نشان عکاس سال مطبوعاتی و انتظارات از انجمن صنفی

operator 26

منبع: ایرنا – در پی انتشار فراخوان رقابت نشان عکس سال مطبوعاتی ایران، برخی از پیشکسوتان عکاسی بر این باورند در کشوری که حداقل از برگزاری مسابقه عکس بی نیاز است، انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران، امور صنفی و مشکلات جامعه عکاسی مطبوعاتی کشور را در اولویت و هدف خود قرار دهد.   در سال های اخیر رابطه کاهش تولید آثار وزین و افزایش مسابقات عکاسی به شکل کاریکاتور وار درحال رشد است و برخی اساتید و پیشکسوتان این حوزه بارها با انتقاد از این رویه بر بخش آموزش در نحوه تولید تاکید کرده و براین باورند در جایی که عکاسان قادر به تحلیل شرایط تاریخی خود و ثبت آن نیستند و تولید جدی صورت نمی گیرد، رقابت بی معنا است. عکاسان باتجربه بر این باورند که باید نخست مباحث آموزشی را اولویت قرار دهیم سپس رقابت بین آثار را شکل دهیم، برخی دیگر از کارشناسان نیز برگزاری مسابقات را مسیری برای افزایش انگیزه عکاسان در نظر گرفته و بر این باورند زمانی که عکاس ها از ارزیابی آثار خود توسط یک تیم کارشناسی اطمینان داشته باشند تلاش می کنند تولیدات خود را به استانداردها نزدیک تر کنند. انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران در فراخوانی از جامعه عکاسی دعوت کرده تا آثار خود را به دومین دوره اهدای نشان عکس سال مطبوعاتی ایران ارسال کنند و هدف از برگزاری این رویداد را ایجاد انگیزه و پویایی در میان عکاسان مطبوعاتی با هدف ارتقاء سطح عکاسی مطبوعاتی عنوان کرده است. اکنون به این بهانه با برخی از کارشناسان در این حوزه به گفتگو نشستیم تا نظراتشان را درمورد این رویداد فرهنگی – هنری جویا شویم. مجید سعیدی عکاس ایرانی آژانس گتی ایمیج و برنده جایزه ورلد پرس فوتو، به خبرنگار ایرنا گفت: ارزش نشان و جایزه ها مرتبط با پشتوانه حرفه ای است که نهادها برای خود طی سالیان گذشته ایجاد کرده اند، به نحوی که ما در دنیا شاهد هستیم زمانی که یک نهاد هنری و ژورنالیستی از فردی تقدیر می کند سبب می شود که در سال پیش رو فرد منتخب با موقعیت های شغلی و مالی و همچنین موفقیت های صنفی متعددی روبرو شود و در واقع نمی توان مدال و نشان را بدون پشتوانه به دست کسی داد. سعیدی افزود: در فضای رسانه ای امروز که شخصیت های مهم توسط عکاسان روابط عمومی خودشان عکاسی می شوند و اجازه عکاسی برای بسیاری از عکاسان مهیا نیست و فعالان این عرصه را به خودی و غیر خودی تقسیم کرده اند، رسالت انجمن صنفی از بین بردن نگاه امنیتی به جامعه عکاسی مطبوعاتی است. به گفته این عکاس باسابقه کشور، آثار ارسال شده به این رویداد، به عکاسان چندین خبرگزاری و روزنامه محدود است و این جشنواره نمی تواند واژه عکاسان خبری ایران را نمایندگی کند و انجمن باید تلاش کند فضای عکاسی را برای عکاسان تسهیل کند. سعیدی با مقایسه عملکرد دیگر انجمن های صنفی با انجمن صنفی عکاسان مطبوعات افزود: تمامی انجمن ها توانستند برای اعضای خود امکانات رفاهی ایجاد کنند و دغدغه های معیشتی آنها را تا حدودی رفع کنند، درحالی که عکاسان مطبوعاتی به راحتی از کار بیکار می شوند، تصاویر عکاسان بدون رعایت حقوق مولف در رسانه ها به سرقت می رود و عکاسانی هستند که از بیمه برخوردار نیستند اما انجمن سرگرم، اعطای نشان است که مشخص نیست اعتبارش را از چه چیزی گرفته است. سعیدی افزود: برگزاری مسابقه و جشنواره های عکاسی در همه جای دنیا برای تامین هزینه های مالی عکاس است و یا در غیر اینصورت برگزیدگان از اعتبار آن نهاد بهره می برند؛ حال شما از برگزیدگان سال پیش همین رویداد بپرسید با گرفتن این نشان چه اتفاق های خوبی برای آنها رقم خورده است؟ سعیدی البته در بخش دیگری از این گفت و گو از نظم هیات مدیره جدید انجمن در تقسیم وظایف تخصصی به عنوان یک رویکرد حرفه ای یاد کرد و افزود: بدون شک کارهای مثبتی که در سالهای اخیر در تیم جدید هیات رییسه انجمن انجام شده قابل چشم پوشی نیست و برگزاری نمایشگاه ورلد پرس فوتو یکی از برنامه های بزرگی است که در انجمن در حال پیگیری است و به حرکت رو به جلو در عکاسی خبری ایران شتاب بیشتری خواهد داد. علی حامد حقدوست عکاس تبریزی برنده نشان مستند اولین دوره نشان عکس سال مطبوعاتی ایران که چندی پیش با انتشار تصاویر دختر سوخته ای با عنوان «زیبایی از دست رفته فرحنوش کوه نشین» موفق به جمع آوری دهها میلیون برای درمان آن دختر شده است با لبخندی از روی بغض، گفت: عکاس برنده نشان مستند پارسال، الان بیکار است، برای نان شب محتاج هستم، شهریه کلاس های فوق برنامه پسرم را ندارم، بعد از این همه سال عکاسی خبری یک روز بیمه ندارم و ارشاد من را به عنوان عکاس خبری نمی شناسد. حقدوست، برنده دوسالانه جشنواره جهانی عکس نیکون از نبود آنچه «شایسته سالاری در عکاسی مطبوعاتی کشور» خواند، انتقاد کرد و گفت: در یک خبرگزاری در حال کار بودم که بعد از مدتی فردی که در کنار شغل رانندگی برای آن خبرگزاری، عکاسی خبری نیز می کرد، خواهر خود را جایگزین من کرد و در این فضای رسانه ای به هم ریخته اکثر عکاسان خبری و مستند حرفه ای اهل تبریز بیکار هستند و در کافه ها وقت خود را سپری می کنند، حال به من بگوئید که چه نهادی باید بر جذب عکاسان غیر حرفه ای در مطبوعات نظارت کند تا حقوق پایین عکاس ملاک جذب آنان در مطبوعات نباشد. در مقابل امید وهاب زاده عکاس ثبت کننده حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی که سال پیش موفق به دریافت نشان عکاس سال مطبوعاتی شد این جایزه را فرصتی برای جامعه مطبوعاتی ایران دانسته و می گوید: جوایز نباید برای عکاس مسیر مشخص کند ولی این نکته قابل اهمیت است که دریافت این جایزه سبب شده است که در طول کار تلاش بیشتری کنم و حین عکاسی خبری در گوشه ذهن خود به موفقیت در رویداد اهدای نشان عکس سال مطبوعاتی ایران نیز فکر کنم. نادر داوودی عضو هیات موسس انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران و یکی از داوران دومین نشان عکس سال مطبوعاتی،گفت: برگزاری نشان عکاس سال برای تبلیغات و معرفی عملکرد عکاسان مطبوعات در سطح جامعه کار ارزشمندی است و از همین راه می توان دیگر مطالبات صنفی عکاسان خبری را از نهادهای دولتی پیگیری کرد. داوودی برگزاری نمایشگاه عکس را اولین قدم در انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی خواند و افزود: انجمن نباید در اول راه بماند زیرا هدف از تاسیس انجمن عکاسان مطبوعات پیگیری مطالبات حقوق صنفی عکاسان و بالا بردن سطح کیفی عکاسی خبری در ایران بوده و انجمن ها باید تلاش کنند در راستای برگزاری نمایشگاه ها به مباحث آموزشی و پیگیری حقوق عکاسان نیز توجه کنند. وی با اشاره به مشکلات انجام کار گروهی در انجمن ها افزود: متاسفانه روحیه ما با کار جمعی سازگار نیست و در طول سالیان گذشته شاهد بوده ایم افراد در انجام کارهای گروهی قادر به مخالفت با یکدیگر هستند ولی در اجماع و تفاهم همیشه دچار مشکل می شوند، به نظر من مشکلات ریشه ای انجمن ها در نوع زیست جامعه ایران و نبود آموزش در کار جمعی تعریف می شود. ساتیار امامی دبیر گروه عکس روزنامه همشهری نیز از اهداء نشان عکاس مطبوعاتی به عنوان یک رویکرد حرفه ای یاد کرد و گفت: انجمن اگر در سالهای نخست تاسیس خود به برگزاری چنین رویدادی فکر می کرد اکنون شاهد برگزاری هجدهمین دوره آن بودیم و بدون شک تاثیرات مثبت این رویداد می توانست امروز در فضای عکاسی ایران به عینیت تبدیل شود. کارگردان فیلم مستند «شرح یک عکس» شنیدن نقد های منطقی را توسط اعضای انجمن الزامی دانست و افزود: انجمن عکاسان مطبوعات باید در راستای بهتر شدن به نقدهای مخالف این رویداد توجه کند و ایده های سازنده را به کار گیرد. امامی افزود: این رویداد نه تنها برای جامعه عکاسی مطبوعاتی بلکه برای کل جامعه عکاسی ایران امری مبارک است و عکاسان خبری در طول عکاسی از رویدادهای خبری با این ذهنیت فعالیت می کنند که توسط یک تیم کارشناس مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. امامی با درخواست از تمامی عکاسان خبری فعال در رسانه ها برای پناه آوردن به انجمن عکاسان مطبوعاتی ، افزود: انجمن عکاسان مطبوعاتی نیازمند حمایت همه عکاسان است و با هرنگاه و سلیقه ای باید در راستای بهتر شدن این خانواده دست به دست یکدیگر دهیم. رضا معطریان یکی دیگر از داوران دومین نشان عکس سال مطبوعاتی ایران با اظهار شگفتی از مواجهه با عکس های ارسالی شرکت کنندگان گفت: بخشی از عکسها به دلیل شرایط حاکم بر مطبوعات ایران از انتشار در مطبوعات کشور باز مانده بودند وگرنه بدون تردید عکاسان خبری ایرانی نسبت به تحولات اجتماعی و سیاسی و مباحث زیست محیطی و ورزشی بسیار آگاهانه برخورد کرده و تمامی اتفاقات مهم را ثبت کرده اند و کیفیت بالای آثار؛ داوری را برای هیات داوران بسیار سخت کرده بود. معطریان برگزاری نشان مطبوعاتی ایران را فرصتی برای رشد عکاسی کشور قلمداد کرد و افزود: بدون شک عکاسی ایران در منطقه بدون رقیب است و تولیدات عکاسان خبری از کیفیت قابل قبولی برخوردار است که باید توسط یک نهاد تخصصی مانند انجمن عکاسان مطبوعاتی ارزیابی شود و از شواهد مشخص است که در آینده شاهد اتفاقات رو به رشدی در جامعه عکاسی مطبوعاتی خواهیم بود. کاووس صادقلو رییس پیشین هیات مدیره انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران نیز در گفت و گو با ایرنا ضمن انتقاد از شیوه برگزاری این رویداد گفت: اهدائ نشان ها معمولا توسط نهادهای دولتی به هنرمندان صاحب نام انجام می شود و تغییر نام یک جایزه که دارای ویژگی خاصی نیست و در طول سال با نام های متفاوت توسط نهادهای مختلف در ایران برگزار می شود می تواند به اصالت ‘نشان’ که در حافظه ما جایگاه ویژه ای دارد، لطمه بزند و همچنین موجب تغییر نگاه عموم از یک تشکیلات صنفی به یک تشکیلات حکومتی و دولتی می شود که آسیب جدی به اعتبار انجمن صنفی عکاسان مطبوعات وارد خواهد کرد. صادقلو افزود: شواهد نشان می داد که از ایده تا اجرای اولین رویداد تنها حدود 2 ماه زمان صرف شده بود و طبیعی است که در این مدت زمان کوتاه نمی توان به یک ایده کارشناسی شده رسید؛ ما نباید خود را با مسابقه عکس مطبوعاتی جهان و پولیتزر مقایسه کنیم و باید از خود بپرسیم «آیا مطبوعات و عکاسی ایران پتانسیل برگزاری چنین رویدادی را به صورت سالیانه دارد.» پیش بینی می شود این رویداد که طبق شواهد در فراخوان آن به استانداردهای مسابقات بین المللی خبری نزدیک است به مرجعی برای عکاسان خبری بدل شود و با ایجاد جایگاه حرفه ای خود سطح کیفی عکاسی مطبوعاتی ایران را افزایش دهد، با توجه به حضور افراد جوان و متخصص در انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران امید است مشکلات و دغدغه های صنفی عکاسان و مباحث آموزشی نیز بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد و به صورت موازی در کنار برگزاری این رویداد پیگیری شود. اولین دوره اعطای نشان عکاس سال مطبوعاتی ایران سال گذشته به یاد سه نفر از اعضای مرحوم هیات موسس انجمن؛ حسین پرتوی، کاوه گلستان و بهمن جلالی برگزار و به 6 عکاس و یک روزنامه برتر در بخش های خبری، مستند اجتماعی، ورزشی، عکاسان زن، عکاسان استانی و پیشگامان جوایزی اهدا شد. امسال آثار منتخب دومین دوره نشان عکس سال مطبوعاتی ایران، توسط پنج چهره شناخته ‌شده از جمله سیف الله صمدیان، نادر داودی، محمود کلاری، پیمان هوشمندزاده و رضا معطریان داوری خواهند شد. بر اساس اعلام دبیرخانه، بیش از 5 هزار عکس در قالب مجموعه و تک عکس برای شرکت در دومین دوره اهدای این نشان ارسال شده است. مراسم اهدای دومین دوره نشان عکس سال مطبوعاتی ایران 23 اردیبهشت در خانه هنرمندان برگزار می‌شود و آثار برگزیده به مدت یک هفته در گالری تابستان واقع در خانه هنرمندان روی دیوار می‌رود. فراهنگ**9031** 1701 انتهای پیام /*

مدیر پایگاه عکاسی چیلیک در گفت‌وگو با «صبح نو»: امیدی به مسوولان نداریم

operator 60

منبع: صبح نو –   گستردگی هنر عکاسی باعث شده تا در کنار جشنواره‌ها و رویدادهای گوناگون، مراکز و گروه‌هایی اقدام به تأسیس فضاهایی برای معرفی و اشاعه هر‌چه بیشتر گرایش‌های گوناگون این حوزه فرهنگی کنند. یکی از این مراکز در سطح جامعه عکاسی با عنوان پایگاه عکس چیلیک است که همگان این دفتر رسانه‌ای را با عنوان سایت چیلیک می‌شناسند. دفتری که سال‌هاست در حوزه عکس و رشته عکاسی با هدف اطلاع‌رسانی جامع اخبار معتبر و معرفی هنرمندان و حمایت از فعالیت مستعدین عکاسی در گوشه و کنار شهر و استان‌های کشور برگزار می‌شود، اقداماتی فراگیر و مؤثر را انجام داده است. آقای مهدی سروری، مدیرمسوول این مرکز در گفت‌وگو با «صبح نو» درباره آغاز کار دفتر رسانه چیلیک و رویکرد آن بیان کرد: پایگاه عکس چیلیک در نیمه دهه 80 حضور خودش را به‌طور رسمی در جامعه عکاسی مطرح کرد. در همان زمان مراکزی بودند که تلاش می‌کردند تا در زمینه اطلاع‌رسانی حرکت فراگیری را انجام دهند، اما خدماتشان بخشی از جامعه مخاطب را درگیر می‌کرد و پوششان جامع نبود و مطابق با ذائقه حامیانشان و با توجه به رویکردشان به‌صورت گزینشی پیش می‌رفتند اما در این فضا سعی گروه کاری ما بر این بود که تریبون اقشار گوناگون، دانشجویان، هنرمندان، صاحبان سبک، نگاه‌ها و سلایق گوناگون باشیم، در مسیر این سال‌ها می‌توانم بگویم کسی نیست که بگوید من درخواست فلان فعالیت و خبر و پشتیبانی را از دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک داشته‌ام و چیلیک اجابت نکرده است. مرجع مناسبی در عرصه عکاسی نداشتیم وی در ادامه با اشاره به دیگر بخش‌های این پایگاه افزود: سال‌ها بود که می‌دیدم در عرصه تألیفات عکاسی شاید به تعداد انگشت‌های یک دست، تألیف مرجع، قابل اتکا، موجود و قابل ابتیاع نداشتیم. مثلاً کتاب عکس تاریخ عکاسی مرحوم گل گلاب و آثاری از این دست تک‌نسخه‌ای شدند و تنها در کتابخانه‌های مرجع یافت می‌شدند، اما با توجه به گسترش این رشته و سهم تألیفات آن لازم بود تا آنچه در این حوزه منتشر می‌شود و به‌عنوان مرجع وجود دارد، اطلاع‌رسانی شده و در دسترس همه قرار بگیرد، به همین دلیل پایگاه تخصصی «‌کتاب عکس دات‌آی‌آر» شکل گرفت و امروز نزدیک به یک‌هزار تألیف مرتبط با عکس و عکاسی را با قریب به نیم قرن سابقه نشر در این سایت می‌توانید جست‌وجو و مشاهده کنید. برپایی یکصد دوره نمایشگاه عکس در سراسر ایران سروری درباره این نگارخانه نیز گفت: نگارخانه چیلیک امروز با پذیرش آثار بیش از یک‌هزار تن از عکاسان و فعالان عرصه رقابتی عکاسی توانسته است از یکصدمین دوره نمایشگاه عکس هم عبور کند. نمایشگاه‌هایی که توسط دبیرخانه‌های نامداری برگزار و هزینه‌های بسیاری حتی از بیت‌المال صرفشان شده اما امروز نشانی از آن‌ها نیست. این مجموعه عکس‌ها در نگارخانه چیلیک قابل مشاهده‌اند، عکس‌هایی که اگر در آن‌ها استعداد را به‌عنوان یک کالای ایرانی در نظر بگیریم بیش از 10سال است که توسط همکاران بنده مورد حمایت و پشتیبانی و نمایش قرار گرفته‌اند. به‌دنبال فروش نیستیم فروش آثار هم موضوع دیگری بود که او در پاسخ به آن بیان کرد: ما در این فضا به‌دنبال فروش نبودیم، هر چند که کم‌و‌بیش فروش داشتیم اما به‌دلیل ضوابط و محدودیت‌هایی که وجود دارد، ترجیح دادیم چندان به این سمت نرویم چون وقتی باور به این رفتار در مسوولان فرهنگی و هنری ما وجود ندارد و به‌عنوان نمونه زمانی که در حوزه قانون‌گذاری در این عرصه مثل اختصاص سهم نیم‌درصدی از بودجه سازمان‌ها به خرید آثار هنری در کشور عمل نشده و پیگیری نمی‌شود، ما هم در این حوزه بستری موفق برای امکان ورود ندیدیم. پرداخت به آثار ملی و مذهبی و علت این امر در این نگارخانه جزو مواردی بود که سروری درباره‌اش گفت: زمانی که ما عزممان را جزم می‌کنیم که از آثار دبیرخانه‌ها در سطح کشور حمایت کنیم از نقش سیاست‌گذار فاصله می‌گیریم و به‌عنوان عامل و حامی عمل می‌کنیم. به همین دلیل موضوع این رویدادها را هم ما تعیین نمی‌کنیم، اما زمانی که این مراکز به سمت چنین فضاهایی می‌روند و از ما حمایت می‌خواهند اتفاقی که به آن اشاره کردید رخ می‌دهد، در‌صورتی‌که اگر جشنواره دیگری در فضای متفاوتی برگزار شود، ما باز هم چتر حمایت رسانه‌ای‌مان را دریغ نکرده و درخدمت‌شان هستیم. با این حال در بسیاری از جشنواره‌های عکاسی می‌توانید برخوردهای کاملاً حرفه‌ای و صحیح را در حوزه فستیوال‌های استاندارد که ارزش سابقه شدن برای مستعدین عکاسی و عکاسان حرفه‌ای دارند، مشاهده کنید. سروری همچنین به بخش آموزشی این مرکز در دو بخش فنی و نرم‌افزاری اشاره کرد و در ادامه پیرامون تور عکاسی که طراحی و برگزار می‌کنند، گفت: تورهای عکاسی این مرکز از صدمین دوره خود نیز گذشته است، این تورها اغلب فضایی برای حضور همه علاقه‌مندان به عکاسی در قالب سلایق و نگاه‌های گوناگون است. مضامینی چون: مستند، گزارشی، خبری، پرتره، اجتماعی، خانواده، معماری، اقوام و آیین‌ها از جمله رویکردهای مورد نظر در طراحی و برگزاری تور عکاسی چیلیک است. البته در طی این سال‌ها دستاوردهایی چون: برگزاری نخستین جشنواره تور عکاسی چیلیک، نشست‌های عکاسی و نمایشگاه‌های عکس با موضوع محیط‌زیست، عاشوراییان، گردشگری و آیینی و… از آن جمله است. همچنین تألیف عکس‌های برگزیده این تورها به‌صورت کتاب عکس اتفاق دیگری است که همواره سعی بر آن داشته‌ایم و از هر پیشنهادی در این حوزه استقبال کرده‌ایم. کتاب عکس «انتهای زمین» دربرگیرنده صدعکس از صدعکاس است که نگاهی موفق به موضوعی چون کویر داشته‌اند. در کنار نمایشگاه؛ این رویداد از بسیاری از استان‌های کشور عبور کرد که افتخاری برای صاحبان عکس در این مجموعه به‌شمار می‌رود. اما مسأله دیگری که در اغلب این دست فعالیت‌ها مطرح است، تأمین بودجه و بحث مالی است که سروری در پاسخ به چگونگی رفع آن گفت: باید بگویم فعالیت سلامت و مستقل و صحیح همواره با خون دل همراه است و شاکریم که در این راه «جام می و خون دل هر یک به کسی دادند» را شاهد بودیم و از بخش خون دلش بی‌نصیب نماندیم چرا که باور به یاری به مجموعه‌های مستقل و مؤثر فرهنگی اتفاقی است که در هیچ یک از دولت‌ها جز در قالب شعار به بار ننشسته و هم‌اکنون نیز در این شرایط تنگنای اقتصادی باور به دستگیری ایشان از رسانه‌هایی همچون پایگاه عکس چیلیک انتظاری نابجاست. کار مسوولان و وزرای دولت‌ها عکس یادگاری گرفتن شده و مدیران و معاونانشان هم دستی متعالی در تهیه گزارش عملکرد دارند. بسیاری از لوح تقدیرها و تقدیرنامه‌ها هیچ پیوستی جز وعده ندارد و «ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش» که جز با توکل بر خدای مهربان و جلب نظر استعدادهای جوان و حمایت عکاسان جامعه عکاسی هیچ انتظاری از ایشان نداشته باشیم. آقایان به خوبی واقف‌اند که ما موسسه اقتصادی نیستیم و فعالیت دوستان در حوزه فرهنگ و هنر است، به همین دلیل خودمان برای آن هزینه می‌کنیم و همان‌طور که می‌بینید حتی یک آگهی تبلیغاتی در سایت چیلیک نداریم و تنها کالایی که معرفی می‌کنیم کتاب عکس است. سروری یادآور شد: حوزه رسانه‌های برخط و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تمام ادوار این پایگاه و فعالیتش را می‌شناسند، اما تقدیر نامه‌ای که از سوی دفتر یونسکو از فعالیت همکاران بنده شد سالی یک‌بار قدردانی در پی‌اش است و هیچ نگاه و پیگیری و حمایتی از سوی انجمن‌ها و مدیران و وزرای داخلی تاکنون نداشته‌ایم و همین رویه باعث شده است مهجوریت کار سلامت در حوزه فرهنگ و هنر را حتی در بین مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بپذیریم و محکم‌تر گام برداریم. به واقع مراجعه ما به ایشان صحیح نیست و استعداد و خلاقیت و ذهن جوان ایرانی نوعی تعریف شده از کالاست که در زمره وظایف حمایتی متولیان فرهنگی و هنر است و به وضوح شاهد کم‌لطفی‌ها و ناسپاسی‌ها در این زمینه هستیم. قدرشناسی حکم می‌کند به احترام جامعه عکاسی و فعالیت و تاثیرهای گذاشته شده، ایشان سراغی بگیرند و حالی بپرسند و مجموعه‌ای از عکس‌های عکاسان ایرانی 31‌استان کشور و فعالیت و فراگیری و دغدغه‌هایشان را ببینند و بشنوند و پیگیر باشند. انحصاری که شکسته شد مدیر پایگاه عکس چیلیک خاطر‌نشان کرد: در مقطعی برای دریافت اطلاعات هنرمندان و معرفی آن‌ها افراد باید هزینه‌های بسیاری می‌کردند، اتفاقی که حتی از سوی مراکز دولتی نیز متاسفانه! به‌عنوان امری عادی و درآمدزا تعریف شده بود؛ اما سال‌ها تلاش مستمر همکاران بنده در دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک این انحصار باطل را شکست و تقریباً هر هفته هنرمندان و چهره‌های عکاسی را از مناطق گوناگون کشور در سایت و شبکه‌های اجتماعی وابسته معرفی می‌کنیم و بانک اطلاعات جامعی را در این زمینه شکل داده‌ایم.

گفت وگو با فخرالدین فخرالدینی هنرمندی که با عکس روانشناسی می‌کند

operator 86

منبع : روزنامه ایران کاووس صادقلو دبیر گروه ویژه تصویرگر ماندگارها گفت وگو با فخرالدین فخرالدینی هنرمندی که با عکس روانشناسی می‌کند همیشه آشنایی با عکاسان بنام جهان و دیدن آثارشان برای هر عکاسی لذت بخش بوده است. آنسل آدامز، رابرت کاپا، هانری کارتیه برسون، استایکن، یوسف کارش و… این فکر که ایران جزو آن دسته از کشورهایی است که عکاسی بعد از تولدش خیلی زود وارد دربار می‌شود و کمی بعد به سطح جامعه راه پیدا می‌کند و به شیوه‌های تجربی و آکادمیک در گذشت زمان ساختار محکمی می‌یابد اما ناشناس باقی می‌ماند آزار دهنده است.دانشگاه و مراکز آموزشی محلی شد برای شناساندن تمام عکاسان غیرایرانی و نبود مرجعی برای تاریخچه و شناسنامه کسانی که در این حرفه مشغول بودند این رنجش را بیشتر می‌نمود.عکس‌هایی بدون زیرنویس و نام ونشان، عدم گردآوری آنها برای به ثبت رساندن تاریخ مصور ایران، تصاویری پخش شده در آلبوم خانواده‌ها و گاه رسانه‌ها همه دست در دست هم دادند تا این هنر در ابهام و حرفه عکس در کشورمان مغموم واقع شود. بدین منظور تصمیم گرفتیم تا صفحه‌ای به نام «حرفه عکس» از امروز در روزنامه‌ ایران منتشر کنیم تا در آن بتوانیم به معرفی عکاسان معاصر ایران، نوع نگاه، سبک، نمایش آثار، تحلیل، یادداشت، نقد و… عکس‌هایشان که دسترسی به آنها کار چندان آسانی نبود، بپردازیم.لذا به سراغ مرد 85 ساله عکاسی پرتره ایران فخرالدین فخرالدینی رفتیم که همچنان شاداب به کار و حرفه عکاسی مشغول است و البته کمی هم در فراغت نقاشی می‌کند. امید است این صفحات در کنار صفحه آلبوم قرن مرجعی باشد برای عکاسان جوان ایران. علی حسن پور سال 1311 در آذربایجان در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد؛ پدرش عکاس و شاعر و تخلصش محزون بود، مادرش اصلی نام داشت، از ترکیه آمده و خانه دار بود. از کودکی به نقاشی علاقه داشت و همچنان نیز این روند ادامه دارد و عکاسی را ا ز 17 سالگی آغاز کرد، تصاویر متعددی در طول 68 سال از بزرگان علمی، ادبی، فرهنگی، هنری و… در قاب دوربینش به ثبت رساند و اینک فرصتی مهیا شد تا بتوانیم سرگذشت حرفه ایش را بشنویم. چگونه وارد دنیای هنر شدید؟ از کودکی به نقاشی علاقه زیادی داشتم تا جایی که روزی در میهمانی شعرای آذربایجان آقای ارژنگی از نقاشان آن دوره پرتره‌ای از فردوسی را به‌عنوان هدیه به انجمن شعرای آذربایجان آورده بود که توجه من به آن جلب شد؛ از او اجازه خواستم تا در همانجا یک کپی از آن بکشم و او با گوشه نگاهی اجازه را صادر کرد و من آن تصویر را کشیدم و همچنان نگهداری می‌کنم. آن زمان من تنها 11 سال داشتم. چرا از نقاشی به عکاسی آمدید؟ تفاوت در چه بود؟ پدر من عکاس و شاعر بود او یک دوربین کوک آلمانی داشت، روزی دوست پدرم که هاشم آقا نام داشت به‌منزل ما آمد، من از فرصت استفاده کردم و از او عکسی گرفتم، شیشه را در تشتک ظهور کردم، بسیار خوشایند بود و از این کار لذت بردم. وقتی پدرم به‌خانه آمد عکس را به او نشان دادم و نظرش را جویا شدم، تعریف و تمجید او را شنیدم و گفتم که عکاس اش من هستم و او مرا تحسین کرد؛ همین اتفاق باعث شد تا به عکاسی علاقه‌مند شوم. یعنی استاد عکاسی شما پدرتان بود؟ بله عکس‌های طبیعت شما قابل تأمل است با این حال چرا پرتره را انتخاب کردید؟ از دوران کودکی پرتره محمد خیابانی، ستارخان و برخی مشاهیر را نقاشی می‌کردم و علاقه و گرایش به پرتره نگاری از آن زمان در من ایجاد شد. بعد از آن تصاویر زیبای پرتره در مجلاتی چون ویزدوم و آنوئل فتوگرافی که آثار عکاسانی چون یوسف کارش و ادوارد استایکن و فیلیب هالسمان در آنها چاپ می‌شد مرا تحت تأثیر قرار داد و باعث شد تا گرایش بیشتری به این شاخه عکاسی پیدا کنم، همچنین به اعتقادم یکی از نکات مهم این گرایش آن است که شخصیت آدم‌ها را می‌توان با این نوع عکاسی به‌نمایش گذاشت. دلیل سفر به خارج از ایران چه بود؟ تا 25 سالگی به‌درجه‌ای از عکاسی رسیده بودم که در دوره خودش قابل قبول بود از طرفی نقاشی باعث شده بود که دید ویژه‌ای در عکاسی پیدا کنم همین موجب پیشی گرفتن از پدرم در عکاسی شد. به‌مرور آن قدر تحت تأثیر عکس‌های معروف جهان قرار گرفتم که نقاشی را کنار گذاشتم. در 26 سالگی به منظور تکمیل آموخته هایم به آلمان نزد شارکوفسکی رفتم و به مدت یک سال ونیم با او همکاری داشتم.به دلیل نقاش بودنم در رتوش زبردست بودم و به‌دلیل آشنایی با نقاشی مینیاتور ریزه کاری در رتوش را نیز بخوبی انجام می‌دادم و در این کار بی‌نقص عمل می‌کردم به طوری که او را متحیر می‌کردم. تا بدان جا که در طول همکاری به‌طور دائم از من تعریف می‌کرد. برخی تکنیک‌های عکاسی را از او آموختم و در نهایت قصد بازگشت به ایران داشتم. شارکوفسکی با این تصمیم من مخالف بود و در نهایت اصرار به بازگشت، باعث شد تا دوربینی را که هم‌اکنون در استودیو من است به رسم یادگار به من دهد. احساس می‌کردم آموخته هایم بعد از بازگشت به ایران مرا راضی نمی‌کند به همین دلیل سفر بعدی را به امریکا داشتم، یک ماه میهمان محمد زرین دست در لس آنجلس بودم، بعد از آن در اطراف سانفرانسیسکو خانه‌ای اجاره کردم و به کلاس‌های «آرت آکادمی سانفرانسیسکو» رفتم. سه سال با حضورم در آن آکادمی شیوه‌های جدید ظهور و چاپ را فراگرفتم. از دیدارتان با «یوسف کارش» و «آنسل آدامز» برایمان بگویید؟ در امریکا از محل اقامتم با «یوسف کارش» تماس گرفتم (عکاسی که با گرفتن عکسی از چرچیل شهره جهانی بود، چرچیل در مراسمی گفته بود هر عکاس می‌تواند یک عکس از من بگیرد. وقتی نوبت او شده بود سیگار چرچیل را از دستش گرفته بود و این جسارت او باعث شده بود تا چرچیل اجازه دهد چند فریم عکس بیشتر بگیرد) پس از گذشت چند ماه به همراه فرهاد برادرم به دیدن او رفتیم که در هتلی معروف در کانادا زندگی می‌کرد و دفتر کارش هم در طبقه ششم همان هتل بود. عکس هایم را به وی نشان دادم و بسیار خوشش آمد و این آغاز دوستی من و او بود. همچنین در امریکا آقای «جیره بندی» از دوستان من در «کارمند ولی» نزدیکی «سانفرانسیسکو» زندگی می‌کرد که دارای بهترین گالری‌های آن منطقه بود؛ او همسایه آنسل آدمز بود، او مرا به خانه‌اش دعوت کرد و به همراه آنسل آدامز به‌صرف ناهار پرداختیم و با هم همصحبت شدیم سپس به دفتر کارش رفتم و از او نکات بسیاری آموختم. دلیل بازگشتت به ایران چه بود؟ پدرم را به امریکا بردم تا شاید بپذیرد به آنجا مهاجرت کنیم. پس از سه ماه اقامت در هتل از او پرسیدم نظرت در خصوص زندگی کردن در اینجا چیست، او موافق مهاجرت نبود. من نیز به‌دلیل وابستگی زیاد به خانواده‌ام به ایران بازگشتم. پس از آن چندین سفر به امریکا داشتم که طولانی‌ترین این سفرها از سال 1357 تا 1361 بود که کسب تجربه علمی خوبی به همراه داشت. نخستین پرتره حرفه‌ای که گرفتید کدام عکس بود؟ نخستین پرتره از حسین بهزاد(نقاش) و دومی را از سعید نفیسی (ادیب) گرفتم. آیا فعالیت آکادمیک داشته اید؟ 14 سال در دانشگاه هنر به دعوت خانم دکتر کاتب تدریس می‌کردم و کلاس‌های فنون بازسازی عکس و نورپردازی پرتره دروسی بودند که در آن سال‌ها تدریس می‌کردم، اما به‌صورت خاص یا انفرادی شاگردی نداشتم. شیوه‌های عکسبرداری شما چگونه است؟ عکاسی پرتره فقط گرفتن یک عکس چهره نیست، شما با این کار نوعی شخصیت‌گرایی هم انجام می‌دهید. عکاس نه تنها باید مباحث فنی عکاسی نظیر کمپوزیسیون (ترکیب بندی) و سایه را بداند، بلکه باید شناخت خوبی از کسی که قرار است عکاسی کند، داشته باشد. عکاس پرتره باید روانشناسی بداند و بتواند حسی را که از سوژه‌اش می‌گیرد در تصویر منعکس کند. هیچوقت به سوژه نمی‌گویم که برای عکاسی آماده باشد چرا که ایجاد استرس می‌کند و عکس آن گونه که باید باشد نمی‌شود.به آنها می‌گویم فکر نکنید که برای عکس گرفتن آمده اید، ما قرار است گپی دوستانه داشته باشیم و درحال نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه به گفت‌و‌گو با آنها می‌پردازم و در نتیجه آن به شخصیت‌شان پی می‌برم و این گونه فرم قرار گرفتن شخص در مقابل دوربین، حالت چهره، جدی یا راحت بودنش را تشخیص می‌دهم. برقراری ارتباط با سوژه کمک ویژه‌ای به خروجی عکس می‌کند و نتیجه متفاوتی حاصل می‌شود. خاطره‌ای دارم از عزت‌الله انتظامی که قرار عکاسی داشتیم. وقتی به استودیو آمد از او خواستم تا دکلمه‌ای از شکسپیر را اجرا کند تا نور‌ها را تنظیم کنم و در حالی که به خواندن دکلمه مشغول بود و متوجه نبود، از او عکاسی کردم. اعتقادم این است که عکاس باید تمام مراحل از عکاسی تا ظهور و چاپ را خودش انجام دهد.در عکاسی پرتره استفاده از لنز مناسب و نور‌پردازی اهمیت زیادی دارد. ما نمی‌توانیم برای همه مدل‌ها از یک نوع نورپردازی استفاده کنیم ،باید بر اساس شناختی که از فرم و فیزیک چهره سوژه به‌دست می‌آوریم نور را طراحی کنیم. همیشه از دیافراگم‌های بسته استفاده می‌کنم و با نور‌پردازی و ایجاد سایه روشن به عکس‌ها عمق می‌دهم و سوژه‌ها را از بک‌گراند جدا می‌کنم. من در کارم از تکنیک‌های عکاسان مختلف الگو‌هایی برداشته‌ام اما موافق با کپی‌برداری نیستم. عکس هایم ویژگی‌هایی دارد که مرا نسبت به عکاسانی چون هالسمان، اشتایکن و کارش متمایز می‌کند. تفاوت کار من این است که بیشتر چهره سوژه هایم مهم است نه محیط اطرافشان، چرا که به نظرم شخصیت افراد در صورتشان نمایان است. چند کتاب منتشر کرده اید و آیا کار عقب مانده‌ای دارید که انجام نداده باشید؟ سه کتاب تاکنون منتشر کرده‌ام که یک جلد آن به نقاشی هایم و دو جلد دیگر به پرتره‌هایی که در طول سال‌های متمادی از پرتره‌هایی که از مشاهیر ایران زمین گرفته‌ام اختصاص دارد. اکنون در حال آماده‌سازی سومین جلد از مجموعه پرتره‌ها هستم. نظرتان در مورد زندگی چیست؟ شما برخلاف آن مستند ساز پرسیدید که گفت در مورد مرگ چه فکر می‌کنی، گفتم انسان اگر به مرگ فکر کند هر روز خودش را کشته است ؛هیچوقت به آن فکر نکرده و نمی‌کنم وقتش که بیاید همه می‌روند. زندگی زیباست.

نقدی كوتاه بر نمایشگاه عكس « امید صالحی » تصویرهای بیرونی و درونی

operator 180

منبع: روزنامه اعتماد – اميد صالحي هنرمند عكاسي است كه نمايشگاه اخير خود را با عنوان «اينجا من دو اسم دارم» در گالري راه ابريشم به نمايش گذاشت. او موانع و دغدغه‌هايش را به شيوه‌ خود تصوير كرده است. نوشته‌ها و عكس‌هاي مستند اجتماعي او بيشتر برپايه تنهايي و جدا شدن يا جدا ماندن از جايي يا گروهي را نشان مي‌دهد. تكست‌، عكس‌ و دو بخش ويدئو آرت مجزا در درك هويت تكست‌ها، مخاطب را متوجه نمايشي متفاوت از فرآيند دگرگوني هويت مي‌كند. صالحي مخاطبش را شريك در روبه‌رويي باتجربه مهاجرت و دستاورد آن كرده است. همين نگرش در نوع خود تامل‌برانگيز است. اگرچه تجربه مهاجرت به‌هيچ‌عنوان، تازه و جديد نيست؛ اما چيستي مهاجرت، ارتباط و مناسبات بين ميهمان و ميزبان و بازتعريف هويت فرد مهاجر همچنين نقش بسيار مهم ترجمه (ادراك) بسيار موردتوجه قرار مي‌گيرد. در حقيقت نمايشگاه خلق آثاري است كه دگرگون‌شده‌اند. نمايشگاه «اينجا من دو اسم دارم» را با توجه به ويژگي‌هاي منحصربه‌فردش مي‌توان در چند مورد صورت‌بندي كرد. در اين مجال كوتاه فقط مي‌توان به رويكرد اصلي تغييرات در مهاجر اشاره كرد. وضعيت مهاجر و غريبي او در كشور ميزبان، همچنين وضعيت نبودن در خانه يا وطن و چگونگي بازنمايي آن در نمايش به‌گونه‌اي هم داراي تفكر و تامل‌اند، هم غم‌انگيز. چيدماني از غربت‌زدگي در كاشي شكسته، پرنده‌اي تنها در آسماني ابري و مخزن دريافت نامه مشاهده‌ مي‌كنيم. نگارگري سنتي ايران بر روي كاشي تكه شده و ترك‌‌دار در يك قاب و باغ‌ سبز گياهان غربي در قابي ديگر دركنار هم چيده شده‌اند. اين ترك‌هاي به‌هم‌پيوسته در پس‌زمينه‌اي از آجر با برگ‌هاي زرد پاييزي و شاخه‌اي سبز، تلفيقي از دگرگوني هويت و رنج و غم را بازنمايي مي‌كنند. هنرمند علاوه بر فضاي بيروني و محيطي خود، تاثير ژرفي از درون را با تفاوتي موردتوجه به تصوير مي‌كشد. صالحي، ويدئويي از نمايش خياباني را منطبق با پرسش‌هاي افسر كنترل پاسپورت مي‌داند. صحنه‌هاي برخورد و مشت‌هاي گره‌شده دو مرد و تماشاچياني كه نظاره‌گرند. ولي جالب‌تر است بدانيم، اين رابطه بده بستان ميان دو هويت ايراني و انگليسي چگونه شكل مي‌گيرد. هويت، منفرد نيست و با تغييرات بيروني و دروني تغيير مي‌كند و گاهي مشروط به موقعيت است. هويت در ارتباط بودن با ديگران، وابسته به شناخت و تاييد آنان نيز هست. صالحي با مالكوم انگليسي كه مالك آپارتمانش است از طريق پيامك وارد دنياي غريبه مي‌شود. كسي با او گفت‌وگو نمي‌كند. مدام كنار گذاشته مي‌شود؛ اما او مي‌كوشد تا به عنوان يك شهروند، يك انسان، نشان دهد «من» وجود دارم. اين تلاش را باارزش‌هاي فرهنگي آميخته مي‌كند. گفت‌وگوهاي خود را از طريق روزنامه‌اي دستي در اتوبوس و مترو به افراد حاضر پخش مي‌كند. سپس پيامك‌هاي خود و صاحبخانه را در قالب يك كتاب گردآوري مي‌كند. در انديشه هومي بابا، استاد زبان انگليسي و ادبيات و زبان امريكايي: «مهاجرت نوعي ترجمه فرهنگي است. مهاجر فرهنگ‌ها را ترجمه مي‌كند و از مرزبندي‌ها فراتر مي‌رود» بنابراين اين بده بستان بر پايه الگوسازي و تقليد از ميزبان شكل‌گرفته است. تقليد در هماهنگي، نزديك شدن و رسيدن به زبان و فرهنگ ميزبان در بخشي از تكست‌هاي قاب شده، ملموس است. در ادامه تقليد وقتي درست شكل مي‌گيرد و نزديك به فرهنگ ميزبان مي‌شود از طرف مالكوم انگليسي ديگر پذيرفته نيست. هر فرهنگي متشكل از قوانين است و حالا كه شخصي غريبه توانسته با اين قوانين خود را هماهنگ كند، مالكوم حالا يا يك كلمه يا اصلا پاسخ نمي‌دهد. در حقيقت تذكر او به ميهمان يا مهاجر اين است كه بداند، همچنان غيرخودي است. تقليد در بيشتر موارد امري راهبردي محسوب مي‌شود. شخص مهاجر با تكرار همراه با تغيير مي‌خواهد تاييد مقابل را بگيرد. از طرفي رفتار مالكوم حاوي اين نكته نيز هست؛ غريبه هيچگاه آشنا نمي‌شود. گويا هويت اگرچه دستخوش تغيير قرار مي‌گيرد اما خودي و ديگري هميشه بايد قابل تفكيك باقي بمانند؛ بنابراين مالكوم پاسخ غريبه‌اي كه آشنا شده را نمي‌دهد. اين رفتار بدين معني كه تو غريبه‌اي! تفاوت خود را حفظ كن، نمي‌خواهم مثل من باشي، تعريف مي‌شوند. شخصيت تقليدگر مهاجر، اين‌چنين در وضعيت دوگانه‌ قرار مي‌گيرد. انگار كه سرزمين جديد هيچ‌وقت خانه امن مهاجر نخواهد بود. عملكرد و كاركرد تمامي پيام‌ها مربوط به فضاي كوچك آپارتمان است؛ يعني مكاني كه متعلق به هنرمند عكاس هم هست و هم نيست، در اين وضعيت مالكوم همچنان صاحبخانه است. روابط روان‌شناختي بين دو نفر «اميد (ميهمان) و مالكوم (ميزبان) » اگرچه بر پايه‌ تقليد استوار است اما بدون شك هراس انساني و تنش را به طور غيرمستقيم در خود پنهان دارد. اين جست‌وجو اگرچه امري آشناست، اما هرچه بيشتر مي‌گذرد و روبه‌جلو حركت مي‌كند، ناآشناتر مي‌شود. برخي از چيزهاي جديد براي همگان ترسناكند، چون شناخته‌شده نيستند. همين امر هراس و تنش حزن‌آوري را بر شخص غالب مي‌كند. تقليد درعين‌حال نشانه‌اي از عدم تناسب هم هست. شخصيت دچار سردرگمي مي‌شود، زيرا براي تغيير بايد از خود انعطاف نشان دهد. فرويد در مقاله «uncanny» امر غريب را بازنمود چيزي آشنا مي‌داند كه پيش‌تر ناديده گرفته‌شده است. تمايل به هماهنگي در چارچوبي ترسناك است تا اينكه يك مركز مشترك براي شخص حس شود. درواقع امري آشناست اما احساسي غريب در آن نهفته است. درنهايت ويديوي ديگري با صداي آموزش زبان انگليسي هنرمند، منطبق با تصاوير رشد كودكي مي‌شود كه تعليم را از مادرش مي‌آموزد و هر روز تواناتر مي‌شود. اين موارد همواره نشان از فرآيندي روبه رشد و در حال بازتعريف شدن هستند. موقعيتي براي فراتر رفتن. اينگونه است كه دستاورد هنرمند مهاجر در چندگانگي‌ها و تاثير مكان، خلق نمايشي متفاوت از مهاجرت شده ‌است.   به قلم: ساره بهروزی

یادداشت مهمان/ حکایت عکس‌های بی روح کارت ملی هوشمند

operator 230

منبع: خبرگزاری فارس – استفاده از لنز واید در عکاسی پرتره، باعث بهم ریختگی اجزای چهره می‌شود. نور نامناسب لامپ‌های فلورسنت هم تصویری بی‌روح و کم‌رمق از مراجعه‌کننده ثبت می‌کند و یکی از علل نارضایتی مردم از عکس‌هایشان در کارت ملی هوشمند است.       به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری فارس، محسن زین‌العابدینی از جامعه عکاسان کشور یادداشتی درباره «عکس‌برداری برای صدور کارت ملی هوشمند» نوشته و در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که مشروح آن در پی می‌آید: «کارت ملی هوشمند» یکی از مهم‌ترین ابزارهای هویتی برای ایرانیان محسوب می‌شود. گفته می‌شود و تا پایان سال جاری تمامی ایرانیان دارای شرایط لازم، باید برای دریافت این کارت اقدام کنند؛ کارتی دیجیتالی که قرار است ضمن کاهش فتوکپی‌های رایج در ادارات بیانگر هویت افراد باشد و سطح رضایت مردم از دولت را بالا ببرد. اما دریافت این کارت همواره با نارضایتی‌هایی در دریافت آن از سوی مردم همراه بوده است و معطلی‌های بی‌علت، اخذ هزینه‌های اضافی، قطعی سیستم و … از مشکلاتی بوده است که صدای وزیر ارتباطات هم درآورد و خواستار رفع مشکلات در این حوزه شد. آذری جهرمی پس از بازدید از یکی از مراکز پستی در پایتخت با انتشار پستی در اینستاگرام با انتقاد از روند دریافت این کارت و مشکلات موجود، خواستار رفع مشکلات و معطلی‌های پیاپی شد. این تقاضا به سرعت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت و موجب شد بخشی از مشکلات این حوزه حل شود. اما کارتی که قرار است به عنوان اصلی‌ترین ابراز هویتی افراد باشد، باید از عکس مناسبی هم برخوردار باشد، نکته‌ای که تاکنون به طور جدی مورد توجه قرار نگرفته است. گرچه پیش از این رییس اتحادیه عکاسان و فیلمبرداران گفته بود که بر اساس حکم دیوان عدالت اداری، عکسبرداری برای کارت ملی هوشمند در دفاتر پیشخوان دولت و ثبت احوال غیرمجاز است و علت این شکایت را حضور افراد فاقد تخصص کافی در این زمینه و گلایه‌های متعددی از سوی مردم عنوان کرد و خواستار تهیه عکس‌ها در استودیوهای عکاسی شد اما تلاش‌ها برای بهبود عکس‌های نقش‌بسته بر این کارت‌ها راه به جایی نبرد. در مقابل، مدیرکل نگهداری و مهندسی عملیات سازمان ثبت احوال اعلام کرد که رویکرد اصلی این سازمان در طرح صدور کارت هوشمند ملی، اخذ تصویر چهره متقاضیان به صورت زنده (live) است، و معتقد بر عدم انجام ویرایش و دستکاری در عکس بود که بی‌شک نظری درست است. همچنین سخنگوی ثبت احوال نیز در اظهاراتی معتقد بود که عکس‌های استفاده شده بر روی کارت‌های شناسایی در کشورهای اروپایی نیز به همین گونه است! صرف نظر از اینکه عکس‌های مردم سرزمینم در استودیوهای حرفه‌ای عکاسی باید تهیه شوند و یا در اتاقک‌های کوچک یک متری ادارت پست و دفاتر پیشخوان دولت، ذکر نکاتی را در این باره لازم و ضروری می‌دانم. عکس روی کارت شناسایی یک فرد به عنوان مهم‌ترین ابزار شناسایی تلقی می‌شود که باید بدون دستکاری‌های اضافی تهیه شود عکس روی کارت شناسایی یک فرد به عنوان مهم‌ترین ابزار شناسایی تلقی می‌شود که باید بدون دستکاری و هرگونه ویرایشی -که منجر به از بین رفتن هویت شخص است- تهیه شود، نکته‌ای که هنرمندان عکاس به آن اشراف کافی دارند و مسئولین ثبت احوال نیز بر لزوم انجام آن تاکید داشته‌اند اما مسئله‌ای که از آن غافل شده‌اند نکات فنی و بسیار مهمی است که در خروجی یک عکس تاثیر می‌گذارد. روز گذشته که برای انجام فرایند ثبت نهایی کارت هوشمند به اداره پست مراجعه کردم و با یکی از کارمندان، موضوع عکاسی و شرایط بدی را که برای اینکار انتخاب شده است، مطرح کردم. کارمند پست اظهار داشت اکثر مراجعه‌کنندگان از عکسی که در اینجا تهیه می‌کنیم رضایت کافی ندارند و اگر چاره‌ای برای اینکار اندیشه شود، مشکلات ما هم کمتر خواهد شد. برایم جای سوال است که چرا تاکنون مسئولین برای رفع این نارضایتی‌ها حداقل با یک کارشناس خبره عکاسی مشورت نکرده‌اند؟ آیا در اروپای که مورد بحث مسیولان اداره ثبت احوال هم مردم تا به این حد از عکس‌های خود ناراضی بوده‌اند؟ سراغ محل عکاسی را گرفتم و در کمال شگفتی با محفظه‌ای کوچک روبه‌رو شدم که تحت هیچ شرایطی از استانداردهای حداقلی برای عکاسی پرتره بهره‌مند نبود. محفظه‌ای کوچک‌تر از یک متر مربع که با چند نور فلورسنت نورانی شده بود و با دوربینی در فاصله‌ای حدوداً یک متر که از یک لنز با فاصله کانونی 18-55 میلیمتر برای عکاسی استفاده می‌شد. این شرایط و استفاده از تجهیزات مذکور، عمدتاً به عکس‌هایی منجر می‌شود که رضایت صاحب خود را در بر ندارد. شرایط نامناسب برای عکاسی در فضای پرازدحام ادارات و دفاتر، اولین اشکال این نوع از عکاسی است که با استفاده از لنزی نامناسب به قوز بالا قوز تبدیل می‌شود. استفاده از لنز واید در عکاسی پرتره، باعث بهم ریختگی اجزای چهره می‌شود استفاده از لنز مناسب از مهم‌ترین انتخاب‌های یک عکاس برای ثبتی درست از یک چهره است. آنان که از فنون عکاسی در حد مقدماتی نیز سررشته‌ای دارند می‌دانند که استفاده از لنزهای واید در فاصله کم، بدترین انتخاب برای عکاسی پرتره است. این لنز باعث بهم ریختگی اجزای چهره می‌شود. بینی بزرگتر از حد واقعی و پیشانی سوژه به طرز نازیبایی به ثبت می‌رسد، این موضوع مهم ترین علتی است که اکثریت مردم از عکس‌های گرفته شده توسط اپراتورهای ثبت رضایت کافی را ندارند. مناسب‌ترین لنز مورد استفاده در عکاسی پرتره را لنزی با فاصله کانونی 105 میلی متر می‌دانند که به هیچ وجه موجب بهم ریختگی اجزای چهره نمی‌شود. نکته‌ای که برای هویت افراد بسیار مهم و حیاتی است، در واقع باید گفت همان طور که رتوش و ویرایش عکس می‌تواند تا حدی از هویت اصلی افراد بکاهد، استفاده از لنز نامناسب نیز عملا در این موضوع تاثیرگذار است. نور نامناسب لامپ‌های فلورسنت، تصویری بی‌روح و کم‌رمق از مراجعه‌کننده ثبت می‌کند و یکی از علل نارضایتی مردم از عکس‌هایشان است نکته بسیار مهم دیگر، استفاده از لامپ‌های فلورسنت (مهتابی) به عنوان منبع روشن کننده تصویر است. انتخاب ناصحیح نور و عدم شناخت کافی از تاثیرات آن، یکی دیگر از علل نارضایتی مردم از عکس‌هایشان است که با سردی خود قرار است تصویری بی‌روح و کم‌رمق از مردم ایران برای سال‌های سال در اصلی‌ترین کارت شناساییشان به نمایش بگذارد. از عدم ارتباط صحیح بین اپراتور عکاسی با سوژه نیز می‌توان گفت و نوشت اما تا وقتی که خشت‌های اول را درست پی‌ریزی نکنیم، لزومی به اصلاح امور دیگر نیست. برای مردم فرق زیادی ندارد که در استودیوی عکاسی اقدام به تهیه عکس خود کنند یا در ادارات پست، آنچه که مهم است، نخست حفظ احترام است که نیاز به فضایی متناسب برای عکاسی دارد نه محفظه ای کوچک در میان انبوهی از جمعیت و دوم تهیه عکسی با استانداردهای کافی که لازمه آن استفاده از تجهیزات مناسب با حضور هنرمندان عکاس است. اکنون که همچنان میلیون‌ها کارت ملی هوشمند همچنان به ثبت نرسیده است، شاید نیاز به پستی دیگر در فضای اینستاگرام توسط جوان‌ترین وزیر کابینه باشیم که در حل این مشکل تاثیرگذار باشد. انتهای پیام/

«نقرس» نتوانست زندگی را از «مهدی» بگیرد

operator 286

منبع: تابناک – این مجموعه را «مهدی حسینی»، عکاس مستند در قاب تصویر ثبت کرده است و در توضیح آن نوشته: مهدی صبوحی متولد کرمانشاه از 20 سالگی مبتلا به بیماری نقرس شد. او علم گیاه شناسی را به صورت تجربی فرا گرفت و توانست با بهره بردن از این دانش پس از گذشت 57 سال بوسیله جوش شیرین و خوردن روزانه دوکیلو میوه روند بیماری خود را کنترل کند. براساس نظریه پزشکان افرادی که در سنین جوانی تا دوره میانسالی دچار عارضه نقرس می‌گردند، بر اثر اسید اوریک و تشکیل کریستال در مفاصل که سلول های ایمنی بدن آنها را مهاجم تلقی کرده و می‌خورند، در نهایت با عفونی شدن کلیه و کبد در زمانی کوتاهی جان خود را از دست می دهند. او می گفت که استفاده زیاد از مشروبات الکلی در سالیان گذشته با درصد بالا باعث تشدید بیماری‌اش شده است. مهدی در سالهای اخیر در خانه اجاره‌ای در آبیک قزوین به تنهایی اسکان داشت و خانواده اش او را ترک کرده بودند. وی در سه سال گذشته در ماشین شخصی زندگی کرد و در نهایت در سال 2016 در بیمارستان سپیر فوت کرد و در قبرستان اقلیت‌های مذهبی در جنوب تهران (خیابان خاوران) دفن شد.

پیرامون دومین جشنواره ملی عکس «من و شهر؛ زشت و زیبا» در گفتگو با دبیر اجرایی جشنواره

operator 186

منبع: وقایع استان – پیشنهاد سردبیر » پیرامون دومین جشنواره ملی عکس «من و شهر؛ زشت و زیبا» در گفتگوی «وقایع استان» با «سید مهرداد شریفی» دبیر اجرایی جشنواره /رو در رو با شهر سمیه انصاری فر *** عکس یک رسانه مهم و تاثیر گذار در دنیای امروز است و از ظرفیت های آن می توان در بخش های مختلف از جمله فرهنگی و اجتماعی استفاده کرد. برگزاری روزافــزون نمایشگاه ها و جشنواره های متعدد عکس در شهرهای مختلف نشان دهنده اهمیت این بخش در عمومی تر کردن موضوعات اجتماعی و ایجاد حساسیت در جامعه چه در میان مسئولین و چه مردم است. در استان مرکزی نیز برگزاری جشنواره های عکس با موضوعات مختلف و علاقه جوانان به عکاسی و وجود عکاسان حرفه ای و مطرح در سطح ملی و بین المللی نشان می دهد که عکس بعنوان یک رسانه جایگاه خود را پیدا کرده است. در این میان ارگان ها و سازمان ها نیز در راستای اهداف و وظایف ذاتی خود به دنبال استفاده از این ظرفیت بالقوه برای آگاهی بخشی در سطح جامعه و نقد عملکرد خود هستند. سال گذشته بود که شهرداری اراک به عنوان مدیریت شهری این کلانشهر جشنواره ای را با نام «اولین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» برگزار کرد تا همانطور که از نام آن برمی آید از دریچه نگاه عکاسان به زیبایی ها و زشتی های شهر بپردازد. هم اکنون این جشنواره در آستانه برگزاری دوره دوم خود است به همین بهانه گفتگویی با سید مهرداد شریفی دبیر اجرایی این جشنواره داشته ایم. او یکی از عکاسان باسابقه و مطرح استان است. شـــریفی در خصوص جشنواره و هدف برگزاری اش می گوید: هم اکنون فراخوان «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» با محوریت شهری و شهر اراک در سه بخش شهروندی (غیرحضوری)، ملی و بومی (هر دو به صورت حضوری) منتشر شده است. وی افزود: هدف از این جشنواره استفاده از رسانه عکس جهت بازنمایی محاسن و معایب شهر اراک است و در واقع برگزار کنندگان به دنبال این هستند تا نشان دهند چقدر عکس می تواند در این مسیر کارآمد باشد و از آن استفاده بهینه ببرند. این هنرمند عکاس ادامه داد: بنا به همین رویکرد در دو بخش حضوری و غیرحضوری موضوعاتی در نظر گرفته شده است از جمله شهر و آسیب های اجتماعی، حمل و نقل و ترافیک، فضای سبز شهری، مدیریت پسماند، ایمنی و آتش نشانی در بخش غیرحضوری و زیبایی ها و جاذبه های شهر اراک همچون (بازار تاریخی اراک، اماکن مذهبی، نمادهای داخلی و بیرونی، مساجد، تکایا، زیارتگاه ها، بناهای تاریخی، خانه های قدیمی، المان های شهری و …) در بخش حضوری آن مدنظر است. شریفی در توضیح این دو بخش و تفاوت هایش می گوید: این جشنواره ملی است و عکاسان سراسر کشور می توانند در آن شرکت کنند؛ اما با این تفاوت که امسال در بخش حضوری آثار عکاسان بومی و غیر بومی به طور مجزا داوری می شود. وی ادامه داد: در بخش غیربومی متقاضیان شرکت در جشنواره باید رزومه خود را به دبیرخانه جشنواره ارائه دهندکه بعد از بررسی آن و گزینش نهایی عکاسان منتخب برای حضور در تور دوروزه عکاسی در اراک معرفی می شوند. عکاسان بومی یعنی عکاسان اراک و استان نیز به همین منوال در دور روز جشنواره از اراک با لحاظ عناوین ذکر شده آن عکاسی می کنند و در نهایت آثارشان به طور جداگانه بررسی و ارزیابی می گردد. دبیر اجرایی «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» توضیح داد: علت این تفکیک این است که عکاسان شهرمان اشراف بیشتری بر موضوعات جشنواره دارند و این در کیفیت کارشان تاثیر خواهد داشت بنابراین سعی کردیم با این کار فضای جشنواره را عادلانه تر کنیم. شریفی در مورد بخش غیرحضوری گفت: در این بخش که عنوانش شهروندی است همه عکاسان بدون گزینش خاصی می توانند شرکت نمایند و عکس های خود را به این بخش ارسال کنند. وی با بیان اینکه چشم انداز این جشنواره تداوم و استمرار در سال های بعد است، ادامه داد: سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری اراک با توجه به حیطه کاری خود که پرداخت به مسائل فرهنگی، ورزشی و اجتماعی است به دنبال استفاده از ظرفیت های هنرهای مختلف بعنوان عنصر و ابزاری مهم و تاثیرگذار است و در این میان عکس به دلیل بیان موجز و واقع گرایانه اش یک فن هنر مورد توجه است. شریفی افزود: در واقع هدف برپایی این جشنواره علاوه بر خلق آثار هنری ماندگار و تاثیر گذار ایجاد ارتباط دو سویه هنرمندان خلاق و استفاده از ظرفیت‌های آنها در ساخت شهری مناسب در راستای آموزش و ترویج فرهنگ شهروندی و شهرنشینی است. وی ادامه داد: امسال دومین سال برگزاری این جشنواره است و تمام تلاش این است که در امتداد اهداف جشنواره سمت و سوی هنری و عکاسانه خود را حفظ کند و در این راستا می توان هر سال به تجربیات مفیدتری نسبت به گذشته دست یافت. دبیر اجرایی این جشنواره افزود: برای نیل هر چه بهتر به اهداف تعریف شده جشنواره، پسندیده است که علاوه بر عکاسان، عموم مردم نیز در تقابل با آثار تولیدی آنان قرارگیرند. دوره قبل علاوه بر برپایی نمایشگاه از آثار برگزیده، کتابی نیز ازاین آثار منتشر شد و همچنین عکس ها به صورت مجازی نیز در وب سایت های معتبر مختلفی منتشر شدند که بهتر است این امر و اشکال جدیدتری از ارایه نیز در این جشنواره ادامه یابد. وی در پاسخ به این سوال کــه باب شدن جشنواره های عکس شهری چقدر در فرهنگ سازی و آگاهی اجتماعی موثر است، گفت: این گــونه از جشنواره ها چند سالی است که در شهرهای مختلف قوت گرفته و به نظر می رسد دست اندرکاران اجرایی شهرها متوجه اهمیت آن شده اند. وی گفت: شهرهای مختلف به تجربیات خوبی در این زمینه رسیده اند، پسندیده است اگر تجربیات اجرایی شهرهای مختلف در این زمینه با یکدیگر به اشتراک گذاشته می شد تا بررسی و آسیب شناسی انجام می گرفت و تاثیرات و بازخوردهای آن، چه در حوزه هنری و چه در حوزه اجتماعی و شهری بررسی و تحلیل می شد. شریفی ادامه داد: در واقع این موضوع مطرح است که عکس در مواجه با جامعه درساحت یک رسانه و یا در جایگاه متعالی تر هنری آن چه رویکرد هایی می تواند داشته باشد و بالعکس؛ که البته این بحث گسترده ای است و در ویژگی های ممتاز «عکاسی مستنداجتماعی» و ارتباط متقابل و دوسویه این گونه خاص واقع گرایی رسانه ای و هنری می گنجد. وی ادامه می دهد: «عکس مستند اجتماعی» به طور خاص در مواجه با انسان و اجتماع است و در اصل ماهیت خود را از اجتماع می گیرد که در این جشنواره گونه خیابانی و شهری آن بیشتر مدنظراست. دبیر اجرایی «دومین جشنواره ملی عکس من و شهر؛ زشت و زیبا» می گوید: عکاسی مستند اجتماعی به دلیل دغدغه های انسانی اش با اهداف جشنواره هایی از این دست بسیار هم پوشانی و قرابت دارد؛ بنابراین عکس و عکاسی می تواند رسالت مهمی را در جامعه به دوش بکشد، چرا که این گونه عکاسی وام دار عنوان «اجتماعی» است. شریفی افزود: هم اکنون در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته بحث ارایه آثار هنـــری به شیوه های مختلفی از جمله برپایی نمایشگاه در به چالش کشیدن بسیاری مسایل ساری و جاری اجتماعی و یا ایدئولوژیک متداول است؛ به طور مثال در حوزه عکاسی ارایه یک مجموعه عکس توانایی آن را دارد تا ذهن اجتماع را به مسئله ای درگیر کند که این امر خود میتواند باعث تصحیح یک ناهنجاری در اجتماع گردد و یا بیان کننده زیبایی های رفتار اجتماعی آن جامعه و گسترش آن باشد. وی در خصوص مهلت ارسال آثار در بخش های مختلف گفت: در بخش شهروندی علاقمنـــدان می توانند تا پنجم آبان آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند و همان روز نیز آخرین مهلت ثبت نام اینترنتی بخش حضوری است. گقتنی است این جشنواره در آذرماه برگزار و داوران آن اسماعیل عباسی، مهدی مقیم نژاد و پیمان هوشمند زاده هستند.

بازتاب گلایه‌های عکاسانی که حق مادی و معنوی‌شان پایمال شده است عکس‌دزدی

operator 122

منبع: روزنامه شهرآرا – غلامرضا زوزنی- نمی‌توان نامش را «سرقت» گذاشت، اما چیزی کم از سرقت هم ندارد. این را که بدون اجازۀ صاحب اثر، اثر هنری را در کتابی یا مجله و روزنامه‌ای یا به‌اقتضای این روز‌ها در فضای مجازی منتشر کنیم چه می‌توان خواند؟! در فضا‌های مختلف بارها و بارها با این پدیده روبه‌رو شده‌ایم که فیلم، عکس و یا مطلبی بدون رعایت حقوق مادی و معنوی صاحب آن منتشر می‌شود و دست مؤلف هم به هیچ‌جا بند نیست. این موضوع که دامن همۀ صنوف جامعۀ هنری، اعم‌از سینماگران، نویسندگان و …، گرفته است چند‌وقتی است در‌میان عکاسان خراسانی نیز خودش را عیان کرده است. همین مسئله باعث شد شهرآرا در این گزارش، هم‌صدا با عکاسان شهر، در نکوهش این اتفاقات صدایی برآورد. ﷯ قانون‌بی‌قانون! در بررسی موارد قانونی در‌این‌زمینه دریافتیم که قانون‌گذار برای جلوگیری از این سرقت‌ها تدبیری اندیشیده است و در موضوعات مختلف مجازات‌هایی، از حبس‌های ماهانه و سالانه تا جرائم نقدی، درنظر گرفته است، اما مسئله خلأ قانونی نیست و آنچه شکاف ایجاد کرده است روند رسیدگی به قانون است که به‌دلیل فرسایشی‌شدن باعث شده در اکثر موارد شاکی از مطالبۀ حق خود منصرف شود. در‌خلال رسیدگی به پرونده‌های خانوادگی، کیفری و جنایی شاید توقع رسیدگی به قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» دور از انتظار است و ظاهراً باید جامعۀ هنر دندان روی جگر بگذارند و تضییع حقوق مادی و معنوی‌شان را ببینند و دم نزنند. اینکه فضای مجازی سهل‌الوصول و دردسترس همه است و هر شخص حقیقی یا حقوقی‌ای که اراده کند می‌تواند در آن مطلبی را منتشر کند معنایش این نیست که موانعی قانونی برای آن وجود ندارد؛ بلکه تمام آثاری که در فضای مجازی منتشر می‌شوند نیز مانند انتشار در فضای حقیقی مشمول قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» می‌شوند و قابل‌طرح در دادگاه هستند. ﷯ این حق‌الناس است رضا رادپور عکاس و مستند‌ساز مشهدی است که چندین‌بار عکس‌هایش را بدون رعایت حقوق مادی و معنوی او در فضاهای مختلف منتشر کرده‌اند. اخیراً بدون اطلاع رادپور عکسی از عکس‌های وی در فضای مجازی منتشر شده است و او، علی‌رغم اعتراضی که داشته است، موفق نشده جلوِ انتشار آن را بگیرد. او در گفتگو با شهرآرا در‌این‌باره گفت: «رواج‌یافتن این سرقت‌ها در جامعه باعث سرخوردگی جامعۀ فرهنگی می‌شود. او ادامه داد: «وقتی یک فعال فرهنگی-هنری از بازخورد اثر هنری‌اش اطمینان نداشته باشد و نتواند با مخاطبش ارتباط برقرار کند رفته‌رفته از تولید اثر جدید بازداشته می‌شود.». او همچنین افزود: «اگر فردی معتقد به آموزه‌های دینی باشد این را نوعی حق‌الناس می‌داند و هرگز دست به انتشار بدون اجازۀ عکس‌هایی که با زحمت عکاسی شده‌اند نمی‌زند.». ﷯ رعایت حقوق هنرمندان یک فرهنگ است سید‌جلیل حسینی زهرایی هم یکی از عکاسان و خبرنگاران پیش‌کسوتی است که سال‌های سال است در عرصۀ عکاسی در این شهر فعالیت داشته و به تدریس عکاسی در مقاطع مختلف می‌پردازد. کمتر کسی است که در عکاسی فعالیت داشته باشد و نام او را نشنیده باشد. با همۀ این احوال زهرایی هم از گزند سارقان آثار هنری در امان نمانده است. او در گفتگویی که با شهرآرا داشت گفت: «در اغلب هنر‌ها، مانند خوش‌نویسی، نقاشی، کاریکاتور و …، نام مؤلف در اثر درج می‌شود، اما در هنر عکاسی این حق معنوی عکاس لحاظ نمی‌شود.». او همچنین از دغدغه‌هایش گفت و تصریح کرد: «بنده و همکارانم در عکاسی چندین سال است که پیگیر حقوق مادی و معنوی‌مان هستیم که متأسفانه به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.». او ادامه داد: «رعایت حقوق عکاسان باید از مطبوعات و رسانه‌ها شروع شود و همکاران مطبوعاتی ما که بیشتر از رسانه‌های دیگر به این مسئله مبتلا هستند به رعایت حقوق عکاسان مبادرت ورزند.». این پیش‌کسوت عکاسی به خود و همۀ همکارانش توصیه کرد که روحیۀ مطالبه‌گری داشته باشند و تصریح کرد: «ما نباید با رسانه‌ها و مطبوعاتی که حقوق مادی و معنوی‌مان را رعایت نمی‌کنند همکاری کنیم.». او در پایان با بیان اینکه رعایت حقوق هنرمندان یک فرهنگ است افزود: «این کار نیاز به یک فرهنگ‌سازی دارد و همه باید باور کنند که یک عکس با هزینه و زحمت فراوان ثبت می‌شود و پشت آن سال‌ها تجربه قرار دارد که باید قدر آن دانسته شود.». ﷯ اگر پیگیری نکنیم، هنرمندان نسل آینده سرخورده می‌شوند به‌سراغ یکی از مسئولان انجمن عکاسان خراسان رضوی رفتیم و در‌این‌باره از او هم پرسیدیم. شرمین نصیری، مسئول کمیتۀ آموزش انجمن عکاسان، هم از وجود این خلأهای قانونی گله کرد و از تشکیل یک کمیتۀ حقوقی در انجمن عکاسان خبر داد که قرار است به این موارد رسیدگی کند. او همچنین به روند فرسایشی رسیدگی به این‌دست از جرائم اشاره کرد و گفت: «مورد‌هایی در مشهد وجود داشته‌اند که به‌دلیل طولانی‌بودن زمان رسیدگی قضایی و همچنین هزینه‌بر‌بودنشان از ادامۀ احقاق حق خود منصرف شده‌اند.». نصیری همچنین با بیان اینکه انجمن عکاسان به‌عنوان یک صنف مسئول پیگری این جرائم و رسیدگی به آن‌هاست تأکید کرد: «انجمن عکاسان خراسان در موارد حقوقی درقبال اعضا متعهد است و دنبال احقاق حق آن‌ها خواهد بود.». او همچنین در گلایه‌ای از مدعیان امور فرهنگی-هنری کشورمان در رسته‌ها و سازمان‌های مختلف افزود: «متأسفانه به‌دلیل رعایت‌نشدن قانون کپی‌رایت در کشور رسانه‌ها و خبرگزاری‌های نو‌پا، به‌ویژه از نوع اینترنتی، گاهی کمترین احساس مسئولیتی در‌برابر حقوق معنوی و مادی هنرمندان، به‌ویژه عکاسان، نمی‌کنند.». عضو مسئول انجمن عکاسان افزود: «بسیار زیاد دیده‌ایم که نامبردگان عکس‌های مد‌نظرشان را به‌سرقت می‌برند و حتی قسمتی را که در آن نشان هنرمند عکاس در عکس حک شده است به‌طرز شیطنت‌آمیزی برش می‌زنند و از عکس استفاده می‌کنند.». نصیری از همکاران عکاسش خواست این‌گونه موارد را تا دستیابی به بهترین نتیجه پیگیری کنند و دلیل این سماجت و اصرار را هم جلو‌گیری از سرخوردگی نسل‌های آیندۀ هنرمندان جوان کشور برشمرد.

عکسی که نمی‌توانید باور کنید دست یک اورانگوتان است!

operator 295

منبع: خبرآنلاین عکسی که جسی ویلیامز، دانشمند بیولوژی از دست یک اورانگوتان جوان گرفته حسابی سروصدا کرده است. دست این اورانگوتان شباهت بسیاری به دست انسان  دارد.  عکسی که نمی‌توانید باور کنید دست یک اورانگوتان است!

اهدای نشان به مشکلات صنفی عکاسان مطبوعاتی

operator 621

منبع: روزنامه شرق – مجید سعیدی مسئولان رسانه‌ای و برخی از بزرگان عکاسی مطبوعات گرد هم آمدند تا نشان عکاس مطبوعاتی را به برگزیدگان انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اهدا کنند. هیئت‌مدیره جدید انجمن صنفی مطبوعات در شاخص‌ترین اقدام خود پس از یک‌سال فعالیت، مراسمی را به مناسبت روز جهانی عکاسي برگزار کرد و با انتخاب هیئت داورانی در بخش‌های مختلف به عکاسان برگزیده خود نشان اهدا کرد. احتمالا هیئت‌مدیره و مسئولان انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی با هدف تشویق عکاسان جوان و رشد کیفی آثار، این مراسم را برگزار کردند، اما در اینجا باید از اعضای محترم هیئت‌مدیره پرسید، کدام بند از اساسنامه این انجمن، برگزاری چنین مراسمی را جزء وظایف دانسته و آیا مهم‌ترین هدف انجمن صنفی، تشویق عکاسان است؟ اگر شما در کسوت جشنواره‌های مطبوعاتی به فکر تشویق عکاسان و رشد کیفی آثار هستید، آیا برگزار‌کنندگان جشنواره‌ها و فستیوال‌های هنری و مطبوعاتی هم باید به فکر بیمه و حق کپی‌رایت و دیگر مشکلات صنفی عکاسان باشند؟ باید به‌دنبال پاسخ این سؤال باشیم که چه کسانی و چه نهادی باید به مشکلات و دغدغه‌های صنفی عکاسان مطبوعاتی بپردازند، اگر قرار باشد مهم‌ترین اقدام انجمن صنفی برگزاری این چنین مراسمی باشد؟ البته نگارنده یادداشت قصد ندارد که با نگاه بدبینانه و ناامید‌کننده به مسائل نگاه کند و مانند شخصیت گلام در کارتون گالیور همه‌چیز را منفی ببیند، اما این واقعیت را هم باید بپذیریم که با تعارفات به نتیجه نمی‌رسیم و به‌جای دورزدن مشکلات، باید سعی کنیم با آن روبه‌رو شویم. در شرایطی که بیشتر عکاسان مطبوعاتی بیمه ندارند، قراردادهای معتبری برای همکاری با رسانه‌ها ندارند، برای گرفتن مجوز عکاسی در سطح شهر مشکلات فراوانی دارند که البته خود مجوز‌ها هم چندان اختیار و آزادی عملی برای فعالیت به آنها نمی‌دهند و بسیار مشکلات صنفی دیگر دارند که من و شما آن را خوب می‌دانیم، آیا اهدای نشان مشکلی از جامعه عکاسی حل می‌کند؟ به نظر می‌رسد هیئت‌مدیره انجمن که در زمان رأی‌گیری، وعده‌های زیادی درخصوص فعالیت بیشتر و حل مشکلات عکاسان را داده بود و هیئت‌مدیره قبلی را متهم به کم‌کاری می‌کرد، اکنون برگزاری این مراسم را نقطه‌عطف وعده‌های خود می‌داند. این در حالی است که مشکلات جامعه عکاسان مطبوعاتی همچنان وجود دارند؛ مشکلاتی مانند مسئله وام خانه، مجوز برای فعالیت، بیمه وسایل و تجهیزات، حل مشکلات حقوقی در صورت دستگیری عکاس‌ها یا سرقت تجهیزات عکاسی و… که جزء دغدغه‌های همیشگی عکاسان مطبوعاتی بوده و هست. بارها در شهرستان‌ها و شهرهای کوچک عکاسانی را دیدم که سال‌ها بدون بیمه، بدون کارت خبرنگاری و مجوزهای لازم و بدون دستمزد کافی کار می‌کردند. درحالی‌که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در یک سال گذشته، بارها اعلام کرده است که از نهاد یا مؤسسه‌ای که بیمه عکاسان و روزنامه‌نگاران را بر عهده بگیرد، حمایت خواهد کرد، اما سؤال اینجاست که چرا تاکنون انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی اقدامی در این خصوص انجام نداده و هنوز هم اولویتی به این مهم نمی‌دهد؟ آیا بهتر نیست برگزاری چنین جشنواره و مراسمی را به دیگران واگذار کنیم که البته تعدادشان هم در ایران کم نیست و همان‌طور که می‌دانید ایران کشور جشنواره‌های عکس است. البته انجمن‌های صنفی در کشور ما همواره با محدودیت‌هایی روبه‌رو بوده‌اند و نمی‌توانستند مشکلات اعضای خود را به طور کامل برطرف کنند. انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی هم از این قاعده مستثنا نبوده و حتی در دوره قبل هم این مشکلات را داشته است، اما مسئله اینجاست که اگر وقت، هزینه و انرژی انجمن‌های صنفی در جهت به‌دست‌آوردن راهکاری برای رفع موانع و مشکلات صرف شود، بهتر است یا تغییر مسیر فعالیت و فیلد کاری؟ وقتی یک سال پیش برخی از عکاسان مطبوعاتی انتقادهایی را علیه هیئت‌مدیره سابق انجمن صنفی مطرح کردند و هیئت‌مدیره قبلی را برای حل مشکلات عکاسان ناکارآمد می‌دانستند، انتظار می‌رفت که هیئت‌مدیره جدید، مشکلات صنفی عکاسان را حل کند؛ هرچند که به‌تدریج و آهسته صورت پذیرد. اما اکنون پس از یک‌سال از انتخاب هیئت‌مدیره جدید که با هدف تغییر و حل مشکلات موجود انتخاب شده‌اند، روز جهانی عکاسی همه‌دور هم جمع می‌شویم تا میان خود مدال و نشان توزیع کنیم؛ بعد هم همه دوباره سراغ زندگی‌هایمان می‌رویم، با همان مشکلات و دغدغه‌های صنفی‌ای که داشتیم. درحالی‌که جشنواره‌های هنری و مطبوعاتی در داخل و خارج از کشور سال‌هاست که آثار برگزیده را جمع‌آوری می‌کنند و با اهدای جایزه و تندیس در جهت بالابردن سطح کیفی آثار هنری فعال هستند، حالا باید به یک مراسم پراشکال با یک نشان بی‌پشتوانه انجمن صنفی که معلوم نیست سال بعد باشد یا نباشد و دوره‌های بعد باشد یا نباشد، دلخوش باشیم؟ درواقع وقتی اکنون یادی از مراسم دوره‌های قبل و تلاش مسئولان قبلی نمی‌کنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم دوره‌های بعد هم این مراسم و این تلاش‌ها را فراموش نکنند و این رویه را ادامه دهند. نکته دیگری که درخصوص این مراسم باید به آن اشاره کرد این است که معیار قضاوت برای اهدای این نشان چه بود؟ در شرایطی که بسیاری از عکاسان به صورت فری‌لنس یا آزاد کار می‌کنند، امکان بررسی و قضاوت همه آثار استفاده‌شده در رسانه‌ها وجود داشت؟ آیا فراخوان عمومی برای ارسال اثر به عکاسان داده شده بود؟ بنابراین در شرایطی که تنها بخشی از آثار مورد بررسی قرار گرفته است، نمی‌توان نتیجه این مراسم را بر اساس قضاوت بر کل رویداد تصویر مطبوعاتی کشور دانست. در پایان باید گفت هرچند که تلاش و زحمت برگزار‌کنندگان مراسم و خصوصا داوران که ساعت‌ها وقت گذاشتند تا آثار برگزیده را انتخاب کنند، جای قدردانی دارد، اما درکل توقع از هیئت‌مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی این است که به اجرای اساسنامه خود که حمایت صنفی از عکاسان است بپردازد و از شعار بپرهیزد.

یادداشت: هر چه فریاد دارید بر سرعکاسان خبری بکشید!

operator 267

احسان رافتی، دوربین.نت: چند روز بیشتر نیست که از روز خبرنگار و عکاس می گذرد و هنوز شاید تقدیر و تشکرها و تقدیرنامه ها مهرش خشک نشده است. تقدیر و تشکرهایی که بیشترش نمایشی است و از سرباز کنی. عکاس خبری که سرما، گرما، روز، شب، مرخصی و تعطیلی برایش معنی ندارد و زندگی اش عکاسی خبری است. اما همین قشر عکاس خبری است که مقصر تمام مشکلات جامعه است. تمام سیاهی ها، معضلات و مشکلات. برای همین است که همیشه نوک تهاجم ها به سوی عکاسان خبری است وگرنه ما در کشورمان گورخواب نداریم، کارتن خواب نداریم، دعوا نمی شود، بزن بزن نمی شود، دزدی نمی شود. اصلا هیچی نمی شود. در کشور ما نماینده مجلس اش در مجلس نمی خوابد، گلابی نمی خورد، در ساعت کاری پشت سیستم مجلس گیم فلان بازی نمی کند، همه را ما عکاسان خبری انجام می دهیم. اصلا ما عکاس خبری ها هستیم که در مجلس سلفی می اندازیم. اصلا ما همه را به گردن می گیریم که خیالتان راحت شود. امروز نماینده مجلس که نماینده مردم ایران است به عکاسان به راحتی توهین می کند و آن ها را فضول خطاب می کند که من می دانستم گلابی بخورم فضول ها عکس می اندازند. خب عکاس ها کارشان چیست ؟ عکاس خبری وظیفه اش ثبت همین لحظه هاست . لابد عکاس خوب، عکاسی است که وقتی می بیند نماینده ای به هر دلیلی در یکی از جلسات مهم مجلس گلابی می خورد بایستد گلابی خوردن آقا را تماشا کند و برایش به به چه چه کند که آفرین چه خوب گلابی می خوری. حتما خیلی هم شیرین، رسیده و آبدار است. امروز هم عده ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستند که حضور عکاسان در مجلس شورای اسلامی محدود شود. ( خبرگزاری ایسنا + ) که طرحی عجیب را در مجلس نشان می دهد. مگر قرار است نمایندگان در جلسات علنی مجلس چه کاری بکنند که مردم نباید ببینند. حالا مردمی که رای داده اند نامحرم شده اند؟ واقعا دلیل این طرح این است که نمایندگان بتوانند در مجلس گلابی بخورند، سلفی بگیرند، گیم بازی کنند و کسی نبیند ؟ یعنی چند ساعتی که در مجلس هستند نمی توانند گلابی نخورند ؟ یا نمی توانند رسمی باشند که سوژه ای دست عکاس ها ندهند ؟ یعنی واقعا برای راحتی آقایان باید جلوی عکاس ها را گرفت ؟ البته عکاسان خبری عادت کرده اند. تا وقتی عکاسان خبری طفل یتیم جامعه اند، هیچ انجمن و صنفی ندارند که پیگیر حقوقشان باشد ( البته انجمن عکاسان و و انجمن صنفی مطبوعات مان مشغول همایش بازی تشریف دارند ) همین می شود هر کسی از راه می رسد فریادش را بر سر عکاسان خبری می کشد. مگر جرات دارند از گل نازک تر به صنف های دیگر بگویند. مثلا به صنف پزشکان، شب نشده جلوی مجلس تحصن می کنند و شعار و پلاکارد. پس ما عکاسان خبری همچنان می خواهیم که فریادها را بر سر ما بکشند و ما را محدود کنند تا جاییکه اصلا اجازه عکاسی از جایی را پیدا نکنیم تا خیال آقایان راحت شود همه چیز را گل و بلبل نشان بدهند. اصلا می توانیم جایمان را به عکاس های آتلیه ای هم بدهیم، همان هایی که آقایان دوست دارند، از قبل همه چیز را می چینند، لبخند ملیحی می زنند، عکس را می گیرند و رای را جمع می کنند. احسان رافتی منبع: پایگاه عکس چیلیک

انتقاد از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران

operator 243

منبع: خبرگزاری فارس – دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی در گفت‌‌وگو با فارس مطرح کرد انتقاد از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی از انتخاب کمیته داوران بخش عکاسی ورزشی انجمن صنفی عکاسی مطبوعاتی ایران انتقاد کرد. جاوید نیک پور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس، درباره انتخاب روز گذشته بخش عکاسان ورزشی در انتخاب یک پیشکسوت به عنوان عکاس برتر سال گذشته در نخستین دوره اهدای نشان عکاس سال مطبوعاتی ایران گفت: به شخصه از برگزاری مراسم روز گذشته تقدیر می‌کنم، چرا که خود من هم عضو این انجمن هستم؛‌ البته مراسم روز گذشته نشان داد روح تازه‌ای در جریان عکاسی ایران با برگزاری نخستین دوره اهدای نشان عکاس سال مطبوعاتی ایران جاری شده است. دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی، خاطرنشان‌ کرد: اکثر کشورهای مطرح عکاسی دنیا مانند آمریکا، چین و اکثر کشورهای اروپایی هر ساله از عکاس‌های سال خود تجلیل و تقدیر می‌کنند. وی افزود: متاسفانه در بخش انتخاب عکاس ورزشی کاستی جبران‌ناپذیری در روز گذشته رخ داده است چرا که در این بخش به آقای «یونس علی شیری» به عنوان عکاس پیشکسوت جایزه دادند. نیک پور خاطرنشان کرد: بر هیچ کس از عکاسان ورزشی ایران خدمات و بزرگی آقای علی شیری پوشیده نیست؛ چرا که وی عمری را در راه عکاسی ورزشی ایران گذاشته اما این ابهام و سوال باقی است که چرا نام وی به عنوان چهره برتر عکاسان ورزشی توسط کمیته داوران انتخاب شده است؟ وی با بیان اینکه انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران می‌توانست در بخش عکاسان ورزشی فرد دیگری را انتخاب کند و از خدمات آقای علی شیری به عنوان پیشکسوت عکاسی به مانند تقدیری که از 6 پیشکسوت در مراسم دیروز صورت گرفت تجلیل می‌کرد، افزود: هیات داوران بخش عکاسان ورزشی با انتخاب روز گذشته خود، زحمات قشر زحمت‌کش عکاسان ورزشی را نادیده گرفته است. نیک پور در توضیح بیشتر این موضوع تصریح کرد: عکاسان ورزشی در سال گذشته سرماها و گرماهای زیادی را در ورزشگاه‌های مختلف تحمل کردند اما هیات داوران بخش عکاسان ورزشی با انتخاب خود ظاهرا فعالان این عرصه را ندیده است. دبیر کمیته عکاسان انجمن نویسندگان ورزشی افزود: انتخاب آقای علی شیری توسط کمیته 7 نفره صورت گرفته و با اینکه اعتراض‌های شفاهی زیادی در این خصوص صورت گرفته اما متاسفانه انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران به این عملکرد و انتخاب ورود نکرده است. وی در پایان گفت: چرا انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی ایران به انتخاب‌های داوران ورود نکرده و اشتباه آنها را تصحیح نکرده است؛ در حالی که به نظر می‌رسد انتخاب و خروجی کمیته داوران بخش عکاسان ورزشی منطقی نیست چرا که این پیشکسوت انتخاب شده هیچ عکس ورزشی در در سال گذشته نگرفته است. انتهای پیام/

عکاسی زیر آتش/ عکاسانی که تاریخ را ثبت و ماندگار می‌کنند

operator 245

منبع: خبرگزاری مهر – حوادث طبیعی و غیرطبیعی همواره عکاسان خبری- بحران را صدا می زند؛ عکاسانی که اگر نباشند سند بسیاری از اتفاقات در تاریخ ثبت و ماندگار نمی‌شود. خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده سهرابی: حوزه خبر و اطلاع رسانی یکی از سخت ترین مشاغل است اما در همین حوزه برخی شاخه ها سختی مضاعف دارند که عکاسی خبری آنهم از اتفاقات بحرانی یکی از این شاخه هاست. در کنار اینها عکاسان بحران همواره با خط قرمزهایی بنا به موقعیت های متفاوت رو به رو هستند و از سوی دیگر گاه جانشان در خطر است و همچنین از نظر روحی ممکن است در معرض آسیب قرار بگیرند. با اینهمه از آغازین روزهای انقلاب اسلامی، عکاسی بحران توانست در کشور جان بگیرد و در دوران ۸ سال دفاع مقدس به یک رشد و بالندگی سریعی برسد به طوریکه از رویداد انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی آرشیو به جا مانده عکاسان، امروزه بهترین بازگوکننده آن رویدادهاست. بعدها در زمان زلزله بم یکی از مهمترین تجارب در زمینه عکاسی بحران از سوی عکاسان تجربه شد و کم و بیش این تجربیات در بحران های طبیعی و غیرطبیعی از سوی عکاسان ادامه یافت. از آخرین رویدادهای اینچنینی که حضور عکاسان نقش تعیین کننده و موثری را ایفا کرد می توان به حادثه پلاسکو و حمله تروریستی به حرم مطهر امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. هر چند معمولا عکس های معدودی از این رویدادها شاخص می شوند ولی در حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی دو عکس بیشترین بازتاب را در رسانه های داخلی و خارجی داشت؛ یکی از آنها تصویر کودکی را نشان می داد که در گیر و دار تیراندازی از محل خطرناکی در ساختمان مجلس جا به جا می شود و دیگری تصویری از پشت سر دو نیروی امنیتی که در حال جا به جایی و نزدیک شدن به محل تروریست ها هستند. با وجود این دانسته که عکس ها امروزه نقش موثری در اطلاع رسانی و تاثیرگذاری در جامعه ایفا می کنند اما عکاسان بحران همواره از موانع و مشکلات گلایه دارند در این گزارش با توجه به نزدیک شدن به روز خبرنگار و داغ شدن بحث اهمیت خبر و با نظر به اینکه عکاسی نیز بخش مهمی از کار خبر و اطلاع رسانی محسوب می شود نگاهی داریم به اهمیت عکاسی بحران در جریان های مهم خبری، موانع و مشکلات و راه های اعتلای این حوزه. نگران بودیم دوربین هایمان را بگیرند امید وهاب‌زاده عکاس خبرگزاری فارس که عکس معروف پسربچه ای را که توسط نیروهای امنیتی از ساختمان مجلس در حال جا به جایی بود گرفت و خیلی زود این عکس بازتاب جهانی پیدا کرد درباره آن روز و نحوه گرفتن آن عکس و چرایی این میزان تاثیرگذاری اش به خبرنگار مهر گفت: من از ساعت ۱۰ به محل حادثه رسیدم اما حتی تا بعد از گرفتن این عکس هم باورم نمی شد ماجرا تا چه اندازه جدی است. وقتی به محل حادثه رسیدم به جز من، آقای محمدرضا عباسی از خبرگزاری مهر حضور داشت. آن اوایل راه را نبسته بودند و فضا خیلی امنیتی نبود اما وقتی از طرف ساختمان مجلس به بیرون شروع به تیراندازی شد اوضاع تغییر کرد البته صدای تیراندازی در ابتدا کم بود اما نزدیک به ساعت ۱۲ دیگر صدای رگبار می آمد. این عکاس سابق خبرگزاری مهر و باشگاه خبرنگاران جوان ادامه داد: در ابتدا به دلیل اینکه عکاسی از مجلس ممنوع است نگران بودیم دوربین هایمان را بگیرند به همین دلیل از مردمی که داشتند فیلم و عکس می گرفتند عکاسی می کردیم اما وقتی از داخل مجلس به بیرون تیراندازی شد با لنز تله شروع به عکاسی از مجلس هم کردیم. ساعت یک و نیم بود که تصمیم گرفتم از جایی که هستم به سمت دیگر خیابان بروم و کمی به مجلس نزدیک تر شوم که در آنجا متوجه شدم دارند شیشه یکی از طبقات پایینی را می شکنند و دیدم نیروهای امنیتی بچه کوچکی را که بعدها فهمیدم اسمش عماد است از پایین به سمت بالا منتقل کردند. گویا کودک در طبقات کناری که ناامن بود قرار داشت و به جای امنی منتقلش کردند چراکه امکان انتقالش به بیرون از منطقه مجلس نبود. خیلی ها فکر می کنند دارند بچه را به پایین می فرستند در حالیکه داشتند او را به داخل مجلس بازمی‌گرداندند. خیلی ها فکر می کنند دارند بچه را به پایین می فرستند در حالیکه داشتند او را به داخل مجلس بازمی‌گرداندندوی بیان کرد: بعد از این صحنه کلا عکاسی در منطقه را ممنوع کردند و این آخرین عکس هایی بود که من گرفتم. وقتی عکس را می گرفتم این حس را داشتم که از میان همه عکس هایی که از صبح گرفته بودم جذاب تر است و حس صلح طلبی در آن وجود دارد. در این عکس شما یک بچه و معصومیت آن را می بینید که در یک فضای امنیتی قرار دارد و در میانه یک حمله تروریستی گیر کرده است. نشانه هایی که در عکس بود باعث شد خیلی زود در خبرگزاری های داخلی و خارجی دیده شود البته ارسال سریع عکس هم یکی از دلایل دیده شدن آن بود. خبرگزاری فارس خیلی سریع آن را منتشر کرد و چند آژانس دنیا هم آن را خریدند. وهاب زاده با اشاره به اینکه این عکس داستان دیگری هم پیدا کرد، گفت: خانواده آن بچه به دلیل مشکل حاد کبدی که این پسربچه داشت به مجلس مراجعه کرده بودند و همین مساله باعث شد بعدا وزیر بهداشت دستور بدهد کل هزینه های درمان این بچه پرداخت شود که البته من نمی دانم الان در چه مرحله ای است، اما اگر یک عکس توانسته باشد مسیر زندگی این بچه را تغییر دهد خوشحالم. این عکاس خبری درباره مشکلاتی که در روز مورد نظر برای عکاسی داشت، بیان کرد: فضا بسیار امنیتی بود و من هم درک می کنم که نیروهای امنیتی وظایفی دارند اما ما هم به عنوان عکاس خبری مسئولیت داشتیم که عکس هایمان را بگیریم اما خیلی تمایل وجود نداشت که عکاس ها آنجا باشند و مدام به عقب هدایت می شدیم. شخصا تقاضایم این است که در این موارد با عکاس همکاری صورت بگیرد و از یک فاصله ایمن اجازه عکاسی به عکاس داده شود. همین عکس ها می توانند جریان ساز باشند و حتی عکس ها باعث شد از این حادثه تروریستی تصویر مثبتی از ایران به دنیا نشان داده شود. البته خیلی مواقع برای خود ما هم خطرناک است مثلا در حادثه پلاسکو من گاه جایی عکاسی می کردم که نیم ساعت بعد آنجا ریخت اما به هر حال ما عکاسان بحران میل به گرفتن این عکس ها در خونمان است و دوست داریم بهترین عکس ها را بگیریم. وی تاکید کرد: انتظار دارم وزارت ارشاد و نیروی انتظامی نگاه امنیتی را از روی عکاسان خبری بردارند و حس نکنند که ما مزاحم کارشان هستیم و هیچ عکسی نباید گرفته شود چون این عکس ها ثبت تاریخ است و ابعاد یک بحران را نشان می دهد. آنها می توانند یک فاصله مشخصی را تعیین کنند ولی هر چند دقیقه به عکاس نگویند عکاسی ممنوع شد؛ این موضوع واقعا استرس ایجاد می کند. امید وهاب‌زاده و عرفان کوچاری وی در پایان درباره ارسال عکسش به جشنواره هایی چون ورلد پرس نیز اظهار کرد: بیشتر این جشنواره ها آبان ماه فراخوان دارند و من سعی می کنم عکسم را به بیشتر جشنواره های خبری مهم بفرستم. عکاسان بحران باید آموزش ببینند عرفان کوچاری عکاس خبرگزاری تسنیم عکس دیگری را از صحنه ترور در مجلس شورای اسلامی گرفت که آن هم بسیار دست به دست چرخید. عکس دو مامور نیروی امنیتی که در حال دویدن به سمت محل حادثه بودند. وی درباره این عکس و روز حادثه به خبرنگار مهر گفت: حدود ساعت ۱۱ بود که مشخص شد خبر حمله تروریستی به مجلس درست است و من به محل رفتم که دیدم میدان بهارستان را بسته‌اند و به ناچار دور زدم و با نشان دادن کارت خبرنگاری به منطقه رسیدم. در جایی که کنار عکاس ها ایستاده بودم متوجه شدم دو نیروی امنیتی که پشت ما بودند می خواهند جا به جا شوند. در واقع از جایی که ما بودیم اگر قرار بود به محل نزدیک تری بروی باید حتما می دویدی چون در تیررس مستقیم تروریست ها بودیم. وقتی آنها شروع به دویدن کردن می دانستم عکس خوبی خواهد شد چون حالت نیم خیز بودن دو مامور و اینکه از پشت سر از آنها عکس می گرفتم عکس را جذاب می کرد البته متنی که کنار این عکس چاپ شد به دیده شدن آن بسیار کمک کرد. وی ادامه داد: این عکس خاصیتش این بود که نوعی امنیت ملی را نشان می داد و چون چهره ها مشخص نبود هر کسی را می شد جایگزین آن دو نفر کرد. لباس شخصی بودن دو نفر هم فلاش بکی می زد به داستان های قدیمی اوایل انقلاب و ترورهایی که آن روزها صورت می گرفت. از آنجا که آن روزها فیلم «ماجرای نیمروز» هم در حال اکران بود این عکس رجعتی هم به آن فیلم داشت. این عکاس خبری درباره تفاوت عکس خودش با عکس وهاب زاده بیان کرد: عکس وهاب زاده ۹۰ درصد در رسانه های خارجی بازتاب داشت و عکس من ۱۰ درصد ولی عکس من در رسانه های داخلی ۹۰ درصد بازتاب داشت و عکس آقای وهاب زاده ۱۰ درصد. در عکس وهاب زاده المان هایی هست که فهم جهانی بیشتری دارد و کودکی که در تصویر است آن را جذاب می کند. عکس من بیشتر خوانش داخلی دارد و مردم خودمان حس درون عکس را درک می کنند برای همین در رقابت جشنواره های جهانی عکس وهاب زاده شانس بیشتری برای دیده شدن دارد. کوچاری درباره مشکلاتی که در حوزه عکاسی خبری- بحران وجود دارد، گفت: اولین مشکل ما آموزش ندیدن عکاس هاست. من به عنوان یک عکاس که در صحنه آتش سوزی و ترور و حتی زلزله ممکن است حاضر شوم باید بدانم دقیقا در این موقعیت ها چه اتفاقی قرار است بیفتد تا دست و پای نیروهای امدادی و انتظامی و امنیتی را نبندم و بدانم خودم را در خطر جدی قرار ندهم که گرهی به گره موقعیت بحرانی اضافه کنم. اخیرا رویترز عکاسی را در یک منطقه عملیاتی در خاورمیانه از دست داد و به خاطر این موضوع مواخذه شد که چرا عکاسی را فرستاده بودند که آموزش ندیده بود. منِ عکاس باید بدانم باید با چه کسی و کجا هماهنگ کنم یا تا کجا می توانم جلو بروم. من به عنوان عکاس سر بسیاری از آتش سوزی ها رفته ام اما حتی یک ماسک و جلیقه به من داده نشده است. وی بیان کرد: یک حلقه مفقوده بین نیروهای امدادی و انتظامی و رسانه ها وجود دارد که آن حلقه مفقوده همانی است که باید من عکاس را آموزش دهد؛ آن هم در این شرایط که رسانه ها به طور قارچی در حال زیاد شدن هستند و ممکن است عکاسان بی تجربه دردسر ساز باشند. من به نیروهای امنیتی حق می دهم از جان عکاسان و نحوه اطلاع رسانی مراقبت کنند اما مشکل آنجاست که من به عنوان عکاس نمی دانم دقیقا در هر بحران باید با چه کسی هماهنگ شوم مثلا حفاظت یک اتفاق بحرانی دست یک نیرویی است اما یکباره فرد دیگری عکاسی را ممنوع می کند. شما توجه کنید اگر عکسی که من گرفتم یا آقای وهاب زاده و دیگر همکاران گرفتند نبود، تنها عکس جنازه های داعشی به دنیا مخابره می شد در حالیکه بسیاری از عکس ها از همین حادثه حس همدلی را بین مردم پیش آورد و امنیت ملی بیش از حضور داعشی ها برجسته شد. نیازمند یک تفاهمنامه برای حمایت از عکاسان هستیم کمال الدین شاهرخ عکاس با سابقه خبری و مستند اجتماعی درباره عکاسی در شرایط بحران به خبرنگار مهر گفت: عکاسی در شرایط بحران علیرغم اینکه هیجان انگیز است و کسانی که هیجان را دوست دارند جذب آن می شوند، خطرناک است و با جان انسان بازی می کند. امروزه نسل سومی وارد این عرصه شده اند که دوست دارند عکس هایشان دیده شود و در حوزه هایی وارد شوند که کمتر عکاسی حاضر به حضور در آن عرصه است که همین یک شرایط متناقض را ایجاد می کند ولی نکته اصلی این است که مسئولان باید به عکاسان اعتماد کنند و آنها را کنار خود ببینند چون به قدر کافی برای آنها شرایط سخت است. وی ادامه داد: جامعه به راحتی عکاسان خبری را نمی پذیرد برای همین خیلی از عکاسان دوست ندارند وارد این عرصه شوند. این در حالی است که ما در یک منطقه بحران خیز زندگی می کنیم که خیلی از رویدادهایش قابل پیش بینی نیست. منظورم هم حوادث طبیعی و هم حوادث غیر طبیعی است. از طرف دیگر اخبار این منطقه باید خیلی سریع اطلاع رسانی شود یعنی ما باید سهم نگاه خودمان به رویدادها را داشته باشیم ولی متاسفانه عکاسان ما مورد حمایت نیستند. این عکاس پیشکسوت بیان کرد: عکاسان انقلاب و دفاع مقدس دیگر به ندرت وارد چنین عرصه های خبری می‌شوند در حالیکه پر از تجربه هستند، برای همین عکاسان پر شور جوانی وارد این عرصه شده اند که شاید حتی به عنوان یک فتوژورنالیست از حق خودشان هم آگاه نباشند. اخبار منطقه بحران باید خیلی سریع اطلاع رسانی شود یعنی ما باید سهم نگاه خودمان به رویدادها را داشته باشیم ولی متاسفانه عکاسان ما مورد حمایت نیستندشاهرخ با بیان اینکه عکاسی بحران در واقع بعد از زلزله بم وارد مرحله جدی شد، اظهار کرد: ما در زمان وقوع زلزله بم حدود ۵۰ نفر عکاس بودیم که دور هم جمع شدیم تا سریع بتوانیم اطلاع رسانی کنیم و آن اطلاع رسانی به نیروهای امدادی کمک بسیاری کرد، اما با گذشت زمان موانع سر راه عکاسی بحران بیشتر شد و خیلی از آن عکاسان دلسرد شدند. حتی عکاسانی در آن میان بودند که سابقه درخشانی در دوران دفاع مقدس داشتند ولی دستخوش ناملایمات شدند و کم کم کناره گیری کردند. اما به هر حال امروزه جوان هایی وارد میدان شده اند که نیاز است مورد حمایت قرار بگیرند و نباید هر ارگانی به خودش اجازه بدهد از کار آنها ممانعت کند. وی درباره راه حل مشکلات این حوزه نیز گفت: ۱۵ سال پیش ما یک تعاملی با فرمانده وقت نیروی انتظامی داشتیم و تفاهمنامه ای امضا شد که به دنبالش کارتی برای خبرنگاران و عکاسان این حوزه صادر شد که به واسطه آن عکاس ها می توانستند تا پشت خط قرمزها در این رویدادها حاضر باشند. متاسفانه به مرور اعتبار آن کارت کم شد و امروز عکاس ها فقط کارت عکاسی خبری خود را دارند. این در حالی است که می شود ۵۰ یا ۱۰۰ عکاس را شناسایی کرد و دوباره تفاهمنامه ای امضا شود تا این افراد مورد حمایت قرار بگیرند. نیروهای دولتی باید بدانند عکاس یک نیروی کمکی برای آنها است و ثبت تاریخ تصویری از رویدادها برعهده همین عکاسان است. این عکاس پیشنهاد کرد انجمن ملی عکاسان ایران با ارگان های متولی در یک تعامل سازنده تفاهمنامه مجددی امضا کنند تا در آن هم خط قرمزها و هم حمایت ها مشخص باشد. وی در عین حال از نیاز مبرم عکاسان به آموزش مسایل ایمنی تاکید کرد و در پایان گفت: اگر قرار باشد در شرایط بحرانی یک عکاس از کوچکترین سازمان درگیر در آن رویداد تا بزرگترین آن، اجازه بگیرد و نداند با کدام نهاد باید رو به رو شود یا از کجا باید حمایت شود، این حوزه رو به افول می رود. گاه می بینیم در این دنیایی که همه چیز آنلاین در حال مخابره شدن است، عکس هایی که مصالح کشور و انقلاب را در نظر نمی گیرند مخابره می شوند و به همین دلیل می گویم ما در همه زمینه ها نیاز به آموزش و درایت داریم. عکاسان هم باید در وهله اول در این موارد مصالح کشور و نظام را درنظر بگیرند تا خدای ناکرده خدشه ای به مصالح کشور وارد نشود و صرف تشویق دیگران آنها را وادار به انتشار یک عکس نکند. امروزه هیچ نهادی نیست که به اهمیت عکس پی نبرده باشد و تنها نگرانی آنها این است که تصویری منتشر نشود که باعث اختلال شود. به اعتقاد من همه اینها با یک تفاهم و آموزش درست و داشتن متولی در این زمینه قابل حل است. نیازمند یک سازمان عکاسی هستیم سید عباس میرهاشمی از عکاسان پیشکسوت و مدیر عامل انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس نیز در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط عکاسی بحران بیان کرد: هر فرد متخصصی برای انجام وظیفه نیاز به حمایت و هماهنگی و همراهی بسیاری از ارگان ها دارد. خصوصا در عرصه خبرنگاری اگر همراهی و پشتیانی جدی از نظر امنیتی و حقوقی نباشد، فرد نمی تواند انجام وظیفه کند. من معتقدم در کشور ما اگر این حوزه مورد حمایت قرار بگیرد حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد و افراد این حرفه می توانند در جامعه تاثیرگذار باشند و مانع هزینه های سنگین شوند. وی ادامه داد: اگر ما جامعه عکاسی را عضوی از جامعه بدانیم که می توانند باعث آرامش شوند و سرمایه های جامعه هستند آنوقت نگاهمان متفاوت خواهد بود. ضمن اینکه تلاش می کنیم قالب های امنیتی رعایت شود، در ضمن می توانیم آثار ارزشمندی از تاریخ خود داشته باشیم. هر جا در طول تاریخ همراهی و همدلی وجود داشته آثار تاثیرگذاری خلق شده اند و نباید به دلیل وجود عده ای قلیل و سودجو در میان هر قشر، کلا آن قشر را پس زد. میرهاشمی با اشاره به عکس وهاب زاده از حادثه تروریستی مجلس بیان کرد: این عکس به دلیل نگاه خوب عکاس و متن همراه با عکس، توانست جامعه را در بحران آن رویداد تحت تاثیر قرار دهد و همدلی ایجاد کند. ضمن اینکه بعد از این عکس درایتی ایجاد شد که سرنوشت آن کودک دنبال شود و یک جریان جدی در حوزه عکاسی مستند به وجود بیاید. اگر ما بتوانیم شرایط را مهیا کنیم می توانیم شمار چنین عکس هایی را اضافه کنیم و به یک استانداردسازی برسیم. وی درباره تفاوت مشکلات پیش روی عکاسان بحران در شرایط امروز و عکاسان دفاع مقدس گفت: در این باره می شود مفصل گفتگو کرد اما به طور خلاصه می توانم بگویم در دوران دفاع مقدس وقتی ما مجوزی را برای عکاسی می گرفتیم و وارد منطقه می شدیم دیگر مانعی وجود نداشت ولی در جامعه شهری ممانعت های بسیاری برای عکاس پیش می آید و هر کسی می تواند این ممانعت ها را ایجاد کند. سختی عکاسی در دوران دفاع مقدس این بود که سخت می شد وارد جبهه شد اما آسانی اش این بود که به محض ورود دیگر از هر زاویه می توانستی عکاسی کنی. مساله دیگر این بود که عکس ها بسیار کند مخابره می شد و روی صفحه یک روزنامه یا خبرگزاری می رفت اما الان سرعت انتقال عکس ها بسیار بالاست. این عکاس در پایان درباره این موضوع که راه حل مشکلات سر راه عکاسان بحران چیست، گفت: ما نیازمند یک سازمان و سیستم در عکاسی هستیم که حامی جریان عکاسی در این شرایط باشد. باید گروه قالب عکاسان باصداقت در این حوزه را از اندک افراد سودجو جدا کرد و به عکاسان اعتماد کرد. ما در جامعه خود متولیان فرهنگی و رسانه ای داریم و سر خط آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می رسد. این وزارتخانه می تواند چنین سیستمی را ریل گذاری کند و به یک استانداردسازی درباره نحوه ورود به رویدادهای بحرانی و خبررسانی آن برسد. آزاده سهرابی

گفت وگو با عرفان سامان فر ؛ عکاس حیات وحش

operator 672

هر آنچه درباره عکاسان حیات وحش باید بدانید عکاسی حیات وحش ؛ هیجان انگیز و متفاوت! از هر زاویه ای نگاه کنیم، در هر ژانری عکاسی یک هنر مصور دوست‌داشتنی است. چیزی که آدم را سر ذوق می‌آورد و وادار به حرف زدن می‌کند! حالا تصورش را بکنید، عکاسی در ژانر حیات وحش چقدر می‌تواند برای آدم هایی شبیه من که سرشان درد می‌کند برای دردسرهای شیرین و هیجان انگیز، جذاب باشد. حرفه‌ای که صاحبانش را ثروتمندِ تجربه‌های شنیدنی می‌کند تا بعدها به قطر یک کتاب، چند هزار صفحه حرف داشته باشند برای گفتن و نوشتن! عکاسی حیات وحش عکاسی از حیواناتی است که در محیط طبیعی خودشان و بدون دخالت انسان زندگی می‌کنند. برای اینکه از کیفیت این حرفه بیشتر بدانیم با عرفان سامان‌فر یکی از فعالان این حیطه به گفت و گو نشستیم. + این‌‌‌طور که پیداست شغل شما ایجاب می‌کند که دائما در سفر باشید، این برای شما سخت نیست؟ این نکته را یکی از جذابیت‌‌‌های کارم می‌دانم، طبیعتا هر گونه‌‌‌ای مکان خاص خودش را دارد. مثلا برای عکاسی از پرنده‌‌‌ی زنبورخوار باید به منطقه‌‌‌ی زیست این پرنده رفت یا برای عکاسی از خرس باید سمت کوه‌‌‌هایی مستقر شد که اطرافش باغ‌‌‌های میوه باشد. در واقع یکی از هیجانات کار ما تجربه‌‌‌ی همین سفرهای گوناگون است!  +برای عکاسی چطور مکان‌‌‌یابی می‌کنید، از کجا متوجه می‌‌‌شوید که الان باید در چه موقعیتی مستقر شوید؟ بیشتر از محلی‌‌‌ها سوال می‌کنیم یا خودمان با دیدن یک‌‌‌سری پوشش گیاهی متوجه حضور آن حیوان خاص در منطقه می‌شویم یا از روی فضولات حیوان متوجه حضورش در منطقه می‌شویم. بعضی از مکان‌‌‌ها هم نیاز به مجوز دارند، مثل پارک‌‌‌های ملی یا مناطق حفاظت شده که باید به سازمان محیط زیست شهر مراجعه کنیم و با ارائه‌‌‌ی برنامه و هدفی که از عکاسی داریم مجوز کار بگیریم.  +چه زمانی برای عکاسی از حیات وحش مناسب‌‌‌تر است؟ در فصل زمستان عکاسی راحت‌‌‌تر است چرا که معمولا می‌شود طبیعت را لخت و بهتر دید. مهاجرت-ها هم بیشتر است. برای خود ما هم شرایط بهتر می‌شود چون گاهی مجبوریم چندین ساعت یک‌‌‌جا بدون حرکت و با استتار بمانیم که قطعا سختی‌‌‌اش در فصل گرما چندین برابر است! هرچند در چهار فصل امکان عکاسی هست اما خب بهتر و بدتر دارد. در فصل جفت‌‌‌گیری یا همان بهار عکاسی از حیوانات راحت‌‌‌تر است چرا که در این فصل بیشتر در سطح طبیعت دیده می‌شوند اما در فصل زایش اینطور نیست و کسی وارد منطقه نمی‌شود، زیرا بچه‌‌‌ها کوچک‌‌‌اند و منطقه باید در آرامش کامل باشد.    +تیمی کار می‌کنید یا انفرادی؟ معمولا بیشتر از دو یا نهایتا سه نفر امکان ورود به منطقه را به‌‌‌طور هم‌زمان ندارند. گاهی مجبوریم قبل از طلوع آفتاب نزدیک آبشخورها یا چشمه‌‌‌ها داخل جایی که به آن «کومه» می‌گویند مستقر شویم و تا بعد طلوع آفتاب منتظر حیوان بمانیم تا از پناهگاهش بیرون بیاید. اگر تعداد اعضای گروه بیشتر از سه نفر باشد، ممکن است آرامش محیط با سر و صدای جمعیت بهم بخورد و حیوان تا ساعت‌‌‌ها از مخفی گاهش بیرون نزند و در نتیجه اصلا امکان عکاسی بوجود نیاید. به همین دلیل بهتر است افراد گروه بیشتر از سه نفر نباشند. + عکاسی از حیات وحش خطرناک نیست؟ به نسبت بالا بودن اطلاعات احتمال آسیب و خطر هم کمتر می‌شود. پیش آمده که در فاصله‌‌‌ی بیست سانتی مار جعفری که یکی از سمی‌‌‌ترین مارهای ایران است عکاسی کردم و مشکلی پیش نیامده. همین‌‌‌طور بالای لانه پلنگ و وسط گله گراز! من در این مدت فهمیده‌‌‌ام حسی که به حیوانات دارم را آن‌‌‌ها هم متقابلا درک می‌کنند. از طرفی هم گاهی جایی گرفتار می‌شویم که هیچ چیزی اطراف‌‌‌مان نیست و یا آب و غذا تمام شده. کیلومترها از شهر دوریم و حتی آنتن تلفن همراه هم نداریم! اما به‌‌‌نظر من لذت این کار بیشتر از سختی‌‌‌های آن است، مثلا دیدن یک گونه‌‌‌ی حیوانی جدید که تابه‌‌‌حال ندیده‌‌‌ای یا دیدن پلنگ در زادگاه خودش نه محصور در قفس. جدای از آن به واسطه‌‌‌ی سفرهای زیاد با افراد مختلفی آشنا می‌شویم. از آداب و رسوم‌‌‌شان اطلاع پیدا می‌کنیم و از این دریچه اطلاعات خوبی دستگیرمان می‌شود.     + افراد برای ورود به این حرفه به چه مهارت‌‌‌هایی نیاز دارند؟ باید درباره‌‌‌ی محیطی که واردش می‌‌‌شوند اطلاعات کافی داشته باشند. خودشان را با محیط وفق بدهند، جوری که جزئی از طبیعت بشوند. گونه‌‌‌های حیوانی و گیاهی آن منطقه را بشناسند و اخلاق حیوان را بدانند. برای مثال بدانند حیوانی که قصد عکاسی از آن را دارند، شب‌‌‌گرد است یا روزگرد، چه موقع برای شکار یا برای چرا بیرون می‌‌‌آید. مسیر حرکت حیوان را بشناسند، گاهی لازم است از یک روز قبل منطقه را پایش کنند تا اطلاعات مورد نیازشان را بدست بیاورند. نکته‌‌‌ی بعد اینکه این حرفه نیاز به صبر و حوصله‌‌‌ی زیادی دارد، گاهی پیش می‌‌‌آید یک هفته یا شاید هم بیشتر؛ وقت می‌‌‌گذارند، هزینه می‌‌‌کنند و در منطقه برای عکاسی می مانند اما آخر کار دست خالی برمی‌‌‌گردند! بنابراین این حرفه روحیه‌‌‌ صبوری می‌‌‌طلبد و کسی که واقعا طبیعت را دوست داشته باشد. نکته‌‌‌ی دیگر هم اینکه به کار با دوربین کاملا مسلط باشند. عکاسی حیاط وحش عکاسی سرعتی است! ممکن است شما شاهد اتفاقی باشید که تا مدت‌‌‌ها دوباره تکرار نشود بنابراین نباید از دستش داد. درواقع باید بگویم که حیات وحش تکرار نمی‌‌‌شود!  +برای علاقه‌‌‌مندان عکاسی حیات وحش کلاس هم برگزار می‌‌‌شود؟ خود من حدود دوسال هست که رو آورده‌‌‌ام به بحث آموزش، چند ورک‌‌‌شاپ هم در این زمینه برگزار کردیم اما خب از آنجایی که عکاسان در این حیطه خیلی کم ورود پیدا می‌‌‌کنند، یعنی در واقع از هر صد نفر عکاس یک نفر سمت عکاسی حیات وحش جذب می‌‌‌شود، برگزاری ورک شاپ‌‌‌ها خیلی مورد استقبال واقع نشد! از طرفی هم تجهیزاتی که برای این حرفه مورد نیاز است گران است، لنزهای خیلی شارپ، لنز‌‌‌های سوپر تله با فاصله‌‌‌ی کانونی بالای 400. خب اگر قصد برگزاری کلاسی هم در این زمینه به‌‌‌صورت تخصصی داشته باشیم، امکاناتش را همه ندارند. برای خود من ورود به این حیطه بسیار سخت بود، مدت‌‌‌ها جست‌‌‌و‌‌‌جو کردم و چند نفر از اساتیدی که در این زمینه مشغول به کار هستند را پیدا کردم. چندین مقاله در این زمینه خواندم، رفته رفته اطلاعات و تجهیزاتم را به‌‌‌روز کردم و خلاصه خودجوش و تجربی در این زمینه مهارت به‌‌‌دست آوردم.  +عکاسی حیات وحش چه کاربردهایی دارد؟ خیلی‌‌‌ها نمی‌دانند که حیات وحش ایران چقدر گسترده و غنی است! عکاسان حیات وحش وظیفه دارند این محیط غنی و خوب را به نمایش بگذارند. البته این نکته را هم بگویم که عکاسی از حیات وحش باید شغل دوم افراد باشد. اصلا نمی‌شود روی این حرفه به‌‌‌عنوان شغل ثابت حساب باز کرد! + چرا عکاسی حیات وحش نمی‌‌‌تواند شغل اصلی افراد باشد؟ خرید آثار هنری در ایران امر رایج و عرفی نیست و ما هم اگر جایی اثر می‌فرستیم بیشتر برای معرفی است. از طرفی عکاسی حیات وحش حالا به نسبت گذشته محدود شده و کمتر بسترش فراهم است. قبل‌‌‌ترها تمام تلاب‌‌‌های اطراف شهر شیراز پر آب بودند و وقتی به آنجا می‌رفتم چندین هزار فلامینگو وجود داشت و چندین روز از آن‌‌‌ها عکاسی می‌کردم اما در حال حاضر تمام آن تالاب-ها خشک شده‌‌‌اند. امکانات طبیعی برای عکاسی روز به‌‌‌روز کمتر می‌شود. زندگی حیوانات به پارک-های ملی محدود شده و کمتر در فضای طبیعت آزاد و رها می‌بینیمشان. + پس کار از هر لحاظ حسابی سخت است! بله؛ این حرفه صبر و حوصله‌‌‌ی زیادی می‌خواهد و کمتر کسی در آن دوام می‌آورد. در واقع این حرفه آدم سرسخت می‌طلبد! نویسنده : نیلوفر عیدی منبع: هفته نامه جییم ضمیمه روزنامه خراسان

زنده روح: جایزه «قلب تهران» دوباره کلید می‌خورد/ دوسالانه‌ها در بلاتکلیفی

operator 287

منبع: مهر مسعود زنده روح کرمانی: جایزه «قلب تهران» دوباره کلید می‌خورد/ دوسالانه‌ها در بلاتکلیفی دبیر جایزه «قلب تهران» با اعلام این خبر که این رویداد وارد مرحله داوری می شود، درباره دوسالانه های هنری بیان کرد وزارت ارشاد در برگزاری این دوسالانه ها بلاتکلیف است. مسعود زنده روح کرمانی دبیر نخستین جایزه هنری «قلب تهران» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره به تعویق افتادن داوری این رویداد گفت: ما برای برگزاری این رویداد به سیستم برنامه ریزی اجرایی و مالی منطقه ۱۲ شهرداری تهران وابسته هستیم و همین امر باعث شد تا یک مراحلی پیش برویم اما در ادامه کار متوقف شود ولی در حال حاضر برای برگزاری جلسات داوری صحبت هایی شده است و ان شا الله هفته آینده خبرهای خوبی برای شرکت کنندگان در این مسابقه خواهیم داشت. وی ادامه داد: به دلیل همزمانی با انتخابات و برخی همزمانی های دیگر زمان داوری جا به جا شد که امیدواریم به سرعت مراحل دیگر این رویداد عملیاتی شود. دوسالانه ها باید از بلاتکلیفی درآیند رییس سابق انجمن عکاسان ایران درباره برگزاری دوسالانه عکاسی در سال ۹۶ نیز بیان کرد: به نظر نمی رسد اگر حتی همین امروز مسئولان وزارت ارشاد تصمیم به برگزاری این دوسالانه بگیرند، بتوان تا پایان سال این دوسالانه را برگزار کرد. قرار بود دوسالانه ها عاملی برای تولید آثار باشند و نه رویدادی که باعث شوند هنرمندها آثارشان را از آرشیو بیرون بکشند و به دوسالانه ارائه دهند. زنده روح کرمانی ادامه داد: ما از زمانی که سیزدهمین دوسالانه عکس توسط انجمن عکاسان برگزار شد بارها با مسئولان وزارت ارشاد صحبت کردیم که تکلیف دوسالانه ها را یکبار برای همیشه روشن کنند. به اعتقاد ما باید تفاهمنامه ای میان ارشاد و انجمن هایی که توانایی برگزاری دوسالانه ها را دارند امضا شود تا به طور کامل (از نظر محتوایی و اجرایی) این دوسالانه ها به انجمن ها واگذار شود و ارشاد نقش نظارتی و پرسشگر را این میان ایفا کند. این دوسالانه ها ردیف بودجه دارند و بودجه را ارشاد باید به انجمن ها بدهد اما متاسفانه ارشاد می خواهد هم خودش برگزارکننده دوسالانه ها باشد و هم مشخص نیست اصلا مایل به برگزاری دوسالانه ها هست یا نه چرا که در حال حاضر دوسالانه ها تقویم مشخصی ندارند. از طرفی هم دولت ها مدام این شعار را می دهند که می خواهند مسئولیت این دوسالانه ها را به انجمن های تخصصی واگذار کنند. وی گفت: در حال حاضر بخش تخصصی دوسالانه مجسمه سازی را به انجمن مجسمه سازان واگذار کرده اند اما همچنان بخش اجرایی را خود ارشاد به عهده دارد در حالیکه باید اعتماد کامل به انجمن ها وجود داشته باشد. چرا دوسالانه سفال و سرامیک با وجود فعال بودن انجمن آن برگزار نمی شود؟ همچنین دوسالانه نقاشی سال هاست برگزار نمی شود. نمی شود فقط در حد شعار، دولت ها بگویند می خواهیم کارها را به انجمن های تخصصی واگذار کنیم اما یا این اتفاق رخ ندهد و یا نصفه و نیمه انجام شود. ما ۹ رشته هنرهای تجسمی داریم و امسال تنها یک دوسالانه قرار است برگزار شود، ۸ رشته دیگر کجا هستند؟ این عکاس در پایان گفت: واگذاری مسئولیت به انجمن ها بار را از دوش ارشاد بر می دارد. اگر دست وزارت ارشاد بود که مجری برگزاری نمایشگاه در سطح شهر تهران باشد مطمئن باشید هفته ای ۳۰ تا ۴۰ نمایشگاهی که در تهران افتتاح می شود اصلا اتفاق نمی افتاد. شهرداری منطقه ۱۲ تهران نخستین جایزه هنری «قلب تهران» را به مناسبت دویست و سی امین سال پایتختی تهران در دو بخش اصلی و ویژه در رشته های عکاسی، آگهی دیواری(پوستر)، کارتون و تصویرگری برگزار می کند. بخش اصلی با عنوان قلب تهران و با موضوعات گردشگری، بازار (بافت تاریخی و قطب اقتصادی)، منطقه ۱۲ محور ادیان و سنت های آیینی، منطقه ۱۲ در آیینه تاریخ (به تصویر کشیدن وقایع و روایت‌های تاریخی قلب تهران) برگزار می شود. بخش ویژه با عنوان نام آوران قلب تهران است که در این دوره و در واکنش به رویداد و حادثه‌ تلخ ساختمان پلاسکو و ابراز رشادت جمعی از جانفشانان به موضوع «آتش نشانان» اختصاص دارد.

امین طلاچیان : عکس های امروز از عمق برخوردار نیستند/ عکاسی استودیویی شده است

operator 195

منبع: خبرگزاری مهر – امین طلاچیان عکاس معتقد است پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند. به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاه عکس های امین طلاچیان با موضوع عکاسی از بخشی از قبرهای بهشت زهرا (س) از روز جمعه در گالری «اُ» برگزار شده است. در این نمایشگاه امین طلاچیان با تکنیک عکاسی دیجیتال آثار خود را در معرض دید علاقه مندان به رشته هنر و عکاسی قرار داده است. طلاچیان درباره عکاسی از قبرها به خبرنگار مهر گفت: این یک پروژه چند ساله است و از سال ۹۰ تا ۹۶ روی آن کار کردم و در نمایشگاه ۱۸ اثر ۱۰۰ در ۷۰ را به نمایش گذاشتم که از هر کدام چهار نسخه ارائه می دهم. وی ادامه داد: فضای گالری «اُ» به دلیل اینکه در سه طبقه قرار دارد و کف آن بتونی است و حس قبرستان را تداعی می کند برای نمایش این عکس ها بسیار مناسب بود. من این عکس ها را از بخشی از بهشت زهرا (س) گرفتم که تقریبا متروکه ترین بخش آن است. طلاچیان درباره عکاسی از سنگ قبرها نیز بیان کرد: من در نمایشگاه قبلی هم پرتره هایی از زیر آب را به نمایش گذاشتم از آدم هایی که گویی در حال خفگی بودند و در وضعیت تحت فشاری قرار داشتند. در یکی دیگر از نمایشگاه هایم نیز عکس هایی از کشتارگاه را به نمایش گذاشتم. نمایشگاه «شبانه ها» نیز درباره سیاهی ها و تاریکی ها بود، در واقع تم آثار من در ادامه هم قرار دارند و انگار یکدیگر را تکمیل می کنند. وی درباره نمایش عکس در گالری ها نیز اظهار کرد: در حال حاضر فضای گالری ها به گونه ای شده که بیشتر کارها دکوراتیو است. به گمانم ما در کنار نگاه دکوراتیو و یا نگاه شاد در عکس ها باید نگاهی به اتفاقاتی که در اطراف مان رخ می دهد و بخش تلخ جامعه است داشته باشیم. ضمن اینکه تا وقتی تاریکی نباشد روشنایی معنا پیدا نمی کند. این عکاس ادامه داد: ما در منطقه ای زندگی می کنیم که اتفاقات تلخ پیرامون مان زیاد رخ می دهد، برای همین عکس های اثرگذاری که از این منطقه در جشنواره های معتبر دنیا هم می بینید از عراق و سوریه و جنگ در منطقه است. طلاچیان بیان کرد: در کشور ما چون تا حدودی عکاسی در خیابان ممنوع شده است عکاسی مستند را تحت تاثیر قرار داده است. برای همین بیشتر عکاسان به سمت عکس های استودیویی و زیرزمینی رفته اند برای همین نمی توان مشخص کرد آیا این روند خوبی در عکاسی ما است یا نه، مسیری است که باید تاریخ مشخص کند که آیا ما را به عقب برده است یا باعث پیشرفتمان در عکاسی شده است. ولی به گمانم پیش از این خلاقیت در کارها بهتر بود و امروز کارها از عمقی که باید برخوردار نیستند. عکاسی مانند نقاشی نیست که کسی برود در آتلیه اش بنشیند و از هیچ اثری خلق کند. عکاسی بیشتر انتخاب یک موقعیت است. آزاده سهرابی

کیارنگ علایی : برای اصفهانی ها از عکاسی گفتم/ چالش توسعه عکس های خانگی

operator 239

منبع: خبرگزاری مهر – کیارنگ علایی عکاس و مدرس دانشگاه معتقد است امروز بیش از هر زمانی شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم و در چنین فضایی گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضا شویم. کیارنگ علایی عکاس، نویسنده و مدرس دانشگاه درباره فعالیت های اخیر خود به خبرنگار مهر گفت: یکی از جدیدترین و جالب ترین فعالیت هایم که همین چند روز گذشته رخ داد همکاری ای بود که با کانون عکس انجمن سینمای جوانان اصفهان داشتم و مستر کلاسی سه ساعته برای هنرجویان و علاقمندان عکاسی در این شهر برگزار شد. موضوع کارگاه هم «ایده در عکاسی و مسیر اجرای ایده در پروژه های عکاسی» بود؛ ایده یابی و تبدیل ایده به اجرا یکی از اصلی ترین مواردی است که یک عکاس باید در آن به پختگی برسد. در این کارگاه حدود ۲۰۰ نفر شرکت کردند که برای خود من این استقبال هیجان انگیز بود. وی درباره این کارگاه و موارد مطرح شده در آن بیان کرد: در ابتدا درباره به موضوع تغییر معیارهای ارزشگذاری عکس اشاره کردم و به محیط اینستاگرام که به نوعی برای ارائه عکس در خدمت توده های مردم است و موجب توسعه نوعی عکاسی کم عمق و تفکر گریز شده است تاکید کردم. فضای اینستاگرام در واقع اصرار دارد مخاطب انبوه را در یک قالب فرو ببرد و از مخاطبان انبوهش آدم های شبیه هم بسازد. علایی ادامه داد: امروز بیش از همیشه شاهد توسعه عکس های خانگی هستیم. گویی جایی مهم تر از خانه برای انتقال مفاهیم ذهنی وجود ندارد و اغلب عکاسان مفاهیم خود را در قالب روابط پدر و مادر، روابط اعضای خانواده، روابط میان اشیاء در خانه دنبال می کنند و به این دلیل ما شاهد تکثر عکس هایی از پنجره، رف، گلدان، اشیای چیده مان شده روی میز و روزمره گی هایی هستیم که پیش از این کمتر وجاهت عکاسی شدن داشتند. یا حریم های خصوصی ای که فضای جدید عکاسی اجازه داده بی پروا مطرح شوند و فاصله ای میان مکنونات ما و چشمان تماشاگر باقی نماند. در چنین فضایی که معیارهای ارزشگذاری در حال تغییر شتابناک هستند هرگونه گفتمان عکاسی در فضاهای علمی کمک می کند با تامل بیشتری وارد این فضای جدید شویم. وی گفت: من در این کارگاه به این نکته اشاره کردم که عکاسی رسانه ای بازنما است که توامان خواص عینی گرایی/ ذهنی گرایی را در خود دارد. اگر بارت معتقد بود که عکس ها به دلیل سند بودن شان از یک رویداد، خاصیتی ابژکتیو دارند، بنیامین اما معتقد بود که دوربین سوژه را از حالت طبیعی خود به وضعیتی آرمانی تغییر شکل می دهد و این آغاز سوبژکتیویتی است. اگر در دوره ای راست نمایی به عنوان خصیصه بلامنازع عکاسی قلمداد می شد و هرگونه فاصله گیری از واقعیت تکفیر می شد، چنانکه عکاسی مثل رابینسون در میانه قرن نوزدهم با آن همه خلاقیت و روش منحصر به فردش در تلفیق عکس ها مورد بی اعتنایی مخاطب قرار می گرفت و در نهایت از اینکه تکنیک خود را توضیح داده بود پشیمان بود، امروز اما عکاسی ارزش های دیرین خود را که در اوج و فرود دوران مدرن به دست آورده بود، مورد سخره قرار می دهد و در پی بنا کردن واقعیتی بدیل است که در آن ذهنیات شخصی عکاس به مخاطب القا شود و یک بازی راه بیفتد که در آن روابط زبان شناختی و نشانه شناسی بتوانند ایفای نقش کنند. شرکت در این بازی منجر می شود شیوه های جدید ارتباط برای انسان کشف شود و ما سازش بیشتری با مسائل دنیای جدید پیدا کنیم. علایی درباره چگونگی طرح ایده در این کارگاه نیز بیان کرد: برای من طرح این مسأله مهم بود که بگویم ایده با سه عنصر خلاقیت، تفکر و خیال در ارتباط است، خلاقیت ارتباط میان اجزای متن است، تفکر عملی ذهنی است برای دستیابی به راه مطلوب در حل یک مساله و خیال همان عکس است، تصور است، تصویر است که در ذهن متبادر می شود. ایده منجر به بسط تفکر عکاس نسبت به واقعیت می شود تا آن را به امری برسازه تبدیل کند. واقعیت پیرامون ما محصول و ساخته قراردادهای اجتماعی است و ایده کمک می کند از طریق زبان بتوانیم واقعیت های متفاوتی را که در بیرون وجود ندارند، بنا کنیم و اتوپیای انسانی را بر چاه های عمیقی که انسان امروز در آن افتاده بنا کنیم. این مدرس دانشگاه ادامه داد: من در کارگاه تاکید کردم که توانایی دیگر ایده ها ایجاد روایت است، تم در یک اثر هنری استخراجی است و کشف اش از متن اثر، لذت مخاطب را دوچندان می کند. اگر در بازگویی واقعه بر عنصر تخیل تکیه کنیم و تفسیر خود را نیز وارد متن کنیم، آن گاه تم متبادر می شود و خود را از گزارش صرف واقعیت جدا می سازد. تم بر سه عنصر انگیزه، تصمیم و نتیجه گیری استوار است، برای ایده پردازی باید ابتدا ایده های مان را ارزشیابی کنیم، باید علائق و جهت گیری های نهفته در ایده مان را راستی آزمایی کنیم که آیا واقعا ما از جنس این ایده هستیم؟ و بیان آن ها از طریق ما صادقانه است؟ اگر چنین بود، آن گاه بهتر است ایده ها را استوری برد کنیم، به دیوار اتاق مان بچسبانیم و در هفته های متوالی واکنش احساسی خودمان را نسبت به این نقاشی ها محک بزنیم. همچنین ایده مستلزم پژوهش است تا پشتوانه داشته باشد، برای یافتن ایده همیشه نیاز نیست به دنبال آن بگردیم. گاهی این ایده ها هستند که به دنبال ما می گردند، ما را پیدا می کنند و از ما مصرانه می خواهند تا ما آن ها را بیان کنیم. بهتر است ذهن مان را روی هستی باز کنیم تا پذیرای ایده های مختلف باشد. وی در پاسخ به این پرسش که تاثیر برپایی کارگاه ها توسط عکاسان حرفه ای در شهرستان ها را چگونه می بینید، گفت: برگزاری این مستر کلاس ها به روشن سازی مفاهیم عکاسی کمک می کند و فاصله میان عکاسان آماتور و حرفه ای را کم می کند تا از دل این صمیمیت، بتوانیم صداهای مختلف جامعه عکاسی را بشنویم و وجوه مختلف گفتمان عکاسی را مورد مداقه قرار دهیم. عموما در حاشیه این مسترکلاس ها انبوهی عکس از عکاسان شهرستانی می بینم که چه قدر بی ادعا و با امکانات کم، دست به تولید مجموعه های خوب زده اند، مجموعه هایی که به راحتی می تواند بر دیوار گالری های مهم تهران نمایش داده شود. در حاشیه این مستر کلاس جدیدترین ترجمه کیارنگ علایی با عنوان «نمادها و نشانه ها» منتشر شده توسط نشر پرگار عرضه شد. آزاده سهرابی

علی جمشیدی : روزمرگی در بحران هنری

operator 355

منبع: روزنامه شرق – روزمرگی در بحران هنریاگرچه تلاش مارکت سازان هنری در بالا بردن عجیب قیمت آثار هنرمندان معاصر کشور موفق بوده؛ هنرمندانی که عده زیادی از ایشان در قید حیات نیستند و هرگز در زمان حیات، طعم موفقیت مادی هنرشان را نچشیدند و دسته دوم هنرمندانی که همگی در سنینی حدود 70 و80 به نتیجه اقتصادی رسیده اند که شاید این نتیجه دیگر برایشان آنچنان جذاب نیست. البته ناگفته نماند که اصنافی هم در این بین احیا شده اند از قبیل قابساز، بوم ساز، رنگ فروش و مرمت کار که توانسته اند از این نمد کلاهی برای خود تهیه کنند. اما نکته مهم و نادیده گرفته شده اینجاست که چرا چنین هنرمندانی در طول زندگی و فعالیت شان که عمدتا 60 ، 70 و 80 سال می باشد اینطور دیده نشده اند. آیا جامعه سواد و شناخت برای شناسایی آنها نداشته؟ مارکت سازان و مارکت سازی وجود نداشته؟ تعداد گالریها اندک بوده؟ شرایط اقتصادی نامناسب بوده؟ در واقع اگر همه این دلایل باشد و دلایل دیگر هم، باید به این نکته توجه کنیم که در جوامع پیشرفته، هدایت سرمایه های خصوصی به همراه مدیریت سازماندهی شده دولتی هماهنگ است و برنامه ریزان اقتصادی هر کشور اهداف و برنامه مشخصی برای رشد اقتصاد هنر طراحی می کنند. در نتیجه سرمایه های آزاد در جهت این اهداف و در بستری مناسب شروع به فعالیت می کنند. نتیجه آن می شود که به موازات فعالیتهای آرت فرها و اکسپوهای موفق و تاثیرگذار و هزاران برنامه جمعی که هنرمندان تازه وارد را جذب و حمایت می کنند، حراجی های آثار هنری نیز به فعالیت مشغولند حال آنکه هیچ برنامه هماهنگ شده مدون و طراحی شده توسط مدیران و برنامه ریزان فرهنگی کشورمان وجود ندارد. مدتهاست که هیچ اکسپویی در کشور برگزار نشده. اگر هم برگزار میشده خیلی ضعیف و با امکانات کم و فاقد مدیریت. بینالها تعطیل اند. این در حالی است که سالنهای دولتی وفرهنگسراها بدون برنامه و مدیریت در حال خاک خوردن است.بدنبال آن سرمایه های آزاد و سرگردان متوجه فعالیت مارکت سازان خصوصی می شوند و ناگهان آثار هنری رشد عجیب و غریب و یک شبه بخود می گیرند. اگر بپذیریم اثر هنری میتواند یک کالای قابل خرید وفروش آنهم با قیمت بالا باشد، چرا به شرایط تولید و تولید کنندگان این کالا که هنرمندان هستند بی توجهی میشود. این عدم مدیریت سرمایه و برنامه ریزی کلان هنری بحرانی را نتیجه ساز شده که ما در آن بسر می بریم. از طرفی، گالری های هنری که مجوز فعالیت در حوزه هنرهای تجسمی و کشف هنرمندان را دارند اکثرشان به موجی سوارند که مارکت سازان به وجود آورده اند. بیشترشان به هنرمندان معروف و صاحب نام می پردازند. درب اکثر گالری های به روی هنرمندان جوان و گمنام بسته است. گویی که اقتصاد هنر یعنی اینکه عده ای آثارشان با قیمت های آنچنانی بفروش برسد و مابقی تماشاچیان این معرکه باشند. خیل عظیمی از هنرمندان در نتیجه این بحران، هیچ شانسی برای ارایه آثارشان ندارند. هنرمندان جوان، پویا، خوش ذوق و پرتلاش کشورمان با وجود این شرایط نامناسب سخت اجتماعی و اقتصادی، آثارشان را خلق می کنند. آن هم با کمترین امکانات و گرانی لوازم وکلی محدودیت. نه جایی برای نمایش و ارایه آثارشان وجود دارد و نه کسی خریدار کارهایشان است. این اقتصاد هنر بیشتر شبیه فاجعه هنری است. زمانی که میدان های فعالیت هنری اعم از موزه ها و فرهنگسراها و گالری ها و توجه خریداران و حامیان هنری، سمت و سویی یک جانبه آنهم سوار بر موج مارکت سازان باشد و تنها به هنرمندان برند شده مارکت توجه شود باید منتظر عواقت و زیان های گرانی باشیم. فراموش نکنیم هنرمندان مشهور که همگی در سنین کهنسالی به موفقیت اقتصادی رسیده اند خود نسلی آسیب دیده از همین شرایط اند. معضلات تولید آثار جعلی، عدم کارشناسی صحیح و ارزیابی هنری و فقر نقد و نشریه هنری، آنچنان را آنچنان تر میکند و بدترین زیان که علایم آن در میان هنرمندان مشهود است سرخوردگی، افسردگی و احساس بیهودگی است و گالری های مستقل نیز برای ساختن بازار و شرایط فروش آثار هنرمندان در وضعیت دشواری بسر می برند وضعیتی شبیه شنا کردن بر خلاف رودخانه. یک گالری حرفه ای نقش مهمی در ارتباط صحیح بین هنرمند و خریدار و بازار فروش آثار هنری ایفا می کند. این در حالی است که شرایط مناسب برای کشف هنرمندان و ارایه آثارشان در میان گالری وجود ندارد. بعضی از گالری ها از روی ناچاری مکان های خود را به هنرمندان اجاره می دهند و این خود، بی کیفیتی را در عرصه ارایه هنر سبب ساز میشود. در واقع می توان گفت این یک روزمرگی در بحران هنری است که سالها همه ما دست بگریبان آنیم میدانیم و میبینیم. هنرمندان، خصوصا هنرمندان جوان، سرمایه های مهم کشورند و شادی و امیدواری شان، شادی و امیدواری و عشق به جامعه می دهد و برنامه ریزی جهت کمک به این نسل دیده نشده در شرایط کنونی که از همه طرف کشور تحت فشارهای خارجی و فشارهای روانی و بحران های اقتصادی گوناگون است ضروری است. اکسپوهای هنری جدی با مدیریت صحیح، مهمترین پایگاه ارایه آثار هنرمندان است و توسعه فضاهای فرهنگی و تخصیص بودجه جهت خرید آثار هنرمندان، انگیزه و امید دوباره به هنرمندان و به جامعه هنری افسرده کنونی می دهد. تشویق خریداران و حامیان هنری و بانک ها به حمایت از اکسپوها و نمایشگاههای گروهی یکی از راههای خروج از این بحران است. تلاش در جهت ارتباط با اکسپوهای خارج از کشور نیز راه دیگری برای بهبود وضع اقتصادی هنرمندان می باشد. آثار هنرمندان با اصالت و با کیفیت در کشورمان کم نیست و ارایه و فروش این آثار در اکسپوهای خارج از کشور، چه کشورهای همسایه و چه در کشورهای اروپایی بسیار لازم و ضروری است. آثاردر اکسپوها بیشتر و بهتر دیده می شود و فروش بازگشت ارز به کشور را میسر می کند. این نکته بسیار مهم است که آثار هنری زمانی بها پیدا می کند که دیده شوند، ارایه شوند و ارزش های آن نقد شود این امکان در اکسپوهای داخلی و خارجی بیشتر میسر است. علی جمشیدی نقاش و مدیر کالری شمس

آخرین وضعیت انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی/ به ما اعتماد کنید

operator 221

منبع: خبرگزاری مهر – یداله ولی زاده رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران معتقد است عکاسی تبلیغاتی و صنعتی گرچه رشد خوبی داشته اما از حمایت نشدن توسط نهادها و ورود عکاسان بی تجربه به این عرصه لطمه می خورد. رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران درباره فعالیت های این روزهای انجمن به خبرنگار مهر گفت: ما توان اصلی انجمن را روی به‌روز رسانی سایت انجمن گذاشته ایم و همه اتفاقات را در این فضا منعکس می کنیم. همچنین در عضوگیری فعال هستیم و برای اعضا تسهیلاتی در نظر گرفته ایم به طور مثال دوره های آموزشی و کلاس برگزار می کنیم. وی با بیان اینکه عمده فعالیت های این انجمن در رویداد «۱۰ روز با عکاسان» تبلور می یابد، بیان کرد: ما سالی دو نمایشگاه بزرگ داریم که یک نمایشگاه از اعضا در همین رویداد «۱۰ روز با عکاسان» برگزار می شود و در یک روز از این ۱۰ روز ورک شاپ ها و سخنرانی های مربوط به عکاسی تبلیغاتی و صنعتی را داریم. ولی زاده ادامه داد: یک نمایشگاه با نام «طعم عکس» هم برگزار می کنیم که امسال ۲۸ مهرماه در خانه هنرمندان ایران افتتاح می شود. در این نمایشگاه بخش بزرگی از اعضای انجمن و شاگردان خودم حضور دارند و تمرکزمان در این نمایشگاه بیشتر روی عکس های مفهومی تبلیغاتی است. البته در نمایشگاه اول تمرکز بیشتر روی عکس هایی بود که محصولی را معرفی می کنند. وی در پاسخ به اینکه چرا عکاسی تبلیغاتی و صنعتی در مقایسه با سایر شاخه های عکاسی خصوصا عکاسی هنری جایگاه کمتری در فضاهای نمایشگاهی، تدریس و حتی رشد و توسعه عکاسی دارد، بیان کرد: در جامعه، عکاسی هنری جایگاه خوبی دارد ولی اینطور نیست که عکاسی تبلیغاتی و صنعتی تثبیت نشده باشد. ما هفت انجمن تخصصی عکاسی داریم که یکی از آنها انجمن ماست که این خود نشان از فعالیت عکاسان این حوزه است. من با بخش هایی از حرف شما موافقم و ممکن است فعالیت در حوزه ما خیلی چشمگیر نباشد اما به دلیل این نیست که توان عکاسان ما در این حوزه کم است بلکه این موضوع از این واقعیت نشات می گیرد که بسیاری از کسانی که این روزها عکاسی تبلیغاتی می کنند در واقع عکاس تبلیغاتی نیستند. ارگان های دولتی در برگزاری جشنواره های تخصصی از ما مشورت هم نمی گیرند رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران گفت: در هر ژانری که عکاسان به مشکل مالی برخورد می کنند عموما دو پروژه عکاسی تبلیغاتی را دست می گیرند و تنها به این شاخه به عنوان منبع درآمد نگاه می کنند. از سوی دیگر گمان می رود با خرید دو شاخه نور و زدن یک استودیو می توان ادعای عکاس تبلیغاتی بودن کرد. وی ادامه داد: ما جایگاهمان را در این سال‌ها در جامعه پیدا کرده ایم اما کدام گالری دار قبول می کند عکس های تبلیغاتی در گالری اش به نمایش در بیاید؟ در حالی که ما سه سال است نمایشگاه «طعم عکس» را در خانه هنرمندان ایران برپا می کنیم و نشان دادیم قابلیت برپایی نمایشگاه در این عرصه وجود دارد. ولی زاده با بیان انتقاد از بخش صنعت و فعالان تبلیغاتی اظهار کرد: اتفاق های خوب در عرصه عکاسی تبلیغاتی این است که به بازاریابی دست پیدا کنیم و اهالی صنعت و تبلیغات بدانند یک انجمنی با حضور متخصصان هست که می توانند در صورت لزوم به ما مراجعه کنند. در حال حاضر یک سری از عکاسان وارد پروژه هایی بزرگ می شوند و در میان راه می بینند توانایی اش را ندارند و به وجهه کار ما لطمه می خورد اما کارفرما می تواند به یک انجمن تخصصی اعتماد کند. این عکاس ادامه داد: فرض کنید در حال حاضر مسابقه و جشنواره عکس در حوزه صنعت در حال برپایی است و ارگان دولتی مربوطه حتی برای مشورت نزد ما نیامده است. یعنی ارگان های دولتی حتی خودشان را از مشورت گرفتن از ما محروم می کنند آنهم در شرایطی که خیلی خوب ما را می شناسند. جشنواره ها منبع درآمد خوبی برای یک عده است به همین دلیل دوست ندارند پای انجمن به این جشنواره ها باز شود. جهاد دانشگاهی جشنواره صنعتی تبلیغاتی دارد که راسا اقدام به برپایی آن می کند و از حضور انجمن هم استقبالی نمی کند. وی با بیان اینکه با وجود همه سنگ اندازی ها انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران توانسته نقش موثری در حوزه عکاسی ایفا کند، گفت: ما به حمایت ارشاد نیاز داریم و با حق عضویت نمی توانیم پول برای اجاره ۱۰ میلیونی یک گالری برای برپایی نمایشگاه را بدهیم. برای بیمه کردن اعضا و دیگر مسایل صنفی هم مشکل داریم. مسئولان نباید از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنند و بعد بگویند شما چه کار کرده اید! ما با این حق عضویت های ناچیز واقعا چه کار شاخصی می توانیم انجام دهیم؟ همه انجمن ها به نوعی به صورت محفلی اداره می شوند چون حمایت واقعی از آنها صورت نمی گیرد. رییس انجمن عکاسان تبلیغاتی و صنعتی ایران در پایان یکی از مهمترین آسیب های حوزه عکاسی را اینطور بیان کرد: من تدریس می کنم و متوجه هستم که عکاسان جوان اطلاعات تکنیکال خوبی دارند اما نگاه هنرمندانه آنها باید تقویت شود تا تبدیل به آرتیست شوند. آزاده سهرابی

عکاسی با تلفن همراه سواد بصری جامعه را بالا برده است

operator 211

منبع: خبرگزاری تسنیم – ابراهیم حقیقی عضو انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک گفت: یکی از مزیت‌های تلفن‌های هوشمند این است که عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت و همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود. ابراهیم حقیقی از عکاس باسابقه کشورمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران پویا با اشاره به برگزاری جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه گفت: برای تولید هر اثری در حوزه هنرهای تجسمی ـ اعم از نقاشی، مجسمه‌ یا عکس ـ ابزار اصلا مهم نیست، مهم نوع نگاه و شکل دیدن است. وی درباره استفاده از ابزارهای نوین برای خلق آثار هنری به ویژه در حوزه عکاسی اظهار داشت: تلفن همراه به عنوان یکی از ابزارهای نوین خیلی کمک کرده است، مخصوصا به جوان‌هایی که نمی‌توانند سراغ ابزارهای حرفه‌ای و گران‌قیمت بروند. این هنرمند باسابقه ادامه داد: تلفن‌های همراه هر روز به دوربین‌های بهتری تجهیز می‌شوند و عکس‌های واقعا خوبی می‌توان با آن‌ها گرفت. همین ابزار سبب شده که سواد بصری جامعه بالا برود و این یکی از مزیت‌های آن است. داور جشنواره‌های تجسمی با اشاره به رونق جشنواره‌های عکس موبایلی تأکید کرد: برگزاری جشنواره‌های عکس و خواستن عکس با هر یک از ابزارهای حرفه‌ای یا عمومی مانند تلفن همراه، هیچ ایرادی ندارد و به نظرم تفاوتی نمی‌کند، چون موضوع تربیت نگاه و چگونه دیدن و نحوه انتقال دادن آن چیزی است که من بهتر از دیگران دیده‌ام یا توانسته‌ام کشف کنم. حقیقی در پایان خاطرنشان کرد: برای هر موضوعی که می‌تواند برای جامعه مفید واقع شود، می‌توان از کسانی که این ابزار مفید را در خدمت دارند،‌ عکس خواست و آن‌ها را نمایش داد و باز هم سواد بصری جامعه را بیشتر و بیشتر کرد. بر اساس این گزارش، جشنواره عکس «هشت» ویژه عکاسی با تلفن همراه با محوریت فرهنگ زیارت است که در قالب یکی از مجموعه برنامه‌های پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) برگزار می‌شود. وجیه‌اله شیرمحمدی دبیر این جشنواره و نقش رویای بهشت متولی برگزاری این رویداد هنری است. آخرین مهلت ارسال اثر به جشنواره روز 10 تیرماه آتی اعلام شده و علاقه‌‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در جشنواره می‌توانند به وبسایت www.rbphoto.ir مراجعه کنند یا کانال تلگرامی جشنواره را با نشانی @eightphot دنبال کنند. انتهای پیام/  

بنر کتاب عکس

لایت روم