «کهن قاب همدان» در موزه عکسخانه شهر

operator 313

نمایشگاه عکس تاریخی «کهن قاب همدان» عصر روز سه‌شنبه 15 اَمرداد 1398 در موزه عکسخانه شهر افتتاح می‌شود. به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، این نمایشگاه دستاورد پژوهشی کتابخانه‌ای و گفت‌وگو محور بوده که از لحاظ اهداف، بنیادی و از لحاظ اهمیت و روش، اسنادی و تاریخی است. این پژوهش به کوشش «سمیرا سبزی» گردآوری شده و در کتابی به نام «تاریخ عکاسی در همدان» منتشر شده است. «سمیرا سبزی» عکاس، خبرنگار، پژوهشگر و فعال حوزه‌ی اجتماعی همدان است. در این نمایشگاه 44 قطعه عکس به نمایش گذاشته می شود که تمامی این عکس‌ها توسط عکاسان ایرانی و خارجی دوره قاجار و اوایل پهلوی به تصویر کشیده شده‌اند و از منابع مختلفی چون آلبوم خانه‌ی کاخ گستان، آرشیو کتابخانه‌ی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، آرشیو سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی غرب کشور، آرشیو کتابخانه‌ی دانشگاه هاروارد و دیگر مراکز آرشیو عکس تاریخی گردآوری شده است. لازم به یادآوری است، همزمان با گشایش نمایشگاه عکس تاریخی «کهن قاب همدان» مراسم رونمایی از کتاب «تاریخ عکاسی در همدان» نیز در محل موزه عکسخانه شهر برگزار خواهد شد. این کتاب به معرفی هنرمندان، عکاسی‌‌های شاخص و عکاسخانه‌ها، آغازگرهای عکاسی در همدان و کسانی که در تاریخ عکاسی همدان نقش داشتند، پرداخته است که توسط حوزه هنری استان همدان چاپ شده است. علاقه‌مندان برای بازدید نمایشگاه می‌توانند تا روز پنج‌شنبه 7 شهریور 1398 در روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 تا 13 و 14 تا 18 و پنج شنبه از ساعت 9 تا 13 به محل موزه عکسخانه شهر مراجعه کنند. موزه عکسخانه شهر در تهران، میدان هفتم تیر، میدان بهارشیراز، بوستان بهارشیراز واقع شده است. منبع: پایگاه عکس چیلیک

بنر کتاب عکس

لایت روم