بایگانی نویسنده

معماری (1)

kharazi 2227

موضوع : معماری و ابنیه منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی نویسنده : John Hedgecoe مترجم : فرانه ساروق فراهانی عکاسی معماری   از آنجایی که برای رسیدن به یک ترکیب بندی مناسب نمی توان ساختمانها را حرکت داد، مهارت عکاس معماری در این است که راهی را کشف کند که در آن ساختار بنا به شکلی جذاب و خلاقانه به نمایش درآید. عکاس معماری با استفاده بهینه از نور طبیعی متغیر و تغییر زاویه دید و زاویه دوربین می تواند به طیف وسیعی از تصاویر خیره کننده حتی از معروف ترین و پر بیننده ترین ساختمانهای دنیا دست پیدا کند . یکی از لوازم ضروری در عکاسی معماری لنزهای واید هستند، به خصوص هنگام عکاسی در فضاهای داخلی ساختمان . اگر چه این لنزها مشکلاتی مثل پرسپکتیو به دنبال خواهند داشت ، اما این مساله حلی نشدنی نیست . استفاده از لنزهای شیفت (SHIFT) یا لنزهای pc راهی برای جلوگیری از تلاقی خطوط عمودی هستند. استفاده از لنز مناسب لنزهای زاویه باز به عکاسی معماری ارتباط بسیار زیادی دارند . زیرا ساختمانها اغلب موضوعات بزرگی هستند و بوسیله سایر ساختمانها احاطه شده اند . اغلب باید از فاصله نزدیک از آنها عکاسی کرد و لنزهای واید این اطمینان را به وجود می آوردند که تمام ساختمان در کادر جابگیرد . با این وجود برای اینکه بالای ساختمان در کادر قرار گیرد باید به عقب کمی خم شد، نتیجه این است که خطوط عمودی در تصویر شیبدار به نظر می رسند. خوشبختانه اکثر ساختمانهای فتوژنیک به گونه ای طراحی شده اند که از فاصله دور بتوان آنها را مشاهده کرد. قلعه ها، کلیساها و معابد به گونه ای در محیط قرار گرفته اند که بر اطراف خود احاطه دارند. علاوه بر کاربرد لنزهای واید از فاصله نزدیک یا لنزهای تله فتو از فاصله دور، سعی کنید با یافتن یک وضعیت بالاتر از سطح زمین، چه به صورت طبیعی و یا مصنوعی مانند بالکن یک هتل،مشکل همگرایی خطوط عمودی را حل کنید. به خاطر داشته باشید که هرچه موقعیت دوربین از ساختمان دورتر باشد زاویه دید لنز باید کمتر باشد یعنی از لنزهای تله باید استفاده شود. فایده این کار این است که برای داشتن کل ساختمان در کادر احتیاجی به کج کردن دوربین نیست . نکات کلیدی در انتخاب تجهیزات برای از بین بردن کامل حالت همگرایی خطوط عمودی، استفاده از دوربینهای قطع بزرگ یا متوسط توصیه می شود . در غیر اینصورت می توانید از دوربینهای SLR ، 35 میلی متری استفاده کنید که دارای لنز شیفت یا PC باشد. صفحات ویژه فوکوس همراه با طرحهای شطرنجی می توانند برای صاف نگه داشتن دوربین و تنظیم خطوط عمودی وافقی مفید باشند. در برخی از دوربینهای دیجیتال نیز این شبکه های شطرنجی برروی صفحه منظره یاب ظاهر می شود. طیف وسیعی از لنزها شما را قادر می سازند که بتوانید از فواصل مختلف از یک ساختمان عکاسی کنید. در فضاهای داخلی استفاده از لنزهای فیش آی (Fisheye) و یا لنزهای اولتراواید(Ultra wide) مفید است . لنزهای تله فتو نیز که فاصله کانونی آنها تا 300 میلی متر است ( دوربینهای 35 میلی متری) برای عکاسی از فواصل درو مناسب هستند. در نهایت زمانی که نتوانستید از دوربین یا لنز برای برطرف کردن همگرایی خطوط استفاده کنید، به کار بردن یک برنامه کامپیوتری برای تصحیح عکس توصیه می گردد.   از فضایی که در اختیار دارید نهایت استفاده را بکنید . تا حد امکان از ساختمان فاصله بگیرید . می توانید از جاده عبور کرده یا به آن طرف رودخانه بروید در این صورت اعوجاج را به حداقل می رسانید.   در این تصویر برای اطمینان از حالت عمودی کامل برج از لنز شیفت استفاده شده است. از فضایی که در اختیار دارید نهایت استفاده را بکنید . تا حد امکان از ساختمان فاصله بگیرید . می توانید از جاده عبور کرده یا به آن طرف رودخانه بروید در این صورت اعوجاج را به حداقل می رسانید.             خطوط عمودی اغلب مشکل همگرایی را به وجود می آورند. اما، در این تصویر کلیسای لیورپول خود دارای ساختاری با خطوط همگرا است بنابراین اعوجاج به وجود آمده در فاصله نزدیک قابل تشخیص نیست.  

عکاسی از دود

kharazi 10149

موضوع : عمومی مترجم : نازیلا توکلی نیا زمانیکه شما به عکسهایی که از دود گرفته شده اند نگاه میکنید, ممکن است فکر کنید که چنین عکس هایی غیر ممکن است, اما حقیقتا چنین نیست. فقط کافی است که که صبور باشید, چرا که نسبت عکسهای خوب به بد بسیار پایین است. عکس از: Issa شما به وسایل مناسب جهت عکاسی از دود احتیاج دارید. از آنجایی که این فرم از عکاسی در فضای بسته انجام میشود, بنابراین راه خوبی است برای گذران وقت در داخل فضای بسته. البته این تنها وقت کشی نیست, بلکه توما نوعی احساس رضایت نیزدر شما ایجاد میکند. نگران تهیه وسایل نباشید, زیرا شما تنها به وسایل ارزان داخل منزل احتیاج دارید. تنها وسایل گران قیمت مورد نیاز دوربین و فلش است. در این مقاله اموزشی ما سعی خواهیم کرد تا عکاسی از دود را برای شما ساده کنیم. نمی توان گفت که راه صحیح یا غلط در عکاسی از دود وجود دارد. به بیان دیگر روش درست یا غلط برای عکاسی از یک رشته دود وجود ندارد. شما شخصا سعی میکنید تا این را درعکس خود تجربه کنید. همانطور که در بیشتر مقاله ها گفته شده, بهترین چیز در عکاسی, تجربه است. تنها تجربه بهترین عکس را با بهترین زاویه و نور در اختیار شما قرار خواهد داد. بیایید تا در ابتدا مراحل ساده زیر را امتحان کنیم. تجهیزات مورد نیاز: • دور بین: شما به دوربینی احتیاج دارید که اجازه میدهد تا کنترل حالتهای مختلف را در دست گیرید. نیاز است تا شما بر روی سرعت شاتر, اپرچر و زوم کنترل داشته باشید. بیشتر دوربین های DSLR به شما اجازه کنترل این پارامتر ها را میدهد. • فلش: به یک فلش جداگانه بی سیم یا با کابل احتیاج دارید. • تولید کننده دود: همچنین به یک منبع تولید دود احتیاج است. • پس زمینه: شما به یک پس زمینه تیره, ترجیحا مشکی احتیاج دارید. • باز تابنده: توصیه میشود تا از بازتابنده ای استفاده شود که از تمامی جهات نور یکسانی به دنباله دود میدهد. • فندک: برای روشن کردن منبع دود به فندک یا کبریت احتیاج داریم. • سه پایه دوربین: به یک سه پایه دوربین جهت نگه داشتن دوربین در یکجا احتیاج است, چرا که ما نمیخواهیم در هر بار کانون را تغییر دهیم. • اتاقی با تهویه مناسب: برای حفظ کیفیت تصویر نیاز است تا دود اضافه بوسیله جریان هوا و یا تهویه از اتاق خارج شود. • صبر و حوصله: همانطور که ذکر شد صبر و حوصله مهمترین ابزاردر این بخش است. تنظیمات: در ابتدا باید مطمئن شد که هیچ نوری در پس زمینه خود نمایی نمی کند. بخاطر داشته باشیم که تمرکز بر روی دود و محدود شدن توجه به پس زمینه است. همچنین باید مراقب بود تا هیچ نور اضافه ای به لنز برخورد نکند, چرا که این نورها در عکس خود را نشان خواهند داد. در ذیل برخی از تکنیک های تنظیمات آمده است: پس زمینه خود را در پشت صحنه آویزان کنید. منبع دود را با فاصله یک تا یک مترو نیم از پس زمینه قرار دهید. فلش را در فاصله نیم تا یک متر از منبع دود بگذارید. بازتابنده را در جهت مخالف فلش قرار دهید. سه پایه و دوربین را در فاصله نیم تا یک متری از منبع نور بگذارید. بخاطر داشته باشید که اتاقها و تنظیمات با یکدیگر متفاوت هستند و نمیتوان گفت تنها یک موقعیت عالی برای فلش, بازتابنده, دوربین و یا پس زمینه وجود دارد. هدف ما حذف نورهای اضافه و قراردادن فلش در زوایای مختلف برای بهترین تنظیمات است. عکسها را بررسی کنید تا در صورت مشاهده درخشندگی زیاد زاویه خود را تغییر دهید. دوربین و تنضیمات فلش: احتیاج است تا برخی از فاکتورهای مهم را درباره عکاسی از دود بدانیم. دانستن این تنظیمات به شما کمک میکند تا در کل عکاس بهتری شوید, بنابراین از صرف زمان برای یادگیری دریغ نکنید. سرعت شاتر: از آنجایی که دود به طور پیاپی در حال حرکت است, بنابراین ما به سرعت شاتر بالا احتیاج داریم تا ازهر گونه حرکت دست و تار شدن عکس جلوگیری شود. روزنه: ما عمق زیاد فیلد را نیاز داریم تا تمامی جزئییات را در حرکت دود شکار کنیم. توصیه میشود تا از یک اپرچر کوچک استفاده شود. ISO: از آنجایی که نور بسیار پایین است, بنابراین دود بصورت رگه رگه و شلوغ نمایش داده خواهد شد و تنها بالا به آن اضافه خواهد شد. استفاده از یک ISO پایین برای اینگونه عکسها توصیه میشود.ISO نور: از حداکثر توانایی فلش استفاده کنید, زیرا که با پایین سرعت شاتر زیاد و اپرچر کوچک, ما نیاز به نوری قوی داریم تا بتواند به درستی صحنه را افشا کند. Morph “دود بنفش” برای اینکه زندگی را برای شما ساده تر کنیم, تنضیمات آخرین عکس از دود را برای شما در زیر آورده ایم. Camera: Canon 7D Lens: Standard 28-135 mm IS Mode: Manual Shutter Speed: 1/250 seconds Aperture: f/8 – f/16 ISO: 100 Focus: Manual White Balance: Auto Flash output: Almost at full power خود را فقط به تنضیمات بالا محدود نکنید. این تنضیمات تنها برای ایده دادن به شما آورده شده است. هرچند هر دوربین در نوع خود با دیگری متفاوت است, بنابراین تغییر تنضیمات بستگی به نوع دوربین شما دارد. حال بییایید تا عکس بگیریم حالا که تنضیمات کامل است, بیایید تا دوربین را برداشته و عکس بگیریم. همه درب و پنجره ها را ببندید, تا هیچ وزش بادی در داخل اتاق نداشته باشیم. زیرا که باد باعث ایجاد صحنه های بی ثبات شده و عکاسی را مشکل میکند. سعی کنید تا همه چیز را در حد امکان ساده نگه دارید. منبع دود را نور دهی کنید. اگر رشته های نوری کلفت را به نازک ترجیح می دهید, میتوانید از دو منبع دود استفاده کنید. ما مجبوریم تا در حالت دستی فوکوس کار کنیم, بنابراین حالت اتوماتیک را خاموش و کنترل را به دستان خود بسپارید. توصیه این است تا فوکوس حدود 3 تا 4 سانتی بالای منبع نور باشد. Peter Emmett  “اژدها” با تنضیمات انجام شده روی دوربین, روشن یا خاموش بودن چراغ زیاد مهم نیست. هر چند توصیه این است تا چراغ اتاق را جهت جلوگیری از هر گونه تداخل نور خاموش نگه دارید. شروع کنید! چند عکس آزمایشی بگیرید! هدف در اینجا محو کردن پس زمینه و جلوه دادن دود است. سعی کنید تا از پس زمینه تیره و تاریک تا حد امکان استفاده کنید. بلافاصله بعد از رسیدن به صحنه مورد نیاز میتوانید عکسهایی عالی بگیرید. سعی کنید زوایای مختلف و پیچ و خمهای متفاوت یک رشته دود را شکار کنید. شما حتی میتوانید تا دوربین را از سه پایه جدا و با دور و نزدیک شدن به دود صحنه های متفاوتی را شکار کنید. سعی کنید تا با قرار دادن موانع مختلف بر سر راه دود صحنه های جالبی بوجود آورید. قاشق اغلب در جذب دود استفاده شده و صحنه را بسیار جالب میکند. شما حتی میتوانید کمی در دود بدمید تا جریان هوا جهت دود را عوض کند.

ده راه برای اینکه در عکاسی کنجکاوتر باشیم

kharazi 1482

موضوع : عمومی مترجم : سید مهدی حسینی 1. بیش از حد خود را اسیر قوانین نکنیم هنگامی که مشغول عکاسی می شویم، قوانین زیادی ما را درگیر می کنند. حتما با خواندن کتاب ها و مقالات بسیاری از آنها را شناخته اید. برخی از این قوانین اسامی رسمی ای دارند مانند: قوانین یک سوم و یا نقطه طلایی، اما برخی اینطور نیستند. قوانین، مهمترین مواردی هستند که باید آنها را دانست (و البته استفاده کرد)؛ با این وجود یک عکاس کنجکاو، اغلب عکس های عالی دارد نه بخاطر اینکه قوانین را می داند، بلکه به این خاطر که آن قوانین را شکسته است. قانون یک سوم را ببینید! اغلب اوقات قدرتمندترین عکس ها آنهایی هستند که سوژه در مرکز به لنز خیره می شود. 2. سئوال بپرسید عکاسان کنجکاو همیشه در حال پرسش هستند. سئوال از عکاسان دیگر، سئوال در مورد کار آنها، در مورد دوربین و سوژه ها و غیره. در نتیجه در مورد هنر و شخصیت آنان چیزهایی یاد می گیرند که بقیه ما نمی دانیم و به همین علت آنها رشد می کنند. کسی را که دوربینی مانند شما دارد پیدا کنید و از نحوه استفاده او از دوربین سئوال بپرسید. عکاسی که در ژانر متفاوتی نسبت به شما فعالیت می کند پیدا کنید و از تکنیک های او سئوال بپرسید. سپس به عکس های ماه هایی که پشت سر گذاشتید نگاه کنید و بپرسید که چه کاری را خوب انجام داده اید (و یا انجام نداده اید) 3. بپرسید: “چی می شه اگر …” یکی از کلیدی ترین سئوالاتی که باید عادت کنید و آن را مرتب بپرسید این است که: “چی می شه اگر … ؟” مردم کنجکاو تنها به سئوال پرسیدن اکتفا نمی کنند. آنها همواره بدنبال یک راه حل هستند. بسیاری از راه حل ها به سادگی با نادیده گرفته شدن به پایان خودشون می رسند، اما اگر بپرسید “چی می شه اگر …؟” زمان کافی دارید تا خودتون رو موظف کنید تا سرانجام رشد کنید. چی میشه اگر من دوربین رو از این زاویه نگه دارم؟ چی میشه اگر من سوژه عکسم رو اینطوری وایستاده نگه دارم؟ چی میشه اگه من برای ثبت این عکسم روی زمین دراز بکشم؟ چی میشه اگر من سرعت شاترم رو بیشتر کنم؟ و … 4. سئوال هاتون را به خواسته تبدیل کنید یک معلم قدیمی یکبار این عبارت را برای من بکار برد و تا کنون در ذهن من ماند: “سئوال هایت را به خواسته تبدیل کن!” پرسیدن سئوال “چی میشه اگر …؟” (و یا سئوالات دیگر) کافی نیست. سابقه سئوال هایی که می پرسید رو نگه دارید و مرتب و هر از گاهی به آنها سر بزنید و تلاش کنید تا راه حلی برای مشکلی که در پشت سئوالات وجود دارد بیابید. همراه داشتن سئوال ها در سطوح بعدی ممکن است همیشه ثمربخش نباشد، ولی در زمان لازم شما را به سفرهایی برای یافتن موقعیت هایی که اصلا فکر آن را نمی کردید هدایت می کند. برای خودتون خواست ها و چالش هایی تعیین کنید. من گهگاه برای خودم فهرستی از عکس هایی که دوست دارم در یک بعدازظهر ثبت کنم را تهیه می کنم و یا هفته ای را در جایی خواهم بود که در آن موضوعات نابی را تجربه کنم. 5. از دیگران بیاموزید در حالیکه برخی اوقات بهترین راه یادگیری توسط تلاش، اشتباه کردن و تلاش مجدد است. اما گاهی موثرترین راه، یافتن فردی است که تلاش کرده، اشتباه کرده و مجددا تلاش کرده و می تواند به شما کمک کند تا از مخاطرات عکاسی اجتناب کنید. یک دوست عکاس دیگر را پیدا کنید و اوقاتی از عکاسی را با هم سپری کنید. ایده های خود را تبادل کنید، به یکدیگر پیشنهاد بدهید و درس هایی که فراگرفته اید را به اشتراک بگذارید. “من می خواهم از عکاسی بیشتر بیاموزم و می دانم که با یکدیگر به مراتب بیشتر خواهیم آموخت.” 6. ایده های پراکنده را یکی کنیم ادوارد دی بونو تمرین های مختلف فراوانی دارد که در توسعه مهارت های تفکر جانبی مردم کمک شایانی می کند. در برخی از کتاب هایش او در این مورد صحبت می کند که نحوه تفکر به یک نوع دیگر، زمانی است که ایده های مختلف را با هم یکی کنیم تا یک راه حل برای مساله پیدا کنیم. وارد قاب های ذهن شوید. جایی که معولا آنجا این را انجام می دهید و از اینکه چگونه ذهن شما با چیزهای خلاقانه؛ بطور حیرت آوری رشد می کند، متعجب شوید. تصویر روبه رو، پسری در زیر چتر را نشان می دهد که کپسول ها بر سر وی می ریزند، یک نمونه ساده است. چه کسی تا کنون فکر کرده است که دارو ها بر روی چتر شخصی اینچین زیبا ببارند؟ 7. بازی کنید شاید خلاق ترین افراد کودکانی باشند که بسیاری از چیزهایی که ما اینجا می نویسیم را انجام می دهند. (علی الخصوص پرسش را) کار دیگری که کودکان انجام می دهند “بازی کردن” است. بدون هیچ دستورکاری برای سرگرم بودن و اینکه بعدش چه اتفاقی می افته، کودکان با هر آنچه در اطرافشون هست بازی می کنند و آزمایش می کنند و محدودیت های محیط پیرامونشون رو عقب می زنند.با این کار آنها از زندگی، خودشون و دنیاشون می آموزند. من متوجه شدم که اغلب زمان هایی که روش سرزنده و شوخ بودن رو در مقابل زندگی پی می گیرم، بسیار خلاق هستم و اکتشافات متنوعی را بدست میارم. بعضی از بهترین عکس های من از بازی های من حاصل شده اند، زمانی که بدون هیچ برنامه ریزی، گرم کار با دوربینم هستم. بازی با زاویه های جدید، با فاصله های عکاسی مختلف، با پرسپکتیوهای متنوع و غیره. 8. با جریان همراه شوید یکی از بزرگترین موانع خلاقیت و کنجکاوی عباراتی نظیر عبارات زیر هستند: + ما هرگز این کار رو قبلا انجام نداده ایم + این احمقانه است + این هرگز جواب نمی دهد اغلب اوقات بعد از این قبیل عبارات هست که پیگیری ایده ها متوقف میشه، پروژه ها به پایان می رسد و مردم به زندگی یکنواخت خودشون بر می گردند. یاد بگیرید که این قبیل عبارات را نادیده بگیرید و هوشیاری و احساسات خودتون را دنبال کنید. ممکن است خودتون را در حال دستیابی به چیزی پیدا کنید که تا بحال کسی قبلا انجام نداده است و دیگران آرزوی انجامش رو داشتند. من مطمئن هستم که بسیاری از تصاویر صفحه جذاب ترین های سایت فیلیکر، نتیجه این تکامل، توسط ایده های افرادی است که نمی دانستند چه زمانی باید توقف کنند. 9. بی درنگ مشغول شوید یکی از مهمترین چیزهایی که در مورد افراد کنجکاو  متوجه شدم این است که آنها به ندرت ساکن می نشینند و همواره به سمت جلو حرکت می کنند و در حال ابتکارهای جدید هستند. عکاس های کنجکاو انتظار ندارند تا فرصت های عکاسی به سمت آنها بیاید، آنها بجای این کار به دنبال فرصت ها در جستجو هستند. آنها طرزفکر و ساختار ذهنی ای دارند که همیشه بطور طبیعی پرسش، تحقیق و یافتن خواسته هاشون رو به همراه دارد. چیزی که بقیه ما آرزو داریم یک روزی در مسیر ما هم قرار خواهد گرفت. دوربینتون رو بردارید، از خونه بزنید بیرون، چند تا سوژه جالب پیدا کنید و شروع کنید به عکاسی. بهترین عکس هیچوقت درب خونه شما رو نخواهد زد! 10. آهسته حرکت کنید ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن تند تند گام ها برداشته میشه. جایی که برای رسیدن از چیزی به چیز دیگر رقابت می کنیم و بندرت آرام می نشینیم. متاسفانه وارد کردن این روحیه زندگی در کار عکاسیمون هم براحتی انجام میشه. ما بی صبرانه برای “یک عکس” منتظر می شویم و هنگامی که به سرعت اتفاق نیفتاد، جمع می کنیم و راه می افتیم. با وجوداین، در اغلب مواقع عکاسی یک رسانه با گام های سریع نیست. من این رو هنگامی که با یک عکاس طبیعت صحبت می کردم یاد گرفتم که تعریف می کرد روزهایی بر روی یک نقطه می نشسته تا تنها بتونه چند فریم عکس بگیره. او یاد گرفته بود تا آهسته حرکت کند، تا لطافت های کوچک زندگی را ببیند، صبور باشد و نتیجه این بود که کارهای او حقیقتا برجسته بودند. چندساعتی رو این هفته کنار بگذارید تا به جایی از شهر یا روستا برید و آرام بنشینید و دنیایی که وجود دارد را نظاره کنید. هیچ دستور کاری برای خودتون تنظیم نکنید، تنها نظاره کنید و وقتی دیدید چیزی ارزش عکاسی داره عکس بگیرید.

اصول تفسير (2)

kharazi 1432

موضوع : عمومی نویسنده  : تري برت مترجم : محسن بایرام نژاد يك اثر هنري، لزوما درباره­ی چيزي نيست كه هنرمند خواسته است. “ماينور وايت”، عكاس و معلم عكاسي، به اين مساله اشاره كرده كه عكاسان، خيلي بهتر از آن كه فكر مي­كنند، عكاسي ميكنند. او اين موضوع را براي متوجه كردن عكاساني گفته كه درباره آثار خود نظر مي­دهند و آثار خود را تفسير مي­كنند. “ماينور وايت” بواسطه تجربه بسيارش در برپايي كارگاههاي آموزش عكاسي، اين موضوع را احساس كرده است كه آثار عكاسان، بيشتر مواقع بسيار متفاوت با چيزي­ست كه خود عكاسان ميخواستند و خيلي بهتر از آن است كه خودشان فكر مي­كنند. احتمالا همه ما با این موضوع موافقیم كه مفهوم اثر هنري، نبايد تنها محدود به قصد و نيت هنرمند از خلق كردن آن باشد. حتي ممكن است مفهوم اثر بسيار گسترده­تر از چيزي باشد كه خود خالق اثر فكرش را مي­كند. منتقدين بعضي از آثار “موراي”، بدون اطلاع از اينكه اين آثار بخاطر مادر فوت شده­اش است، قادر به درك ارتباط مفهومي آثار بودند. آن دسته از منتقدين، به شكل صحيحی به ارتباط میان نقاشيها با مرگ و از دست دادن، پي برده و اين مساله را بخوبي مشاهده كردند. برخي از هنرمندان، با قصد و نيت قبلي و براي ابراز مفهومي خاص و معين، بوسيله آثارشان، كار نمي­كنند. به عنوان مثال، “سوزان راسنبرگ” درباره آثار نقاشي­اش مي­گويد: “نتيجه كار من، منجر به پي­بردن به چيزهايي مي­شود كه مي­دانستم و چيزهايي كه نمي­دانستم، چيزهايي كه نمي­دانستم آنها را مي­دانم و چيزهايي كه دوست دارم ياد بگيرم… و اين چيزيست كه غيرقابل نقاشي كردن به نظر مي­آيد، بخاطر همين است كه عاشق نقاشي هستم.” تفسير هنرمند در مورد آثار خودش، (البته اگر تفسيري براي ارائه داشته باشد)، تنها يكي از تفسيرها در مقابل تفسيرهاي ديگر است و بخاطر اينكه تفسير خود هنرمند است، لزوما صحيح­تر و قابل­قبول­تر از تفسيرهاي ديگر نيست. برخي از هنرمندان به شكلي ماهرانه و با بينشي خاص سخن گفته و مي­نويسند، اما بيشتر هنرمندان اينچنين نيستند و همچنين، اغلب هنرمندان خواستار بحث بر سر معنا و مفهوم آثار خود نيستند و نمي­خواهند كه آثار هنري­شان تنها محدود به نگاه خودشان به موضوع باشد. اين قاعده مشخص مي­كند كه مسئوليت تفسير آثار هنري بر عهده بيننده­هاست، نه خود هنرمند. منتقد نبايد سخنگوي هنرمند باشد. اين جمله به اين معناست كه منتقد، بايد كاري بيش از صرف نوشتن درباره چيزهايي كه هنرمند درباره آثارش مي­گويد، داشته باشد. وظيفه منتقد، نقد كردن است. تفسيرها بايد موجب معرفي جنبه­هاي خوب آثار باشند، نه اينكه، فقط، به بخشهاي ضعيف­تر آثار متمركز شوند. اين قاعده درباره ماهيت انصاف، كرامت روح و احترام به افکار است. به عنوان مثال، تفسيري كه اثر هنرمند را به شكلي غيرمنطقي رد ميكند، در نقطه مقابل اين قاعده قرار ميگيرد. موضوع تفسير، آثار هنري­ست، نه خود هنرمند. در بحث هاي ساده درباره هنر، معمولا خود هنرمندان در معرض نقد و داوري قرار ميگيرند. ولي در مبحث نقد، بايد آثار هنري مورد تفسير (و حتي قضاوت) قرار بگيرند، نه شخصي كه اين آثار را بوجود آورده است. البته اين قاعده شامل اطلاعات درباره سرگذشت زندگي هنرمندان نمی­شود. اين اطلاعات نهايتا منجر به درك بهتر آثار هنرمند ميشود. مثلا اينكه “اليزابت موراي” هيچ وقت آرايش نمي­كند و موهاي او خاكستري­ست، ممكن است براي كساني كه دوست دارند درباره او بدانند جالب توجه باشد، ولي ارائه واقعيتهايي درباره گذشته او و تعليماتي كه ديده است، مي­تواند براي درك بهتر آثار او مناسب باشد. دانستن اطلاعاتي درباره سرگذشت زندگي هنرمندان، يادآوري مي­كند كه هنر، جداي از محيط اجتماع و جامعه نيست. البته به اين نكته توجه كنيم كه دانستن اين اطلاعات، نبايد موجب احساس برتري باشد و هنرمندان نيز، نبايد وابسته و محدود به گذشته خود باشند. تمام هنرها، تا حدودي، درباره جهاني هستند كه هنرمند از آنجا آمده است. “دونالد كوسپيت”، زماني كه درباره مطالعاتش از علم روانشناسي و تاثير آن در تفسيرهايش سخن مي­گفت، اين قاعده را نيز مستحكم­تر كرد. “اينگونه احساس مي­كنم كه هنر، سواي از جامعه و زندگی نيست و به نوعي، بازتاب، تعمق و تفسير زندگي از ديد هنرمند است. دوست دارم كه بيشتر درباره نحوه بوجود آوردن آثار هنري و همچنين نوع زندگي هنرمندان بدانم. علاقه‌مندم بدانم كه چگونه هنر، همانطور كه موجب بازتاب پي آمدهاي زندگي هنرمند مي­شود،  موجب بازتاب موضوعات پيچيده عالم هستي با چيزهايي كه ما در زندگي عاديمان با آنها درگير هستيم نیز مي­شود.” “پَمِلا هاموند” نيز يكي ديگر از اهميتهاي اين قاعده را به منتقدين يادآوري كرده است. بخصوص براي منتقديني كه آثار هنرمنداني از فرهنگهاي متفاوت را تفسير مي­كنند. وقتي “هاموند” درباره نمايشگاه آثار مجسمه­سازي ده هنرمند ژاپني در آمريكا مي­نوشت، به اين مساله اشاره كرد كه عقايد و رسوم سنتي ژاپن، “مجسمه” را با آن تعريفي كه ما مي­شناسيم، به رسميت نشناخته و قبول ندارند. او در تفسير پيكره عظيم چوبي، چنين مي­نويسد كه عقايد سنتي ژاپن، به ما مي­آموزد كه اجسام نيز داراي حيات هستند و نيروي آنها، مشابه و هم سطح با نيروي انسان است. از نگاه يهودي-مسيحي، طبيعت، در کنترل انسان است، و اين در نقطه مقابل با باورهاي فرهنگ شرقي­ست كه معتقد به همزيستي هماهنگ انسان با طبيعت، مرگ با زندگي و خوب با بد هستند. تنها با يك تفسير نمي­توان به معنا و مفهوم آثار هنري پي برد. هر تفسير، تنها به يك سري از مشخصات و نكات ظريف اثر هنري اشاره کرده و با ارائه پيشنهاداتي، به فهم بهتر اثر كمك مي­كند. طبق اين قاعده، هدف اصلي از تفسير آثار هنري، تنها ارائه نظرات كلي يك نفر درباره آثار نيست. معناي اثر هنري، ممكن است با مفهومي كه بيننده از آن احساس مي­كند متفاوت باشد. هر اثر هنري، ممكن است مفهومي كاملا شخصي براي بيننده داشته باشد و اين بخاطر ارتباطي­ست كه بيننده با  اثر برقرار كرده است. و همچنين، اين احتمال وجود دارد كه افراد ديگر نتوانند با اثر ارتباط برقرار كنند. يافتن معنا و نشانه­هايي درباره زندگي شخصي، از طريق مشاهده آثار هنري، يكي از مزاياي هنر مفهومي و متفكرانه است. در هر صورت، اين قاعده به منتقديني كه كاملا شخصي و خودخواهانه آثار را تفسير مي­كنند، اخطار مي­دهد كه در واقع هدف نهايي از تفسير، ايجاد ارتباط بین جامعه و هنر است. تفسير آثار هنري، تلاشي اجتماعي­ست، و نهايتا، اجتماع نيز به مرور زمان خود را تصحيح می­کند. اين نگاهي خوشبينانه به دنياي هنر و پژوهش است كه منتقدين، تاريخ نگاران و دیگر مفسرين جدي، در نهايت اشكالات خود را در تفسيرهايشان بهبود بخشیده  و سرانجام تفسيرهاي بهتري را ارائه می­کنند. اين مساله در كوتاه مدت و دراز مدت اتفاق مي­افتد. در كوتاه مدت، تفسيرها اكثرا محدود و تا حدودي نزديك بين هستند و در مورد آثار زمان حال ارائه مي­شوند، ولي بهرحال، اين قاعده ادعا مي­كند كه تفسيرهاي محدود نيز نهايتا بسط يافته و در سطحي وسيع ارائه خواهند شد. به عنوان مثال، قضيه تجديد نظر درباره آثار هنري بوجود آمده توسط زنان را در نظر بگيريد؛ اكثر محققين براي سالها و قرنها، آثار ارائه شده توسط زنان را رد كرده و به رسميت نمي­شناختند، ولي بخاطر كار خوب تاريخ نگاران طرفدار حقوق زنان، امروزه اين مساله تاريخي، ثبت و اصلاح شده است. اين مثال خوبي­ست براي درك بهتر قضيه كه جامعه، محققين و پژوهشگران، به مرور زمان، اشتباهات گذشته­ی خود را اصلاح مي­كنند، هرچند كه دير شده باشد… به عنوان مثال، هنرمندي همچون “فريدا كالو”، امروزه نسبت به زماني كه زنده بود و آثارش را خلق مي­كرد، جدي تر مورد توجه و ارزيابي قرار مي­گيرد. تفسیر خوب، ما را به تداوم نگرش و تفسیر خودمان دعوت می­کند. اين قاعده، هدف اصلي مفسر را در برقراري ارتباط ميان بيننده­ها و مفهوم هنر، به شكل روانشناسانه تشريح مي­كند: بجاي اظهار عقايد متعصبانه خود در شكلي ناپیوسته و نامربوط، خواننده را دوستانه وارد بحث كنيد و او را مجذوب گفتگوي خود نمایید.

اصول تفسير (1)

kharazi 1745

موضوع : عمومی نویسنده  : تري برت مترجم : محسن بایرام نژاد آثار هنري “درباره­ ی” چیزی هستند و به همين دليل، نياز به تفسیر دارند. اين مساله، موضوعي اساسي و بنيادي­ست كه هنرمندان و منتقدين هنرهاي زيبا به راحتي آن را پذيرفته­اند. ولي با اين حال، برخي اوقات بحث و جدلهايي در اين مورد بين هنرمندان، استادان هنر و هنرجوياني كه معتقدند “اثر هنري خودش صحبت ميكند” و يا “شما نميتوانيد درباره هنر صحبت كنيد”، شكل مي­گيرد. تمامي تفسيرهايي كه در اين مقاله به عنوان نمونه ذكر شده است، نظريه­ی “شما نميتوانيد درباره هنر صحبت كنيد” را تكذيب مي­كند. حتي هنري كه به راحتي قابل فهم به نظر مي­آيد، همچون آثار عكاسي “ويليام وگمن”، قابليت اين را دارد كه با تفسيري قابل توجه، به شكلي مطرح شود كه پيش­تر و تنها با يك نگاه اجمالي، ديده نمي­شد. اين جمله كه “هنر هميشه درباره­ی چيزي­ست”، قواعدي دارد كه كتابهايي نيز در مورد آن نوشته شده است؛ به عنوان مثال كتاب “زبان هنر” نوشته “نلسون گودمن” و كتاب “تغيير شكل پيش پا افتاده” نوشته “آرتور دانتو”. به طور مختصر، اين قواعد به این موضوع می­پردازد كه اثر هنري، موضوعي رسا و هدفمند است كه به وسيله انسان بوجود آمده و به عنوان مثال، برخلاف يك درخت يا یک تكه سنگ، درباره چيز خاصی است. بنابراين، آثار هنري برخلاف درختها يا سنگها، مستلزم تفسير شدن هستند. تفسيرها، استدلالهايي متقاعد كننده هستند. بهتر است اين قاعده در دو جمله­ی مجزا نوشته شود: “تفسيرها استدلالهايي هستند” و “منتقديني كه تفسير مي­كنند، قصد دارند خواننده را متقاعد سازند”. مفسر مي­خواهد متقاعد كننده باشد، به همين دليل به ندرت پيش مي­آيد كه تفسير او داراي استدلالهايي منطقي بوده كه با يك سري مقدمات، منجر به يك نتيجه­گيري شده باشد. تفسير، علمي بديع و فصاحتي متقاعد كننده است. به اين شكل كه: منتقد دوست دارد تا خواننده­ها، به اثر هنري، به گونه­اي نگاه كنند كه او نگاه مي­كند. در تفسير آثار هنري، بيش از يك راه براي متقاعد كردن خواننده وجود دارد. يكي از اين راهها، بكار بردن استدلالهايي كاملاً منطقي­ست؛ با يك سري مقدمات و در نهايت يك نتيجه گيري كلي، و البته با يك قياس منطقي. به عنوان مثال، منتقدين، بيشتر اوقات ميخواهند با نوشتن استدلالهاي خود در شكلي جذاب، و با استفاده از عبارات و اصطلاحاتي رنگارنگ كه با دقت بر روي آنها فكر كرده­اند، خواننده را متقاعد کنند و آنها را مجذوب درك، فهم و آگاهي خود سازند كه درنهايت، خواننده به اين فكر كند كه “بله، منظور شما را مي­فهمم. بله، با نوع نگاه شما موافقم”. منتقدين در نوشته­هاي خود به دلايل و شواهد استناد مي­كنند، دلايلي كه يا از مشاهده اثر هنري درك كرده­اند و يا از اطلاعات و داده­هاي دنياي پيرامون، و خود هنرمندان، بدست آورده­اند. ولي آنها تفسيرهاي خود را نه صرفاً به عنوان يك استدلال منطقي، بلكه به عنوان نوشته­هاي ادبيِ متقاعد كننده ارائه ميدهند. بعضي از تفسيرها، از تفسیرهای دیگر بهتر هستند. اين قاعده، در حمايت از اعتراضي­ست كه غالباً شنيده مي­شود، كه “اين تنها تفسير شماست”. اين اعتراض معمولاً اينگونه معنا ميشود كه تفسير هيچ كسي بهتر از تفسیر افراد ديگر نيست و اينكه، هيچ تفسيري قطعي­تر از تفسيرهاي ديگر نيست. كاملاً برعكس، هيچ تفسيري مشابه و هم ارز با تفسير ديگر نيست. برخي از تفسيرها،  استدلالهاي بهتري داشته و با شواهد و دلايل برتري عنوان شده­اند و بنابراين، معقول­تر، قطعي­تر و قابل قبول­تر از تفسيرهاي ديگر هستند. برخي از تفسيرها نيز در كل خوب نيستند، بخاطر اينكه بسيار شخصي و ذهني، یا بسيار محدود بوده و يا به اندازه كافي به چيزي كه در اثر وجود دارد نپرداخته­اند، به آن نامربوط  بوده و يا به شكلي ساده­تر، مفهوم خاصي ندارند. تفسير خوب، بيش از آنكه درباره­ی مفسر بگوید، درباره اثر هنری صحبت می­کند. تفسيرهاي خوب مشخصا متعلق و وابسته به آثار هستند. منتقد با يك شناخت قبلي، آگاهي، اعتقاد و يك سري تمايلات با آثار هنری برخورد می­کند كه اين آگاهي­ها، بايد منجر به فهم بهتر آثار شود. تمامي تفسيرها، چيزهايي را درمورد منتقد بازگو مي­كنند، اما منتقد بايد به خواننده‌ها نشان دهد كه تفسير او مربوط به چيزهايي­ست كه همه ما ميتوانيم از طريق آثار هنري آن را درك و احساس كنيم. اين قاعده در نقطه مقابل تفسيرهايي قرار ميگيرد كه بيش از اندازه شخصي و ذهني هستند، تفسيرهايي كه بيشتر درباره­ی منتقد مي­گويد، تا اينكه درباره اثر هنري صحبت كند. بيننده­هاي ساده و بي­تجربه آثار هنري، معمولا اظهاراتي كاملا شخصي درمورد آثار ارائه مي­دهند. به عنوان مثال، اگر عكسهاي “ويليام وگمن” از سگها را در نظر بگيريم، ممكن است بچه­ها درباره حيوانات خانگي­شان صحبت كنند و اينكه چطور يك بار به آنها لباس پوشانده­اند. اين نظرات، تنها درباره بچه‌ها و حيوانات خانگي به ما آگاهي مي­دهند، نه درباره عكسهاي “وگمن”. نظرات بچه‌ها ممكن است كاملا صحيح باشد و به احتمال زياد ممكن است جذاب و سرگرم كننده باشد، اما اين نظرات مستقيما حاوي اطلاعاتي با ارزش درباره آثار “وگمن” نخواهد بود. اگر تفسير منتقد درباره اثر هنري بازگو كننده اطلاعاتي مهم از آن اثر نباشد، ممكن است تفسيری شخصي و ذهني باشد كه در اينصورت، هيچ جهتي در رابطه با اثر، به ذهن ما نخواهد داد و بنابراين، نميتواند به عنوان يك تفسير خوب مطرح شود. احساسات، راهنماي تفسير است. در ميان بحث و جدل­های مرتبط با شواهد، استدلالهاي متقاعدكننده و تمايل به واقع بيني در مقابل فرديت و ذهنيت گرايي، ممكن است از اين مساله كه احساسات نیز لازمه درك هنر است، غافل شده و آن را فراموش كنيم. توانايي يك شخص در واكنش نشان دادن به يك اثر هنري، هم احساسي­ست و هم عقلاني، همانطور كه از سوي قلب و درون اوست، از سوي مغز و فكر او نيز هست. تمايز و ترجيح دادن به يكي از دو مقوله “انديشه” و “احساس” نادرست است؛ انديشه و احساس به شكل غيرقابل انكاري با يكديگر ارتباط دارند. اگر منتقد داراي احساسات قوي و واكنشهاي شديد هيجاني باشد، بسيار مهم است كه به شكلي شمرده و روان سخن بگويد تا خواننده ها نيز بتوانند از احساسات منتقد بهره برده و آن را درك كنند. همچنين، بسيار مهم است كه منتقد، احساسات خود را به چيزهايي كه در اثر هنري ميبيند، ربط دهد. بدون ذکر دليل و رابطه بين احساسات و اثر هنري، منتقد در خطر ذهنيت گرايي و بي ربط گويي قرار ميگيرد. ممكن است تفسيرهايي متفاوت، متضاد و قابل رقابت از اثر هنري وجود داشته باشد. اين قاعده مشخص ميكند كه ممكن است يك اثر هنري، موجب ارائه تفسيرهايي خوب و متفاوت گردد. تفسيرها نيز مي­توانند با يكديگر رقابت كنند و خواننده را به انتخاب يكي از آنها تشویق نمایند، بخصوص اگر اين تفسيرها متضاد يكديگر باشند. درمورد آثار هنري، يك منتقد به چيزي اشاره مي­كند كه منتقد ديگر از آن چشم­پوشي كرده و يا اصلا به آن اشاره نكرده است. منتقد ديگر، تفسيري را ارائه مي­كند كه در تكميل و يا در ادامه و همسو با تفسيري ديگر است… اين مساله باعث تقويت و غني­تر شدن فهم ما از اثر هنري مي­شود. با وجود درك اين تنوع و گوناگوني، از لحاظ منطقي، امكان ندارد كه يك شخص همه تفسيرهايي را كه متضاد با يكديگرند و يا اصلا ربطي به هم ندارند، بپذيرد. اما بهر حال، اگر اعتقادات منتقدين را درك كرده باشيم و متوجه باشيم كه يك منتقد چه چيزي را ميخواهد مطرح كند، با فكر كردن، می توانیم به دلیل اين تناقضات در تفسيرها پی ببریم. گاهي اوقات تفسيرها، براساس يك جهان بيني يا مبتني بر يك تئوري هنر هستند. همه ما با اعتقاد به يك سري فرضيات درمورد هنر و واقعيت هستي در اين دنيا زندگي ميكنيم و اين فرضيات، بخاطر تفسير ما از چيزهاي محيط اطرافمان است. برخي از منتقدين درمورد تئوريهاي زيبايي­شناسانه، داراي يك جهان بيني ثابت و پایدار هستند كه در نتيجه­ی تحقيق و مطالعه عمیق آنها درباره فلسفه و روانشناسي بدست آمده است. زماني كه جهان بيني يك منتقد شناسايي شود، چه بوسيله شخص منتقد و يا خواننده­ها، بايد دست به يك انتخاب بزنيم. ما ميتوانيم هم جهان بيني و هم تفسير يك منتقد را قبول كنيم، و يا ميتوانيم هر دوي اينها را نپذيريم؛ ميتوانيم جهان­بيني منتقد را بپذيريم، ولي با اين مساله كه چگونه اين جهان­بيني در اثر هنري كاربرد و ارتباط داشته است مخالفت كنيم، و يا اينكه، ميتـوانيم در كل با نوع جهان­بيني منتقد مخالف باشيم، ولي با تفسيري كه منتقد با استفاده از آن جهان­بيني مطرح كرده و بر روي ما تاثير گذاشته است، موافق باشيم. تفسيرها از صحت مطلق برخوردار نيستند، اما كم و بيش منطقي، متقاعد كننده و آموزنده هستند. اين قاعده به این معنی است كه با وجود اينكه برخي از تفسيرها ميتوانند دقیق، بديع و متقاعدكننده باشند، ولي با اين حال، هيچ تفسيري درباره اثر هنري نميتواند خیلی درست باشد و تفسيرهاي خوب، هيچ كدام كاملا صحيح نيستند.     تفسيرها را ميتوان با معیارهای انسجام، جامعيت و مطابقت­شان با آثار، داوري كرد. تفسير خوب در مرحله اول بايد داراي موضوعي منسجم بوده و با اثر هنري در ارتباط كامل باشد. انسجام و پيوستگي در تفسير، قضيه­اي مستقل و يك ملاك درونی براي قضاوت كردن است. ما ميتوانيم تفسير را به خاطر انسجام و پيوستگي­اش، حتي بدون ديدن اثر، داوري كرده و در موردش قضاوت كنيم،  كه آيا استدلالها و شواهدي كه در تفسير مطرح شده، قابل درك و محسوس است يا خير؟  از طرفی تفسير كاملا منسجم، ممکن است به قدر كافي و شايسته با اثري كه تفسير درمورد آن ارائه شده است، مطابقت و برابري نداشته باشد. به عنوان مثال، “دي اي رابينز” تصاوير ويديويي و عكسهاي پولارويد “وگمن” از سگها را برآشفته تفسير مي­كند و استدلال او اين است كه “ويليام وگمن”، بخاطر پنهان كردن فرضيات خرابكارانه، و البته بي­رياي خود، در اين آثار از عنصر شوخ طبعي و مزاح استفاده كرده است. اين تفسير منسجم است، اما آيا ارتباطي با آثار “وگمن” دارد؟ آيا شما به عنوان خواننده، متقاعد مي­شويد كه “وگمن” تحت تاثير روحيه­اي برآشفته است كه ميخواهد در جامعه خرابكاري كند؟ اين قاعده همچنين در نقطه مقابل با تفسيرهايي قرار دارد كه در مورد مبحث “وابسته بودن به اثر”، گرايش به رها بودن دارند. اگر منتقد در تفسير خود به ظاهر و نمود اثر هنري اشاره نكند، آن تفسير بكلي مظنون خواهد بود. در تفسيرهای خوب، معمولا چندين اثر از يك هنرمند مورد بحث قرار مي­گيرد. به عنوان مثال، وقتي كه منتقدين، آثار “وگمن” را تفسير مي­كنند، بايد هم به تصاوير ويديويي قديمي او و هم به عكسهاي اخير پولارويد او توجه داشته باشند؛ منتقد بايد به آثار گذشته و جديد، و همچنین به تغييرات بوجود آمده در روند ساختاري هنر يك هنرمند توجه داشته باشد و اين موضوع را مورد بررسي قرار دهد. نوشتن تفسيري بي­پروا درباره اثر هنرمند و بدون شناختي كلي از ديگر آثار او، عملي پرمخاطره و شک برانگیز خواهد بود.

دوربین، توصیه هایی برای تهیه دوربین

kharazi 1352

موضوع : عمومی منبع مقاله :راهنمای جدید عکاسی مترجم : حشمت السادات نبوی نحوه ی انتخاب دوربین : از آن جایی که دوربین های متنوع و گوناگونی در بازار وجود دارند، انتخاب یک دوربین جدید کار دشواری است. آیا دنبال دوربین های قدیمی می گردید که با فیلم کار می کنند، یا این که در صدد خرید دوربین دیجیتال هستید؟ چه نوع دوربینی می خواهید؟ دوربینی که به راحتی درون جیب جا شده و بتوانید به سرعت با آن عکس بگیرید ویا دوربین بزرگتری می خواهید که لنزهایش قابل تعویض باشد؟ هر دوربینی دارای مزایا و معایب خاص خود است و اینها همه بستگی به آن دارد که قصد تهیه چه نوع عکسی را با چه کیفیتی داشته باشید؟ تعیین اولویت ها: اصولاً باید هنگام انتخاب دوربین چهار نکته مهم را مد نظر داشته باشید: 1- کیفیت تصویر یا Resolution 2-سهولت کاربرد 3-توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین 4-میزان هزینه کرد ابتدا باید تصمیم بگیرید چه هدفی از عکس ها یی که تهیه می کنید، دارید و با چه موضوعی سروکار خواهید داشت؟ سپس بر این اساس به اولویت بندی این نکته ها بپردازید. کیفیت تصویر یا Resolution: کیفیت تصویر یعنی امکان نمایش دوباره تصویر با جزئیات هر چه دقیق تر. برای عکس هایی که نیاز به بزرگ نمایی و موشکافی دارند، دوربین هایی که دارای بالاترین کیفیت تصویر هستند را انتخاب کنید. در مورد عکس هایی که قرار است برروی صفحات وب قرار گیرند و یا در قطع کوچک چاپ شوند، کیفیت تصویر اهمیت چندانی ندارد. در مورد دوربین هایی که با فیلم کار می کنند، هر چقدر قطع فیلم مورد استفاده برای هر تصویر بزرگتر باشد، تصویر از کیفیت بهتری برخوردار می گردد. متداولترین قطع فیلم ها، 35 میلی متری است و ابعاد محل قرار گیری آن در دوربین چیزی حدود 1*1.5 اینچ یا (24*36 mm) است . اندازه  دوربین ها هم بسیار متنوع است!  در برخی از دوربین ها ابعاد محل فیلم به اندازه 10*8 اینچ یا (20*25 cm) هم می رسد. در دوربین های دیجیتال اصولاً کیفیت تصویر با تعداد اجزای تصویر با پیکسل هایی که در ایجاد تصویر به وسیله حسگر ها به کار رفته اند، تعیین می شود. دوربین هایی که کیفیت تصویرپایین دارند ، ممکن است فقط 20000 پیکسل را نمایش دهند و این دوربین ها بیشتر برای نمایش اجمالی تصاویر بر روی صفحه ی نمایشگر مناسب هستند. دوربین هایی که دارای چند میلیون پیکسل هستند، جز دوربین های معمولی وپیش پا افتاده به حساب می آیند، زیرا سیستم های دیجیتال حرفه ای دارای تصاویری با کیفیت 200 میلیون پیکسل هستند. سهولت کاربرد: انتخاب دوربین هایی که دارای سیستم بسیار پیچیده ای هستند، در هنگام استفاده، شما را با مشکل مواجه می سازند. اگر قصد دارید به خوبی از دوربین خود استفاده کرده و به عکس های مطلوب دست پیدا کنید، دوربینی را که دارای کاربری آسان است، انتخاب نمایید. اگرچه حمل دوربین های کوچک راحت تر بوده و می توانید آن ها را هر جایی که بخواهید ببرید، اما ممکن است با گذشت زمان به این نتیجه برسید که دکمه ها و قدرت عملکرد آن پاسخگوی نیاز شما نیست. از سوی دیگر دوربین های بزرگتر هم در مواجه با برخی موضوع ها کارآیی مناسبی ندارند. توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: مهم ترین نکته ای که تعیین می کند یک عکس خوب، ضعیف  یا حتی معمولی است، امکان تنظیم دوربین توسط عکاس است. در اغلب موارد شما فقط دوربین را به سمت موضوع گرفته و دکمه شاتر را فشار می دهید و خود دوربین مابقی کارها را انجام می دهد. برای این که نتیجه بهتری به دست آورید حداقل بایستی که بتوانید فاصله  دوربین را برای عکاسی از هر موضوعی که مورد نظر است تنظیم کرده و تعیین کنید که کدام قسمت از تصویر، واضح و درخشان و یا محو باشد. در حالت مطلوب باید بتوانید موضوع عکاسی خود را دقیقاً همان طور که هست بدون هیچ تغییری از داخل کادر دوربین مشاهده کرده و بدانید که برروی چه قسمتی از تصویر فوکوس کرده اید. هزینه : زمانی که دوربینی را خریداری می کنید ، مایل اید به اندازه ی پولی که هزینه کرده اید، بتوانید از آن دوربین استفاده کنید. هر چقدر کیفیت تصویر بهتر و بالاتری بخواهید، باید دوربین گران تری بخرید، در حالی که ارزانترین نوع دوربین ها نیز، از حداقل امکان تنظیم توسط عکاس برخوردارند. البته استثناهایی هم وجود دارد. گاهی اوقات برخی از دوربین های ساده که تنها از تنظیمات جزیی برخوردارند، به طور قابل ملاحظه ای از دوربین های SLR مبتدی (که دارای تنظیمات سیاری هستند) گران ترند. به همین ترتیب کیفیت تصویر برخی از دوربین های قطع بزرگ مبتدی به مراتب از دوربین های  35 میلی متریSLR لوکس (luxury 35 mm SLR) که قیمت بالاتری دارند، بهتر است. اگر بودجه شما محدود است می توانید به جای خرید یک دوربین نو با امکانات محدود، به واسطه یک کارشناس با تجربه، دوربینی کارکرده (دست دوم) با امکانات پیشرفته تر خریداری کنید. نحوه انتخاب دوربین دیجیتال: پس از بررسی نکته های مورد نظر خود همانند میزان کیفیت تصویر، میزان قدرت عمل در تنظیم دوربین و سهولت کاربرد دوربین، حالا دیگر می توانید تصمیم بگیرید که چه نوع دوربینی بخرید. دیجیتال یا فیلمی؟ . دوربین های دیجیتال همانند دوربین های فیلمی، متناسب با هر بودجه ای در بازار موجود است. برخی از آن ها دارای تصاویری با کیفیت پایین بوده و قابل تنظیم نیستید، در حالی که برخی دیگر از تمامی امکانات و ویژگی های دوربین های حرفه ای فیلمی برخوردار بوده، علاوه بر اینکه دارای امتیاز ثبت تصویر به صورت دیجیتالی نیز هستند. دوربین های جیبی با زوم دیجیتال (Digital zoom compact ): اکثر دوربین های جیبی دیجیتال دارای لنز زوم توکار بوده و نسبت به دوربین های فیلمی جیبی از قابلیت تنظیم بیشتری برخوردارند. دوربین های دیجیتال SLR (Digital SLR ): متناسب  با هر نوع کاربری، دوربین دیجیتال وجود دارد، حتی برای افراد حرفه ای که دوربین های قطع متوسط یا بزرگ را ترجیح می دهند ویا دنبال یک جایگزین دیجیتالی برای دوربین بازتابی 35 میلی متری خود هستند. انواع دوربین: دوربین های جیبی مبتدی (Basic compact camera ) انواع: فیلمی (35 میلی متری و APS ) یا دیجیتالی کیفیت تصویر: پایین تا متوسط سهولت کاربرد: بالا توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: بسیار کم هزینه: خیلی کم علت روی آوردن به ساده ترين دوربین ها، کم هزینه بودن و سهولت کاربرد آنها است. در برخی از مدل های این گونه دوربین، فیلم از قبل در آنها جاسازی  می شود و پس از مصرف، فیلم را بیرون آورده و باید دوربین دور انداخته شوند. معمولاً در این دوربین ها سرعت شاتر و دیافراگم ثابت است و ابزار زوم هم وجود ندارد. مدل های دیجیتال این دوربین ها اغلب به عنوان “وب کم” ( دوربین هایی که فقط برای ایجاد تصاویر موجود در صفحه ی وب به کار می روند ) یا دوربین های موجود در تلفن همراه در بازار موجود است. دوربین های جیبی دارای زوم (Zoom compact camera ) انواع: فیلمی (35 میلی متری و APS ) یا دیجیتالی کیفیت تصویر: پایین تا متوسط سهولت کاربرد: بالا توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: کم هزینه: کم تا متوسط این دوربین ها نسبت به دوربین های جیبی مبتدی از قابلیت تنظیم بیشتری برخوردارند. فاصله کانونی لنز می تواند متناسب با اندازه و فاصله موضوع تغییر یابد. سرعت عملکرد پرده شاتر  و روزنه ی دیافراگم، هر دو قابل تغییرند، اگرچه خود  کاربر، به طور مستقیم کنترلی بر روی آنها ندارد. اغلب دوربین های دیجیتال در این گروه هستند، اما برخی از آنها امکانات بیشتری را ارائه می کنند. دوربین های جیبی لوکس (Luxury compact camera ) انواع: فیلمی (35 میلی متری ( کیفیت تصویر: متوسط سهولت کاربرد: بالا توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: کم تا متوسط هزینه: متوسط تا بالا این نوع دوربین ها، به شکل فراگیر به عنوان یک دوربین جیبی برای آن دسته از افرادی طراحی شده اند که معمولاً از دوربین های SLR  استفاده می کنند و یا دنبال یک وسیله مدروز هستند. این مدل اگر چه نسبت به سایر مدل های جیبی دارای کیفیت لنز بهتری است، اما قابلیت زوم ندارد، با این وجود امکان تنظیم دیافراگم، سرعت شاتر و تنظیم فاصله (فوکوس) را دارد.از این مدل دوربین نوع دیجیتالی وجود ندارد. دوربین های SLR مبتدی (Basic SLR ) انواع: فیلمی (35 میلی متری) یا دیجیتالی کیفیت تصویر: متوسط سهولت کاربرد: متوسط توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: متوسط تا بالا هزینه: کم تا بالا دوربین های تک لنزی بازتابی یا همان SLR   معمولاً دارای امکان تعویض لنز هستند و امکان تغییر فاصله کانونی در آنها وجود دارد. تقریباً در اکثر این دوربین ها، امکان تنظیم کامل سرعت شاتر و دیافراگم موجود است و نوع طراحی منظره یاب به شما اجازه می دهد تا بتوانید در هنگام عکاسی، موضوع  را به طور دقیق همانطورکه هست، ببینید. برخی از انواع فیلمی این دوربین ها از فوکوس خودکار و موتور فیلم جمع کن برخوردار نیستند. مدل دیجیتال این دوربین ها، قدری گرانتر از نوع فیلمی آنها است. دوربین های SLR حرفه ای (Professional SLR ) انواع: فیلمی (35 میلی متری)  یا دیجیتالی کیفیت تصویر :متوسط سهولت کاربرد: متوسط توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: بالا هزینه: بالا دوربین  SLR حرفه ای علاوه بر داشتن کلیه مزایای دوربین های SLR مبتدی، جهت تحت پوشش قرار دادن نیازهای مختلف عکاسان حرفه ای از ویژگی های بیشتری برخورداراست. امکان  SLR حرفه ای به دلیل ساختمان محکم و مقاومی که دارند، بسیار گران باشد (البته نوع دیجیتال هم نسبت به فیلمی گرانتر است) اما در عین حال، دوربین های SLR متوسط ضمن ارائه ویژگی های بسیار، قیمت پایین تری نسبت به نوع حرفه ای این دوربین ها دارند. دوربین های قطع متوسط (Medium-Format camera ) انواع: فیلمی (فیلم رول( یا Digital back کیفیت تصویر: بالا سهولت کاربرد: کم توانایی ابتکار عمل در تنظیمات دوربین: بالا هزینه: بالا برتری دوربینهای قطع متوسط نسبت به سایر دوربین ها در اندازه ی تصویر به دست آمده است. بدین ترتیب این دوربین ها داری بزرگ نمایی تصاویر هستند، در حالیکه دوربینهای کوچکتر، چنین توانایی را ندارند. از این نوع دوربین، انواع مختلفی وجود دارد ولی تنها تعداد اندکی از آنها دارای Labor – Saving facilities   هستند. اندازه این دوربین ها نیز به دلیل بزرگی ابعاد محل فیلم، بزرگتر از دوربین های عادی است. در برخی از مدل ها، امکان ثبت دیجیتالی هم وجود دارد.

چرا باید در جستجوی مقاله های عکاسی باشیم؟

kharazi 1838

موضوع : عمومی منبع مقاله :راهنمای جدید عکاسی مترجم : عصمت السادات نبوی   شاید یکی از ارزنده ترین و دست یافتنی ترین اشکال هنر، عکاسی باشد . عکاسی می تواند چهره ها و رویداد ها را ثبت کرده و یا تصویرگر یک خبر باشد. می تواند سبب حیرت، سرگرمی و یا آموزش شود. می تواند احساس را به دام انداخته و یا سبب برانگیخته شدن احساس شود. این هنر می تواند جزییات را با دقت و سرعت ثبت نماید. علی رغم پیشرفت روز افزون در زمینه ی طراحی دوربین، اصول اساسی عکاسی تغییری نیافته و گرفتن یک عکس موفق هرگز ساده تر نشده است. تکنولوژی تنها یک ابزار است. اگر چه دوربین ها هوشمند تر شده اند، اما این عکاس است که آن را در دست گرفته، موضوعی را انتخاب کرده و درباره نحوه ی کادربندی عکس و لحظه فشردن دکمه شاتر(مسدودکننده) تصمیم می گیرد. این روند توأم با ابتکار و خلاقیت است که می تواند یک عکس معمولی را به عکس خیره کننده تبدیل کند. بیشتر عکس های این سلسله مقاله ها که در پیش روی شما قرار خواهند گرفت با دوربین های ساده SLR که دارای قیمت متوسطی هستند، گرفته شده و عکس های آتلیه با دوربین هایی است که قطع فیلم آنها 6*6 س.م است. برای یک عکاس خوب بودن لازم است نسبت به دنیای پیرامون خود، دید وسیع تری از سایر افراد داشته باشید. ثبت جهان سه بعدی متحرک به صورت یک تصویر مسطح ساکن همانند ترجمه یک داستان از زبانی به زبان دیگر است. باید به این درک دست یابید که جهان زنده، پر جنب و جوش و دارای انرژی است و همواره با عقاید جدید و تفاسیر هنرمندانه مواجه است. هیچگاه نحوه ی رویکرد دوعکاس به یک موضوع واحد، به طورکامل یکسان نیست، حتی اگر اصول و قواعد مشابهی را به کار گرفته باشند. در این سلسله مقاله ها سعی شده است تا به صورت یک خود آموز جامع، مهارت های فنی وسازنده ولازم جهت گرفتن عکس از هر موضوعی به شما آموخته شود. با این پیش فرض که شما هیچ اطلاعاتی از قبل در این زمینه نداشته و ندارید! این مجموعه مقاله ها مانند یک مرجع شامل کلیه فنون کلیدی است که ممکن است زمانی توسط شما و یا حتی یک عکاس ماهر و علاقه مند به کار گرفته شوند؛ در آنها، بر خلاف سایر منابع جدید در زمینه ی عکاسی، بخش هایی به بحث در زمینه تجهیزات و فن آوری اختصاص داده شده است. این مقاله ها با ارائه آموزش هایی در زمینه نحوه ی استفاده از فن آوری های گذشته و جدید کمک می کند تا سطح عکاسی خود را ارتقا ببخشید. آشنایی با فنون و لوازم عکاسی تنها مقدمه ی کار است، سپس این عکاس است است که باید به این مسائل اهمیت بخشد. آشنایی با تنظیم های یک دستگاه دوربین عکاسی، عمق میدان و جلوه های نور پردازی، مراحلی هستند که عکاس باید در آنها مهارت کافی کسب نماید (اگر چه همیشه مطالب جدید تری برای یادگیری وجود دارند). عکس ها و دیدگاه های متعددی که در این مقاله ها وجود دارند می توانند همیشه الهام بخش شما باشند تا بتوانید مهارت های خود را گسترش داده و توانایی های خود را پیدا کرده و به سبک های مطلوب خود دست پیدا کنید.

سرعت شاتر در دوربین عکاسی

kharazi 5724

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله : نشریه کمبریج این کالر مترجم : پریسا شادمان سرعت شاتر –مسدودکننده – در ساختمان دوربین عکاسی مدت زمان نوردهی به سطح حساس را تعیین می کند و نیز ابزاری قدرتمند برای ثبت عکس های خلاقانه می باشد. با تنظیم سرعت شاتر می توان حرکت، کشیدگی، انجماد و سکون موضوع ها را نشان داد. این مقاله ی آموزشی چگونگی دستیابی به این جلوه های بصری در نمای عکس و نیز دیگر ایده های خلاقانه برای عکاسی روزانه را به ما آموزش داده و نشان می دهد. برای دانستن تاثیرات میزان نوردهی، نوردهی دوربین: دیافراگم، حساسیت (ایزو) و سرعت شاتر را نیز مطالعه کنید. پیشزمینه: پرده شاتر دوربین عکاسی مانند پرده ای عمل می کند که باز و بسته می شود و میزان نور ورودی به محوطه داخلی دوربین را برای رسیدن به سطح حساس کنترل می کند. بنابراین یک عکس تنها ثبت لحظه ای از زمان نیست بلکه مقدار نور را در یک بازه ی زمانی نشان می دهد. عبارت ” سرعت شاتر ” برای بیان این بازه ی زمانی به کار می رود. هنگامی که صحنه ای دارای عناصر بصری متحرک باشد، سرعت شاتر تعیین می کند که کدام موضوع واضح باشد و کدامیک محو و محوتر دیده شوند؟ هرچند سرعت شاتر بدون تحت تاثیر قرار دادن نور و کیفیت عکس، قابل تغییر نیست. ترکیب ایزو و عدد دیافراگم، محدوده وسیعی از عملکرد سرعت شاتر را برای عکاس ایجاد می کند. صرف نظر از این ترکیبات، هرچه نور بیشتر باشد از سرعت شاتر بالاتری می توان استفاده کرد و هرچه نور کمتر باشد سرعت شاتر نیز بایستی پایین تر باشد تا یک واحد نور لازم به سطح حساس برسد. در میزان نور مشخص، دوربین های حرفه ای در قیاس با دوربین های کامپکت، محدوده ی وسیعتری از سرعت شاتر در اختیار عکاس قرار می دهند. مثلا، این محدوده برای دوربین های حرفه ای تقریبا 13-14 مرحله ( 10000X ) و برای دوربین های کامپکت تنها 8-9 مرحله ( 500 X ) می باشد. *نکته ی مهم: در بازه های نوری خیلی کوتاه ( معمولا 1/500 ثانیه یا سریعتر ) شاتر بیشتر شبیه به یک شکاف متحرک عمل می کند تا یک پرده. در این صورت، سرعت شاتر مقدار زمانی ست که هر بخش از سنسور در معرض نور قرار می گیرد، نه طول مدتی که نور به کل سطح سنسور می تابد. نشان دادن حرکت: هرچند برخی بر این باورند که عکاسی، محدود است اما خیلی ها معتقدند که برعکس خیلی هم گسترده است زیرا در عکاسی قادریم نحوه ی نشان دادن حرکت را کاملا کنترل کنیم. مثلا می توانیم انتخاب کنیم که موضوع به صورت خطی غیرقابل تشخیص دیده شود یا منظره ای واضح تر؟ یا موضوعی اصلی کاملا واضح باشد و باقی عناصر بصری محو شوند. انتخاب با شماست که مسئولیت ثبت موضوع در عکس را برعهده دارید. ثبت عکسی با میزان تاری دلخواه کار دشواری است. در یک سرعت شاتر مشخص ، ویژگی های موضوع میزان کشیدگی یا تاری اش را تعیین می کند. سرعت؛ موضوع هایی که سرعت بیشتری دارند، محوتر به نظر می آیند. جهت حرکت؛ موضوع هایی که به سمت و سوی دوربین عکاسی می آیند یا از آن دور می شوند به اندازه ی موضوع هایی که از سمتی به سوی دیگر می روند، محو نمی شوند حتی اگر سرعتشان برابر باشد. بزرگ نمایی؛ اگر یک عنصر بصری فضای بیشتری از کادر عکس را به خود اختصاص دهد، محوتر دیده می شود. شاید این موضوع اصلا مشهود نباشد اما بیش از هر چیزی تحت کنترل شما است، زیرا بزرگ نمایی یک عنصر بصری از ترکیب فاصله ی کانونی و فاصله ی موضوعی تا دوربین به دست می آید. فاصله ی کانونی بیشتر (زوم بیشتر) به بزرگ نمایی موضوع در فاصله ای معین منجر می شود اما احتمال محوشدن موضوع را نیز در اثر لرزش دوربین افزایش می دهد. نه تنها خصوصیات موضوع، بلکه اندازه ی صفحه نمایش نیز اهمیت دارد. میزان محوشدگی که در صفحه نمایش دوربین، زیاد به نظر نمی آید، شاید هنگام چاپ در قطع بزرگ خیلی مشهود به چشم آید. هرچند درک سرعت شاتر کمی دشوار به نظر می رسد، اما با کمی تجربه و آزمایش به خوبی آنرا فرا خواهید گرفت. یکی از معمول ترین کاربردهای سرعت شاتر، نشان دادن حرکت آب روان است. سرعت شاتری در حدود 1/2 ثانیه یا طولانی تر، باعث می شود که آبشار خیلی نرم و ابریشمی به نظر آید و یا امواج به صورت غبار و سورئال دیده شوند. توجه کنید که ثابت کردن قطرات آب به سرعت شاتری معادل 1/400 ثانیه نیاز دارد. از آن جایی که این عکس نمای باز است، اگر عکاس روی بخشی از آبشار بزرگنمایی (زوم) می کرد، با سرعت شاتر کمتر از این هم عکسی شبیه به همین ثبت می کرد. با استفاده از سرعت شاتر آهسته می توان یک موضوع ثابت را میان زمینه ای متحرک نشان داد. مانند شخصی که میان جمعیتی شلوغ ایستاده است. همچنین با سرعت شاترهای 1/10 تا 1/2 و با استفاده از حرکت قطار در پسزمینه، می توان پرتره هایی منحصربه فرد ثبت کرد. حرکت با موضوع: به جای محو کردن موضوع مورد نظر، می توان عناصر بصری دیگر موجود در عکس را محو نشان داد. برای این کار یا دوربین باید روی موضوع متحرک جاسازی شود و یا طوری قرار داده شود که کادر همراه با موضوع حرکت کند. با عکاسی از یک ماشین در حال حرکت و یا موضوع متحرک دیگری، خلق این جلوه ی زیبا را تجربه کنید. همانطور که گفته شد، سرعت شاتر به سرعت حرکت و ثبات موضوع متحرک بستگی دارد. معمولا سرعت شاتری معادل 1/30 ثانیه برای شروع مناسب است. سپس با مشاهده ی نتیجه ی کار در صفحه نمایش دوربین، سرعت را تنظیم کنید. در این تکنیک لزوما دوربین نباید سرعتی معادل سرعت حرکت موضوع داشته باشد بلکه این کادر است که باید با سرعت موضوع حرکت کند. خوشبختانه حتی موضوع هایی که با سرعت خیلی زیاد حرکت می کنند را نیز می توان با چرخاندن آرام دوربین ثبت کرد به ویژه هنگامی که از موضوع فاصله داشته باشید و از لنز تله فوتو استفاده کنید. دقت کنید که کادرتان کاملا موضوع را تعقیب کند و همزمان دکمه شاتر را فشار دهید. برای ثبت یک عکس موفق از موضوع متحرک، سرعت شاتر باید به قدری آرام باشد که زمینه به صورت خطی ممتد دیده شود و در عین حال آنقدر سریع باشد که موضوع واضح بماند. ثبت چنین عکسی مهارت می خواهد پس باید تمرین کنید و خیلی عکس بگیرید. هرچه خطوط زمینه طولانی تر شوند، جلوه ی زیباتری خلق می شود. استفاده از لنز لرزش گیر و یا سه پایه ای با قابلیت چرخش، ثبت این نوع عکس را برایتان آسانتر می کند. به علاوه، در عکاسی از موضوع متحرک، زمینه باید بافتی داشته باشد که کمی فوکوس باشد. زمینه هایی که به موضوع نزدیکترند، با سرعت شاتری معین، خطوط بیشتری را نشان می دهند. یکی دیگر از مزایای استفاده از این تکنیک این است که در شرایط نوری مشابه برای ثبت موضوع با وضوح کامل، به سرعت شاتر پایین تری نیاز دارد. مثلا، شاید در نور موجود تنها بتوان با سرعت1/50 ثانیه عکاسی کرد که این سرعت برای ثبت موضوع به طور واضح کافی نیست اما با استفاده از این تکنیک، چنین سرعت شاتری برای ثبت واضح موضوع مناسب خواهد بود. ثبت موضوع هایی که سرعت خیلی زیادی دارند عکاسی با سرعت بالا نمای جدید و جذابی از موضوع های متحرک ارائه می دهد زیرا ما قادر نیستیم حرکاتی که سرعتشان از یک دونده بیشتر است را ببینیم مانند حرکت قطرات آب، پرواز پرندگان و فعالیت ورزشکاران به طور کلی، سرعت شاتر 1/250 تا 1/500 برای ثبت واضح حرکات روزمره ی مردم مناسب است. اما گاهی برای موضوع های خیلی نزدیک و یا موضوع هایی که سرعت خیلی زیادی دارند، باید از سرعت شاتری معادل 1/1000 تا 1/4000 استفاده کنید. نکاتی در مورد سرعت سوژه: شاید بخش هایی از یک موضوع متحرک، از خودش سریعتر حرکت کنند. مثلا ممکن است دست ها و پاهای یک دونده خیلی سریعتر از بدنش در حرکت باشند. به علاوه، سرعت سوژه ی ذکر شده در مثال بالا مربوط به شرایطی ست که موضوع از سمتی به سمت دیگر کادر حرکت کند. برای موضوع های که به شکل مستقیم به سمت و سوی شما می آیند و یا از شما دور می شوند به سرعت شاتری 4 برابر سرعت ذکر شده نیاز خواهید داشت و برای موضوع هایی که با زاویه به سمتتان می آیند یا از شما دور می شوند سرعت شاترتان باید 2 برابر میزان ذکر شده باشد. به یاد داشته باشید که سرعت شاتر اغلب دوربین های عکاسی 1/2000 تا 1/8000 ثانیه است. اگر بنابر محاسبات ذکر شده به سرعت شاتری بیشتر از توانایی دوربین خود نیاز دارید باید تکنیک حرکت با موضوع (Panning) را بکار گیرید تا بخشی از حرکت موضوع ثبت شود و یا از فلاش استفاده کنید. محو کردن با استفاده از زوم تغییر میزان زوم در حین نوردهی، تکنیک جالب دیگری ست که اینگونه انجام می شود : 1- دوربین را روی سه پایه قرار دهید. 2- از سرعت شاتری معادل 1/15 تا 1/2 ثانیه استفاده کنید. 3- حلقه ی زوم روی دوربین را در حالی بچرخانید که بدنه ی دوربین تکان نخورد. اگر حلقه ی زوم را در حین بخشی از زمان نوردهی تغییر دهید، اثر این تکنیک در عکستان کمتر می شود. این تکنیک باعث می شود که عناصر موجود در لبه های عکس به حالت تابشی محو شوند در حالیکه مرکز عکس کم و بیش واضح می ماند. از این تکنیک برای جلب توجه بیننده به موضوعی در مرکز عکس استفاده می شود و نیز باعث می شود که بیننده احساس کند عناصر عکس به سرعت در حرکتند. این تکنیک معمولا در دوربین های حرفه ای قابل استفاده است اما شاید با برخی دوربین های کامپکت که زوم دستی دارند نیز قابل اجرا باشد. این تکنیک را با استفاده از ویرایش و فیلتر های فتوشاپ نیز به خوبی می توان در عکس های معمولی ایجاد کرد.   جلوه های انتزاعی و هنری گاهی عکاسان برای ایجاد جلوه های خاص و هنری در عکس، دوربین را تکان می دهند تا عکس تار شود. برای این کار عکاس باید از سرعت شاتری معادل 1/30 تا 1/2 ثانیه استفاده کند زیرا در این سرعت دست نمی تواند به خوبی ازلرزش دوربین جلوگیری کند اما در عین حال سرعت به حدی پایین نیست که موضوع به طور کامل محو شود. پیش بینی نتیجه نهایی خیلی دشوار است. پس در این نوع عکاسی برای رسیدن به نتیجه ی دلخواه، باید خیلی تلاش کنید (سرعت شاترهای متفاوت را امتحان کنید). همچنین به خاطر داشته باشید که دستیابی به چنین عکس هایی با استفاده از فیلترهای فتوشاپ و دیگر نرم افزارهای ویرایشی خیلی آسانتر شده است. نتیجه گیری روش های خلاقانه ی متنوعی را برای استفاده از سرعت شاتر درعکاسی مشاهده کردیم. اما اگر نور مورد نیاز برای ثبت یک عکس خوب، حتی پس از تنظیم ایزو و دریچه دیافراگم، مانع انتخاب سرعت شاتر دلخواه شما شد، چه می کنید؟ برای سرعت شاتر بیشتر، عکاس یا باید از لنزی با دریچه دیافراگم بزرگتر استفاده کند یا نور محیط را با تغییر مکان یا فلاش افزایش دهد. برای سرعت شاتر پایین تر، عکاس می تواند با استفاده از فیلترهایND و پولاریزه، مقدار نور ورودی دوربین را کمتر کند. در هر صورت مواظب باشید که عکستان به شکل تصادفی بیش از حد یا کمتر از حد نور نبیند که طبق آن سرعت شاتر را تغییر دهید. نکات مهم دیگر در این زمینه به شرح زیر است: – حالت نوردهی با اولویت شاتر: هنگامی که ظاهر حرکت موضوع از عمق میدان مهمتر باشد و یا هنگامی که فقط می خواهید بدانید سرعت شاتر دلخواه شما در نور موجود مناسب است یا خیر، این حالت مفیدی است. در این حالت شما سرعت شاتر دلخواهتان را انتخاب می کنید سپس دوربین این سرعت را با دیافراگم و ایزوی مناسب ترکیب می کند تا نور عکس مناسب باشد. – لرزش دوربین: طبق مطالب ذکر شده، حرکت موضوع نخستین دلیل تار شدن عکس است. اما در بسیاری از عکس ها لرزش دوربین خیلی موثرتر است، به خصوص هنگامی که از لنز تله استفاده می کنید و یا زمانی که دوربین را با دست نگه داشته اید.

آموزش استفاده از نور طبیعی برای عكاسان مبتدی

kharazi 2426

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله : نشریه فتوپلاس مترجم : پریسا شادمان یكی از روش های مفید برای بهبود كیفیت عكس ها ، یادگیری نحوه ی استفاده از نور طبیعی است. خوشبختانه بر خلاف لنزها و بدنه های باكیفیت و گران، از نور طبیعی می توان به صورت رایگان استفاده كرد. عكاسان حرفه ای همیشه به دنبال بهترین نور ممكن برای عكاسی هستند. برای آنها جست و جو برای ثبت عكسی بهتر و كاوش برای نور بهتر در موازات هم قرار دارند. نقاشی با نور كلمه ی عكاسی ( photography ) از عبارت یونانی ” نقاشی با نور” گرفته شده است. یك عكس از نوری تشكیل می شود كه وارد دوربین شده و با سنسور ( یا فیلم ) تماس پیدا می كند. بدون نور، عكس هم وجود نخواهد داشت. به طور كلی دو نوع نور وجود دارد: طبیعی و مصنوعی. نور طبیعی ( موضوع این مقاله ) از خورشید حاصل می شود. كیفیت و كمیت این نور به مكان، شرایط آب و هوایی و زمان بستگی دارد. ما به عنوان عكاس، باید دانش آموز نور باشیم. باید شرایط نوری را بررسی كنیم و بفهمیم كه چرا نور اینگونه است. سپس درك خواهیم كرد كه نور چطور عكسهایمان را تحت تاثیر قرار می دهد و چطور باید به بهترین شكل از آن استفاده كنیم. هرچه بیشتر نور را بشناسید و تاثیرش را روی عكسهایتان درك كنید ، عكاس بهتری می شوید. برای ساده كردن موضوع، خلاصه ای از انواع اصلی نور طبیعی و نحوه ی استفاده از آنها را در این مقاله گردآوری كرده ایم. نور سخت نور خورشید در یك روز آفتابی، نور سخت است. این نور قوی و مستقیم است و سایه های عمیق با لبه های تیز به وجود می آورد. در اواسط روز، به ویژه در تابستان، نور سخت اصلا زیبا نیست. تاآنجا كه می شود از عكاسی در این نور خودداری كنید. نور سخت در آغاز و پایان روز ، كمی پس از طلوع و پیش از غروب ، در بهترین حالت خود است. عكاسان این زمان از روز را به دلیل كیفیت نور، ساعت طلایی می نامند. اگر آسمان صاف باشد نور همچنان سخت خواهد بود اما خیلی بهتر از اواسط روز است. همچنین با زاویه ی كمی به سوژه می تابد و فرم و بافت آن را نمایان می كند و از نور وسط روز خیلی زیباتر است. این عكس در نور شدید و سوزان خورشید ثبت شده است. این نور شدید رنگ های سوژه را در آسمان آبی، نمایان تر كرده است. نور سخت برای عكاسی معماری و مشخص كردن رنگ ها نیز مناسب است. عكس زیر در بوینس آیرس ثبت شده. نور خورشید جلوه ی بهتری به رنگ ها می دهد. ( من برای زیبا تر جلوه دادن رنگ ها و آبی آسمان ، از فیلتر پلاریزه استفاده كرده ام) نور نرم نور نرم نوری است كه در سایه یا در یك روز ابری دیده می شود. در این نور، تمام سایه ها لبه های نرمی دارند. نور نرم، به ویژه در یك روز ابری زمستانی، خاكستری و خسته كننده به نظر می رسد و پتانسیل خوبی برای عكاسی ندارد. برای استفاده از نور نرم در عكاسی باید بدانید كه كنتراست ایجاد شده توسط این نور، برخلاف نور سخت،‌ بسیار كم است. نور نرم برای عكاسی از مردم، به ویژه عكاسی پرتره، بسیار مناسب است. اگر در یك روز آفتابی، خارج از خانه قصد عكاسی از مردم را دارید، در سایه این كار را انجام دهید. مطمئنا نتیجه بهتری می گیرید. نور نرم برای عكاسی در جنگل های بارانی و درختزارها و نیز برای عكاسی از اجسام بی جان و گلها خیلی مناسب است. در یك روز ابری، آسمان را در كادرتان قرار ندهید زیرا معمولا به رنگ سفید در عكس دیده می شود. این عكس در یك روز ابری ثبت شده است. نور نرم برای ثبت جزئیات این ركاب دست ساز خیلی مناسب است. این عكس در اواسط روز گرفته شده و اگر هوا آفتابی بود ، نتیجه ی كار كاملا متفاوت می شد. از این كابوی نیز در همان روز عكس گرفته شده است. نور نرم برای عكاسی پرتره عالی است. نور سخت حالت سوژه را در این عكس خراب می كرد. انتخاب دو عكس سیاه و سفید اتفاقی نبوده. نور نرم برای عكس های تك رنگ نیز خیلی عالی است زیرا طیف های لطیف و بافت عكس را نمایان می كند. ضد نور این نور مورد علاقه ی من است. هنگامی كه منبع نور در پشت سوژه قرار داشته باشد، ضد نور ایجاد می شود. ضد نور نیز مانند نور سخت، كنتراست زیادی دارد و برای عكاسی در آغاز و پایان روز مناسب است. كنتراست ضد نوری كه منبعش خورشید باشد، در هر زمان دیگری از روز، بیش از حد زیاد خواهد بود. ضد نور برای عكاسی منظره، پرتره و معماری مناسب است. این نوع نور خیلی قوی و پرانرژی می باشد و اگر با هوای مه آلود یا غبار آلود تركیب شود، خیلی زیبا می شود. برای عكاسی با این نور حتما لنز دوربینتان باید تمیز باشد زیرا نور مستقیما به عناصر جلوی لنز می تابد و لكه های روشنی ایجاد می كند. گاهی نمی توان از بروز این لكه ها جلوگیری كرد اما اگر شما با این مشكل مواجه شدید، بهترین راه این است كه آن را به عنوان بخشی از تركیب بندی به كار ببرید. كاری كنید كه انگار عمدا از آن استفاده كرده اید و یك اثر جانبی ناخواسته نیست. این كلیسای جامع ضد نور شده است. نور شدید، مجسمه ها و برج ها را تقریبا سیلوئت كرده است. این عكس در بعداز ظهر ثبت شده و هرچند نور شدید است اما از نور وسط روز ملایم تر می باشد. نور ملایم این نور در هوای توفانی و پر از رعد و برق ایجاد می شود. پس از توفانی شدید یا هنگامی كه خورشید در یك روز بارانی نزدیك غروب از لابه لای ابرها می تابد، می توان چنین نوری را مشاهده كرد. این نور برای عكاسی از منظره، دریا، معماری و هر سوژه ای كه در فضای خارجی باشد مناسب است. اگر در چنین نوری، منظره ای را پیش رو داشتید، بدانید كه یك هدیه است ! پس تا جایی كه می توانید و تا زمانی كه شرایط ادامه داشت، از آن عكس بگیرید چون این نور مدت طولانی باقی نمی ماند و دیگر تكرار نمی شود. این عكس در یك توفان شدید ثبت شده، نور آن طبیعی است و در فتوشاپ ایجاد نشده. نور طبیعی موجود، كوهستان را به زیبایی سیلوئت كرده است. هنگام ثبت چنین عكس هایی، به شرایط آب و هوا خیلی توجه كنید . چند دقیقه پس از ثبت این عكس، متوجه شدم كه بارانی سیل آسا در راه است، پس به سرعت و قبل ازاینكه كاملا خیس شویم محل را ترك كردیم.( بهتر است هنگام توفان به ارتفاعات نروید. ) طلوع و غروب نور هنگام طلوع و غروب خورشید، بسیار زیبا و سرشار از رنگ های گوناگون است. نور در این زمان می تواند به جای انواع نور، كه در این مقاله مطرح كردیم، مورد استفاده قرار گیرد – نرم، سخت یا ملایم. اگر خورشید در آسمان باشد، سوژه ضد نور خواهد شد. این نور به سرعت از حالتی به حالت دیگر تغییر می كند. نور طلوع و غروب، برای تمام سوژه های عكاسی، بهترین نور است. برای ثبت منظره و دریا، و نیز معماری و طبیعت ، عالی است. اكنون نوبت شماست كه با استفاده از این نور، عكس هایی زیبا و چشم نواز خلق كنید. نور هنگام طلوع و غروب مورد علاقه ی عكاسان سفر است زیرا همه جا را بسیار زیبا می كند. عكاسان حرفه ای منظره به قدری این زمان از روز را دوست دارند كه صبح زود بیدار می شوند تا به بهترین شكل از طلوع استفاده كنند و تا دیروقت، برای ثبت غروب، بیرون می مانند. غروب اروگوئه . رنگ ها واقعا زیبا هستند. هرچند عكس هایی از این دست كمی كلیشه ای به نظر می رسند اما ثبت چنین عكس هایی هنوز هم لذت بخش است. عكاسی از فضای داخلی با نور طبیعی می توان با استفاده از نوری كه از در و پنجره وارد می شود ، از فضاهای داخلی عكس گرفت. هنگام عكاسی از فضای داخلی، باید به دقت به مسیر ورود نور توجه كنید. این نور، حتی در یك روز ابری هم نوری سخت است زیرا از در یا پنجره به داخل می آید. اگر بخشی از در یا پنجره را نیز در كادر خود جای دهید، در مقایسه با فضای داخلی، بیش از حد روشن به نظر می رسند. این نور، به ویژه هنگامی كه به درون یك ساختمان قدیمی می تابد، بسیار زیبا و چشم نواز است. بعضی از عكاسان برای حل مشكل عكاسی از این محل ها، از تكنیك اچ.دی.آر استفاده می كنند. اما به نظر من عكس های اچ.دی.آر خیلی غیرواقعی هستند و من نمی پسندم. من نمی خواهم تمام جزئیات را در عكس ببینم. زوایای تاریك كه در سایه قرار دارند زیبا هستند و ترجیح می دهم بخشی از كادر برای قوه ی تخیل، نامشخص باقی بماند. فروشگاهی قدیمی در آرژانتین. نوری كه از در وارد شده واقعا زیباست. این نور برای نشان دادن كهنگی این فروشگاه ، كه به موزه شباهت دارد، خیلی مناسب است. استفاده از نور این بار هنگام عكاسی، به نور طبیعی بیشتر توجه كنید. آیا برای سوژه ی شما مناسب است ؟ آیا نور در زمان دیگری از روز و یا در شرایط آب و هوایی دیگری ، بهتر از این نمی شود؟ شاید برای ثبت بهتر یك سوژه ، مجبور شوید در زمان دیگری كه نور مناسب تر است دوباره به آن محل برگردید. اگر قرار باشد تنها یك نكته از این مقاله درذهنتان بماند، باید این باشد : نور طبیعی، در آغاز و پایان روز بهترین شرایط برای عكاسی است. اگر تا كنون امتحان نكرده اید، هرچه زود تر این كار را انجام دهید. هیچ چیز به این سرعت نمی تواند كیفیت عكس های شما را بهبود بخشد.

عکاسی در فصل زمستان

kharazi 2128

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله : راهنمای جدید عکاسی مترجم : فرانه فراهانی برای یک عکاس، زمستان در مناطق معتدل، زمانی، ناامید کننده است زیرا مدت زمانی که نور در آسمان  است محدود می باشد . با این وجود ، زاویه پایین نور برای برخی موضوعات مناسب است و درختان عریان مناظری شگفت انگیز به وجود می آورند که در اوقات دیگر سال قابل مشاهده  نیستند . ازمیان تمام موضوعات مربوط به زمستان ، این برف است که لحظات خاصی را به دنبال دارد . برف نقش مهمی در ترکیب بندی ایفا می کند چون روی تمام اشیاء و موضوعات را می پوشاند و همه آنها را محو می کند . همچنین مانند رفلکتور خوب عمل می کند ، نور را به زمین برگشت می دهد و روشنایی خاصی ایجاد می کند . اما برف اشکالاتی نیز در نور سنجی به وجود می آورد. در این حالت نورسنج داخلی ،  منطقه وسیعی از سفیدی را به خاکستری روشن تبدیل می کند . بسته به نوع روشنایی در محیط و اینکه برف چه مقدار از کادر را اشغال کرده است ، شما باید بین یک یا نیم استاپ ،  نوردهی را افزایش دهید. بافت پیچیده درخت بید در زمستان و برف یک تصویر آبستره مونوکروم خلق کرده است . برف کاملا نمای یک منظره را تغییر می دهد ، بیشتر جزئیات صحنه را از دید محو می کند و مناطقی را که به صورت طبیعی از هم جدا هستند بهم متصل می کند. این تصویر هوایی بوسیله یک هلیکوپتر عکاسی شده است . درختان برهنه و عریان بافتی متشکل ازشاخه ها و سایه ها به وجود آورده اند. به غروب در این باغ توجه کنید که چگونه برف به دلیل قرار گرفتن در سایه ، رنگ آبی به وجود آورده است . مناطق سایه به دلیل انعکاس نور خورشید توسط برف، غیر مستقیم روشن شده اند. برف در زمینهای گل آلود منظره ای ایجاد می کند که عناصری مثل جاده ها ، دیوارها و پرچین ها از حالت عادی نمایان تر می شوند. در این تصویر نور بعد از ظهر، به نشان دادن لایه ها و سطح کمک کرده است .             یک روز آفتابی در کوههای پوشیده از برف می تواند مشکلاتی برای نورسنجی ایجاد کند . برای اینکه مطمئن شوید برف ها کاملا سفید می افتند یک یا نیم استاپ نوردهی را افزایش دهید.           نکات کلیدی به منظور اینکه سایه ها در مناطق برفی به رنگ آبی دیده نشوند می توانید از فیلتر ” وارم – آپ ” یا فیلتر ” اسکای لایت ” مناسب استفاده کنید. در شریط جوی سرد، دوربین ممکن است بهترین عملکرد خود را نداشته باشد. بخصوص ، باطریهایی که در هوای گرم به خوبی کار می کنند ممکن است در هوای سرد ناگهان خالی شوند . در این شرایط باخود حتما باطریهای شارژ شده داشته باشید . با این وجود باطریهای خالی را دور نیاندازید – شاید آنها در هوای گرم دوباره فعال شوند. دوربین و جعبه باطریها را نزدیک بدن خود نگه دارید تا از گرمای بدن شما آنها نیز گرم شوند.

عکاسی پرتره (2)

kharazi 2438

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله : Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی نوردهی درعکاسی پرتره هنگام عکاسی پرتره به دقت نوردهی راانجام دهید . نور یکی از عناصر بسیار مهم در پرتره است و نوع آن تاثیرات چشمگیری بر تصویر نهایی خواهد گذاشت . در عکاسی ، این نور است که روشنی ها و تیرگی ها را به وجود می آورد و عمق و جزئیات عکس را خلق می کند.از نظر یک قانون کلی ، هرچه بین تیرگی و روشنی تعادل بیشتری باشد عکس بهتر خواهد شد. عکاسان حرفه ای از استودیوهای پرهزینه ای برای نوردهی به موضوع خود استفاده می کنند. آنها حتی هنگام عکاسی در فضای باز نیز از چنین نورهایی استفاده می کنند . شما می توانید با استفاده از نورهای موجود در خانه ، نور فلاش دوربین و یا نورخورشید عکاسی کنید. یک لامپ معمولی خانگی منبع نوری بسیار مناسبی است. نکاتی درباره نوردهی در عکس پرتره ایجاد یک حالت خوش نما و دلنشین با استفاده از Short lighting از سوژه خود بخواهید صورت خود را کمی به یک طرف متمایل کند . سپس به آن قسمت از صورت که به طرف شما و دوربین نیست نور بتابانید. به این حالت Short side  می گویند. این کار فواید بسیاری دارد ، باعث لاغر شدن صورت و روشن شدن چشمها ، گونه ها ، بینی ، لبها ، پیشانی و چانه می شود . این حالت نوردهی باعث جلب توجه به مهم ترین عناصر صورت می شود و بقیه عناصر در سایه باقی می مانند. یک لامپ خانگی ساده اگر در زاویه 45 درجه ای با سوژه قرارداده شود می تواند این کار را انجام دهد. ایجاد یک تصویر جذاب با استفاده از رفلکتور دست ساز با یک تکه مقوا یا پلاستیک سفید می توانید موضوع خود را به صورت غیر مستقیم نوردهی کنید . یک لامپ در کنار دوربین خود قرار دهید و از سوژه خود بخواهید یک قطعه پلاستیک یا مقوا را روی پاهای خود نگه دارد تا نور نرمی به صورتش تابیده شود. استفاده از نور طبیعی پنجره موضوع خود را بازاویه 45 درجه کنار پنجره قرار دهید به طوری که Short side  موضوع به طرف پنجره باشد . با این روش نتیجه ای مثل کار عکاسان حرفه ای میگیرید . اگر تصمیم دارید از نور طبیعی استفاده کنید بهترین زمان اواخر بعد از ظهر یعنی ساعتهای قبل از غروب است . عکاسی در خارج از فضای خانه: زمان مناسبی را برای عکاسی انتخاب کنید بهترین ساعت برای گرفتن عکس پرتره در فضای باز قبل از غروب خورشید است . زیرا سطح خورشید پایین است و باعث به وجود آمدن ته رنگ قرمز ملایمی روی پوست می شود. بد ترین زمان دقیقا ساعتهای قبل و بعد از ظهر است (یعنی بین 10 تا 4 که البته در طول فصول مختلف متغییر است) . زیرا خورشید بسیار بالا است و نور شدید می تابد . نتیجه کار تصویری بسیار روشن یا بسیار تاریک است . در این حالت ایجاد تعادل میان مناطق پرنور و سایه ها کار دشواری است اما با استفاده از فلاش و یا یک رفلکتور دستی می توانید نور متعادلی ایجاد کنید. بعد از طلوع آفتاب نیز زمان خوبی برای عکاسی پرتره است اما کمی بی موقع است زیرا چهره افراد به دلیل اینکه تازه از خواب بیدار شده اند مناسب عکاسی نیست. جای سوژه خود را به گونه ای تنظیم کنید که با نور آفتاب در ارتباط باشد. اگر سوژه مستقیما جلوی نور آفتاب قرار داده شود به صورت سایه ای سیاه می افتد . سعی کنید سوژه با زاویه ای 45 درجه ای عمودی و افقی در کنار خورشید قرار گیرد. دوباره یادآوری می کنیم که برای ایجاد یک کنتراست مناس و متعادل کردن سایه ها می توانید از فلاش و رفلکتور استفاده کنید. مرحله عکاسی در ابتدا نوع شاتی راکه می خواهید انتخاب کنید : بسته ، متوسط ، باز. نوع شات به سادگی می گوید عکاس می خواهد چقدر از سوژه در عکس نمایان شود . شات بسته سرو شانه های سورژه را در بر دارد .، شات متوسط سر، نیم تنه و دستها را نشان می دهد.، شات باز تقریبا ¾ بدن ( سرتا زانو ها ) و یا تمام بدن را در تصویر نشان می دهد . به خاطر داشته باشید که هرچه قسمتهای مختلف بدن سوژه خود را بیشتر نشان دهید ، پس زمینه هم در عکس بیشتر نمایان می شود. پس دقت کنید که پس زمینه سوژه  شما را خراب نکند. تا می توانید عکس بگیرید . در انتهای کار به عقب برمیگردید و بهترین پرتره را انتخاب می کنید . می توانید با نمای بسته شروع کنید. سپس شات متوسط و در نهایت نمای دور یا حتی می توانید فقط یک نوع از نماها را کار کنید. با استفاده ازنور ، وسایل مختلف صحنه و پزهای مختلفت سوژه خود می توانید تجربیات زیادی کسب کنید. اما یک نکته را به خاطر داشته باشید که سوژه شما باید در حین عکاسی لذت ببرد . دوربین هرچیزی را ثبت می کند . اگر سوژه شما  خسته یا ناراحت باشد ، عکس نهایی از حالت را به خوبی نشان می دهد .

عکاسی پرتره (1)

ایران زیبای من - مریم فخیمی | نگارخانه چیلیک | ChiilickGallery.com

kharazi 1970

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله : Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی عکاسی پرتره کار بیشتری از نشاندن فردی با صورت خندان جلوی دوربین است . عکس پرتره روایت کننده یک داستان است و خصوصیات منحصر بفرد موضوع و اینکه چرا عکاس به او توجه کرده است را نشان می دهد. آیا تا به حال پرتره غریبه ای را دیده اید که احساس کنید او را می شناسید ؟ بزرگ ترین عکاسان پرتره دنیا مثل یوسف کاش تبحر زیادی در استفاده از ابزار و اصول عکاسی نداشتند ، بلکه وقت زیادی را باموضوع در محل کار یا زندگی اش می گذراندند تا اورا به خوبی بشناسند. درنتیجه موضوع برای آنها غریبه نبود و عکسها پر از احساس و درک بودند. قصه بگویید شما هنگام گرفتن یک عکس پرتره مانند یک قصه گو هستید و هر قصه گوی خوبی در ابتدا چند سوال از خود می پرسد . سوژه مورد نظر چه معنایی برای تودارد ؟ چه اطلاعاتی از این فرد می خواهی دیگران بدانند ، چه خصوصیاتی می خواهی در عکست بارز باشند؟ آیا دختر شما تار می نوازد؟ می توانید پرتره ای از او و سازش بگیرید. آیا شوهر شما باغبان است ؟ شاید بهتر است از او در کنار گلهای رزش عکس بگیرید. آیا فکر می کنید همسر شما خنده مرموزی دارد ، خوب از آن در عکس پرتره استفاده کنید. آیا پدر شما هرروز در جنگل قدم می زند؟ می توانید از او در مسیر مورد علاقه اش عکاسی کنید. پاسخ به این سوالات به شما کمک می کنند. داستانی را برای خلق یک پرتره عالی روایت کنید. از تجربیات دیگران استفاده کنید اگر تا به حال در یک استودیو عکاسی حرفه ای عکس پرتره شخصی یا خانوادگی گرفته اید ، حتما می دانید گرفتن پرتره چه کار پیچیده ای است. عکاسان حرفه ای از نورها ، فلکتور، پرده های پس زمینه مختلف برای خلق یک عکس بی نظیر استفاده می کنند . اما شما به این تجهیزات گران قیمت و یا حتی یک دوربین بسیار حرفه ای احتیاجی ندارید . با استفاده از چند آیتم معمولی و ساده می توانید همین تاثیرات را با دوربین خود ایجاد کنید. دوربین خود را آماده کنید دوربینهای دیجیتال قابلیتهای فراوانی دارند . اکثر آنها می توانند در حالت پرتره تنظیم شده و موضوع خود را به صورت کاملا شارپ داشته باشند . در صورتیکه بک گراند فوکوس نباشد . اما اگر حالت پرتره – لنداسکیپ را انتخاب کنید هم سوژه و هم پس زمینه فوکوس می شوند . اگر از یک پس زمینه خنثی استفاده می کنید و یانمی خواهید عناصر پس زمینه از قبیل درختها ، ساختمانها توجه را به خود جلب کنند از حالت پرتره استفاده کنید . اما اگر می خواهید نسبت به موضوع و محیط اطرافش تاکید یکسانی داشته باشید از حالت پرتره – لنداسکیپ- استفاده کنید . در حالت دوم توجه داشته باشید بک گراند موضوع را از بین نبرد . اگر دوربین شما حالت ترکیبی پرتره – لنداسکیپ – را ندارد برای فوکوس کردن همزمان بک گراند و موضوع از حالت لنداسکیپ یا حالت اتو استفاده کنید. یک پس زمینه مناسب انتخاب کنید اگر داخل فضای بسته عکاسی می کنید از یک دیوار خالی یا پرده برای ایجاد بک گراند خنثی استفاده کنید . یا حتی می توانید یک پارچه رنگی ساده را از دیوار آویزان کنید مثل آنهایی که در آتلیه های عکاسی استفاده می شوند. اما اگر در فضای خارج از خانه عکس می گیرید ، آسمان بهترین پس زمینه برای شما خواهد بود. اگر تصمیم ندارید از پس زمینه خنثی استفاده کنید ، سعی کنید پس زمینه از نظر بصری جذاب باشد و چیزی برای گفتن در مورد سوژه عکس داشته باشد . می توانید عموی محبوب خود را برروی صندلی مورد علاقه اش عکاسی کنید و یا از بهترین دوست خود در حالیکه زیر درخت نشسته است عکس بگیرید . فقط به خاطر داشته باشید که پس زمینه نباید موضوع عکاسی را تحت تاثیر قرار دهد. وسایل متنوع و متفاوتی را می توانید همراه خود ببرید تا از آنها برای افزایش جذابیت بصری و رنگی پرتره خود استفاده کنید . مثل اسباب بازی ، آلات موسیقی ، دستکش بیس بال. ژست مناسبی به سوژه بدهید مجبور نیستید از سوژه بخواهید برای عکس پرتره ژست بگیرد اما اگر این کاررا می کنید به نکات زیر توجه کنید: سوژه را طوری تنظیم کنید که نسبت به دوربین زاویه 45 درجه داشته باشد و بدن و صورت در جهت مخالف هم قراربگیرند. اگر سوژه مرد است سراو را به سوی شانه دورتر خم کنید و اگر سوژه زن است سر او را به طرف شانه نزدیک کج کنید . دست سوژه باید به طرف پایین باشد یعنی کف دست مشخص نباشد و تمامی انگشتها خم شده باشند . هرگز از دستهایی که انگشتان در هم قلاب شده اند عکاسی نکنید. هرگز از سوژه خود در حالی که سرش را به مشتش تکیه داده است عکاسی نکنید. اگر سه سوژه به طرف بازوهایش خم شده است مطمئن شوید که جهت هرکدام مخالف دیگری باشد . همچنین می توانید برای ایجاد تاثیر دراماتیک در عکس از نیم رخ سوژه عکاسی کنید.

عکاسی از حیوانات خانگی

kharazi 2146

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله :  Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی چگونه از حیوانات خانگی عکاسی کنیم عکاسی از حیوانات صبروتحمل زیادی می خواهد اما نتایج کار ارزش این زحمت را دارند . به هرحال حیوان خانگی شما جزئی از خانواده محسوب می شود و یک عکس خوب از آن در سالهای آینده با ارزش خواهد بود. نکاتی که در اینجا ارائه می شوند به شکا کمک می کنند تصاویر حیرت آوری از این عضو خانواده بگیرید . مانند همیشه در ابتدا به اصول اولیه توجه کنید : باطری دوربین را شارژ کنید یا از یک باطری نو استفاده کنید. مطمئن باشید که کارت حافظه به اندازه کافی با خود دارید.همچنین از عملکرد صحیح دوربین خود مطمئن شوید. از فلاش استفاده کنید حیوانات مانندکودکان صبر زیادی هنگام عکاسی ندارند. احتمالا به یک فلاش احتیاج پیدا می کنید . حتی اگر در نور آفتاب در محیط خارج از خانه یا در یک اتاق پر از نور عکاسی کنید . اگر می توانید میزان نور فلاش خود را روی کمترین درجه تنظیم کنید. با این کار می توانید حرکت حیوان را منجمد (freez ) کنید بدون اینکه رنگ پوست بدن حیوان محو شده یا عکس بیش از حد نور ببیند یا حتی قرمزی چشم در عکس ایجاد شوند . اگر از حرکت حیوان در محیط خارج از خانه عکاسی می کنید به خاطر داشته باشید که طیف فلاش خود را تا دوازد فوت تنظیم کنید. پس زمینه خود را به دقت انتخاب کنید اگر در خانه عکاس می کنید ، بک گراند های ساده (تصاویر زمینه) و رنگهای خالص بهترین انتخاب هستند. از فکر خود کمک بگیرید . از حیواناتی که رنگ پوست آنها تیره است روی مبل چرم سیاه عکس نگیرید. از قراردادن بک گراند های طرح دار و بافت دار خود داری کنید، زیرا ممکن است در جذابیت بافت بدن حیوان تداخل ایجاد کنند. اگر در فضای خارجی ساختمان عکاسی می کنید به موقعیت خورشید دقت کنید، خورشید نباید پشت موضوع شما قرار داشته باشد. آسمان می تواند بک گراند مناسبی باشد به خصوص اگر از موضوع در حال حرکت عکاسی می کنید .اگر از درختان ، ساختمانها و سایر اشیاء به عنوان بک گراند استفاده می کنید دقت داشته باشید که سایه آنها روی موضوع  شما نیفتد. با استفاده از زوم و ماکرو تصویر کلوز آپ بگیرید یک تصویر کلوز آپ عکسی از رنگهای گوناگون و بافتهای متفاوت و بسیار زیبا خواهد بود. با استفاده از حالت ماکرو می توانید تا 10 سانتی متری به موضوع نزدیک شوید .با این کار می توانید تصویری عالی از ظرافتهای بدن حیوان و یا درخشندگی چشمانش بگیرند. با حیوان خانگی خود بازی کنید حتی اسباب بازیهای مورد علاقه حیوان خانگی خود را به همراه داشته باشید . از آنها برای تشویق حیوان می توانید استفاده کنید . همچنین می توانید هنگام بازی حیوان، از او عکاسی کنید . به خاطر داشته باشید برای فریز کردن حرکتها از فلاش استفاده کنید. عکاسی هنگام استراحت حیوان شما می توانید هنگامی که حیوان خانگی خسته شده و در حال استراحت است از او عکاسی کنید. به خاطر داشته باشید که صبر مهمترین عامل موفقیت است. سگها و گربه ها حتی در خواب هم تکان می خورند و ممکن است ژستهای جالبی از خود نشان دهند. نکات مهم : هنگام حرکت از منظره یاب استفاده کنید.  LCD  معمولا بسیار کند عمل می کند و در حرکتها کشیدگی ایجاد می گردد. با این روش نه تنها دنبال کردن حرکت آسان تراست ، بلکه دوربین در حالت ثابت تری قرار دارد زیرا جلوی صورت شما حفظ می شود. بک گراند را مبهم کنید   بهترین پرتره عکسی است که موضوع با وضوح بالا و شارپ و بک گراند با وضوح کمتری باشد . در حلتهای مختلف با دوربین خود کار کنید تا بهترین نتیجه به دست آید . ( نکته : حالت پرتره فقط برای عکاسی از انسان نیست) انسانها نیز می توانند در عکس قرار گیرند. هنگامی که از حیوانات خانگی خود درحال بازی با سایر افراد خانواده عکس می گیرید ، به یاد داشته باشید که انسان نیز سوژه عکس شما است .اگر سگ شما روی پاهای پدر بزرگتان خوابیده است ، سعی کنید پدربزرگ هم در عکس قرار  گیرد، نه فقط بخشی از پاهای او. اگر گربه روی شانه های خواهرتان ایستاده است سعی نکنید فقط روی گربه زوم کنید بلکه هردوی آنها را باهم بگیرید.  

عکاسی ازلحظات پرتحرک

kharazi 1622

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله :  Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی   فعالیتهای فیزیکی و ورزشی فرصت مناسبی برای ملاقاتهای دوستانه و خانوادگی است. حوادث جالب  زیادی می توانند در داخل یا خارج زمین بازی اتقاق افتد . این مکانها جای بسیار مناسبی برای گرفتن عکسهای بامزه و هیجان انگیز است . دوربینهای دیجیتال ویژگی خاصی دارند که عکاسی از صحنه های پرتحرک را آسان تر از هر زمان دیگری می کنند . یکی از این ویژگی ها حالت اکشن (ورزشی) است که به شما این امکان را می دهد که از اشیاء یا افراد در حال حرکت عکس بگیرید . ویژگی دیگر زوم اپتیکال است که شما را قادر می سازد بدون نزدیک شدن فیزیکی به سوژه  درحال حرکت ، یک نمای بسته بگیرید . و بلاخره به دلیل اینکه در این دوربینها نگاتیو یا فیلمی وجود ندارد ، هر تعداد که بخواهید می توانید عکس بگیرید و در انتها آنها را حذف کنید. هنگام عکاسی از فعالیتهای ورزشی ، احتمالا عکسهای زیادی می گیرید که از گرفتن آنها راضی نخواهید بود . نا امید نشوید . ثبت تصاویر فوق العاده از اشیاء یا افراد در حال حرکت کار ساده ای نیست . در ژانویه 2004 ، 11 عکاس ورزش برای تهیه عکس از بازیهای ورزشی دعوت شدند . از میان شانزده هزار و صدو هشتادو شش عکس تنها هشتاد و شش عکس مورد قبول مطبوعات بود. یعنی از 188 عکس ، 1 عکس قابل قبول بود. هرچه بیشتر عکس بگیرید ، قدرت شما در تهیه عکس ماندنی که ارزش حفظ در گنجینه را دارد بیشتر خواهد شد. نکته دیگری که می توان از عکاسان حرفه ای آموخت ، تهیه عکس از داخل یا خارج زمین بازی است. همیشه عکاسانی هستند که به زمین فوتبال توجهی ندارند. آنها تصاویری از طرفداران و تشویق کنندگان تیمهای ورزشی، بازیکنان روی نیمکت ، مربیان و حتی لحظات استراحت آنها می گیرند. در یک بازی ورزشی همیشه اتقاقی بیشتر از خود بازی می افتد و شما به عنوان عکاس باید آن را منعکس کیند . اگر چه همیشه در اتقاقات ورزشی عناصر زیادی غیر قابل کنترل هستند ، شما می توانید بادانستن طرز دقیق کار با دوربین خود در لحظات پر تحرک ، عکسهای فوق العاده بگیرید. دوربین خود را در حالت اکشن (Action )تنظیم کنید هنگامی که سوژه مورد نظر شما در حال حرکت است برای گرفتن بهترین نتیجه دوربین را روی حالت اکشن قرار دهید. در این حالت دیافراگم برای عبور نور بیشتر ، باز تر می شود اما زمان نوردهی برای ثبت حرکت کاهش می یابد .به خاطر داشته باشید که دوربین برای فوکوس کردن احتیاج به زمان دارد و ممکن است هنگام فشردن دکمه شاتر یک تاخیر کوچک دخ دهد. با کمی تمرین می توانید تاثیر این تاخیر را به حداقل برسانید. دوربین را در حالت اسلیپ (Sleep ) قرار دهید. اگر از حالت اسلیپ استفاده کنید می توانید شارژ بیشتری برای باطری و شانس بیشتری برای تهیه عکس بیشتر داشته باشید . روشن کردن دوربینهای کامپکت دیجیتال چند ثانیه طول می کشد و این یعنی از دست دادن زمان برای عکاسی و اگر در این بین اتفاق فوق العاده ای رخ دهد شما شانس خود را از دست داده اید . خاموش و روشن کردن پی درپی دوربین باعث هدر رفتن انرژی می شود . به علاوه یکی از پر مصرف ترین مشخصه های دوربین دیجیتال LCD   آن است . بنابراین در حلات اسلیپ از دوطریق انرژی صرفه جویی می شود.، اول دوربین درمواقع ضروری در حالتی قرار گیرد که شارژ کمتری مصرف کند.، دوم ، LCD   به طور موقتی خاموش می شود . با این روش نه تنها انرژی کمتری مصرف می شود بلکه هنگام گرفتن عکس بعدی دوربین شما سریعتر عمل خواهد کرد. از منظره یاب چشمی استفاده کنید هنگامی که یک حرکت بسیار سریع را دنبال می کنید بهتر است از منظره یاب چشمی (شیشه ای) استفاده کنید. منظره یاب LCD   قادر نیست حرکتهای بسیار سریع ر به خوبی نشان دهد و باعث می شود عکس به صورت تار بیفتد . همینطور دنبال کردن سوژه نیز برای شما دشوار می شود. براین این کار دوربین را روی سوژه ثابت کنید . به این روش تراکینگ(Tracking ) می گویند . در این حالت سوژه به صورت فوکوس می افتد در حالی که پس زمینه آن تارو مبهم است. حرکت بعدی را حدس بزنید روش دیگر برای گرفتن یک نمای فوق العاده حدس حرکت بعدی سوژه است . دوربین را روی جایی تنظیم کنید که حدست می زنید سوژه در حرکت بعدی آنجا قرار می گیرد و به محض اینکه سوژه را در منظره یاب خود دیدید عکس را بگیرید. برای نزدیک شدن به سوژه از لنز زوم استفاده کنید. بهتری راه برای نزدیک شدن به سوژه بدون اینکه در مسیر قرار گیرد استفاده از لنز زوم است. بیشتر دوربینهای دیجیتال زوم اپتیکال 3 ایکس دارند . حتی مدلهای خاصی ، زوم بیشتری دارند . هرچه زوم آن بیشتر باشد می توانید از فاصله دورتری بر صحنه ورزشی تسط داشته باشید . اگر شما تصمیم دارید از فعالیتهای ورزشی خانواده اتان عکاسی کنید باید روی دوربینی بالنز زوم هشت ایکس تا دوازده ایکس سرمایه گذاری کنید. دائما حرکت کنید قهرمان میادین ورزشی دائما در زمین در حال حرکت هستند، شما نیز همینطور. وقتی که یک بازی ورزشی را در تلویزیون تماشا می کنید فاصله و زاویه دوربین دائما در حال تغییر است . پوشش دوربینهای تلویزیونی این امکان را می دهند که یک بازی ورزشی از زوایای مختلفی دیده شود. ثبت حرکت وقایع ورزشی پراز لحظات جذاب ودیدنی است : گلهای هیجان انگیز و پیروزیهای دقایق آخر. برای ثبت چنین لحظاتی فقط روی حرکتها فوکوس نکنید. یک پرتره تیمی بگیرید. اگر از گروه ورزشی خانوادگی  تان عکس بگیرید می توانید عکس پرتره گروهی خوبی داشته باشید. گروه ورزشی را منظم کنید شما می توانید کار بیشتری نسبت به جمع کردن افراد و وادار کردن آنها به لبخند زدن بکنید. گروه ورزشی را به گونه ای مرتب کنید که یک جذابیت بصری خوبی در عکس ایجاد گردد . براساس اندازه گروه خود چند ردیف مشخص کنید . این مشخص کردن ردیف ها براساس قد افراد می تواند باشد. افراد جلو می توانند روی زانو بنشینند . برای ایجاد جذابیت می توانید افراد را به صورتV انگلیسی مرتب کنید به گونه ای که افراد کوتاه قد در انتهای V و افراد بلند قد در زاویه قرار گیرند . اگر تعداد زیادی قرار است در عکس باشند سعی کنید سوژه در زاویه مناسبی قرار گیرد. به خاطر داشته باشید که عکاسی ورزشی نیاز به تمرین دارد و در پایان اینکه این ژانر عکاسی مانند همه ژانرهای عکاسی باید با لذت همراه باشد.

چگونه از گلها و گیاهان عکاسی کنیم ؟

kharazi 2903

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله :  Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی عکاسی از طبیعت و گیاهان  یکی از پرطرفدار ترین شاخه های عکاسی است . هیچ تردیدی وجود ندارد که با وجود هزارن گونه گل و گیاه در جهان ، شما موضوعات فراوان و متعددی برای عکاسی در اختیار خواهید داشت . چندین روش برای عکاسی از گلها وجود دارد : گلهایی که در طبیعت وحشی رشد می کنند . گلهایی که در باغها و گلخانه ها پرورش می یابند . گلهایی کدر محیط خانه قرار دارند .        عکاسی از هریک از این گروهها روشهای خاص خودش را دارد . این مقاله بیشتر به عکاسی از گلهایی که در طبیعت و حشی و باغها و گلخانه ها پرورش می یابند می پردازد. عکاسی ماکرو چیست؟ رایج ترین روش برای عکاسی از گلها در طبیعت عکاسی ماکرو می باشد. در گذشته عکاسی ماکرو به معنی استفاده از دوربینهای SLR و خریدن لنزهای مخصوص بود که هزینه ای بین صد تا هزاران دلار به دنبال داشت . اما این مساله در مورد دوربینهای دیجیتال فرق می کند. در واقع اکثر دوربینهای دیجیتال ویژگی دارند که به صورت خودکار می توانند روی حالت ماکرو فعال شوند ، حتی برای عکاسی حرفه ای . در حالت ماکرو شما می توانید تا جایی که امکان دارد از موضوع خود تصویر کلوزآپ زیبایی بگیرید که این حالت در عکاسی از گلها بسیار مهم است . به همین دلیل آیکون یا علامت حالت ماکرو در اکثر دوربینهای دیجیتال به شکل گل لاله است. با استفاده از حالت ماکرو می توانید با فاصله ای 10 تا 20 سانتی متری تا حتی کمتر، از سوژه خود عکاسی کنید. بهتر است برای پیدا کردن این فاصله در دوربین خود به دفترچه راهنمای آن مراجعه کنید. قابلیت نزدیک شدن به یک موضوع از تواناییهای خوب و مفید دوربین است اما این کار محدودیتهایی را هم به دنبال دارد. یکی از این محدودیتها عمق میدان بسیار کم است. عمق میدان فاصله ای است که هر شیء جلو یا پشت سوژه شما در حالت فوکوس قرار دارد و در حالت ماکرو این فاصله بسیار کم است. در نتیجه بیشتر تصویر تار است اما خود این محدودیت گاهی مفید است و بااین کارمی توانید تمام توجه بیننده را به موضوع مورد نظر خود معطوف کنید. مشکل دوم زمان نوردهی زیاد آن است که البته مشکل حل نشدنی نیست. نور دهی زمانی است که شاتر دوربین برای ثبت تصویر بازمی ماند . در حالت ماکرو دیافراگم کوچک است و شاتر بایداین نور دهی کم را جبران کند، بنابراین احتمال فریز(freez ) شدن حرکتها بسیار کم است. اگر گل مورد نظر شما در اثر وزش نسیمی حرکت کند یا دستتان در حالت ثابتی نباشد تصویر شما تار خواهد شد. توجه داشته باشید پس از عکاس از گلها ، دوربین خود را از حالت ماکرو خارج کنید. چون این کار باعث می شود عکسهای بعدی شما تارو مبهم باشند. در برخی دوربینها ، تنظیم حالت ماکرو به صورت مستقل و جداگانه است مثل حالت پرتره . اما در برخی دیگر حالتی مکمل است و با سایر حالتهای تنظیمی فعال می شود . اگر دوربین شما به این صورت عمل می کند بهترین حالت این است که گزینه پرتره را در ارتباط باحالت ماکرو انتخاب کنید. عکاسی از گلها خارج ازمحیط خانه اگرمی خواهید از گلهای یک باغ یا گلهای وحشی طبیعت عکاسی کنید ، روزی پر نور اما در عین حال ابری را برای عکاسی انتخاب کنید. زیرا ابرها باعث پخش شدن نور خورشید و در نتیجه ملایم شدن رنگها و سایه ها می شوند . اگر می خواهید روز عکاسی کنید که آسمان صاف و بدون ابر است ، ساعتهای قبل از غروب و بعد از طلوع خورشید مناسب هستند. در این ساعات رنگها روشن تر بوده و کنترل سایه ها کار آسان تری می باشد. به خاطر داشته باشید از فلاش داخلی دوربین خود هنگام نزدیک شدن به سوژه استفاده نکنید زیرا فیلم بیش از حد نورمی بیند.مراقب باد باشید نسیم و باد ناگهانی می تواند کار عکاسی از گلها را دشوار سازد ، به خصوص هنگامی که از حالت ماکرو استفاده می کنید. بهترین روش برای به حداقل رساند این تاثیر این است که در میان مسیر وزش نسیم و گل قرار بگیرید. صبور باشید . منتظر بمانید نسیم بخوابد و سپس عکاسی کنید . به یک شات اکتفا نکنید و چندین عکس بگیرید. تا حد امکان نزدیک شوید مجبور هستید برای نزدیک شدن به موضوع روی زانو خم شوید ، این کار را بکنید. مطمئن شوید که موضوع تمام صفحه را گرفته است و فقط به خود گل توجه نکنید . برای اینکه تمام گل و شاخه و برگش درتصویر باشند چند سانتی متر به عقب بروید . شاید هم بخواهید از چندین گل عکس بگیرید . توجه داشته باشید که تعداد گلها در عکس عدد فرد باشد: 3 تا 5 گل نسبت به 2 یا 4 گل جلوه بصری بیشتری دارند. مراقب سایه ها باشید توجه داشته باشید روی گل مورد نظر سایه ای نیفتاده باشد . به همین خاطر همیشه اشیاء اطرافتان مثل درختها ، سایر گیاهان ، ساختمانها ، حفاظها را در نظر بگیرید. از سه پایه استفاده کنید به دلیل اینکه حالت ماکرو احتیاج به زمان نوردهی زیادی دارد ممکن است تصویر شما تار شود ، استفاده از یک سه پایه احتمال این خطارا کاهش می دهد . همچنین با استفاده از سه پایه دیگر لازم نیست برای نزدیک شدن به موضوع روی زانو خم شوید تا حتی روی زمین بخوابید. بک گراند خود را به دقت انتخاب کنید اگر رنگها و بافتی که در پس زمینه عکس شما قرار دارند با رنگها و بافت پیش زمینه شباهت داشته باشند ، جلوه بصری عکس از بین می رود حتی اگر دوربین به صورت اتوماتیک روی موضوع فوکوس کند واطراف آن تار باشد. به محیط زیست احترام بگذارید از قوانین ومقررات اطاعت کنید . مراقب باشید هنگام راه رفتن به محیط زیست اطراف خود صدمه وارد نکنید. از چیدن گلها در مکانهای عمومی ، پارکها و ممناطق حفاظت شده خودداری کنید. با این کار سایرین نیز می توانند از محیط زیست سالم لذت ببرند. عکاسی از گلهای باغ با استفاده از تکنیکهای عکاسی ماکرو می توانید از گلهای یک باغ یا یک پارک عمومی عکاسی کنید . همچنین باغچه های گل نیز جلوه خاصی برای عکاسی دارند. در این صورت باید تنظیم دوربین خود را از حالت ماکرو به لنداسکیپ (land scape ) تغییر دهید تا تصویر بزرگ تری داشته باشید. عکاسی از گلها در گلخانه گلخانه ها معمولا نور زیادی در خود جمع می کنند به همین دلیل می توانید از تکنیکهای مشابه در عکاسی خارج از محیط خانه استفاده کنید . اما در اینجا دیگر باد مزاحمتی ندارد . همچنین اگر هوای گلخانه گرم تراز هوای خارج از آن باشد ، پنجره ها بخار می کنند و این حالت باعث پخش شدن نور خورشید و ایجاد شرایط نوری بهتر می شود . همچنین عکاسی در گلخانه این فرصت را فرهم می کند که از گونه های گلها عکاسی کنید ( مثل گل ارکیده) گونه هایی که درمنطقه زندگی شما نمی رویند. هنگام عکاسی مراقب سایه های ایجاد شده از ساختار و تجهیزات درون گلخانه باشید. عکاسی از گلها در محیط خانه هنگامی که در محیط خانه عکاسی می کنید کنترل بیشتری روی تکنیکها و روش کارخود دارید . افراد مبتدی می توانند از یک شاخه گل شروع کنند تا روی نور و بک گراند آن تسلط بیشتری داشته باشند . در صورت تمایل می توانید از گلدانهای گل عکس بگیرید.برای این کار مانند موقعیت خارج از خانه از حالت ماکرو استفاده کنید. برای عکاسی بهتر اطلاعاتی در مورد گلها به دست آورید یکی از روشهای ارتقاء سطح عکسهای خود جمع آوری اطلاعات از گلها است . باغهای گل ، گلخانه های عمومی ، پارکهای ملی ، حیات وحش حفاظت شده همه مکانهایی هستند که شما می توانید علاوه بر عکاسی اطلاعات مفیدی در مورد گلها کسب کنید . هرچه بیشتر در مورد مکان و زمان رویش گلها بدانید ، عکسهای بهتری خواهید گرفت. عکاسی از گل یکی از بهترین روشها برای تزئین فضای داخلی خانه است . تصاویر قاب شده گلها تکمیل کننده دکور می باشند.

عکاسی از جشن تولد

kharazi 3827

موضوع : عکاسی پایه منبع مقاله :  Black’s Is Photography مترجم : فرانه فراهانی شما زمان زیادی را صرف برنامه ریزی و برگزاری یک جشن تولد باشکوه برای فرزند خود می کنید . بنابراین می توانید مقداری از این وقت را به گرفتن عکسهای خوب اختصاص دهید . همیشه ابتدایی ترین مسائل را در نظر داشته باشید: باطریهای دوربین را شارژ کنید یا از یک باطری نو استفاده کنید .مطمئن شوید که کارتهای حافظه به اندازه کافی دارید.همچنین از چگونگی عملکرد دوربین برای گرفتن بهترین عکسها مطمئن شوید. اگر فکر می کنید در طول مهمانی بیش از حد گرفتارو مشغول هستید از یکی از دوستان قابل اعتماد یا اعضای خانواده بخواهید نقش عکاس را در مهمانی ایفا کند! اصلا نگران نباشید ، اغلب افراد خوشحال می شوند که کسی چنین مسئولیتی را به عهده آنان بگذارد . در این حالت چگونگی کار دوربین خود را به دقت برای فرد مورد نظر توضیح دهید . اگر خودتان یا فرد دیگری مسئول گرفتن عکس است ، بهتر است برای گرفتن عکسهای زیبا و خاطره انگیز به نکات زیر توجه کنید: از همه چیز و همه کس عکس بگیرید جشن تولد چیزی بیشتر از فوت کردن شمع است . سعی کنید از همه مراسم عکس داشته باشید مثل زمان ورود یا خروج مهمانان . فکر کنید که شما یک گزارشگر هستید و می خواهید یک داستان را روایت کنید . تا می توانید سرفرصت بهترین عکسها را انتخاب کرده تا بتوانید داستان زیبایی را تعریف کنید. خودتان را از ماجرا کنار نکشید بهتر است که در جریان جشن و مهمانی قرار بگیرید .به هر طرف که می توانید حرکت کنید . سعی کنید از زوایایی غیر قابل انتظار عکس بگیرید . چند با ر عکسی را دیده اید که کودکی در حال فوت کردن شمع روی کیک خود است و افراد خانواده دور او ایستاده اند ؟ فکر نمی کنید این عکس دیگر تکراری شده است . در این مواقع جزئیات بسیاری در عکس وجود دارند : صورتهای گل انداخته کودکان ، لبخند مادها و پدرها ، تزئینات روی کیک ، شمعهای روشن . اما هنوز این عکسها خاص نیستند و همه آنها شبیه هم هستند . همه کنارهم می ایستند ، عکاس خود را از بقیه چدا می کند و عکس گرفته می شود . با این کار جزئیات بسیاری را از دست می دهید. بهترین راه برای جذب جزئیات گیرا و خلق یک عکس خاص این است که خود را جزئی از ماجرا بدانید . سعی کنید خودتان را در کنار جمعیتی که کنار یا پشت سرفرزندتان ایستاده اند قرار دهید . اگر فرزند شما کوچک است هنگام عکاسی روی زانوی خود بنشینید تا هم قد کودک خود شوید و بتوانید درخشندگی چشمان اورا در عکس داشته باشید . یا اینکه می توانید کودک بایستید و از نیم رخ او عکس بگیرید. نکات مهم : از فلاش برای محوکردن سایه و گرفتن حرکات سریع استفاده کنید. موضوع را در وسط کادر قرار ندهید . از زوایا و مکانهای مختلف عکس بگیرید. اگر در فضای خارج از ساختمان عکس می گیرید مطمئن شوید خورشید پشت شما قرار می گیرد . اگر داخل خانه عکاسی می کنید موضوع خود را جلوی یک پنجره پر نور قرار ندهید. دوربین خود را در شرایط آماده به کار (sleep ) قرار دهید تا همیشه آماده باشد . در این حالت هم باطری به هدر نمی رود و هم برای گرفتن عکس بعدی منتظر روشن شدن دوربین نمی شوید . فعالیت 1 : عکاسی را جزئی از برنامه جشن قرار دهید . اگر دوربینهای آنالوگ در اختیار دارید می توانید با استفاده از آنها لحظات شاد و یادماندنی به وجود آورید .هنگامی که مهمانان وارد می شوند دوربینها را به آنها بدهید و از آنها بخواهید از لحظات مختلف عکس بگیرند . هنگامی ظهور و چاپ عکسها حتما دو کپی از آنها تهیه کنید تا یکی را به میهمانان چشن بدهید و بدین ترتیب آنها را در این یادگاری سهیم بدانید . افراد جوان علاقه خاصی به این کاردارند و اگر این مسئولیت را به آنها بدهید حتما ذوق زده می شوند . فعالیت 2 : از میهمانان عکس پرتره یادگاری بگیرید. دیوار سفید پس زمینه بسیار خوبی برای عکس پرتره است به خصوص در اتاقی که با نور خورشید روشن است . می توانید از بچه هایی که در جشن تولد فرزندتان حضور دارند پرتره بگیرید و آنها را به عنوان تشکر از حضورشان به والدینشان بدهید . اگر مراسم شما در پایان روز است و نور کمی در اتاق وجود دارد از لامپ معمولی استفاده کنید .آن را خارج از کادر در مکانی قرار دهید که نور ملایمی روی موضوع ایجاد کند . همچنین می توانید از فلاش برای از بین بردن سایه و افزایش درخشندگی استفاده کنید. طبیعی رفتار کنید هیچ چیز بدتر از این نیست که شما دوربین به دست فقط یک گوشه بایستید . نه تنها از جشن لذت نمی برید بلکه توجه همه را به خود جلب می کنید. بعضی افراد ذاتا از دوربین خوششان نمی آید و همیشه از آن فرار می کنند . بعضی ها وقتی لنز روی آنها می آید انگار یخ می زنند و دست از کار خود می کشند . برخی هم در این مواقع ژست خاصی می گیرند. چه بخواهید از کودک یا بزرگ سال عکاسی کنید این روش خوبی برای عکاسی نیست . بهترین راه این است که خودتان را یکی از اعضاء شرکت کننده در جشن بدانید . مطمئن شوید تمام کسانی که کنار شما هستند احساس آرامش می کنند . حتی می توانید با کودکان بازی کنید . بهترین عکسها را زمانی می گیرید که افراد در آرامش باشند و از لحضات لذت ببرند . هرگز از کسی نخواهید ژست بگیرد اگر فردی خجالتی باشد و از او بخواهید جلوی دوربین ژست بگیرد ممکن است این کار خجالتی بودن اورا تشدید کند. اگر دوربین دیجیتالی دارید می توانید عکسهایی را که نمی پسندید حذف کنید . اگر اینگونه عمل کنید عکاسی برای خودتان هم لذت بخش خواهد بود. از لنز زوم استفاده کنید تا لحظات را بهتر ثبت کنید اگر می خواهید شاتهای بسته ای داشته باشید لازم نیست به موضوع نزدیک شوید . با استفاده از لنز زوم می توانید را صفحه ای که کودک لپهای خود را پر از هوا کرده و می خواهد شمعهای روی کیک را فوت کند عکاسی کنید. به دنبال لحظات خاص باشید یک جشن تولد لحظات بسیار نابی دارد که می توانید آنها را ثبت کنید: فوت کردن شمعها ، باز کردن هدایا ، بریدن کیک ، و غیره . اما چیزهای دیگری هم برای عکاسی وجود دارند : زوجهایی که همدیگر را در آغوش گرفته و می بوسند ، کودکانی که بازی می کنند، نوزادانی که در شلوغی خوابیده اند ، بچه هایی که صورتی کثیف دارند و می خندند . برای هرصفحه ای آماده باشید و دوربین خود را آماده نگه دارید. خلاصه : این مقاله به شما آموزش می دهد که چگونه در جشن تولد بعدی خود عکسهای فوق العاده ای بگیرید. چگونه از تمام ماجراها عکاسی کنید ، چگونه عکسهای طبیعی بگیرید ، چرا نباید افراد را مجبور کنید ژست بگیرند و چگونه از لنز زوم خود استفاده کنید . از جمله مسائل مطرح شده در این مقاله می باشند. همچنین اطلاعاتی در مورد گرفتن عکس پرتره ازمهمانان به دست آورید . پیشنهاد ما به شما: دوربینهای کامپکت : برای اینکه بتوانید از هر فاصله ای شات بسته بگیرید از لنز زوم 8X-10X استفاده کنید . SLR دیجیتال : اگر می خواهید با سرعت عکس بگیرید از حافظه با سرعت بالا و برای نزدیک شدن به موضوع از لنز زوم استفاده کنید. لوازم جانبی : حتما باطری اضافی و شارژ شده همراه داشته باشید . یک باطری نمی تواند برای تمام مراسم کافی باشد.

عكاسی خلاقانه ی انتزاعی (Abstract)

kharazi 9129

موضوع : سبک های عکاسی منبع مقاله :  نشریه فتو پلاس عكاسی، شكل ها و روش های گوناگونی دارد كه اغلب در سبك های مستند یا هنر های زیبا (فاین آرت) قرار می گیرند.عكاسی انتزاعی در سبك دوم جای دارد و یك بیان تصویری است كه هدفش آگاه كردن بیننده نیست بلكه می خواهد بیننده را به هیجان آورد. گام اول: عكاسی انتزاعی چیست؟ نمی توان به سادگی یك تعریف مشخص یا توضیحی واضح از جزئیات عكاسی انتزاعی ارائه داد و همانند هنر انتزاعی، در عكس انتزاعی نیز محتویات اهمیت ندارند و معمولا مبهم اند. برای خلق یك اثر بصری جذاب، اولویت با شكل، رنگ، خط و بافت در تركیب بندی است. با توجه به نوع عكاسی انتزاعی، به جز یك دوربین عكاسی، از هر نوعی كه دوست دارید و ابتكار به تجهیزات خاص دیگری نیاز نخواهید داشت.   گام دوم: تكنیك پس چطور می توان عكس های انتزاعی ثبت كرد؟ در اولین گام به موضوع هایی توجه كنید كه جذاب و گیرا باشند. من هر وقت كه عكس های انتزاعی می گیرم به طور غریزی مجذوب موضوع عکس می شوم. نكته ای از موضوع باید نگاه مرا به خود جلب كند. در برخورد با موضوع، احساسی عمل كنید. دلیل جذابیت موضوع و احساستان را نسبت به آن به طور کامل درک کنید و در این صورت شیوه ی ثبت آن را نیز پیدا خواهید كرد. برای موضوع مورد نظرتان وقت صرف كنید، خارج از كادر تصورش كنید و از زوایای گوناگون و بی توجه به هدف معمولش، به روشی متفاوت، به آن نزدیك شوید. از آنجایی كه هر موضوع در شرایط گوناگون، تنظیم خاص خودش را می طلبد، نمی توان تنظیمات ثابتی را برای دوربین پیشنهاد داد اما بدون ترس و تشویش، دوربین تان را در حالت دستی قرار داده و سرعت های گوناگون مسدودکننده(شاتر) و گام های مختلف دیافراگم ها را امتحان كنید تا از موضوع در بهترین حالت ممکن عكاسی كنید.   گام سوم: قوانین را بشكنید! برای ثبت عكسی بهتر، به عناصر موضوعی كه می خواهید در كادرتان بچینید دقت كنید. از قوه تخیل تان تا آنجا که امکان دارد، بهره بگیرید، شكل واقعی موضوع را فراموش كنید، تمام تصور از پیش نقش گرفته در ذهن تان را از عکاسی كنار بگذارید و خلاقانه عمل كنید. عكاسی بدون توجه به قوانین و مفاهیم ثابت مربوط به تركیب بندی و نوردهی دشوار است اما موضوع را به عنوان یك ابزار هنری در نظر بگیرید به طوری كه انگار یك بوم سفید نقاشی برای بیان هنری خودتان در اختیار دارید. سعی كنید در عکس تان جزء به جزء موضوع مانند: خطوط، بافت، رنگ و فرم را به بیشترین میزان ممکن برسانید.   گام چهارم: بافت و خط بافت و خط از مهمترین عناصر موجود در موضوع هستند. با دقت و متمرکز به موضوع نگاه كنید، به شكل ها و حالات مكرر در آن توجه كنید و به بهترین شكل از آنها بهره بگیرید. من همیشه خیلی مستقیم و متقارن از موضوع عكس میگیرم تا ساختاری را به دست بیآورم كه به نظرم تاثیر بافت را افزایش دهد اما شما زوایایی را كه مخالف بافت هستند نیز امتحان كنید. به خطوط و لبه های موضوع نیز توجه كنید. صاف هستند یا خمیده؟ مسیر حركتشان به درون عكس است یا از كادر خارج می شوند؟ خطوط در عكس خیلی مؤثرند زیرا نگاه را به دنبال خود، از ابتدا تا انتها، هدایت می كنند. پس راهی برای جذب نگاه بیننده و هدایتش به درون عكس بیابید.   گام پنجم: فرم فرم یا شكل موضوع در نحوه ثبتش نقش مهمی ایفا می كند. با دقت فرم را ببینید و زاویه ی مورد نظرتان را برای عكاسی از موضوع انتخاب كنید. آیا مستقیم و با قاعده است یا منحنی های متعددی دارد كه جنبش را القا می كند یا یك موضوع طبیعی است كه طی زمان تغییر می كند؟ آیا می خواهید كه كل فرم در عكستان باشد یا فقط بخشی از آن ؟ همچنین به اشكال موجود در ساختمان و فرم موضوع عكس تان نیز مانند: دایره، مثلث و شش ضلعی توجه كنید و آنها را برای بهبود ساختار كارتان مورد استفاده قرار دهید.   گام ششم: رنگ رنگ، قویترین عنصر بصری موجود در عكس انتزاعی است. رنگ، توجه بیننده را به خود جلب كرده و ایشان را به سرعت از آنچه به آن می نگرد آگاه می كند و فرضیاتی را در ذهنش به وجود می آورد. رنگ یك بیان بصری و بهترین و ساده ترین ابزار برای افزایش جذابیت عكس است. همانند نقاشی، به نحوی از رنگ استفاده كنید كه برخی از زوایای كارتان را واضح تر جلوه دهید.   گام هفتم: معماری معماری، مخصوصا ساختمان های تجاری و طرح های مدرن ساختمان های عمومی، موضوع های جالبی برای عكاسی انتزاعی هستند زیرا فرم، شكل و خطوط مشخصی دارند كه به سادگی می توان به كار برد. ساختمان های قدیمی تر، ذاتا خیلی متقارن و اصولی هستند اما اگر به دنبال بافت در عكس هستید، این ساختمان ها كمكتان می كنند. ساختمان های جدید با زوایای عجیب، منحنی ها، نواحی وسیعی از تك رنگ ها و شیشه های بیشتر، موضوع های متنوع تری برای عكاسی هستند. حتما برای یك ساختمان وقت صرف كنید، داخل و خارج اش را بررسی كنید و از طرح های معماری به بهترین شكل بهره گیرید.   گام هشتم: انتزاعی و عكاسی ماكرو عكاسی ماكرو تكنیك دیگری ست كه برای ثبت عكس های انتزاعی خیلی مفید است. اگر از موضوع خیلی از عكس های انتزاعی از فاصله دور عكاسی می شد، قابل تشخیص بودند اما عكاس با توجه به بافت و رنگ موجود در موضوع، ترجیح داده كه كاملا به آن نزدیك شود. در این شرایط حتما كادرتان را با موضوع پر كنید زیرا در این نوع عكس نیازی به فضای خالی ندارید. به زاویه عكاسی نیز توجه كنید. مثلا عادی ترین زاویه برای عكاسی از یك گل، زاویه ی بالا به پایین است تا تمام جرئیات در مركز كادر دیده شوند اما شما از پایین به بالا، به سمت نور، عكس بگیرید و نتیجه اش را ببینید.   گام نهم: شما هنرمندید! همانطور كه پیش از این هم گفته شد، عكس انتزاعی با دیگر انواع عكاسی فرق دارد زیرا تمركزش روی بیان هنری شخص عكاس و یا همان عکس است. از مردم انتظار نداشته باشید كه با همان نگاه شما عكس های انتزاعی تان را ببینند. من هنگامی كه مردم در مورد محتوای یك عكس سوال می پرسند یا به چیزی كاملا متفاوت از موضوع اصلی عكس فكر می كنند واقعا لذت می برم زیرا نگاه آنها كاملا با نگاه من متفاوت است. آنها بینش خاص خودشان را نسبت به كار هنری دارند. آثار انتزاعی برای من خیلی شخصی هستند. من موضوع، تكنیك، زاویه، نوردهی و زیبایی آن را كاملا به شیوه ی خودم انتخاب می كنم و عده ی خیلی كمی دقیقا مثل من اینكار را انجام می دهند. عكس انتزاعی یك بیان كاملا شخصی است.   گام دهم: امتحان كنید حالا زمان آن رسیده كه عكاسی انتزاعی را امتحان كنید. به مكان هایی كه تاحالا نرفته اید سفر كنید و به دنبال موضوع هایی باشید كه توجهتان را جلب كنند. در مكان های جدید، فرصت های جدیدی برای عكاسی ما را احاطه می كنند. پس به اندازه كافی زمان صرف كنید و واقعا روی موضوع مورد نظرتان كار كنید. من همیشه هنگام گردش بیرون شهر از لنز 50 میلی متر استفاده می كنم زیرا سریع است و برای ثبت عكس های هنری دیافراگم خوبی دارد. اگر این امكانات را در اختیار ندارید، همه جا یك دوربین ساده همراه داشته باشید تا در سفرهایتان به هر موضوعی جذابی كه برخوردید به سرعت ثبتش كنید.  

ده گام آموزشی برای عكاسی مینیمال (ساده‌گرایی، کمینه گرایی)

kharazi 4797

موضوع : سبک های عکاسی منبع مقاله :  نشریه فتو پلاس نویسنده  :  سیمون برای همه ما در مسیر بیان تصویری با عباراتی چون: ” مختصر، گویا، مفید و موجز ” را شنیده ایم. هنر عکاسی اگر چه خالی از دخالت این نکات نبوده و نیست ولی شاخه ای از عکاسی است که در آن ما با این عبارات به شکل محوری و اصلی برخورد داشته و داریم. عكاسی مینیمال بهترین مكان برای استفاده از این عبارت است. اگر عكاسی مینیمال به درستی اجرا شود روشی بسیار ساده و در عین حال مهیج برای ثبت تصاویر پیرامون زندگی است اما چگونه می بایست که واژه عکاسی مینیمال را معنا كنیم و چگونه آنرا در عكسهایمان درك و به مرحله اجرا برسانیم؟ گام اول – درك مینیمال واژه ی مینیمال یا همان ساده گرایی عنوان سبكی است كه بسیاری از هنرمندان قرن بیستم با استفاده از كمترین عناصر بصری مانند: رنگ، شكل، خط و بافت آنرا به كار برده اند. مینیمال در دنیای هنر یك مفهوم كاملا ذهنی است كه تفسیر و معنا را به برداشت و درک بیننده از اثر هنری واگذار می كند. ساده گرایی نوعی ایجاز را در خود دارد به طوری که رابرت براوینگ معتقد است: ” کمتر غنی تر است “. بعضی ها از این آزادی در تفسیر استقبال می كنند در حالیكه دیگران عدم وجود هدف یا موضوع اصلی را محلی از ایراد می دانند. این برای عكاسان اهمیتی ندارد زیرا یك عكس به عنوان لحظه ای از زندگی كه روی فیلم ثبت شده باقی می ماند . با این وجود ما از برخی از روش های مینیمال برای افزایش تاثیر عکس ها و آثارمان استفاده می كنیم.   گام دوم – سادگی وقتی نحوه ی دستیابی به مینیمال را دریافتیم باید سادگی اش را نیز حفظ كنیم اما این بدان معنا نیست كه عكستان خسته كننده شود. توصیه می شود که از عناصر مؤثر و برجسته ای كه در نظر بیننده جلب توجه می كنند استفاده كنید. این عنصر بصری حتی اگر بیشترین فضای كادر را نگیرد باید قوی ترین عنصر عكس باشد. همیشه قبل از عكاسی كمی صبر كنید و تصور كنید كه چه عناصری را می خواهید در عكس خود جای دهید و چه چیزهایی را در شکل چیدمان و انتقال مفهوم و درک زیبایی در چهار چوب عکس نمی خواهید. فضای اطراف یك عنصر بصری، برتری آن عنصر را تشدید می كند، پس با بزرگ كردن یا بریدن تصویر، عناصر اضافی را می توانید حذف و یا تا جای ممکن کمرنگ كنید.   گام سوم – تركیب بندی دستیابی به یك تركیب بندی قوی در عكاسی مینیمال بدون تردید در افزایش تاثیر عكس نقش مهمی دارد. همانطور كه در گام دوم اشاره شد، عناصر خارج از كادر به اندازه ی عناصری كه در عكس هستند تاثیرگذارند و اهمیت دارند، پس زمانی را برای دیدن ساختار موضوع و فضای اطرافش صرف كنید. قانون ” یك سوم ” را در ترکیب بندی به یاددارید؟ این قانون در اینجا خیلی كاربرد دارد و در نحوه ی كادربندی موضوع در عکس بسیار كمك می كند. تركیب بندی قوی و بنیانی در عکس همچنین سازه های مربعی و خطوط را به خوبی در خود جای می دهد كه به آن خواهیم پرداخت، اما به خطوط و شكل های قوی كه خودشان عكس مینیمال هستند، توجه كنید. دوربین را که مقابل چشمتان گرفتید حتما بر روی موضوع تنظیم فاصله – فوكوس – كنید و در صورت امكان از عمق میدانی استفاده كنید كه موضوع را تا جای ممکن برجسته نشان دهد تا توجه بیننده به آن جلب شده و تاثیر نگاه، عناصر، چیدمان، ترکیب و شکل ثبت در عکس افزایش یابد.   گام چهارم – رنگ های مكمل استفاده از رنگ در عكاسی مینیمال خیلی موثر و مشهود است. برای یك عكس جذاب و در عین حال ساده و صریح،‌ ابزار مفیدی می باشد. عكس های مینیمال می توانند فقدان موضوع اصلی را با حضور رنگ جبران كنند و در این صورت هرچه روشنتر باشند، بهتر و موفق تر هستند. سعی كنید از نور موجود در دسترس برای برجسته كردن رنگ ها در صحنه استفاده كنید. در خیلی از عكس ها از یك تك رنگ برای موضوع و پیشزمینه استفاده می شود اما پیدا كردن آن دشوار است. پس به دنبال رنگ های مكمل یا تركیبی از رنگ های متضاد باشید تا ساختار عکس را هرچه کامل تر و گویاتر کنید.   گام پنجم – خطوط قوی همانند استفاده از رنگ در عكاسی مینیمال، تاثیر خطوط در عكس هنگامی كه موضوع اصلی محدود است خیلی اهمیت دارد. پیش تر از این هم اشاره شد، ‌خطوط افقی و عمودی قوی به یك تركیب بندی محکم و منسجم عکس، منجر می شوند، زیرا ساختاری سه بعدی به ابعاد نهفته در عكس می دهند. بیان مثال قدیمی استفاده از خطوط برای جلب توجه بیننده به عكس در اینجا مناسب است. مسیر حركت خطوط را با توجه به آنچه كه می خواهید بیننده از عكستان برداشت كند تصور كنید، ‌به طور مثال: از مركز به سوی لبه های عكس و یا از گوشه به سوی مركز عکس.   گام ششم – لمس کردن تصویر برخی عكس های مینیمال نیز مانند هنر مینیمال كاملا بر اساس رنگ و بافت هستند و بدون هیچ موضوع واضحی توجه را به خود جلب می كنند. شما نه تنها به یك سطح نیاز دارید بلكه به ابزاری برای ثبت آن به روشی جذاب نیز نیازمنید. توجه كنید كه آیا مسیر هدایت كننده ای به سوی بافت وجود دارد و آیا خطوط به طور مؤثری در تركیب استفاده شده اند یا خیر؟ سعی کنید جنس و نوع نور را در عکاسی بشناسید و از نور برای نشان دادن بافت و برجسته كردن كنتراست استفاده كنید و سعی كنید طوری عكس بگیرید كه بیننده چیزی را كه عکاس می بیند، احساس كند.   گام هفتم – با دقت نگاه كنید دیدن عکس ها مینیمال برای هر نگاه جستجوگر و علاقه مندی لازم است. هنگامی كه مدتی را صرف مطالعه نمونه عكس های مینیمال می کنید، به درك نمونه های مینیمالی كه هر روز شما را احاطه می كنند، بپردازید. هنگامی كه در محیط خارج از خانه به سر می برید، به فضاها و توده های رنگی، ‌موضوع های تنهای جذاب و خطوط صاف توجه كنید. به بالا و پاین خوب و متمرکز نگاه كنید و جست وجو را به گونه ای ادامه دهید تا به نتیجه برسید. اشكال هندسی موجود در معماری محل خوبی برای شروع هستند كه اغلب دیواری با نقوش مكرر دارند و می توان درعكس های مینیمال نگاه را تربیت کرد و از آنها به اندازه کافی بهره برد.   گام هشتم – پردازش پردازش عكس مینیمال باید که پردازشی در خور نگاه و موضوع و كاملا ساده باشد تا با پردازشی به دور از جنسیت و محتوای عکس خلاف آنچه سعی کردیم را مرتکب نشویم. هنگامی كه عكس را ثبت می كنیم باید تصور درستی از آنچه خلق می كنیم داشته باشیم، ‌ساده اما دراماتیك. برای انجام این کار با عكس های سورآل (فرا واقعگرایانه) امتحان كنید، با انجام کمی مطالعه و استمرار سطح دانش افزایی در روح و نگاه و همچنین استفاده از دیدگاه هنری به دست آمده از این مطالعه و جستجو، عكسی را خلق كنیم كه هرچند ممكن است با اصلش خیلی متفاوت باشد اما یك كار هنری محسوب شود. هرچند، با وجود این توصیه ها و تعاریف، شاید! بخواهیم واقعیت را ثبت كنیم و در عین سادگی، عكس هایمان را با فوكوسی كه موضوع را برجسته و خطوط و رنگ را قوی كند پردازش كنیم. در این صورت اطلاع و برخورداری از این توانمندی ضروری است ولی گذر از این قواعد و نکات هیچگاه! اشکال به شمار نیامده و نمی آید.   گام نهم – بیان داستان خیلی از عكس های مینیمال را می توان گفت با وجود خطوط ساده، قوی و رنگ های جذابی که در محتوای خود جای داده اند، شرایط جلب توجه بیننده را فراهم می كنند. این باعث می شود تا بیان هنری در خوری را در عکس شاهد باشیم. به یاد داشته باشیم هنگامی می رسد که در ثبت عكس های مینیمال جذاب، متبحر می شویم، این همان زمانی است كه چالش بزرگتری را باید آغاز كنیم. آیا قادریم از طریق عكس در سبك نگاه مینیمال، داستانی را بیان كنیم ؟ آیا می توانیم رویدادها یا چشم اندازی را با استفاده از كمترین حجم دخالت موضوع، سطح ‌رنگ و میزان فرم بیان كنیم؟ برای رسیدن به این مرحله، باید از بخشی از نور، مردم یا حركات را با هم تركیب كنیم، ‌اما دفعه ی بعدی كه خواستیم از یك رویداد عكاسی كنیم، زمانی كه تمام عكس های مورد نیازمان را ثبت كردیم، سعی كنیم واقعه را با استفاده از كمترین عناصر ممكن در یك عكس خلاصه و روایت كنیم. احتمالا از انجام این حرکت به عنوان نخستین بیننده عکس، خودمان هستیم که شگفت زده خواهیم شد.   گام دهم – خلاقیت خوشبختانه در لحظه ای ایستاده ایم که هم اكنون درك و تعریف كلی از عكاسی مینیمال داریم و روش ها و نكاتی برای ثبت عكس های مینیمال در اختیارمان است. همانطور كه پیش از این هم اشاره شد، به كادرهای احتمالی دقت كنیم و وفاداری به اصل سادگی را فراموش نكنیم. سادگی در عکس مینیمال هرچه بیشتر جلب توجه كند، عکاسی این عکس بهتر انجام شده است. با خودمان مرور کنیم که: از خلاقیت نمی هراسیم! نگاه مینیمال داشتن یك سبك كاملا ذهنی است، ‌شاید! دیگران از آنچه شما می پسندید و ما می پسندیم خوششان نیاید اما باید از خانه خارج شویم و با علاقه ای که به فعل نگاه کردن و مینیمال دیدن داریم هر چه را یافتیم، مینیمال نگاه كنیم و با نگاهی مینیمال عكس بگیریم.  

نور و عکاسی: ملاحظاتی در زمینه نوردهی و گستره طیف(تونالیته)

kharazi 2211

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : نشریه فتوپلاس موضوع این مقاله، بررسی نظریه هایی در زمینه گستره طیف یا دامنه تنالیته (Tonal Range) و گستره فعال (Dynamic Range) است. ابتدا درباره تعریف این دو مقوله بحث خواهیم کرد و بعد به سراغ این می رویم که چگونه می توانیم با استفاده از آنها عکسهای مان را برای نمایشی بهتر آماده کنیم. درک این موضوع ها، نقش مهمی در فهم نحوه کارکرد دوربین دارد و کمک می کند در شرایط خاص، عکس های بهتری ثبت کنیم. گستره تونال (تنالیته) چیست؟ غنای تون ها، درعکاسی رنگی همانند عکاسی سیاه و سپید، از اهمیت زیادی برخوردار است. در عکاسی دیجیتال به علت محدودیت داینامیک رِنج یا گستره فعال سنسور دوربین ها و ناتوانی آنها در ثبت بخشی از تون ها، گستره تونال محدود می شود. شاخص هایی نظیر نور و انعکاس از سطح موضوع بر روی گستره تونال تاثیر گذارند. حتی می توانیم بگوییم که ثبت تمام و کمال یک موضوع با سطح صاف و صیقلی که توسط یک منبع نوری قوی نورپردازی شده باشد، از توان دوربین های دیجیتال خارج است. همچنین اندازه و شدت نور و سخت یا نرم بودن آن نیز در میزان گستره تونال تصویرموثرند. صافی هایی مانند پولاریزه با افزایش اشباع رنگ، گستره تونال را افزایش می دهند در حالیکه خنثی کننده ها (Diffusers) و دیگر ابزارهای کنترل کننده شدت نور، منجر به کاهش گستره تونال می شوند. عمق بیتی (bit depth) از دیگر عواملی است که بر روی گستره تونال تاثیر گذاراست. تصاویر 8 bit با داشتن فقط 256 سطح مجزا برای ذخیره اطلاعات، توانایی کمتری برای ثبت اطلاعات تصویر دارند، در حالیکه تصاویر 16 bit دارای 65,536 سطح مجزا برای ثبت اطلاعات تصویر هستند. همانطور که می دانید، انسل آدامز عکاس سرشناس آمریکایی نظریه ای به نام ” زون سیستم ” را ارائه کرده است که با استفاده از این نظریه می توان در شرایط نوری مختلف، نوردهی صحیح را انجام داد. همچنین درک درست از نظریه ” زون سیستم ” به شما اجازه می دهد که بیشترین گستره تونال را در تصاویرتان ثبت کنید. اولین گام: پیش فرض در عکاسی مواقعی پیش می آید که ما به یک چشم انداز زیبا می رسیم و با عجله دست به کار شده تا آن را ثبت کنیم، پس ازگرفتن عکس، وقتیکه به خانه بازگشته و عکس را نگاه کردیم در می یابیم که نتیجه کار نا امید کننده شده است… دلیل این اتفاق آن است که سیستم بینائی چشم انسان این توانایی را دارد که خیلی سریع یک منظره را جستجو کرده و درحالیکه توجه انسان را از قسمت های نه چندان جذاب آن منظره دور می کند، بر روی قسمت های زیباتر آن فوکوس نماید اما دوربین های عکاسی و لنزهایشان از انجام اینکار ناتوانند. همچنین سیستم بینائی چشم انسان به نور بسیار حساس است، اینکه نور چگونه در بخشهایی از صحنه وجود دارد و اینکه چگونه با گذشت زمان تغییر می کند. به عنوان مثال: چشم انسان به راحتی یک تکه کاغذ سپید را حتی اگر در سایه باشد تشخیص می دهد. همچنین چشم انسان در حرکت در نقاط پرکنتراست مثل حرکت از نقاط بسیار روشن به نقاط بسیار تیره بسیار سریع خودش را منطبق می کند. همچنین در مواقعی که گستره نور از یک محدوده به محدوده دیگر تغییر می کند مثل صحنه های طلوع یا غروب خورشید، چشم انسان بسیار خوب عمل می کند، در حالیکه دوربین ها این توانائی را در خود ندارند. به منظور ثبت دقیق یک صحنه، آنچنان که در واقعیت وجود دارد، قبل از اینکه هر تصمیمی راجع به نحوه نوردهی و یا در هر زمینه تکنیکی دیگر بگیرید، می بایست آن تصویر را در ذهنتان مجسم کنید تا بتوانید جزئیات نوری آن را بهتر درک کنید. همچنین شما می بایست ذهنتان را تمرین دهید تا چیزهایی را که می بیند نادیده انگارد و نه بر اساس دیده هایش، بلکه بر اساس توانایی ها و محدودیت های سنسور دوربین تان در زمینه ثبت تصویر، نحوه نوردهی و اینکه چه زمانی از روز برای عکاسی از منظره مورد نظر مناسب تر است، تصمیم گیری نماید. با استفاده از این روش می توانید در هنگام ثبت تصاویر، خلاقیت های بیشتری بکار ببرید. به محض اینکه شما متوجه شدید که از دوربین تان چه می خواهید و چطور می بایست آن را انجام دهید، مسئله باقیمانده فقط دانستن جزئیات تکنیکی و به کار گرفتن آنها است. به عنوان مثال: تصور کنید که می خواهید از یک مدل بلوند که لباس مشکی رنگی پوشیده است عکاسی کنید، در اینجا شما می بایست نگران هر دو محدوده روشن و تیره صحنه باشید تا جزئیات در هر دو بطور کامل ثبت شوند. در نگاه اول ممکن است لباس مشکی مدل تان را به عنوان تیره ترین قسمت تصویر در نظر بگیرید، اما اگر با دقت بیشتری صحنه را بررسی کنید، می بینید که سایه هایی در صحنه وجود دارند که حتی از لباس مشکی سوژه هم تیره تر هستند. در مثال بالا اگر شما لباس مشکی مدل را به عنوان تیره ترین قسمت تصویر در نظر بگیرید، باعث می شوید که در قسمت های سایه عکس جزئیات ثبت نشوند. به همین ترتیب ممکن است در تشخیص قسمت های روشن عکس هم دچار اشتباه شوید و در ابتدا بخش هایی از صورت مدل را به عنوان روشن ترین بخشهای تصویرتان در نظر بگیرید، در حالیکه ممکن است اشیای براقی مانند طلا به همراه مدلتان باشد که در وضعیت روشن تری قرار گرفته باشد. عکاسی دیجیتال حتی کار تصور پیش فرض را آسانتر هم کرده است. به این نکته توجه کنید که عکاسانی مانند انسل آدامز برای اینکه پیش فرض مناسبی از صحنه مورد نظرشان داشته باشند همواره بجز دوربین اصلی، یک دوربین پولاروید را هم با خود حمل می کردند تا برای رسیدن به نورسنجی مناسب تصاویری را به صورت آزمایشی ثبت کنند. البته دوربین های پولاروید به علت تفاوت در نوع کاغذ به کار رفته برای چاپ عکس، خیلی معیار دقیقی به حساب نمی آمدند اما با این حال بطور تقریبی اطلاعاتی راجع به نحوه نوردهی به عکاس می دادند. اما در عکاسی دیجیتال، دیدن تصویر در LCD کمک قابل توجهی به برطرف کردن ایرادها و اشکال های موجود در تصویر می کند. بیشتر دوربینهای دیجیتال این تونایی را دارند که از دست رفتن جزئیات در قسمتهایی از عکس را در LCD دوربین نشان دهند و همچنین مراجعه به هیستوگرام دوربین، به رفع ایرادهای تصویرکمک شایانی می نماید. گستره تونال در عکاسی، گستره تونال به بخشی از تون ها گفته می شود که بین تیره ترین تون و روشن ترین تون در عکس قرار دارند. هر چه گستره تونال بیشتر باشد، عکس از کنتراست بیشتری برخوردار است. همچنین در محدوده تونال گسترده تر، تون های میانه (mid-tone) بیشتری وجود دارند. عکس هایی که بین روشنترین تون و تیره ترین تون، تون های میانه کمتری دارند، از گستره تونال کمتری برخوردارند، که باعث می شود کنتراست عکس کم باشد. دقت درهیستوگرام های بالا با در نظر گرفتن مقیاسی از 0 تا 255 کمک زیادی به درک مفهوم گستره تونال خواهد کرد، به روشن ترین نقطه عکس (white point) عدد 255 و به تاریکترین نقطه آن (black point) عدد 0 اطلاق می شود. به همان نسبت، برای تون هایی که بین این دو نقطه قرار دارند (mid-tone یا تون های میانه) نیز یک عدد درنظر گرفته می شود. اگر گستره تونال در هیستوگرام از راست به چپ یا بالعکس شامل تمامی تون های میانه باشد و در هیچکدام از مناطق آن با فقدان تون های میانه مواجه نشویم، بدین ترتیب انتقال از یک تون میانه به تون میانه دیگر بطور منظم انجام گرفته و عکس دارای بهترین گستره تونال ممکن خواهد بود. (شکل اول) اما به هر دلیلی وجود جای خالی در گستره تونالی که در هیستوگرام می بینیم (شکل دوم) نشان دهنده گستره تونال نامنظم عکس می باشد. گستره تونال منظم (بین تون ها هیچ فضای خالی وجود ندارد گستره تونال نامنظم ( وجود فضاهای خالی در گستره تونال گستره فعال یا داینامیک رِنج (Dynamic Range) دیانامیک رِنج، محدوده ای از تون هاست که دوربین عکاسی توانائی ثبت آن را دارد. چشم انسان توانائی دیدن 24 سطح مختلف نوری(از تیره ترین تا روشن ترین) یا به عبارت دیگر24 گام نوری(24stop) را دارد. اما دوربین های عکاسی از داینامیک رِنج کمتری نسبت به چشم انسان برخوردارند. دوربین های گران قیمت قطع متوسط که با نگاتیو کار می کنند، تنها توانائی ثبت 12 گام نوری را دارند و این در حالی است که اغلب دوربین های دیجیتال تنها می توانند 5 گام نوری را ثبت کنند. یکی از مهمترین تاثیرات اندازه حسگرها (سنسور) در دوربینهای دیجیتال، همان تاثیر آن بر روی داینامیک رِنج است، به همین دلیل گاهی داشتن سنسور بزرگتر با رزولوشن کمتر، بهتراز داشتن سنسوری کوچکتر با رزولوشن بیشتر است . همانطور که می دانید کار حسگر در دوربین، جمع آوری و ذخیره نور است. در هر پیکسل، بخش کوچکی وجود دارد به نام فتوسایت که کار جمع آوری فتون ها را انجام می دهد. فتون ها ذرات ریزی هستند که نور از آنها تشکیل شده است، هر چقدر فتوسایت ها بزرگتر باشند می توانند فتون های بیشتری را در خود جای دهند. در صورتیکه بخواهیم از یک صحنه تاریک عکس بگیریم، کار جمع آوری و ذخیره کردن فتون ها توسط فتوسایت ها به آسانی انجام می شود، ولی اگر صحنه مورد نظر ما خیلی روشن باشد، در صورت کوچک بودن فتوسایت ها، ظرفیت آنها زودتر اشباع شده و در نتیجه جزئیات تصویر به درستی ثبت نمی شود. این بدان معنی است که در حسگرهایی با اندازه کوچکتر به نسبت سنسورهای قطع بزرگ، از دست رفتن جزئیات درقسمت های روشنتر (High Light) سریعتر اتفاق می افتد. دقیقا به همین دلیل است که سنسورهای قطع بزرگ، داینامیک رنج بالاتری در اختیار ما قرار می دهند. در سنسورهای با اندازه کوچکتر، حتی اگر ما بخواهیم برای داشتن جزئیات بیشتر اولویت در نور سنجی را به نواحی روشنتر (High Light) بدهیم، اینکار موجب از دست رفتن جزئیات در قسمت های سایه عکس خواهد شد. روش افزایش و کاهش داینامیک رِنج: عکاسی با روش HDR یکی از روشهای افزایش داینامیک رِنج می باشد، اما اگر شما با این روش عکاسی نمی کنید، برای کاهش و یا افزایش داینامیک رِنج تا رسیدن به مقدار مورد نظر شما برای ثبت عکس، راههای دیگری نیز وجود دارند. یکی از راه های کاهش داینامیک رِنج صحنه، استفاده از نور پرکننده یا fill light است. به جای استفاده از سرعت های شاتر پایین تر که گاهی منجر به از دست دادن جزئیات در قسمت های روشن عکس می شود، برای جبران کمبود نور می توان از منبع نور پرکننده استفاده کرد. اینکار باعث پایین آمدن کنتراست میان مناطق خیلی روشن و خیلی تیره عکس می شود در نتیجه داینامیک رِنج صحنه پائین آمده و دوربین شما توانائی ثبت آن را پیدا می کند. از طرف دیگر، استفاده از فیلترهایی نظیر فیلتر پولاریزه، باعث افزایش داینامیک رِنج خواهد شد. نتیجه گیری: مهمترین شاخص برای گرفتن یک عکس خوب، پیدا کردن نور مناسب برای صحنه یا انجام صحیح نور سنجی است. برای رسیدن به نور سنجی صحیح، شما باید عواملی نظیر محل ثبت تصویر، بخش های کلیدی تر در ساختار موضوع، حسگر، داینامیک رِنج و… را در نظر بگیرید. به خاطر داشته باشید که شما فقط وقتی می توانید عکس خوبی بگیرید که از تمامی موارد بالا درک درستی داشته باشید و البته عکاس خوب فردی است که این موارد را با خلاقیت درآمیخته و البته خیلی نیز خودش را درگیر درست یا غلط بودن آنچه انجام می دهد نکند و تنها به نتیجه نهایی این راه تمرکز داشته باشد.  

آشنایی با سنسور دوربین های دیجیتال

kharazi 2099

موضوع : ساختمان دوربین منبع مقاله : نشریه کمبریج این کالر   دوربینهای دیجیتال، از یک سنسور که متشکل از میلیون ها پیکسل کوچک است برای ثبت تصویر استفاده می کنند. پیکسل ها خود از تعداد زیادی فتوسایت تشکیل شده اند و در داخل هر کدام از این فتوسایت ها، حفره ای برای ذخیره کردن فوتون های نور قرار دارد که وقتی شما دگمه شاتر دوربین تان را فشار می دهید و نوردهی آغاز می شود، فتوسایت ها شروع به ذخیره کردن نور در داخل حفره ها می کنند و با پایان زمان نوردهی، دوربین روی این فتوسایت ها را بسته و شروع به شمارش فتون ها در داخل هرکدام از این فتوسایتها می کند. سپس میزان تقریبی فتون های جای گرفته درهر حفره، بر اساس درجه سختی ذخیره می شوند، که این فرآیند به عمق بیتی (bit depth) بستگی دارد. (از 0 تا 255 برای تصاویر 8-bit)   فتوسایت ها به تنهایی توانایی تشکیل تصویر رنگی را ندارند و فقط می توانند تصویر را به صورت سیاه و سپید ثبت کنند. برای تولید رنگ، مجموعه ای از فیلترها به هر فتوسایت اضافه می شوند. هر کدام از این حفره ها به صورت بالقوه، به تنهایی توانایی تشخیص یکی از سه رنگ اصلی را دارند. این در حالی است که حفره ها توان تشخیص دو رنگ دیگر را ندارند. به همین دلیل این مجموعه فیلترها می بایست همه رنگ های اصلی را شامل شوند. معمول ترین نحوه چیدمان فیلترها در هر فتوسایت، الگوی بایر نام دارد که در شکل زیر آن را مشاهده می کنید.   اساس الگوی بایر، ایجاد تناوب در رنگهای سبز، آبی و قرمز می باشد. به این نکته دقت کنید که در الگوی بایر، از رنگ سبز، دو برابر رنگهای قرمز و آبی استفاده شده است که این به دلیل شبیه سازی عمل چشم انسان است، زیرا چشم انسان به رنگ سبز بیشتر از رنگهای آبی و قرمز حساسیت نشان می دهد. علاوه بر آن، بیشتر بودن فیلتر سبز رنگ موجب ایجاد تصاویری با نویز کمتر و جزئیات بیشترمی شود. دلیل این اتفاق، وجود نویز کمتر در کانال سبز رنگ می باشد.   صحنه واقعی (200% با زوم) آنچه دوربین می بیند (بر اساس الگوی بایر)   نکته:همه دوربین های دیجیتال از الگوی بایر استفاده نمی کنند، اما بیشتر آنها طبق این الگو کار می کنند. سنسور Foveon که در دوربین های سیگما مدل SD9 و SD10 استفاده شده است، هر سه رنگ را توسط یک پیکسل ثبت می کند. دوربین های سونی هم چهار رنگ: سبز، آبی، قرمز و سبز زمردی را در کنار هم قرار می دهند. تغییر ساختار الگوی بایر (Bayer demosaicing) تغییر ساختار الگوی بایر، فرآیندی است که در طی آن تصویر ثبت شده توسط الگوی بایر به تصویر نهایی (که شامل پیکسل های تمام رنگی است) تبدیل می شود. در دوربینی که فقط می تواند سه رنگ را تشخیص دهد، چگونه تصویر تمام رنگی ساخته می شود؟! یک راه درک این فرآیند آنست که هر بخش 2×2 را که شامل سه رنگ سبز، قرمز و آبی است به عنوان یک حفره واحد تمام رنگی در نظر بگیریم:   این کار به خوبی جواب می دهد اما به هر حال دوربین ها برای استخراج یک تصویر تمام رنگی از تصویر ثبت شده توسط الگوی بایر، چند مرحله کار دیگر نیز بر روی آن انجام می دهند. اگر چیدمان تمامی فیلترهای رنگی بر روی هر فتوسایت یکسان باشد، دوربین فقط می تواند به نیمی از رزولوشن مورد انتظار در جهت های عمودی و افقی دست پیدا کند، از طرف دیگر اگر دوربین بتواند ترکیبات مختلفی را برای چیدمان فیلترها در هر ترکیب 2×2 در نظر بگیرد، می تواند نسبت به آنچه فقط یک روش چیدمان 2×2 در اختیارش قرار می دهد، به رزولوشن بالاتری دست پیدا کند.   توجه کنید که اطلاعات تصویر در چهار گوشه هر چیدمان در نظر گرفته نمی شوند زیرا ثبت اطلاعات در گوشه های پیکسل ها به صورت دقیق انجام نمی شود، که البته این امر در تصویری با داشتن میلیون ها پیکسل قابل چشم پوشی است، همچنین دقت کنید که با این روش، مسیرهای متعددی را برای خواندن اطلاعات می توان در نظر گرفت. روشهای دیگری برای تغییر در ساختار الگوی بایر وجود دارند که تصویری با رزولوشن کمی بالاتر و کمی نویز کمتر هم می تواند تولید کند. پیامدهای تغییر در ساختار الگوی بایر گاهی جزئیات ریز موجود درعکس ها، به علت محدودیت های سنسور و همچنین با فریب دادن الگوریتم تغییر ساختار، پیامدهایی نظیر: جلوه های غیر واقعی در عکس ها را بوجود می آورند که مهمترین آنها moiré( تلفظ: “more-ay”) است. این پیامد ممکن است به اشکال مختلفی نظیرالگوهای تکراری، رنگ ها و بافت های غیر واقعی همانطور که در شکل زیر می بینید، در عکس ها پدیدار شود:   توضیح اینکه دو عکس بالا بزرگنمایی های مختلفی از دو تصویر جداگانه هستند. وقوع moiré در چهار مربع پایین وعلاوه بر آنها در سومین مربع از سمت چپ در عکس بالا (با در نظر گرفتن بزرگنمایی بیشتر در عکس بالایی) نیزکاملا آشکار است و عواملی نظیر بافت سطح موضوع و نرم افزاری که برای ویرایش فایل RAW مورد استفاده قرار گرفته، در وقوع آن موثر است. آرایش میکرولنز ممکن است در نخستین شکلی که در این مقاله دیدید، متوجه این موضوع شده باشید که بین حفره ها فاصله وجود دارد، بله درست است! در سنسورهای واقعی هم تمامی سطح سنسور با این حفره ها پوشیده نشده است. در حقیقت برای اینکه فوتون ها جذب شوند، فقط کافی ست حدود نیمی از سطح سنسور توسط این حفره ها پوشیده شود. دیواره هر کدام از این حفره ها همانطور که در شکل می بینید دارای یک نوک راس مانند است که منجر به هدایت فوتون ها به یک حفره یا حفره کناری اش می شود. در ساختار دوربین های دیجیتال، به این نوک های راس مانند، میکرولنز گفته می شود و وظیفه میکرولنزها بالا بردن توانایی فتوسایتها در جذب نور می باشد.   هر چقدر این میکرولنزها کیفیت مرغوبتری داشته باشند، توانایی فتون ها در جذب نور بالاتر رفته و همچنین باعث می شوند در نوردهی های طولانی مدت، نویز کمتری در تصویر پدیدار شود. از طرف دیگر، هر چقدر اندازه این میکرولنزها کوچکتر شود، امکان بالا رفتن مگاپیکسل بدون افزایش اندازه سنسور به وجود می آید. شرکت های سازنده دوربین با استقاده از میکرولنزهای بسیار مرغوب، موفق به تولید دوربین هایی با کیفیت و رزولوشن بالا شده اند.  

بنر کتاب عکس

لایت روم