بزرگداشت دو عکاس دفاع مقدس در نگارخانه «برگ»

پایگاه عکس چیلیک

operator 525

منبع: خبرگزاری مهر – پنجاه و هشتمین نشست پژوهشی هنر با عنوان «عکاسی جنگ» به منظور تجلیل از امیرعلی جوادیان و سعید صادقی در نگارخانه برگ برگزار می شود. به گزارش خبرگزاری مهر، سازمان زیباسازی شهر تهران، مجله تندیس و انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس مراسم بزرگداشتی را برای دو عکاس باسابقه عرصه جنگ برگزار می‌کنند. در این مراسم که در نگارخانه برگ برگزار می شود مجید دوخته چی زاده و مهدی مقیم نژاد درباره این دو عکاس سخنرانی می کنند. امیرعلی جوادیان در سال ۱۳۸۳ موفق به اخذ مدرک دکترای هنری شده است. جوادیان، کار عکاسی را در سال ۱۳۵۸ در حوزه هنری آغاز کرد و در سال ۱۳۶۰ به عنوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به جبهه‌های جنگ رفت و از همان زمان جنگ، موضوع اصلی عکس‌هایش شد. عکس‌های وی در کشورهای فرانسه، آلمان، الجزایر، ترکمنستان، ازبکستان و… به نمایش درآمده و تاکنون از یونسکو، ژاپن، سوریه و چین جوایز بین‌المللی دریافت کرده است. جوادیان انتشار کتاب‌های کتاب ایران (یک رودخانه، یک پنجره، یک قلب)، کتاب طبیعت، قالیچه‌های زمینه، تعلیم و تربیت و… را نیز در کارنامه خود دارد. سعید صادقی نیز عکاسی را از دوران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ آغاز و با سمت عکاس و خبرنگار در روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ همزمان با شروع جنگ تحمیلی ادامه داد. سپس مدتی را در حوزه سینمای کشور با دستیار فیلمبرداری و مدیر فیلمبرداری در فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی سپری کرد که از جمله فیلم‌های که در آن مدیر فیلمبرداری بوده می‌توان به «پایان کودکی»، «مرگ سیاوش»، «آخرین روز تابستان» و …. اشاره کرد. وی پس از جنگ عراق نمایشگاه «نیمه پنهان جنگ» را بایک عکاس عراقی برگزار کرد و مستند بلگراد و کارگردانی و فیلمبرداری هفت قسمت از مجموعه مستند جنگ با نام «هفت زخم از دفاع مقدس» از دیگر فعالیت‌های هنری او به شمار می رود. صادقی تاکنون ده‌ها نمایشگاه عکس اختصاصی برپا کرده و در نمایشگاه‌های گروهی بسیاری نیز شرکت داشته از جمله موضوعات آن می‌توان به «جنگ»، «کودکان» ،«ایران امروز»، «زنان ایران» و … اشاره کرد. این نشست همراه با نمایش عکس‌ها و فیلم مستندی از زندگی این دو عکاس از ساعت ۱۶ تا ۱۸ امروز چهارم مهرماه در انتهای پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، خیابان جمالی، عمارت عین الدوله ، نگارخانه برگ برگزار می شود.

عکسی از دریاچه ارومیه منتخب اینستاگرام شد

دریاچه ارومیه | CHIILICK

operator 853

منبع: ایسنا – عکس مجید سعیدی – عکاس ایرانی – از دریاچه ارومیه به عنوان عکس منتخب اینستاگرام انتخاب شد. به گزارش ایسنا، سعیدی در توضیح این عکس نوشته است: «یک زن ایرانی با دخترش باحجاب در باقیمانده دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران، یکی از بزرگترین دریاچه‌های آب شور دنیا. رنگ قرمز آب به دلیل وجود باکتری به نام هالوفیلس است که در محیط آبی بسیار شور رنگدانه‌های صورتی – قرمز تولید می‌کند.» مجید سعیدی متولد ۱۳۵۳ در تهران است. او عکاسی را از سن ۱۶ سالگی آغاز کرد و زمانی که ۱۸ داشت برای عکاسی به مرز ایران و عراق رفت. پروژه عکاسی او با عنوان «زندگی در جنگ» با موضوع زندگی مردم افغانستان پس از بروز جنگ در این کشور، تاکنون در رویدادهای عکاسی مختلف برنده جایزه شده است. انتهای پیام

داستان عکس : تابستان «سعید» چگونه گذشت؟

پایگاه عکس چیلیک

operator 773

  منبع: ایسنا – «سعید» در کلاس انشای مهرماه امسالش از تابستانی خواهد نوشت که در کوره های داغ آجرپزی گذشت. از روزهایی که هزار آجر سنگین را با دستان کوچکش جا به جا کرد، فقط برای 2 هزار و 500 تومان! اطراف شهر اصفهان زیادند، کوره های آجرپزی. کوره‌های خانوادگی که از لگدمال کردن گل بگیر تا پختن آجر در آتش را خودشان انجام می‌دهند. کوره ها پُر اند از بچه‌هایی که تابستانشان به «دپو» کردن آجر می‌گذرد، در میان این بچه‌ها اما خبری از صدای خنده و بازی‌های کودکانه نیست. هرچه هست، کار است و مردانگی. این کوره‌های آجرپزی زمستان‌ها خاموش اند، اما تابستان که می‌شود، طبقه کارگر و آنها که دستشان کمتر می‌رسد، به همراه اعضای خانواده شان راهی کوره‌ها می‌شوند. کسانی که خانه‌ای از خود ندارند، آجر می‌سازند برای خانه‌های دیگران. تا پایان ماه شهریور کارشان همنشینی با خاک، گل و آتش زیر آفتاب داغ است.   سعید روی آجرهای دپو شده می‌نشیند و دست‌هایش را به عکاس نشان می‌دهد سعید یکی از همان بچه‌هایی است که صبح و عصر در کوره کار می‌کند. وظیفه‌اش جمع کردن آجر گلی خشک شده و انبار کردن آن برای خشک شدن کامل است. 10 ساله است با این نگاه مردانه و صبور. او هر روز برای کارگری به کوره می آید. زیر آفتاب داغ که بدجوری هم پوست صورتش را سوزانده آجرها را روی هم می گذارد تا روزگارش را بنا کند. آن هایی که از نزدیک او را دیده‌اند، می گویند، سعید اهل اعتراض نیست. از همان اول صبح که به کوره می‌آید، فقط کار می‌کند و کار. شاید ما به سعید بگوییم «کودک 10 ساله» اما او فقط عنوان کودک را یدک می کشد؛ مردی است، برای خودش. سعید و امثال او در ازای دپو کردن هر هزار آجر که وزن زیادی هم دارد، 2 هزار و 500 تومان دستمزد می‌گیرند که نتیجه‌اش می شود، همین دست های کوچک پینه بسته. سعید درحدود 200 کیلومتری شهر اصفهان زندگی می‌کند. او هم مثل همه بچه‌ها درس می‌خواند و باید امسال سوم مهر به مدرسه برود، اما او تابستانی برای خوش گذرانی و استراحت نداشته. این را دست‌های کوچکش می‌گویند که آن ها را درست مقابل عکاس گرفته است و پاهایش کوچکش که خسته و خاک گرفته‌اند، از قدم زدن روی خشت های داغ، زیر آفتاب تابستان. او زیر همین آفتاب داغ این لباس گرم زمستانی را پوشیده است، شاید برای اینکه لباس دیگری ندارد. محل استراحتش روی همین آجرهای خشن است که با آن ها عکس گرفته است. نگاهش هم واقعا همین قدر نافذ و عمیق است و همین قدر جدی. گروه عکاسی که به کوره رفته‌اند، دلشان می‌خواهد به سعید و دوستانش در کار کمک کنند. دست به کار هم می‌شوند، اما پس از جا بجا کردن حدود 60 آجر خسته می شوند و کار را رها می کنند، اما سعید باید همچنان آجرها را نان کند. «سعید» در کلاس انشای مهرماه امسالش از تابستانی خواهد نوشت که در کوره‌های داغ آجرپزی گذشت. از روزهایی که هزار آجر سنگین را با دستان کوچکش جا به جا کرد، فقط برای 2 هزار و 500 تومان! این عکس مردادماه ماه سال 95 توسط مهدی ناظری (عکاس آزاد) در یکی از کوره های آجرپزی اطراف شهر اصفهان ثبت شده است. ایسنا – سهیلا صدیقی

گپی با عکاس سوئیسی که بر فراز ایران چرخید

پایگاه عکس چیلیک

operator 563

منبع: ایسنا –   تبارش سوئیسی است اما با عشق از ایران صحبت می‌کند و می‌گوید، اگر به‌عنوان عکاس این شانس را داشته باشید که از کشوری مانند ایران عکاسی کنید، از همه عکس‌های خود راضی خواهید بود. جورج گئورگ ژرستر حدود ۴۰ سال پیش (به‌طور دقیق ۳۸ سال) با یک هواپیمای ساده در ایران یک سفر ماجراجویانه را شروع و از شگفتی‌های این سرزمین پهناور به‌صورت هوایی عکاسی کرد. او پیش از این، عکس‌هایش از ایران را در لندن به نمایش گذاشته و حالا برای اولین‌بار این عکس‌ها را به زادگاه اصلی‌شان یعنی ایران آورده است. او در افتتاحیه نمایشگاهش در فرهنگسرای نیاوران، درباره پروژه عکاسی خود در ایران گفته بود: ما با یک هواپیمای ساده کار را آغاز کردیم. من روی دم هواپیما قرار می‌گرفتم و عکس‌ها را ثبت می‌کردم. در طول عکاسی با مشکلات زیادی روبه‌رو بودم، گاهی دوربین و گاهی لنز دوربین را از دست می‌دادم. همچنین در تمام مدت عکاسی نیز باید با خلبان هواپیما هماهنگی به‌وجود می آوردم و صحبت می‌کردم. صدای زیاد موتور این اجازه را به من نمی‌داد، به همین دلیل گاهی خلبان مجبور بود، موتور هواپیما را خاموش کند و با موتور خاموش برفراز آسمان پرواز می‌کردیم و این کار خطرات زیادی داشت. متنی که در ادامه می‌خوانید، حاصل گفت‌وگوی کوتاه خبرنگار ایسنا با ژرستر ۸۸ ساله است که در میان هیاهوی دومین روز نمایشگاهش در ایران با نام «ایران از  چشم‌های هما» انجام شده است. آیا به‌جز ایران، چنین پروژه‌ای را در کشورهای دیگر هم انجام داده‌اید؟ یک‌بار دیگر این کار را در سوریه انجام دادم، انجام این کار در ایران نیز سخت بود. تا به حال در چه کشورهایی نمایشگاه برگزار کرده‌اید؟ من در شهرهایی مانند توکیو، لندن، پاریس و کشورهایی مانند آلمان و سوئیس نمایشگاه برگزار کرده‌ام و پس از ایران، در چین نمایشگاه دارم. زمانی که در ایران شروع به گرفتن این عکس‌ها کردید، چند سال سن داشتید؟ من متولد سال ۱۹۲۸ میلادی هستم و این پروژه در سال ۱۹۷۸ میلادی به پایان رسید، بنابراین آن زمان ۵۰ ساله بودم. برای گرفتن این تصاویر از جایی سفارش گرفته بودید یا ایده کار از خودتان بود؟ ایده کار از ابتدا تا پایان متعلق من بود و برای انجام آن به هیچ‌چیز دیگری نگاه نکردم، کسی هم آن را به من سفارش نداده بود. عکس‌های شما مخاطبان را به یاد پروژه «باد صبا» می‌اندازد که فیلم مستندی است و سراسر ایران را با بالگرد نشان می‌دهد و تقریبا ۹ سال پیش از ثبت عکس‌های شما، ساخت آن شروع شده بود، آیا با این پروژه آشنایی داشتید یا از آن الهام گرفته بودید؟ من چیزی درباره این پروژه و فیلم مستند آن نمی‌دانم و با آن آشنایی نداشتم. درباره حس و حال‌تان هنگام تصویربرداری این عکس‌ها بگویید. در ماه سرد ژانویه هنگامی که باران شدیدی می‌بارید، از سرما می‌لرزیدم و هنگامی که به زمین رسیدم، احتیاج داشتم گرم شوم، هرگاه این کار را تجربه کردید، آن‌گاه حس و حال من را متوجه می‌شوید (می‌خندد). زمانی که از پرواز باز می‌گشتیم، نفس راحتی می‌کشیدیم (این جمله را در حالی بیان می‌کند که نفس عمیقی می‌کشد) و حس می‌کردیم کار خوبی را انجام داده ایم. آن‌گاه می‌نشستیم و غذای خوبی می‌خوردیم که شامل برنج و پیاز ایرانی بود که مانند سیب آن را گاز می‌زدیم! من هیجان زیادی را در این کار تجربه کردم، حالتی که روی هواپیما قرار گرفته‌ای و هیچ راهی برای صحبت با خلبان یا راهنما نداری، دشوار است. سخت است بخواهم درباره احساساتم صحبت کنم. در صحبت‌های‌تان اشاره کرده بودید، بارها دوربین و لنزهای خود را در این پروژه از دست داده‌اید، درباره خطرات این کار بیشتر توضیح دهید؟ فکر نمی‌کنم از دست دادن دوربین و لنزهایم خطر به حساب بیاید. در پرواز با هواپیما هنگامی که درهای آن باز است، اگر مواظب نباشید ممکن است لنزها و دوربین‌تان را از دست بدهید که این موضوع ناراحت‌کننده است نه به‌خاطر دوربین یا لنز، بلکه به‌دلیل تصاویر فوق‌العاده‌ای که در آن است. پیش می‌آمد که به من اعتراض می‌کردند و می‌گفتند قرار است چند دوربین دیگر را سال آینده از دست بدهی و من می‌گفتم نمی‌دانم (می‌خندد). اگر دوربینت را در سوئیس از دست بدهی، اهمیتی ندارد، اما اگر دوربینت را بالای پرسپولیس از دست بدهی، موضوع دیگری است. چرا ایران را برای انجام این پروژه انتخاب کردید؟ من با منظره‌های ایرانی از تبلیغات هواپیمایی بر فراز ایران آشنا شدم و برگشتم ایران تا جزییات بیشتری را کشف کنم. چرا این نمایشگاه را پیش از این در ایران برگزار نکردید؟ این کار آسان نبود. در ایران، انقلاب شده و تغییر حکومت ایجاد شده بود. فکر نمی‌کردم بشود عکس‌هایی را که قبلا گرفته‌ام در شرایط جدید بتوان نشان داد اما در حال حاضر که این کار را کردیم، احساس بسیار خوبی درباره حکومت جدید دارم. درباره واگذاری عکس‌های خود به کانون اتومبیلرانی توضیح دهید. من حق و حقوق عکس‌ها را به کانون اتومبیلرانی نداده‌ام، صرفا عکس‌ها را به آن‌ها داده‌ام تا هر جا که ‌می‌خواهند نمایش دهند. در یک جمله بگویید از آن بالا چه دیدید؟ در آن بالا آنچه که هست را نمی‌بینی، بلکه آن چیزی را می‌بینی که باید و می‌تواند باشد که کاملا احساس جدیدی است. نمایشگاه عکس «ایران از چشم‌های هما» تا دهم مهرماه از ساعت ۱۰ تا ۲۰ و روزهای تعطیل ۱۴ تا ۲۰ در گالری شماره ۱ فرهنگسرای نیاوران میزبان علاقه‌مندان خواهد بود. ایسنا / نسترن تابع‌جماعت انتهای پیام

عکسی که جوایز جهانی را از آن خود می‌کند/ عکاس ایرانی دوم شد

پایگاه عکس چیلیک

operator 722

منبع: خبرگزاری مهر – صادق سوری که پیش از این با یک عکس «پرتره» توانست در میان یکی از برندگان جایزه عکاسی«لایکا» قرار بگیرد، با همان عکس توانست رتبه دوم هشتمین دوره جشنواره عکس پرتره «کوالالامپور» را دریافت کند. به گزارش خبرنگار مهر، جشنواره عکس پرتره «کوالالامپور» هر ساله در کشور مالزی برگزار می شود. در هشتمین دوره این جشنواره معتبر عکاسی صادق سوری با عکسی با عنوان «آخرین عکس» توانست جایزه دوم تقدیر ویژه هیات داوران را به دست آورد. جایزه بین المللی عکس «کوالالامپور» یکی از رخدادهای پیشرو و معتبر در عکاسی پرتره معاصر است. این جایزه از سال ۲۰۰۹ تاسیس شد و به طور ویژه به عکاسی پرتره می پردازد. این جشنواره در هشتمین دوره خود در ۲ موضوع «آزاد» و «سکون، فاصله» برگزار شد. صادق سوری با عکسی که تصویر دختری را نشان می دهد که جهت ثبت اندازه قد در کانون اصلاح و تربیت ایستاده، توانست در این جشنواره رتبه دوم را کسب کند.  این عکس هنرمند تاکنون جوایز بسیاری را در سطح ملی و بین المللی دریافت کرده است. از جمله اینکه توانست عنوان یکی از ۱۲ عکس برتر جشنواره عکس «لایکا» که هر سال در برلین آلمان برگزار می شود را دریافت کند. مجموعه عکس «دختران انتظار» این عکاس در سال ۲۰۱۵ جایزه عکس صلح یونیسف را نیز از آن خود کرده است. این مجموعه عکس نیز موفقیت های زیادی داشته است. از جمله اینکه به عنوان بهترین مجموعه عکس در بخش «زندگی معاصر» در جشنواره «پویی» آمریکا شناخته شد. کسب مدال برنز جشنواره فتو ژورنالیست چین و قرار گرفتن در ردیف ۶۰ مجموعه برتر عکس جوانان زیر ۳۵ سال هانوفر آلمان از دیگر موفقیت های مجموعه عکس «دختران انتظار» صادق سوری است. مقام دوم جشنواره کوهستان ایران بینالود، نفر اول جشنواره خزر تا خلیج فارس، کسب مدال طلای آساهی شیمبون ژاپن، روبان افتخار فتوژونالیست آمریکا،  کسب مدال نورث جرسی آمریکا، کسب مدال نقره اسلوونی، جایزه اول ناصر خسرو و مجموعه عکسی به نام «عروسی در بلوچستان»، تقدیر هیأت داوران جشنواره عکس شید و جوان برتر جشنواره شید و جایزه صلح جهانی یونیسف آلمان ۲۰۱۵ از جمله افتخارات صادق سوی است. صادق سوری متولد هفتم مرداد ۱۳۶۴ دانش آموخته رشته فیلمسازی از دانشگاه جامع علمی‌و کاربردی زاهدان است. خبرنگار: آزاده سهرابی

یک عکاس در مشهد: از عکاسان مستندساز حمایت نمی‌شود

operator 565

  منبع: ایسنا – یک عکاس مشهدی گفت: در ایران از عکاسانی که به صورت شخصی به مستندسازی می‌پردازند حمایت نمی‌شود. مهدی فاضل در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با بیان اینکه از عکاسانی که در زمینه مستندسازی فعالیت دارند از سوی هیچ‌ نهادی حمایت مالی نمی‌شوند، اظهار کرد: کسی تمایل ندارد عکس‌های آنان بخرد یا را در قالب کتاب چاپ کند تا در تاریخ عکاسی ثبت و ماندگار شوند. وی عنوان کرد: عکاسان بسیاری هستند که عکس‌های خاص و بسیار خوبی از گذشته این مملکت دارند که متاسفانه آن‌ها را در آرشیو شخصی خود نگهداری می‌کنند زیرا که هیچ‌گونه بهایی به این عکاسان داده نمی‌شود، اگر چنین کارهایی در ایران انجام شود می‌توانیم شاهد پیشرفت بهتری در زمینه عکاسی مستند باشیم. فاضل ادامه داد: اما با این حال بازهم به صورت پراکنده و خیلی مختصر نسبت به آن چیزی که وجود دارد اتفاقاتی خوبی افتاده، از جمله اینکه کتاب‌هایی در این حوزه چاپ شده و نمایشگاه‌هایی نیز برپا شده است. این کارشناس ارشد عکاسی با اشاره به دسته بندی‌هایی که در عکاسی وجود دارد، عنوان کرد: با توجه به این موضوع، شاخه‌ای از آن‌را به عنوان عکاسی مستند تعریف کرده‌ایم که موضوع آن نیز بیشتر اجتماع است، البته این نوع عکاسی نه تنها اجتماع بلکه موضوعات مختلفی را که ما در عالم واقع شاهد آن هستیم به آن‌ها می‌پردازند. وی گفت: در واقع عکاسی مستند بازگو کننده واقعیات است و در آن هیچ‌گونه دست‌کاری و تحریفی وجود ندارد و با مفهوم خاصی ارائه می‌شود که متاسفانه در این زمینه هیچ گونه عکسی در دست نیست. فاضل با بیان اینکه برخورد دقیق‌تر و تخصصی‌تر در رابطه با این مقوله نشان می‌دهد که ما تعریف درستی از عکاسی مستند نداریم، افزود: چرا که ما به صرف اینکه عکاسی می‌کنیم و قسمتی از واقعیت پیش رو را قاب و قسمت عمده‌ای از واقعیت را نیز حذف می‌کنیم به نوعی، انتخاب خود را نیز ارائه می‌دهیم، در واقع آنچه در گذشته به عنوان عکاسی مستند به آن اعتقاد داشتند در حال حاضر وجود ندارد. وی عنوان کرد: هنگامی‌که عکسی را می‌بینیم ممکن است هیچ گونه اطلاعی از عکاس آن و عناصر دیگری که در آن عکس دخالت دارند نداشته باشیم. بنابراین آنچه را که شاهد آن هستیم، اتفاقی است که توسط عکاس گرفته شده است. فاضل هدف از عکاسی مستند را استفاده به صورت خبری و هنری در مطبوعات دانست و بیان کرد: نوع دیگر این عکاسی در واقع عکاسی مستند تاریخی است که ارزش این عکس‌ها را گذر زمان تعیین می‌کند. وی اظهار کرد: هنگامی‌که من از تغییراتی که در اجتماع، انسان‌ها، پوشش انسان‌ها، معماری و ترافیک عکاسی می کنم، این عکس‌ها شاید ساده و معمولی به نظر برسند اما در50 سال آینده ارزش خاصی پیدا می‌کند. فاضل با اشاره به تاریخ عکاسی در ایران، خاطرنشان کرد: در واقع در سال 1839 که عکاسی در جهان رایج شد در سال 1842 این هنر وارد ایران شد که عمر عکاسی در ایران سه سال نسبت به جهان تفاوت دارد و این فاصله کمی است و نشان می‌دهد عکاسی در ایران پیشرفت کرده است. این کارشاس ارشد عکاسی ادامه داد: حتی جشنواره‌هایی که رویکرد مستند دارند مانند جشنواره ملی عکس مشهد که طی پنج دوره برگزار شد با تغییر مدیریت شهرداری این قضیه تعطیل شد که این تعطیلی یکی از اتفاقات بزرگ عکاسی در کشور بود. این عکاس افزود: البته جشنواره عکس بیرجند، اراک، ماهشهر و بسیاری از جشنواره‌های دیگر بعد از این جشنواره شروع به کار کردند و بدین ترتیب تلاش کردند تا فضای شهرشان را مستند سازی کنند. انتهای پیام

کودکان مناطق صفر مرزی را در تهران ببینید

نمایشگاه گروهی | chiilick

operator 504

منبع: ایسنا – نمایشگاه گروهی «چند سالگی‌های من» شامل ۲۰ قطعه عکس برگزار می‌شود. به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی این نمایشگاه، «چند سالگی‌های من» با نمایش عکس‌های کودکانی در نقطه صفر مرزی ایران از ۱۹ شهریورماه در گالری «دید» افتتاح می‌شود. این نمایشگاه شامل  ٢٠ قطعه عکس است که توسط بچه‌های روستای آیرقایه در نقطه صفر مرزی ایران و ترکمنستان و به‌صورت آنالوگ عکاسی شده است. عکس‌های این نمایشگاه در فضایی روستایی از نگاهی کودکان ثبت شده‌اند. همچنین براساس اعلام برگزارکنندگان، عواید حاصل از فروش عکس‌ها برای کمک به بهبود شرایط تحصیلی دانش‌آموزان مرزنشین استفاده خواهد شد. این نمایشگاه ١٩ شهریورماه از ساعت ۱۶ در گالری «دید» افتتاح خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند تا ١٦ مهرماه (روز جهانی کودک) هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در گالری «دید» به نشانی خیابان مفتح شمالی، نبش کوچه چهارم، بعد از اداره پست مراجعه کنند. انتهای پیام

عکس‌های دفاع مقدس « سعید صادقی » کتاب شد

operator 2014

منبع: خبرگزاری فارس –   مجموعه عکس‌های « سعید صادقی » از دوران دفاع مقدس توسط نشر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع‌مقدس به چاپ رسید. به گزارش خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری فارس، مجموعه عکس‌های « سعید صادقی » از دوران دفاع مقدس طی سال‌های 1359 تا 1367 با مدیریت هنری و محتوایی سیدعباس میرهاشمی و فرهاد سلیمانی در 256 صفحه مصور به چاپ رسید.   خرمشهر، خیابان شهدا؛مهر 1359؛ محمد دلوی (نفر وسط) به همراه دوستان،حراست از خیابان‌‌های شهر را به عهده دارند.   این کتاب توسط نشر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به دو زبان فارسی و انگلیسی در دو جلد با قطع 24×21 و 13× 11 منتشر شده است.   سرپل ذهاب، ارتفاعات بازی دراز؛ اردیبهشت 1360؛ یکی از مجروحان ارتش به پشت جبهه منتقل می‌شود.   بر اساس این گزارش، سعید صادقی متولد 1332 تبریز است که عکاسی را همزمان با دوران انقلاب اسلامی آغاز کرد. از سال 1358 تا 1367 در روزنامه جمهوری ­اسلامی عکاسی کرد و از 2 مهر 1359 تا پایان جنگ و عملیات مرصاد به عکاسی جنگ پرداخت. او در ده­‌ها نمایشگاه عکس با موضوعات جنگ، کودکان، ایران امروز، زنان ایران در داخل و خارج کشور حضور یافته است. انتهای پیام/ج

نمایشگاه عکس تهمینه میلانی فیلمسازی اولویت اولم است/ در تدارک نمایشگاه نقاشی هستم

تهمینه میلانی | CHIILICK

operator 660

  منبع: خبرگزاری مهر – تهمینه میلانی که این روزها نمایشگاه عکس هایش در گالری «آریانا» برپاست بیان کرد که تا وقتی بتواند فیلم می‌سازد ولی به فعالیت‌های دیگر همچون نقاشی و عکاسی و نوشتن رمان هم می‌پردازد. تهمینه میلانی درباره نمایشگاه عکس‌هایش با نام «نقش نور» که این روزها در گالری «آریانا» برپاست و برجسته بودن بافت و رنگ در این عکس ها به خبرنگار مهر گفت: یک سفر هشت روزه به ایالت وایومینگ در آمریکا داشتم. در آنجا منطقه عظیمی وجود دارد که به آن «پارک سنگ زرد» می گویند و آتشفشان های معروف تیتان نیز در آنجا قرار دارد. در آن سفر از این منطقه عکس های زیادی گرفته ام که بر اساس مفهوم دسته بندی شده اند و حال شما تعداد کمی از آنها را با مضمون نقش نور در این نمایشگاه می بینید. وی ادامه داد: همه عمرم عکاسی کرده ام. حتی پیش از آنکه دانشجوی معماری شوم. خب! دوران دانشجویی هم که خودتان می دانید، دانشجوی معماری همیشه دوربین به دوش است. گرچه در طول این سال‌ها هیچ وقت نمایشگاهی از عکس هایم نگذاشتم، اما از همان ابتدا به خاطر هر دو حرفه ام، معماری و فیلمسازی، عکس هایی با کیفیت خوب گرفته ام. در طول زمانی که به من اجازه فیلمسازی نمی دادند، فکر کردم که عکس‌ها و نقاشی هایی را که در این دوران گرفته و یا خلق کرده ام به نمایش بگذارم که این اولین نمایشگاه است. شاید در قدم های بعد نمایشگاهی از  عکس‌هایی که از  معابد و معماری کشور  نپال گرفته ام، همینطور معماری و مساجد مراکش، تونس و همچنین عکس‌هایی که از مساجد و معماری متنوع  ایران گرفته‌ام به نمایش بگذارم. فکر می کنم اگر عکس های متنوع در کنار هم به نمایش گذاشته شوند تنوع معماری به ویژه معماری مساجد در کشورهایی با فرهنگ متفاوت آشکار خواهد شد. میلانی با تاکید بر اینکه در هیچ کدام از عکس هایی که در این نمایشگاه به نمایش درآمده تغییری پس از ثبت عکس ایجاد نشده است، بیان کرد: عکس ها خالص هستند و همه چیز همانگونه است که در طبیعت می بینید و حتی از فیلتر برای ثبت آنها استفاده نشده است. می دانیم که بدون نور هیچ چیز از جمله طبیعت را نمی توان دید. نور در طبیعت قابل کنترل نیست و هر لحظه تغییر می کند. طبعا عکس هایی که شما در این نمایشگاه می بینید و ثبت یک لحظه جادویی با دوربین است، با تغییر نور عکس دیگری می شد. مثلا در یک عکس شما می توانید رنگ آبی فیروزه ای آب یا برکه را در کنار رنگ سرمه ای ببینید اما همین فضا با تغییر تابش آفتاب یا همان نور به شکل و رنگ دیگری جلوه می کند. کارگردان فیلم «آتش بس» ادامه داد: اگر نور تغییر کند رنگ هم تغییر می کند. البته نوع بافت، خاک و سنگ های منطقه هم مهم است. منطقه ای که من آنجا عکاسی کردم، منطقه ای مملو از آهک، گوگرد، آتشفشان های کوچک و بزرگ بود بنابراین مواد تشکیل دهنده محیط هم تاثیر خود را در ایجاد رنگ و انعکاس نور دارد. به واسطه همین نکات که عرض کردم گاه شما در یک عکس هزاران رنگ را می توانید تشخیص دهید. میلانی با تاکید بر اینکه برای وی اینکه مخاطب در این عکس ها طبیعت خالص و دستکاری نشده را مشاهده کند، بسیار مهم بوده است، عنوان کرد: فراموش نکنید اغلب ما از کنار طبیعت و پیچیدگی‌های سحرانگیز آن بی تفاوت می گذریم و به آن توجهی نداریم. او در ادامه درباره عکس های سیاه و سفید نمایشگاه که عکاس در آنها به قدری به سوژه نزدیک شده که بافت در آنها برجسته شده است نیز گفت: در عکس هایی که از چوب ها گرفتم هم نور نقش تاثیرگذاری دارد؛ تاثیری که نور خورشید به مرور روی چوب ها می گذارد و می شود گذر عمر را در آنها دید و احساس کرد. در این عکس ها موضوع اصلی رنگ نبود، بلکه تاثیر دراز مدت نور بر پدیده ها برایم مهم بود. برای همین فکر کردم عکس های سیاه و سفید بافت و حس را بهتر منتقل می‌کنند. کارگردان «سوپر استار»، «دو زن» و «یکی از ما دو نفر» ادامه داد: در واقع خواستم در این نمایشگاه نقش نور را در چند بعد نشان دهم؛ یکی تاثیر نور خورشید در درازمدت که به تغییر فرم و بافت می انجامد و بعد نقش نور و تغییر رنگ ها با تغییر نور. در هر حال کانسپت اصلی این نمایشگاه نقش نور است. میلانی همچنین در پاسخ به اینکه چرا برخی عکس ها در ابعاد کوچک قاب شده اند در حالیکه به نظر می رسد ابعاد بزرگ برای برخی از عکس ها کانسپت نمایشگاه را گویاتر بیان می کند، توضیح داد: اعتراف می کنم که اشتباه کردم و به خاطر تجربه کم من این اتفاق افتاد. وی ادامه داد: بعد از چاپ عکس‌ها متوجه این موضوع شدم اما دیگر زمان کافی برای چاپ مجدد نداشتیم چون کاغذی که می خواستیم  عکس ها روی آن چاپ شود مدتی در گمرک ماند و دیر به دستمان رسید و وقتی کارها چاپ شد، به خاطر زمان محدودی که سالن نمایشگاه در اختیار ما قرار داده بود دیگر زمان کافی برای چاپ مجدد در ابعاد بزرگ نداشتیم. خصوصا عکسی  که از علفزار می بیند باید در ابعاد دو در سه متر چاپ می شد تا مخاطب رو به روی آن، خودش را در علفزار حس کند. شما درست می گویید ابعاد یک اثر هنری خود بخشی از بیان هنری آن اثر است، اما روی کاغذی که کنار هر عکس قرار داده ام ذکر شده است که متقاضیان می توانند دو ادیشن دیگر عکس ها را در ابعاد بزرگ سفارش بدهند. این فیلمساز همچنین درباره اینکه چرا در این مقطع تصمیم به برپایی نمایشگاهی از برخی از عکس هایش گرفت نیز توضیح داد: سه سال نتوانستیم پروانه ساخت برای ساخت فیلم بگیریم. فیلم «تنهایی پر هیاهو» هم که پروانه ساخت گرفت و ما پیش تولید آن را آغاز کرده بودیم با مداخله ارگان های غیر مسئول متوقف ماند. از آنجا که نمی توانم بیکار بمانم، شروع کردم به عکاسی، نقاشی و نوشتن رمان.  وی ادامه داد: می خواستم با این کارم به همه آدم‌های پیرامونم بگویم اگر در کاری به بن بست خوردند ناامید نباشند چراکه همیشه راهی برای خلاقیت هست و نباید در ناامیدی غرق شوند. عکس را همیشه می گرفتم و برایم کار جدیدی نبود. سی سال بود نقاشی نکرده بودم اما دوباره شروع کردم به نقاشی و اسفند ماه نمایشگاهی از نقاشی هایم برپا می کنم. یک رمان هم نوشتم که بعد از ساخت فیلم جدیدم آن را ویرایش نهایی می کنم. این فیلمساز درباره سوژه نقاشی‌های خود نیز بیان کرد: نقاشی هایم داستانگو هستند و کارهای آبسترکت که رنگ و ترکیب بندی باشند نیستند. میلانی در پاسخ به اینکه آیا می خواهد در عرصه هنرهای تجسمی به عنوان یک هنرمند حرفه ای شناخته شود، بیان کرد: من در وهله نخست فیلمساز و معمار هستم و دوست دارم با فیلم هایم با طیف گسترده ای از مخاطب ارتباط بگیرم. یک عکس را مگر چند نفر می بیند؟ رمان را چند نفر می خواند؟ اما یک فیلم را میلیون ها آدم می بینند و در همه جای جهان می تواند دیده شود. این مدیوم ها و مخاطبانش متفاوت است. سینما برایم ارزشمندتر و جذاب تر است اما همیشه ادبیات، عکاسی و نقاشی هم برایم جذاب بوده اند. وی با بیان اینکه سفرهای بسیاری به نقاط مختلف ایران و جهان داشته و همواره در این سفرها عکاسی کرده است درباره به نمایش گذاشتن باقی عکس‌هایش نیز گفت: عکس‌ها و سوژه هایم طبقه بندی شده اند مثلا سوژه‌هایی چون مساجد، آدم ها، ابر، سنگ، آب، نور و…. را دربرمی‌گیرند و اگر موقعیت مناسبی پیش بیاید تجاربم را به نمایش عموم خواهم گذاشت. این معمار ادامه داد: این نمایشگاه اول من است و تجربه کافی نداشتم و کمی محتاط عمل کردم و تنها سی اثر را به نمایش گذاشتم. مثلا دوست داشتم پرفورمنسی هم همراه با نمایش عکس‌ها می داشتیم یا حداقل صدا و موسیقی هم به کار اضافه می کردیم که گذاشتیم برای نمایشگاه های بعد. میلانی در پایان با بیان اینکه بیشتر خود را عکاس حسی می داند تا عکاس حرفه ای گفت: من تا وقتی بتوانم فیلم بسازم و حتما فیلمسازی را به هنرهای دیگر ترجیح می دهم اما این به معنی آن نیست که از فرصت های پیش آمده برای دیگر فعالیت‌های فرهنگی هنری بهره نگیرم. علاقمندان برای بازدید از نمایشگاه عکس تهمینه میلانی می توانند از ۱۳ تا ۱۸ شهریورماه از ساعت ۱۷ تا ۲۱ به گالری آریانا واقع در الهیه، انتهای مریم شرقی، خیابان فرشته (فیاضی) نرسیده به چناران پلاک ۹ مراجعه کنند. عکس های استفاده شده در گفتگو از شراره سامعی است. آزاده سهرابی

ماجرای حذف «نیوشا توکلیان» از داوری جشنواره عکس برج میلاد و جایگزینی یک فعال فتنه ۸۸

operator 745

منبع: خبرگزاری فارس –   دومین جشنواره بین‌المللی عکس برج میلاد تهران «نیوشا توکلیان» را از جمع داوران حذف کرده اما نام «وحید سالمی» عکاس فعال فتنه ۸۸ در جمع داوران دیده می‌شود. به گزارش خبرنگار هنرهای تجسمی خبرگزاری فارس، اواخر تیرماه سال جاری دومین جشنواره بین‌المللی عکس برج میلاد تهران با موضوع «برج میلاد» و با شعار «ایرانی می‌تواند» فراخوان داد و اسامی هیأت داوران را بدین شرح اعلام کرد؛ اسماعیل عباسی، ابراهیم حقیقی، بهروز مهری، ساتیار امامی و نیوشا توکلیان. در ادامه این جریان با توجه به سوابق سوء نیوشا توکلیان و بهروز مهری، نام «نیوشا توکلیان» از بین داوران حذف شده و «وحید سالمی» جایگزین وی معرفی شد و همچنین «مسعود زنده‌روح کرمانی» جایگزین «بهروز مهری» شد. در نتیجه شاکله داوران بدین شرح اعلام شد؛ اسماعیل عباسی، ابراهیم حقیقی، مسعود زنده روح کرمانی، ساتیار امامی و وحید سالمی.     بر اساس این گزارش «وحید سالمی» متولد 1351 در تهران بوده و مدرک کارشناسی خود را از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد در رشته عکاسی گرفته است. وی از سال 1368 عکاسی را آغاز کرد و از سال 1377 با مطبوعات داخلی از جمله ارزشها، جوان، یاس نو، اقبال همکاری کرد و از سال 1378 عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس بود. «وحید سالمی» هم اکنون عکاس خبرگزاری AP آمریکا است.   فتنه 88؛ این تصویر توسط « وحید سالمی» عکاسی شده است.   این عکاس و داور جشنواره عکس برج میلاد در سابقه کاری خود حضور پررنگی برای پوشش آشوب‌های خیابانی در فتنه 88 داشت و بسیاری از عکس‌هایی که در آن زمان برای آژانس‌های عکس بیگانه ارسال شد مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفت.   عکس «راهپیمایی خونین» از وحید سالمی، عکاس خبری آسوشیتدپرس، که برنده جایزه نخست بخش «اعتراض مدنی» از شصت و هفتمین دوره مسابقات «عکس برتر سال» موسسه رینولدز آمریکا   بر اساس این گزارش، دبیرخانه دومین دوره جشنواره بین المللی عکس برج میلاد تهران از 28 تیرماه کار خود را شروع کرد و تاکنون بیش از 4 هزار اثر در بخش داخلی و خارجی شرکت کرده‌اند که در میان این آثار، عکس‌هایی از عکاسان مشهور ایرانی و خارجی دیده می‌شود. انتهای پیام/ج

مفهوم عمیق تفکر کویر در عکس های محمدرضا جوادی مشهود است

آهنگ آفتاب | CHIILICK

operator 834

منبع: خبرگزاری مهر – علی مرادخانی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور هنری عصر روز یکشنبه ۱۴ شهریورماه از نمایشگاه آثار محمدرضا جوادی با عنوان «آهنگ آفتاب» در موزه هنرهای معاصر تهران بازدید کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، علی مرادخانی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور هنری عصر روز یکشنبه ۱۴ شهریورماه از نمایشگاه آثار عکس های کویر محمدرضا جوادی با عنوان آهنگ آفتاب (کویر ایران، کانون تمدن) در موزه هنرهای معاصر تهران بازدید کرد. در این بازید که با حضور مجید ملانوروزی و محمدرضا جوادی انجام شد علی مرادخانی گفت: من امروز خیلی خوشحالم که از نمایشگاهی دیدن کردم که خیلی تاثیرگذار بود، نمایشگاه های زیادی را تا به حال دیدم و در میان‌شان این قبیل آثار نیز بودند اما نگاهی که به این موضوع در این نمایشگاه بود و نگاه متفاوتی که به کویر شده بود، منحصر به فرد بود. زوایایی که معمولاً در کویر دیده نمی شود را در این عکس ها دیدم و حس خوب، شاعرانه و عارفانه ای داشت. معاون هنری افزود: مفهوم عمیق تفکر را این هنرمند در کویر با این کارها به راحتی بیان کرده است و برای ما نیز قابل درک است. چه قدر زیباست وقتی نمایشگاه به انتها می رسد و آدم احساس می کند دوست دارد برگردد و یک بار دیگر این آثار را مرور کند و آن چه را که دیده یک بار دیگر در ذهنش تحلیل کند و من فکر می کنم کمتر نمایشگاهی این حس را به آدم منتقل می کند و باید از آقای ملانوروزی و همکاران موزه که این نمایشگاه را برپا کنند تشکر کنم.  همچنین مرادخانی در ارتباط با آثار گنجینه که در کنار آثار عکس های محمدرضا جوادی به نمایش درآمده است نیز بیان کرد: به نظرم می رسد که نمایشگاه ویژگی های منحصر به فرد خودش را دارد و آثاری که در کنار هم قرار گرفته اند و از هنرمندان بزرگی مثل سهراب سپهری، مارکو گریگوریان، پرویز کلانتری، غلامحسین نامی، جلال شباهنگی، دریا بیگی و… هستند در نهایت تجمیعی از یک جریان کلی و نگاه به دارایی های ماست. وی در پایان گفت: در صحبت هایی که با آقای جوادی داشتم این حس را کاملاً به من می داد که چه قدر این مسائل قابل تحلیل و چه قدر زمین در یک جاهایی با سخاوت تمام، دارایی های خودش را به ما عرضه می کند و شما فقط باید بتوانید واقعیت ها و زیبایی ها را در کنار هم ببینید که معمولاً کمتر اینگونه شاعرانه و عارفانه این دریافت ها به وجود می آید. به قول استاد امیر خانی که گفت خیلی ممنون که ما را به ضیافت دیدار چنین آثاری دعوت کرد. روز یکشنبه ۱۴ شهریورماه حجت الاسلام والمسلمین احمد مازنی نماینده و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز از نمایشگاه آهنگ آفتاب بازدید کرد. آزاده سهرابی لینک کوتاه

دیدار با عکاسی که از ۱۹۸۸ به المپیک می‌رفت/ ورزشکاری که هنرمند شد

پایگاه عکس چیلیک

operator 627

منبع: خبرگزاری مهر – علی قلم سیاه از عکاسی طبیعت و دفاع مقدس تا عکاسی ورزشی را در کارنامه‌اش دارد و عکس‌های او از چند دوره المپیک بارها دیده و چاپ شده و حال از روند ورودش به عرصه ورزش و عکاسی می‌گوید. خبرگزاری مهر- گروه هنر-آزاده سهرابی: این روزها المپیک ۲۰۱۶ ریو همه نگاه‌ها را به خود معطوف کرده و همزمان با برپایی رویدادهایی در این سطح جریان عکس های ورزشی هم رونق می گیرد. علی قلم سیاه، عکاس پیشکسوت و مدرس عکاسی که از سال ۱۹۸۸ حضورش در المپیک به عنوان عکاس کلید خورد و بسیاری از عکس های او در تاریخ عکس های ورزشی ماندگار شده است در گفتگو با خبرنگار مهر به سوال های ما نه تنها در حوزه عکاسی ورزشی پاسخ داد بلکه صحبت های ما به حوزه های دیگر عکاسی و تجربیاتش در ورزش و هنر رسید. پای حرف های قلم سیاه که می نشینید احساس می کنید در دام ذهن منظم او در بیان روایت هایش از دنیای عکس و عکاسی گرفتار شده اید، اما این دامی نیست که بخواهید از آن بگریزید. او سال‌هاست که معلمی می کند و بعد از دهه ها تجربه در میدان عمل حالا آنچه آموخته را به شاگردانش یاد می دهد. او به عنوان یکی از ۱۰ عکاس تاثیرگذار بر عکاسی کشورمان مورد تجلیل و قدردانی قرار گرفته است، دبیر اجرایی سه دوره نمایشگاه دوسالانه عکس بوده و مهم اینکه او هنرمندی است که سابقه عکاسی از مسابقات المپیک در دوره های مختلف را در کارنامه خود دارد. گفتگوی ما با این پیشکسوت عکاسی را می خوانید. *آقای قلم سیاه شما سمت هایی در حوزه ورزش داشته اید، در عین حال خودتان سال‌ها ورزشکار و مدال آور بوده اید. از عرصه ورزش تا عکاسی برای شما چطور طی شد؟ -سابقه ورزشی من از قهرمانی آموزشگاه ها در رشته دو و میدانی شروع می شود تا قهرمانی در دانشگاه و کشور. من در دبیرستان و دانشگاه در رشته های ده گانه فعالیت می کردم و همزمان عضو تیم شنای تهران هم بودم. تقریبا از سال اول دانشگاه به مدت ۲ سال زیر نظر مرحوم جبارزادگان بسکتبال بازی می کردم و در تیم دانشگاه بودم همچنین عضو تیم ملی قایقرانی کشور و سپس رئیس فدراسیون قایقرانی شدم. اینها را گفتم تا به این نقطه برسم که به اعتقاد من هر فنی را می شود آموخت. ورزش را هم به عنوان یک فن می شود آموخت و در نهایت بر حسب نوع مربی‌ای که هر فرد دارد قابلیت های او در آن رشته کم یا زیاد می شود. گرچه سازگاری سیستم اندامی هر فرد با رشته ورزشی انتخابی اش بسیار مهم است، اما یک جایی ممکن است ذهنیت انسان در تعریف بالاتری قرار بگیرد و فرد به مهارت هایی دست پیدا کند که او را در برخی مواقع منحصر به فرد کند. حتی در حوزه تحلیل رفتاری، فرد مبدع رفتاری شود که مخاطب او را با آن رفتار بشناسد و حتی لقب هایی به او بدهد. عکاسی هم به همین ترتیب آموختنی است. شما می توانید تکنیک عکاسی را بیاموزید اما یک چیزهای بیشتری در عکاسی لازم است تا شما را از تصویربردار از یک لحظه خاص فراتر ببرد و در این عرصه صاحب سبک کند. برای اینکه در عکاسی صاحب قاب شخصی خود شوید نیاز دارید علاوه بر فن چیزهای دیگری هم بیاموزید. وقتی اثر شما به تفسیر نیاز داشته باشد و از دانش های دیگر مثل نشانه شناسی در تفسیر عکس هایتان بهره گرفته شود یا تحلیل عکستان وارد زیرساخت هایی مثل جامعه شناسی و فلسفه شود آن وقت است که دیگر شما به عنوان عکاس تنها به یادگیری یک فن نپرداخته اید بلکه مشخص می شود وارد عرصه ای شده اید که عنوان هنرمند را برای شما به ارمغان می آورد. در واقع شما از یک فضای کلی چگونه عکس گرفتن به چگونه ساختن یک عکس وارد شده اید. *پس اینطور که مشخص است شما از دبیرستان به شکل حرفه ای ورزشکار بوده اید. اولین عکس هایتان را در چه زمانی گرفتید؟ – عکاسی برای من از خانه و مدرسه شروع شد. ششم دبستان را که تمام کردم پدرم یک دوربین های صندوقچه ای برایم گرفت. یادم می آید سوم دبیرستان رشته کاردستی داشتیم و باید در این درس به کارگاه می رفتیم و نجاری می کردیم. دبیر شیمی ما فارغ التحصیل آلمان بود و به مدیر مدرسه پیشنهاد کرد که می تواند به کسانی که دوست دارند به جای نجاری، عکاسی یاد بدهد. همان پیشنهاد باعث شد یک تاریکخانه بسازیم و ظهور عکس را یاد بگیریم. از آنجا علاقه ام به عکاسی جدی شد. در دوران دانشگاه بود که ورزش برایم به اوج جدیت خودش رسید. من سه رشته دانشگاهی عوض کردم؛ اول رشته زبان خارجی خواندم و بعد شیمی اما در نهایت این دو را ترک کردم. می خواستم بروم دانشگاه هنرهای زیبا که خانواده مخالفت کرد. با تحصیل در رشته تربیت بدنی هم مخالفت کردند و در نهایت حسابداری صنعتی خواندم. در همه این دوران ورزش و عکاسی برایم جدی بود ولی بعد از دانشگاه و در دوره خدمت سربازی اولین عکس های حرفه ای ام را گرفتم. *چه پیش آمد که در دوران سربازی عکاسی را حرفه ای تر دنبال کردید؟ – من در روستاهای قائم شهر خدمت می کردم و آن روزها یک دوربین روسی داشتم و از آنجا که باید به ۱۴۰ روستا به تناوب سر می زدم در این میان تفریح جدی ام عکاسی بود. من مجبور بودم برای رسیدن به یک روستا گاه ۴ ساعت پیاده یا با اسب از گل و لای و جنگل عبور کنم. از کنار رودخانه ها و مسیرهایی که اسب هم به سختی می توانست از آنها عبور کند می‌گذشتم و در این مسیر به تصاویر نابی برمی خوردم که از آنها عکاسی می کردم و کم کم این تفریح به دغدغه تبدیل شد. *عکاسی طبیعت بعدها چه کمکی به شما در فرایند حرفه ای شدنتان در عکاسی کرد؟ – اول اینکه موقعیت شمال کشور که آنجا خدمت می کردم با موقعیت زیستی من به کل متفاوت بود و برای اولین بار توانست پس زمینه ذهنی مرا به کل تغییر دهد. *اینکه می گویید موقعیت شمال کشور با موقعیت زیستی شما متفاوت بود یعنی چه؟ – من زاده کویر هستم. پدرم کرمانی است و من در یزد متولد شدم، تا چهارم دبستان را هم در یزد تحصیل کردم. وقتی به تهران آمدم هنوز پس زمینه ذهنی من همان مناطق کویری بود و حتی در دوران دانشجویی که چند بار به ارتفاعات توچال صعود کرده بودم همچنان ذهنیت من گرم و خشک بود. در دوران سربازی و حضورم در قائمشهر، مه و جنگل تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشت. آن روزها هنوز خانه ها و ویلاها جنگل ها را نتراشیده بودند. من آن روزگار با یک لنز نرمال عکاسی می کردم و بعدها توانستم یک لنز تله ارزان قیمت هم بخرم تا از منظره های دورتری به شکار طبیعت بروم. همین علاقه باعث شد بعدها به سازمان محیط زیست بروم. حتی عشق به قایقرانی هم در آن زمان در من شکل گرفت. *چه زمان دقیقا به عکاسی ورزشی علاقه‌مند شدید؟به گمانم تثبیت جایگاهتان به عنوان یک عکاس از روزگاری است که شما در حرفه عکاسی ورزشی قدم گذاشتید. – من بارها در مسابقات ورزشی برنده شده بودم و قاسم پارسی از من عکس های زیادی گرفته بود و آنها را که نشانم می داد من علاقه‌مند می شدم که خودم از این عرصه عکاسی کنم. اولین بار المپیک ۱۹۸۸ سئول بود که آثارم دیده شد و شهرتی پیدا کردم. همانجا بزرگترین موسسه خبری ورزشی جهان از من عکس هایم را می خرید اما من آنها را نفروختم که البته الان فکر می کنم اشتباه کردم. *سالی که در سئول عکاسی می کردید دوربین دیجیتال نبود که بتوانید پشت سر هم شاتر بزنید و همانجا عکس هایتان را ببینید؛ یک حلقه فیلم بود و شاترهای محدودی که می توانستید بزنید و ورزش که ویژگی‌ آن سرعت است. چطور در آن شرایط با امکانات محدود عکس هایتان توانست بدرخشد؟ – درست می گویید. همیشه به عکاسان ورزشی می گویم اگر ندوید نمی توانید عکاس خوبی شوید. ببیند من دو و میدانی کار بودم، قهرمان شنا بودم یعنی لااقل از سه رشته «محض» ورزشی دو رشته اش را خوب می دانستم. تکنیک ها و زیبایی ها و فراز و فرودهای این رشته ها را می شناختم. با یک سرعت مشخص و دیافراگم باز مشخص آماده بودم که بتوانم در هزارم ثانیه لحظه را شکار کنم. خوشبختانه همیشه ذهنم آماده و آنقدر تمرین کرده بودم که بتوانم سریع با انگشت شصتم رل فیلم را عوض کنم و سه عکس پیاپی بگیرم. *به نکته ای اشاره کردید که برای من این سوال را پیش می آورد که اگر یک عکاس در عرصه ای که فعالیت می کند خودش هم مهارت داشته باشد عکاس بهتری می شود؟ – لزوما نه. ممکن است نتواند زاویه دید منطقی یا لنز درستی را برای این کار انتخاب کند و بخشی از ظرافت کار را از دست بدهد. *منظورم در رقابت بین دو عکاس با مهارت یکسان بود! – قطعا درست می گویید. مثالی برایتان بزنم. شما حتما فیلم های «راز بقا» را دیده اید یا فیلم های «دنیایی که شما هرگز نمی بینید». بسیار فیلم های جذابی از حیات وحش هستند اما کسانی وارد عکاسی در این حرفه می شوند که عموما زیست شناسی خوانده اند. در آن روزها که در محیط زیست کار می کردم سه شخصیت برجسته از دانشگاه آکسفورد به نام های دکتر جان کوک، دکتر فیلینگ و دکتر موار برای عکاسی از کویر مرکزی ایران و حیات وحشش به ایران آمدند. آنها برای تکمیل مجموعه ای به نام «صحرای زنده» که در آریزونای آمریکا عکاسی کرده بودند به ایران آمدند. من از طرف محیط زیست مسئول شدم همراه این دانشمندان باشم تا هم ببینم آنها چه می کنند و یاد بگیرم و هم کمک آنها باشم. من همان دوربین روسی و لنزی که گفتم را داشتم. یک فرانسوی هم آن روزها بود که با هلیکوپتر و حقوق بالا و امکانات می رفت عکاسی اما عکس های من در رقابت با عکس های او روی جلد مجله شکار طبیعت می رفت. در برخی رشته های عکاسی حتما باید عکاس تخصص آن رشته را  داشته باشد اما این را کم و بیش می توان به عرصه های دیگر هم تعمیم داد. وقتی شما یک عرصه را از درون بشناسید یعنی فراز و فرودهایش را می شناسید و می توانید لحظه های بعد را پیش بینی و زاویه دید منطقی تان را بهتر انتخاب کنید و…. *می خواهم دوباره شما را به دنیای ورزش برگردانم و این سوال را بپرسم که از وقتی دنیای عکاسی دیجیتال شد خصوصا در عرصه عکاسی ورزشی چه پیشرفت هایی حاصل شد و آیا چیزی در این میان بود که از دست برود؟ – سوال شما در محافل آکادمیک مورد مناقشه و بحث است. قبلش پرانتزی باز کنم و این را بگویم که سال ۱۹۸۸ کمپانی های «کانن» و «نیکون» پیش برنده های سریعی روی دوربین هایشان نصب کرده بودند که عده محدودی از عکاسانی که در المپیک آن سال بودند این دوربین ها را داشتند. بر اساس این تکنولوژی دوربین ها دارای موتور درایوهایی می‌شد که چهار فریم در ثانیه عکاسی می کرد. بعد از آن کمپانی «کانن» موتوری را زیر دوربین«اف ۱» خود اضافه کرد که در واقع یک خانه فیلم به دوربین هایش اضافه کرده بود. به جای حلقه ۳۶ تایی دیگر عکاسان ۲۵۰ نگاتیو داشتند که البته همین هم ظرف ۱۰ ثانیه پر می شد. همان طور که گفتم عده محدودی این دوربین ها را داشتند من بعد از دومین حضورم در المپیک اجازه داشتم بروم و دوربین و لنز قرض کنم و عکاسی کنم.  درباره اینکه آیا دیجیتال ماهیت کار را تغییر داده است یا نه باید بگویم ماهیت عکاسی تغییر نکرده است. عکاسی دو متغیر جدی زمان و نورگیری دارد. یک تناسب ریاضی است و چون مبنای علمی دارد پس ماهیتش تغییر نمی کند. شما با یک زمان مشخص و یک دیافراگم مشخص می توانید با هر دوربینی عکس استاندارد بگیرید. آنچیزی که این روزها دنیای دیجیتال باعث تغییرش شده در بخش پست پروداکشن رخ می دهد. یعنی وقتی شما عکسی را گرفتید و بعد آن را تغییر می دهید و چیزی را به آن اضافه یا از آن کم می کنید. در واقع سندیت عکس در این مرحله ممکن است مخدوش شود. ضمن اینکه شخصا معتقدم به خاطر اینکه  با دوربین دیجیتال عکاسان امکان این را دارند که در لحظه عکس هایشان را ببینند و تصمیم بگیرند آن را پاک کنند یا کار را ادامه دهند،  بیشتر سرها به جای اینکه به سوژه گرم باشد به سمت پشت دوربین جلب شده و ممکن است برخی لحظه های زیبا را از دست بدهند. مثلا من برای اینکه بتوانم از نمای بالا درست لحظه آغاز دو دویست متر را عکاسی کنم بیست دقیقه بدون حرکت در پشت بام  استادیوم دراز کشیده بودم و در حالیکه دو فریم هم بیشتر برایم نمانده بود و حتی جرات نداشتم فیلم دوربین را عوض کنم تا نکند دچار استرس شوم، از این صحنه عکاسی کردم و شش دانگ حواسم به صحنه و سوژه بود. یا من پشت پای محل فرود کارل لوئیس در سال ۱۹۸۸ عکاسی کردم که از آن پرتاب مدال طلا گرفت. ببینید همین جا بگویم که ما در عکاسی شاخه های مختلفی داریم. در عکاسی ورزشی ما مدل های مختلفی می توانیم عکس بگیریم. مثلا عکس هایی است که به آن «خصیصه ورزشی» می گویند. یعنی عکس هایی که نوعی زیبایی شناسی ورزشی را نشان می دهد. عکاس به دنبال این نیست که نشان بدهد یک ورزشکار چقدر پریده است بلکه وارد یک ساخت نشانه شناسی می شود و عکس از صحنه مستقیم و از صحنه اکشن فاصله می گیرد و به نوعی ژرف نگری وارد می شود. یک بخش دیگر که اهمیت دارد که من در المپیک ۱۹۸۸ نمونه ای از این عکس را گرفتم و از تکنیک اسلوموشن استفاده کردم و حرکات را کشیدم، وارد نوعی زیبایی شناسی و آرت می شود. در این عکس شما نمی بینید دست چه کسی بالا رفته است. سایه های محوی روی خطوط ثابت می بینید که صحنه را شبیه نت های موسیقی روی خطوط کرده است. در این میان المان هایی هم هستند که رسمی بودن این مسابقه ورزشی را نشان بدهد. یک عکس هم در المپیک آتن ۲۰۰۴ گرفتم که باز بیان غیر مستقیم دارد و از شهامت انسانی که پا ندارد ولی پای مصنوعی خود را گذاشته تا برود در مسابقه شرکت کند، حرف می زند. *الان عکاسان ورزشی ما در المپیک هستند. به آنها چه توصیه ای دارید؟ – الان خوشبختانه ما عکاسان شاخصی در عرصه عکاسی ورزشی داریم. سال قبل در آکادمی المپیک در خدمت ۵۰ عکاس ورزشی بودم و بخش هایی از عکس های ورزشی ام را نشانشان دادم و درباره جایگاه آنها به عنوان عکاس صحبت شد. آنجا هم این صحبت را کردم و این جا هم می گویم که متاسفانه عکاسان ورزشی ما بیشتر وقتشان را صرف فوتبال می کنند. همه یک جا نشسته اند و با موتور درایوهای سریع از بلند شدن یک ورزشکار و هد زدن او و…. پشت سر هم عکس می گیرند و حالا یکی از این حرکات هم گل می شود. یا اتفاقی در زمین می افتد که جذاب است. بعد روی جلد همه نشریات ورزشی عکس فوتبال است. همه هم شبیه هم ولی عکاسی در ورزش زمانی به اوج می رسد که عکاسان وارد عرصه های دو و میدانی شوند. از ژیمناستیک عکس بگیرند. توصیه جدی من به آنها این است که از دو و میدانی عکس بگیرند. *شاید چون ورزش های دو و میدانی در کشور ما در حاشیه است عکاسان ما در این رشته ها حضور موثری ندارند. – با همه اینها مسابقات ماهانه و سالانه و لیگ هایی در این رشته ها برگزار می شود که اتفاقا سخت گیری های مسابقات رسمی را هم ندارد و می توانند به جایگاه نزدیک تری برسند و عکس های فوق العاده زیبایی بگیرند. *شما در شاخه های متعددی عکاسی کردید؛ از عکاسی در دوران انقلاب و عکس های اجتماعی تا ورزشی و طبیعت. کدام یک از این عرصه ها به نظرتان سخت تر است؟ – عکاسی اجتماعی و عکاسی خبری چند بخش می شود که به نظرم در این دو رشته شما به شاخه های سختی برمی‌خوردید. ما عکاسی خبری داریم که روی افراد خبرساز متمرکز است و هر جا آنها باشند دوربین ها به سمتشان است. عکس های خبری داریم که شامل زندگی مردم است مثلا یک معضل اجتماعی را بیان می کند و یا عکس هایی که مردم در خبر هستند یعنی سیل یا زلزله ای می آید و سوژه اصلی مردم هستند. در عکاسی جنگ هم همین شکل از عکاسی خبری است اما خودش یک شاخه جدا شده است. به نظرم در عکاسی خبری از نوع سوم یک جراتی لازم است چون خود عکاس علاوه بر اینکه شکار لحظه ها می کند خود ممکن است شکار شود. در صحنه نزاع های خیابانی یا در جنگ این اتفاق‌ها بیشتر می افتد. عکاسانی هم داشتیم که جانشان را در این راه از دست داده اند و این شغل از خطرناک ترین شغل هاست. بخش دیگر که به نظرم سخت است عکاسی اجتماعی است. یعنی آن بخشی از عکاسی که شما به عنوان عکاس به زیر پوست شهر می روید تا شرایط مردم را عکاسی کنید. این مکان ها معمولا محل وقوع جرم و خلاف است. یک فرهنگ نگاری و مستندسازی در دل این نوع عکاسی است البته منظور از این نوع عکاسی سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم نیست بلکه حضور در زندگی اجتماعی مردم است. *به عنوان یک مدرس و پیشکسوت عکلسی اگر بخواهید یک برآیندی از عکاسی کشور به ما بدهید و بگویید در کدام شاخه ها رشد داشته ایم یا در کدام شاخه ها ایستا بوده ایم چه می گویید؟ – به نظرم عکاسی در کشورمان به عنوان بحث کلی هنری خود جایگاه رفیعی ندارد. در عکاسی جنگ ما یک تاریخ و آرشیو بسیار غنی داریم که مرجع است و عکاسان بزرگی در این عرصه عکاسی کرده اند و ما در عکاسی جنگ سرآمد هستیم. برخی عکس های حیات وحش در حوزه تخصصی ما قابل تامل است ولی در زمینه عکاسی اجتماعی خیلی جدی وارد میدان نشده ایم. یک بخش عکاسی مفهومی هم چند سالی است در کشورمان به صورت جدی پیگیری می شود و چند نفر عکاس شاخص در این عرصه کار می کنند و این بخش هم رو به رشد است. در ورزش هم چند عکاس خوب داریم و باید منتظر باشیم ببینیم بعد از المپیک چه عکس هایی می رسد، اما در مجموع عکاسی در کشور ما جای رشد بسیار زیادی دارد.

حراج عکس‌هایی از تارکوفسکی

operator 538

منبع: ایسنا – مجموعه عکس‌هایی که توسط «آندری تارکوفسکی» – کارگردان روس – به ثبت رسیده است، در یک حراجی برای فروش گذاشته می‌شود. به گزارش ایسنا، گاردین نوشت: این عکس‌ها که «تارکوفسکی» آن‌ها را با دوربین پولاروید و در کشورهای روسیه و ایتالیا هنگام ساخت فیلم «نوستالژی» در سال 1983 گرفته است، در حراجی «بونهامس» انگلیس برای فروش گذاشته و پیش‌بینی می‌شود تا مبلغ 50 هزار یورو فروخته شود. این مجموعه عکس‌ که بیشتر آن‌ها از نظر تکنیکی، نقص دارند توسط «آندری» فرزند «تارکوفسکی» در ماه اکتبر به حراجی «بونهامس» فروخته شد و مطمئنا علاقه‌مندان فراوانی در انتظار خریدن آن هستند. از مجموعه عکس «تارکوفسکی» این عکس‌های تیره و تار و نورزده با رنگ‌هایی که شبیه نقاشی‌ آبرنگ شده، منعکس‌کننده همان اتمسفری است که «آندری تارکوفسکی» در فیلم‌هایش آن‌ها را به تصویر می‌کشید و بسیاری از این عکس‌ها به‌خوبی بازتاب‌دهنده آثار او هستند. «داریا چرننکو» – رییس بخش آثار روسی در حراجی «بونهامس» –  در این‌باره گفت: این عکس‌ها جنبه بسیار شخصی برای «تارکوفسکی» داشتند و دوستان این کارگردان به یاد می‌آورند، از زمانی که او این دوربین عکاسی پولاروید را پیدا کرد، همیشه در دستش بود. تمام این عکس‌های باقی‌مانده انتخاب خود «تارکوفسکی» است و آن‌هایی است که او دوست داشت نگه دارد. او معمولا عکس‌هایی را که دوست نداشت، می‌سوزاند. «آندری آرسینوچ تارکوفسکی» متولد 4 آوریل 1932 بود. «اینگمار برگمن» – کارگردان سوئدی – زمانی در توصیف او گفت: تارکوفسکی برای من بزرگ‌ترین کارگردان سینماست که زبان جدیدی اختراع کرد و به ماهیت فیلم وفادار است. از مجموعه عکس «تارکوفسکی» تارکوفسکی به‌جز دو فیلم آخرش، تمام آثارش را در روسیه ساخت که بیشتر مضامین متافیزیک و در رابطه با مسیحیت دارند. او از پدری شاعر و مترجم متولد شد و پس از پایان دوران دبیرستان، دانشجوی رشته فیلم‌سازی شد. او نخستین فیلم بلندش را در سال 1962 با عنوان «کودکی ایوان» ساخت. «تارکوفسکی» با این فیلم به شهرت جهانی رسید و 15 جایزه از جمله شیر طلای «ونیز» را کسب کرد. در سال 1965 او با ساختن فیلم «زندگی آندری روبلف» که درباره‌ی نقاش بزرگ قرن پانزدهم روسیه بود، موفقیت‌هایش را ادامه داد، هرچند مقامات شوروی سابق حساسیت‌هایی را نسبت به آن نشان دادند. با این وجود، «تارکوفسکی» توانست با این فیلم، جایزه فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم را در سال 1969 از جشنواره کن کسب کند. در سال 1972 تارکوفسکی ساخت فیلم جدیدش با نام «سولاریس» را به پایان رساند. این فیلم که اثری اقتباسی از یک رمان بود، در سال 1968 به جشنواره کن راه یافت و توانست جایزه بزرگ هیئت‌ داوران و جایزه فیپرشی را به خود اختصاص دهد. از مجموعه عکس «تارکوفسکی» وی در سال 1985 با وجود ابتلا به سرطان، ساخت فیلم جدیدش با نام «ایثار» را در سوئد به پایان رساند و در حضوری دوباره در جشنواره‌ی کن، جایزه بهترین فیلم معنوی و جایزه فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم را کسب کرد؛ اما به‌ علت بیماری قادر به حضور در مراسم اعطای جوایز نبود. آندری تارکوفسکی روز 29 دسامبر 1986 در سن 54 سالگی در پاریس درگذشت و در آرامگاهی در همین شهر به خاک سپرده شد. از مجموعه عکس «تارکوفسکی» وی اگرچه فقط هفت فیلم بلند ساخت، اما کارنامه سینمایی‌اش سرشار از جوایز و افتخارات سینمایی است که کسب 9 جایزه از جشنواره کن، جایزه بفتا بهترین فیلم خارجی (ایثار- 1988) و شیر طلای ونیز بخشی از کارنامه او است.

مدیر بخش عکس جشنواره تئاتر فجر معرفی شد

operator 450

منبع: خبرگزاری مهر – رضا معطریان به عنوان مدیر مسابقه و نمایشگاه عکس سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر معرفی شد. به گزارش خبرگزاری مهر، سعید اسدی دبیر سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر طی حکمی رضا معطریان را به عنوان مدیر مسابقه و نمایشگاه عکس جشنواره معرفی کرد. رضا معطریان از عکاسان عرصه حرفه ای تئاتر کشور که در دوره پیشین جشنواره نیز مدیریت مسابقه و نمایشگاه عکس را بر عهده داشت به عنوان مدیر مسابقه و نمایشگاه عکس سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر معرفی شد. در حکم انتصاب معطریان تنظیم فراخوان تخصصی بخش عکس و ارائه به دبیرخانه جهت اعلام عمومی، تهیه فرم ویژه بخش عکس جهت ثبت آثار در دبیرخانه، معرفی گروه داوری به دبیرجشنواره، پیگیری و نظارت بر فرآیند انتخاب آثار برگزیده، تعیین شیوه نامه داوری آثار و پیگیری آماده سازی چاپ و انتشار مطلوب آثار با هماهنگی دبیرخانه در قالب کتاب عکس ­های برگزیده و پیگیری، هماهنگی و برگزاری نمایشگاه عکس به نحو شایسته در ایام جشنواره از جمله نکات مورد تأکید در مدیریت بهینه این بخش ذکر شده است. رضا معطریان متولد ۱۳۴۸ در مشهد است. او عکاسی را از سال ۱۳۶۸ در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و همکاری با روزنامه‌های ایران، همشهری، آفتاب امروز، صبح امروز و شرق آغاز کرد. رضا معطریان، عکاس خودآموخته، برنده سه جایزه اول از جشنواره مطبوعات در رشته عکس بوده و همچنین برگزاری نمایشگاه های انفرادی و جمعی در ایران و خارج از کشور از جمله فعالیت‌های این عکاس است. سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به دبیری سعید اسدی یکم تا دوازدهم بهمن ماه ۱۳۹۵ برگزار خواهد شد.

برگزاری نمایشگاه عکس و بزرگداشتی برای کیارستمی

بزرگداشت کیارستمی | CHIILICK.com

operator 543

منبع: ایسنا –   نمایشگاهی شامل عکس‌های ساسان توکلی فارسانی از عباس کیارستمی برگزار می‌شود. به گزارش ایسنا، توکلی فارسانی – عکاس، تصویربردار و فیلم‌ساز – در این نمایشگاه، مجموعه‌ای از عکس‌های خود از کیارستمی را در شعبه‌ی لس‌آنجلس گالری «سیحون» در معرض دید علاقه‌مندان قرار می‌دهد. در پوستر این نمایشگاه نوشته شده است: «مراتب ارادتم را ابراز می‌کنم به درخت، برگی می‌افشاند شاید به نشانه پاسخ.» این نمایشگاه از ۱۹ تا ۲۴ آگوست (۲۹ مرداد تا سوم شهریورماه) با حدود ۲۰ عکس، عباس کیارستمی را در موقعیت‌های مختلف نشان می‌دهد. عکس‌ها در ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتی‌متر و ۳۰ در ۴۰ سانتی‌متر هستند. توکلی فارسانی در طول چهار سال همکاری با عباس کیارستمی، در پروژه‌هایی مانند هفت چنار، باغ ایرانی، باغ بی‌برگی، فرش ایرانی، گاو، نامه‌نگاری ویدیویی با ویکتور اریس حضور داشته است. به گزارش ایسنا، بزرگداشتی نیز برای عباس کیارستمی در تورنتو کانادا برگزار شد. براساس اعلام برگزارکننده این مراسم، مراسم یادشده در بزرگ‌ترین سالن جشنواره تورنتو با حدود ۵۰۰ نفر گنجایش، برگزار و تمام بلیت‌های آن فروخته شد. از جمله مهمانان مراسم بزرگداشت کیارستمی به این اسامی اشاره شده است: پیرز هندلینگ (رییس جشنواره تورنتو)، مهرناز وفا (استاد دانشگاه کلمبیا)، گاد فری چشایر (منتقد آمریکایی)، رامین بحرانی (‌کارگردان) و احمد کیارستمی (‌فرزند عباس کیارستمی). انتهای پیام

برترین تصاویر جهان در ۲۶ مرداد ۹۵

برترین تصاویر جهان | Chiilick.com

operator 739

منبع: خبرگزاری مهر – تصاویر امروز را با موضوعات پیرامون جشن روز استقلال در هند، آب گرفتگی زیر گذرهای مسکو، مسابقات ورزشی ریو ۲۰۱۶ و آتش سوزی وسیع در کالیفرنیا خواهید دید. رژه سربازان در طول مراسم روز استقلال هند (ZUMA) قایق های ماهیگیری در ساحل بنگلادش (ZUMA) یک فلسطینی سعی میکند آتش روشن شده با مواد منفجره نیروهای رژیم صهیونیستی را خاموش کند. (EPA) زمین مسابقه دو با مانع دقایقی قبل از آغاز مسابقه در ریو دو ژانیرو (Getty) حرکات نمایش پلیس موتور سوار هند (Reuters) زنی قبل از آزاد کردن کبوتر سفید برای ادای احترام به کشته های جنگ در ژاپن (BLOOMBERG) آب گرفتگی زیر گذرهای  مسکو پایتخت روسیه (AFP) ورزشکار برزیلی در مسابقات وزنه برداری المپیک ریو (Getty) سوزاندن طلسم های کاغذی در یک مراسم آئینی در مالزی (AP) حضور صدر اعظم هند در مراسم روز استقلال (AP) سوگواری مسلمان اهل سنت برای کشته شدن امام جماعت در مسجد جامع فرقان نیویورک (Reuters) سایه لک لک ها در عکسی با پس زمینه ماه (Getty) آتش سوزی کالیفرنیا هزاران نفر را مجبور به ترک خانه های خود کرد. (AP)

عکس لبخند بولت چگونه ثبت شد؟

عکاس: کمرون اسپنسر | Chiilick

operator 591

منبع: خبرگزاری مهر – عکاس استرالیایی یکی از برترین تصاویر ثبت‌شده از المیپیک ریو گفت، فکر نمی‌کردم این عکس تا این حد معروف شود. خبرگزاری ایسنا نوشت: عکس ثبت‌شده از «یوسین بولت» دونده اسطوره‌ای اهل جامائیکا در مرحله نیمه نهایی رقابت دو ۱۰۰ متر المپیک ریو، در حالی که با چهره خندان و به راحتی از حریفان خود پیشی گرفت، نتیجه تصمیم سریعی بود که « کمرون اسپنسر » عکاس «Getty Image» برای ثبت آن گرفت و تا کنون یکی از به‌یادماندنی‌ترین عکس‌های این رقابت‌ها بوده است و به احتمال زیاد یکی از نامزدهای کسب جایزه پولیتزر نیز خواهد بود. «کمرون اسپنسر» عکاس ۳۸ ساله استرالیایی در گفت‌وگو با «هالیوود ریپورتر» عنوان کرد، پس از ثبت این عکس با سیلی از تبریک‌ها مواجه شدم و بسیار افتخار می‌کند. او که پنجمین المپیک خود را به‌عنوان عکاس تجربه می‌کند، گفت: “زمانی که این عکس را گرفتم می‌دانستم خیلی خوب شده، اما فکر نمی‌کردم تا این اندازه معروف شود. وظیفه من عکاسی از رویدادهای دیگر بود؛ اما تصمیمی سریع گرفتم و تصویری اسلوموشن از «یوسین بولت» دونده جامائیکایی معروف به سریع‌ترین مرد جهان گرفتم و این ریسک دور شدن از محل استقرار اصلی‌ام و احتمال از دست دادن چند عکس ارزش آن را داشت. فکر می‌کنم «بولت» شخصیت درخشانی دارد. او یک شومن است و عاشق سرگرم کردن مردم است. براساس پیش‌بینی‌ها از میان سه عکس برتری که «کمرون اسپنسر» ثبت کرده است، تصویر بولت به رقابت‌های گوناگونی از جمله جوایز پولیتزر وارد خواهد شد.

بنر کتاب عکس

لایت روم