(تصاویر) تشییع‌ امام (ره) به‌ روایت «ژان‌گومی» (2

admin 597

(تصاویر) تشییع‌ امام (ره) به‌ روایت «ژان‌گومی» (2) فرارو- “ژان گومی”بی شک یکی از مهم‌ترین عکاسانی است که مقارن با حوادث انقلاب اسلامی و پس از آن سعی کرد آنچه می گذرد را از نزدیک ببیند و با دوربینش به ثبت برساند. به گزارش سرویس عکس و تاریخ فرارو، “ژان گومی” عکاس فرانسوی از زمان تحصیل در دانشگاه برای گذراندن زندگی به عکاسی روی آورد و بعد از آنکه مجموعه عکس های او از زندانی در فرانسه او را به شهرت رساند توانست به عضویت آژانس عکس “گاما” در آید. او در سال 1977 به عضویت آژانس عکس “مگنوم” در آمد و چندی بعد به دنبال علاقه اش به تحولات ایران در فرانسه به دیدن امام خمینی(ره) رفت و از او عکاسی کرد. با بازگشت امام خمینی به ایران او نیز خود را در کانون تحولات ایران قرار داد و عکس های زیادی از انقلاب ایران گرفت؛ او هفت سال بعد نیز بار دیگر به ایران سفر کرد و حتی با حضور در جبهه عکس هایی نیز از رزمندان در “فاو” گرفت. اما بی شک پربارترین عکس های او از ایران مربوط ارتحال امام(ره) و مراسم تشییع ایشان است. مجموعه او که در آژانس عکس مگنوم منتشر شده است به عکس های رنگی و سیاه و سفید تقسیم می شود که در بخش دوم گزارش تصویری امروز عکس های رنگی از وداع با پیکر بنیانگذار جمهوری اسلامی را از نظر می گذرانید.

(تصاویر) امام(ره) به روایت عکاس ایتالیایی

admin 703

(تصاویر) امام(ره) به روایت عکاس ایتالیایی فرارو- “فردیناندو سی‌یانا” یکی از چندین عکاسی بود که در دوران تبعید امام خمینی(ره) به نوفل لوشاتو رفت و از رهبر انقلاب اسلامی ایران عکاسی کرد. به گزارش سرویس عکس و تاریخ فرارو، “فردیناندو سی‌یانا” عکاس ایتالیایی در ماه های منتهی به بازگشت امام خمینی به ایران در بهمن 1357 سفری به محل اقامت رهبر انقلاب کرد و از ایشان بویژه در حالت نماز عکس هایی گرفت که بعدها بسیار دیده شد و در بسیاری کتاب ها و نشریات به چاپ رسید. او که در سال 1960 عکاسی حرفه ای را آغاز کرده بود، در سال 1977 و پس از ملاقات با “هنری کارتیه برسون” به آژانس “مگنوم” پیوست و همزمان عکاسی خبری را با توجه ویژه به شخصیت های سیاسی جهان ادامه داد. یکی از مهمترین مجموعه عکسهای او اما پرتره هایش از لوئیس بورخس نویسنده آرژانتینی است. در زیر تعدادی از مشهور ترین عکس های او از امام(ره) در تبعید را می‌بینید.  

(تصاویر) امام (ره) به روایت «عباس»

admin 2009

(تصاویر) امام (ره) به روایت «عباس» فرارو- “عباس” عکاس مشهور ایرانی که از اعضا برجسته آژانس عکس “مگنوم” به حساب می‌آید یکی دیگر از عکاسانی است که عکس های زیادی از رهبرکبیرانقلاب در روزهای منتهی به انقلاب و پس از آن گرفت. به گزارش فرارو، “عباس عطار” که در جهان با نام “عباس” یا “عباس مگنوم” شهرت دارد بین سال‌های 1357 تا 1359 از پشت دوربین عکاسی‌اش به انقلاب اسلامی ایران نگریست و لحظات به‌یادماندنی انقلاب اسلامی را به ثبت رساند و به گفته خودش، برای تاریخ، عکس گرفت. وی که دانش آموخته رشته مطبوعات و ارتباطات در انگلستان است، در سال‌ 1361 پس از آنکه عکس‌هایش از انقلاب ایران وی را به شهرت رساند، به آژانس عکس «مگنوم» پیوست؛ یکی از معتبرترین آژانس های عکس جهان که توسط عکاس مشهور فرانسوی «هنری کارتیه برسون» به همراه «رابرت کاپا» و تعدادی از عکاسان جنگ تشکیل شده بود و برجسته ترین عکاسان جهان عکس های وقایع مهم سیاسی و اجتماعی دنیا را در آن عرضه می کردند. عباس بعدها در سفر به ایران مجموعه عکس های خود از حوادث انقلاب را در کتابی با عنوان «روزشمار ایران 2002-1971» منتشر کرد که علاوه بر عکس‌ها، یادداشت‌های روزانه وی را نیز شامل می شد. در آستانه سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی نگاهی می اندازیم به عکس های این عکاس شهیر از امام خمینی(ره)؛ عکس های او در برگیرنده آخرین لحظات حضور امام در فرانسه لحظات ورود به ایران، حضور در بهشت زهرا، مدرسه رفاه، تشکیل دولت موقت، دوران بیماری و فوت ایشان است.

(تصاویر) تشییع‌ امام (ره) به‌ روایت «ژان‌گومی» (1)

admin 500

(تصاویر) تشییع‌ امام (ره) به‌ روایت «ژان‌گومی» (1) فرارو– “ژان گومی”بی شک یکی از مهم‌ترین عکاسانی است که مقارن با حوادث انقلاب اسلامی و پس از آن سعی کرد آنچه می گذرد را از نزدیک ببیند و با دوربینش به ثبت برساند.به گزارش سرویس عکس و تاریخ فرارو، “ژان گومی” عکاس فرانسوی از زمان تحصیل در دانشگاه برای گذراندن زندگی به عکاسی روی آورد و بعد از آنکه مجموعه عکس های او از زندانی در فرانسه او را به شهرت رساند توانست به عضویت آژانس عکس “گاما” در آید. او در سال 1977 به عضویت آژانس عکس “مگنوم” در آمد و چندی بعد به دنبال علاقه اش به تحولات ایران در فرانسه به دیدن امام خمینی(ره) رفت و از او عکاسی کرد. با بازگشت امام خمینی به ایران او نیز خود را در کانون تحولات ایران قرار داد و عکس های زیادی از انقلاب ایران گرفت؛ او هفت سال بعد نیز بار دیگر به ایران سفر کرد و حتی با حضور در جبهه عکس هایی نیز از رزمندان در “فاو” گرفت. اما بی شک پربارترین عکس های او از ایران مربوط ارتحال امام(ره) و مراسم تشییع ایشان است. مجموعه او که در آژانس عکس مگنوم منتشر شده است به عکس های رنگی و سیاه و سفید تقسیم می شود که در بخش اول گزارش تصویری امروز عکس های سیاه و سفید از وداع با پیکر بنیانگذار جمهوری اسلامی را از نظر می گذرانید.

یک عکاس می‌خواهد بقیه هم این‌ها را ببینند

admin 1203

» سرویس: فرهنگي و هنري – تجسمي و موسيقي کد خبر: 93030703012 چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳ – ۰۰:۱۱ عکاس پروژه‌های اسیدپاشی «آمنه» و «بابا اسید ریخت» معتقد است، عکاس باید در مواجهه با سوژه‌های خاص و آزاردهنده با ملایمت بیشتری برخورد کند. ابوالفضل نسایی در گفت‌وگو با خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره انتشار عکس‌های مستند اجتماعی با موضوعات آزاردهنده و ناراحت کننده در شبکه‌های اجتماعی اظهار کرد: انتشار این عکس‌ها به موضوع و سوژه عکس و میزان مهم بودن و تاثیرگذاری آن بستگی دارد. گاهی یک موضوع به حدی ناراحت کننده است که باعث به وجود آمدن واکنش‌های مختلف از سوی مخاطبان می‌شود، اما چون جزیی از واقعیت هستند، منتشر و دیده می‌شوند. او افزود: اتفاقات تاثیرگذار و ناراحت کننده زیادی در جامعه می‌افتد که خیلی از ما فقط آن‌ها را می‌شنویم. وقتی عکس‌هایی از این اتفاقات، مثلا اسیدپاشی یک مرد روی زن و بچه‌اش، منتشر می‌شود، مخاطب به عمق فاجعه پی میِ‌برد و درک او از این جنایت بیشتر می‌شود. گاهی انتشار یک عکس در کنار یک خبر کوتاه تاثیری در پی دارد که غیر قابل انکار است. عکس‌های ناگوار و تلخ این عکاس همچنین عنوان کرد: به نظر من نمایش واقعیت از طریق انتشار چنین عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی ایرادی ندارد، اما بهتر است عکاس با این سوژه‌ها با ملایمت بیشتری برخورد کند و عکس بگیرد. خود من وقتی از سوژه‌های اسیدپاشی عکاسی می‌کردم، سعی داشتم طوری باشد که مخاطب را در همان لحظه اول پس نزند و برایش چندش‌آور نباشد. نسایی ادامه داد: این نوع حوادث و اتفاقات ناراحت کننده بخشی از واقعیت هستند و نمی‌توان آن‌ها را کتمان کرد. باید عکس‌ها را دید و پذیرفت که دنیا این طور می‌گذرد. عکاس معمولا درصدد رساندن پیام است و می‌خواهد بقیه هم این‌ها را ببینند. عکاس پروژه «بابا اسید ریخت» در ادامه گفت: در کنار این‌ها گاهی عکس‌هایی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند که اصلا قابل دیدن نیستند. بیشتر این عکس‌ها که به صورت غیرحرفه‌ای و توسط کسانی که عکاس نیستند با موبایل گرفته می‌شود، طوری هستند که نمی‌توان با آن‌ها مواجه شد. با وجود چنین عکس‌هایی، معتقدم بهتر است برای نمایش عکس‌ها در شبکه‌های اجتماعی هشدار وجود داشته باشد. عکس‌های ناگوار و تلخ نسایی خاطر نشان کرد: عکاس در پروژه‌هایی مثل اسیدپاشی به دلیل نزدیکی به سوژه، با زندگی، عواطف و احساسات او درگیر می‌شود و واکنش او با واکنش کسی که فقط دارد عکس‌ها را تماشا می‌کند متفاوت است. عکاس هیچ وقت سوژه‌اش را فراموش نمی‌کند. ابوالفضل نسایی عکاس مستند اجتماعی با مجموعه عکس «بابا اسید ریخت» برگزیده سومین دوره جایزه عکس مستند اجتماعی شید (تنها جایزه عکاسی مستند ایران) شد. او همچنین سال‌هاست از آمنه بهرامی، دیگر قربانی اسیدپاشی، عکاسی می‌کند. انتهای پیام

عکاسی که کمر شاه را شکست، تنهاست

operator 250

منبع: ایسنا- عیادت مسجد جامعی از استاد حسین پرتوی   به گزارش ایسنا، قانون در ادامه نوشت:‌ دیدار و بیعت همافران نیروی هوایی با امام انقلاب و چاپ آن در صفحه نخست روزنامه تیر خلاصی بر پیکر رژیم سلطنت بود؛ تصویری که برای اولین و آخرین بار درتاریخ مطبوعات ایران دو روز پیاپی در صفحه نخست روزنامه‌ای منتشر شد و امام آن را تایید کرد. این بیعت تاریخی که توسط بختیار تکذیب و از سوی امام خمینی(س) تأیید شد، یکی از اخباری بود که انقلاب را به تثبیت در ایران نزدیک و بختیار را از ادامه فعالیت برای ابقای رژیم سلطنتی ناامید کرد. محمد حسین نورشاهی، یکی از همافرانی که درجریان بیعت با امام(س)، حاضر بوده، در تشریح خاطرات آن روز می‌گوید: «جلسه‌ای در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب با مرحوم آیت الله طالقانی داشتیم و ایشان به ما گفتند که اگر قصد دارید کاری انجام دهید، باید اقدامی باشد که یک سر و گردن از پیرزنی که عصازنان به خیابان آمده، بالاتر باشد. این سخنان درحقیقت یک نوع حرکت روانی و کار تهییج کننده محسوب می‌شد و پس از آن بود که تصمیم گرفته شد تا در روز 19 بهمن، رژه رسمی برگزار شود.» همافران، پس از دیداربا آیت ا… طالقانی، تصمیم گرفتند تا صبح روز 19 بهمن در مدرسه علوی تهران لباس‌های خود را عوض کرده و در حضور امام خمینی(س) به صف شوند تا به رهبرشان ادای احترام و اعلام بیعت کنند. در میان خیل بزرگی از عکاسان و تصویر برداران اما عکسی که به روند انقلاب سرعت بخشید از آن یک نفر بود: «حسین پرتوی» . عکاس که بود؟ حسین پرتوی متولد 1321 در شهر اردبیل است و بعدها به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت می‌کند. وی پس از پایان تحصیلات خود در روزنامه کیهان مشغول به کار می‌شود. پرتوی در سال 1338 به صورت حرفه‌ای کار خود را با عکاسی آغاز می‌کند. اما شاید اوج فعالیت حرفه‌ای وی عکس‌های خاص و منحصر به فردی باشد که در سال‌های 1356 و 1357 تهیه می‌کند و بعدها در زمان جنگ ایران و عراق نیز به عنوان دبیر سرویس عکس روزنامه کیهان انتخاب می‌شود. او در سال 1368 بازنشسته می‌شود و بعدها به خاطر علاقه و دوستی با دکتر حسابی در قسمت فرهنگی موسسه حسابی همکاری می‌کند. حسین پرتوی سال‌های اخیر را در بستر بیماری گذرانده است، بیماری سخت که برای خانواده او هزینه‌های زیادی نیز در پی داشته است و مردی که روزگاری همواره در پی ثبت بهترین تصاویر دراطراف خود بود اکنون نیز تنها با چشم هایش با جهان ارتباط برقرار می‌کند. زمانی که پیشنهاد دیدار و گفت وگو با خانواده وی مطرح شد نمی توانم شعف و شگفت زدگی‌ام را انکار کنم. حسین پرتوی عکس‌هایی ارزشمند در تاریخ ایران دارداما او با ثبت تصویر 19 بهمن 1357 بخشی مهم از تاریخ معاصر ایران شده است. شتابی که شهید مطهری برای رسیدن به سرمنزل مقصود انقلاب لازم می‌دانست را وی با ثبت تصویر به مرحله ظهور رساند. برنامه دیدار به همت «مهدی سروری»، مدیر پایگاه عکس چیلیک امکان پذیر می‌شود. جمعه صبحی حوالی ساعت 11 قرار می‌شود در یکی از کوچه‌ پس کوچه‌های خیابان جمهوری برای ملاقات و دیدار حسین پرتوی حاضر شویم. با عکاس همیشه منضبط روزنامه قرار می‌گذارم و مثل همیشه زودتر از ساعت مقرر می‌رسد. نا آشنایی با جغرافیای محل باعث می‌شود با تاخیر بر سر قرار حاضر شوم. مهدی سروری هم طبق برنامه خودش زودتر از همه حاضر است و گفت و گو در آپارتمان کوچک حسین پرتوی باحضور پوراندخت پرتوی و پسرش سیاوش پرتوی که از قضای روزگار حالا خود نیز از عکاسان بنام مطبوعات است آغاز می‌شود. سروری توضیح می‌دهد:« بیماری از 8 سال پیش آغاز شده و اولین نشانه‌های آن دیده شده است اما آقای پرتوی از 6 سال پیش است که به شدت زیر فشار بیماری قرار می‌گیرد.» از خانم پرتوی می‌پرسم که چند سال است زیر یک سقف زندگی می‌کنید می‌گوید: «40 سال است که همسر ایشان هستم.» و در مقابل سوال من که از شما زیاد عکس می‌گرفته اند با لبخند می‌گوید: «عکس که زیاد می‌گرفتند اما بیشتر از کارشان نه از من.» خانم پرتوی در پاسخ به سوال من که ارتباطشان با کارشان چگونه بود، می گوید: «همیشه می‌خواست بهترین عکس‌ها را داشته باشد و بسیار علاقه‌مند به کار خود بود و این که معتقد بود برای عکاس خوب مطبوعات بودن باید در ابتدا بتوان عکاس ورزشی خوبی بود و این کمک می‌کرد به این که بتوانی عکاس خوبی باشی.» حکم جلب برای عکاس در میانه بحث هستیم که به خاطر می‌آورم بعد از ماجرای چاپ عکس دیدار همافران با امام برای حسین پرتوی حکم جلب صادر شده است و دستور بازداشت وی را می‌دهند، از همسرشان می‌پرسم منتظر بودید نتیجه عکس 19 بهمن حکم جلب باشد که می‌گوید: «هم آری و هم نه. هم می‌دانستیم همواره این کار خطراتی دارد و هم تصور نمی کردیم نتیجه عکاسی خبری بتواند منجر به بازداشت شود. اما دیدیم که حکم صادر شد و ما هم مجبور شدیم خانه را ترک کنیم و متواری شویم. برای یک هفته ناچار شدیم به خانه خواهرم برویم تا در شرایط بعدی بتوانیم فکر کنیم چه اتفاقی می‌افتد که گویا عکس چاپ شده کار خودش را کرد و ما هم به خانه بازگشتیم.» از سیاوش پرتوی می‌پرسم شما وقتی اتفاق حکم جلب برای پدر افتاد چند ساله بودید و چه تصوری داشتید، در پاسخ می‌گوید: «اصلا فکر نمی کردیم که عکس خبری بتواند چنان جنجالی بیافریند. من آن زمان 10 ساله بودم و نمونه یک بچه شیطان و بازیگوش که به دنبال شعار نویسی و تظاهرات خیابانی بود. همش به فکر بودیم شب بشود و در خیابان باشیم و به هیچ وجه تصور سیاسی خاصی نداشتیم یا در آن دنیای بچگی تصور نداشتم که می‌تواند این رفتار خطرناک باشد اما زمانی که حکم جلب صادر شد تازه در همان دنیای کودکی متوجه شدم که موضوع چقدر جدی است.» در ذهنم به دنبال عکس ها و سوابق حسین پرتوی می‌گردم و می‌گویم: «از سال 56 که آقای پرتوی شروع کرد وقایع نگاری تاریخ انقلاب ایشان 4 عکس مهم تاریخ انقلاب را گرفتند؛ عکس معروف بسته شدن فرودگاه توسط نظامیان، عکس اعدام سران حکومت پهلوی و تصویر ورود امام به ایران در 12 بهمن و عکس بیعت همافران، هیچ وقت در مورد عکس ها حرف می‌زد و یا نظری را بیان می‌کرد؟» پور اندخت پرتوی در پاسخ می‌گوید: «اصلا هیچ وقت از خودش راضی نبود، همیشه می‌خواست بهتر باشد. هیچ وقت این عکس ها یا خیلی از تصاویر دیگر نمی توانست او را راضی کند.البته باید بگویم هیچ وقت هیچ توقعی از هیچ کسی نداشت، خوشحال بود کاری برای انقلاب می‌کند اما واقعا توقعی نداشت.» سیاوش پرتوی هم می‌گوید: «شاید آن زمان متوجه نمی شدم که چقدر تک تک این عکس ها مهم هستند اما بعدها که وارد عکاسی خبری شدم تازه متوجه ارزش‌های این عکس شدم. در میان همه عکس هایی هم که گرفته بود بدون تردید عکس 19 بهمن را خیلی بیشتر دوست داشت. عکس‌های دیگر عکاسان هم در محل حضور داشتند هر چند نگاه خاصی در عکس پدر وجود داشت اما عکس همافران فقط یک عکاس وجود دارد و آن هم عکسی است که پدر گرفته بود.» از سیاوش پرتوی که خود به کار عکاسی خبری اشتغال دارد می‌پرسم، عکاسی در زمان پدر خیلی هم سخت تر بوده، نه مثل عکاسی دیجیتالی بوده نه این گونه که عکاس فکر کند حالا هرچند تا عکس شد می‌گیریم و بعد جدا می‌کنیم و شرایط این عکس‌ها هم که بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر بوده است در مورد این عکس ها صحبت نمی کرد: «پدر واقعا سعی می‌کرد برای عکس‌هایش زمان بگذارد. دید و نور و زاویه را به خوبی پیدا می‌کرد.ببینید در همان عکس پیاده شدن امام از هواپیما هم ده‌ها عکاس در محل حضور داشتند اما تنها همین یک عکس است که تبدیل به عکس مشهوری شده است. حالا می‌بینید عکاس همکار خودمان از یک مصاحبه 500 تا عکس می‌گیرد تا شاید یک عکس خوب به دست بیاورد. من خودم به خاطر دارم با پدر برای عکاسی یک مصاحبه می‌رفتیم و 8 عدد نگاتیو بریده شده تحویل وی می‌شد و باید همان 8 عکس را می‌گرفت و بر می‌گشت. حالا 500 تا عکس می‌گیرند شاید یکی خوب شود. از سال 68 که پدر بازنشست شد و من کار می‌کردم هیچ وقت از پدرم نشنیدم که بگوید این عکس خوب است، همیشه انتقاد می‌کرد و انتقاد سازنده هم می‌کرد و انتقاد سازنده بسیار هم خوب است. یک خاطره‌ای هم دارم از عکاسی پدر که بد نیست تعریف کنم. یکی از بچه‌های فامیل ما گرافیک می‌خواند و همه دسته جمعی می‌روند شمال عکس می‌گیرند. آن زمان ما در خانه لابراتوار داشتیم و وقتی بر می‌گردند عکس ها را ظاهر می‌کنیم. بعد که من عکس‌ها را جدا می‌کردم که کدام خوب شده است. فامیل ما با تعجب می‌پرسد شما که نبودی چطور متوجه شدی؟ من پرسیدم چی را متوجه شدم‌، که گفت عکس هایی که جدا کردی را آقای پرتوی گرفته است.» گفت و گپ ادامه دارد که «مهدی سروری» می‌پرسد خانم پرتوی همسر آقای پرتوی بودن چگونه بود؟ اگر به گذشته بازگردید باز هم آقای پرتوی را انتخاب می‌کنید؟ که خانم پوراندخت پرتوی می‌گوید:«ما با هم فامیل بودیم و من خطرات کار ایشان آگاه بودم. زلزله بویین زهرا که ایشان آنجا حضور داشتند یا خیلی از موارد دیگر می‌دانستم ایشان عکاس خبری هستند و باید تحمل می‌کردم. اما با این همه اگر زمان به عقب بازگردد باز هم به پرتوی بله می‌گویم و شریک زندگی وی می‌شوم. من همیشه می‌خواستم ایشان در زندگی به آرامش برسد و به همه آن چه دوست داشتند برسند.» از سفرهای خارجی حسین پرتوی می‌پرسیم که سیاوش پرتوی می‌گوید: «معروف‌ترین سفرهای ایشان سفر به افغانستان و سفر برای کانال سوئز بوده است اما به هند و پاکستان هم سفر داشتند. سفرهای زیادی برای کیهان انجام دادند.» سیاوش در ادامه هم در پاسخ به سوال من که هیچ وقت پدر سفارش شما را به جایی برای ادامه فعالیت کردند که می‌گوید: «پدر همیشه مخالف فعالیت عکاسی من بود. حتی این گونه بود با این که در زمان بازنشستگی می‌توانست من را به کیهان معرفی کند و شرایط استخدامم را فراهم کند اما نپذیرفتند و گفتند باید خودت سعی کنی .البته پدر بعد از بازنشستگی به بنیاد دکتر حسابی می‌روند و حدود 10 سالی آنجا همکاری می‌کردند تا به خاطر مشکلاتی با ایرج حسابی پسر دکتر حسابی از مجموعه جدا شدند.» در حال چای خوردن هستیم که تصمیم می‌گیرم کمی بحث را عوض کنم و از پوراندخت پرتوی می‌پرسم چند فرزند دارند که می‌گوید: « 2 دختر و یک پسر دارم.» و در مقابل علاقه مندی سایر فرزندان به عکاسی که می‌پرسم، می‌گوید :«نه عکاسی نمی‌کنند و علاقه‌ای هم ندارند.» مدیرپایگاه عکس چیلیک با خنده می‌گوید: «گویا آنها عاقبت به خیر شدند.» از خانم پرتوی راجع به رفتار همسرشان می‌پرسم که با خنده می‌گوید خیلی دیکتاتور. سیاوش پرتوی هم در تکمیل با خنده می‌گوید: «در محل کار خیلی بهتر بودند.» و در ادامه می‌گوید: «فارغ از همه این بحث ها من فکر می‌کنم خیلی اتفاقا رفتار و رابطه ما دوستانه بود. من با پدرم خیلی دوست بودم. هیچ وقت یادم نمی آمد که ایشان در حضور جمع برخوردی انجام می‌دادند. هر بار که ایشان می‌گفت برویم هتل نادری قهوه بخوریم من می‌دانستم باز یک اشتباهی انجام داده ام و همیشه هم بعد از رفتن به هتل نادری و حرف زدن مشکل حل می‌شد.» از سیاوش راجع به عکس خاصی که باشد می‌پرسم، می گوید: «بله عکسی که از من و حضرت امام گرفت. عکسی که روزی که به دیدار امام رفتیم از من گرفت همان عکس خاص بود که بسیار هم آن را دوست دارم.» از سیاوش پرتوی راجع به حس پدر می‌پرسم بعد از گرفتن عکس معروف 19 بهمن 1357 و در توضیح می‌گوید: «ایشان تمام راه را تا دفتر روزنامه کیهان دویده است. شاید در آن زمان خودش می‌دانست که کار مهمی انجام داده و تمام راه را دوید و فکر می‌کنم مهم ترین اضطراب در آن لحظه این بود که عکس سالم باشد.» مدعیان غایب تصمیم می‌گیرم کمی به دوران حال برگردم و خاطرات تاریخی را پشت سر بگذارم، از سیاوش پرتوی می‌پرسم در سال‌های اخیر که بیماری پدر اوج گرفته و با توجه به ارزش مهم این عکس آیا هیچ وقت توجه یا پیشنهاد و تقدیر خاصی انجام شد و وی نیز می‌گوید: «شاید باور نکنید با همه تاثیر گذاری ایشان در تاریخ مطبوعات و انقلاب بسیار به ایشان بی‌مهری شده است. خانواده و به خصوص مادر به شدت در گیر بیماری پدر شده اند.ما ماهی شاید نزدیک 5 میلیون تومان هزینه برای پدر تقبل می‌کنیم و تا به حال تنها دو نهاد لطف داشته،یکی نیروی هوایی،که شاید از نظر مالی کمک خیلی خاصی نباشد اما همین که هر چند وقت یک بار زنگ می‌زنند و حال پدر را می‌پرسند خودش برای پدر باعث قوت قلب بسیار است و دلگرمی است و نهاد دیگر که توقع نداشتیم اما کمک کردند، تامین اجتماعی بوده است که از نظر تأمین دستگاه ها به ما کمک کردند. اما مثلأ از ارشاد و کیهان که توقع می‌رفت هیچ کمکی نکردند.صریح بگویم از روزنامه کیهان واقعأ توقع می‌رفت بعد از 32 سال تلاش صادقانه که حتی یک عدد نگاتیو هم پدر با خود به خانه نیاوردند کمکی انجام بگیرد که اصلا هیچ کمکی و حتی احوال پرسی هم نمی کنند و جالب تر این که وقتی هر سال در سالگرد 19 بهمن وقتی عکس پدر را کار می‌کنند اصلا اسم پدر را هم نمی‌نویسند. بگذارید یک خاطره را برای تکمیل عرایضم بگویم؛ قرار بود موسسه دکتر حسابی از روند انقلاب یک نمایشگاه بگذارند و پدر رفته بود عکس‌های خود را از کیهان بگیرد هر عکسی را 15 هزار تومان به ایشان فروخته بودند و من برای اولین بار گله پدر را شنیدم که با تعجب می‌پرسید یعنی من برای عکس خودم باید پول بدهم ؟ و من برای اولین و آخرین بار گله پدر را آنجا شنیدم. این اتفاق هم مربوط به بیش از 10 سال قبل است اما رفتار کیهان در آن زمان واقعأ توجیه‌پذیر نیست.» از خانواده می‌پرسیم که چه کسانی برای ملاقات با این عکاس قدیمی مطبوعات که در بستر بیماری است می‌آیند، که سیاوش پرتوی می‌گوید:«در این 8 سال که پدر در بستر بیماری هست، آقای «مسجد جامعی» امسال برای اولین بار آمده اند و قول کمک هم دادند. فرمانده نیروی هوایی هر سال به غیر از پارسال آمدند و پارسال هم با این که واقعا درگیر بودند تماس گرفتند و غیر از آن همیشه حضورا می‌آیند. دکتر شاه آبادی مشاور وزیر ارشاد هم امسال آمدند و در سال‌های قبل هیچ وقت نمی آمدند. اصلا از سازمان اسناد و مجلس و ریاست جمهوری هیچ جای دیگری هیچ وقت نه تماسی بوده و نه سری زده اند اما غیر از نیروی هوایی هیچ شخص و مقامی نبوده است که اصلا توجه خاصی داشته باشد. ما حتی با ریاست جمهوری بیش از دو سال نامه نگاری و دوندگی کردیم که نهایتا یک رقم بسیار بسیار جزیی پرداخت کردند که اصلا قابل ذکر نبود. آقای احمدی نژاد هم بارها می‌گفتند چشم چشم پیگیری می‌شود اما هیچ کمکی انجام نشد.» در مقابل سوال من که آیا کمکی که آقای مسجد جامعی قول دادند اتفاق افتاده است نیز می‌گوید: «هنوز که خیر ، همچنان امیدواریم.» از هزینه‌های سنگین و مسئولیت‌ها می‌پرسیم که همسرایشان توضیح می‌دهد: «از سه دستگاه فقط یکی را تامین اجتماعی تهیه کرده که اصلا آن دستگاه به راحتی در بازار تهیه نمی شد و دو دستگاه دیگر را خودمان با هزینه شخصی تهیه کرده ایم.» و سیاوش پرتوی نیز در تکمیل می‌گوید: « اصلا حفظ پدر تا امروز و همین حالا هم تنها به همت بلند مادر بوده و تلاش‌های خود خانواده.» گفت و گو ها و گله ها ادامه پیدا می‌کند و فکری که ذهن را مشغول می‌کند همچنان این است که آیا مسئولین مربوطه که هر سال از شهرداری تا ارشاد تصاویر حسین پرتوی را در سطح شهر بیلبورد می‌کنند و در سند افتخارات خود ثبت می‌کنند آیا اصلا خبر از حال عکاس این تصاویر دارند؟! حسین پرتوی این روزها دربستر بیماری است و خانواده وی تمام تلاش خود رابرای بهبودوضعیت او به کار می‌برند و همواره هم تاکید می‌کنند که توقعی از کسی ندارند اما سوال اینجاست که آیا تنها خانواده صاحب معنوی عکسی که شتاب موتور انقلاب ایران را صد چندان می‌کند،باید بار فشار بیماری پرتوی را برشانه‌های خود حس کنند.حسین پرتوی بخشی از تاریخ معاصر ایران است و تصویری که او ثبت کرده است عکسی شاید یگانه از تاریخ معاصر انقلاب و ایران باشد، تصویری گویا از زوال و اضمحلال سلطنت پهلوی که لشکر همافرانش در مقابل رهبر انقلاب رژه می‌روند.حسین پرتوی فارغ از نگاه ایدئولوژیک بخشی از تصاویر برتر انقلاب ایران را ثبت کرده است و شایسته نیست حتی درخواست سیاوش پرتوی از روزنامه کیهان حداقل برای برگزاری نمایشگاه حسین پرتوی نیز با بی توجهی مدیریت اخلاق گرای کیهان مواجه شود. پس از یک ملاقات سه ساعته خانه حسین پرتوی را ترک می‌کنیم در حالی که همسر و فرزندان وی همچنان محکم و صبور در کنار بالین پدر حاضر می‌شوند. پدری که بخشی بزرگ از عکاسان مطبوعات و خبری ایران وی را استاد خود می‌نامند. انتهای پیام

عکاسی که کمر شاه را شکست، تنهاست

admin 86

منبع: روزنامه قانون – 19 بهمن 1357 تاریخ مهمی در روند انقلاب اسلامی ایران بوده است. شاه در 26 دی کشور را ترک کرد و امام در 12 بهمن به وطن بازگشت ،اما همچنان پیش‌بینی‌ها از زمانی بین شش ماه تا یک سال برای به نتیجه رسیدن انقلاب گواهی می‌داد که ناگهان عکسی در صفحه نخست روزنامه کیهان منتشر شد. به گزارش ایسنا، قانون در ادامه نوشت:‌ دیدار و بیعت همافران نیروی هوایی با امام انقلاب و چاپ آن در صفحه نخست روزنامه تیر خلاصی بر پیکر رژیم سلطنت بود؛ تصویری که برای اولین و آخرین بار درتاریخ مطبوعات ایران دو روز پیاپی در صفحه نخست روزنامه‌ای منتشر شد و امام آن را تایید کرد. این بیعت تاریخی که توسط بختیار تکذیب و از سوی امام خمینی(س) تأیید شد، یکی از اخباری بود که انقلاب را به تثبیت در ایران نزدیک و بختیار را از ادامه فعالیت برای ابقای رژیم سلطنتی ناامید کرد. محمد حسین نورشاهی، یکی از همافرانی که درجریان بیعت با امام(س)، حاضر بوده، در تشریح خاطرات آن روز می‌گوید: «جلسه‌ای در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب با مرحوم آیت الله طالقانی داشتیم و ایشان به ما گفتند که اگر قصد دارید کاری انجام دهید، باید اقدامی باشد که یک سر و گردن از پیرزنی که عصازنان به خیابان آمده، بالاتر باشد. این سخنان درحقیقت یک نوع حرکت روانی و کار تهییج کننده محسوب می‌شد و پس از آن بود که تصمیم گرفته شد تا در روز 19 بهمن، رژه رسمی برگزار شود.» همافران، پس از دیداربا آیت ا… طالقانی، تصمیم گرفتند تا صبح روز 19 بهمن در مدرسه علوی تهران لباس‌های خود را عوض کرده و در حضور امام خمینی(س) به صف شوند تا به رهبرشان ادای احترام و اعلام بیعت کنند. در میان خیل بزرگی از عکاسان و تصویر برداران اما عکسی که به روند انقلاب سرعت بخشید از آن یک نفر بود: «حسین پرتوی» . عکاس که بود؟ حسین پرتوی متولد 1321 در شهر اردبیل است و بعدها به همراه خانواده خود به تهران مهاجرت می‌کند. وی پس از پایان تحصیلات خود در روزنامه کیهان مشغول به کار می‌شود. پرتوی در سال 1338 به صورت حرفه‌ای کار خود را با عکاسی آغاز می‌کند. اما شاید اوج فعالیت حرفه‌ای وی عکس‌های خاص و منحصر به فردی باشد که در سال‌های 1356 و 1357 تهیه می‌کند و بعدها در زمان جنگ ایران و عراق نیز به عنوان دبیر سرویس عکس روزنامه کیهان انتخاب می‌شود. او در سال 1368 بازنشسته می‌شود و بعدها به خاطر علاقه و دوستی با دکتر حسابی در قسمت فرهنگی موسسه حسابی همکاری می‌کند. حسین پرتوی سال‌های اخیر را در بستر بیماری گذرانده است، بیماری سخت که برای خانواده او هزینه‌های زیادی نیز در پی داشته است و مردی که روزگاری همواره در پی ثبت بهترین تصاویر دراطراف خود بود اکنون نیز تنها با چشم هایش با جهان ارتباط برقرار می‌کند. زمانی که پیشنهاد دیدار و گفت وگو با خانواده وی مطرح شد نمی توانم شعف و شگفت زدگی‌ام را انکار کنم. حسین پرتوی عکس‌هایی ارزشمند در تاریخ ایران دارداما او با ثبت تصویر 19 بهمن 1357 بخشی مهم از تاریخ معاصر ایران شده است. شتابی که شهید مطهری برای رسیدن به سرمنزل مقصود انقلاب لازم می‌دانست را وی با ثبت تصویر به مرحله ظهور رساند. برنامه دیدار به همت «مهدی سروری»، مدیر پایگاه عکس چیلیک امکان پذیر می‌شود. جمعه صبحی حوالی ساعت 11 قرار می‌شود در یکی از کوچه‌ پس کوچه‌های خیابان جمهوری برای ملاقات و دیدار حسین پرتوی حاضر شویم. با عکاس همیشه منضبط روزنامه قرار می‌گذارم و مثل همیشه زودتر از ساعت مقرر می‌رسد. نا آشنایی با جغرافیای محل باعث می‌شود با تاخیر بر سر قرار حاضر شوم. مهدی سروری هم طبق برنامه خودش زودتر از همه حاضر است و گفت و گو در آپارتمان کوچک حسین پرتوی باحضور پوراندخت پرتوی و پسرش سیاوش پرتوی که از قضای روزگار حالا خود نیز از عکاسان بنام مطبوعات است آغاز می‌شود. سروری توضیح می‌دهد:« بیماری از 8 سال پیش آغاز شده و اولین نشانه‌های آن دیده شده است اما آقای پرتوی از 6 سال پیش است که به شدت زیر فشار بیماری قرار می‌گیرد.» از خانم پرتوی می‌پرسم که چند سال است زیر یک سقف زندگی می‌کنید می‌گوید: «40 سال است که همسر ایشان هستم.» و در مقابل سوال من که از شما زیاد عکس می‌گرفته اند با لبخند می‌گوید: «عکس که زیاد می‌گرفتند اما بیشتر از کارشان نه از من.» خانم پرتوی در پاسخ به سوال من که ارتباطشان با کارشان چگونه بود، می گوید: «همیشه می‌خواست بهترین عکس‌ها را داشته باشد و بسیار علاقه‌مند به کار خود بود و این که معتقد بود برای عکاس خوب مطبوعات بودن باید در ابتدا بتوان عکاس ورزشی خوبی بود و این کمک می‌کرد به این که بتوانی عکاس خوبی باشی.» حکم جلب برای عکاس در میانه بحث هستیم که به خاطر می‌آورم بعد از ماجرای چاپ عکس دیدار همافران با امام برای حسین پرتوی حکم جلب صادر شده است و دستور بازداشت وی را می‌دهند، از همسرشان می‌پرسم منتظر بودید نتیجه عکس 19 بهمن حکم جلب باشد که می‌گوید: «هم آری و هم نه. هم می‌دانستیم همواره این کار خطراتی دارد و هم تصور نمی کردیم نتیجه عکاسی خبری بتواند منجر به بازداشت شود. اما دیدیم که حکم صادر شد و ما هم مجبور شدیم خانه را ترک کنیم و متواری شویم. برای یک هفته ناچار شدیم به خانه خواهرم برویم تا در شرایط بعدی بتوانیم فکر کنیم چه اتفاقی می‌افتد که گویا عکس چاپ شده کار خودش را کرد و ما هم به خانه بازگشتیم.» از سیاوش پرتوی می‌پرسم شما وقتی اتفاق حکم جلب برای پدر افتاد چند ساله بودید و چه تصوری داشتید، در پاسخ می‌گوید: «اصلا فکر نمی کردیم که عکس خبری بتواند چنان جنجالی بیافریند. من آن زمان 10 ساله بودم و نمونه یک بچه شیطان و بازیگوش که به دنبال شعار نویسی و تظاهرات خیابانی بود. همش به فکر بودیم شب بشود و در خیابان باشیم و به هیچ وجه تصور سیاسی خاصی نداشتیم یا در آن دنیای بچگی تصور نداشتم که می‌تواند این رفتار خطرناک باشد اما زمانی که حکم جلب صادر شد تازه در همان دنیای کودکی متوجه شدم که موضوع چقدر جدی است.» در ذهنم به دنبال عکس ها و سوابق حسین پرتوی می‌گردم و می‌گویم: «از سال 56 که آقای پرتوی شروع کرد وقایع نگاری تاریخ انقلاب ایشان 4 عکس مهم تاریخ انقلاب را گرفتند؛ عکس معروف بسته شدن فرودگاه توسط نظامیان، عکس اعدام سران حکومت پهلوی و تصویر ورود امام به ایران در 12 بهمن و عکس بیعت همافران، هیچ وقت در مورد عکس ها حرف می‌زد و یا نظری را بیان می‌کرد؟» پور اندخت پرتوی در پاسخ می‌گوید: «اصلا هیچ وقت از خودش راضی نبود، همیشه می‌خواست بهتر باشد. هیچ وقت این عکس ها یا خیلی از تصاویر دیگر نمی توانست او را راضی کند.البته باید بگویم هیچ وقت هیچ توقعی از هیچ کسی نداشت، خوشحال بود کاری برای انقلاب می‌کند اما واقعا توقعی نداشت.» سیاوش پرتوی هم می‌گوید: «شاید آن زمان متوجه نمی شدم که چقدر تک تک این عکس ها مهم هستند اما بعدها که وارد عکاسی خبری شدم تازه متوجه ارزش‌های این عکس شدم. در میان همه عکس هایی هم که گرفته بود بدون تردید عکس 19 بهمن را خیلی بیشتر دوست داشت. عکس‌های دیگر عکاسان هم در محل حضور داشتند هر چند نگاه خاصی در عکس پدر وجود داشت اما عکس همافران فقط یک عکاس وجود دارد و آن هم عکسی است که پدر گرفته بود.» از سیاوش پرتوی که خود به کار عکاسی خبری اشتغال دارد می‌پرسم، عکاسی در زمان پدر خیلی هم سخت تر بوده، نه مثل عکاسی دیجیتالی بوده نه این گونه که عکاس فکر کند حالا هرچند تا عکس شد می‌گیریم و بعد جدا می‌کنیم و شرایط این عکس‌ها هم که بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر بوده است در مورد این عکس ها صحبت نمی کرد: «پدر واقعا سعی می‌کرد برای عکس‌هایش زمان بگذارد. دید و نور و زاویه را به خوبی پیدا می‌کرد.ببینید در همان عکس پیاده شدن امام از هواپیما هم ده‌ها عکاس در محل حضور داشتند اما تنها همین یک عکس است که تبدیل به عکس مشهوری شده است. حالا می‌بینید عکاس همکار خودمان از یک مصاحبه 500 تا عکس می‌گیرد تا شاید یک عکس خوب به دست بیاورد. من خودم به خاطر دارم با پدر برای عکاسی یک مصاحبه می‌رفتیم و 8 عدد نگاتیو بریده شده تحویل وی می‌شد و باید همان 8 عکس را می‌گرفت و بر می‌گشت. حالا 500 تا عکس می‌گیرند شاید یکی خوب شود. از سال 68 که پدر بازنشست شد و من کار می‌کردم هیچ وقت از پدرم نشنیدم که بگوید این عکس خوب است، همیشه انتقاد می‌کرد و انتقاد سازنده هم می‌کرد و انتقاد سازنده بسیار هم خوب است. یک خاطره‌ای هم دارم از عکاسی پدر که بد نیست تعریف کنم. یکی از بچه‌های فامیل ما گرافیک می‌خواند و همه دسته جمعی می‌روند شمال عکس می‌گیرند. آن زمان ما در خانه لابراتوار داشتیم و وقتی بر می‌گردند عکس ها را ظاهر می‌کنیم. بعد که من عکس‌ها را جدا می‌کردم که کدام خوب شده است. فامیل ما با تعجب می‌پرسد شما که نبودی چطور متوجه شدی؟ من پرسیدم چی را متوجه شدم‌، که گفت عکس هایی که جدا کردی را آقای پرتوی گرفته است.» گفت و گپ ادامه دارد که «مهدی سروری» می‌پرسد خانم پرتوی همسر آقای پرتوی بودن چگونه بود؟ اگر به گذشته بازگردید باز هم آقای پرتوی را انتخاب می‌کنید؟ که خانم پوراندخت پرتوی می‌گوید:«ما با هم فامیل بودیم و من خطرات کار ایشان آگاه بودم. زلزله بویین زهرا که ایشان آنجا حضور داشتند یا خیلی از موارد دیگر می‌دانستم ایشان عکاس خبری هستند و باید تحمل می‌کردم. اما با این همه اگر زمان به عقب بازگردد باز هم به پرتوی بله می‌گویم و شریک زندگی وی می‌شوم. من همیشه می‌خواستم ایشان در زندگی به آرامش برسد و به همه آن چه دوست داشتند برسند.» از سفرهای خارجی حسین پرتوی می‌پرسیم که سیاوش پرتوی می‌گوید: «معروف‌ترین سفرهای ایشان سفر به افغانستان و سفر برای کانال سوئز بوده است اما به هند و پاکستان هم سفر داشتند. سفرهای زیادی برای کیهان انجام دادند.» سیاوش در ادامه هم در پاسخ به سوال من که هیچ وقت پدر سفارش شما را به جایی برای ادامه فعالیت کردند که می‌گوید: «پدر همیشه مخالف فعالیت عکاسی من بود. حتی این گونه بود با این که در زمان بازنشستگی می‌توانست من را به کیهان معرفی کند و شرایط استخدامم را فراهم کند اما نپذیرفتند و گفتند باید خودت سعی کنی .البته پدر بعد از بازنشستگی به بنیاد دکتر حسابی می‌روند و حدود 10 سالی آنجا همکاری می‌کردند تا به خاطر مشکلاتی با ایرج حسابی پسر دکتر حسابی از مجموعه جدا شدند.» در حال چای خوردن هستیم که تصمیم می‌گیرم کمی بحث را عوض کنم و از پوراندخت پرتوی می‌پرسم چند فرزند دارند که می‌گوید: « 2 دختر و یک پسر دارم.» و در مقابل علاقه مندی سایر فرزندان به عکاسی که می‌پرسم، می‌گوید :«نه عکاسی نمی‌کنند و علاقه‌ای هم ندارند.» مدیرپایگاه عکس چیلیک با خنده می‌گوید: «گویا آنها عاقبت به خیر شدند.» از خانم پرتوی راجع به رفتار همسرشان می‌پرسم که با خنده می‌گوید خیلی دیکتاتور. سیاوش پرتوی هم در تکمیل با خنده می‌گوید: «در محل کار خیلی بهتر بودند.» و در ادامه می‌گوید: «فارغ از همه این بحث ها من فکر می‌کنم خیلی اتفاقا رفتار و رابطه ما دوستانه بود. من با پدرم خیلی دوست بودم. هیچ وقت یادم نمی آمد که ایشان در حضور جمع برخوردی انجام می‌دادند. هر بار که ایشان می‌گفت برویم هتل نادری قهوه بخوریم من می‌دانستم باز یک اشتباهی انجام داده ام و همیشه هم بعد از رفتن به هتل نادری و حرف زدن مشکل حل می‌شد.» از سیاوش راجع به عکس خاصی که باشد می‌پرسم، می گوید: «بله عکسی که از من و حضرت امام گرفت. عکسی که روزی که به دیدار امام رفتیم از من گرفت همان عکس خاص بود که بسیار هم آن را دوست دارم.» از سیاوش پرتوی راجع به حس پدر می‌پرسم بعد از گرفتن عکس معروف 19 بهمن 1357 و در توضیح می‌گوید: «ایشان تمام راه را تا دفتر روزنامه کیهان دویده است. شاید در آن زمان خودش می‌دانست که کار مهمی انجام داده و تمام راه را دوید و فکر می‌کنم مهم ترین اضطراب در آن لحظه این بود که عکس سالم باشد.» مدعیان غایب تصمیم می‌گیرم کمی به دوران حال برگردم و خاطرات تاریخی را پشت سر بگذارم، از سیاوش پرتوی می‌پرسم در سال‌های اخیر که بیماری پدر اوج گرفته و با توجه به ارزش مهم این عکس آیا هیچ وقت توجه یا پیشنهاد و تقدیر خاصی انجام شد و وی نیز می‌گوید: «شاید باور نکنید با همه تاثیر گذاری ایشان در تاریخ مطبوعات و انقلاب بسیار به ایشان بی‌مهری شده است. خانواده و به خصوص مادر به شدت در گیر بیماری پدر شده اند.ما ماهی شاید نزدیک 5 میلیون تومان هزینه برای پدر تقبل می‌کنیم و تا به حال تنها دو نهاد لطف داشته،یکی نیروی هوایی،که شاید از نظر مالی کمک خیلی خاصی نباشد اما همین که هر چند وقت یک بار زنگ می‌زنند و حال پدر را می‌پرسند خودش برای پدر باعث قوت قلب بسیار است و دلگرمی است و نهاد دیگر که توقع نداشتیم اما کمک کردند، تامین اجتماعی بوده است که از نظر تأمین دستگاه ها به ما کمک کردند. اما مثلأ از ارشاد و کیهان که توقع می‌رفت هیچ کمکی نکردند.صریح بگویم از روزنامه کیهان واقعأ توقع می‌رفت بعد از 32 سال تلاش صادقانه که حتی یک عدد نگاتیو هم پدر با خود به خانه نیاوردند کمکی انجام بگیرد که اصلا هیچ کمکی و حتی احوال پرسی هم نمی کنند و جالب تر این که وقتی هر سال در سالگرد 19 بهمن وقتی عکس پدر را کار می‌کنند اصلا اسم پدر را هم نمی‌نویسند. بگذارید یک خاطره را برای تکمیل عرایضم بگویم؛ قرار بود موسسه دکتر حسابی از روند انقلاب یک نمایشگاه بگذارند و پدر رفته بود عکس‌های خود را از کیهان بگیرد هر عکسی را 15 هزار تومان به ایشان فروخته بودند و من برای اولین بار گله پدر را شنیدم که با تعجب می‌پرسید یعنی من برای عکس خودم باید پول بدهم ؟ و من برای اولین و آخرین بار گله پدر را آنجا شنیدم. این اتفاق هم مربوط به بیش از 10 سال قبل است اما رفتار کیهان در آن زمان واقعأ توجیه‌پذیر نیست.» از خانواده می‌پرسیم که چه کسانی برای ملاقات با این عکاس قدیمی مطبوعات که در بستر بیماری است می‌آیند، که سیاوش پرتوی می‌گوید:«در این 8 سال که پدر در بستر بیماری هست، آقای «مسجد جامعی» امسال برای اولین بار آمده اند و قول کمک هم دادند. فرمانده نیروی هوایی هر سال به غیر از پارسال آمدند و پارسال هم با این که واقعا درگیر بودند تماس گرفتند و غیر از آن همیشه حضورا می‌آیند. دکتر شاه آبادی مشاور وزیر ارشاد هم امسال آمدند و در سال‌های قبل هیچ وقت نمی آمدند. اصلا از سازمان اسناد و مجلس و ریاست جمهوری هیچ جای دیگری هیچ وقت نه تماسی بوده و نه سری زده اند اما غیر از نیروی هوایی هیچ شخص و مقامی نبوده است که اصلا توجه خاصی داشته باشد. ما حتی با ریاست جمهوری بیش از دو سال نامه نگاری و دوندگی کردیم که نهایتا یک رقم بسیار بسیار جزیی پرداخت کردند که اصلا قابل ذکر نبود. آقای احمدی نژاد هم بارها می‌گفتند چشم چشم پیگیری می‌شود اما هیچ کمکی انجام نشد.» در مقابل سوال من که آیا کمکی که آقای مسجد جامعی قول دادند اتفاق افتاده است نیز می‌گوید: «هنوز که خیر ، همچنان امیدواریم.» از هزینه‌های سنگین و مسئولیت‌ها می‌پرسیم که همسرایشان توضیح می‌دهد: «از سه دستگاه فقط یکی را تامین اجتماعی تهیه کرده که اصلا آن دستگاه به راحتی در بازار تهیه نمی شد و دو دستگاه دیگر را خودمان با هزینه شخصی تهیه کرده ایم.» و سیاوش پرتوی نیز در تکمیل می‌گوید: « اصلا حفظ پدر تا امروز و همین حالا هم تنها به همت بلند مادر بوده و تلاش‌های خود خانواده.» گفت و گو ها و گله ها ادامه پیدا می‌کند و فکری که ذهن را مشغول می‌کند همچنان این است که آیا مسئولین مربوطه که هر سال از شهرداری تا ارشاد تصاویر حسین پرتوی را در سطح شهر بیلبورد می‌کنند و در سند افتخارات خود ثبت می‌کنند آیا اصلا خبر از حال عکاس این تصاویر دارند؟! حسین پرتوی این روزها دربستر بیماری است و خانواده وی تمام تلاش خود رابرای بهبودوضعیت او به کار می‌برند و همواره هم تاکید می‌کنند که توقعی از کسی ندارند اما سوال اینجاست که آیا تنها خانواده صاحب معنوی عکسی که شتاب موتور انقلاب ایران را صد چندان می‌کند،باید بار فشار بیماری پرتوی را برشانه‌های خود حس کنند.حسین پرتوی بخشی از تاریخ معاصر ایران است و تصویری که او ثبت کرده است عکسی شاید یگانه از تاریخ معاصر انقلاب و ایران باشد، تصویری گویا از زوال و اضمحلال سلطنت پهلوی که لشکر همافرانش در مقابل رهبر انقلاب رژه می‌روند.حسین پرتوی فارغ از نگاه ایدئولوژیک بخشی از تصاویر برتر انقلاب ایران را ثبت کرده است و شایسته نیست حتی درخواست سیاوش پرتوی از روزنامه کیهان حداقل برای برگزاری نمایشگاه حسین پرتوی نیز با بی توجهی مدیریت اخلاق گرای کیهان مواجه شود. پس از یک ملاقات سه ساعته خانه حسین پرتوی را ترک می‌کنیم در حالی که همسر و فرزندان وی همچنان محکم و صبور در کنار بالین پدر حاضر می‌شوند. پدری که بخشی بزرگ از عکاسان مطبوعات و خبری ایران وی را استاد خود می‌نامند. انتهای پیام

گزارش «قانون» از نمایشگاه عکس « سبز سرخ »

admin 427

منبع: روزنامه قانون – مدت‌هاست کمتر تاثیری را از جشنواره‌های رنگارنگ دولتی با هزینه‌های کلان دیده‌ایم و همین معادلات محصور ما را امروز به بی‌باوری عملی به تاثیر زبان و بیان هنر رسانده و در دام برخوردهای سلبی در اغلب حوزه‌ها گرفتار کرده است. روایت عکاسانه از عزاداری ماه محرم گروه فرهنگ و هنر، کمیل انتظاری- سومین نمایشگاه گروهی آثار عکاسان رسانه «پایگاه عکس چیلیک» با عنوان « سبز سرخ » با نگاهی به ابعاد عرفانی و حماسی سوگواری در ماه محرم در موزه هنرهای معاصر فلسطین در حال برگزاری است. در این نمایشگاه 72 قطعه عکس رنگی و سیاه‌‌وسفید در اندازه 50 در 70 سانتی‌متر از عکاسان 15 استان کشور با مضامین عرفانی و حماسی و با نگاهی واقع‌گرا و انتزاعی به موضوع‌های مستند ارائه شده است. این نمایشگاه تا یکم دی‌ماه همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 تا 18 و پنجشنبه‌ها از ساعت 10 تا 15 پذیرای دیدار عکاسان و علاقه‌مندان است. موزه هنرهای معاصر فلسطین در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر، تقاطع بزرگمهر میزبان این نمایشگاه است. دبیر برگزاری این نمایشگاه گروهی «مهدی سروری» است که در ضمن دیدار از آثار، گفت وگویی را با ایشان داشتیم که در ادامه می‌آید. *** چرا « سبز سرخ »؟ این سومین نمایشگاه گروهی عکاسان این رسانه است و دومین نمایشگاهی که رسانه پایگاه عکس چیلیک با چنین موضوعی برگزار می‌کند. سال گذشته نمایشگاه «همچو این می» برگرفته از اشعار «عمان سامانی» با 72 قطعه عکس از 30 عکاس در مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد در حالی که امسال، آثار 52 عکاس از 15 استان کشور با 72 قطعه عکس در این نمایشگاه حضور دارد. عنوان نمایشگاه امسال هم ترکیب دو واژه عمیق را در خود دارد: «سبز» چون زندگی و«سرخ» چون راهی برای بیان بهترین نوع عاشقی و بندگی ست. باید بگویم که امسال با وجود حجم برنامه‌های در دست کار، فرصت کوتاهی برای انتخاب مکان نمایشگاه داشتیم و در نهایت موزه هنرهای معاصر فلسطین میزبان نمایشگاه عکاسان ما شد و لطف خانم محبوبه پلنگی، مدیریت موزه که این فرصت را در اختیار ما گذاشتند. امیدوارم بتوانیم هر سال این نمایشگاه را با خلوص و عمیق‌تر برگزار کنیم و در نهایت به شکل کتابی این روضه‌های تصویری را منتشر کنیم. چه شد که به فکر برگزاری چنین نمایشگاهی افتادید؟ نمایشگاه‌هایی از این دست را در سازمان‌ها و نهادهای دولتی زیاد دیده‌ایم؛ اما با وجود اعتبارات تخصیص یافته- بدون تعارف – خروجی این نمایشگاه‌ها کیفیت لازم را ندارد. ما به عنوان رسانه‌ای در کنار دیگر رسانه‌های عکاسی در بخش خصوصی و بدون هیچ حمایت دولتی، تلاش کردیم تا به جای وارد کردن نقد به دیگر فعالیت‌ها در این راستا، نمایشگاهی در خور شأن این موضوع برگزار کنیم تا بلکه نهادهای متولی و سازمان‌های مسئول دارای اعتبار بتوانند ببینند و باور کنند که اعتبارات در دست ایشان و توانایی در دست ماست. اخبار و اطلاعاتی که از رسانه‌ها هر روزه پخش می‌شود و رفتارهای سلبی سازمان‌ها به ویژه نیروی انتظامی با بدعت‌هایی که در مراسم عزاداری مشاهده می‌شود و نگاه دستورالعملی مسئولان به این مراسم، انگیزه‌ای برای ما شد تا نشان دهیم که می‌توان به جای این برخوردها، شیوه بیان هنری را برای آموزش در دستور کار خود قرار داد. تلاش داریم به مسئولان یادآوری کنیم که زبان هنر تا چه اندازه می‌تواند جای این برخوردهای قهری را بگیرد و در عین حال جنبه آموزشی و تربیتی داشته باشد. ما کوشیدیم به جای نشان دادن این بدعت‌ها که مورد انتقاد است و همواره در برخی از رسانه‌های آگاه خارجی و غفلت‌زده داخلی به نمایش گذاشته می‌شود، زیبایی‌های عاطفی و عرفانی سوگواران را به تصویر بکشیم و ببینیم آیا مسئولانی که از به نمایش در آمدن بدعت‌ها و آسیب‌ها گله‌مند هستند، از به تصویر کشیدن زیبایی‌ها تقدیر خواهند کرد؟ به هر ترتیب، ما هم می‌پذیریم که نازیبایی‌هایی در مسیر این مراسم به چشم می‌خورد؛ اما اراده ما بر معرفی توان عکاسان جوان و حرفه‌ای این رسانه بوده و اینکه از نتایج آنچه نمایش می‌دهیم بتوانیم لبخند رضایت بر لب داشته باشیم و شرمنده نباشیم. چرا نام مکان‌ها در شناسنامه عکس آورده نشده است؟ به این گزینه فکر کرده بودیم؛ با این همه، به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم آیین‌ها را محاط به جغرافیای اتفاق معرفی کنیم، از هدفمان که نمایش ابعاد عرفانی مراسم سوگواری است، دور می‌شویم. ما رویکردی مستند را دنبال می کردیم تا نگاهی مطبوعاتی و این شرح‌نویسی، لازمه پرداخت در عکاسی مطبوعاتی است. عکاسان این مجموعه ها چگونه انتخاب می‌شوند؟ انتخابی به معنای گزینش نداریم. این عکاسان اغلب با خدمات و برنامه‌های « پایگاه عکس چیلیک» همچون: تورهای عکاسی این رسانه همراه بوده‌اند و جنس نگاهشان در سایر شاخه‌های عکاسی نیز برای ما شناخته شده است. در انتخاب عکس‌ها چه ویژگی‌هایی را مدنظر داشتید؟ همان‌طور که گفته شد مجموعه عکس‌های ارائه شده در نمایشگاه « سبز سرخ » فارغ از نگاه‌های معمول و رایج این حوزه و پرداخت‌های مطبوعاتی و گذرا به این رویداد اعتقادی، با رویکردی پژوهش‌محور و کارشناسی شده در این مجموعه انتخاب شده و به نمایش گذاشته شده‌اند. عامل انسجام تصویری آثار ارایه شده، نگاه عکاسان است. عکاسان این مجموعه، با برخورداری از بینش و اندیشه زیبابینی که در محور رفتارهای عاشورایی و شخصیت‌های حسینی نقش گرفته است، سعی خود را در دخالت این باور در حین عکاسی به کار بسته‌اند. عمده تلاش ما بها دادن به نگاه عکاسان جوان است. عکاسانی که امروزه در درگیری‌های سطحی و در میان بگو مگوهای بین انجمنی و تشریفات اداری و جلسه‌ها و سخنرانی‌ها و تبلیغات و تشریفات و این قبیل رفتارهای وانفسا در حقیقت از یاد رفته محسوب می‌شوند. اگر چه در این مجموعه شاهد نمایش عکاسان پیشکسوت حرفه‌ای هم هستیم. با وجود این، در عکس‌ها دنبال این بودیم که بتوانیم با وجود دفاع از نقش و ساختار اصول حرفه‌ای عکس خوب، یک زیبایی عارفانه و حماسی را استخراج کنیم. به عبارتی تلاش کردیم تا از نگاه‌های مبتنی بر باور، بارقه‌هایی از «روضه تصویری» را از قلب و نگاه جوان به نمایش بگذاریم. به نظر شما بحث حمایت‌ها بیشتر به صورت کار ارتباط دارد یا به معنا و موضوع آن؟ یعنی علت حمایت از یک کار، فرهنگی و هنری بودن آن است یا به مضمون و معنای آن برمی‌گردد؟ با صورت کار که همه با لبخند موافقت می‌کنند. با معنا و موضوع هم که کارشناسان و اهل فن و تجربه مشکلی ندارند. اشکال اصلی در بحث شناخت است. سپاسگزار حضور مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد هستم در مراسم افتتاحیه و این حضور، یعنی باور به فعالیت و نگاه جوان. آقای شاه‌آبادی هم سال گذشته و هم امسال از نمایشگاه دیدار کردند و با عکاسان به گفت‌وگو پرداختند و این یعنی شناخت و باور به صورت و معنای کار. اینکه خبرگزاری‌های ما به کفایت به این رویدادها نمی‌پردازند نه به صورت کار ربط دارد نه به موضوع؛ بلکه اشکال در شناخت آنان است. اعتقاد دارم خبرگزاری‌های ما چنان به بازی‌های سیاسی خود را آلوده‌اند که حتی چشم‌های گروه‌های هنری و تجسمی‌شان هم دیگر رنگ و بوی حرفه‌ای را نمی‌بیند و این، یعنی عدم شناخت و قدرت تفکیک ابعاد گوناگون فعالیت‌ها در تکامل جامعه و بسیار نکات جدی در این بخش که بماند در جای خود! این عدم حضورها و نبودن‌ها و غفلت‌ها همه در نگاه جوان که تولیدکننده عرصه فرهنگ وهنر است و چشم انتظار می‌ماند، یعنی نداشتن شناخت لازم در متولیان؛ یعنی آسیب و ضربه به روح آنان که قرار است سکاندار آینده این کشور باشند. به نظرم برخی از مسئولان ما از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد و معاون امور هنری ایشان یا رئیس سازمان تبلیغات، اعضای شورای شهر و کمیسیون فرهنگی مجلس باید از چنین نمایشگاه‌هایی دیدار کنند تا بلکه کمی باور کنند در پشت غفلت‌های ناشی از تصمیم‌گیری‌های سطحی و هزینه‌های سنگین و گران، از چه بنیه و استعدادی در جوانان به سبکی و ارزانی می‌گذریم. مدت‌هاست کمتر تاثیری را از جشنواره‌های رنگارنگ دولتی با هزینه‌های کلان دیده‌ایم و همین معادلات محصور ما را امروز به بی‌باوری عملی به تاثیر زبان و بیان هنر رسانده و در دام برخوردهای سلبی در اغلب حوزه‌ها گرفتار کرده است.

شاه‌آبادی در بازدید از نمایشگاه سبز سرخ : عکاس حس معنوی مردم نسبت به عاشورا را در تاریخ ثبت می‌کند

admin 406

منبع: خبرگزاری مهر – عکاس حس معنوی مردم نسبت به عاشورا را در تاریخ ثبت می‌کند مشاور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در نمایشگاه عکس سبز سرخ از آثار این نمایشگاه بازدید کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، حمید شاه‌آبادی بعد از بازدید از نمایشگاه در سخنان کوتاهی در جمع هنرمندان عکاس حاضر در نمایشگاه گفت: صحنه عاشورا آنقدر زیبایی و عظمت دارد که هرکس که در مسیر عاشورا قدم بردارد نام خود را در تاریخ ثبت خواهد کرد. وی با بیان اینکه عکاسان این نمایشگاه از قاب دوربین به زیبایی‌های عاشورا نگاه کرده‌اند، گفت: زاویه نگاه عکاسان این نمایشگاه آنقدر زیباست که نگاه هر اهل هنر که هیچ حتی بی‌هنرها را هم جلب می‌کند. شاه‌آبادی افزود: عکاسانی که با موضوع عاشورا عکس می‌گیرند در واقع حس عظیم معنوی مردم نسبت به واقعه عاشورا را در تاریخ ثبت می‌کنند. وی به تفاوت نتیجه جستجوی کلمه عاشورا به زبان فارسی با نتیجه جستجوی آن به زبان انگلیسی در موتورهای جستجوگر اشاره کرد و گفت: دنیا امروز دنبال این است که از عاشورای ما تصاویر خشن همچون قمه‌زنی را منعکس کند، اگر تصویر عاشورا را به انگلیسی جستجو کنید جز تصویر قمه زنی چیزی یافت نمی‌شود و اگر به فارسی جستجو کنید تصاویری از جنس همین تصاویر معنوی که شما ثبت کرده‌اید به دست خواهد آمد. مشاور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: وظیفه داریم به عنوان پیروان پیامبری که رحمت للعالمین است تصاویری که از عاشورا ارائه می‌کنیم همراه با واقعیت و سرشار از معنویت و بیان مظلومیت شیعه در تاریخ باشد نه بیان برخی کج‌فهمی‌ها و بیان نوعی نگاه و تصویری که دشمن می‌خواهد از ما ارائه کند. شاه‌آبادی با بیان اینکه هر حرکتی که از دل پاک هنرمندان بلند شود موثر واقع می‌شود به تاثیرگذاری عکس اشاره کرد و گفت: به طور حتم زبان عکس از بسیاری از حرکت‌های دینی و علمی و آکادمیک در جامعه موثرتر است. وی افزود: اگر زاویه دید هنرمند را در بستر فهم صحیح مبانی دینی قرار بدهیم مطمئناٌ به نتیجه خواهیم رسید و فهم صحیح هم مستلزم شناخت صحیح از رخدادهای جامعه است. برای عکاس صرف داشتن توانایی‌های هنری و تکنیکی کفایت نمی‌کند بلکه باید نسبت به وقایع جامعه خود دانش و پختگی داشته باشد. معاون سابق امور هنری ارشاد گفت: عکس‌های ارائه شده در این نمایشگاه در کنار توانایی هنرمندان عکاس، برگرفته از نگاه و دانش و شناختی است که از واقعه عاشورا دارند، به همین دلیل است که شما در این نمایشگاه تصویری از اتفاقاتی که موجب وهن اسلام است نمی‌بینید. نمایشگاه عکس سبز سرخ با 72 قطعه با نگاهی به ابعاد عرفانی و حماسی سوگواری در ماه محرم در موزه هنرهای معاصر فلسطین برگزار شده است. این نمایشگاه روز چهارشنبه 13 آذرماه گشایش یافت و تا یکم دیماه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 تا 18 و پنجشنبه‌ها از ساعت 10 تا 15 پذیرای دیدار عکاسان و علاقه‌مندان است. موزه هنرهای معاصر فلسطین در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر، تقاطع بزرگمهر میزبان این نمایشگاه است.

نمایشگاه گروهی « سبز سرخ » در موزه هنرهای معاصر فلسطین

admin 423

منبع: خبرگزاری ایسنا دومین نمایشگاه گروهی از آثار عکاسان ” پایگاه عکس چیلیک ” با نگاهی به ابعاد عرفانی و حماسی سوگواری در ماه محرم در موزه هنرهای معاصر فلسطین برگزار می‌شود.   به گزارش بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نمایشگاه که با همت عکاسان و حمایت رسانه عکاسی ” پایگاه عکس چیلیک “(Chiilick.com) برگزار شده، تعداد 72 قطعه عکس رنگی و سیاه سفید در اندازه 50 در 70 سانتیمتر از عکاسان پانزده استان کشور با مضامین عرفانی و حماسی و با نگاهی واقع گرا و انتزاعی به موضوع های مستند ارایه شده است. مجموعه عکس های ارایه شده در نمایشگاه ” سبز سرخ ” فارغ از نگاه‌های معمول و رایج این حوزه و پرداخت‌های مطبوعاتی و گذرا به این رویداد اعتقادی، با رویکردی پژوهش محور و کارشناسی شده در این مجموعه انتخاب شده و به نمایش گذاشته شده‌اند. یدالله عبدی، اصغر بشارتی، ابراهیم باقرلو، مهدی معصومی گرجی، محمد(شباب) گلچین کوهی، معصومه حضرتی، حاج رضا محمدی، سالار نیرهدی، حمیدرضا مجیدی، اکرم جمعی، فاطمه ندیمی، امید آقائی، میترا محمدی، سارا فیروزی، معصومه اصغری، سلمان گلریز، حسین ملکی، فاطمه حسینی لاهیجی، سمانه نوری زاده، سمیه هاشمی، سیدحسن موسوی، سیدمحمدرضا سجادی، حدیثه شعبانی، لادن شجاع، فرزانه بی آزاران، سیدصادق موسوی، وحید اصفهانیان، سمانه سرابی، نسیبه خلیلی، امین رحمانی، فاضل خاکباز، سید شهاب الدین واجدی، ملیحه فرهادی، سینا دلشادی، وجیهه سادات حسینی، مهدی کاظمی خالدی، علی معصومی، منا عبدا.. پور، مریم خادم بهمنیار، نیما خالدی کیا، محمدرضا خرازی، فاطمه میرالی، مجتبی محسنی، سیدمحسن سجادی، امیر علیپور، زهرا رحیم زاده، فاطمه رحمانی، مهدیه روستائی، مهدی طاهری، فاطمه سادات حجازی، محمدرضا فاموری و مهدی سروری عکاسانی هستند که در این نمایشگاه شرکت دارند. مهدی سروری – دبیر برگزاری این نمایشگاه، عامل انسجام تصویری آثار ارایه شده را نگاه عکاسان عنوان و تاکید کرد، عکاسان این مجموعه، با برخورداری از بینش و اندیشه زیبابینی که در محور رفتارهای عاشورایی و شخصیت‌های حسینی نقش گرفته است، سعی خود را در دخالت این باور در حین عکاسی به کار بسته‌اند. این نمایشگاه در ساعت 17 روز چهارشنبه 13 آذرماه جاری گشایش یافته و تا یکم دیماه همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 تا 18 و پنجشنبه‌ها از ساعت 10 تا 15 پذیرای دیدار عکاسان و علاقه‌مندان است. موزه هنرهای معاصر فلسطین در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر، تقاطع بزرگمهر میزبان این نمایشگاه است. انتهای پیام

برپایی نمایشگاه عکس «سبز سرخ» در موزه هنرهای معاصر فلسطین

admin 510

منبع: خبرگزاری فارس – دومین نمایشگاه گروهی از آثار عکاسان پایگاه عکس چیلیک با نگاهی به ابعاد عرفانی و حماسی سوگواری در ماه محرم در موزه هنرهای معاصر فلسطین برگزار می‌شود. خبرگزاری فارس: برپایی نمایشگاه عکس «سبز سرخ» در موزه هنرهای معاصر فلسطین به گزارش خبرگزاری فارس، در این نمایشگاه که با همت عکاسان و حمایت رسانه عکاسی پایگاه عکس چیلیک (Chiilick.com) برگزار شده، تعداد 72 قطعه عکس رنگی و سیاه سفید در اندازه 50 در 70 سانتیمتر از عکاسان پانزده استان کشور با مضامین عرفانی و حماسی و با نگاهی واقع گرا و انتزاعی به موضوع های مستند ارایه شده است. مجموعه عکس های ارایه شده در نمایشگاه سبز سرخ فارغ از نگاه‌های معمول و رایج این حوزه و پرداخت‌های مطبوعاتی و گذرا به این رویداد اعتقادی، با رویکردی پژوهش محور و کارشناسی شده در این مجموعه انتخاب شده و به نمایش گذاشته شده‌اند. یدالله عبدی، اصغر بشارتی، ابراهیم باقرلو، مهدی معصومی گرجی، محمد(شباب) گلچین کوهی، معصومه حضرتی، حاج رضا محمدی، سالار نیرهدی، حمیدرضا مجیدی، اکرم جمعی، فاطمه ندیمی، امید آقائی، میترا محمدی، سارا فیروزی، معصومه اصغری، سلمان گلریز، حسین ملکی، فاطمه حسینی لاهیجی، سمانه نوری زاده، سمیه هاشمی، سیدحسن موسوی، سیدمحمدرضا سجادی، حدیثه شعبانی، لادن شجاع، فرزانه بی آزاران، سیدصادق موسوی، وحید اصفهانیان، سمانه سرابی، نسیبه خلیلی، امین رحمانی، فاضل خاکباز، سید شهاب الدین واجدی، ملیحه فرهادی، سینا دلشادی، وجیهه سادات حسینی، مهدی کاظمی خالدی، علی معصومی، مونا عبدالله پور، مریم خادم بهمنیار، نیما خالدی کیا، محمدرضا خرازی، فاطمه میرالی، مجتبی محسنی، سیدمحسن سجادی، امیر علیپور، زهرا رحیم زاده، فاطمه رحمانی، مهدیه روستائی، مهدی طاهری، فاطمه سادات حجازی، محمدرضا فاموری و مهدی سروری عکاسانی هستند که در این نمایشگاه شرکت دارند. مهدی سروری – دبیر برگزاری این نمایشگاه، عامل انسجام تصویری آثار ارایه شده را نگاه عکاسان عنوان و تاکید کرد، عکاسان این مجموعه، با برخورداری از بینش و اندیشه زیبابینی که در محور رفتارهای عاشورایی و شخصیت‌های حسینی نقش گرفته است، سعی خود را در دخالت این باور در حین عکاسی به کار بسته‌اند. این نمایشگاه در ساعت 17 روز چهارشنبه 13 آذرماه جاری گشایش یافته و تا یکم دی ماه همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 تا 18 و پنجشنبه‌ها از ساعت 10 تا 15 پذیرای دیدار عکاسان و علاقه‌مندان است. موزه هنرهای معاصر فلسطین در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر، تقاطع بزرگمهر میزبان این نمایشگاه است. انتهای پیام/

نمایشگاه عکس سبز سرخ برگزار می شود

admin 384

منبع: شمانیوز – دومین نمایشگاه گروهی از آثار عکاسان ” پایگاه عکس چیلیک ” با نگاهی به ابعاد عرفانی و حماسی سوگواری در ماه محرم در موزه هنرهای معاصر فلسطین برگزار می شود. به گزارش خبرنگار شبکه مردمی اطلاع رسانی(شمانیوز)،در این نمایشگاه که با همت عکاسان و حمایت رسانه عکاسی ” پایگاه عکس چیلیک “(Chiilick.com) برگزار شده، تعداد 72 قطعه عکس رنگی و سیاه سفید در اندازه 50 در 70 سانتیمتر از عکاسان پانزده استان کشور با مضامین عرفانی و حماسی و با نگاهی واقع گرا و انتزاعی به موضوع های مستند ارایه شده است. مجموعه عکس های ارایه شده در نمایشگاه ” سبز سرخ ” فارغ از نگاه های معمول و رایج این حوزه و پرداخت های مطبوعاتی و گذرا به این رویداد اعتقادی، با رویکردی پژوهش محور و کارشناسی شده در این مجموعه انتخاب شده و به نمایش گذاشته شده اند. برگزارکننده، انگیزه گردآوری این مجموعه را در قاب ابتدای نمایشگاه چنین عنوان کرده است که: ابزار هنر ابزاری موثر و رسا است و اگر مجهز به دانش و باور باشد به یقیین می تواند در راستای معرفی یک فرهنگ و بازشناسی یک هویت نقشی موثر ایفا کند. اینکه چرا ما در آسیب شناسی رفتارهای سوگواران از اقلام و ابزار سلبی بهره می بریم، شاید! نشانه ای از قهر با تاثیر شگرف هنر باشد. هنری که در سال شصت ویک هجری توانست شخصیتی چون “حر” را آزاد نماید، زمینی سراسر بلا را “هیچ ندیدم مگر زیبایی!” خطاب کند و تقدیم جان را به آستان جانان “شیرین تر از عسل” نام گذارد. باید از وادی غفلت پنهان که ما را در هیجانات عاشورا گرفتار کرده و از شناخت دلایل مظلومیت ” امام حسین(ع) و خاندان و یارانش ” دور کرده، به خود بازگردیم و پا در مسیری بگذاریم که تاثیر امواج زیبای ایمان درون خویش را در رفتار بیرونی دیگران شاهد باشیم. مجموعه تصاویر عرفانی، عاطفی و حماسی نمایشگاه ” سبز سرخ ” تلاشی بوده است در راستای برائت از این هیجان که غافل کننده است. ” سبز سرخ ” عکس ناله ای است که از دریچه دوربین هایمان زده ایم… اسامی عکاسان صاحب اثر در این نمایشگاه به این شرح است: یدالله عبدی، اصغر بشارتی، ابراهیم باقرلو، مهدی معصومی گرجی، محمد(شباب) گلچین کوهی، معصومه حضرتی، حاج رضا محمدی، سالار نیرهدی، حمیدرضا مجیدی، اکرم جمعی، فاطمه ندیمی، امید آقائی، میترا محمدی، سارا فیروزی، معصومه اصغری، سلمان گلریز، حسین ملکی، فاطمه حسینی لاهیجی، سمانه نوری زاده، سمیه هاشمی، سیدحسن موسوی، سیدمحمدرضا سجادی، حدیثه شعبانی، لادن شجاع، فرزانه بی آزاران، سیدصادق موسوی، وحید اصفهانیان، سمانه سرابی، نسیبه خلیلی، امین رحمانی، سید شهاب الدین واجدی، ملیحه فرهادی، سینا دلشادی، وجیهه سادات حسینی، مهدی کاظمی خالدی، علی معصومی، منا عبدا.. پور، مریم خادم بهمنیار، نیما خالدی کیا، محمدرضا خرازی، فاطمه میرالی، مجتبی محسنی، فاطمه حجازي، سیدمحسن سجادی، زهرا رحیم زاده، فاطمه رحمانی، مهدیه روستائی، مهدی طاهری، محمدرضا فاموری، مهدی سروری. ” مهدی سروری ” دبیر برگزاری این نمایشگاه، عامل انسجام تصویری آثار ارایه شده را نگاه عکاسان عنوان کرد و تاکید کرد عکاسان این مجموعه، با برخورداری از بینش و اندیشه زیبابینی که در محور رفتارهای عاشورایی و شخصیت های حسینی نقش گرفته است، سعی خود را در دخالت این باور در حین عکاسی به کار بسته اند. ساعت 17 روز چهارشنبه 13 آذرماه جاری گشایش یافته و همه روزه از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 تا 18 و پنجشنبه ها از ساعت 10 تا 15 پذیرای دیدار عکاسان و علاقه مندان می باشد. موزه هنرهای معاصر فلسطین در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی، خیابان برادران شهید مظفر، تقاطع بزرگمهر واقع شده است.

هنگامه گلستان در سالروز درگذشت همسرش:معنی «مرگ» را با رفتن «کاوه» فهمیدم

admin 194

منبع: ایسنا – هنگامه گلستان در سالروز درگذشت همسرش: معنی «مرگ» را با رفتن «کاوه» فهمیدم » سرویس: فرهنگي و هنري – تجسمي و موسيقي «سال‌های سال کلمه «مرگ» را می‌شناختم، دیده بودم و شنیده بودم؛ ولی معنی واقعی آن را لحظه‌ای با تمام وجود فهمیدم که گفتند کاوه کشته شد، اما کاوه با مرگ هم نرفت و همیشه حس کرده‌ام که در قسمت بزرگی از وجود من باقی است.» این جمله‌ها را هنگامه گلستان درباره‌ی همسرش – کاوه گلستان – می‌گوید؛ زنی که بعد از گذشت 12 سال از رفتن یار زندگی و عکاسی‌اش، هنوز با شور و هیجان از او حرف می‌زند و با دیدن عکس‌هایش به کشف‌های جدیدی می‌رسد. به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی ایسنا، 12 سال از روزی که کاوه گلستان برای ثبت حقیقت روی مین رفت و دنیای عکاسی را برای همیشه از قاب‌های متفاوتش بی‌نصیب گذاشت، می‌گذرد. او یکی از تأثیرگذارترین عکاسان ایران در حوزه‌ی مستند اجتماعی بوده است. گلستان قبل از انقلاب با مجموعه عکس‌های «شهر نو»، «کارگران» و «مجنون»، خود را در عکاسی مستند اجتماعی ثابت کرد و در دوران انقلاب و روزهای جنگ تحمیلی، با ثبت عکس‌هایی متفاوت از مهم‌ترین اتفاقات و رویدادهای کشور، نام خود را بر سر زبان‌ها انداخت. کاوه گلستان در 17 تیرماه سال 1329 در آبادان متولد شد. او فرزند ابراهیم گلستان، داستان‌نویس و کارگردان سینما بود. کاوه در 13 فروردین‌ماه 1382 هنگام انجام مأموریت تصویربرداری در خط مقدم جنگ در 130 کیلومتری کرکوک در منطقه سلیمانیه بر اثر انفجار مین کشته شد. در دوازدهین سالگرد درگذشت این عکاس با همسرش هنگامه گلستان که سال‌ها در کنار او زندگی و عکاسی کرد، گفت‌وگو کردیم. عکس از کاوه گلستان/مجموعه «کارگران» بعد از گذشت 12 سال از مرگ کاوه، فقدان چه چیزهایی در نبود او برای شما پررنگ‌تر شده؟ این جای خالی را معمولا چگونه پر می‌کنید؟ سال‌های سال کلمه «مرگ» را می‌شناختم، دیده بودم و شنیده بودم، ولی معنی واقعی آن را لحظه‌ای با تمام وجود فهمیدم که گفتند کاوه کشته شد، اما کاوه با مرگ هم نرفت و همیشه حس کرده‌ام که در قسمت بزرگی از وجود من باقی است. شاید هنوز یادها و لحظه‌هایی که از بودنش در من حک شده، وجود دارد و زنده است. بنابراین جای خالی کاوه برایم معنی نمی‌دهد و همیشه سعی می‌کنم با آن قسمتی از کاوه که در من زنده است و همین‌طور عکس‌هایش، زندگی کنم. دیدن دوباره‌ی عکس‌های کاوه گلستان چه احساسی را در شما زنده می‌کند؟ راستش را بخواهید شاید از وقتی که دیگر کاوه پیش من نیست، عکس‌هایش یک جور دیگری برایم معنی پیدا کرده است و جور دیگری عکس‌ها را می‌بینم. شاید در زمان بودنش این‌قدر با دقت و عمیق به هر عکسی نگاه نکرده بودم، چون آن موقع آن‌قدر کارمان زیاد بود که وقت نشستن و فکر کردن به تک تک عکس‌ها را نداشتم و الان خیلی عکس‌های جدید کشف می‌کنم که قبلا یا درست ندیده بودم یا این‌که از بس تعدادشان زیاد بود، تند تند از روی‌شان گذشته بودم. عکاسی و شغل همسرتان تا چه حد در زندگی مشترک شما تأثیرگذار بود؟ اتفاق افتاده بود که از کارها، سفرها و جنب‌وجوش و ماجراجویی‌های او خسته شوید و اعتراض کنید؟ بودن با کاوه و زندگی مشترک ما تأثیر خیلی زیادی روی من گذاشت؛ یعنی به کلی من را به یک سوی دیگری از آنچه بودم کشاند. تقریبا می‌توانم بگویم عکس و عکاسی شد تمام زندگی‌مان! من عاشق این ماجراجویی‌ها و جنب‌وجوش بودم و بهترین لحظات زندگی‌ام زمانی بود که در دفتر کاوه حضور داشتم. آن موقع یک ماشین تلکس آنجا بود که می‌چرخید و روی صفحات کاغذی که از آن بیرون می‌آمد خبرها لحظه به لحظه نوشته می‌شد و من حس می‌کردم که در قله‌ی اخبار دنیا هستم. هیچ‌وقت خودم را آن‌قدر زنده و پر از هیجان حس نکرده بودم. همه‌ی لحظات کاری ما پر از شور و هیجان بود؛ مگر کسی خسته می‌شد؟ عکس از کاوه گلستان/مجموعه «مجنون» پررنگ‌ترین خاطره‌ای که از عکاسی‌های مشترکتان با همسرتان در دوران انقلاب به یاد دارید، چیست؟ اوایل انقلاب که با هم بیرون می‌رفتیم و عکس می‌گرفتیم گاهی هر دوی ما حس می‌کردیم که هیچ‌کدام راحت نیستیم! چون کاوه همیشه برای من نگران می‌شد و من کمی عصبانی که چرا فکر می‌کند من نمی‌توانم از خودم مواظبت کنم. واقعا در دوران انقلاب خیلی سخت بود که مدام با یک نفر همراه باشی، چون همه‌اش در حال جنگ و گریز بودی و کلا وقتی داری عکس می‌گیری آن هم وسط خیابان دیگر آدم نمی‌تواند دغدغه چیز دیگری را داشته باشد. بارزترین ویژگی‌های شخصیتی کاوه که بین دوستان و خانواده‌اش شناخته شده بود، چیست؟ ویژگی کاوه، مهربانی فوق‌العاده‌اش و این حس بود که می‌توانست با هر کسی ارتباط برقرار کند. آن‌قدر خودش را کنار می‌گذاشت و به حرف طرف گوش می‌داد که فورا یک حس صمیمیت با او پیدا می‌کردی. من خیلی این را شاهد بودم که از بچه و بزرگ و زن و مرد این احساس را به کاوه پیدا می‌کردند که کاوه می‌تواند حس‌های‌شان را بفهمد و فکر می‌کنم با تمام کسانی که صحبت می‌کرد یا عکس‌شان را می‌گرفت این صمیمیت پیش می‌آمد. روانشناسی‌اش خیلی خوب بود. از آن بیشتر، انسان‌دوستی‌اش و حس کردن درد و رنج دیگران. کاوه گلستان به چه موضوعات و سوژه‌هایی در عکاسی علاقه داشت و دیدگاه‌هایش نسبت به کارش چقدر با تعریف‌های رایج از عکاسی متفاوت بود؟ کاوه روی هم رفته یک عکاس سنت‌شکن بود. همیشه درباره‌ی سوژه‌ای که کار می‌کرد سعی داشت زاویه‌ها و حس‌هایی را کشف کند و بیرون بکشد که کاملا نو بود. مقصود از زاویه در شیوه‌ی گرفتن و زاویه عکس نیست، در نشان دادن زاویه دیدی است که شاید کسی دیگر هیچ‌وقت با این دید به موضوع نگاه نکرده بود. به طور کلی زاویه‌ی دید کاوه در هر موردی مخصوص شخص خودش بود. هیچ دیدگاه پیچیده، عجیب و غریبی نداشت و گاهی آن‌قدر ساده و عین حقیقت بود که به فکر می‌افتادی چرا قبلا به این موضوع این‌طوری نگاه نکرده‌ای و این شاید منطقی‌ترین راه نگاه کردن به یک سوژه است. عکس از کاوه گلستان/مجموعه «کردستان» به کدام عکس یا مجموعه‌ای از عکس‌ها علاقه‌ی زیادی داشت و دلیلش چه بود؟ شاید بتوان گفت سه مجموعه «کارگر»، «روسپی» و «مجنون» و مجموعه «کردستان» از مجموعه‌های مورد علاقه‌اش بود و درباره‌اش زیاد حرف می‌زد. گرفتن آن عکس‌ها خیلی روی کاوه اثر گذاشته بود و دلیلش هم این بود که می‌گفت آن‌ها بدون هیچ دلیل و منطقی زیر ستم و آزار هستند. تأثیری که کاوه و عکاسی‌اش بر عکاسی ایران داشت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ جواب دادن به این سوال برای من خیلی سخت است. دیگران باید در این‌باره نظر بدهند. خبر درگذشت همسرتان را کی و چگونه شنیدید؟ اولین احساسی که در آن لحظات داشتید چه بود؟ خبر کشته شدن کاوه را سه یا چهار ساعت بعد از اتفاق توسط دو نفر از کارکنان بی‌بی‌سی که به خانه ما آمدند، شنیدم. من در خانه تنها بودم و خواستند که به داخل خانه بیایند تا با من صحبت کنند. اول خیلی تعجب کردم، چون این اولین‌باری بود که کسی از طرف محل کارش این‌جوری به خانه ما آمده بود. بعد از چند لحظه همین که وارد خانه شدند و جلوی من در راهرو به داخل می‌رفتند، پرسیدم که یک خبری از کاوه شده است؟ گفتند بله. گفتم یک خبر بد از کاوه است؟ گفتند بله و بعد گفتند کاوه در عراق کشته شده … دیگر از آن به بعدش را درست نمی‌فهمیدم و می‌پرسیدم یعنی الان در بیمارستان است؟ می‌گفتند نه، دیگر تمام شده، و دوباره می‌پرسیدم پس الان کجا است؟ عکس از کاوه گلستان/جنگ ایران و عراق اگر به گذشته برگردید، جمله‌ای یا کاری هست که بخواهید به او بگویید یا برایش انجام دهید؟ اگر می‌توانستم به گذشته برگردم دلم می‌خواست در آن لحظه‌ای که کاوه کشته شد، باشم تا ببینم و بشنوم که در همان لحظه که رفت، چه گفت یا به چه چیز فکر می‌کرد … خیلی برایم مهم است. عکاسی از جنگ چه تأثیری بر شخصیت و کار کاوه گلستان گذاشته بود؟ فکر می‌کنید مجموعه عکس‌های او از این اتفاق چه ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را از کار دیگر عکاسان متمایز می‌کند؟ در عکس‌های جنگش هم مانند بقیه عکس‌ها، خیلی درد و رنج بود و آدم احساس نزدیکی به زخمی‌ها و جوانانی که در جبهه بودند پیدا می‌کند. مثل یک تجربه‌ی دست اول که خودت آن‌جا بودی و دیدی. در بعضی عکس‌ها آن‌قدر حس آن رزمنده یا وحشت یا … به آدم منتقل می‌شود که یک حالت برق‌گرفتگی دارد و حسابی آدم را تکان می‌دهد. شاید این شیوه‌ی نگاه کاوه، کارهای او را نسبت به دیگران متفاوت می‌کند. این روزها و در نبود همسرتان چه می‌کنید؟ آیا هنوز دوربین به دست می‌گیرید؟ شما می‌گویی در نبود کاوه، اما من می‌گویم با بودن قسمتی از کاوه، من هنوز عکس می‌گیرم، ولی بیشتر با تلفن همراهم که خیلی سبک است و راحت و بی‌دردسر است. دیگر طاقت کشیدن دوربین بزرگ با لنزهای متعدد در یک کیف بزرگ را ندارم و وقت بیشتری را برای جست‌وجو در عکس‌های قدیمی که به نظرم کلی تاریخ و زندگی در آن‌ها هست، می‌گذرانم و سعی می‌کنم همه‌چیز را مرتب کنم و سر و سامان بدهم تا بتوانم تعداد بیشتری از عکس‌های دیده‌نشده کاوه را به نمایش بگذارم، چون این عکس‌هایی که داریم در یک دوران خیلی پراهمیت و حساسی گرفته شده و اگر قبل و بعد آن، درست کنار هم قرار بگیرد، می‌تواند معنی بیشتری به کل عکس‌ها بدهد. هنگامه گلستان سخن پایانی … کاوه یک جمله‌ای داشت و همیشه می‌گفت «اگر انقلاب ایران پیامش خون شهید بود، این پیام را عکس منتقل کرد». همان‌طور که با خون شهیدان روی در و دیوار می‌نوشتند، کاوه هم با خون خودش پیامش را به دنیا رساند و ثابت کرد! گفت‌وگو از خبرنگار ایسنا، سمیرا زالپور انتهای پیام

لادن شجاع، میهمان نشست تحلیل آثار عکاس ماه

admin 445

نخستین جلسه از سلسله نشست‌های تحلیل آثار عکاسان ˝پایگاه عکس چیلیک˝ در محل دفتر این رسانه برگزار می‌شود. ۱۳۹۲ سه شنبه ۱۰ اردی بهشت ساعت 12:46 به گزارش هنرآنلاین، لادن شجاع به عنوان عکاس در این جلسه حضور می‌یابد تا با ارایه عکس‌های برتر خود در گرایش‌های: مستند، انتزاع و مفهومی، تحلیل و بررسی مخاطبان حاضر در نشست را پذیرا باشد. شجاع تاثیرپذیری اش از عکاسی و چگونگی ورود به عرصه تجربه این هنر را اینگونه تشریح می‌کند: گوشه پایین شلوار قهوه ای ام روی بخاری سوخته و رنگش عوض شده بود. مادر من را با همان شلوار برد عکاسی تا برای کلاس اول عکس بگیرم و من جلوی دوربین عکاس، حسابی ابرو در هم کشیدم و اخم کردم و احساس بدم در یک عکس 3 در 4 تا ابد ماندگار شد. اما زمانیکه در دانشکده فنی مهندسی ( علی رغم میل باطنی) مشغول تحصیل بودم هر هفته به تماشای مشق عکس دانشجوهای عکاسی دقایقی را میگذراندم و شیفته عکاسی شدم… این بانوی عکاس که نزدیک به دو دهه است علاقه‌مندانه عکاسی را دنبال می‌کند به عنوان “میهمان سلسله نشست‌هایی تحلیلی با عکاس ماه” عصر روز پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه جاری بیش از 30 قطعه عکس‌های برتر خود را برای حاضرین به نمایش می‌گذارد. مجموعه نشست‌های تحلیلی عکاس ماه با حمایت پایگاه عکس چیلیک و مدیریت و برنامه ریزی عکاس و کارشناس ” مهدی طاهری ” تعریف شده و قصد دارد تا در محیطی واقع بینانه، با نشاط و پژوهش محور، نسبت به معرفی صاحبان نگاه و استعداد، در عرصه عکاسی اقدام نماید. میهمان بعدی جلسه عکاس ماه و مجموعه نشست‌های تخصصی نمایش و نقد نگاه عکاسان پایگاه عکس چیلیک “ابراهیم باقرلو” خواهد بود. لادن شجاع متولد خردادماه سال 1348 از شهرستان نطنز و دانش آموخته دانشکده فنی مهندسی است. علاقه مندان جهت اعلام حضور در این برنامه می‌توانند به نشانی جدید پایگاه عکس چیلیک (Chiilick.com) مراجعه یا با شماره: 88348824 تماس حاصل کنند. انتهای پیام/31/34

چالش‌های عکاسی در ایران

operator 174

منبع: روزنامه قانون عکاسی به عنوان هنر یا صنعت، سال‌ها پیش از غرب وارد ایران شد. در طول سالیان، عکاسی از قالب هنر صرف، خارج و به یکی از تأثیرگذارترین ابزار دنیای مدرن بدل شد. جنبه‌های خبری و رسانه‌ای، هنری، نوستالژیک، صنعتی و تجاری این هنر روز به روز و بیش از پیش خودنمایی می‌کند. در ایران معاصر نیز این هنر، نقش برجسته‌ای در ثبت تاریخ و فضای رسانه‌ای داشته است. برای آشنایی هر چه بیشتر با حیطه عکس و عکاسی، گفت‌وگویی با «مهدی سروری» مدیر پایگاه عکس چیلیک انجام داده‌ایم که چالش‌ها و تهدیدهای حوزه عکس و عکاسی کشور را در برمی‌گیرد. در آغاز اندکی درباره پایگاه عکس چیلیک بفرمایید؟ بنده از سال 1375 در واحد عکس حوزه هنری مشغول به کار بودم که آن زمان به حقیقت خانه عکاسان ایران بود و تمامی عکاسان در کشور با وجود هر نقد و نظری آنجا را خانه خود می‌دانستند. با اين حال، اين واحد كه در سال 1373 تأسیس شده بود، اوایل دهه 80 بنا به یک اختلاف کودکانه، توسط ریاست وقت حوزه به دلیل نپذیرفتن تفکرات احمد ناطقی، مدیر وقت خانه عکاسان ایران، به جای تأمل در نظریات و دغدغه‌های او در یک حرکت تعجیلی اقدام به برگزاری یک جلسه بی‌هویت تودیع و معارفه کرد و خانه را آن‌چنان که مدنظر داشت، برانداخت. همزمان با تخریب معنوی خانه عکاسان ایران، به فکر افتادم تا امکان و مجموعه‌ای را ایجاد کنیم تا عکاسان به خصوص جوانان با دلبستگی به آن بتوانند حضور داشته و یک تریبون و رسانه در اختیار داشته باشند. با این انگیزه «پایگاه عکس چیلیک» را تأسیس کردیم. فکر می‌کنم باید به مقوله عکس به سه‌گونه نگاه کرد؛ نگاه هنری، تجاری و رسانه‌ای. اوضاع و احوال عکاسان و عکاسی امروز در تمامی حوزه‌ها چگونه است؟ من نماینده عکاسان نیستم که پاسخگوی حال عکاسان باشم. این را باید از خودشان پرسید؛ ولی احوال عکاسی به دلایل گوناگونی مساعد نیست. نگاه انجمن‌های عکاسی، نگاه خدماتی نیست و رسما برای بقا تلاش می‌کنند. هدف ماندن است، نه تأثیر حضور. شاید برخی دوستان از اظهارات حقیر دلگیر شوند؛ اما این‌ها لایه‌هایی تلخ از یک واقعیت تجربه شده است. حالِ برخی پیشکسوتان عکاسی ما اسفناک است و هیچ یک از نهادهای عکاسی ما توان تأمین معاش اینان را ندارند. بسیاری از مدیران و روسای انجمن‌ها، افراد هنرمند و مؤمنی هم هستند، ولی دچار روزمرگی‌اند. در این حیطه یک بیماری وجود دارد؛ نگاه بسته و انحصاری که هم خود جامعه عکاسی و هم متولیان امر ایجاد کرده‌اند و به استعدادها و تفکر ناب جوان اجازه نفس کشیدن نمی‌دهند. یک تنگ‌نظری پنهان که جسارت تشخیص توانایی و ناتوانی را از خود شخص می‌گیرد. این تنگ‌نظری که گفتید در درون جامعه عکاسی به چه صورتی است؟ انجمنی دچار بحران می‌شود، جشنواره عکسی با سابقه و معتبر در مشهد گرفتار تعطیلی می‌شود، شخصی با خطای انسانی و انجام ندادن تعهدات در یک نهاد آبرومند و معتبر، با آبرو و اعتبار عکاسان بازی می‌کند، حال يك عکاس پیشکسوت وخیم می‌شود و وضعیت معاش او در یک شکل بحرانی قرار می‌گیرد، چندین سال است که یکی از عکاسان متعهد و مؤمن و جریان‌ساز برای انقلاب اسلامی، گرفتار بیماری سختی است و با این همه جشنواره و انجمن و رقابت و بیانیه، هیچ خبری نمی‌شود و صدایی از کسی درنمی‌آید. این بی‌خبری‌ها چون موریانه به جان ریشه‌های ارزشی و اعتباری ما افتاده و البته که عاملان را پیش از همه گرفتار پوسیدگی و خسارت می‌کند. مي‌توانيد مصداقي‌تر صحبت كنيد؟ برای نمونه، دبیری، فرزندان خود را مسئول دبیرخانه و دیگر اعضای خانواده را به هر عنوانی در دبیرخانه‌های حرفه‌ای مشغول می‌کند تا رزومه‌سازی ‌کند. در واقع ریاست ملوک‌الطوایفی غیرمؤمنانه و غیرمسئول در برخی مجموعه‌های عکاسی خارج از حوزه‌های نظارتی، حاکم شده است که باعث می‌شود حال و روز عکس و عکاسی خوب نباشد. آیا متولیان دولتی در راستای رشد عکاسی و پایگاه‌های تخصصی آن اقدامات شایسته‌ای انجام داده‌اند؟ ما تلاش می‌کنیم که به قوانین احترام بگذاریم؛ اما آیا متولیان پای رسانه‌های مستقل ایستاده‌اند؟ ما به شکلی یک‌سویه همسر این قوانین شده‌ایم و ملزم به رعایت آن‌ها و در عین حال مبرا از نفقه‌ایم. اصلا نگاه مادی به نفقه نداشته باشید. ما نیازمند یک احوال‌پرسی ساده‌ایم. از نظر عاطفی و روحی و پشتیبانی و حمایت معنوی می‌گویم؛ البته بخش بزرگی از این وضعیت به خود عکاسان بر می‌گردد. می‌بینیم که در حوزه سینما، اختلاف بین حوزه هنری و ارشاد چه بلایی بر سر سینمای کشور آورد. آیا از این اتفاقات در حوزه مهجور عکاسی هم می‌افتد؟ به نوعي، سیاستگذاری‌ها چه تأثیری روی تولید عکس دارند؟ قطعا اتفاقاتی که در حوزه سینما داریم به شکلی دیگر و با وسعتی متفاوت در حوزه عکاسی هم هست. بپذیریم «چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار.» اگر گرفتار تنگ نظری‌ها و نگاه‌های بسته نباشیم بسیاری از رویدادهای عکاسی‌مان رو به جلو می‌رود؛ ولی در حال حاضر درجا زدن با توهم حرکت، اصلی‌ترین تفکر سیاستگذاران ما شده است. منظور از سیاستگذاران، بخش دولت است؟ سیاستگذاران، مجموعه‌ای از افراد هستند. دولتمردان و متولیان سال‌هاست که با یک طیف خاص و یک نگاه محدود در عکاسی کار می‌کنند و نبض عکاسی در سطح دانش و اختيار همان‌ها خلاصه می‌شود. متأسفانه در این حیطه دچار یک کلیشه شده‌ایم؛ یعنی مثلا پنج سال پیش با یک گروه کار می‌کردند و امروز هم با همان گروه کار می‌کنند و فردا هم دوباره با همان گروه. این یک جنایت دوسویه است؛ هم در حق عکاسی و هم در حق همین عکاسان. نتیجه‌اش می‌شود عکاسی که حالا دیگر عامل اجرایی و مدیریتی شده و فقط به یک نوع نگاه هنری و خبری که از نظر خودش درست است بها داده و دیگران عرصه‌ای برای عرضه آثارشان نخواهند داشت و این‌گونه است که بسیاری از استعدادها یا هدر می‌رود یا از مرزهای جغرافیايی اعتقادی ما سرریز می‌شوند. مدیر دولتی ما با استفاده از یک گروه ثابت فقط به یک نوع نگاه اجازه حضور و مجال فعالیت می‌دهد. منظورم نگاه سیاسی نیست. منظورم نگاه هنری است. از آن طرف عده انگشت‌شماری که همواره مورد وثوق مدیران دولتی هستند، سال‌هاست که دیگر عامل اجرایی و مدیریتی‌اند و عملا دیگر فرصت عکاسی و تولید ندارند و عکاس نیستند، بلکه یک کارشناس‌اند و در عین حال گرفتار همان بی‌خبری تعریف شده. اینجاست که می‌بینیم عوامل اجرایی و مدیریتی کل کشور ما برای این طیف وسیع استعداد -با خوش‌بینی تمام- به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسند؛ مثلا نگاه می‌کنیم گاهی یکی از همان عکاسان مورد وثوق به شکل مالتی‌مدیا داوری می‌کند و در هر حوزه‌ای و هر وضعیتی و هر درخواستی پذیراست و بله‌گو! آیا نسل جدید و جوان این عرصه این‌قدر توانمند بوده است که این انحصار را بشکند تا توانایی خود را نمایش دهد؟ قدرت جوانی اين نسل را هیچ نیرویی جز هدایت و راهبری نمی‌تواند متوقف و جاری کند. تعداد بسیار زیادی از آثار عکاسان جوان و نوگرای ما به سمت جشنواره‌های خارج از کشور می‌روند و اتفاقا موفقیت‌های بی‌شماری هم کسب می‌کنند. این اثبات توانمندی آن‌ها و در عین حال نشانه اعتراض است؛ اما متأسفانه گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن این استعداد و اعتراض وجود ندارد. فرآیند نگاه محدود و شناخت سطحی و رفتار غیرمدیریتی در جریان عکاسی ما چه نتایجی دارد؟ یک اتفاق خوب و یک جریان فکری مناسب در عکاسی را شکل می‌دهیم و می‌خواهیم به همه بگویيم ایران، فقط تهران نیست و بعد آن اتفاق را به یک استان منتقل می‌کنیم. آن وقت مدیر منتصب دولتی ما، عکاس و داور و دبیر و … را از تهران با خود می‌برد. خب این یعنی ایران فقط تهران است! یعنی بواقع استان مقصد، نیرو برای این کار ندارد؟ به یقین دارد؛ اما نگاه منِ متولی است که بینش لازم را ندارد و سطحی و بسته عمل می‌کند. تأسف می‌خورم که عرض می‌کنم: حوزه فکری ما در فرهنگ ما به اندازه کشور وسعي‌مان نیست؛ به اندازه شناخت محدود متولیان عکاسی است. آیا به غیر از این عده معدود، دیگر فرد توانمند در جامعه عکاسی نداریم؟ اگر نداریم چرا تربیت نمی‌کنیم و اگر داریم چرا استفاده نمی‌کنیم؟ جامعه عکاسی خسته و دلگیر است از نام‌ها و نگاه‌های تکراری که اجازه سر برآوردن هیچ نگاه جدیدی را نمی‌دهند. در جامعه عکاسی هیچ چیز سر جای خودش نیست. کسی که باید پژوهش کند، تدریس می‌کند، کسی که باید تدریس کند، دبیری می‌کند، کسی که باید دبیری کند، داوری می‌کند، کسی که باید داوری کند، نقد می‌کند، کسی که باید نقد کند، مدیریت می‌کند. کسی که باید مدیریت کند، تخریب می‌شود و به حاشیه می‌رود و … خب! طبیعتا در یک چنین آشفته بازاری شاهد هم‌اندیشی و اتحاد عملی نخواهیم بود. در حوزه رسانه‌های عمومی وضعیت به چه شکل است؟ مثلا می‌بینيم در دنیا، عکس‌های فراوانی منتشر می‌شود که کارکرد ده‌ها مقاله و خبر را دارند و بواقع رسالت خبری خود را تمام و کمال انجام می‌دهند. در کشور ما این‌طور نیست یا لااقل بسیار کم است. دلیلش چیست؟ زمانی ‌که نگاه کارشناسانه‌ای در حیطه نشر عکس وجود ندارد، طبیعتا فضایی برای مطرح شدن عکس‌های بسیار خوبی که تولید می‌شوند هم وجود نخواهد داشت. کشور ما سرشار از استعداد و عکاسان مستعد است با عکس‌هایی بسیار خوب و غنی؛ اما آن عکس‌ها هیچ‌گاه دیده نمی‌شوند؛ زیرا کسی که باید تصمیم به نشر یا منتشر نکردن آن بگیرد، متخصص نیست. این منع‌های امروز ما، تاریخ دیروز و امروز ما را به بیراهه برده است. در چنين شرايطي عکاسان جوان چه می‌کنند و به چه سمتی می‌روند؟ در جغرافیای سیاست نکته‌ای مطرح می‌شود به نام «ایران‌هراسی» که غرب با رواج آن در پی تأمین منافع خود است. در کمال تأسف باور دارم که در کشور ما برخی تئوری «جوان‌هراسی» را رواج می‌دهند تا عوایدی را کسب کنند. بسیاری از متولیان و مسئولان از جوانان می‌هراسند. وزارت جوانان تأسیس می‌کنیم، اما به جوان میدان نمی‌دهیم. جشنواره عکس جوان برگزار می‌کنیم، اما برای پوستر آن عکس یک جوان را تغییر می‌دهیم و بدون نام منتشر می‌کنیم و به او پاسخگو هم نیستیم. بی‌خبری‌ها سبب به كارگيري همان عده اندک می‌شود و حضور جوانان را دچار اختلال می‌کند. منبع: روزنامه قانون

عكس‌هاي «حرمان» وضعيت تهران را در گالري افرند به نقد مي‌كشد

admin 578

منبع: ایسنا – عكس‌هاي «حرمان» وضعيت تهران را در گالري افرند به نقد مي‌كشد » سرویس: فرهنگي و هنري – تجسمي و موسيقي نمایشگاه عکس‌هاي امید شلمانی با عنوان «حرمان» روز جمعه در نگارخانه افرند افتتاح می‌شود. به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، «حرمان» پروژه‌ای با 11 عکس، در ابعاد ۱۰۰×۷۰ سانتی‌متر است که در سال ۱۳۹۰ به سرانجام رسید. این آثار برداشتی به نسبت سورئال از فضای شهرهای در حال توسعه است و نگاهی معترضانه نسبت به بی توجهی حس زیبایی‌شناسی و رشد عمودی، بی‌رویه و بیمارگونه معماری و عدم توجه به آرامش روحی جامعه ساکن در این شهر‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. در این آثار، این نگاه بیشتر معطوف به شهر تهران است و عنوان «حرمان» بر اساس یک نا‌امیدی به اصلاح پذیری این وضعیت است. نمايشگاه عكس‌هاي اين هنرمند روز جمعه ـ ۲۲ اردیبهشت ـ ساعت ۱۶ تا ۲۰ افتتاح مي‌شود و تا ۲۹ اردیبهشت ادامه خواهد داشت. نگارخانه افرند به نشاني یوسف آباد، جهان آرا، خیابان ۱۹(جلال حسینی)، بعد از تقاطع اشک شهر، پلاک ۴۸، روزهاي سه‌شنبه‌ تعطیل است. انتهاي پيام

آثار هنرمندان استان مرکزی به جشنواره عکس آسمان راه یافت

admin 581

رئیس حوزه هنری استان مرکزی گفت: آثار عکاسی هنرمندان حوزه هنری استان مرکزی به جشنواره سراسری عکس آسمان راه یافت. سینا دلشادی در گفتگو با خبرنگار مهر در اراک افزود: آثار علی صاحب الزمانی، امیر قادری، غلامرضا رضایی و فاخته جلایرنژاد به این جشنواره راه یافته است. وی اضافه کرد: این جشنواره به همت شهرداری کاشان در آبان ماه امسال برگزار می شود. دلشادی همچنین ادامه داد: مقاله اسماعیل مجللی با موضوع امام رضا و حضور ایشان در ایران و خوزستان در دومین همایش علمی و پژوهشی خوزستان به عنوان دروازه ورود تشیع به عنوان مقاله برگزیده انتخاب شد. وی از برگزاری مراسم شعر و موسیقی “کبوترانه” به همت حوزه هنری استان مرکزی در اراک، همزمان با ایام میلاد امام رضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) و دهه مبارکه کرامت خبر داد و اظهار داشت: این مراسم پنجم آبان ماه سال جاری با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اراک در فرهنگسرای آینه اراک برگزار می‌شود. دلشادی تصریح کرد: در این مراسم شاعران استان مرکزی سروده‌های خود با موضوع ساحت قدسی حضرت ثامن الحجج (ع) را قرائت کرده و قطعات موسیقی توسط گروه هنر صهبای حوزه هنری استان مرکزی اجرا می‌شود. رئیس حوزه هنری استان مرکزی از برگزاری کارگاه عکاسی مستند اجتماعی در حوزه هنری استان مرکزی خبرداد و بیان داشت: خانه عکاسان حوزه هنری استان مرکزی با همکاری سازمان آموزش و پژوهش حوزه هنری، کارگاه عکاسی مستند اجتماعی را با حضور مجید ناگهی برگزار می‌کند. دلشادی افزود: در این برنامه که طی امروز و فردا در محل حوزه هنری استان مرکزی برگزار می‌شود، عناوینی همچون ردپای عکاس در آثار مستند و مستند اجتماعی، بررسی و نمایش آثار جیمز نچوی و کار عملی عکاسی توسط استاد مجید ناگهی مطرح می‌شود.

نگارخانه‌هاي تهران در آخرين روزهاي سال 88

admin 154

نگارخانه‌هاي تهران در آخرين روزهاي سال 88 نمايشگاه‌هاي مختلفي را ميزباني مي‌كنند و رفته رفته خود را براي فعاليت‌هاي سال آينده آماده مي‌كنند. به گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس، نمايشگاه عكس «روايت امام» شامل عكس‌هاي قديم و جديد از آستان حضرت عبدالعظيم حسني در خانه عكاسان ايران برپاست. اين نمايشگاه روز 19 اسفندماه ساعت 17 گشايش خواهد يافت و علاقه‌مندان تا 27 اسفندماه مي‌توانند از اين آثار در خانه عكاسان حوزه هنري ديدن كنند. نگارخانه مينا ميزبان نمايشگاهي از عكس‌هاي صفاالدين امامي است. اين نمايشگاه از روز 14 اسفندماه گشايش يافته و تا 20 اسفندماه نيز ادامه خواهد داشت. نگارخانه مينا در خيابان پاسداران،‌ گلستان دوم، پلاك 120 واقع است. در نگارخانه گلستان هم نمايشگاهي از قاليچه‌هاي تصويري برپا شده است كه اين قاليچه‌ها بر اساس كتابي از پرويز تناولي طراحي و بافته شده‌اند. اين نمايشگاه تا پنج شنبه 27 اسفند 88 داير خواهد بود و علاقه‌مندان مي‌توانند همه روزه از ساعت 16تا 20 (پنج شنبه ها 16 تا 18بعدازظهر) از اين آثار ديدن كنند. گالري گلستان در خيابان دروس، خيابان شهيد كماسايي، پلاك 24 واقع است. موزه هنرهاي معاصر هم پذيراي نمايشگاهي از آثار نقاشان قهوه‌خانه‌اي خواهد بود كه به عنوان آخرين نمايشگاه اين موزه در آخرين روزهاي سال 88 برپا خواهد شد. «چشم ديگر» عنوان نمايشگاهي است كه در نگارخانه ماه مهر از امروز برپا مي‌شود. در اين نمايشگاه آثار نقاشي مهرانگيز ايمن پور – الهام پارسيان – لعيا تبريزي – واهه خداورديان – سميه دادرس – بيتا درويش – شهره دمستاني – فرناز ذوالفقاري – شعله ريسمانچيان – فائزه شاملو – مهناز شجاعيان – مهتاب فيروزآبادي و شادي موسوي به نمايش گذاشته مي‌شود. افتتاحيه اين نمايشگاه روز دوشنبه 17 اسفندماه ساعت 16 است و نمايشگاه تا 24 اسفندماه همه روزه به غير از جمعه ها از ساعت 14 تا 20 پذيراي علاقه‌مندان خواهد بود. نمايشگاه نقاشي‌هاي هروس بندري نيز در نگارخانه الهه برپاست كه تا 19 اسفندماه ادامه دارد. خانه هنرمندان ايران نيز هم‌اكنون پذيراي آثار هفتمين جشن تصوير سال است كه در سه بخش عكس،‌كاريكاتور و گرافيك برگزار مي‌شود. درنگارخانه دي نمايشگاه عكس «سيكلوپ» برپاست. در اين نمايشگاه تعداد 5 اثر رنگي از آثارنيلوفر نوربخش و 5 اثر سياه و سفيد از آثار بهرام گوهري با عنوان «سيكلوپها» به نمايش گذاشته شده است . سيكلوپ به معني غول يك چشم و برگرفته از اساطير يوناني است. موضوع عكس هاي به نمايش در آمده « دست» است. اين نمايشگاه نيز تا 20 اسفندماه برپاست. نگارخانه هما نيز در اختيار نمدهاي ميرمولا ثريا قرار گرفته است كه تا 24 اسفندماه پذيراي علاقه‌مندان است.

«قربانیان جنگ» سندی ماندگار در تاریخ دفاع مقدس

admin 575

  کتاب “قربانیان جنگ” کاری از “مهدی منعم” که با حمایت کمیته بین المللی صلیب سرخ توسط انتشارات تصویر ایران منتشر شده است، شامل عکس هایی است از قربانیان غیرنظامی جنگ عراق و ایران، که چهارشنبه شب با حضور تنی چند از عکاسان کشور و نمایندگان کمیته بین المللی صلیب سرخ، سازمان ها و نهادها و انجمن های حقوق بشر و همچنین مقام های فرهنگی، هنری داخلی و خارجی رونمایی شد. این کتاب شامل عکس هایی است که طی سالیان پس از جنگ، عکاس با حضور در پنج استان مرزی غرب کشور، ثبت و بالاخره با صرف دقت و ظرافت و کیفیتی در خور توجه به عنوان سندی معتبر در تالیف های تصویری سال های دفاع مقدس، منتشر کرده است. به گزارش خبرنگار “پایگاه عکس چیلیک” اولین سخنران این مراسم “پیترجی شتوکر” رئیس سابق کمیته بین المللی صلیب سرخ بود که وی ضمن تشکر از همکاری مسئولین و صاحب نظران مذهبی در ایران، اظهار داشت: در این نمایشگاه مهدی منعم توانسته است تاثیر جنگ و عواقب آن را به خوبی در مردم یادآوری نماید. در ادامه دکتر ادیب مسئول امور بین الملل جمعیت هلال احمر ایران نیز، در بیان سخنانی ضمن تقدیر از مهدی منعم از همکاری کمیته بین الملل صلیب سرخ تشکر و قدردانی کرد. سخنران بعدی آقای ابوالحسنی از مسئولین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بود و در ادامه “پیر ریتر” رئیس نمایندگی صلیب سرخ در ایران در طی سخنرانی خود گفت: اولین ماموریت من، بازدید از اسرای ایرانی در اردوگاه های عراقی بود که کاملا به خاطر دارم این اسرای ایرانی بودند که به من آموختند چگونه بایستی به وظیفه خود عمل کنم. امروز من پس از سال ها به وطن این اسرا بازگشتم و خاطره آن روزها برای من مرور شد. ایشان با اشاره به نمایش برخی عکس های کتاب توسط عکاس کتاب در محوطه سالن ادامه دادند: این عکس ها توجه من را به سختی هایی که ایرانیان در زمان جنگ و پس از آن با آن مواجه بودند، جلب کرد. سیف ا.. صمدیان هم به عنوان مدیر هنری پروژه کتاب “قربانیان جنگ” با بیان مطالبی در خصوص وضعیت فرهنگی بعد از دوران جنگ گفت: پس از پایان جنگ تصمیمی گرفته شد تا مورخین بدون هیچ دخل و تصرف و به دور از هر گونه دستکاری تاریخ را آنچنان که گذشت، بنویسند و امروز نمونه بارز این نوع تاریخ نگاری را در عکس های نمایشگاه و کتاب قربانیان جنگ می بینیم که به عنوان یک شاهکار در تاریخ محسوب می شود به طوری که ده تن از عکاسان برجسته ایرانی همچون: بهمن جلالی، امیرعلی جوادیان، مریم زندی، حسن سربخشیان، افشین شاهرودی، اسماعیل عباسی، جاسم غضبانپور، نصرا.. کسراییان، محمود کلاری و سیف ا.. صمدیان با درج امضا و نام خود این نکته را تایید کردند و می کنند. در انتهای این جلسه هم دقایقی پیش از رونمایی کتاب توسط رئیس نمایندگی صلیب سرخ در ایران، مهدی منعم به عنوان عکاس و مولف کتاب “قربانیان جنگ” ضمن بیان خوش آمد به حاضران در جلسه، گفت: من بیش از 30 سال است که ماموریت حرف زدن با زبانم را به چشمهایم واگذار کرده ام. عکس های این نمایشگاه و کتاب ” قربانیان جنگ “بخشی ازحرف هایی است که من با چشمان ام گفته ام. مهدی منعم متولد سال 1339 از خطه ی شمال کشور است و به عنوان عکاس از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران –ایرنا- از چند عملیات جنگ عراق و ایران عکاسی کرد و در همان زمان لطافت روحی نهفته در نگاه عکاس، طعم تلخ جنگ را در قالب دفاع برای غیرنظامیان بی دفاع تجربه کرد. غیر نظامیانی که عمده ی آنان را زنان و کودکانی بی گناه تشکیل می دادند که هیچگونه دخالتی در تصمیم گیری های اتخاذ شده در وقوع جنگ نداشتند. کتاب “قربانیان جنگ” دومین تالیف تصویری مهدی منعم بعد از کتاب “معجزه امید” محسوب می شود که با عكس‌هاي سياه و سفيد در 112 صفحه در قطع خشتي و تيراژ 3000 جلد منتشر شده است. کتاب مذکور شامل سه بخش «قربانيان انفجار مين‌هاي زميني»، «قربانيان بمباران مناطق مسكوني» و «قربانيان گازهاي شيميايي» است. مسئولیت نظارت فنی چاپ کتاب را ابراهیم صافی از عکاسان و متخصصین امر چاپ بر عهده داشته است. اسامی هنرمندان و عکاسان حاضر در این جلسه به این شرح است: اسماعیل عباسی، جاسم غضبانپور، ابراهیم صافی، ساعد نیک ذات، سیف ا.. صمدیان، محسن شاندیز، مژگان پارسامقام، مرضیه خورسند، محمدرضا بهارناز، محمد صیاد، رضا مراد آبادی، سیدعباس میرهاشمی، یوسف گرامی، کوروش ادیم، محمدحسین حیدری، افشین شاهرودی، مریم کاشفی، علی رضا نیک نژاد، ،مریم زمانپور. مراسم رونمایی از کتاب ماندگار “قربانیان جنگ” با اهدای یک نسخه از کتاب کمیته بین المللی صلیب سرخ، به عکاسان و هنرمندان و میهمانان حاضر در جلسه پایان پذیرفت. گزارش: سیده هاله حیدری عکس ها: جاسم غضبانپور  

در آستانه‌ي رونمايي مجموعه عكس‌هاي «قربانيان جنگ ايران و عراق» مهدي منعم : اميدواريم اين كتاب به اتاق‌هاي جنگ برود

admin 745

منبع: ایسنا – «مهدي منعم» معتقد است كه كتاب عكس‌هاي «قربانيان جنگ ايران و عراق» بيانيه‌اي در دفاع از تمام قربانيان غيرنظامي جنگ‌هاست كه پيام صلح را به تمام جهانيان مخابره مي‌كند. اين عكاس مستند در گفت‌وگو با خبرنگار هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره كتاب عكس‌هاي «قربانيان جنگ ايران و عراق» كه فردا ـ 14 مرداد ماه ـ طي مراسمي در هتل لاله رونمايي مي‌شود، گفت: تمام عكس‌هاي اين مجموعه در ارتباط با غيرنظامي‌هايي است كه در ارتباط با جنگ ايران و عراق صدمه ديده‌اند. او اضافه كرد: عكس‌هاي اين قربانيان در سه بخش تقسيم‌بندي شده است. بخشي از آن مربوط به مجروحان انفجار مين، بخشي مرتبط به مصدومان غيرنظامي كه در بمباران مناطق مسكوني صدمه ديدند و بخشي ديگر مرتبط با مصدومان گازهاي شيميايي است. منعم با اشاره به دغدغه‌ي خود براي عكاسي از اين قربانيان خاطرنشان كرد: در تمام سال‌هايي كه در خبرگزاري جمهوري اسلامي به عنوان عكاس در مناطق جنگي بودم، براساس آن‌چه در اطرافم مي‌ديدم، اين ايده را داشتم تا بعد از جنگ به سراغ آدم‌هايي بروم كه زندگي‌شان به صورت كاملا ناخواسته با جنگ درهم آميخته است و صدمات جبران ناپذيري از اين جنگ ديده‌اند. منعم تصريح كرد: اين 20 و چندساله از عمرم را در ارتباط عميق‌تري با اين قربانيان متمركز شدم و به عكاسي از آن‌ها پرداختم كه ماحصل آن كتاب «معجزه اوليه» از زندگي جانبازان جنگ و همين عكس‌ها شد. اين عكاس مستند هدف اصلي خود از گردآوري اين مجموعه را زدن تلنگري عميق به بانيان اين جنگ‌ها دانست و افزود: شايد اين عكس‌ها تلنگري به همه باشد تا اين شرايط صلح و آرامش را حفظ كنيم و براي تداوم آن بكوشيم و اميدوارم اين كتاب به اتاق‌هاي جنگ برود تا افرادي كه دستور شليك مي‌دهند و باني جنگ هستند، با ديدن آن حداقل گلوله‌اي كم‌تر به سمت اين مردم بيگناه نشانه بروند. او همچنين با اشاره به مقدمه اين كتاب، افزود: براي اولين‌بار تلاش كردم به جاي نگارش يك مقدمه درباره عكس‌هاي اين مجموعه، آن را بيانيه‌اي در دفاع از قربانيان جنگ‌ها معرفي كنم و براي اين كار، آن را به امضاي 10 عكاس همچون، كسرائيان، جلالي، صمديان، زندي، كلاري، سربخشيان، جلاليان، شاهرودي، عباسي و … رساندم. او اظهار اميدواري كرد تا با اين حركت همدلي و همياري عكاسان از حركت‌هاي يكديگر ادامه پيدا كند و پيام جهان شمول چنين مجموعه‌هايي به تمام جهان مخابره شود. به گفته‌ي منعم اين مجموعه دربرگيرنده 96 عكس سياه و سفيد در 120 صفحه است كه فردا – چهاردهم مردادماه ساعت 30/19 در هتل لاله به همراه نمايشگاهي از منتخب اين عكس‌ها رونمايي مي‌شود.

بنر کتاب عکس

لایت روم