گزارش یازده سال تلاش برای ثبت روز عکس تاریخی ایران

operator 1216

موضوع روز عکس تاریخی برای اهالی جامعه عکاسی عنوان آشنایی است. عنوانی که هر کسی در گوشه ای از این آب و خاک با استناد به کلامی و تقویمی و تاریخی سعی می کند روی این مناسبت کاری در خور انجام دهد. به گونه ای که گاه! این قبیل کارها به شکل موازی و با شبهه رقابتی به یک عنوان بحث برانگیز تبدیل می شود. «دوشنبه های عکاسی» عنوان یک نشست هفتگی است که هر بار به موضوعی اختصاص می یابد و در اَمرداد با توجه به سالروز ثبت نخستین تصویر عکاسی و یا همان مناسبت عکس تاریخی با حضور چند تن از عکاسان و کارشناسان امر به نظر می رسد به موضوع روز ثبت عکس تاریخی پرداخته است. این در حالی است که گروهی دیگر سالها است بر روی این موضوع با هدف ثبت این عنوان مشغول کار و پیگیری اند و … در ادامه متن نامه ای که از طرف خانم ها نسرین ترابی و مژگان طریقی به دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک رسیده است منتشر می شود و امید آن می رود تا طرفین دست اندرکار با توجه به انگیزه صادقی که در سوابق شان دیده می شود، با همدلی ها در این مسیر به وحدت در رویّه و عملکرد دست یابند. ————————————————————————————————————————————————————————————————————————————– جناب آقای سروری؛ مدیرمسئول محترم دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک با عرض سلام پیرو اخبار منتشر شده پیرامون نشست دوشنبه 4 شهریور ماه در خانه هنرمندان، خواهشمندم تاریخ مختصری از فعالیت های انجام شده توسط ما(نسرین ترابی و مژگان طریقی) در ارتباط با روز عکس تاریخی را در صورت امکان در سایت خود منتشر کنید با نهایت سپاس نسرین ترابی – مژگان طریقی “گزارش دوازده سال برگزاری روز عکس تاریخی در ایران” پس از حدود دو سال بررسی و آشنایی با مسائل و مشکلات آرشیوها ، در سال 1386 با این نگرش که عکس‌های تاریخی موجود در کشور به‌عنوان میراث ملی: اثر تاریخی (شیء) و حامل اطلاعات تاریخی(سند) دارای اهمیت بسیار هستند و حفاظت آن‌ها از عوامل تخریب‌کننده و ارائه‌ی اطلاعات ضبط‌شده در آن و ارائه به خواستاران که به‌طور عمده پژوهشگران رشته‌های مختلف و نسل‌های آینده ،ضروری است. برای رعایت استانداردهای حفاظت بدنه فیزیکی آرشیوهای عکس ، ساماندهی و طبقه‌بندی آن‌ها ، شرح نویسی ، عنوان نویسی و تهیه نسخ پشتیبان ، با دو هدف حفظ اطلاعات در متر یال جدید برای انتقال به آینده و افزایش طول عمر این اطلاعات به بهترین شیوه و عالی‌ترین کیفیت ممکن و همچنین انتشار آن برای نسل فعلی به صورتی که اصل تصاویر کمتر در دسترس قرار گیرند ، نشست‌هایی در پژوهشکده‌ی مرکز اسناد و کتابخانه ملی با حضور افراد زیر: دکتر ثقه‌الاسلام مدیر کاخ گلستان، دکتر سمسار، دکتر شهریار عدل، دکتر محمدستاری، رضا فراستی، مهندس فرزام، حسین چنعانی، محمدرضا طهماسب پور، سیدجواد هستی، داوود صادق سا، فاطمه سراییان، آرمان استپانیان، بهمن بیانی، رزیتا میری، نسرین ترابی و نمایندگانی از سازمان اسناد کتابخانه ملی و کتابخانه ملک و کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی و آرشیوداران خصوصی با موافقت رئیس وقت پژوهشکده‌ی مرکز اسناد ملی ایران(دکتر محسن جعفری‌مذهب) نشست‌هایی با متخصصین تاریخ عکاسی ایران ، برگزارشده نتیجه‌ی آن اعلام روز 25 آذر، به‌عنوان “روز عکس تاریخی ایران”برای بهتر پرداختن به دغدغه‌های متخصصین بود. 24 بهمن سال 1386 پیش همایشی با عنوان « صد و شصت و پنجمین سال حضور عکاسی در ایران » در کتابخانه‌ی ملی و با حضور اساتید تاریخ عکاسی ، دست‌اندرکاران و علاقه‌مندان به‌عکس های تاریخی انجام گرفت. دبیر علمی همایش نسرین ترابی و دبیر اجرایی زنده‌یاد دکتر محسن جعفری‌مذهب رئیس پژوهشکده مرکز اسناد ملی بودند . دکتر محمد ستاری، رضا فراستی دکتر شهریار عدل، عبدا.. انوار سخنرانی‌هایی ایراد کرده و فیلم “خاطرات روی شیشه “مهرداد زاهدیان در انتهای برنامه پخش شد. نمایشگاه پوسترهای مربوط به نمایشگاه‌های تاریخ عکاسی برگزارشده در موزه عکسخانه شهر ، به کمک مژگان طریقی رئیس وقت موزه عکسخانه شهر ، نمایشگاه کتاب‌های عکاسی و نسخه‌های قدیمی در محل کتابخانه برگزار شد. اما مشکلاتی پیش آمد که جریان ادامه پیدا نکرد و در آذرماه سال 1387 ،پس از تماسی که از سوی سایت اینترنتی” عکاسی” با من گرفته شد مصاحبه‌ی کوتاهی در رابطه با علل عدم برگزاری روز “عکس تاریخی “در تاریخ اعلام‌شده ،انجام گرفت. (https://www.akkasee.com/news/1386 ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ ) در سالهای 1387 – 1388 -1389-1390-1391 نمایشگاه ها و نشست‌هایی با همکاری مژگان طریقی رئیس وقت موزه عکسخانه شهر در این موزه برگزار شد. سال 1392 با هماهنگی‌های به‌عمل‌آمده با سازمان میراث فرهنگی، مرکز اسناد وزارت خارجه، موزه عکسخانه شهر ، موسسه تاریخ معاصر ،انجمن مجموعه‌داران ،پژوهشکده‌ی مرکز اسناد ملی ایران و آستان قدس رضوی ، از 23 تا 27 آذر هفته‌ی عکس تاریخی برگزار شد .از 25 آذر تا 19 دی نمایشگاه عکس از سوریوگین به مناسبت هشتادمین سالگرد مرگ او همراه با نشست تخصصی به مناسبت روز عکس تاریخی و نمایشگاه عکس‌های کامران عدل بانام “60 سال سرعت” موزه عکس خانه شهر. کمیته تخصصی عکس‌های تاریخی انجمن مجموعه‌داران دو نمایشگاه عکس اصل از دوران قاجار اولین نمایشگاه ، روز سه‌شنبه 26 آذر در سالن مرکزی سازمان میراث فرهنگی و چهارشنبه 27 آذر در لابی ورودی ساختمان گنجینه مرکز اسناد ملی به نمایش گذاشت. در نشست 26 آذر در سالن اجتماعات میراث فرهنگی معاون روابط عمومی میراث فرهنگی دکتر عارف نیا و دکتر دامن‌پاک جامی معاون پژوهشی مرکز اسناد و دیپلماسی سخنانی در رابطه با مرکز اسناد و دیپلماسی وزارت خارجه ، مهندس بهشتی مشاور مدیرکل میراث فرهنگی در رابطه با نقش عکس‌های تاریخی و لزوم توجه به آن‌ها ، رضا فراستی مدير اطلاع‌رسانی و سرپرست امور اجرايي معاونت پژوهش موسسه تاریخ معاصر”آرشیو آن موسسه و راهکارهای تازه برای ساماندهی آرشیوهای عکس “همچنین مهندس لطفی رئیس انجمن ملی مجموعه‌داران مشکلات مجموعه‌داری ایراد کردند و احمد مسجد جامعی رئیس محترم شورای شهر تهران ، رونمایی از کتاب تازه چاپ‌شده‌ی تهران قدیم دکتر سمسار و اهدای لوح‌های تقدیر به پیشکسوتان تاریخ عکاسی ایران دکتر سمسار، دکتر ستاری، سیدجواد هستی و ملک عراقی و نسرین ترابی. همچنین نمایشگاه عکسی شامل 24 قطعه عکس منحصربه‌فرد از: نظامیان و مردمان در دوره قاجار از آرشیو مرکز آموزش و پژوهش وزارت خارجه در بیرون ساختمان معاونت روابط عمومی میراث فرهنگی برقرار شد. .کتاب‌های منتشرشده آن مرکز نیز در راهروی ورودی سالن اجتماعات میراث فرهنگی ، به نمایش گذاشته شد. 27 آذر ، در سالن اجلاس ساختمان گنجینه اسناد ملی ایران با مشارکت و میزبانی پژوهشکده مرکز اسناد ملی ،به مدیریت دکتر مرادی نیا نشست تخصصی آرشیوداران خصوصی و دولتی در این مرکز اجرا شد. این مراسم با سخنرانی رضا فراستی به بیان مسائل عمده و مشترک آرشیوهای عکس و لزوم هم‌آیی متخصصین و دست‌اندرکاران آرشیوهای عکس برای ردوبدل کردن اطلاعات و همکاری‌های بینا آرشیوی پرداخت .کامران نجف زاده از انجمن مجموعه‌داران،با موضوع”مقدمه‌ای بر شناسایی و حفاظت عکس‌های تاریخی” دکتر داوود صادق سا ،استاد شیمی دانشگاه و همکار در نسخه‌برداری‌های چند سال اخیر کاخ گلستان ، سخنانی در ارتباط با “توجه ویژه به مشکلات اسکنرها در نسخه‌برداری از نسخ و عکس‌های قدیمی” و راه‌های علمی‌تر و کم‌خطرتر تهیه نسخ پشتیبان بیان کردند. سید جواد هستی، از پیشگامان ساماندهی آرشیو آلبوم‌ها و شیشه‌های عکس موجود در کاخ گلستان نیز ،از نحوه‌ی کار ساماندهی بیست‌ساله‌ی آن مرکز سخنانی برای حاضرین گفتند. سال 1393 در مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی ،به همت معاونت پژوهشی وزارت مراسمی در سالن مجامع مرکز آموزش و پژوهش‌های وزارت خارجه به این مناسبت انجام شد. دکتر سعیدآبادی و سرمدی ، مرتضی دامن‌پاک جامی،مهندس محمد بهشتی ، اکبر عالمی در ارتباط با نقش اسنادی عکس سخنرانی‌هایی کردند. و در انتها نمایشگاه عکس‌های نویافته‌ی این مرکز به همراه مجموعه عکس نفیس تابه‌حال دیده نشده دوره ی قاجار موزه عکسخانه شهر ، برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. (https://www.irna.ir/news ۲۵ آذر ۱۳۹۳،‏ ۱۴:۲۳) سال 1394 نمایشگاهی در موزه عکسخانه شهر و 11 اسفند رونمایی از عکس های گرفته شده در مسیر ساخت راه آهن سراسری توسط مهندسین دانمارکی شرکت کامپساکس 1930 در سالن مجامع مرکز آموزش و پژوهش وزارت خارجه با حضور سفیر دانمارک ، رئیس دپارتمان راه سازی شرکت کووی، مرتضی دامن‌پاک معاونت پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش و بیات سفیر وقت ایران در دانمارک دکتر محیط طباطبایی از میراث فرهنگی سخنرانی هایی انجام دادند. (http://ir-psri.com/?Page=ViewNews&NewsID=5437) چهارشنبه ۲۴ آذرماه 1395 نمایشگاه و سخنرانی دکتر سمسار آلبومخانه کاخ گلستان ، منوچهر ملک قاسمی در باره ی ملک قاسم میرزا ، دکتر محسن جعفری مذهب ،ایتالیایی ها در ایران در مورد عکاسان ایتالیایی در ایران لوئیجی مونتابونه توسط مژگان طریقی و آنتونیو جینوزی توسط نسرین ترابی در سالن اجتماعات کمیسیون ملی یونسکو در ایران برگزار شد. (http://fa.irunesco.org/ آذر ۲۸, ۱۳۹۵) سال 1396 سخنرانی و رونمایی از داگروتیپ ایرانی موزه ی اورسی پاریس توسط دکتر نیلوفر منیعی،آنتونیو جینوزی توسط پاسکواله دوریا ، داگروتیپ های ایرانی دکتر ستاری ، و یاد همراهان خانم دکتر جعفری مذهب، مژگان طریقی و نسرین ترابی در سالن همایش های یونسکو در تهران و نشست عکاسی زیارتی در مشهد مرکز اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی برگزار شد.( http://fa.irunesco.org/ آذر ۲۷, ۱۳۹۶) در بهمن همان سال از طرف دبیر کل وقت یونسکو در ایران دکتر نصیری قیدار طی نامه ای به شوراي فرهنگ عمومي پيشنهاد نام گذاری روز 25 آذر از سوی سایت بررسی های تاریخ عکاسی ایران (نسرین ترابی – مژگان طریقی) پیشنهاد داده شد.پاسخ شورا این بود که با توجه به نامگذاری 19 اردیبهشت به عنوان روزاسناد ملی و میراث مکتوب روز عکس تاریخی به تصویب نرسید. ما همچنان بر نامگذاری این روز اصرار داریم و امیدوار هستیم با پیگیری های بیشتر این مهم انجام شود . سال 1397 با توجه به عدم موافقت شورای فرهنگ عامه با برگزاری روز عکس تاریخی ، در یونسکو نشست بررسی ده سال برگزاری روز عکس تاریخ را انجام دادیم. در این مراسم دکتر سمسار ” لزوم توجه به عکس های تاریخی “رضا فراستی ” چگونگی شناسایی عکسهای تاریخی، گزارش یک تجربه”دکتر ستاری “تفاوتهای اسناد عکسی و اسناد کاغذی “دکتر داوود صادق سا “پیرامون مسایل موثر بر اسناد عکسی”نسرین ترابی “گزارش ده سال برگزاری روز عکس تاریخی در ایران”، جلسه پرسش و پاسخ پژوهشگران با مسئولان کاخ گلستان پیرامون آخرین تحولات انجام شده در آرشیو کاخ موزه گلستان و.. سخنرانی هایی ارائه دادند . در تاریخ 3/10/1397 دکتر ایوبی دبیرکل یونسکو در ایران، نامه ای به شماره 2540/18-3-25/17 را بر اساس گزارشهای ارائه شده و امضاء آن توسط گروهی از متخصصین حاضر در جلسه به شورای فرهنگ عمومی برای بررسی مجدد نوشتند که به همراه سایر مستندات به دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی وزارت ارشاد اسلامی سپرده شده است. در تیرماه سال جاری پس از برگزاری جلسه شورای فرهنگ عمومی مجددا این نامگذاری رد شد که در همان روز درخواست مجدد داده شد و حال منتظر پاسخ هستیم . اما در تاریخ 4 شهریور 1398 جلسه ای در خانه هنرمندان توسط انجمن عکاسان ایران برگزار شده که در آن هیچ صحبتی از 12 سال تلاش انجام شده صورت نگرفته است . گزارشی از برنامه برگزار شده در خانه هنرمندان 4 شهریور 98 ” در نخستین نشست «دوشنبه‌های عکاسی» از سوی انجمن عکاسان ایران در عصر دوشنبه چهارم شهریورماه 1398در سالن «استاد غلامحسین امیرخانی» خانه هنرمندان ایران، با حضور حسین چنعانی، سعید فلاح فر و مهرداد نجم‌آبادی “طرح موزه عکس ایران” بررسی شد و سومین برنامه این نشست، پیشنهاد “روز عکاسی ایران” با حضور اسماعیل عباسی و محمدمهدی رحیمیان به بحث گذاشته شد. در ادامه برنامه نشست “بررسی روز عکاسی ایران” با طرح این موضوع از سوی محمد مهدی رحیمیان و اسماعیل عباسی آغاز شد و در این مورد حسین چنعانی با اشاره به ورود دوربین عکاسی به ایران و تهران در پاییز سال ۱۸۴۲ میلادی روز ۲۵ آذر ماه هر سال را به عنوان روز عکاسی در ایران را از سوی کارشناسان تاریخ عکاسی قاجار پیشنهاد کرد. در پایان این نشست فرشاد عسکری کیا عضو کارگروه تاریخ عکاسی در انجمن عکاسان ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه سوره اظهار داشت: به نظر من اختصاص یک روز ملی برای عکاسی علاوه بر روز جهانی عکاسی ضرورتی ندارد، زیرا همان روز به قدر کافی مناسبتی معنادار است برای تاریخ عکاسی در کل جهان” با توجه به تلاشهای انجام شده، پیشنهاد می گردد به جای دوباره کاری، بر اساس پیشینه موجود فعالیت ها پیش برود تا ثمره آن برای تاریخ عکاسی ایران به یادگار بماند و ماندگار شود . با سپاس نسرین ترابی – مژگان طریقی

روايتی برای زنانی كه‌ به‌ ضعف ‌‌افتخار ‌می كنند

operator 957

منبع: روزنامه اعتماد – روایتی برای زنانی‌ كه‌ به‌ ضعف ‌‌افتخار ‌می‌كنند كمینه‌ها‌ نقش‌ حداكثری‌ بازی ‌كردند رهام شیراز این بار می‌خواهم نوشته‌ام را مثل یك گزارش بنویسم. می‌خواهم از جملات خبری در جهت معنایی عمیق‌تر استفاده كنم. مثل واكر اوانز كه معتقد بود عكس‌های خبری‌اش را باید‌ مثل جملات همینگوی خوانش كرد، جملاتی كه هر چند جنسی واقع‌گرا دارند ولی لایه‌های عمیق مهمی را در داستان‌گویی‌اش شكل ‌می‌دادند. شاید هرازگاهی مثل یك گزارشگر جوگیر نظریات خودم را هم پراندم. ولی سعی می‌كنم فقط به‌طور زمانمند مهم‌ترین سرخط‌های اخباری مربوط به او در سی‌وهشت سال اخیر را بگویم. از سال 1360. نه! همین الان نظرم عوض شد. تصمیم گرفتم آنقدر هم عقب نروم. به حدود بیست‌وسه سال پیش می‌روم. از سال 1376 شروع می‌كنم. وقتی او تازه به دبیرستان رفته بوده و متوجه می‌شود یك اشكال جدی وجود دارد. از اول هم این اشكال بوده ولی انگار دیگر قابل تحمل نیست. از دبستان هم جملات را به گونه‌ای می‌نوشته كه باید آنها را در آینه می‌خواندی. با چشم معمولی مفهوم نبودند. مطمئن نبود، خنگ است یا بازیگوش. ولی دیگر طاقتش طاق شده بود. با مادرش صحبت و دبیرستان را ترك می‌كند. مادرش هر چند سخت ولی درك كرده بود. مادرش هم متوجه شده بود اشكالی وجود دارد. با «سختی» می‌شود جنگید ولی با «اشكال» باید كنار آمد. مادر متوجه می‌شود برای دخترش فهم و تمركز روی مطالبی كه به زبان مربوط می‌شوند، مشكل است. منطق زبانی را هضم نمی‌كند. بارها برای دخترش معلم خصوصی گرفته بود ولی مشكل حل نشد. هرچند خود او خیلی بعدتر، حدود سی سالگی، متوجه نام بیماری‌اش می‌شود، دیسلكسیا. ولی همان موقع هم در شانزده سالگی‌اش مادر درك می‌كند كه تنها راه باسواد شدن آشتی با زبان نیست. می‌توانست درك نكند. پس به دنبال راه‌های جایگزین زبان می‌گردد: موسیقی یا عكاسی. هر چند سنش برای ترك تحصیل زود بود ولی برای ورود به مدرسه موسیقی دیر شده بود. پس گزینه موسیقی هم كنار می‌رود. حدود سال‌های 1376 و دوره اصلاحات سیاسی بود. یكی از تبعات اصلاحات روی آوردن دوباره جامعه به هنر بود. پس مادرش در روزنامه‌ها متوجه می‌شود كلاس‌های فیلمسازی و عكاسی رونق مناسبی گرفته‌اند و در نتیجه این روش سواد‌دار شدن را هم امتحان می‌كند، تا شاید مشكل فهم دخترش هم اصلاح شود. بالاخره در مدرسه كار و دانش الزهرا، در میدان توحید و در رشته فیلمسازی و عكاسی قبولش می‌كنند. در راه برگشت به خانه، كورس اول تاكسی را سوار می‌شود. هر روز از مدرسه تا خانه ‌باید سه كورس تاكسی سوار شود. دوربین روی پایش توجه مردی كه كنارش نشسته بود را جلب می‌كند. فقط كافی بود جلب نكند. مرد سوال می‌كند: عكاس هستی؟ باتردید جواب‌ می‌دهد: بله. می‌پرسد: چه نوع عكاسی؟ تازه متوجه می‌شود عكاسی هم انواع دارد. اما سعی می‌كند جواب مرد را بدهد. با كمی تمركز یادش می‌آید از معلمش، خانم زنجانی مهربان در مدرسه كلمه «عكاسی خبری» را شنیده. در صورتی كه می‌توانست یادش نیاید. درحالی كه قلبش با تندی می‌زند با لبخندی روی لبش جواب می‌دهد: «عكاسی خبری». در ابتدا از این خوشحال است كه كم نیاورده و جوابی داده، ولی بعدتر متوجه می‌شود بعد از مدت‌ها بالاخره تمركز طعم خوشش را هم به او نشان داده است. این را می‌شود شروعی برای حل مشكلش دانست. مرد روی تكه كاغذی آدرس روزنامه‌ای را می‌نویسد با عنوان «زن» و می‌گوید: شاید عكاس زن بخواهند. در همان دوران، پدر سوار بر اسب هی كرده و از اسب كه سریع‌تر از توقعش دویده جا‌مانده و زمین خورده بود. پدرش فلج شده بود و از روزی‌آوری برای خانواده درمانده بود. مشكل خودش هم كه قوز بالا قوز، فشار مضاعفی را بر خانه تحمیل می‌كرد. پس این شانس را نمی‌توانست ازدست بدهد. اولین طعم خوش تمركزش را به فال نیك می‌گیرد و مسیرش را از خانه پدری به سمت آدرس «زن» منحرف می‌كند. طعم خوش جواب گرفتن از تمركز در آن دوران پرفشار چنان به او انگیزه داده بود كه حتی دست رد مسوولان روزنامه بر سینه او هم نتوانسته بود باعث تسلیمش شود. تا یك هفته هر روز به روزنامه سر زد تا به عنوان تلفنچی با دوربین پذیرفته شد. از آن به بعد، از هفت صبح تا پنج بعد‌از‌ظهر تلفن جواب می‌داد و بعد از آن در شیفت عصر ‌عكاسی می‌كرد. شب‌ها عكس‌هایش را ظهور و چاپ می‌كرد و با تحویل آنها به سرویس عكس روزنامه یك روز كاری‌اش تمام می‌شد. تا سه ماه به همین ترتیب به عنوان تلفنچی عكاس به كار ادامه داد. این استقامت بی‌دلیل نبود. او توانسته بود جایگزینی برای زبان پیدا كند. فهمیده بود سواد دیگری وجود دارد كه ناتوانی‌اش را در برابر زبان جبران می‌كند. پس در دنیا هیچ چیز عزیزتر از آن پیدا نمی‌كرد. این شروعی بود كه دیگر پایانی نداشت. مسیر از یك آدرس روزنامه خبری به روی یك كاغذ پاره باز شده بود. با 9 ماه كار در روزنامه روابط اجتماعی عكاسانه‌اش قوت پیداكرد. با دیگر عكاسان خبری هم دوست شد. اما اصلاحات سیاسی كه به بحران خورد، روزنامه‌هایش هم یكی بعد از دیگری بحران‌ده شدند. در اولین تعدیل نیرو، جوان‌ترین باید می‌رفت، پس روزنامه را ترك كرد. اما این راهی نبود كه دیگر پایانی داشته باشد. بعد از «زن»، روزنامه‌های اصلاح‌طلب دیگر، یكی بعد از دیگری باز می‌شدند و تعطیل، پس او هم یكی بعد از دیگری وارد روزنامه‌ها شد: «گزارش كار»، «جامعه»، «طوس»، «نشاط»، «عصر آزادگان» و… تا سیزده روزنامه به عنوان عكاس خبری كار كرد. دیگر مسیرش باز شده بود. به عنوان عكاس خبری زن به جامعه‌ای پیوسته بود كه در آن به تعداد انگشتان یك دست هم به زور عكاس زن فعال وجود نداشت. این موج، نه‌تنها دیگر نایستاد بلكه چنان با سرعت جلو رفت كه رده‌های سنی‌اش را زیر خود له كرد. نوجوانی‌اش به سرعت آغشته به كار حرفه‌ای شد و مانند یك بزرگسال، مستقل شد. زمان تمام شیطنت‌های نوجوانی‌اش در اشتیاقی كه ناشی از راه نویافته قابل تمركز بود، محو شد. اشتیاقی كه به تدریج به او آموخت چطور در فضاهای مردانه، یك عكاس خبری زن فعال باشد. در روزنامه «نوروز» وقتی هنوز بارقه‌های نوجوانی به دست و گردنش آویز‌های تزیینی انداخته بودند، یك بار در نگهبانی ریاست‌جمهوری چنان جلب‌ توجه كرده بود كه آنها به مدیرمسوول روزنامه شكایت كردند و بلافاصله اخراج شد. بعد از آن یاد گرفت كه همیشه از لحاظ پوشش با ظاهری همگن با اكثریت جامعه، توجه غالب مردانه روی زن را تقلیل و فرصت‌های بیشتری برای عكاسی در دل همان جامعه فراهم كند. یاد گرفته بود آفتاب‌پرست باشد. چنان همرنگ جماعت شود كه رسوایی‌اش بماند به نمایش عكس‌هایش. نیت، عكاسی بود و لاغیر. پس تمام كنش‌های مردانه، مثل متلك و غیره باید از سر راه برداشته می‌شد و تمركز صرفا روی عكاسی می‌بود. در سال 2000 میلادی، با اندوخته‌ای كه از عكس‌های خبری‌اش جمع كرده بود، سعی كرد در‌ جشنواره‌ای مختص عكس‌های خبری با نام پرپینان در جنوب فرانسه شركت كند. پدر كه هنوز درمان نشده بود و خانه‌نشین بود با فروختن موبایلش برای او بلیت سفر را مهیا كرد. همین باعث شد احساس وظیفه بالایی برای بهره‌برداری از سفر روی دوشش احساس كند. با مجموعه كارهایش به افراد و آژانس‌های بسیار سر زد و همه جوابش را با سنگ قلاب كردنش به آینده‌ای دور می‌دادند. در همین حین، مردی الجزایری – فرانسوی با نام جی پی پاپیس، صاحب آژانس عكس پلاریس ایمیجز در نیویورك، جواب مثبت سربالایی به او داد و به جای موكول كردنش به آینده دور، ایمیلش را گرفت. پاپیس بعد از یك هفته تماس گرفت و ماموریت كاری‌ای را در ایران برای مجله نیوزویك به او سپرد. عكسش روی جلد مجله نیوزویك چاپ شد. آژانس پلاریس پنجاه درصد فروش هر عكس را به او می‌داد. این همكاری هم، شروع فعالیت برون مرزی‌اش، دیگر قابل ایستادن نبود. در سال 1380 هجری شمسی، از لحاظ ذهنی اتفاقی برایش افتاد كه برای تمام عكاسان خبری بعد از چند سال می‌افتد. دوربین دیجیتال مكاشفه صرف خبر را برایش پوچ كرده بود. احساس می‌كرد جملات خبری ‌عكاسانه‌اش كافی نیستند و ابزار باعث شده دیگر عكس صرفا خبری را هر كسی بتواند بگیرد. نیاز داشت قدرتی را به عكس‌ها تزریق كند، قدرتی كه ناشی از ذهنیت خودش است. چیزی مثل اتفاقی كه قرار است برای جملات خبری این نوشته هم اتفاق بیفتد. لایه‌ای درونی كه تلاطم آن ارضا كننده هیجان بیرونی‌اش باشد. این را وقتی متوجه شد كه با دوستی برای دیدن عكس‌های ناصرالدین شاه به كاخ گلستان رفت. ممكن بود وقت این قرار شكل نگیرد. انگار قدرت ناصری، مثل تلنگری، آگاه به خصوصیتی از عكس‌های خبری‌اش می‌كرد: این عكس‌ها هر چند در خدمت رعیت هستند اما رعیت نیاز به عامل قدرتمند و تاثیرگذارتری دارد تا مشكل آنها را حل كند. واقف شده بود چیزی در كارش او را صرفا تبدیل به كارمند خبر كرده است. این تلنگر چند سال بعد به بار نشست. در سال 2002 میلادی، قبل از جنگ عراق و امریكا به عراق رفت. آژانس پلاریس ماموریت‌هایش را با او تا عراق گسترش داده بود، در نتیجه به تدریج او به عنوان عكاس زن ایرانی شهرت جهانی بیشتری پیدا كرد. شهرتی كه ناشی از جسارت او در مناطق جنگی بود. جسارتی كه باعث می‌شد آژانس‌ها نام ایرانی ‌او را به عنوان نامی برای مردها باور كنند. حالا زمانی بود كه عكس‌هایش بسیار جلو‌تر از عكس از چهره خودش در جهان شهرت پیدا كرده بود. پس تصویری كه از او تصور می‌شد بر اساس عكس‌های خبری‌اش منطبق با خصوصیات یك مرد بود. تا اینكه یك روز از روزنامه لوموند فرانسه برای نوشتن مقاله‌ای در مورد عكاس‌های جنگ عراق با او تماس می‌گیرند. وقتی كارمند لوموند، آن طرف خط، با صدایی زنانه روبه‌رو می‌شود، آن تصور مردانه كاملا برایش به هم می‌ریزد. این در حالی است كه او تنها عكاس زن غیرغربی در جنگ عراق بود. در حالی است كه تعداد عكاسان زن غربی در جنگ عراق باز هم به تعداد انگشتان یك دست نمی‌رسیدند. این تحیر روزنامه لوموند تبدیل به مقاله‌ای اختصاصی در مورد او شد. در همین دوران عراق، با خبرنگار جوانی از روزنامه‌ای هلندی آشنا و ازدواج می‌كند. همپایی مرد كه از این به بعد همفكری‌اش مثل سایه كنارش می‌آید. او بیست و یك سالش بود و مرد بیست‌وشش سال داشت. مرد ماحصل برداشت‌های زبان مادری‌اش را به مجله‌ای هلندی می‌فروخت و زن برداشت‌های زبان عكاسانه‌اش را به تمام مجلات دنیا. شراكتی شكل گرفته بود مابین ضعف قدیمی‌ و توانایی امروزی‌اش. بعد از عراق، در سال 2003 میلادی، اولین دختری بود كه مستقل از مراسم مذهبی برای ماموریتی آزاد به عربستان رفت. كشوری كه محال بود به یك ایرانی آن هم زن ویزا‌ی عكاسی خبری بدهد. این محال به همین سادگی حل شد: در سفارت عربستان بعد از گرفتن جواب منفی ویزا، پشت سر مامور ویزا، متوجه دو گربه لاغر خیابانی در حیاط سفارت شد. از روی دلسوزی به مامور تشری می‌زند كه اگر به من ویزا نمی‌دهید حداقل به گربه‌های‌تان غذا بدهید! با این حرف، مامور ویزا سفره دلش را در مورد تنفرش از گربه‌های خیابانی و علاقه‌اش به گربه‌های پرشین روی میز پهن می‌كند. فقط كافی بود پهن نكند و او به سرعت یاد دوستی می‌افتد كه به تاز‌گی گربه پرشینش چندین توله زاییده و به دنبال سرپرست برای آنها می‌گردد. ویزای عكاسی در عربستان فقط با دو توله گربه پرشین معامله شد. این سالی بود كه پادشاه عربستان مرده بود و او می‌خواست برای افزایش سابقه عكاسی خبری‌اش به آنجا برود. تجربه عربستان بهتر متوجه‌اش كرد كه جامعه مردسالار به چه معناست. به زن بدون محرم هتل ندادند و او مجبور شد از وزارت فرهنگ عربستان نامه‌ای برای اقامت یك زن عكاس خبری در هتل تهیه كند. به همین دلیل، تا وسایلش را در هتل می‌گذارد و خودش را به قبرستان می‌رساند، مراسم خاكسپاری پادشاه تمام می‌شود. در قبرستان تازه متوجه می‌شود كه سنی‌ها سنگ قبر ندارند. اما از روی خاك تازه یكی از قبرها حدس می‌زند كه باید قبر پادشاه باشد. در حال عكاسی از قبر احتمالی پادشاه ناگهان متوجه می‌شود، پلیس‌های مذهبی عربستان از دور با شلیك تیرهوایی به سمت او می‌آیند. یك «زن »، «عكاس»، «شیعه»، «ایرانی» كلكسیونی از ممنوعیت‌ها را بر سر قبر پادشاه برده بود. نزدیك به یك روز كامل در اداره پلیس مذهبی عربستان بازداشت شد تا تمام این ممنوعیت‌ها بررسی شوند. شاید صرفا آبروی جهانی برای اذیت كردن یك خبرنگار باعث شد وزارت فرهنگ بتواند بالاخره از بند آنجا رهایش كند. از آن به بعد این دختر شرقی همه جا در عربستان با ماموری مرد همراهی می‌شد، تا مبادا باز این كپسول ممنوعیت خرابكاری به بار آورد. با این وجود، هنوز پای تركیب همزمان «دوربین» و «زن» و «شیعه» و «ایرانی» در میان بود. با هر بار كه دوربین را بالا می‌آورد همه متعجب نگاهش می‌كردند. بعد از آن سفر، راه رفتن به عربستان هم دیگر باز شده بود. به تدریج توانست به جامعه واقعی عربستان نفوذ كند. سفرهای عربستان كارفرمایی نداشت ولی برایش تجربه مناسبی برای كارگردانی بحران هنگام عكاسی به بار آورد. مثل یك سرمایه‌گذاری برای كسب مهارت بود. برای ‌اینكه بفهمد در یكی از مردانه‌ترین نظام‌ها چطور می‌تواند با وجود مشكلات، همچنان روی دوربین و عكاسی‌اش تمركز كند. انگار این مساله تمركز دست از سرش بر‌نمی‌داشت. اما حداقل الان، آن مشكل قدیمی تمركز صرفا تبدیل به یك مساله شده بود. مساله‌ای كه مثل قبل قرار نبود با آن كنار بیاید؛ می‌توانست حلش كند. در سال 2005 میلادی، دیگر به عنوان عكاس خبری برای همه آژانس‌های دنیا شناخته شده بود. وقتی مجله كالرز متعلق به شركت بنتون برای پروژه‌ای یك ماهه به ایتالیا دعوتش كرد، دعوت را به خاطر دوری زیاد از همسرش در ایران رد می‌كند. آنها در عوض به او ماموریتی در یمن می‌دهند. ماموریت یمن درباره پزشك زنی بود كه مشغول اعتمادسازی برای زنان بود. زنان یمن در آن دوران از سپردن بدن‌شان به پزشك همجنس خود ترس داشتند. آن پزشك زن تصمیم داشت این بی‌اعتمادی را با اصرار بر درمان آنها برطرف كند. می‌خواست به آنها ثابت كند كه این فقط جنس مرد نیست كه قابل اطمینان برای سپردن بدن‌شان است، بلكه یك زن هم می‌تواند به درجه علمی‌‌ای رسیده باشد كه مسلط بر بدن زن دیگر شود. و قس‌علیهذا تا سال 1388 هجری شمسی، دیگر شهرت جهانی‌اش به فراتر از آژانس‌ها‌ی خبری رسیده بود. در این زمان، آن تلنگر قدیمی ناصری بالاخره باعث ممارست برای غلبه قدرت ذهنیتش به عكس‌هایش شد. تمرین‌های هنری‌‌ترش آغاز شد. خسته از اعتماد دایم به واقعیت، تصمیم می‌گیرد با آن كلنجار برود. به نوعی در رابطه با واقعیت در عكاسی خبری تقلب می‌كند. حالا عكس‌هایش در رابطه‌ای از واقعیت موجود با صحنه‌آرایی شكل می‌گرفت. چیزی شبیه آنچه جف وال آن را «مستند جدید» می‌خواند. عكس‌هایش وارد قصه‌سرایی‌ای می‌شوند كه بیشتر از اینكه به واقعه بیرونی نظر داشته باشند، ارجاع به واقعیتی می‌دهند كه از قضاوت خود او شكل گرفته است. اصل اخلاقی بی‌قضاوتی در عكاس خبری دچار چالش می‌شود. گویی دیگر عصر دیجیتال چنان متمركز بر عریان كردن واقعیت‌های دنیاست كه برای مشق قدیمی تمركز او جایی باقی نمانده است. ماحصل این چالش چندین مجموعه هنری می‌شود. این اواخر هم، قبل از فوت پدر، مجموعه‌ای را راجع به حس ششم شروع كرده است. در یكی از عكس‌ها‌ی این مجموعه، مجموعه‌ای كه هنوز به نمایش درنیامده، مادرش را در صحنه‌ای آراسته شده، در آشپزخانه‌اش چنان تنها می‌گذارد كه گویی مشغول سوگواری‌ است. و بالاخره در سال 2015 میلادی، وقتی بعضی از اعضای دایمی آژانس عكس خبری مگنوم، از قدیمی‌ترین‌ها و معتبرترین در این رشته، بنا به سنتی قدیمی در این آژانس او را به عنوان «منتخب» به آژانس معرفی كردند، می‌دانست قبول دعوت آژانس یعنی شروع یك دوره خدمت سربازی در سن 35 سالگی. مطمئن نبود بدنش كشش این دوره را داشته باشد. دوره‌ای كه مملو از ماموریت و سفر عكاسانه در خدمت آژانس بود. ولی یك نكته مهم باعث شد این مشقت را بپذیرد. اینكه اگر بمیرد آژانس مگنوم آثارش در طول دوران زندگی‌اش را آرشیو خواهد كرد. بقای تمام عكس‌هایی كه گرفته در گروی عضویتش در آژانس بود. با آژانس، تاریخی كه از سرگذرانده باقی خواهد ماند. پس خدمتش را آغاز می‌كند. بعد از گذراندن چیزی حدود چهل ماموریت عكاسانه در اقصی نقاط جهان، در طول چهار سال، دورانی كه مدت زیادی از آن را در هواپیماها و برفراز دنیا گذرانده، موفق می‌شود ابتدا در سال 2017 میلادی با گذر از لقب «منتخب» آژانس به لقب «پیوسته» به آژانس و در نهایت امسال، در سال 2019 میلادی به لقب «عضو» آژانس مگنوم نائل آید. لقبی كه تا به حال به هیچ زنی از دو قاره آسیا و آفریقا داده نشده بود. دیگر تمركزش جواب داد و آنها ناچار بودند این لقب را به او بدهند. امروز، تازه خبردار شده كه باید كارت ملی‌اش را جدید كند. اگر این كار را نكند در هیچ جای رسمی نمی‌تواند شركت كند. حتی بانك هم از ارایه خدمات به او منع می‌شود. پس تصمیم می‌گیرد به ‌دفتر ذی‌ربط برود و فرم تعویض كارت ملی‌اش را پركند. مامور ثبت اولین سوالی كه از او می‌پرسد نام و نام‌خانوادگی‌اش است. به این نكته فكر می‌كند كه جواب این سوال، تاریخی‌ترین اطلاعات زبانی‌اش است كه برای به خاطر آوردنش هیچ تمركزی لازم ندارد. اطلاعاتی آنقدر در دسترس كه هیچ یك از سلول‌های خاكستری‌ مغزش را درگیر نمی‌كند. در حالی كه قلبش با تندی می‌زند با لبخندی روی لبش جواب می‌دهد: نیوشا توكلیان.

رونق « اقتصاد هنر » رونق « هنر » نیست / برنده حراج میلیاردی تهران

operator 763

منبع: خبرگزاری مهر – تحلیلی بر یک رویداد؛ رونق «اقتصاد هنر» رونق «هنر» نیست/برنده حراج میلیاردی تهران کیست؟ سعید فلاح‌فر هنرمند و منتقد حوزه تجسمی ضمن نقد برخی تحلیل‌های ارائه شده درباره فروش میلیاردی آثار در حراج تهران، بر لزوم بازتعریف نسبت اقتصاد و هنر تاکید کرد. به گزارش خبرنگار مهر، سعید فلاح‌فر هنرمند عکاس و کارشناس حوزه هنرهای تجسمی در قالب یادداشتی، درباره اقتصاد هنر و نسبت هنر با اقتصاد و مقولاتی مرتبط با این مفهوم از جمله اقتصاد گالری‌داری و حراج تهران پرداخته است. متن این یادداشت تحلیلی را در ادامه می‌خوانید؛ می‌پرسند اگر اثری از منیر فرمانفرمایان سه میلیارد تومان ارزش دارد، آینه‌کاران (برای قاب‌های آینه‌کاری سنتی در معماری‌های معاصر و تاریخی) باید چقدر دستمزد بگیرند؟! باید گفت این سوال، علی‌رغم شکل حق به جانب و مستدلی که دارد، اساساً توقع و پرسش غلطی است که از عدم آشنایی به موضوع و ناآگاهی از اقتضائات هنر و تجارت نشأت می‌گیرد. متأسفانه باید باور کرد که منافع عده‌ای، چه از جانب هنر و چه از جانب اقتصاد، در سایه تاریک ترویج این کج‌فهمی‌ها و عدم شفافیت‌ها تأمین می‌شود، عده‌ای که فریبکارانه برای حرکت مهره شطرنج، تاس می‌ریزند. اهالی اقتصاد و هنر از هم شناخت دارند؟ قاعده ورود به موضوعات، ترکیبی و بینارشته‌ای است؛ اگر قرار بر پرداختن به «اقتصاد هنر» باشد، باید به دو مقوله کاملاً تخصصی و شیوه تحلیلی رابطه‌ها مسلط بود. اول اقتصاد و دوم هنر و بالاخره چیستی و چگونگی رابطه بین این دو. به نظر می‌رسد مشکل از همین بحث ساده شروع می‌شود. اهالی اقتصاد با هنر و چرایی و چگونگی و چیستی آن آشنا نیستند و اهالی هنر با درک اقتصاد کلان و مقتضیات و جزئیات آن. باید اعتراف کرد هنوز در فرهنگ ایرانی، زبان مشترکی برای این دو پیدا نشده است. هیچکدام به درستی دنیای دیگری را درک نکرده و حتی به درستی نتوانسته‌اند تصور کارآمدی از الگوی برد برد برای طرفین و حتی ماهیت سود آن دیگری داشته باشند. هنرمندان در شیوه‌های نگارخانه‌داری و حقانیت سهم نگارخانه‌ها از منافع مادی و معنوی تردید دارند و نگارخانه‌ها تلاش می‌کنند با ترفندهایی از این حق دفاع کرده و هنرمندان را در جهت منافع خود کنترل کنند. اختلاف شیوه‌های نگارخانه‌داری در ایران با نمونه‌های غربی که سابقه طولانی‌تری در اقتصاد هنر دارند از همین مهم ناشی می‌شود، تا جایی که به طور کلی نمی‌توان مجموعه پیوسته‌ای از هنرمند و نگارخانه‌داری را در ایران سراغ گرفت. هنرمندان در شیوه‌های نگارخانه‌داری و حقانیت سهم نگارخانه‌ها از منافع مادی و معنوی تردید دارند و نگارخانه‌ها تلاش می‌کنند با ترفندهایی از این حق دفاع کرده و هنرمندان را در جهت منافع خود کنترل کنند. به نظر می‌رسد این رابطه به مبارزه‌ای پنهان تبدیل شده و حاصل آن تخطی بسیاری از وظایف حرفه‌ای و اخلاقی است. بدیهی است در این میان آنچه که مورد بی مهری قرار می‌گیرد نسبت هنر است با اقتصاد و موقعیت هنرمند و تاجر و… نسبت به دیگری و نسبت به دیگران. در نتیجه فضای فرهنگی هنری معدود نگارخانه‌ها و انگیزه‌های فرهنگی هنری هنرمندان ناگهان از اوایل دهه هشتاد به سمت اولویت فروش و ثروت و شهرت و…، تغییر جهت می‌دهد بی آنکه قواعد و فرهنگ مشارکت، قانون و موضوعات حقوقی و… با این سرعت تغییر کرده باشند. نمونه ساده آن برخورد دوگانه شهرداری با نگارخانه‌های فعلی به بهانه وضعیت تجاری و مسکونی ساختمان نگارخانه‌ها است. جای خالی پایبندی به تعهدات ذاتی نمونه دیگر، معافیت‌های مالیاتی بود که به نگارخانه‌های دهه هفتاد تعلق می‌گرفت (که بیشتر تمایل به ارائه آثار هنری داشتند تا فروش). اما این معافیت همچنان در نگارخانه‌هایی که بر وجه اقتصادی «اقتصاد هنر» تمرکز کرده و حتی مبالغ فروش خود را تبلیغ می‌کنند، مورد توقع نگارخانه‌داران است یا هنرمندانی که بدون هزینه‌های امروزی در نگارخانه‌های دهه هفتاد نمایشگاه برپا می‌کردند و امروزه توقع فروش‌های افسانه‌ای اما با همان شرایط رایگان قبلی دارند. در این میان گویا هیچکدام هم به تعهدات ذاتی و بدیهی خود پایبند نیستند. سوتفاهمات در حوزه اقتصاد هنر در حراج تهران به اوج می‌رسد؛ منتقدان هنری از کیفیت‌های هنری و تناسب آن با قیمت‌های حراج گلایه می‌کنند، هنرمندانی که از الزامات تجارت بی‌اطلاع هستند و یا حداقل آن را در موضوع اقتصاد هنر مجاز نمی‌دانند، به قیاس کیفی و ریالی آثار خود با آثار حراج می‌پردازند و حق به جانب از رابطه‌های موجود بهانه‌ای برای ناامیدی و خشم پیدا می‌کنند. سوتفاهمات در حوزه اقتصاد هنر در حراج تهران به اوج می‌رسد؛ منتقدان هنری از کیفیت‌های هنری و تناسب آن با قیمت‌های حراج گلایه می‌کنند، هنرمندانی که از الزامات تجارت بی‌اطلاع هستند و یا حداقل آن را در موضوع اقتصاد هنر مجاز نمی‌دانند، به قیاس کیفی و ریالی آثار خود با آثار حراج می‌پردازند و حق به جانب از رابطه‌های موجود بهانه‌ای برای ناامیدی و خشم پیدا می‌کنند. مخاطب‌های عام هم در انتخاب معیارهای اقتصادی و ارزش‌های هنری و هنرمند سردرگم شده و سرانجام به راه حل ساده مقایسه صفرهای قیمت بسنده می‌کنند. کم نیستند کسانی که با بی‌اطلاعی از هنر و اقتصاد و اقتصاد هنر تصورات نادرستی از سرمایه‌گذاری در این بازار پیدا کرده و می‌کنند. عجیب نیست که مدیران فرهنگی و اقتصادی هم رفتاری مشابه همین مخاطب‌ها داشته باشند که دارند. بنابراین مثلاً سهم نفوذ و نظارت یا برائت و حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از یک سو و وزارت صنعت، معدن و تجارت یا اتاق بازرگانی و…، انجمن‌های حرفه‌ای و صنفی و… از سوی دیگر برای هیچکدام مشخص نیست. هنرمندان و هنردوستان فارغ از بازار و تجارت، مسحور اعداد ظاهراً نجومی حراج می‌شوند و سرمایه‌گذارها و سلبریتی‌های ورزشی و سینمایی و… مقهور منتقدان سفارشی و چرخه طراحی شده دلال‌های بزرگ‌تر. منتقدان مستقل اما ناآشنا با اعداد بزرگ بانکی، از تحسین‌ها و تمجیدهای نامتناسب آثار و قیمت‌ها ابراز نگرانی می‌کنند و آنها که بیرون حراج ایستاده‌اند، حسرت سهم از دست رفته را می‌خورند. منتفع و متضرر کیست؟ اما «پول» قوانین خود را دنبال می‌کند اگرچه عده‌ای گمان کنند این پولی است که مستقیم و غیرمستقیم وارد چرخه فرهنگ و هنر می‌شود یا عده‌ای بی خبر از ترفندهای مرسوم بازار، گمان کنند هر اثر هنری دیگری می‌تواند جای یکی از این آثار فروخته شده باشد. بعید نیست هر کدام از این دو سوی رابطه، دیگری را منتفع بزرگ‌تر و یا متضرر بزرگ‌تر بداند. هر کدام گمان کند که به دیگری باخته و یا از دیگری برای منافع خود در حد توان سود برده است. اما در تحلیل‌های غالب بیرونی کمتر می‌توان به تحلیل مبتنی بر تساوی برد برد برخورد. فعلاً این رابطه خصوصاً با عملکرد ضعیف و گاه جانبدارانه رسانه‌ها منشأ انواع سو تفاهمات غیرقابل اثبات و غیرقابل نفی است. به عنوان نمونه‌ای برای تحلیل‌های رایج در این فضای پرتردید؛ فروش نخستین دوره حراج تهران در خرداد ماه سال ۱۳۹۱ به دو میلیارد و یکصد و پنجاه میلیون تومان رسید. این عدد برای یازدهمین حراج و تیر ماه سال ۱۳۹۸ به چهل و دو میلیارد و دویست میلیون تومان می‌رسد. در یک قیاس ساده آنچنان که در چندین منبع نیز اعلام شده است این اتفاق یعنی بیش از بیست و یک برابر رشد در اقتصاد هنر کشور. نکته اول اینکه، انتساب خام این ارقام به اقتصاد هنر چندان ساده و صحیح نبوده و میزان تحقق آن احتیاج به تحقیقات دقیق و دراز مدت دارد. بخش مهمی از این ارقام اصولاً خارج از هنر و اقتصاد واقعی هنر رد و بدل شده‌اند. بخشی نیز حاصل جابجایی از بازارهای کوچک‌تر به سمت بازار بزرگ‌تر است که عملاً مغایر تعبیر رشد محسوب می‌شود. قسمتی از این مبالغ گردش داخلی داشته و الزاماً به معنی رونق واقعی نیست. از طرفی مثلاً با احتساب نرخ هفتصد و پنجاه هزار تومانی سکه تمام بهار آزادی در سال ۱۳۹۱ در قیاس با نرخ چهار میلیون و پانصد هزار تومانی سکه تمام بهار آزادی در سال ۱۳۹۸ و کاهش شدید ارزش ریال، به تناسب دیگری می‌رسیم که نه رشد بیست و یک برابری حراج را تأیید می‌کند و نه آن باغ سبز سرمایه گذاری سودآور در این تجارت نوپا را. ضمن اینکه ورود به این بازار برای همه مقدور نیست و چنانکه در بازارهای موازی غربی رایج است، تضمینی بر تداوم این ارقام، خارج از حراج فعلی تجربه نشده است. برخی بنا به دلایل و انگیزه‌های مختلف شخصی و جناحی و صنفی و گروهی و… علاقمند هستند تا اقتصاد هنر را مستقیماً مربوط به شاخصه اصل خالص هنر و جامعه هنرمندان تفسیر کرده و رونق اقتصاد هنر را برابر یا حداقل سمبل رونق هنر فرض کنند! در سویی دیگر از این ماجرای نه چندان ساده؛ برخی بنا به دلایل و انگیزه‌های مختلف شخصی و جناحی و صنفی و گروهی و… علاقمند هستند تا اقتصاد هنر را مستقیماً مربوط به شاخصه اصل خالص هنر و جامعه هنرمندان تفسیر کرده و رونق اقتصاد هنر را برابر یا حداقل سمبل رونق هنر فرض کنند تا به این ترتیب هم از مواهب مالی برخوردار شوند و هم جامه فرهیختگان به تن، از این نمد کلاهی به سر کنند. هنوز به درک اقتصاد هنر نرسیده‌ایم این منظر مهمترین و مشخص‌ترین سندی است که ثابت می‌کند جامعه ایرانی؛ چه در بخش اقتصاد، چه در بخش فرهنگ و هنر، چه در میان اهل فن و چه در میان مخاطب عام، هنوز به درک کاملی از تقاطع حیاتی اقتصاد و هنر و مقتضیات آن، زیر عنوان «اقتصاد هنر» نرسیده است. به نظر می‌رسد فارغ از همه زنده بادها و مرده بادها، دور از همه سهم‌خواهی از پیروزی‌ها و نفی تردامنی‌های شکست؛ ارائه تعریفی دور از توهمات و تصورات شخصی و البته مبتنی بر حقیقت و واقعیت و پیراستن پر از وسواس آن از همه مناسبات نامربوط سیاسی و… اولین گام برای رهایی از این وضعیت دشوار خواهد بود. کد خبر 4666832

تقدیر و تشکر از حضور، ابراز لطف و ارسال پیام تسلیت

operator 1932

از آنجا که مشیّت الهی بر آن قرار گرفت تا آغاز این بهارمان با کوچ ناگهانی مسافری یگانه همراه باشد، بر آن شدیم تا در عین صبر و سکوت به قضای الهی راضی باشیم و این مسافر را در آرامش بدرقه کنیم. آری! «فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت» … و اینچنین شد که روح مادر مشتاق دیدار حضرت پروردگار شد و به پرواز درآمد.   دوستان! عزیزان! عکاسان! همکاران بزرگوار! با وجود اینکه در روزهای آغازین سال نو قرار داشتیم و شایسته ندیدیم این روزهای شروع به کار عزیزان را پس از سپری کردن تعطیلات نوروزی با خبر وفات حضرت مادر متالّم کنیم، با این حال در طی روند این رویداد، باز هم شاهد حضور برخی عزیزان بودم که ابراز لطف کردند و در غم درگذشت «مادر» بخشی از بار تالم خاطر این درد را در مراسم تشییع، تدفین، آیین ترحیم آن مرحومه به واسطه حضور و یا تماس و درج متن تسلیت و ارسال پیام و … به دوش کشیدند. در طی این مسیر ذکر جان و لب مان «همه از اوییم و به سوی او باز خواهیم گشت» شد و اگر رضای او چنین اراده کند، دل می سپاریم و اگر چه سخت است، صبرش را از او طلب می کنیم و راضی هستیم. در این راه سپاسگزار شما خوبانی هستیم که شاید در اثنای سخت شرایط، امکان پاسخ به لطف و مهرتان میسّر نبود ولی با درج این پیام ضمن اینکه همدلی تان را می ستاییم، از ابراز همدردی یکایک تان سپاسگزاریم: جاسم غضبانپور، حاج اسماعیل شکری، کیارنگ علایی، هرمز شجاعی مهر، مهدی عظیمی، سیدمصطفی حسینی، مهدی رودباری، رضا رئیسی، رضا جلالی، مهدی معصومی گرجی، پژمان دادخواه، صادق سوری، محمد نوروزی، حسین خادمی، جاوید خدمتی، محمد منصوری، عبدالرضا محسنی، نسرین ترابی، نوید عزیزی، سعید کرمی، الوند رضازاده، فاطمه میرالی، اسحاق آقایی، علی محمد شمسایی، محمد صدیقیان، سمیه هاشمی، مرتضی مهدویان، لیلا صادق زاده، زهرا دلاوری، عرفانه حجارمنش، عرفانه سعیدیان، فرشته سامی، مجتبی ملک پوریان، یاسمن حسین پور، ناهید پاشایی، محمدرضا نورمحمدی، آریو مینوسپهر، علی کوزه گری، الهام محمدی، آرین جوادیان، مهدی یوسفی، جلال میرزایی، سپیده سیرانی، خسرو دهاقین، محمد فرّهی، محمد نمازی، ابراهیم رفیعی پرکوهی، معصومه اعتمادی، حسین عصاری، امیر ملک مختار، سجاد صادقی آرانی، میرمحسن حسینی، مهری راست قدم، مریم خداوردی، اعظم حشمتی، ابراهیم باقرلو، روژین عزتی، نسرین حامی، محمدرضا رحیمی، ندا شفیعی، سیدرضا حقّی، هانیه حجازی، پرستو صبادوست، محمود معتمدی، حمیده نظری، احمد صانعی، بهزاد کوزه گری، مریم الله یاری، نیما محمدی، محمدرضا خرازی، زهرا خوش، میثم قبادی، مجتبی محسنی، طاهره منصورنژاد، نسرین رستمی، زهرا باقری فرد، کامران ذهبی، محمود لطفی، حسین موقّر، مهدی خرازی، ندا رهگذر، علی رضا فانی، اکبر هاشمی، محسن فلاحی، سیدمحمد موسی زاده، شاداب تحویلداری، حانیه عبدالمحمدی، ناهید کیانیان، معصومه اصغری، سارا ابوالصدق، علی کلاهی فرد، امیر جوادیان، خلیل امامی، صبرا رئیسی، امیررضا معینی، بهار تاجیک، علی رضا صداقتی، ریحانه خداویسی، جواد مطهری فر، سودابه ریاحی فر، محمد اسکندری، مهرداد دولت آبادی، زهره حسینی جم، زهرا امان الهی، امیر شمشیری، حسن الماسی، ملیحه فرهادی، حمید شیخ حسنی، منصور همتی، مهرداد حبیبی، مژگان صادقی، حامد محمدی، نیما خالدی کیا، علی معصومی، سپیده رضاخانی، سهیلا داودی، لادن شجاع، هادی افسر، مهتاب خرازی، شجاع الدین علاالدین شورمستی، محمدرضا زارع، مرتضی شجاعی، امین رحمانی، وحید سلمانی، علی هاشمی، علی حمیدی، دکتر طاهره خادمی، مهدیه ثانی، مریم باقری، نهلا نیاورانی، امین نبی ئیان، احسان صالحی، آرزو کرمی، محمدرضا بایگان، رضا فرجی، مسعود فانی، علی رضا سادات، رضا سعادت پناه، شهرام فرهمندصفت، سعید مقدم، کامرانی، رعنا معتمدی، الهه علی رضالو، سیدعرفان علی پور، جیلدا ایران نژاد، محمد صفامنش، احمدرضا صانعی، نسرین بیک زند، فاطمه ریاحی، مهران غفوریان، امیر جوادیان، خسرو کلانتری، فریبا زاغی، صالح گورابی، فرهاد زرگریان، فروغ پرستار، عارف صدیقی، لعیا ابراهیمی، امین محمدحسن، فهیمه اکبری، اعظم کاظمی، لیلا تراب خانی، مهدی فشکی، محمد نیک عهد، مهناز نیاسری، علی شجاع، آمنه عبادی، تهمینه رحمانی، فاطمه کلانتری، سارا اکبری، امیر شهرابی، معصومه حضرتی، سیدمهدی طباطبایی، مهرداد اکبریان، محمد فتحی، مریم همتی، آسیه آرش پور، هادی صمدی، بابک معتمدی، نفیسه ملکی، مسعود نمازی، زینب صمیمی، توران شفیعی، سعیده نوری خواه، روزبه ساعتی، رامش لاهیجی، سمانه میلانلو، سیدجواد حنیفی، مهدیه زینی اسکویی، آرزو کافی، مصطفی قطبی، مجید نیک نفس، نوید توحیدی، رافیک عابدیان، پیمان فلاح، فرانه ساروق فراهانی، اِرمیا عابدیان، مهدی خزایی، پرویز ریاحی فر، مهسا صادق، سهیل قنبرزاده، سیدشهاب الدین واجدی، حمیده قاسمی، سیدمحمدمهدی حسینی، زهرا یزدزاد، محمدجواد خزایی، محمد جلالی نیاکان، … از درگاه حضرتش انواع خیر و سلامت، برکت و رضایت و سعادت را برای شما و عزیزان تان آرزومندیم. ارادتمند لطف و مهرتان: مهدی سروری منبع: پایگاه عکس چیلیک

نوروز سال 1398 هم رسید و پیام های شما…

operator 1261

سال 1397 هم با تمام آنچه برای هنر و عکاسی این مرز و بوم مقدر کرده بود، سپری شد و با گذشت هر سال سعی در این داریم که آنچه رفت را به بوته ی نقد بکشیم و تا آنچه را که می آید – به لطف پروردگار مهربان – مبارک کنیم. سال 1397 هم چون سالهای گذشته اش در حالی سپری شد که چندین رسانه در سطوح سراسری، استانی و منطقه ای به جمع محیط های اطلاع رسانی پیوستند و متاسفانه! با وجود مشکلات فراوان چندین رسانه از دور فعالیت خارج شدند و در حال حاضر بیش از هفت عنوان در حوزه شبکه اطلاع رسانی جهانی در سراسر کشور و در حدود بیست و هفت عنوان گروه و کانال در شبکه اجتماعی سعی در رعایت استانداردها و اصول اطلاع رسانی مشغول فعالیت اند. همچنین مسئولین و اعضای انجمن ها و تشکل های عکاسی در سرتاسر کشور سعی هایی در جهت بهبود روابط و عملکرد خود داشتند و در نهایت برخی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بعضی زیر نظر وزارت کشور گام هایی را منطبق بر بندهای اساسنامه و موازی با رضایت مندی عکاسان و اعضا برداشتند. البته که برخی با برنامه هایی درونی و خاموش و برخی بی هیچ حرکت و برنامه ای در طول سال و تنها به صرف یک اوج و هیجان رسانه ای در مقطعی از زمان و برخی دیگر با تعاریفی نو! در نظام برنامه ریزی و اجرا این مسیر را پیمودند. ” پایگاه عکس چیلیک ” (Chiilick.com) با پایان گرفتن سال 1397 حضور خود را در جمع رسانه های الکترونیکی جامعه عکاسی کشور از یکصدوسی وششمین ماه فعالیت گذراند و با وجود انتشار و بازنشر 11340 خبر و تولید 5113 خبر در طول سالهای حضور و فعالیت رسانه ای خود، تعداد 311 خبر را در 365 روز سال گذشته از رویدادهای فرهنگی هنری و جریانات جاری در عکاسی کشور منتشر کرده است. … و سالی دیگر هم گذشت! تورهای عکاسی این رسانه نیز به شکلی مستقل و ویژه با پذیرش بیش از 1193 تن از علاقه مندان عکاسی در قالب دانشجویان، اساتید، علاقه مندان از سایر استان های کشور در قالب 118 عنوان تور عکاسی برنامه ریزی شده و فوق برنامه به مرحله اجرا درآورد که دستاورد تصویری این تورها در نمایشگاه هایی چون: نخستین جشنواره تورهای عکاسی چیلیک، نمایشگاه گروهی همچو این می، نمایشگاه گروهی سبز سرخ، نمایشگاه گروهی انتهای زمین، نمایشگاه گروهی اهل حرم، نمایشگاه گروهی عکس و اشک، نمایشگاه عکس به وقت صبح، به افق زرد و چندین عنوان نمایشگاه گروهی در حال آماده سازی و سایر جریان های عکاسی کشور نمودی از موفقیت این بخش از فعالیت های این رسانه است. نگارخانه چیلیک (ChiilickGallery.com) نیز با برگزاری شش عنوان نمایشگاه گروهی تعداد نمایشگاه های عکس خود را به یکصدویازده عنوان نمایشگاه عکس رساند و میزبانی بیش از یک هزار عکاس ایرانی را برعهده داشته است. نسخه جدید رسانه پایگاه عکس چیلیک با طرحی نو با حذف محیط گالری و افزودن خدمات بیشتر بنابر نظرسنجی ها منجر به افزایش رضایت خاطر مخاطبین شده و پذیرای چندصد متقاضی عضویت در شبکه اطلاع رسانی و اشتراک خبری بوده است. پشتیبانی از 9 عنوان فراخوان معتبر در جامعه عکاسی از مجموع 28 عنوان فراخوان معتبر تشخیص داده شده که با معرفی دبیر، هیات داوران و بیان شفاف و صریح حقوق مادی شرکت کنندگان و عکاسان راه یافته محیطی معتبر را برای هر چه متعهدتر شدن دبیرخانه مسابقه ها و شرکت کنندگان در قبال هم فراهم آورده است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش 57درصدی را حکایت می کند. همچنین شش عنوان مقاله نیز در بخش مقالات در اختیار مخاطبین قرار گرفته است. پایگاه تخصصی کتاب عکس (KetabeAks.ir) نیز با معرفی و انتشار قریب به یک هزار عنوان اثرتالیف شده با دقیق ترین نوع معرفی کتاب یا نشریه، در حیطه 50 سال اخیر بازار نشر سعی در فراهم آوردن یک بانک اطلاعاتی جامع از تالیفات و نشریات عکاسی و ارایه خدمات در سرتاسر کشور برای خریداران، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه مندان رقم زده است. آغاز سال 1398 و گذر از سال 1397 با دریافت پیام هایی همراه بود که به نوعی حکایت از قدرشناسی و محبت عکاسانی داشت که نسبت به این رسانه و یا مدیریت این رسانه و همکاران بخش های گوناگون، همواره لطف داشته اند. با آرزوی رحمت و آرامش برای آنانکه در حوزه هنر عکاسی این کشور به قدر یک « چیلیک » تلاشی نمودند و در حال حاضر روحشان قرین آسمانیان شده است، امیدواریم که سال جاری برای تمامی پیشکسوتان، عکاسان، اعضای هیات علمی، محققین و پژوهشگران، نویسندگان و مترجمین، مدیران و همکاران رسانه های الکترونیکی و نوشتاری، اساتید و دانشجویان به ویژه مشترکین و اعضای این رسانه سالی سرشار از مهربانی های درونی و محبت های بیرونی در عرصه تمامی برنامه ریزی ها و اجراییات عکاسی کشور باشد که ریشه تمامی موفقیت های مانای هنرمندان، مرهون همین نکته ظریف است. در انتها از تمامی عزیزانی که با پیام هاو تماس های خود، دلیلی بر حضور روح بهار در دو سوی ارتباطات این رسانه با مخاطبین خود شدند سپاسگزاریم: آلفرد یعقوب زاده، مجید سعیدی، ناهید کیانیان، محمدمهدی رحیمیان، امیر عبدالحسینی، کریم متقی، علی خلیق، حمیده نظری، نوید عزیزی، نسرین ترابی، محمد جعفری، امیرهوشنگ للهی، ندا رهگذر، داود دارم، محمدرضا بهشتی منفرد، خسرو کلانتری، جاسم غضبان پور، جمال صالحی، سیدمحمد موسی زاده، اکبر هاشمی، محمد منصوری، لیلا صادق زاده، احسان نیلی، محمد جباری، نفیسه ملکی، امیرمسعود بزرگیان، علی رضا متقیان، مهدی معصومی گرجی، علی هژبری، داود جلیل نژاد، مهری راست قدم، علی هاشمی، سیامک جعفری، حمیده قاسمی، حمید یوسفی، محمد قدرتی وایقان، محمدرضا زارع، صبرا رئیسی، افشین میرزایی، الوند رضازاده، نسیم طواف زاده، شهرام فرهمندصفت، سیاوش پرتوی، حمید افشار، حامد حسین پور، محسن محمدی، محمد جلالی نیاکان، محمد نوروزی، سیدمحمود ابن الرضا، محمدرضا رحیمی، پری چگینی، مریم صادقی، ابراهیم رفیعی پرکوهی، کامران ذهبی، امیراحسان اسماعیلی، پوریا بروجردی، سیدحسین صبور، احمد نعیمی، امیر مردانی، علی صداقت، مهدیه اسکویی، رضا محمودی، سیدمهدی طباطبایی، محمود معتمدی، همت محمدنژاد، علی اصغر کلایی، ایوب فتاحی، اسدا.. علامی، عرفان یوسفی، مهشید امینی، مهرداد حبیبی، مصطفی دوستی، خشایار فاضل کاشانی، طاهره منصورنزاد، مجید فدایی، مریم قربانی فر، احسان صالحی، جلال میرزایی، الهه رستگاری، مجید رفیعی، تهمینه رحمانی، حامد جعفرنژاد، معصومه اصغری، مرتضی ضیغمی، الهام وزیری، سجاد صادقی آرانی، مهدی گلرخی، ناصر آیینه وند، مسعود احمدزاده، شیدا حیدری، معصومه حضرتی، مریم حسنی، فرهاد زرگریان، شهریار خونساری، سعید مهری، سیدرضا حقی، شفیع مهری، مهدی تقوی، فاطمه میرالی، سپیده رضاخانی، مجتبی محسنی، صادق سوری، خلیل امامی، شیرین شفیعی، شرمین نصیری، مهدی کاظمی خالدی، محمد کیانی، شقایق علیاری، مریم همتی، حمیدرضا مجیدی، عاطفه رستگاری،یحیی محمدی نیا، سیدمصطفی حسینی، علی رضا شیرین فرد، مهدی یوسفی، مجید مرادی، محمدرضا شیخی، ابراهیم باقرلو، اعظم حشمتی، مریم خداوردی، محمدرضا لطفی، اسرافیل صف آرا، محمدعلی مردانیان، اکرم عاشقی، منصوره حجّارمنش، سپیده سیرانی، محمد دکامئی، حامد بروجردی، آزاده مسیح زاده، مریم صالحی، کاوس صادقلو، سعید ثابت قدم مقدم، کرَم میرزاپور، امید حاتمیان، حسین عصاری آرانی، محمدتقی خوش خلق، نیلوفر زارعی، سجاد دلیری، مصطفی وثوق کیا، حسین موقّر، رامین فرزبود، محمد وروانی فراهانی، نیما خالدی کیا، احسان کمالی، حمید ظاهری، مهران غفوریان، شهرام آدشیرین، پریسا طاهری، زهرا دلاوری، سمیه هاشمی، یدا.. عبدی، امیر شهرابی، یاسر خدیشی، احمد یوسفی، علی اکبر آقاجری، مرتضی جعفری، علی کلاهی فرد، … تلاش ما در نام بردن از اسامی شما خوبان، تمام سعی ما در جبران لطف شما است. امید که پذیرا باشید. منبع: پایگاه عکس چیلیک

یادداشت مریم وحدتی بر نمایشگاه عکس کیارنگ علایی

operator 1661

مریم وحدتی وضعیت چهارم، مجموعه عکس‌هایی از گیلان است؛ خودبیان‌گری فردی که از پرسه‌زنی در اجتماع مدرن روی‌گردان شده، سادگی طبیعت و صبر روستایی را تماشایی‌تر از پیچیدگی شهری یافته و با کناره‌گیری از فضای شهری در پی ثبت و نمایش آن امر دل‌خواهی است که تفسیر و ایضاح نمی‌پذیرد. علایی عامدانه به این جهان مغفول‌ماندۀ فریبنده نظر دارد. گفتن ندارد که هیچ‌گاه از جذابیت و فریبندگی بصری چنین عکس‌هایی کم نمی‌شود. در عین حال، آثار او در فاصله‌ مشخصی قرار می‌گیرد با عکس‌های واپس‌گرا، کلیشه‌ای و سیه‌نمای دستمالی‌شده توسط هر دوربین به دستی از موضوع روستاییان. هر چند همین نکته را باید بررسی کرد که چرا به جای پرداختن به معضلات جامعه شهری و بستر تاریخی معاصر که مساله اصلی شهروند امروز و منطبق با سرشت انسان مدرن است، بر دورافتادگی خوش‌نشینانی که ظاهراً در صلح‌اند با زندگی تمرکز شده است؟ به قول بودلر، «مخاطب عام ما به دنبال حقیقت می‌گردد» اما هنرمند با طفره رفتن از حقیقت در پی گشودن چه گرهی از مصایب این مردمان است؟ عکاس آنجا میان مردمی که تفاوت آشکاری با او در سیاق زندگی دارند، در پی چیست؟ پاسخ عکاس به ما می‌تواند چیزی شبیه این باشد: عکس‌ها به سادگی حدیث نفس عکاس است. عکس‌ها به رغم واقعی و مستند بودن، واقعیت را به دقت گزارش نمی‌دهند یا به بیانی، واقعیت را به تملک خود درآورده‌اند. می‌خواهند بگویند چیزی نیمی اتفاق افتاده و نیمی را عکاس خواسته که اتفاق بیفتد. آنگاه که مشکلات زندگی مدرن از راه‌حل‌هایش بزرگ‌تر می‌شود و روشن‌فکران نمی‌توانند از پس بهتر کردن وضعیت برآیند، این زندگی مدرن است که کنار گذاشته و آن وضعیت زیبای مغفول‌مانده‌ی پیشین است که بازآفریده می‌شود، آن هم با اسباب مدرنی چون سینِما، عکاسی، گرافیک و دیوارنویسی. عنوان کتاب و نمایشگاه، اشاره‌ای است به وضعیتی دیگر، وضعیت خیالی و نوستالژیک. عکاس گویی در پی انتقال معنای جهان‌شمولی نبوده است. چنان که خود در بیانیه اشاره کرده، «وضعیت چهارم» مجموعی است از پرسه‌زنی و اتصال من به گیلان؛ مجموعه‌ای از خاطره‌بازی با گیلان و بوی رودخانه‌هایش، تا در نهایت تکه‌ای از مرا وصل کنند به جان گیلان و استمرار زمان را، در لحظاتی که من آنها را دوست داشتم، قطع کنند تا تمام چیزهای بازنموده آن ساکن شوند و باقی بمانند؛ این تنها راهی بود که بلد بودم تا گیلان نه از جان من برود و نه فراموش شود.» بنابراین، هم‌جواری عناصر درون کادرها مابه‌ازای اصالت نفس و خیال‌پردازی عکاس در تلاش برای پیوند جهان رویایی و ایدئال‌ش با چیزی است که در گذشته (نوستالژی) وجهی از واقعیت را داشته است. وحدت و نظم میان عناصر از یک طرف و انسجام در روش روشن می‌سازد که حتی اگر آنچه در بیانیه آمده، پسینی باشد، ایدۀ او فکرشده و انتخابی است. او به طبیعت رجعت کرده است، اما رجعت به طبیعتی که طی سال‌ها توسط ستایش‌گران‌ش دست‌کاری شده است. در عین حال، عکاس، سوژه‌ی عکاسی و نگاه بیرونی به این طبیعت، بخشی از همین دست‌کاری‌اند. به میزانی که مردم از زندگی شهری و مدرنیزاسیون خسته و ملول شده‌اند و خطه شمال را به مثابه تفرج‌گاه و تسکین‌گاه برای رفع این خستگی یافته‌اند، در طبیعت دست‌کاری کرده و هم‌زمان، تبلیغ آنجا را هم کرده‌اند. دیگر جایی به نام طبیعت دست‌نخورده یا محلی برای گریز وجود ندارد و همه جا به بخشی از زندگی شهری پردود و ملال‌آور تبدیل شده است. هر چند در عکس‌ها این امر انعکاس پیدا نمی‌کند و دست‌کاری‌ها و خرابی‌های به جا مانده کمتر به چشم می‌آیند و ما صرفاٌ با خلوص و پاکی مکان مواجه هستیم. از این حیث، مسؤولیت اخلاقی در باب تشویق دیگران به آنجا رفتن و تخریب روزافزون‌ش وجود دارد. این اتفاق در کشور ما به نحو گسترده‌تری نسبت به سایر نقاط اتفاق می‌افتد. در غرب، برای گریز از ملال‌ها و فشارهای مدرنیزاسیون گریزگاه‌های بیشتری نسبت به ایران وجود دارد.‌ عکاس می‌تواند پاسخ دهد که دلیل سیاه‌‌سفیدی عکس‌ها درست از همین حیث است و با گرفتن رنگ از عکس‌ها، در پی نشان دادن برخی از واقعیت رو به زوال آنجا هم بوده است. یا می‌تواند به ما اشاره کند که این مناطق چگونه آسیب‌پذیر و درحال زوال‌اند. این نکته‌ را او به نحو معکوس به ما نشان می دهد. با نشان ندادن خرابی ها. ما تنها جوانب زیبایی‌شناسانه و رابطه انسان با حیوان و پدیده‌های طبیعی را می‌بینیم. هر چند در خوانش شمایل عکس‌ها پیچیدگی زیادی وجود ندارد اما رابطه عکس با مدلول آن نیز بالذات یا قراردادی هم نیست. از این جهت، تفسیر در نسبت با سواد دیداری مخاطب اتفاق می‌افتد. برای من بدوی، مقدم بر هر چیز، حضور عکاس در واقعیات انسان‌های دیگر به چشم می‌آید. اینکه عکاس به اعتبار چه پیوند، اشتراک یا قدرتی آنجاست؟ برخی ژست‌ها فاصله میان عکاس و سوژه‌ها را فاش می‌کنند، هر چند حضور عکاس را در مکان پذیرفته‌اند و طبق میل یا غلبه او، صحنه را ادامه می‌دهند، عکس‌ها بیان‌گر تفاوت و کنترل‌ متقابل میان سوژه‌های انسانی و عکاس‌اند. او آگاهانه و به دقت در برخی ثبت‌ها به سنت عکس یادگاری، به عنوان مرجع‌ و یکی از پیش‌زمینه‌های عکاسی مستند به افراد در محیط زندگی‌شان نزدیک شده و از آنان به معنای سنتی کلمه، عکس گرفته است. به جز آن، حضور انسان در مکان اندک و مبهم است. برخلاف عکس‌های شهری که انسان یا مظاهر وجود انسانی مرکزیت دارد، در این آثار تمرکز بر فقدان یا ابهام حضور انسان بماهو انسان است. انسان از جنبه حیوانی و طبیعی‌اش و چیزی هم‌سطح و هم‌مقام با سایر جانداران و موجودات طبیعی اطراف‌ش تصویر شده است. هر چند حضور انسان در عکس، تمام مناسبات انسانی را با خود به همراه دارد، اما در عکس‌های او ژست‌ها بیش از هر چیز معطوف به کار و معاش‌ و همراهی با طبیعت‌اند. در این جهان ترسیم‌شدۀ تا حدی سورئال، رنج هم هست. نه رنج از سر سرگشتگی و ناامیدی و تنهایی انسان شهری، که رنج برآمده از کشمکش با عناصر وحشی طبیعت. حضور اشیای مصنوع، اتومبیل‌های پارک‌شده، درها و حصارها، بندهای آویخته و کلبه‌های تک در پهنه دشت بدون حضور یا دست کم بدون تشخص عامل انسانی، وجود او را در گسترۀ عناصر طبیعی نمایندگی‌ می‌کنند. در دوره‌ای که معیارهای هنر دموکراتیزه شده، پیش پاافتادگی و تصادف نیز می‌تواند به نفع زیبایی اثر مصادره شود البته به لطف قدرت دید. آن تفسیری از عکس‌های “وضعیت چهارم” که تنهایی و فردیت انسان‌هایش را مورد توجه قرار داده‌اند را به سختی می‌توانم بپذیرم. هر چند تنهایی و فردیت در معنای انسان شناسانه‌اش خاصیت روح انسانی است، اما به نحو خاص ویژگی انسان شهری است و در نسبت با تن‌ها شناخته می‌شود. در بافت فرهنگ سنتی، مفاهیمی چون فردیت و تنهایی اعتباری ندارند. چرا که ریسمان‌هایی چون مذهب، خانواده، آداب، سنن و قومیت و الگوهای پذیرفته‌شده، فرد را در جامعه‌ی روستایی ادغام می‌کند. به تعبیر زیمل، فردِ تنها یا «غریبه» کسی است که در روابط کلان‌شهری از حس قرابت و هم‌دلی با اطرافیان خود ناتوان است. مردمان عکس‌های علایی بخشی از کلیت طبیعت‌ و در اتحاد و پیوستگی با موجودات زنده‌ی پیرامون‌اند. همین به یادمان می‌آورد انسان نیز بخشی از طبیعت است، نه سروَرِ طبیعت و مسلط بر این حیات. چنانچه عکاس ما همچنان پاسخ دهد که تنهایی ویژگی انسان‌های درون قاب‌هایش است، باز سراغ همان تفسیر می‌روم که آنچه او به ما نشان می‌دهد، حدیث نفس و تصعید تنهایی خود به درون قاب‌هایش است. از طرف دیگر، هر قاب ثبت‌شده از مناطق طبیعی، تفاوت آشکاری دارد با قاب‌هایی که از فضاهای شهری گرفته می‌شوند. در هر دو حالت اما ثبت هر قاب، به ازای از دست دادن قاب‌های دیگر است. حاشیه‌های عکس از قاب بیرون می‌افتند و ما صرفاً بخشی از مکان را می‌بینیم. هر گزینشی، محذوفاتی را هم با خود دارد. از چیزی عکس گرفتن، به معنای از چیزهایی هم عکس نگرفتن است. آن حاشیه‌هایی که در قاب نیستند، برای من جالب‌تر و بااهمیت‌ترند. در عکس‌های طبیعی ما چه چیز را حذف می‌کنیم؟ به باور من، آلودگی‌ها، خرابی‌ها و زشتی‌ها هستند که حذف می‌شوند‌ و اتفاقاً عکس‌ها همین‌جا اهمیت می‌یابند. در عکس‌های طبیعی، رد پای دولت، قدرت، سرمایه، سیاست، میل و جنون حذف می‌شوند. از همین رو، این‌گونه عکس‌ها برای نهادهای قدرت اهمیت پیدا می‌کنند. در واقع، حامیان و منابع مالی این گونه عکس‌ها کسانی‌اند که حذف شده‌اند. حذفی که بر قدرت‌شان می‌افزاید و دیده نشدن، تحکیم‌بخش حیات آنان می‌شود. لذا حذف ابزاری است برای قدرتمندتر شدن نه اتفاقاً نمایش دادن. در آثار علایی، نشانه‌های سبک پیکتوریالیسم با رویکرد رمانتیسم به چشم می‌آید. هرچند رمانتیسم بیشتر به عنوان مکتب ادبی و عمدتاً به قرن هجدهم و پیش از عصر روشنگری باز می‌گردد، اما از نظر رابرت سه‌یر و میشل لووی در مقالۀ «رمانتیسم و تفکر اجتماعی»، “جهان‌بینی‌ای است که در واکنش به کاستی‌ها و تضادهای سرمایه‌داری به وجود آمده است و جلوه‌های آن را می‌توان در تمام نظام‌های فکری مشاهده کرد و ادبیات تنها یک جلوه از آن است”. هر چند از عکس نباید انتظار داشت که جهان را جای بهتری کند یا دست کم درک ما را نسبت به جهان ارتقاء دهد، در عین حال استفاده از عکاسی ربط قاطعی با جهان‌بینی عکاس دارد. کشف مکان و پرتوافشانی بر عناصر به اعتبار مواجهه‌ی شهودی، آشنازدایی، توصیف و تخیل نمادین در ساحت تصویر، رمزگذاری با ژست‌های پشت به دوربین، شبح بدن‌های نامتشخص سولاریزه یا کنتراست بالا در پرسپکتیوهای وهم‌زا، توجه مشخص به ترکیب‌بندی و فرم، تصویرسازی شاعرانه از ساختار زندگی روستایی با درها و پنجره‌های گشوده که یادآور سخاوت و گشودگی مردمان آن خطه است، مردانی که در نسبت با کار تصویر شده‌اند؛ یا مشغول‌اند به کار یا فارغ از آن، زنان سال‌خورده‌ای که هیچ‌گار بیکار نیستند و با عناصر طبیعت در نسبت پیوسته‌اند، و حضور حیوانِ نه خانگی فانتزیِ عکس‌های شهری، بلکه حیوان به عنوان واسطه تولید و معاش، و بالاخره دست‌ها و گاه پاها که یا به واسطه پرده‌ای یا از گوشه کادر برش خورده‌اند که عاملیت را بازنمایی می‌کنند، بی‌رنگی نامتعارف، دامنه وسیع تن‌های خاکستری، همچنین، کیفیت بالای چاپ از ویژگی‌های مطلوب آثار کتاب و نمایشگاه “وضعیت چهارم” است. منبع: پایگاه عکس چیلیک

عکاس، به مثابه یک «کارگر کنتراتی» – عادل پازیار*

operator 340

عکس‌هایی که کپی‌های ناقص از نشانه‌های فیلم «آفساید» در کنار کلیشه‌های تصویری برای نشان دادن شرقِ سنتی و مدرن هستند موفق به حضور در جمع برگزیدگان مسابقه عکس مطبوعاتی جهان (World Press Photo 2019) شد. بر سر دو راهی نوشتن و یا گذشتن از کنار مجموعه عکاس ایرانی منتخب عکس ورزشی مطبوعات جهان (World Press Photo 2019) قرار گرفته بودم؛ گذشتن، برای جوانی و بی ادعایی عکاس و حفظ لذت جایزه‌ای که طعمی بس شیرین در این سن دارد و نوشتن و نقد کردن برای آگاه کردن جوانانی که «آرمان‌شهر» خود را ورلد پرس فوتو می‌بینند و قدم‌هایش را با گام برندگان این رویداد تنظیم می‌کنند. می‌دانستم نوشتن بر گذشتن پیروز خواهد شد چرا که معتقدم در این روزگار، بسیار مهربانی‌های مصلحتی، به خیانت‌های تاریخی منجر شده است. ممانعت از حضور زنان در ورزشگاه یکی از موضوعاتی است که به یکی از سوژه‌های طبقه متوسط برای مطالبه حقوق زنان بدل شده است و در اطلاعات نه چندان کامل من، اولین مطالبه‌گری‌های هنرمندانه در مدیومِ تصویر به فیلم «آفساید» ساخته جعفر پناهی برمی‌گردد، که بر اساس فیلمنامه‌ای مشترک با شادمهر راستین در سال 1384 ساخته شد. در این فیلم تلاش شده است با استفاده از نشانه‌هایی همچون «نرده‌ها» و «دخترانی با گریم‌های پسرانه» جامعه مردسالاری را نقد کند که زنان را از حقوقشان منع کرده است. حدود 13 سال از فیلم جعفر پناهی که موفق به دریافت جایزه خرس نقره ای جشنواره برلین 2006 شد، می‌گذرد و پس از آن مجموعه‌هایی بسیاری به دلیل فقر ایده تلاش کردند با کپی‌های ناقص از نشانه‌های فیلم آفساید، دغدغه حضور زنان در ورزشگاه را در صفحات آژانس‌ها، مجلات و روزنامه‌ها نشان دهند. و اما امروز، در فوریه 2019 در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن، مجموعه‌ای که باز کپی ناقصی از فیلم آفساید است – با همان نشانه‌های نرده و گریم پسرانه- در کنار کلیشه‌های دیگری برای نشان دادن تقابل تصویری شرقِ سنتی و مفهوم رایج مدرنیسم، همچون «نماز خواندن»، « زنانی پوشیده در چادر مشکی در کنار زنانی با روسری‌های رنگی‌«، در کمال شگفتی از سطح برگزاری مسابقه، موفق شده است در بزرگترین رویداد عکس مطبوعاتی جهان برگزیده شود. سوال اینجاست که عکاس در کجای این مجموعه ایستاده است؟ ما در این مجموعه با موضوعی عمومی روبرو هستیم که از گفتمان روزانه در سطح جامعه به عکاس منتقل شده بدون آن که اندیشه‌ای بیانگر «نظر» عکاس مطرح شود تنها با فرم‌هایی برگرفته از نشانه‌های سطحی بازنمایی می‌شود. به این ترتیب، عکس در کلیشه‎ای‌ترین حالت ممکن، بازنشر دهنده گفتمانی است که در آن سوژه سازی‌های طبقه متوسط، «عکاس به مثابه یک کارگر کنتراتی» سوژه به عکس تبدیل می‌کند. **قضاوت‌ سطحی «عکاس» و «بنیاد ورلد پرس فوتو» با انگ‌های سیاسی را کنار بگذارید داشتن یک نگاه سیاسی از یک جهان بینی می آید که با هر سلیقه ای ارزشمند است ولی گفتمانی که در رادیکال‌ترین حالت ممکن خود از واکنش به برنامه‌های «بیست و سی» و «نمونه‌های واکنشی در خارج از ایران» در دو طرف ماجرا تعریف می شود، تقلیل دادن یک نگاه سیاسی در هنر است. بنیاد ورلد پرس فوتو، متشکل از هنرمندان، عکاسان و داورانی است که به هیچ عنوان سیاسی نیستند و تمامی آنها دغدغه انسانی و تغییر دارند. برای پاسخ به این ادعا یک چالش بسیار ساده مطرح می‌کنم: تصور شما از «سیبری» که تا به حال به آنجا سفر نکردید چگونه شکل گرفته است؟ اگر من چهار عکس از چهار «فصل» را بر روی یک میز قرار دهم و از شما بخواهم تصویر سیبری را انتخاب کنید، بدون شک انتخاب بسیاری از ما زمستان است، همه ما تصویری را انتخاب می کنیم که با اطلاعات گذشته ما منطبق باشد. پس انتخاب داوران مسابقات در تمامی عرصه‌های هنری مرتبط با تصویری است که از کشورها در ذهن دارند و آسیب زمانی است که این تصویرها به کاریکاتورهایی بدل می‌شوند که بزرگترین رویداد ژورنالیستی جهان نیز نمی‌تواند سر از آن بیرون کشد و دور باطل «آفریقای گرسنه»، «رویای آمریکایی و مصرف»، «آمریکای جنوبیِ خشمگین»، «مصائبِ مدرنیته در آسیای شرقی»، «خاور میانه ناامن» هر سال به نحوی تکرار می‌شود و نباید فراموش کرد، تصویری که امروز از ایران در جهان ساخته شده است توسط عکاس شکل نگرفته است که توسط عکاس تغییر کند، تغییر این نگاه به خانواده ای خارج از هنر و رسانه برمی‌گردد. پس از نقد موضوع و تاکید برنداشتن ایده، به سراغ انتخاب رویکرد مجموعه و استایل عکاس می روم. معمولا انتخاب استایل از ایده پیروی می‌کند که نداشتن ایده عکاسانه سبب شده است که این مجموعه در سردرگمی استایل، خود را به در و دیوار بکوبد. عکاسان حرفه‌ای در برابر «مجموعه عکس» یکی از سه رویکردِ «گزارش تصویری»، «داستان تصویری» و «مقاله تصویری» را انتخاب می‌کنند. ما در این مجموعه شاهد هستیم که عکاس میان «گزارش تصویری» و «داستان پرتره تصویری» سردرگم است و داشتن یک رویکرد صحیح در مجموعه عکس از مهمترین مباحث شناخت عکاسانه است که علاوه بر آن در این مجموعه با مشکل عمومی بیشتر عکاسان همچون «تعدد غیر منطقی در ونتیج و استفاده از لنزها»، «نداشتن شروع و پایان صحیح» «رفت و برگشت بی منطق به فضاهای بیرونی و داخلی» روبه رو هستیم. در 2 فریم از این مجموعه، شاهد پرتره دختری هستیم که برای حضور در استادیوم گریم شده است که پرداختن صحیح به زندگی این دختر می توانست مجموعه را بهتر و قابل دفاع‌تر کند که بدون شک همین 2 پرتره توانسته است رای داوران را از آن خود و خود را به عنوان برگزیده به بنیاد ورلد پرس فوتو تحمیل کند. حضور « مای ای وونگ » (Wong Maye-E) خبرنگار آسوشیتد پرس در کنار «الیویه میشون» (Olivier Michon) مدیر نشریه فرانسوی «لکیپ» و «مارگاریت شراپ لوکارلی» (Marguerite schropp Lucarelli) از نشریه اسپورتس ایلوسترِیتد از شانس‌های حضور این مجموعه بی ساختار در جمع برگزیده ها بوده است. داوران این بخش عموما با تک عکس‌های خبری و «اکشن» ورزشی در رسانه‌های خود روبرو هستند و نسبت به ساختار «مجموعه مستند» و مولفه‌های آن آگاه و قادر به کشف ضعف‌های فاحش این مجموعه نیستند و این مجموعه در بخش‌های دیگر شانس کمتری برای انتخاب، داشت. به هر حال، حضور «فروغ علایی» در لیست برگزیدگان این رویداد، افتخاری برای جامعه عکاسی ایران است و اگر با گام بر داشتن در یک مسیر صحیح، قادر به ثبت تصویری باشیم که بتواند در «تاریخ» نماینده واقعیت امروز جامعه ایران باشد حضور افراد کم سر و صدا در فضاهای بین المللی می‌تواند از آینده ای روشن خبر دهد. *عکاس و خبرنگار فراهنگ** 9031** 9053 انتهای پیام /*

هر کسی از انباری هنرمندان اثری استخراج کند « کیوریتور » نیست

operator 416

منبع: ایرنا – گردآورنده نمایشگاه «پرده آخر» درتشریح تفاوتِ ماهیت «گردآورنده» و «کیوریتور» گفت: هر کسی از میان انباری هنرمندان اثری استخراج کند، کیوریتور نیست بلکه یک فرایند «کیوریت» در یک هم‌زیستی و هم‌فکری، مدتها قبل از تولید اثر با تاثیرگذاری بر ذهنیت هنرمند شکل می‌گیرد. رضا جلالی «گردآورنده» نمایشگاه گروهی عکس عکاسان تئاتر با عنوان «پرده آخر» در روز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا گفت: واژه «کیوریتور» در ایران به یک فرایند دم دستی و سهل‌انگارانه بدل شده است که هر کس آثاری جمع‌آوری می‌کند خود را کیوریتور می‌نامد. جلالی که تاکید دارد در پروژه «پرده آخر» عنوان خود را گردآورنده بنامد، افزود: قاطبه کسانی که خود را به عنوان کیوریتور معرفی می‌کنند جمع‌آورنده هستند و باید از واژه‌ها درست استفاده کنیم تا بار معنایی و اثرگذاری آنها را تخریب نکنیم. وی افزود: تاثیرگذاری بر ذهنیت هنرمند مهم‌ترین لازمه یک کار است که در یک هم‌زیستی و هم‌فکری قبل از فرایند تولید اثر شروع می‌شود و تا پایان ارائه اثر ادامه خواهد داشت. مسئول بخش چند رسانه ای خبرگزاری هنر آنلاین اظهارکرد: استیتمنت یا بیانیه نویسی چند سالی است که در نمایشگاه‌ها باب شده است که باید به چیزی درون خود ارجاع دهد تا بتواند در مواجهه با آثار به یک رمزگشایی بدل شود گرچه یک اثر باید خودش از خود دفاع کند و اصولا هنرمند نباید درباره کار توضیح دهد ولی در کشور استیتمنت‌ها یا بسیار ذهنی هستند و با اثر ارتباط معنایی ندارند و یا باید به اثر سنجاق شوند تا به اثر مفهوم بخشند. جلالی، ایده شکل‌گیری نمایشگاه «پرده آخر» را از طرف امیر للاهی مدیر عکسخانه شهر عنوان کرد و گفت: وی به دنبال تغییر رویکرد موزه عکسخانه شهر از فضاهای تاریخی و سندهای تصویری به سمت فضاهای متنوع‌تری بود که در این راستا پیشنهاد کردم برای اولین بار نمایش عکسهای تئاتر را در این موزه تجربه کنیم. جلالی افزود: یکی از مواردی که در جمع‌آوری آثار این نمایشگاه، به عنوان اولویت خود قرار دادم توجه به عکاسان خلاق و جوانی بود که فرصت دیده شدن در فضاهای نمایشگاهی برایشان کمتر میسر است و با وجود یک نگاه ساختارمند، کمتر شناخته شده بودند. وی در تشریح روند انتخاب عکس‌ها گفت: از هر عکاس 5 فریم دریافت کردم که بنا به محدودیت و برنامه‌ریزی باید در انتها از هر عکاس دو تصویر به نمایش می‌گذاشتیم و حذف 3 عکس از میان تصاویر قدرتمند این عکاسان یکی از دشواری‌های کار بود. وی با اشاره به بازخوردهای مثبت این نمایشگاه گفت: نمایشگاه مورد توجه عموم و حرفه‌ای‌های این حوزه قرار گرفت و برای مثال سیامک زمردی مطلق که یکی از عکاسان فعال در حوزه تئاتر است از این رویداد به عنوان یک اتفاق نیک یاد کرد که آخرین بار حدود بیست سال پیش شاهد آن بودیم که فارغ از رویدادهای دولتی چنین دورهمی عکاسانه‌ای در حوزه تئاتر شکل بگیرد. وی گفت: انرژی‌های مثبت در تاثیرپذیری از این نمایشگاه سبب شده است که به فکر برگزاری این رویداد به صورت سالانه باشیم و با توجه به اینکه در مشهد و اصفهان تئاترهای خوبی اجرا می‌شود در تلاش خواهیم بود در نمایشگاه‌های بعدی از عکس‌های تئاتر شهرستان هم بهره ببریم. در نمایشگاه «پرده آخر» که آثار آن توسط رضا جلالی گردآوری و انتخاب شده، 30 اثر از 15 عکاس به نمایش درآمده است. عاطفه آرانی، آرزو آزادپور، میلاد بهشتی، رضا جلالی، فهیمه حکمت، عماد دولتی، مونا صدر، لیلی صدیق، علیرضا فراهانی، محبوبه فرج اللهی، مریم قهرمانی، شیوا مشفق، احسان نقابت، بهار نیک‌پور و عطیه نیکنام عکس‌هایی را که بین سال‌های 1392 تا 1397 در سالن‌های تئاتر تهران ثبت شده‌اند را به نمایش ‌گذاشتند. در بخشی از بیانیه نمایشگاه به قلم رضا جلالی آمده است: جالب آنکه با مروری بر آثار این نمایشگاه می‌توان یک نگاه کلی نسبت به بخشی از هنر نمایشی و صحنه‌ای در سال‌های اخیر به دست آورد. هنری که به اجرای لحظه زنده است و اگر عکس آن را ثبت نکند از یادها می‌رود. عکس مطمئن‌ترین راه برای ثبت گوشه‌ای از آن چیزی است که با نام نمایش بر صحنه تئاترها اجرا می‌شود. نمایشگاه گروهی عکس عکاسان تئاتر با عنوان «پرده آخر» ‌16 آذرماه در موزه عکسخانه شهر افتتاح شد و تا 6 دی ماه ادامه خواهد داشت. موزه عکسخانه شهر در میدان هفتم تیر، میدان بهار شیراز، بوستان بهار شیراز واقع شده است. فراهنگ**9031** 1418 انتهای پیام /*

گزارش ده سال برگزاری روز عکس تاریخی در ایران

operator 955

نشست تخصصی « مروری بر ده سال برگزاری روز عکس تاریخی در ایران » همراه با جلسه پرسش و پاسخ با مسئولان کاخ گلستان پیرامون مسائل مربوط به آلبوم خانه و عکس ها در مرکز ملی یونسکو در تهران برگزار می شود. پس از حدود دو سال بررسی و آشنایی با مسائل و مشکلات آرشیوها، در سال 1386 با این نگرش که عکس‌های تاریخی موجود در کشور به ‌عنوان میراث ملی: اثر تاریخی (شیء ) و حامل اطلاعات تاریخی(سند) دارای اهمیت بسیار هستند و حفاظت آن‌ها ازعوامل تخریب‌کننده و ارائه‌ی اطلاعات ضبط‌شده در آن و ارائه به خواستاران که به‌طور عمده پژوهشگران رشته‌های مختلف و نسل‌های آینده،ضروری است و رعایت استانداردهای حفاظت بدنه فیزیکی آرشیوهای عکس، ساماندهی و طبقه‌بندی آن‌ها، شرح نویسی، عنوان نویسی و تهیه نسخ پشتیبان، با دو هدف حفظ اطلاعات در متریال جدید برای انتقال به آینده و افزایش طول عمر این اطلاعات به بهترین شیوه و عالی‌ترین کیفیت ممکن، نشست‌هایی در پژوهشکده‌ی مرکز اسناد و کتابخانه ملی با حضور افراد زیر برگزار شد: دکتر پروین ثقه‌الاسلام مدیر کاخ گلستان، دکتر محمدحسن سمسار ، زنده یاد دکتر شهریار عدل ، دکترمحمد ستاری ، رضا فراستی ، مهندس فرزام ، حسین چنعانی ، محمدرضا طهماسب پور ، سیدجواد هستی ، داوود صادق سا ، فاطمه سرائیان ، آرمان استپانیان ، بهمن بیانی ، رزیتا میری ، نسرین ترابی و نمایندگانی از سازمان اسناد کتابخانه ملی و کتابخانه ملک و کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی و آرشیوداران خصوصی با موافقت رئیس وقت پژوهشکده‌ی مرکز اسناد ملی ایران ،(زنده یاد دکتر محسن جعفری‌مذهب) نشست‌هایی با متخصصین تاریخ عکاسی ایران ، انجام شد، که نتیجه‌ی آن اعلام روز 25 آذر، به‌ عنوان «روز عکس تاریخی ایران» برای بهتر پرداختن به دغدغه‌های متخصصین بود. در 24 بهمن سال 1386پیش همایشی با عنوان «صدوشصت وپنجمین سال حضور عکاسی در ایران» در کتابخانه‌ ملی انجام گرفت. دبیر علمی همایش نسرین ترابی و دبیر اجرایی زنده یاد دکتر محسن جعفری‌مذهب رئیس پژوهشکده مرکز اسناد ملی بودند. در این مراسم دکتر محمد ستاری، رضا فراستی، زنده یاد دکتر شهریار عدل، عبدالله انوار سخنرانی‌هایی ایراد کردند. فیلم خاطرات روی شیشه مهرداد زاهدیان در انتهای برنامه پخش شد. نمایشگاه پوسترهای مربوط به نمایشگاه‌های تاریخ عکاسی برگزار شده در موزه عکسخانه شهر، نمایشگاه کتاب‌های عکاسی و نسخه‌های قدیمی در محل کتابخانه ملی برگزار شد. بنا به دلایلی پس از مراسم همه ارتباطات قطع شد. در آذر ماه سال1387، پس از تماسی که از سوی سایت اینترنتی عکاسی دات کام با نسرین ترابی گرفته شد و مصاحبه‌ی کوتاهی در رابطه با علل عدم برگزاری روز عکس تاریخی در تاریخ اعلام‌شده، انجام گرفت. در گفتگویی که با مژگان طریقی رییس وقت موزه عکسخانه شهر داشتیم تلاش کردیم ، نگذاریم موضوع به دست فراموشی سپرده شود. پس در 25 آذر سال‌های: 1387- 1388-1389-1390-1391-1392 نمایشگاه ها و نشست‌هایی را در این موزه ترتیب دادیم: 1387 عکس های دهه20 تا30 حرم حضرت عبدالعظیم ، 1388-14عکاس دوره قاجار، 1389درآیگاه خورشید حکایتی تصویری از وادی طوس از مجموعه نسرین ترابی با سخنرانی دکتر ستاری و حسین چنعانی ،1390 نمایشگاه مشاهیر قاجار عکس های آنتوان سوریوگین از مجموعه شهرام و اشکان امینیان و 1391منتخبی از عکس های گل محمد جامجو. در سال 1392 با هماهنگی‌های به‌عمل‌آمده با سازمان میراث فرهنگی، مرکز اسناد وزارت خارجه، موزه عکسخانه شهر، موسسه تاریخ معاصر، انجمن مجموعه‌داران، پژوهشکده مرکز اسناد ملی ایران و آستان قدس رضوی، از 23 تا 27 آذر 1392 هفته‌ی عکس تاریخی برگزار شد. دو نمایشگاه عکس اصل از دوران قاجار توسط کمیته تخصصی عکسهای تاریخی انجمن مجموعه و نمایشگاه عکسهای منحصر به‌فرد دوره قاجار از آرشیو اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی در ساختمان معاونت روابط عمومی میراث فرهنگی برقرار و نمایشگاه کتاب وزارت خارجه و ناشران مختلف در سازمان میراث فرهنگی. 26آذر در سالن اجتماعات میراث فرهنگی با سخنرانی های دکتر عارف نیا و دکتر دامن‌پاک جامی سخنانی در رابطه با مرکز اسناد و دیپلماسی وزارت خارجه،ایراد کردند همچنین مهندس بهشتی مشاور مدیرکل میراث فرهنگی در رابطه با نقش عکس‌های تاریخی و لزوم توجه به آنها، فراستی مدير اطلاع‌رسانی و سرپرست امور اجرایی معاونت پژوهش موسسه تاریخ معاصر آرشیو آن موسسه و راهکارهای تازه برای ساماندهی آرشیوهای عکس و مهندس لطفی رئیس انجمن ملی مجموعه‌داران مشکلات مجموعه‌داری ایراد کردند و دکتر مسجد جامعی رئیس محترم شورای شهر تهران، رونمایی از کتاب تازه چاپ‌شده‌ی سیمای تهران دکتر محمدحسن سمسار و اهدای لوح‌های تقدیر به پیشکسوتان تاریخ عکاسی ایران دکتر سمسار ، دکتر محمد ستاری، سید جواد هستی و ملک عراقی و نسرین ترابی. نشست تخصصی27 آذر  در سالن کنفرانس ساختمان گنجینه اسناد ملی مراسمی با سخنرانی رضا فراستی مسائل عمده و مشترک آرشیوهای عکس و لزوم هم‌آیی متخصصین و متصدیان آرشیوهای عکس برای ردوبدل کردن اطلاعات و همکاری‌های بینا آرشیوی،کامران نجف زاده از انجمن مجموعه‌داران، مقدمه‌ای بر شناسایی و حفاظت عکس‌های تاریخی دکتر داوود صادق سا،سخنانی در ارتباط با توجه ویژه به مشکلات اسکنرها در نسخه‌برداری از نسخ و عکس‌های قدیمی وسید جواد هستی، از نحوه‌ی کار ساماندهی بیست‌ ساله‌ی آلبومخانه کاخ گلستان صورت گرفت. در آذر25سال 1393 در مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، نشستی در سالن مجامع مرکز آموزش و پژوهش‌های وزارت خارجه انجام شد. دکتر سعیدآبادی و دکتر سرمدی، دکتر دامن‌پاک جامی، محمد بهشتی، اکبر عالمی در ارتباط با نقش اسنادی عکس سخنرانی‌هایی کردند و در انتها نمایشگاه عکس‌های نویافته‌ی این مرکز به همراه مجموعه عکس نفیس تابه‌حال دیده نشده دوره‌ی قاجار موزه عکسخانه شهر ، برای اولین بار به نمایش گذاشته شد. 11 اسفند 1394 رونمایی از عکس‌های گرفته‌شده در مسیر ساخت راه‌آهن سراسری توسط مهندسین دانمارکی شرکت کامپساکس1930در سالن مجامع مرکز آموزش و پژوهش وزارت خارجه با حضور سفیر دانمارک، رئیس دپارتمان راه‌سازی شرکت کووی، دکتر دامن‌پاک جامی معاونت پژوهشی مرکز آموزش و پژوهش و بیات سفیر وقت ایران در دانمارک محیط طباطبایی از میراث فرهنگی سخنرانی‌هایی انجام دادند. در سال 1395 نمایشگاه و سخنرانی دکتر سمسار آلبوم خانه کاخ گلستان ، منوچهر ملک قاسمی درباره‌ی ملک قاسم میرزا، زنده یاد دکتر محسن جعفری‌مذهب، ایتالیایی‌ها در ایران، مژگان طریقی در مورد عکاسان ایتالیایی در ایران لوئیجی مونتابونه و نسرین ترابی در مورد آنتونیو جینوزی در سالن همایش‌های یونسکو در تهران برگزار شد. در سال1396 سخنرانی و رونمایی از داگروتیپ ایرانی موزه‌ی اورسی پاریس توسط دکتر نیلوفر منیعی، آنتونیو جینوزی توسط پاسکواله دوریا، داگروتیپ های ایرانی دکتر ستاری و یاد همراهان خانم دکتر جعفری مذهب، مژگان طریقی و نسرین ترابی در سالن همایش های یونسکو در تهران و نشست عکاسی زیارتی در مشهد مرکز اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی برگزار شد. در بهمن‌ماه 1396 نامه‌ای از طرف دبیر کل یونسکو در ایران طی نامه‌ای به شوراي فرهنگ عمومي پيشنهاد نامگذاري روز 25 از سوی سایت بررسی‌های تاریخ عکاسی ایران ( نسرین ترابی – مژگان طریقی ) پیشنهاد داده شد. در سطح جهاني روز27 اکتبر(چهارم آبان) روز جهانی میراث اسناد دیداری–شنیداری از سوی یونسکو اعلام‌شده و هنوز در هیچ‌کدام از کشورهای جهان روز ویژه‌ی عکس‌های تاریخی نیست پاسخ شورا این بود که“ با توجه به نام‌گذاری 19 اردی بهشت به‌ عنوان روز اسناد ملی و میراث مکتوب روز عکس تاریخی به تصویب نرسید.“ ما همچنان بر نام‌گذاری این روز اصرار داریم و امیدوار هستیم با پیگیری‌های بیشتر این مهم انجام شود . نسرین ترابی – مژگان طریقی آذر ماه 1397 منبع: پایگاه عکس چیلیک

تور عکاسی چیلیک با نگاه مستند به درو شالی در مازندران برگزار شد

operator 2522

تور عکاسی مستند درو شالی با حضور عکاسان علاقمند به عکاسی مستند در حومه شهرهای ساری و کیاسر در استان مازندران برگزار شد. این سفر گروهی که با برنامه ریزی از پیش تعریف شده و برخی هماهنگی های تعیین شده نسبت به فعالیت کارگران در شالیزارها در موقعیت درو شالی هدف گذاری شده بود نزدیک به بیست تن از عکاسان و علاقمندان حضور یافتند و تلاش کردند تا در ایستگاه های مختلف نسبت به موقعیت و موضوع بهترین شرایط را در عکاسی برای کار فراهم آورده و نماهایی متناسب با کار و فعالیت کارگران در شالی و تجربه عکاسی مستند به ثبت برسانند. در این سفر دو و نیم روزه که از عصر روز چهارشنبه 24 اَمرداد آغاز شد همسفران عازم شهر ساری شدند و طبق برنامه شامگاه چهارشنبه را در مقصد به استراحت پرداختند. این سفر عکاسی به گونه ای طراحی شده بود که عکاسان صبح روز پنجشنبه پس از صرف صبحانه عازم مناطق هدف گذاری شده بودند و با توضیحات دریافتی و راهنمایی های انجام گرفته دوشادوش کارگران مشغول به درو شالی به عکاسی پرداختند. روز دوم این سفر نیز به حضور در شهرستان کیاسر و همراهی با عکاسان و علاقمندان استان مازندران گذشت که برای شرکت در همایش تخصصی عکاسی مستند و عکاسی از: محیط شهری و مناظر و طبیعت، بافت قدیم و جدید، پوشش اهالی منطقه و… شرایط عکاسی را تسهیل کرده بودند صرف شد که در بخشی از این همایش نیز عکاسان همسفر با 110ومین تور عکاسی چیلیک همراه شدند و به عکاسی پرداختند. اسامی عکاسان و علاقمند همسفر با 110ومین تور عکاسی چیلیک با این ترتیب معرفی شده است: حمیده نظری، مهری راست قدم، امیر جوادیان ، شیرین نیکخواه بهرامی، سیّدمحمد موسی زاده، مهدی یوسفی، ندا رهگذر، مریم خداوردی، ابراهیم باقرلو، جلال میرزایی، سیّدمهدی طباطبایی، محمدرضا خرازی، اعظم حشمتی، حسین عصاری آرانی، عارفه حجارمنش، آرین جوادیان، مهدی سروری. از مهمترین اهداف برگزاری تورهای عکاسی پایگاه عکس چیلیک پس از نخستین دوره جشنواره تورهای عکاسی چیلیک شناسایی استعدادها و جذب علاقمندان و دوستداران هنر عکاسی در محیطی علمی، سالم و صمیمی است تا ضمن شرکت در فضایی عکاسانه از تاثیر شرایط کارگاهی و آموزش غیرمستقیم عکاسی بهره های لازم را برده و تجارب اولیه و تکمیلی خود را در زمینه عکاسی: مستند، مفهومی، منظره و طبیعت، روایی وگزارش، چهره، اجتماعی، معماری و … افزایش دهند. مدیریت دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک ضمن تقدیر از دکتر همت محمدنژاد شهردار کیاسر و اعضای شورای شهر این شهرستان، مهدی معصومی گرجی مسئول خانه عکاسان حوزه هنری مازندران و عکاسان پیشکسوت و اساتید عکاسی استان، مراتب تقدیر و تشکر خود را از ابراهیم رفیعی پرکوهی به پاس حضور و همراهی با همسفران گروه اعزامی عکاسان اعلام می دارد. مطابق با رسم تمامی تورهای عکاسی « پایگاه عکس چیلیک » مقرر شد تا با مشارکت همسفران فعال (صاحب اثر در گزارش تصویری و عکس های منتخب)، نشست نقد تور و بررسی عکس های تولید شده همسفران این تور به شکل رایگان عصر روز سه شنبه 13 شهریور ماه در سالن آموزش دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک برگزار شده و عکس ها و نگاه برتر در این نشست بنا بر رای و نظر همسفران و حاضرین علاقه مند مورد معرفی قرار می گیرند. برای مشاهده گزارش تصویری تور عکاسی تجربه عکاسی مستند از فعالیت و تلاش کارگران درو شالی « اینـجـــا » کلیک کنید. تورهای آتی ” پایگاه عکس چیلیک “ (Chiilick.com) با هدف عکاسی از: برداشت شالی، مزرعه آفتابگردان، طلوع در کویر، آبشار ویسادار، ییلاق ماسال، روستاهای کردستان، ماهیگیران ساحلی، سیستان و بلوچستان، غروب ماسوله و صبحگاه قلعه رودخان، جزیره قشم، نهارخوران گرگان، پل ورسک و شیرگاه، عشایر دشت مغان، منطقه اسالم به خلخال و … در دست هماهنگی وطراحی است که پس از برنامه ریزی معرفی خواهند شد. منبع: پایگاه عکس چیلیک

« دیوید داگلاس دانکن » عکاس نامدار جنگ درگذشت

operator 1530

« دیوید داگلاس دانکن » عکاس سرشناس آمریکایی و فتوژورنالیست نامدار در عرصه عکاسی از جنگهای کشور کره و ویتنام درگذشت. داگلاس که از جمله نامداران و سردمداران عکاسان جنگ در دنیای امروز به شمار می رفت متولد ایالت میسوری شهر کانزاس در آمریکا و دانش آموخته رشته باستان شناسی بود. داگلاس در طول عمر یکصد ساله اش عنوان عکاس حرفه ای را در عرصه فتوژورنالیسم از آن خود کرد به شکل کاملا اتفاقی به عکاسی در عرصه تهیه رپرتاژ و گزارش تصویری روی آورد. آغاز کار عکاسی وی با عکاسی از آتش سوزی یک هتل محلی تاکسان(آریزونا) و عکسبرداری از یکی از خسارت دیدگان این سانحه که با سعی مداوم خود را به آتش می زد تا چمدانی را از شعله های مهیب آتش بیرون آورد آغاز شد. چمدانی که بعدها مشخص شد سرقتی و حاوی مقادیری پول نقد بوده است و آن شخص ساعی کسی نبود جز «جان دیلینجر» سارق زیرنظری که تحت تعقیب پلیس بانک بود. داگلاس دانکن در جنگ جهانی دوم به ارتش تفنگ‌داران نیروی دریایی آمریکا پیوست و نبردی در غرب اقیانوس آرام را از طریق تهیه عکس هایی مستند و خبری از آن درگیری ها عکاسی کرد. بعد از جنگ جهانی دوم داگلاس همچنان به کارش ادامه داد تا تعداد زیادی از عکس‌ از جنگ میان کشور کره را برای مجله لایف مستند کند. پس از آن بود که عکس هایی با نگاهی منتقدانه از نبرد در کشور ویتنام را تهیه و ارسال کرد. دیوید داگلاس دانکن در عمر بیش از یک قرن خود موفق به چاپ نزدیک به 30 عنوان کتاب عکس شد که از آن جمله می توان به: «این جنگ است»، «من اعتراض دارم/1968»، «جنگ بدون قهرمان ها/1970»، «آمریکایی خانه به دوش/1966» که بعدها به «عکاس خانه به دوش» تغییر عنوان داد، «قرن بیستم من» و «جهان الله/1982» اشاره کرد. داگلاس از صمیمی ترین دوستان با رابرت کاپا عکاس جنگ در قرن بیستم و پابلو پیکاسو نقاش که بیش از ده هزار فریم عکس از او ثبت و مستند کرد، بود. او سالهای آخر زندگی اش را در جنوب فرانسه گذراند و الهام بخش او برای زندگی در جنوب فرانسه تنها همین دو دوست صمیمی و نزدیکش بودند. دیوید داگلاس عکاس پرتره های خیره کننده و شکارگر نگاه های عالی چهره ها و هنرمند دردشناس جنگ های کره و ویتنام سرانجام در روز هشتم ماه ژوئن سال 2018 در سنّ 102 سالگی بدرود حیات گفت. منبع: پایگاه عکس چیلیک

اعتراف به خطا و عذرخواهی از « عباس رحیمی » پژوهشگر عکاسی

operator 755

اعتذار و اعتراف پس از انتشار کتاب «قاجاریه و آموزش عکاسی» در سال 1390 و کتاب «زمینه‌های فتومونتاژ» در سال 1392 از سوی این‌جانب (عباس رحیمی)، یکی از پژوهشگران عکاسی ایران به‌نام محمدرضا طهماسب‌پور با غرض‌ورزی، بدون دلایل محکم و منطقی و با انتشار اکاذیب در فضای مجازی، باعث ایجاد شبهۀ ذهنی برخی از مخاطبان جامعۀ عکاسی نسبت به فعالیت‌های پژوهشی اینجانب شد. با پی‌گیری قضایی چندسالۀ اینجانب به منظور احقاق حقوق خود، اکنون متن عذرخواهی رسمی آقای طهماسب‌پور از اینجانب در وب‌سایت‌های معتبر عکاسی منتشر شده است. امیدوارم این متن موجب اعادۀ حیثیت اینجانب و برطرف‌شدن شبهۀ یادشده شود. از حوصلۀ مخاطبین گرامی برای خواندن این متن سپاسگزارم. متن عذرخواهی آقای طهماسب‌پور به همراه لینک‌های آن: «این‌جانب محمدرضا طهماسب‌پور به آگاهی می‌رسانم در سال 1390 پس از انتشار کتاب «قاجاریه و آموزش عکاسی» از سوی آقای عباس رحیمی (نشر فرزان)، به‌عنوان اعتراض، اقدام به انتشار مطالب خلاف واقع در فضای مجازی و برخی محافل هنری مبنی بر کپی‌برداری نامبرده از نوشته‌های خود و همچنین اقدام به انتساب القاب ناشایست به وی نموده‌ام. همچنین در جریان شکایت اینجانب در بازپرسی فرهنگ و رسانه، پس از بررسی مستندات طرفین و بررسی سطر به سطر تألیفات اینجانب و کتاب یادشده در دو مرحلۀ دقیق کارشناسی، دستگاه قضایی با قاطعیت به حقانیت ایشان رأی داد. متاسفانه! این‌جانب برخلاف نظر بازپرسی و مشخص‌شدن عدم صحت ادعای خود، در چند مرحلۀ دیگر به‌ویژه پس از انتشار کتاب «زمینه‌های فتومونتاژ» ازسوی نامبرده، وی را در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مورد نقد تند و اهانت قرار داده‌ام. اکنون که پی‌گیری و شکایت قضایی ایشان، منجر به صدور شش ماه حبس تعزیری به جرم نشر اکاذیب در فضای مجازی برای این‌جانب شده است، ضمن احترام به فعالیت‌های پژوهشی و زحمت‌های چندسالۀ ایشان و با سپاس از پی‌گیری جناب آقای دکتر ستاری برای خاتمه‌دادن به این مسئله، با انتشار این متن از اقدام خود که منجر به تضییع حقوق مادی و معنوی آقای عباس رحیمی شد، صمیمانه از نامبرده تقاضای پوزش و بخشش دارم/ محمدرضا طهماسب‌پور» http://nips.org.ir/ViewNews.aspx?NewsID=4473 https://www.akkasee.com/news/19360 http://tahmasb.akkasee.com/ https://akskhaneh.com/story/thmsbpr https://t.me/iranaksmagazinegroup اعتراف به خطا و عذرخواهی از « عباس رحیمی » پژوهشگر عکاسی منبع: پایگاه عکس چیلیک

کتاب « تاریخ عکاسی » منتشر شد

operator 675

کتاب « تاریخ عکاسی » بیومونت نیوهال/Beaumont Newhall با ترجمه آذرنوش غضنفری چاپ و منتشر شد و به دفتر رسانه «پایگاه عکس چیلیک» رسید تا در شرایط تهیه و سفارش و ارسال قرار گیرد. در بخشی از متن پیشگفتار ابتدای کتاب تاریخ عکاسی توسط نویسنده بیومونت نیوهال/Beaumont Newhall آمده است: «از سال 1839، عکاسی، ابزاری حیاتی برای ارتباط و بیان بوده است. رشد این همکار هنرهای تجسمی، موضوع این کتاب را شکل می دهد. کتاب حاضر بیشتر تاریخ یک رسانه است تا یک تکنیک، که از طریق چشمان کسانی دیده شده است که در طول سالها تلاش کرده اند تا بر آن مسلط شوند، آن را درک کنند، و آن را بر اساس دید خودشان قالب ریزی نمایند. عکاسی در عین حال یک علم است و یک هنر، و هر دو جنبه به طور غیرقابل مجزایی در سرتاسر صعود حیرت انگیز آن از یک جایگزین برای مهارت دست تا یک فرم هنری مستقل، در هم تنیده شده اند. فن آوری عکاسی در این نوشته، تا سرحدی مورد بحث قرار گرفته است که عکاس را تحت تاثیر قرار می دهد…». در فهرست مطالب ارایه شده در این کتاب این سرفصل ها با زیرفصل های مربوط به شان فهرست بنده شده است: پیشگفتار، تصویر ناپایدار، اختراع، داگرئوتیپ: آینه ی دارای حافظه، کالوتیپ:قلم طبیعت، پرتره برای میلیون ها، عکاسی هنری، راه جدید ارتباط، فتح قلمرو حرکت، عکاسی پیکتوریالیستی، عکاسی صریح، درجست و جوی فرم، دید سریع، عکاسی مستند، فتوژورنالیسم، رنگی، مسیرهای جدید، یادداشت ها، نمایه. پایان بخش مطالب کتاب دربرگیرنده متنی ویژه است با عنوان «سخن پایانی» که در قسمتی از آن می خوانیم: «عکاسی استودیویی فرایند پیچیده ای است که درک نور و قواعد مربوط به فیزیک نور و تسلط بر ابزار عکاسی حداقل های مورد نیاز آن است. هر چه شناخت عکاس از ابزار نور و عکاسی بیشتر باشد و هر چه استفاده او از این ابزارها، به دلیل مهارت او، ناخودآگاهانه تر، انجام گیرد توانایی و طبیعت موفقیت بیشتری در رسیدن به نتیجه مطلوب خواهد داشت. ناخودآگاهی در حین انجام عکاسی و در عین حال بدون اِشکال انجام شدنِ کار فقط با تکرار و تمرین و درونی کردن قواعد و مهارت های عکاسی پدیدار خواهد شد، اما این صرفا به بُعد تکنیکی عکاسی استودیویی برمی گردد.» در پشت جلد کتاب « تاریخ عکاسی » متنی به قلم دکتر محمد خدادادی مترجم زاده برای پیدایش دید نخست مخاطب نسبت به محتوای کتاب به این شرح آمده: «شاید می اندیشیم هر آن چه را که باید درباره ی تاریخ عکاسی بدانیم، می دانیم. اما با خواندن این کتاب درمی یابیم که چیزهای زیادی را نادیده گرفته ایم؛ و این نادیده های ظریف، تاثیر عمیقی بر درک و کنش عکاسانه ی ما گذارده است. مسیر عکاسانه ی ما در نیم قرن اخیر می توانست آگاهانه تر و مطلوب تر به اکنون خود برسد. انتشار این کتاب در دوره ای که برخی، مرور دوباره و ترجمه ی کتابی چنین دقیق و موجز از تاریخ عکاسی جهان غرب را برای به روزشدگی ضروری نداشته و تنها ترجمه های آخرین ها را شایسته تر می دانند؛تلنگری است که از بلوغ جامعه عکاسی ما در بازگشت به گذشته به منظور تصحیح کاستی های قبلی خبر می دهد. اینک باید خوشحال بود که فرهنگ عکاسی ما نیز کتاب ارزشمند تاریخی بیومونت نیوهال را در اختیار دارد. این کتاب برای کسانیکه در همهمه ی پدیداری تحولات سریع در حوزه های نظری عکاسی، کماکان به عمق و اعتبار و ریشه های رخ دادها نه به عنوان متغیری تاریخی و ناکارآمد، بلکه به مثابه ی ابزاری پویا برای نگرش به وضع معاصریت جهان و ایران اهمیت می دهند، بسیار به کار می آید. بر اساس آنچه در ترجمه کتاب دیدم، خانم آذرنوش غضنفری که خود دانش آموخته ی عکاسی است، دربرگردان معقول و صحیح مطالب این کتاب، تلاشی در خور کرده است. خواندن این کتاب را نه تنها به دانشجویان و صاحبنظران عکاسی، بلکه به تمامی علاقمندان به دنیای شگرف عکاسی توصیه می کنم.» کتاب « تاریخ عکاسی » بیومونت نیوهال/Beaumont Newhall با ترجمه آذرنوش غضنفری به شماره شابک: 8-0-98362-600-978 در 412صفحه در قطع خشتی، با ویراستاری محسن حسن پور اسلانی و طراحی جلد: گروه طراحان تارک و صفحه آرایی پاشا دارابی در انتشارات مرکبّ سپید، با شمارگان 1000 نسخه به قیمت پشت جلد سی وپنج هزار تومان/ 350000 ریال چاپ شده و جهت معرفی و ارایه در اختیار « پایگاه کتاب عکس » قرار گرفته است. در صورت تمایل به سفارش و دریافت نسخه ای از این تالیف به سایت کتاب عکس مراجعه و یا « ایـنـجـا » کلیک کنید. منبع: پایگاه عکس چیلیک

اسامی عکاسان مدعوّ به هشتمین عکس فیروزه تبریز معرفی شد

operator 1073

اسامی عکاسان مدعوّ به هشتمین جشنواره عکس فیروزه تبریز معرفی شد. به گزارش پایگاه عکس چیلیک ، دبیرخانه جشنواره عکس فیروزه تبریز، پس از بررسی رزومه‌های ارسالی هنرمندان توسط هیأت انتخاب سه نفره، متشکل از سیدمجتبی خاتمی از مشهد، ناصر محمدی از زنجان و اسحاق آقایی از یاسوج، و بعد از جمع‌بندی امتیازات کسب شده توسط دبیرخانه، اسامی نفرات مدعوّ به هشتمین جشنواره عکس فیروزه تبریز معرفی شدند. در بررسى رزومه‌های عکاسان توسط هیأت انتخاب، مواردی چون تخصص و مهارت، تجربه عکاس در موضوعات عکاسی جشنواره، فعالیت‌های علمی و پژوهشى، شرکت در دوره‌های آموزشی، رتبه‌ها و مقام‌های احراز شده در جشنواره‌‌های داخلی و خارجی، عملکرد عکاس در ادوار گذشته فیروزه (در صورت حضور) و پراکندگی جغرافیایی شرکت‌کنندگان مد نظر قرار گرفته و همچنین تعدادی از عکاسان جوان و مستعد نیز برای شرکت در این جشنواره فراخوانده شده‌اند. با در نظر گرفتن عملکرد عکاسان متقاضی در موارد مذکور، و نظر به استقبال گسترده شرکت‌کنندگان و با عنایت ویژه شهردار محترم تبریز، دکتر ایرج شهین‌باهر، به فعالیت‌های هنری و علی‌الخصوص جشنواره فیروزه، با افزایش نفرات از ۸۰ نفر به ۱۰۰ نفر، اسامی عکاسان مدعو، بر اساس حروف الفبا به شرح زیر اعلام می‌شود: احمدی، ثنا (اهواز) | احمدی فر، حمیدرضا (بوشهر) | اخلاقی، حامد (شیراز) | استادزاده، زهرا (قم) | اسدالهی سوته، علی (رشت) | اسماعیل زاد، مجتبی (ارومیه) | اسماعیل زاده، محسن (مشهد) | آخوندی خرانق، محمدرضا (یزد) | آرمانی فر، شیدا (مشهد) | آهنگری، محمد (ابهر) | بدرلو، عبدالحسین (مشکین‌دشت) | بیات، پویا (زنجان) | بیژنی، علی (بوشهر) | پورخاتمی، خلیل (میبد) | توجهی، باران (مشهد) | جعفری، مژگان (اهواز) | جلالت، شهروز (رشت) | جوادیان، سروش (تهران) | حاجی غنی زاده، سحر (کرج) | حجتی، مجید (اصفهان) | حدادیان، میلاد (مشهد) | حسینی فر، سیدعلی (سبزوار) | حسینیان، سید علی (مشهد) | حق شناس، ساجد (سنندج) | خالدی، رضا (بیرجند) | خالقی مقدم، مجید (خلخال) | خدمتی، جاوید (اردبیل) | خوش صفت، کیومرث (بندر‌عباس) | دادخواه، عرفان (قزوین) | دمنابی، فرناز (تهران) | دهقان پور، هادی (سبزوار) | رحمانی، سپهر (قزوین) | رخ بخش زمین، طاهره (شیراز) | رستگار، بهروز (کرج) | رضایی، الهام (خوانسار) | زندآذر، سهیل (رشت) | سالاری، حمید (تهران) | سامان فر، عرفان (شیراز) | سبحانی، حمید (مشهد) | سجادی، فائزه (مشهد) | سجادی نجف‌آبادی، مریم (نجف‌آباد) | سراج همدانی، علی (اصفهان) | سعادتی، کیانوش (گرگان) | سلیم نژاد، حمیده (کرج) | سلیمانی، نیلوفر (اصفهان) | سوری، صادق (زاهدان) | شریفی، محمد صالح (سنقر) | صادقیان، امیر (شیراز) | صالح نژاد لنگرودی، آدینه (لنگرود) | صفائی، محمد حسین (تهران) | صفرپور، محمد (شیروان) | عبیداوی، امیر (اهواز) | عزیزی، عادل (اراک) | عزیزی خانقاهی، حمید (سنقر) | عسکراوغلی، جواد (ارومیه) | علی پور، ابراهیم (بانه) | عنایتی، امیر (تربت‌حیدریه) | غفاریان قالیباف، سمیرا (مشهد) | غلامی، جابر (اراک) | غلامی، حامد (زابل) | فاضل، مهدی (مشهد) | فاضل کاشانی، سید خشایار (قزوین) | فتاحی امین، مینا (تهران) | فتاحیان، سید حسن (یاسوج) | فرجادپزشک، نسترن (مشهد) | فرجوند فردا، جمشید (بیجار) | فیض اللهی، علی اصغر (بیجار) | قندفروش، الناز (تهران) | قوام شهیدی، رسا (تهران) | کابلی، محسن (گرگان) | کامیاب اشرلو، عمران (بیجار) | کشاورز، مرتضی (شیراز) | کمالی، امیرحسین (اصفهان) | کهن ترابی، داود (کرج) | گلستانی، مهیار (نیشابور) | گلشن، علی (میبد) | مافی بردبار، مهران (قزوین) | مجیدی نسب، مصطفی (تهران) | محبی، متانت (اهواز) | محسنی فر، محمد (کرج) | مسگرانی، ویدا (مشهد) | مصلی، سجاد (مشهد) | مظفری نیا، محمدرضا (بیرجند) | معینی امین، نعمت (سبزوار) | ملکی قزوینی، میثم (قزوین) | میرزائی، شقایق (قزوین) | میرکمالی، سید حسین (قزوین) | ناظری، مهدی (بندرعباس) | نجفلو شهپر، امیر مهدی (همدان) | نظری، امیرحسین (قزوین) | نظری، حسین (زنجان) | نظری، فردین (ابهر) | نظری، محمد (رشت) | نعمت اللهی، مریم (شیراز) | نعیما، امیرحسین (رشت) | یوسفی، علی (قزوین) | یوسفی، علی اصغر (اراک) | یوسفی، محمد (بوشهر) | یوسفی، محمد امین (آبادان) | یونس مهاجر، مژده (مشهد). دبیرخانه ضمن تشکر از همه هنرمندان، به اطلاع می‌رساند عکاسانی که در فهرست مدعوین حضور ندارند، می‌توانند بصورت آزاد در جشنواره شرکت نمایند. در پایان این اطلاعیه تاکید شده است که: «تمامی شرکت‌کنندگان مدعوّ و آزاد از شرایط رقابتی یکسان برخوردار خواهند بود.» منبع: پایگاه عکس چیلیک

عکاس پیشکسوت « منوچهر یگانه دوست » درگذشت

operator 992

در کمال تاسف مطلع شدیم استاد پیشکسوت عکاسی « منوچهر یگانه دوست » صبح امروز پنجشنبه 23 فروردین ماه در سن 78 سالگی درگذشت. استاد منوچهر یگانه دوست متولد فروردین ماه سال 1319 در تهران بود و از دوران نوجوانی کار عکاسی را علاقمندانه دنبال کرد و مسیر زندگی برای ایشان چنان رقم زد که پس از مدتی تجربه و کار در لابراتوار اسپرت فیلم نزد مرحوم سیدمحمود پاکزاد به فوت و فنّ عکاسی واقف شد. ایشان در اوایل دهه پنجاه با حضور در خبرگزاری پارس(ج.ا.ا) و استخدام در بخش لابراتوار ظهور و چاپ عکس خبرگزاری مشغول به خدمت شد و به مرور زمان در سرویس عکس این خبرگزاری در فهرست عکاسان خبری قرار گرفت. از مهمترین آثار عکاسی ایشان علاوه بر عکاسی از خطوط ریلی و خط آهن کشور، عکاسی و تهیه گزارش تصویری از مناسک حج ابراهیمی بود که نمایشگاه این آثار را در چندین نوبت در موقعیت هایی چون: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان حج و زیارت و همچنین نگارخانه چیلیک برگزار کرد. ایشان با وجود ضعف ناشی از بیماری در قوای جسمانی همچنان دوران بازنشستگی شان را با همّت و انگیزه به عکاسی می پرداختند به گونه ای که در دوره ای از زمان از جمله شرکت کنندگان و همسفران با انگیزه در سلسله سفرهای عکاسی و #تور_عکاسی_چیلیک بودند که با حضور خود در مقاصدی چون: همدان، کویر، تاکستان، ساری، خوانسار، اصفهان و … همواره راهنمایی دلسوز برای علاقمندان عکاسی و استادی مجرّب برای عکاسان شرکت کننده به شمار می آمدند. منوچهر یگانه دوست با وجود بیماری و ابتلا به عوارض کهولت سن، عضو حاضر در رویدادهای هنری و جلسات انجمن های عکاسی بود و همواره توصیه اش بر قدردانی عکاسان جوان از عکاسان پیشکسوت بود. آخرین حضور رسمی وی شهریورماه سال 1396 در جشن سالروز تاسیس انجمن عکاسان شهریار بود و که با تقدیر از حضور این استاد پیشکسوت عکاسی همراه شد. مراسم تشییع پیکر استاد منوچهر یگانه دوست، عکاس هنرمند، استاد پیشکسوت فردا جمعه ۲۴ فروردین ماه از مقابل خانه هنرمندان ایران واقع در تهران، ضلع جنوبی بوستان هنرمندان به سمت بهشت زهرا(س) انجام خواهدشد. مدیریت رسانه پایگاه عکس چیلیک ضمن عرض تسلیت به محضر خانواده و همکاران این استاد فقید و همچنین جامعه عکاسان مطبوعاتی ایران، به نمایندگی از سوی عکاسان و مخاطبین این رسانه، آرامشی در خور برای روح این عکاس فقید و صبری شایسته برای خانواده و سایر بازماندگان ایشان آرزومند است. منبع: پایگاه عکس چیلیک

کتاب عکس « بیـ آبان » کریم متقی منتشر شد

operator 962

کتاب عکس « بیـ آبان » کریم متقی دستاورد سه دهه عکاسی و روایت تصویری از دریاچه ارومیه چاپ و منتشر شد و به دفتر رسانه «پایگاه عکس چیلیک» رسید تا در شرایط تهیه و سفارش و ارسال قرار گیرد. در بخشی از متن نوشته شده توسط اسماعیل عباسی با عنوان «نمکِ زمین» در ابتدای این کتاب عکس « بیـ آبان » می‌خوانیم: « عکس های کریم متقی هم زمان از سویی ریشه در جهان واقعی دارند و از سوی دیگر در فراواقعیت. سکون و سکوتِ پاره ای از عکس ها پیام آورِ آرامشی هستند ناپایدار که ناگهان هولی غافل گیرکننده بر جانت چیره می کنند. گاه بیننده لحظه هایی در ژرفایِ پُر رمز و رازِ عکس ها گم می شود اما واقعیت با تلنگری او را از گم گشته گی بیرون می کشد. گاه بیننده هم چون غواصی مسحور از حسِ تعلیق شناور می شود در درون سایه ها و نیم سایه ها و در اوجِ درکِ زیبایی و لذت با واقعیتِ تکان دهنده روبه رو می شود. در صحنه هایی عکاس ماهرانه از واقعیت، رخساری انتزاعی به دست می دهد و زمین را به بوم نقاشی خود تبدیل می کند. در این سفرِ شاعرانه، عکس ها تلخیِ یک فاجعه ی در راه را به تو گوش زد می کنند. در جایی که قرار است موجِ ناشی از حرکتِ قایق ها را ببینی، شاهد شوره زاری می شوی که ردِ چرخِ اتومبیل ها بر آن نقش بسته است. عناصرِ درون عکس ها، دوش های بی آب، کشتیِ بی لنگرِ بر نمک و گِل نشسته، قایق هایی به شکلِ قوهایی سر در گریبانِ در عُزلت، همه گی در انتظارند، در انتظارِ یک معجزه». کریم متقی نیز به عنوان عکاس در بخش دیگری از متن آغازین کتاب عکس « بیـ آبان » آورده است: «دریاچه‌ی ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه‌ی آب شورِ خاورمیانه، در شمال غرب ایران واقع شده و ارتفاع سطح آن نسبت به آب‌های آزاد 1275 متر می‌باشد. دریاچه‌ی ارومیه نیز همچون «دریای مرده» (واقع در غرب اردن و فلسطین) به نمك انبوهِ موجود در آب و لجن آن مشهور است. آب و لجن این دریاچه برای مردمان ایران‌زمین شفابخش تلقی می‌شود؛ به‌طوری‌كه شنا كردن در آب و پوشش بدن با لجن‌های نمكینِ دریاچه در باور مردم تأثیر شگرفی بر تمدد اعصاب، برطرف‌كردن مشكلات پوستی و بیماری‌های عضلانی و استخوانی دارد. آب و لجن‌درمانی در دریاچه‌ی ارومیه برای بهبود دردهای عصبی و مفصلی از دیرباز رایج بوده و سالانه، علی‌الخصوص در فصل تابستان، مردم بسیاری از سرتاسر كشور برای این منظور عازم دریاچه‌ی ارومیه می‌شوند. آب شور این دریاچه به‌خاطر چگالی بالا موجب شناور ماندن شناگر بر سطح آب بوده و لجن‌ِ آن نیز به همین دلیل به راحتی بر بدن می‌چسبد. سنت لجن‌مالی با همیاری افراد صورت گرفته و این امر، فارغ از آشنایی مردم با هم، به‌صورت رابطه‌ای دو طرفه انجام می‌پذیرد. مردم پس از لجن‌مالی به كمك افراد دیگر در آب گل‌‌آلود غوطه‌ور شده و غالباً، در حالتی كه فقط سرِ آن ها از آب و لجن بیرون می ماند، ساعت‌ها در آن محیط استراحت می‌كنند. آئین لجن‌مالی به‌دلیل ملاحظات دینی، در دو بخش مردانه و زنانه انجام می‌گیرد و عكاسی‌كردن در هر كدام از این بخش‌ها سختی‌های خود را دارد. خشك‌سالی و متعاقبِ آن، کوچک شدنِ مساحت دریاچه‌ی ارومیه بر روی آئین آب و لجن‌درمانی تأثیر مستقیم گذاشته و به‌خاطر شرایط محیطی، اكنون به ندرت شاهد انجام آن هستیم. این پروژه وضعیت دریاچه‌ی ارومیه را، در مدت سه دهه، به تصویر كشیده است. این دریاچه، تأثیرگرفته از بحران جهانی گرم‌شدن كره‌ی ‌زمین و عوامل دیگر، وخیم‌ترین وضعیتِ خشك‌سالی عمر خود را تجربه می‌كند. دریاچه‌ای كه در گذشته بهشتی برای صنعت توریسم تلقی می‌شد، اكنون به‌سان ساحلی مُرده دیده می‌شود. تحقیقات معتبر و اخیری كه توسط سازمان‌های دولتی و غیردولتی صورت گرفته، از شكل‌گیری بیابانی جدید و پوشیده از نمك خبر می‌دهد كه ممكن است موجب به‌وجود آمدن فاجعه ه ای محیطی و جغرافیایی و طوفان‌های نمكی شود». #gallery-11 { margin: auto; } #gallery-11 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 25%; } #gallery-11 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-11.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-11.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; } #gallery-11.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-11.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-11.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-11.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-11.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-11 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'slow', slideshow: 4000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); }); « بیـ آبان » حامل نزدیک به 120قطعه عکس از کریم متقی عکاس آذری است که در گفت وگو پیرامون این اثر از همین تعداد سفر به دریاچه ارومیه در طی سالهای گذشته یاد می کند و درباره انگیزه تالیف این کتاب عکس می گوید: « دریاچه ارومیه برای من همیشه نه به عنوان یک موضوع در عکاسی؛ بلکه به عنوان یک دغدغه مطرح بوده است. من عکس ها را نه برای رسانه ای و نه برای سفارشی و توصیه ای عکاسی نکرده ام. دغدغه ای که در پی بیش از یکصد و بیست مرتبه سفر به آنجا داشتم، با دوربین عکاسی ام که همراه ام بود ولی گاه! می شد که در تعامل و تبادل دید و بیان و درون ام با دریاچه بی آنکه عکسی بگیرم باز می گشتم. به دریاچه ارومیه در هر سال و در طی چندین مرتبه سفر سری می زدم تا احوالش را ببینم و حالش را از آنچه مشهود بود، جویا شوم و گاه! عکس های بجا مانده از هر سفر برای ام انگیزهیگیری می شد و به این دغدغه ام جانی تازه می بخشید. همین رفتن ها و دیدن ها و دریافت ها و مرورها را از دریاچه در آثار دیگر عکاسان هم دنبال می کردم و در اغلب موارد تنها یک موضوع در حال تخریب می دیدم که نه به موضوعیّت آنچه بود اشاره ای داشت و نه به آنچه شده است پرداخته بود و بیشتر یک اثر عکاسانه بود که روایت می شد و این بود که در فاصله بیش از سی و دو سال از نگاتیوهای عکاسی شده ام تا فایل های دیجیتالی ثبت شده ام تا به چند ماه پیش-در پاییز 96- بخش هایی تنیده با هم و مستقل از یکدیگر را در قالب کتابی دیدم. بخش هایی چون: خشکسالی، کشتی ها، قایق های پدالی، لجن درمانی، نمک درمانی، رویکرد بچه ها، اشیائ ریخته و رها شده، تحولات اقلیمی، تخریب و تلفات حیوانی حاشیه دریاچه » و همین دور و نزدیک شدن ها به بخشی از واقعیت شخصیّت دریاچه ارومیه از دغدغه ام یک کتاب عکس را تداعی کرد که دربرگیرنده تعریفی کامل تر از آنچه که تابحال رویت شده، باشد». #gallery-12 { margin: auto; } #gallery-12 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 25%; } #gallery-12 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-12.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-12.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; } #gallery-12.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-12.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } #gallery-12.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-12.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#FC615D; background:rgba( 255 , 255 , 255 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#FFFFFF; background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); } #gallery-12.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 252 , 97 , 93 , 1); color:#FFFFFF; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-12.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-12.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-12.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-12 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'normal', slideshow: 4000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); }); کیارنگ علایی هم در بخشی از متنی مستقل در ابتدای کتاب «بیـ آبان» به زیر عنوان «نیوتوپوگرافی هایی در بازنمایی بی سلیقه گی تاریخ» آورده است: «این نیوتوپوگرافی ها با استعاره تون سیاه به عنوان سطح مادی عکس های کریم متقی وجهی نمادین نیز به خود می گیرد، سیاه رنگی است که از غیاب نور حاصل می شود و بی درنگ سپیدی را فراخوانی می کند تا در کنار  و خویشاوندی با آن به نمایان سازی تصویری واضح بیانجامد، همچنین سیاه ریشه در ترس های ما از هستی دارد و ترس و ناسازگاری انسان را با محیط تبیین می کند و بر عدم شناخت او از محیط خویش سخن می گوید. در این طبیعتِ سیاه و سفیدِ زوال یافته که تغییر یافته گی به عنوان شاهدی حاضر بر سرنوشت آن سایه انداخته، دریاچه ارومیه به عنوان هویت متمایز یک زیستگاه بزرگ دچار یک ناپایداری و سکوت ژرف شده است. زیستگاهی که حالا و در این عکس ها کاملا خالی از خاصیت های شرقی است و بیشتر خشونت چشم اندازهای متروک غربی را یادآور می شود. عکس های این مجموعه نه مثل تصاویر نشنال جئوگرافیک اگزوتیک اند و نه به مثابه عکس های کلاسیک چشم انداز اغواگری می کنند، این عکس ها با کیفیت های خاص تصویری شان به چیره گی دیدگاه مسلط عکاس در کل مجموعه اشاره می کند و ماهیتِ در حال استحاله چیزها و مکان ها را بیان می کند، استحاله ای که در واقع؛ بازنماییِ تجربه زیسته ماست در محیطی که تاریخ، بی سلیقه ترین دگرگونی ممکن را برایش رقم زده است». کتاب عکس « بیـ آبان » با عکس های کریم متقی دستاورد سه دهه روایت تصویری از دریاچه ارومیه به شماره شابک: 0-0-99909-600-978 در 240 صفحه در قطع خشتی، با اطلاعاتی چون: عکاس کریم متقی، گرافیست: فرشید احمدپور، صفحه آرائی و نظارت چاپ: مهرداد ربیع لاله، در انتشارات پرگار، با شمارگان 2000 نسخه به قیمت پشت جلد یکصدوسی هزار تومان/ 1300000 ریال چاپ شده و جهت معرفی و ارایه در اختیار « پایگاه تخصصی کتاب عکس » قرار گرفته است. در صورت تمایل به سفارش و دریافت نسخه ای از این تالیف به سایت کتاب عکس مراجعه و یا « ایـنـجـا » کلیک کنید. منبع: پایگاه عکس چیلیک  

یادداشت : نمایشگاه عکس تقریب در غیاب عکاسان تقریب

operator 1036

نمایشگاه عکس خبری تقریب دستاورد جشنواره ای با همین عنوان است که روز گذشته با حضور «احسان رافتی» دبیر این جشنواره و معاون خبر خبرگزاری تقریب گشایش یافت. یکی از عکاسان صاحب اثر در پی اطلاع رسانی پایگاه عکس چیلیک مبنی بر روز و زمان و موقعیت نمایش عکس های راه یافته از این نمایشگاه دیداری داشت و در پی دیدار از این نمایشگاه، نقطه نظراتی را با برگزارکننده در قالب یادداشت درمیان گذاشت. متن دریافتی از سوی حسین عصاری آرانی ، عکاس صاحب اثر در این نمایشگاه به این شرح است: —————————————————————————————————————————————————————————————————————– این روزها، روزهای مبارکی است. امت اسلام در زیر سایه پر برکت پیامبر مسلمانان و به مناسب سالروز میلاد آن حضرت، پیمان وحدت و همدلی را که وی به جهان معرفی کرد، تازه می کنند. برای جامعه هنری نیز خبرهایی خوب در این روزها منتشر شده که از جمله آن جشنواره عکس تقریب است. بانیان این جشنواره بی شک با درکی درست به اهمیت رسانه عکس در رساندن پیام همدلی و همبستگی جامعه اسلامی پی برده اند که خشت اول این جشنواره را بنا نهادند و ادامه آن اسم و رسمی نیکو برای ایشان خواهد بود. روز 13 آذر ماه نمایشگاه عکس های برگزیده این جشنواره عکس بنا بر اعلام دبیرخانه با تعداد 73 قطعه عکس از 37 عکاس در نگارخانه خانه عکاسان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به نمایش در آمد. برای رعایت انصاف باید گفت هم تیم داوری، هم تیم اجرا و هم بسیاری از افرادی که عکس هایشان به نمایشگاه راه یافته، نام های آشنا در عرصه ی هنر عکاسی هستند. به عنوان یکی از عکاسانی که آثارش به نمایشگاه راه یافته نکاتی را برای برگزاری هرچه بهتر جشنواره و برپایی نمایشگاهی در خور شان عنوان و جایگاه عکاسی ایران و نمایش آثار در حوزه بین المللی بیان می کنم. با وجود این که حامی اصلی جشنواره یک رسانه خبری است، با توجه به شواهد و بررسی رسانه های مختلف به نظر می آید برگزارکنندگان -با وجود زمان اندکی که در اختیار داشتند- نتوانسته اند آن طور که شایسته چنین جشنواره ای است، پوشش رسانه ای داشته باشند. برگزار کنندگان نخستین جشنواره عکس خبری تقریب، جا داشت که سنگ بنای این اولین را با قدرت و همّت بیشتری می گذاشتند. با توجه با این که سی یکمین دوره کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران در حال برگزاری است، بانیان این جشنواره با این توانایی بالا می توانستند با برنامه ریزی مناسب تر و پیش نگری ها و پیش بینی های غیرعجولانه، استفاده های بسیار بهتری از پوشش خبری بخش نمایشگاه عکس این جشنواره عکس داشته باشند. فشردگی و حجم کاری در برنامه هایی که برگزار کنندگان آن درگیر هدف بزرگتری(کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی) هستند بر کسی پوشیده نیست؛ اما این امکان وجود داشت که با ایجاد نظام اجرایی، تقسیم کار و برنامه ریزی بهتر این جشنواره عکس نقش قدرت مند تری در زمینه تقریب ایفا کند. نمایشگاه عکس این جشنواره عکس در نگارخانه خانه عکاسان حوزه هنری برپاست، با پیشنه داوران و نگاه منصفانه جز در برخی سوژه ها در مکان های خاص که عکاس با محدودیت هایی مانند منع حمل دوربین رو برو بوده اند، نمی توان ایرادی به عکس های انتخابی گرفت و این نشانه از دقّت خوب داوران را در مسیر ارزیابی حکایت می کند؛ اما جا داشت نمایش عکس های راه یافته، چیدمان آثار، دسته بندی عکس ها در محور های اصلی جشنواره مطابق با متن فراخوان صورت می گرفت. بایستی قبول کنیم که نمایش آثار در زیر سایه عنوان وزین یک کنفرانس بین المللی در حوزه ادیان، گزاره های در خور این عنوان را طلب می کند و به حق هیچ یک از فاکتورهای ارایه، حامل شایستگی این عنوان وزین نبوده است. مناسک اسلامی، اقوام و مذاهب اسلامی و مقاومت اسلامی (مبارزه با تکفیر و صهیونیسم) محور های اعلام شده در متن فراخوان جشنواره عکس تقریب است. نمی توان منکر تنوع عکس های منتخب در این حوزه ها شد؛ اما در مواردی انتخاب داوران (شاید به دلیل نبود تنوع در عکس های رسیده) گرایش بیشتری به مناسک شیعی داشته است. در بدو موقعیت ورودی نمایشگاه عکس، قاب بزرگی (چندین برابر دیگر قابهای موجود) قرار گرفته و بیشتر از هر چیز تاکید بر مناسک شیعه را تایید می کند. مجموعه عکسی برای نمایش همبستگی مردم کشور های مختلف با پرچم کشورهایشان در پیاده روی اربعین حسینی. عنایت معصومین(علیهماالسلام) در این سالها در حفظ اسلام و وحدت اسلامی بر کسی پوشیده نیست، اما کم رنگ تر نشان دادن برخی مناسک و تاکید بر برخی دیگر در این گونه جشنواره های فرهنگی-هنری و کنفرانس هایی که داعیه تقریب مذاهب و همدلی ادیان و همبستگی میان اهل کتاب دارند، در رسیدن به هدف والای وحدت اثر منفی خواهد داشت. قسمت قابل توجهی از نمایشگاه عکس به نمایش آثار جبهه مقاومت در کشورهای: عراق و سوریه و همچنین عکس های مسلمانان آواره میانماری پرداخته است. نمی توان کتمان کرد که نمایش اینگونه آثار به علت خاص بودن سوژه و دسترسی محدود عکاسان ایرانی (حتی در خبرگزاری ها) توجه بیشتری را نسبت یه دیگر آثار جلب می کند. نخست اینکه ارزش خبری این گونه عکسها با دیگر آثار نمایش داده شده به هیچ عنوان قابل قیاس نیست به گونه ای به راحتی می توان ادعا کرد بیشتر آثار نمایش داده شده در زیر سایه این آثار محو می شوند. دوم اینکه رسول الله(ص)، پیامبر رحمت و امنیّت، مهربانی و خوشرویی شناخته می شود؛ معروف ترین صفاتی هم که ذات اقدس باریتعالی را می شناسیم رحمانیّت و رحیمیّت ایشان است. آیا بهتر نبود زیر پرچم وحدت اسلامی ، بیشتر بُعدِ ” رُحَمآءُ بَینَهُم” را نمایش می دادیم تا ” اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ”؟ در نظر داشته باشیم که قسمت اصلی مقاومت اسلامی با همبستگی مسلمانان شکل می گیرد. با توجه به اینکه مسئولان اجرایی و فکری این جشنواره به خوبی نقش تاثیر گذار هنر به خصوص عکس و عکاسی را در گسترش وحدت اسلامی می دانند، این جشنواره عکس می توانست و می تواند محفلی ارزشمند برای گسترش همبستگی اسلامی و گسترش تاثیر گذاری آن با استفاده از هنر و عکاسی باشد. در آیین افتتاحیه هیچ عکاس یا صاحب نظری در این حوزه حضور جدّی نداشت و در بین سخنرانان این مراسم ، ابراز نظری کوتاه نیز نکرد. این در حالی است که شناخت جامعه عکاسان خبری و مطبوعاتی از شخص دبیر جشنواره ، شناختی مثبت و نگاهی کاملا قابل اعتناست که در کمترین زمان ممکن به دعوت و درخواست ایشان پاسخ دادند. البته که جای خالی کارگاهی برای نقد و بررسی عکس های حاضر و حتی بررسی چگونی ثبت آثار توسط عکاسان در مرکزی معتبر و مکانی مناسب، بسیار حسّ می شود. مسئولان اجرایی این جشنواره در دیگر جشنواره ها ثابت کرده اند که می توانند برنامه ریزی ای در خور و در شان جشنواره های اصولی و حرفه ای داشته باشند؛ ای کاش از سوی برگزارکننده جشنواره عکس خبری تقریب هم توانِ تشخیص این مهم وجود داشت که ایده و انتخاب سلامت ایشان، نیازمند برنامه ریزی و اجرایی غیرمخدوش و حرفه ای است تا بواسطه ی حمایت متمرکز در این راه و این حرکت، گروه های مخاطب متنوع و وسیعی را در راستای هدف والا و درک عنوان «تقریب» به خود جذب می کرد. حسین عصاری آرانی عکس ها: خبرگزاری تقریب منبع: پایگاه عکس چیلیک

نگاه های برتر تور عکاسی « ماسال » معرفی شدند

operator 1163

با حضور عکاسان و علاقمندان به عکاسی، عکس های منتخب عکاسان شرکت کننده در تور عکاسی از طبیعت و ییلاق ماسال مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت و در نهایت نگاه های برتر معرفی شدند. نشست آموزشی نقد و بررسی کیفی عکس های تولید شده و منتخب عکاسان همسفر با 101ومین #تور_عکاسی_چیلیک با موضوع تجربه ای در کارگاه عکاسی طبیعت و عکاسی مستند با عنوان « ییلاق ماسال » در سالن آموزش دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک برگزار شد و در طی این نشست دستاوردهای تصویری عکاسان همسفر مورد سنجش و بررسی قرار گرفت. به گزارش « پایگاه عکس چیلیک » (Chiilick.com) در این نشست آموزشی که عصر یکشنبه 28 آبان ماه جاری در سالن آموزش این رسانه برگزار شد ، ابتدا نقاط ضعف و قوت این سفر عکاسی مورد طرح و بحث قرار گرفت و در ادامه با نمایش عکس های گزارش تصویری این کارگاه آموزشی ، همسفران به برخی توصیه های کمی و کیفی و پیشنهادها پیرامون هرچه بهتر پرداختن به سفر عکاسی و امکان عکاسی از موضوع اشاره کردند و در ادامه با نمایش عکس های منتخب دریافتی از سوی عکاسان همسفر به عنوان آثار منتخب ، دربارۀ عکس ها و موارد فنی و ساختار زیبایی شناختی آثار دیدگاه های خود را در حوزه مسائل فنی، حسّی و زیبایی شناختی مطرح کردند. عکاسان همسفر با 101ومین تور عکاسی چیلیک با حرکتی شبانه از تهران، عکاسی خود را از صبحگاه پنجشنبه 18 آبان ماه با رویکردی مبتنی بر عکاسی طبیعت و عکاسی مستند ، با در نظر گرفتن هدف سفر و معرفی ویزگی های هر یک از نگاه های عکاسی و شاخه های نام برده شده در مشخصات ظاهری و فرم و شکل و رنگ و ترکیب آغاز کردند و تلاش کردند با وجود شرایط جوّی منطقه و همچنین ویژگی های عکاسی گروهی، در کندوکاو عکاسانه و ظرافت دیدی هنرمندانه با اتکّا به دانش عکاسی و برخورداری از تکنیک های عکاسی ابتدا در مواجهه با موضوع و برقراری ارتباط و تعریف شخصیت عکاس برای روح مخاطب و محیط روانی موضوع ، در بکارگیری از عناصری چون: نور، رنگ، بافت، سایه ، فرم، رنگ و حسّ ، شناخت لحظه ثبت و … موفق ترین نماها را از وسعت موضوع های ناب و محیط بی بدیل منطقه تهیه و ثبت کنند. #gallery-13 { margin: auto; } #gallery-13 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 25%; } #gallery-13 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-13.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-13.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; } #gallery-13.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-13.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-13.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-13.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-13.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-13.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-13.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-13.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-13 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'normal', slideshow: 5000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); }); پایان بخش برنامه های مورد نظر در این نشست انتخاب نگاه های برتر با رای و نظر عکاسان فعال در این تور عکاسی بود که به ترتیب عنوان #نگاه_برتر به عکس های : ندا رهگذر، اعظم حشمتی، امیر جوادیان و سمیه(بهار) تاجیک که مورد کسب آرای اکثریت حاضرین در نشست قرار گرفت، اختصاص یافت. بر اساس این نتیجه عکاس برتر این جلسه از امتیاز دریافت تخفیف و تخفیف 500هزار ریالی از بابت خرید کتاب از پایگاه #کتاب_عکس برخوردار شد. پیش از پرداختن به نقد عکس ها نکات لازم پیرامون شیوه مشاهده اثر و چگونگی و نوع نقد برای حاضرین تبیین شد و عکس هایی که عکاسان همسفر به عنوان منتخب برای نقد و تحلیل انتخاب شده بود، ارایه شد و با صرف زمان لازم، نسبت به بررسی هر یک از عکس ها تلاش شد تا نشانه ها و نمایه های زیبایی یک عکس خوب و موفق در کادرهای مورد نمایش مورد ارزیابی، مقایسه و تحلیل فنی و موضوعی قرار گیرد و در فرم های از پیش طراحی شده، کشف موضوع، جایگیری عکاس، تاثیرات عوامل ثبت، استفاده مناسب از ابزار و تجهیزات، انتخاب کادر، ترکیب بندی، ویرایش، خلاقیت، نورسنجی و … ارزشگذاری و ثبت امتیاز شوند. #gallery-14 { margin: auto; } #gallery-14 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 25%; } #gallery-14 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-14.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-14.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; } #gallery-14.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-14.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-14.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-14.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffa93a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); } #gallery-14.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 169 , 58 , 1); color:#000000; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-14.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-14.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-14.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-14 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'normal', slideshow: 5000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); }); در ادامه نظرها و سنجش آرا، نگاه: مجتبی محسنی، نسرین رستمی، آمنه عبادی، مریم خداوردی مورد تحسین قرار گرفت. اشاره به مسایل فنی و تکنیکی در عکاسی از موضوعی چون انسان در محیط و دخالت سازه های روستایی و عناصر طبیعی در زمینه و وسعت عکس های مستند اجتماعی و همچنین چگونگی برخورد با طبیعت و اِعمال خلاقیت و انتقال ملاحتو لطافت طبیعت بواسطه تکنیک های صحیح و میدانی در عکس های مرتبط با مضامین طبیعی، نقش آفرینی فرم و رنگ در ایجاد زیبایی و معرفی شخصیت موضوع در مضامینی چون عکاسی مستند و اِنگاره های طبیعت نگاری در این نوع از عکاسی در حین شناخت آن و ثبت لحظه قطعی از جمله مواردی بود که در حین گفت و گو ها مطرح و بدان پرداخته شد. همچنین در بخش سعی و نگاه از عکاسانی چون: آرین جوادیان، سیدمحمد موسی زاده، مهری راست قدم و ابراهیم باقرلو تقدیر به عمل آمد. #gallery-15 { margin: auto; } #gallery-15 .fg-gallery-item { float: right; margin-top: 10px; text-align: center; width: 25%; } #gallery-15 .fg-gallery-caption { margin-left: 0; } #gallery-15.fastgallery .fg-gallery-caption, #gallery-15.fastgallery .fg-gallery-caption:hover { background-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffb03a; } #gallery-15.fastgallery.fg_style1 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style2 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a { background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-15.fastgallery.fg_style2 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style3 .fg_zoom:hover { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style3 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fg_style4 .fg-gallery-caption, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style4 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style5 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style6 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style6 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style7 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style7 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style8 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style8 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style9 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style9 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.gallery.fg_style10 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fg_style10 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fg_style11 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.fg_style11 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffb03a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } #gallery-15.fastgallery.fg_style12 .fg-gallery-caption { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a, #gallery-15.fastgallery.fg_style12 .fastgallery-gallery-icon .fg_zoom a:hover { color:#ffb03a; background:rgba( 0 , 0 , 0 , 0.3); } /* FOTORAMA */ #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style1 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style2 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style3 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style4 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style5 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style6 .fotorama__html > div { color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style7 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style8 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style9 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style10 .fotorama__html > div { color:#000000; background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style11 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); color:#000000; } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__thumb-border { border-color:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); } #gallery-15.fastgallery.fotorama.fg_style12 .fotorama__html > div { background:rgba( 255 , 176 , 58 , 1); color:#000000; } /* THUMBS ONE ON */ #gallery-15.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item { display:none; } #gallery-15.fastgallery.fg_thumbs_one .fg-gallery-item:first-child { display:block; } #gallery-15.fastgallery.fg_thumbs_one { width:auto!important; } jQuery(function($){ jQuery(document).ready(function($){ $("#gallery-15 a[data-rel-fg^='prettyPhoto']").prettyPhoto({ animation_speed: 'normal', slideshow: 5000, autoplay_slideshow: true, show_title: true,}); }); }); jQuery(window).load(function() { jQuery(document).ready(function($){ $('.fastgallery.brick-masonry').masonry({ singleMode: true, itemSelector: '.fg-gallery-item' }); }); }); لحظه شناسی در درک موقعیت حضور موضوع مستند و ثبت بهنگام در عکاسی مستند نیز از دیگر مواردی بود که با توجه به عکس های در حال بررسی به آنها پرداخته شد. همچنین دخالت نشانه های دارای بار مفهومی در چیدمان و ترکیب عناصر عکس و دستیابی به مرحله ای از بیان در عکاسی همراه با حس و پیام ، دقت در نشانه ها و شناسایی هر یک در عکاسی مستند و ارتباط میان عکاسی مستند تا عکاسی آمیخته با حس و تکنیک در موقعیت های مستند ، نقش رنگ و خاکستری ها در عکاسی مستند و محیطی کارگری و انباشته از نیروی در جریان فعالیت ، نقش خلاقیت در معرفی یک نگاه نو و … به عنوان ملاک های ارزیابی عکس ها مورد طرح قرار گرفت و در نهایت آثار منتخب همسفران از نگاه حاضرین این نشست با صرف زمان کافی مورد سعی در نقد و تحلیل فنی و بصری و محتوایی قرار گرفت. مسئولیت راهبری جلسۀ نشست نقد تور و ارزیابی آثار عکاسان را « مهدی سروری » عهده دار بوده است . لازم به یادآوری است در این نشست آموزشی رایگان ، عکس ها و نگاه های : امیر جوادیان، اعظم حشمتی، طاهره(شیدا) حیدری ، سیدمحمد موسی زاده، ندا رهگذر ، ابراهیم باقرلو ، فاطمه کلانتری ، مهری راست قدم، آرین جوادیان، مجتبی محسنی، مریم خداوردی، سمیه(بهار) تاجیک، آمنه عبادی و نسرین رستمی مورد تحلیل فنی و بررسی بصری و بحث و گفت و گو قرار گرفت . منبع: پایگاه عکس چیلیک

نسیم طواف زاده: « سرمایه اجتماعی » بنیاد زندگی بشر است

operator 1336

دوسالانه ملی عکس سرمایه اجتماعی از جمله رقابت های عکاسی است که در طی دو دوره برگزار شده تمام سعی خود را معطوف کرده تا به بهترین وجه ممکن ، پاسخگوی حقوق عکاسان و تامین کننده بانک عکس این عنوان وزین باشد. موضوعی ویژه که در فهرست سایر مسابقه های مرسوم عکاسی از جایگاهی متمایز در درک و ثبت برخوردار است و موسسه سبزکاران به عنوان برگزارکننده و محوری ترین حامی این مسابقه با انتشار فراخوان سومین دو سالانه ملی عکس سرمایه اجتماعی ، از اغاز بکار دبیرخانه این دوسالانه خبر داده است. نسیم طواف زاده ، مدیرعامل موسسه سبزکاران در گفت وگویی با واحد اطلاع رسانی دفتر رسانه پایگاه عکس چیلیک با کسب تجربه از دو دوره پیشین، به نکاتی اشاره داشته که برای عکاسان و علاقمندان به شرکت در سومین دوره این رقابت عکاسانه حائز اهمیت است. طواف زاده پیرامون عنوان و موضوع مسابقه معتقد است: « موسسه سبزکاران به عنوان برگزارکننده اصلی این دو سالانه ملی امیدوار است که با معرفی و شناسایی سرمایه اجتماعی ، اثرات و کارکردهایش، توجه مردم را به این مقوله جلب نموده و از این راه اهدافی را دنبال می نماید». ایشان با تاکید بر عنوان « سرمایه اجتماعی » این واژه ترکیبی را چنین تشریح می کند که: اگر ما سرمایه اجتماعی را خمیر مایه پیوند آدم ها به یکدیگر و از عوامل بنیادین آن اعتماد، مشارکت و همدلی بدانیم، در اثر بیش تر دیده شدن سرمایه اجتماعی و بازسازی سرمایه اجتماعی رو به فرسایش نتایج زیر محقق خواهد شد: افزایش فعالیت های واقعی در تشکل های اجتماعی و بالطبع محیط زیستی و نیز افزایش تعداد و کمیت گروه ها میزان مشارکت و همدلی در روستاها افزایش یافته و می توان شرکت تعاونی هایی فعال تر و قویتر ایجاد نمود و در نتیجه فقر و بخصوص فقر روستایی را کاهش داد و قدرت را به روستاییان بازگرداند بطور کلی افزایش سرمایه اجتماعی بهبود وضعیت اقتصادی را نیز بدنبال خواهد داشت که خود سبب بهبود شرایط می شود افزایش سرمایه اجتماعی، شرکت ها نیز بیش تر مسئولیت اجتماعی خود را اجرا می کنند و این به معنی اندیشیدن شرکت ها به مسئولیت های خود در قبال جامعه است مدیرعامل موسسه سبزکاران می گوید: این موسسه فعال در حوزه محیط زیست با اتکا به اصولی که در دستور کار 21 و نیز اهداف توسعه پایدار که کشور به آن متعهد شده است، مبنی بر این که « جوامع و گروه­ های محلی آسان­ترین مجاری را برای مردم فراهم می­ سازند تا علایق خود را ابراز دارند و برای بنای جوامع پایدار و امن دست به عمل بزنند، اما این گونه جوامع نیازمند اختیارات، قدرت و دانش­ اند تا بتوانند اقدام کنند. مردمی که در جوامع خود، برای فعالیت در راه توسعه پایدار متشکل می شوند، صرف نظر از این که جوامع آن­ها ثروتمند، فقیر، شهری، حومه­ نشین یا روستایی باشد، به نیرویی موثر در این راه تبدیل می گردند و اين راهي است كه ما در اين ساليان با توانمندسازي جامعه محلی دنبال كرده­ايم ». سرمایه گذاری بر این دو سالانه را به عنوان یک جشنواره کاملا مستقل و مردمی همچنان ادامه داده است. وی معتقد است که تشکل­ های اجتماعی به عنوان عوامل اثرگذار در امور فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه نقش بسیار ارزنده­ای دارند. آن­ها در توانمندسازی، فرهنگ­سازی در جامعه و شناخت و ریشه­ یابی مسایل اجتماعی و ارایه راه­ حل­ های عملی برای رفع کاستی­ ها، می­ توانند با تقویت خودباوری و به­ کارگیری توان بالقوه نیروی کارآمد قشر عظیمی از مردم، مانع هدر رفتن استعدادها شوند. این تشکل­ ها با در اختیار گذاشتن فرصت مناسبی در برابر داوطلبان، به رشد فکری و بالا بردن توانایی­ های آنان که اثرات مثبت آن در خانواه و جامعه انکار ناشدنی است می­ پردازد. آنان با ایجاد انگیزه در داوطلبان و با استفاده از مدل مدیریت مشارکتی، نقش مهمی در هنجارسازی در جامعه دارند. نسیم طواف زاده افزود: هیات مدیره موسسه سبزکاران معتقد است که « سرمایه اجتماعی »، یکی از مؤلفه های اساسی در توسعه و ثبات کشور است. زیرا که سرمایه اجتماعی ضمن شکل دهی به مجموعه قواعد و قوانین اخلاقی و رفتاری هر جامعه، به رفتار افراد نیز شکل می دهد و کمک می کند تا سرمایه انسانی و سرمایه مادی و اقتصادی بتوانند با هم و در تعامل با یکدیگر، به رشد و پویایی دست یابند. طواف زاده در توضیح گزینه ترکیبی « سرمایه اجتماعی » گفت: سرمایه اجتماعی با استفاده از همانندی ها و همسانی های افراد جامعه از جهات گوناگون، باعث ایجاد روحیه اعتماد متقابل می شود و در خدمت منافع اقتصادی قرار می گیرد و بستر و فضایی ایجاد می کند که ضمن کاهش هزینه های استفاده از نیروهای انسانی، تعامل بین آنها نیز افزایش یابد. سرمایه اجتماعی با قواعد و ارزش های اخلاقی و رفتاری خود در حوزه اقتصاد، افراد را مقید می کند تا در گروه های مختلف اجتماعی با هم به تعامل، مبادله و تصمیم گیری بپردازند. می توان از واژه هایی مانند: اعتماد، امانتداری، نیکوکاری، خیر بودن، صداقت و توجه به ارزش های انسانی – مذهبی در کسب و کار، به عنوان سرمایه های اجتماعی در حوزه اقتصاد یاد کرد که اگر در رفتارها و قواعد و مبادلات اقتصادی و هنجارهای آن حاکم شود، می تواند به شکوفایی و پیشرفت اقتصاد کمک نماید؛ زیرا وجود عاملی به نام اعتماد، موجب شکل گیری گروه هایی می شود که با اطمینان به یکدیگر، در حوزه اقتصاد جامعه فعالیت می کنند. اما بعد از اعتماد می توان از خلاقیت و نوآوری توسط نیروهای انسانی، بعنوان یک سرمایه مهم اجتماعی دیگر، یاد کرد. رشد و توسعه اقتصادی، نیازمند خلاقیت است و مطالعات اقتصادی نشان می دهد که بخش اعظمی از رشد و توسعه اقتصادی هر کشور، با استفاده از این ثروت نهفته، شکل گرفته است. رشد ابداعات و خلاقیت و نوآوری در بهره وری اقتصادی، نقش دارد و باعث می شود از سرمایه های دیگر کشور در حوزه اقتصاد، به نحو مطلوب و مؤثرتری استفاده شود. نسیم طواف زاده مدیرعامل موسسه سبزکاران به عنوان برگزارکننده و محوری ترین حامی دوسالانه ملی عکس سرمایه اجتماعی در پایان از همه عکاسان و هنرمندان و فرهیختگان خواست که به جریان منتهی به این هدف پیوسته و با دقت و به تصویر کشیدن بیش از پیش سرمایه اجتماعی، به بهبود شرایط اجتماعی و زیستی سرزمین مادری کمک نمایند. منبع: پایگاه عکس چیلیک

اهدای نشان به مشکلات صنفی عکاسان مطبوعاتی

operator 1014

منبع: روزنامه شرق – مجید سعیدی مسئولان رسانه‌ای و برخی از بزرگان عکاسی مطبوعات گرد هم آمدند تا نشان عکاس مطبوعاتی را به برگزیدگان انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اهدا کنند. هیئت‌مدیره جدید انجمن صنفی مطبوعات در شاخص‌ترین اقدام خود پس از یک‌سال فعالیت، مراسمی را به مناسبت روز جهانی عکاسي برگزار کرد و با انتخاب هیئت داورانی در بخش‌های مختلف به عکاسان برگزیده خود نشان اهدا کرد. احتمالا هیئت‌مدیره و مسئولان انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی با هدف تشویق عکاسان جوان و رشد کیفی آثار، این مراسم را برگزار کردند، اما در اینجا باید از اعضای محترم هیئت‌مدیره پرسید، کدام بند از اساسنامه این انجمن، برگزاری چنین مراسمی را جزء وظایف دانسته و آیا مهم‌ترین هدف انجمن صنفی، تشویق عکاسان است؟ اگر شما در کسوت جشنواره‌های مطبوعاتی به فکر تشویق عکاسان و رشد کیفی آثار هستید، آیا برگزار‌کنندگان جشنواره‌ها و فستیوال‌های هنری و مطبوعاتی هم باید به فکر بیمه و حق کپی‌رایت و دیگر مشکلات صنفی عکاسان باشند؟ باید به‌دنبال پاسخ این سؤال باشیم که چه کسانی و چه نهادی باید به مشکلات و دغدغه‌های صنفی عکاسان مطبوعاتی بپردازند، اگر قرار باشد مهم‌ترین اقدام انجمن صنفی برگزاری این چنین مراسمی باشد؟ البته نگارنده یادداشت قصد ندارد که با نگاه بدبینانه و ناامید‌کننده به مسائل نگاه کند و مانند شخصیت گلام در کارتون گالیور همه‌چیز را منفی ببیند، اما این واقعیت را هم باید بپذیریم که با تعارفات به نتیجه نمی‌رسیم و به‌جای دورزدن مشکلات، باید سعی کنیم با آن روبه‌رو شویم. در شرایطی که بیشتر عکاسان مطبوعاتی بیمه ندارند، قراردادهای معتبری برای همکاری با رسانه‌ها ندارند، برای گرفتن مجوز عکاسی در سطح شهر مشکلات فراوانی دارند که البته خود مجوز‌ها هم چندان اختیار و آزادی عملی برای فعالیت به آنها نمی‌دهند و بسیار مشکلات صنفی دیگر دارند که من و شما آن را خوب می‌دانیم، آیا اهدای نشان مشکلی از جامعه عکاسی حل می‌کند؟ به نظر می‌رسد هیئت‌مدیره انجمن که در زمان رأی‌گیری، وعده‌های زیادی درخصوص فعالیت بیشتر و حل مشکلات عکاسان را داده بود و هیئت‌مدیره قبلی را متهم به کم‌کاری می‌کرد، اکنون برگزاری این مراسم را نقطه‌عطف وعده‌های خود می‌داند. این در حالی است که مشکلات جامعه عکاسان مطبوعاتی همچنان وجود دارند؛ مشکلاتی مانند مسئله وام خانه، مجوز برای فعالیت، بیمه وسایل و تجهیزات، حل مشکلات حقوقی در صورت دستگیری عکاس‌ها یا سرقت تجهیزات عکاسی و… که جزء دغدغه‌های همیشگی عکاسان مطبوعاتی بوده و هست. بارها در شهرستان‌ها و شهرهای کوچک عکاسانی را دیدم که سال‌ها بدون بیمه، بدون کارت خبرنگاری و مجوزهای لازم و بدون دستمزد کافی کار می‌کردند. درحالی‌که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در یک سال گذشته، بارها اعلام کرده است که از نهاد یا مؤسسه‌ای که بیمه عکاسان و روزنامه‌نگاران را بر عهده بگیرد، حمایت خواهد کرد، اما سؤال اینجاست که چرا تاکنون انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی اقدامی در این خصوص انجام نداده و هنوز هم اولویتی به این مهم نمی‌دهد؟ آیا بهتر نیست برگزاری چنین جشنواره و مراسمی را به دیگران واگذار کنیم که البته تعدادشان هم در ایران کم نیست و همان‌طور که می‌دانید ایران کشور جشنواره‌های عکس است. البته انجمن‌های صنفی در کشور ما همواره با محدودیت‌هایی روبه‌رو بوده‌اند و نمی‌توانستند مشکلات اعضای خود را به طور کامل برطرف کنند. انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی هم از این قاعده مستثنا نبوده و حتی در دوره قبل هم این مشکلات را داشته است، اما مسئله اینجاست که اگر وقت، هزینه و انرژی انجمن‌های صنفی در جهت به‌دست‌آوردن راهکاری برای رفع موانع و مشکلات صرف شود، بهتر است یا تغییر مسیر فعالیت و فیلد کاری؟ وقتی یک سال پیش برخی از عکاسان مطبوعاتی انتقادهایی را علیه هیئت‌مدیره سابق انجمن صنفی مطرح کردند و هیئت‌مدیره قبلی را برای حل مشکلات عکاسان ناکارآمد می‌دانستند، انتظار می‌رفت که هیئت‌مدیره جدید، مشکلات صنفی عکاسان را حل کند؛ هرچند که به‌تدریج و آهسته صورت پذیرد. اما اکنون پس از یک‌سال از انتخاب هیئت‌مدیره جدید که با هدف تغییر و حل مشکلات موجود انتخاب شده‌اند، روز جهانی عکاسی همه‌دور هم جمع می‌شویم تا میان خود مدال و نشان توزیع کنیم؛ بعد هم همه دوباره سراغ زندگی‌هایمان می‌رویم، با همان مشکلات و دغدغه‌های صنفی‌ای که داشتیم. درحالی‌که جشنواره‌های هنری و مطبوعاتی در داخل و خارج از کشور سال‌هاست که آثار برگزیده را جمع‌آوری می‌کنند و با اهدای جایزه و تندیس در جهت بالابردن سطح کیفی آثار هنری فعال هستند، حالا باید به یک مراسم پراشکال با یک نشان بی‌پشتوانه انجمن صنفی که معلوم نیست سال بعد باشد یا نباشد و دوره‌های بعد باشد یا نباشد، دلخوش باشیم؟ درواقع وقتی اکنون یادی از مراسم دوره‌های قبل و تلاش مسئولان قبلی نمی‌کنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم دوره‌های بعد هم این مراسم و این تلاش‌ها را فراموش نکنند و این رویه را ادامه دهند. نکته دیگری که درخصوص این مراسم باید به آن اشاره کرد این است که معیار قضاوت برای اهدای این نشان چه بود؟ در شرایطی که بسیاری از عکاسان به صورت فری‌لنس یا آزاد کار می‌کنند، امکان بررسی و قضاوت همه آثار استفاده‌شده در رسانه‌ها وجود داشت؟ آیا فراخوان عمومی برای ارسال اثر به عکاسان داده شده بود؟ بنابراین در شرایطی که تنها بخشی از آثار مورد بررسی قرار گرفته است، نمی‌توان نتیجه این مراسم را بر اساس قضاوت بر کل رویداد تصویر مطبوعاتی کشور دانست. در پایان باید گفت هرچند که تلاش و زحمت برگزار‌کنندگان مراسم و خصوصا داوران که ساعت‌ها وقت گذاشتند تا آثار برگزیده را انتخاب کنند، جای قدردانی دارد، اما درکل توقع از هیئت‌مدیره انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی این است که به اجرای اساسنامه خود که حمایت صنفی از عکاسان است بپردازد و از شعار بپرهیزد.

بنر کتاب عکس

لایت روم